اعضای محترم تقویت هوش مالی سلامامیدوارم که همیشه شاد و خندان و پر انرژی باشید.رسالت ما، آموزش شما در زمینه موفقیت مالی و بحران های اجتماعی می باشد. که ان شاءالله با موج انبوهی از ایده های مثبت در خدمت شما خواهیم بود.با سپاس
۷:۴۹
ویروسهای ذهن منچه در رابطه با کارمند یا مدیری اعصاب خورد کن در محیط کار باشید یا در رفاقتی چندین ساله با یک دوست و یا در حال گذراندن شیرینترین روزهای عمرتان با همسر یا نامزد عزیزتان، حتما پیش آمده در این رابطهها برای لحظاتی دچار تعارض و درگیری با طرف مقابل خود شدهاید. شاید برایتان جالب باشد بدانید، خیلی از این مواقع خطاهایی که در فکر ما پدید میآید باعث به وجود آمدن این دلخوریها در رابطهها میشود. این خطاها افکار منفی هستند که به ذهن ما هجوم میآورند و مانند ویروسهای یک کامپیوتر به سیستم پردازش فکر ما نفوذ میکنند و آن را از کار میاندازد. در این مواقع است که درست نمیتوانیم در لحظههای مشاجره با طرف مقابل تصمیم بگیریم که چه واکنش درستی را باید نشان دهیم. شناختن این ویروسها به ما کمک میکند تا ببینیم ذهن ما بیشتر مواقع دچار چه خطاهایی میشود و مهمتر از همه یاد بگیریم از حضور این ویروسهای ذهن خودمان در رابطه با دیگران جلوگیری کنیم.
خطاهای فکر شامل چه چیزهایی هستند؟
خطاها یا همان افکار منفی که ناخواسته به ذهن ما هجوم میآورد، به محض باز شدن نخستین مسیر، وارد ذهن من و شما میشوند. آنها کمک میکنند تا بدبینیها و نگرانیها به واقعیت تبدیل شوند. خطای فکری را تصور کنید که مدام در ذهن شما میگوید: «من میدانم که در امتحان روز شنبه موفق نخواهم شد». طبیعی است این فکر، انرژی، انگیزه، روحیه و تمرکز شما را از بین میبرد و حتی زمانی که تصمیم میگیرید درس بخوانید و مطالعه کنید، کمترین کارایی را خواهید داشت. پس اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، خطاهای فکری یا همان ویروسهای ذهن بدون اجازه وارد ذهن ما میشوند و سریعتر از آنچه فکرش را بکنید هر آنچه اضطراب و نگرانی و فکرهای منفی است را برای شما به جای میگذارند و اجازه درست فکر کردن را از شما میگیرند.
افکار منفی ذهن چه شکل و شمایلی دارند؟
این خطاهای فکری صداهایی هستند که مدام در ذهن و فکر خود میشنوید و گاهی آنقدر تکرار میشوند که شما را مجبور میکنند به حرفشان گوش کنید. بیرون کردن این صداهای مزاحم و توجه نکردن به آنها بسیار سخت و دشوار است و چنان انرژی از شما میگیرد که چارهای جز تسلیم شدن در دام افسردگی و اضطراب آنها در خود نمیبینید. بیایید با هم برخی از این افکار منفی را مرور کنیم و به حرفهایشان گوش دهیم:
او هیچوقت به من گوش نمیدهد.امروز روز خوبی بود، اما دلیل نمیشود فردا و پس فردا هم، همینطور باشد.او من را دوست ندارد.او مواظب من نیست.من تجسم واقعی یک «بازنده» هستم.این اشتباه اوست.چه لزومی دارد این افکار را شناسایی کنیم؟
قبل از هر چیز باید باور داشته باشیم که افکار و احساسات ما «واقعی» هستند. درست مثل خانه و ماشین و کیف و کتاب و دست و پای ما. باید به خاطر داشته باشیم که افکار ما و احساساتی که در اثر آنها به وجود میآیند، سینگالهای الکتریکی متفاوتی را در مغز ایجاد میکنند و تک تک سلولهای بدن ما را تحت تأثیر قرار میدهند. آیا جز این است که در زمان عصبانیت، معده کمتر کار میکند و مغز بیشتر از پیش متمرکز میشود؟ آیا جز این است که در زمان افسردگی، افق فکر کردن و برنامهریزی ما کوتاهتر میشود؟ آیا جز این است که در شرایط اضطراب و ابهام، دستهای ما عرق میکند و پیشانی ما خیس میشود؟ پس فکرها و حسهایی که در مغز ما شکل میگیرند، کاملاً واقعی هستند. درست مثل همه چیزهای واقعی در اطرافمان. پس باید سعی کنیم اول از همه افکار خود را شناسایی کنیم و بعد از آن ویروسهایی که ممکن است ذهن ما را آلوده کند بشناسیم. پس بهترین تشبیه این است که به این افکار منفی، به چشم یک «ویروس ذهنی» نگاه کنید. یادتان باشد این ویروسها واقعی هستند، بر روی فکر و ذهن ما تأثیر میگذارند، اما حرفهایی که میزنند الزاما واقعی نیستند.
