بله | کانال تسبیح ۱۸ (واژه ها)
عکس پروفایل تسبیح ۱۸ (واژه ها)ت

تسبیح ۱۸ (واژه ها)

۱۹۲ عضو
واژه ۲۲۵
لغو هر سخن یا عملی است که غیر عاقلانه‌ و غیر ضروری است که با غفلت از در محضر خدا بودن ابراز می‌شود و هیچ فایده و سود ماندگاری برای طرفین ندارد.
لغو هر سخن یا عملی است که غیر عاقلانه‌ و غیر ضروری است که با غفلت از در محظر خدا بودن ابراز می‌شود و هیچ فایده و سود ماندگاری برای طرفین ندارد.
undefinedواژه: #لغو

۹:۵۹

واژه ۲۲۶
بَين: میان یا مقابل مصدر و اسمی است برای جدا کردن و وضوحِ چیزی از چیزهای دیگر و جداکننده موقعیتی از  موقعیت‌های دیگر، كه از آنها رفعِ ابهام  نیز می كند.لذا از آن مفهوم توسط یعنی فاصله میان دو چیز فهمیده می شود.
یُدْعَوْنَ إِلى کِتابِ اللَّهِ لِیَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ... آل عمران ۲۳
تبَيّن ، یَتَبَيّن: در باب: تفعّلَ یتفعّلُ یعنی با بررسی و بازرسی، روشن‌شد.  روشنی را پذیرفت. دیده‌شد و واضح و آشكار شد. و ابهام آن برطرف شد.یُبَيّن:ُ باب تفعیل تدریجاً روشن و جدا‌کرد یا واضح‌می‌کند.تبیینِ معلمین، دروس را برای افرادِ عاقل روشن و آنها را عاقل‌تر می كند.شاهدی كه إتّهام را إثبات یا ردّ می كند، بیّنه می گویند.بدون بیّنه، هدایت و گمراهی‌ افراد معلوم نمی شود.... تبيين آیات، تعهّدآور است و مردم باید با آنها به تفكّر، تعقّل، تذکّر، تشكّر و تقوا  برسند‌ تا به راه‌حقّ، هدایت شوند.
آیا بعد از خواندن قرآن، تَعْقِلُونَما به‌:تَشْكُرُونَ و يَتَذَكَّرُونَ تَتَفَكَّرُونَ ووَ نتَهْتَــدون و يَتَّقُونَ و می رسيم؟
در نظامِ حکیمانه الهی با اینهمه آیات و بيّنات، از انسانِ دارایِ توانائیِ بيان و تفهّم و تفهيم، هیچ تفرقه و اختلافی در خانواده و جامعه، پذیرفتنی نیست.
مُبين: اسم فاعل از باب افعال یعنی:  روشن، واضح.اِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبينٌ. قصص ۱۵زیرا شیطان برای هر عاقلی دشمنى گمراه كننده و آشکار است.و مُبین بودن‌خداوند یعنی‌ او حقیقتی بدیهی و بی حجاب و پوشش، و قابل درك برای همه است كه  مجهول نمی شود اما مورد‌غفلت قرار می گیرد.
كتاب مُبين یعنی:‌ مجموعه جامع و كاملی كه معجزه‌بودنش‌روشن‌است‌‌ و همه احكام‌زندگی را آشكار‌می‌کند‌ و حقّ را از باطل وصالح را از فساد‌‌ و رُشد را از غَیّ و هدایت را از ضلالت و سعادت را از شقاوت‌، جدا می‌کند. كتاب روشن و آشکاری كه انسان را با رهنمودهایش در مسیر هدایت قرار می دهد.
تبيان: مصدری است برای مبالغه و شدّت در‌ آشكارسازی حقایقِ پنهان در هر‌چیزی
بیان، توانائیِ جداسازی حقّ از باطل  برای:۱ـ تفهُّمِ آیات و ايمان آوردن به آنها، ۲ـ تفهیمِ بيّنات به دیگران و إقناعِ آنها،۳ـ رفعِ هر ابهام و حلِّ همه مسائل است.قدرتِ بیان ثمره تبعيت از نورِ حقّ است.
پس خداوند قدرتِ بیان را به انسان دادتا او به عنوان خلیفه خدا هر ابهامی را در زندگیِ خود و دیگران‌با ‌نورِ قرآن، روشن و برطرف كند.و به خاطرِ تعلیمِ بیان به انسان، کلام و رفتار و إدعایِ انسان، هرگز نباید مبهم و  لغو و گنگ و غير عقلانی و غير منطقی  باشد.بیان، توانائی ابراز حقّانيت هر چیزی است. بيان فقط برای خداباوران است كهبا تفكّر و تعقّل، نورِ حقّ را می یابند.هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقینَ آل عمران/ ۱۳۸
پس انسان به خاطر داشتنِ قدرتِ بیان  باید:دروغ نگوید،  نيّتِ باطل نداشته باشد،ظالم نباشد و دنبالِ رذائل نرود.بُخل و كينه و حسادت نداشته باشد.إبلیس هزاران سال در إبهام عبادت كرد.
بنابراین:طلاق، نتیجه ابهام در روابطِ زوج است.هر نوع توقّع از والدین، همسر، فرزند و مخلوق، و هر ریا و شرک و كفر و نفاقی،نشانه ابهام با خود و فعّال نبودنِ بيان  است.
بيانِ تعلیم شده به انسان، دو جنبه  دارد:۱ـ قدرتِ تفهُّم: برای دریافت‌و فهم‌ِ بيّنات ۲ـ قدرتِ تفهيم: بيّنات و إقناعِ دیگران.
در نظامِ حکیمانه الهی، برای انسانی كه قدرتِ تفهّم « دارد، تفرقه و اختلاف در خانواده و جامعه، بعد از إرائه بيّنات، پذیرفتنی نیست.
undefined واژه: #بیان #تبیان
(برگرفته از ج۲ مفاهیم قرآن ۲۲ مهر۱۴۰۳)