خطاهای فکر شامل چه چیزهایی هستند؟
خطاها یا همان افکار منفی که ناخواسته به ذهن ما هجوم میآورد، به محض باز شدن نخستین مسیر، وارد ذهن من و شما میشوند. آنها کمک میکنند تا بدبینیها و نگرانیها به واقعیت تبدیل شوند. خطای فکری را تصور کنید که مدام در ذهن شما میگوید: «من میدانم که در امتحان روز شنبه موفق نخواهم شد». طبیعی است این فکر، انرژی، انگیزه، روحیه و تمرکز شما را از بین میبرد و حتی زمانی که تصمیم میگیرید درس بخوانید و مطالعه کنید، کمترین کارایی را خواهید داشت. پس اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، خطاهای فکری یا همان ویروسهای ذهن بدون اجازه وارد ذهن ما میشوند و سریعتر از آنچه فکرش را بکنید هر آنچه اضطراب و نگرانی و فکرهای منفی است را برای شما به جای میگذارند و اجازه درست فکر کردن را از شما میگیرند.
افکار منفی ذهن چه شکل و شمایلی دارند؟
این خطاهای فکری صداهایی هستند که مدام در ذهن و فکر خود میشنوید و گاهی آنقدر تکرار میشوند که شما را مجبور میکنند به حرفشان گوش کنید. بیرون کردن این صداهای مزاحم و توجه نکردن به آنها بسیار سخت و دشوار است و چنان انرژی از شما میگیرد که چارهای جز تسلیم شدن در دام افسردگی و اضطراب آنها در خود نمیبینید. بیایید با هم برخی از این افکار منفی را مرور کنیم و به حرفهایشان گوش دهیم:
او هیچوقت به من گوش نمیدهد.امروز روز خوبی بود، اما دلیل نمیشود فردا و پس فردا هم، همینطور باشد.او من را دوست ندارد.او مواظب من نیست.من تجسم واقعی یک «بازنده» هستم.این اشتباه اوست.چه لزومی دارد این افکار را شناسایی کنیم؟
قبل از هر چیز باید باور داشته باشیم که افکار و احساسات ما «واقعی» هستند. درست مثل خانه و ماشین و کیف و کتاب و دست و پای ما. باید به خاطر داشته باشیم که افکار ما و احساساتی که در اثر آنها به وجود میآیند، سینگالهای الکتریکی متفاوتی را در مغز ایجاد میکنند و تک تک سلولهای بدن ما را تحت تأثیر قرار میدهند. آیا جز این است که در زمان عصبانیت، معده کمتر کار میکند و مغز بیشتر از پیش متمرکز میشود؟ آیا جز این است که در زمان افسردگی، افق فکر کردن و برنامهریزی ما کوتاهتر میشود؟ آیا جز این است که در شرایط اضطراب و ابهام، دستهای ما عرق میکند و پیشانی ما خیس میشود؟ پس فکرها و حسهایی که در مغز ما شکل میگیرند، کاملاً واقعی هستند. درست مثل همه چیزهای واقعی در اطرافمان. پس باید سعی کنیم اول از همه افکار خود را شناسایی کنیم و بعد از آن ویروسهایی که ممکن است ذهن ما را آلوده کند بشناسیم. پس بهترین تشبیه این است که به این افکار منفی، به چشم یک «ویروس ذهنی» نگاه کنید. یادتان باشد این ویروسها واقعی هستند، بر روی فکر و ذهن ما تأثیر میگذارند، اما حرفهایی که میزنند الزاما واقعی نیستند.
۱۶:۳۵
شناسایی ویروسهای ذهن و راهکارهای مقابله با آنها
میتوانیم فرض کنیم این ویروسهای ذهن از هشت دسته مختلف هستند. بیایید هر یک از آنها را مرور کنیم…
۱-«ویروس همیشه / هرگز / همه / هیچکس»: این ویروس به محض اینکه کمی سطح انرژی و تمرکز ذهنی ما کاهش پیدا کند به سراغ ما میآید. میتوانیم این ویروس را ویروس تعمیم دادن هم بنامیم. «او همیشه به من بیتوجهی میکند. هیچکس به من و آرامش من فکر نمیکند. همه از من سو استفاده استفاده میکنند. هر وقت به سراغ فلانی رفتم به من پاسخ رد داده است…». اینها همه صداهای ویروس تعمیم دادن در ذهن ما هستند. در این شرایط، کافی است از خودمان یک بار دیگر بپرسیم: «واقعاً همیشه اینطور بوده است؟ واقعاً همه اینگونه بودهاند؟ یعنی هرگزاین اتفاق نیفتاده است؟»
۲-«ویروس تمرکز بر نکات منفی»: ما از تمام رویدادهای خوب صرف نظر میکنیم و تنها اتفاقات، رویدادها، احساس و انگیزههای منفی را مورد توجه قرار میدهیم. گاه کارمندانی را میبینم که دهها جمله و تعریف و سخنان خوب از رئیس خود شنیدهاند و به راحتی فراموش کردهاند، اما یک توهین یا حرف اشتباه عمدی یا سهوی رئیس را نمیتوانند به فراموشی بسپارند. در این زمان میتوانیم از بازی شاد بودن استفاده کنیم. تلاش میکنیم در هر رویدادی دنبال آن جنبههای مثبتی بگردیم که قبلا مورد توجه قرار ندادهایم.
میتوانیم فرض کنیم این ویروسهای ذهن از هشت دسته مختلف هستند. بیایید هر یک از آنها را مرور کنیم…
۱-«ویروس همیشه / هرگز / همه / هیچکس»: این ویروس به محض اینکه کمی سطح انرژی و تمرکز ذهنی ما کاهش پیدا کند به سراغ ما میآید. میتوانیم این ویروس را ویروس تعمیم دادن هم بنامیم. «او همیشه به من بیتوجهی میکند. هیچکس به من و آرامش من فکر نمیکند. همه از من سو استفاده استفاده میکنند. هر وقت به سراغ فلانی رفتم به من پاسخ رد داده است…». اینها همه صداهای ویروس تعمیم دادن در ذهن ما هستند. در این شرایط، کافی است از خودمان یک بار دیگر بپرسیم: «واقعاً همیشه اینطور بوده است؟ واقعاً همه اینگونه بودهاند؟ یعنی هرگزاین اتفاق نیفتاده است؟»
۲-«ویروس تمرکز بر نکات منفی»: ما از تمام رویدادهای خوب صرف نظر میکنیم و تنها اتفاقات، رویدادها، احساس و انگیزههای منفی را مورد توجه قرار میدهیم. گاه کارمندانی را میبینم که دهها جمله و تعریف و سخنان خوب از رئیس خود شنیدهاند و به راحتی فراموش کردهاند، اما یک توهین یا حرف اشتباه عمدی یا سهوی رئیس را نمیتوانند به فراموشی بسپارند. در این زمان میتوانیم از بازی شاد بودن استفاده کنیم. تلاش میکنیم در هر رویدادی دنبال آن جنبههای مثبتی بگردیم که قبلا مورد توجه قرار ندادهایم.