۱۰:۰۰

واژه ۲۲۷
أبكم فردی متوقّفِ در  تاریكی است،كه اگر در هر زمینه ای حرف‌بزند‌، سخنانش، لغو و بيهوده و مُضر است، و عقل و منطق و عواطفِ انسانی او راو هیچ حقّی را آشكار و روشن نمی كند.
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَرْجِعُونَ. بقره/ ۱۸
مبهم هر حرف یا رفتار یا ادعایی است كه هیچ دلیل‌ِعلمی و عقلی و منطقی ندارد و بر مبنای خيال و ریاکاری ابراز می شوند. مثل:  مُدگرایی و چشم‌ و‌ هم چشمی كه نشانه احساسِ حقارتِ پنهان  است.مبهم یعنی تاریك، لذا مأموریتِ أنبیاء الهی و كتابهای آسمانی، تبیین و رهائی‌ بشر از تاریكی به سمت نور بوده اند.
بهیمه مخلوقی كه مثل حیوان بيان  ندارد. زیرا نعره و صوت او مبهم و  هر‌روزِ  او با هم برابر است.
انسانی كه بيان دارد، قلم، حرف، قیام و قعود و زندگیش، معنایِ روشنی دارد. اما حیوان، بهيمه است، چرا؟ چون نعره و صوت و صدایش مبهم است و معنا و ادبیاتی ندارد. لذا قرآن افراد کوردل و کر و لال را  كَالْأَنْعامِ می نامد، زیرا سر و تهِ حرف و زندگی آنها معنایی ندارد و روشن نیست.
افرادی كه با عقل و منطق و وجدان  خود، فاصله دارند و از حقّ گریزانند، بهيمه و تابعِ نفسانیتِ درّنده‌خویِ خویشند، و هر نوع نامردی، خیانت، خباثت، دنائت، رذالت و شرارتی برایشان طبيعی است.
اگر تفكّر و تعقل و تفهّمِ انسان، فعّال  نباشد، نه تنها از بيّنات بهره ای نمی برد بلکه آنها را انكار هم می كند‌ و از حدّ طبیعی و عقلی و شرعی خارج می شود.
undefined واژه: #ابکم #مبهم #بهیمه
(برگرفته از ج۲ مفاهیم قرآن ۲۲ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۴