۱۶:۳۶
۳-«ویروس پیشگو»: این ویروس بدترین نتیجه قابل تصور را برای شما پیشبینی میکند. این ویروس میداند که شما در کسب و کار جدیدتان شکست خواهید خورد. میداند که شخصی که پشت تلفن است، پس از قطع شدن تماس، به شما ناسزا خواهد گفت. میداند که مشتری از شما خرید نخواهد کرد و… این ویروسها معمولا باعث میشوند، احتمال به وقوع پیوستن رویدادهای بد، افزایش یابد. همچنین زمینه لذت بردن از اتفاقهای خوب را نیز از بین میبرند. همیشه به یاد داشته باشیم که اگر میتوانستیم آینده را به این شفافیت و وضوح ببینیم، الان جای دیگری بودیم!
۴-«ویروس ذهن خوان»: این ویروس در مغز شما زمزمه میکند که «من میدانم او الان در ذهن خود راجع به تو چه میگوید» ویا «من دقیقا میفهمم الان در مغز او چه میگذرد» و جملاتی از این دست. این جملات باعث میشوند اثر ارتباط و تبادل پیام در گفتگو و ارتباطات شما کمرنگتر شود. وقتی که فکر کنی میدانی طرف مقابل چه میخواهد، کمتر به گفتهها و زبان بدن و علائم چهره طرف مقابل دقت میکنید. اگر هم دقت کنید فقط پیامهایی را دریافت میکنیم که با پیشفرضهای ما، تطبیق داشته باشد و این به معنای نابودی یک ارتباط دو طرفه است.
۴-«ویروس ذهن خوان»: این ویروس در مغز شما زمزمه میکند که «من میدانم او الان در ذهن خود راجع به تو چه میگوید» ویا «من دقیقا میفهمم الان در مغز او چه میگذرد» و جملاتی از این دست. این جملات باعث میشوند اثر ارتباط و تبادل پیام در گفتگو و ارتباطات شما کمرنگتر شود. وقتی که فکر کنی میدانی طرف مقابل چه میخواهد، کمتر به گفتهها و زبان بدن و علائم چهره طرف مقابل دقت میکنید. اگر هم دقت کنید فقط پیامهایی را دریافت میکنیم که با پیشفرضهای ما، تطبیق داشته باشد و این به معنای نابودی یک ارتباط دو طرفه است.
۱۶:۳۷
۵-«ویروس احساسی»: این ویروس با شما حرف میزند و میگوید: «من حس میکنم این کار خوبی است…» و «حس من میگوید که او دروغ میگوید» و دهها جمله دیگر از این نوع. احساسات پدیده پیچیدهای هستند. احساسات معمولا ریشههای عمیقی در خاطرات گذشته ما دارند. بعضی وقتها هم به ما دروغ میگویند. اما اکثر انسانها عادت کردهاند به صدای ویروس احساسی خود گوش دهند و از او دلیل نخواهند. عادت کنید از ویروسهای احساسی خود دلیل بخواهید و بیدلیل، به هیچیک از گفتههای آنها گوش ندهید.
۶-«ویروس بایدها»: «تو باید…». «توباید درس بخوانی». «تو باید الان به … زنگ بزنی». قسمت عمدهای از زندگی ما را این «تو باید…» ها شکل میدهند. تا حدی که میتوانید باید این صدا را به صدای «من میخواهم…» تغییر دهید. وظیفهای که از اجبار انجام میشود نه اراده، به هیچکس سودی نخواهد رساند.
۷-«ویروس برچسب گذار» زمانی که صفتی منفی را به دیگران نسبت میدهید، جملات این ویروس را تکرار میکنید. او احمق است. او ساده لوح است. او مغرور است. او دیوانه است. هیچیک از ما آنقدر قدرتمند و شخصیتشناس نیستیم که با مشاهده چند حرف و رفتار بتوانیم به سادگی روی دیگران برچسب بگذاریم. ما جای آنها نبودهایم تا بدانیم که اگر ما بودیم، با همان دانش و با همان گذشته و با همان تجربیات، آیا همان رفتار و گفتار را داشتیم یا نه. این برچسبها تعامل و گفتگو را بهتر نمیکنند، اما به سادگی میتوانند مانع آن شوند.
۸-«ویروس مقصریاب»: این ویروس همه جا به دنبال مقصر میگردد. واقعیت این است که دانستن یا ندانستن مقصر نمیتواند هیچ کمکی به رفع مشکلات بکند اما میتواند روند جستجوی راه حل را به شدت کند نماید. ویروس مقصر اگر دیگران را مقصر اعلام کند، مسئولیت بهبود شرایط را از شما سلب میکند و اگر شما را مقصر اعلام کند انگیزه بهبود شرایط را از شما میگیرد. قسمت عمدهای از زندگی ما را این قضاوتهایی که در مورد کارهای دیگران داریم یا در مورد قصور و تقصیرهای خود داریم شکل میدهند. تا حدی که میتوانید باید این صدا را به صدای «من در آینده میخواهم…» یا «به او می گویم که در آینده…» تغییر دهید.
۶-«ویروس بایدها»: «تو باید…». «توباید درس بخوانی». «تو باید الان به … زنگ بزنی». قسمت عمدهای از زندگی ما را این «تو باید…» ها شکل میدهند. تا حدی که میتوانید باید این صدا را به صدای «من میخواهم…» تغییر دهید. وظیفهای که از اجبار انجام میشود نه اراده، به هیچکس سودی نخواهد رساند.
۷-«ویروس برچسب گذار» زمانی که صفتی منفی را به دیگران نسبت میدهید، جملات این ویروس را تکرار میکنید. او احمق است. او ساده لوح است. او مغرور است. او دیوانه است. هیچیک از ما آنقدر قدرتمند و شخصیتشناس نیستیم که با مشاهده چند حرف و رفتار بتوانیم به سادگی روی دیگران برچسب بگذاریم. ما جای آنها نبودهایم تا بدانیم که اگر ما بودیم، با همان دانش و با همان گذشته و با همان تجربیات، آیا همان رفتار و گفتار را داشتیم یا نه. این برچسبها تعامل و گفتگو را بهتر نمیکنند، اما به سادگی میتوانند مانع آن شوند.
۸-«ویروس مقصریاب»: این ویروس همه جا به دنبال مقصر میگردد. واقعیت این است که دانستن یا ندانستن مقصر نمیتواند هیچ کمکی به رفع مشکلات بکند اما میتواند روند جستجوی راه حل را به شدت کند نماید. ویروس مقصر اگر دیگران را مقصر اعلام کند، مسئولیت بهبود شرایط را از شما سلب میکند و اگر شما را مقصر اعلام کند انگیزه بهبود شرایط را از شما میگیرد. قسمت عمدهای از زندگی ما را این قضاوتهایی که در مورد کارهای دیگران داریم یا در مورد قصور و تقصیرهای خود داریم شکل میدهند. تا حدی که میتوانید باید این صدا را به صدای «من در آینده میخواهم…» یا «به او می گویم که در آینده…» تغییر دهید.
۱۶:۳۷
تمرین روزانه برای خلاصی از ویروسهای ذهن(عطیه رضایی)
هر روز زمانی از اوقات خود را به این بگذرانید تا ببینید چه تعداد از ویروسهای ذهن شما فعال است؟ این ویروسهای ذهن هم دقیقا مانند ویروسهای واقعی هستند. اگر در ذهن شما باشند و ببینند کسی به آنها توجه نمیکند، هر لحظه ویروسهای بیشتری به جمعشان افزوده میشود. تا حدی که فرصت و انرژی را برای انجام سادهترین فعالیتهای روزانه نیز از شما گرفته میشود. اگر میخواهید تمام مغز شما از هیاهوی این ویروسها پر نشود، حتما باید به هر یک از آنها و صدای آنها توجه کنید و قبل از اینکه انعکاس صدای آنها تمام ذهن شما را پر کند، بکوشید تا گفته آن ویروسها را زیر سؤال ببرید. متأسفانه ما ترجیح میدهیم این افکار را سرکوب و یا به آنها بیتوجهی کنیم اما این کار باعث از بین رفتن ویروسهای ذهن نمیشود بلکه باعث زیاد شدن آنها میشود.
پس اگر خواهان ارتباط خوب و موثر با دیگران هستید و از کشمکش روزانه با دیگران خسته شدهاید، در روزهای آینده، بیشتر از همیشه به افکار خود توجه کنید و ببینید در ذهن شما بیشتر محل رفت و آمد کدام ویروس است؟ یک بار برای همیشه تصمیم بگیرید: ذهن شما محل زندگی ویروسهاست یا افکار خوب و کارآمد!
هر روز زمانی از اوقات خود را به این بگذرانید تا ببینید چه تعداد از ویروسهای ذهن شما فعال است؟ این ویروسهای ذهن هم دقیقا مانند ویروسهای واقعی هستند. اگر در ذهن شما باشند و ببینند کسی به آنها توجه نمیکند، هر لحظه ویروسهای بیشتری به جمعشان افزوده میشود. تا حدی که فرصت و انرژی را برای انجام سادهترین فعالیتهای روزانه نیز از شما گرفته میشود. اگر میخواهید تمام مغز شما از هیاهوی این ویروسها پر نشود، حتما باید به هر یک از آنها و صدای آنها توجه کنید و قبل از اینکه انعکاس صدای آنها تمام ذهن شما را پر کند، بکوشید تا گفته آن ویروسها را زیر سؤال ببرید. متأسفانه ما ترجیح میدهیم این افکار را سرکوب و یا به آنها بیتوجهی کنیم اما این کار باعث از بین رفتن ویروسهای ذهن نمیشود بلکه باعث زیاد شدن آنها میشود.
پس اگر خواهان ارتباط خوب و موثر با دیگران هستید و از کشمکش روزانه با دیگران خسته شدهاید، در روزهای آینده، بیشتر از همیشه به افکار خود توجه کنید و ببینید در ذهن شما بیشتر محل رفت و آمد کدام ویروس است؟ یک بار برای همیشه تصمیم بگیرید: ذهن شما محل زندگی ویروسهاست یا افکار خوب و کارآمد!
۱۶:۳۹
اینها عادتهای بدی هستند که اگر میخواهید دیگران به شما گوش دهند، باید از آنها بپرهیزید. جولیان ترژر این عادتها را «۷ گناه مرگبار صحبت کردن» مینامد:۱– غیبت کردن: به نظر میرسد که از دیگران به بدی یاد کردن یک عکسالعمل زنجیرهای دارد. اگر شما غیبت کنید، ممکن است خودتان را بدنام کنید و به دیگران برای غیبت کردن در مورد خودتان انگیزه دهید.
۲- قضاوت کردن: ترژر میگوید، اگر شما مکالماتتان سرشار از قضاوت کردن در مورد دیگران باشد، باعث میشوید که کسی که دارد با شما صحبت میکند به طور خودآگاه فکر کند که او هم در معرض قضاوت است. ممکن است آنها نیز از اینکه به شما نزدیک شوند بترسند و یا کلا از شما دوری بجویند.
۳- منفی بودن: او میافزاید «مادر من در سالهای آخر عمرش خیلی خیلی منفی بود، شنیدن آنهمه حرف منفی خیلی سخت بود. یادم میآید یک روز به او گفتم امروز اول اکتبر است، در جواب من گفت، وحشتناک نیست؟» اینکه شما انتخاب کنید که خوشبین باشید باعث میشود که برای یک مکالمه لذتبخشتر باشید. به علاوه برای سلامتی خودتان هم بهتر است.
۴- شکایت کردن: شکایت کردن به سادگی به یک عادت تبدیل میشود، شما به عنوان کسی که از وضع هوا، اخبار، کار و هر چیز دیگری شکایت دارد شناخته میشوید. ترژر به این میگوید «بیچارگی ویروسی.»
۵- بهانه تراشیدن: ترژر میگوید بعضیها دچار «تقصیرپراکنی» هستند. آنها وقتی که با شکست مواجه میشوند، تقصیر را گردن هرچیزی یا کسی به غیر از خودشان میاندازند. با اینکه ممکن است دیگران از کنار بهانههای گهگاه بگذرند، همیشگی بودن این کار نشاندهنده این است که شما مسئولیت رفتار خودتان را نمیپذیرید.
۶- مبالغه کردن: به گفته ترژر، مبالغه «ارزش زبان گفتاری را پایین میآورد.» تهییج و نمایشی بودن در حقیقت نوعی دروغگویی است و «ما نمی خواهیم با کسانی که میدانیم دروغ میگویند صحبت کنبم.»
۷- متعصب بودن: بسیار خطرناک است وقتی که نظرات و حقایق با هم اشتباه گرفته میشوند. هیچ کس دوست ندارد با نظراتی بمباران شود که جوری بیان میشوند انگار که عین حقیقت هستند.
۲۳:۱۶