#واژه_۲۲۸
مَلِك، فرمانروایِ مسلّطی است که همه اختیارِ همه عوامل زیر دست خود را و هستی آنها را در إختیارِ خود دارد و می تواند در هستی و چیستی آنها تصرّف کند.از منظرِ قرآن، چون خداوند خالق همه چیز است:اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ وَکیلٌ. زمر ۶۲پس مالكِ همه چیز جهان، فقط خداوند است:لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى. طه ۶وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا یَسْتَحْسِرُونَ. أنبیاء ۱۹
undefined واژه: #ملک
(برگرفته از ج۲ زندگی از منظر سوره جمعه ۲۳ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۵

#واژه_۲۲۹
قدّوس یعنی: بالاترین درجه بی نقصی و بی عیبی و بالاترین درجه كمال و حقّانیّت و بالاترین درجه طهارتِ معنوی:هُوَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ ... حشر ۲۳
undefined واژه: #قدوس
(برگرفته از ج۲ زندگی از منظر سوره جمعه ۲۳ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۵

#واژه_۲۳۰
عزيز آنست که: مَنیعٌ لا یُغْلَبْو لا یُقْهَر (از: لسان العرب) غیر قابل نفوذ است و منفعل و مقهور نمی شود.عزّت متضاد ذلّت یعنی:دست برتر داشتن در همه امور و تفوّق و علوّ همه جانبه و داشتن توانِ عزّت دادن به دیگران‌ و عاجز نشدن در هیچ شرائطی.عزّت همه جانبه از خداوند است.عزّتِ همه جانبه یعنی: شكست ناپذيری از هر نظر و إستعلاء و إحاطه قوی:عزّت یعنی حمايتی فراگیر :إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبیناً ۱وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزيزاً . فتح ۴
undefined واژه: #عزت #عزیز
(برگرفته از ج۲ زندگی از منظر سوره جمعه ۲۳ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۶

#واژه_۲۳۱
حكیم موجودی است زنده، که تسلّط علمی و خدشه ناپذیر دارد،لذا درباره هر چیزی، حُكمِ قطعی و محكم و مفید می دهد:ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَیْنَكُمْوَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ. ممتحنه ۱۰این حُکمِ خداست که میانتان داورى مى کند زیرا خدا داناى حکیم است.پس حکیم، حاکم است و حُکم و حکمیت دارد. حكیم حتماً، علیم و عزیز و واسع است:فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَکیم.ٌوَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیم.ٌإِنَّ رَبَّکَ حَکیمٌ عَلیم.ٌوَ کانَ اللَّهُ واسِعاً حَکیما.پس حُکم هر چیزی در کلامِ حكیم است:... وَ لا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فی كِتابٍ مُبینٍ أنعام ۵۹ ... و هیچ دانه اى در تاریکی هاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشنگر است.وجودِ قرآن حكیم، برای زندگی حکیمانه انسان و برای حاكمیتِ حق بر تمام زمین، مهمترین نیاز است.
undefined واژه: #حکیم
(برگرفته از ج۲ زندگی از منظر سوره جمعه ۲۳ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۶

#واژه_۲۳۲
تدبر
« دُبُر » (متضادِ قُبل و جلو) یعنی: « پُشت هر چیز » (نسبت به جهت حرکتِ طبیعی)(مثل: پشت کردن به خورشید): وَ اسْتَبَقَا الْبابَ وَ قَدَّتْ قَميصَهُ مِنْ دُبُرٍ .... (۲۵)وَ إِنْ كانَ قَميصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقينَ (۲۷) فَلَمَّا رَأى‏ قَميصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ: إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظيمٌ (يوسف/۲۸) اما « عقب »،« پُشتِ هر چیز »،« نسبت به خودِ آن چیز » است. (مثل: عقب اتوبوس، عقب قطار، عقب مترو)پس « عقب » هر چیز همیشه « عقب » آنست، اما « دُبُر »،« عقبگرد » و « قطعِ ارتباط با مقابل » آن چیزست.« دابر » یعنی: « دنباله و ادامه چیزی »:فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبارَهُمْ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ ... (حجر/۶۵)وَ قَضَيْنا إِلَيْهِ ذلِكَ الْأَمْرَ أَنَّ دابِرَ هؤُلاءِ مَقْطُوعٌ مُصْبِحينَ (حجر/۶۶)« فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ » (أنعام/۴۵) ... وَ قَطَعْنا دابِرَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ... (أعراف/۷۲) ... وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ. (أنفال/۷)یعنی: « هلاكت و نابودی همه آنها را فرا گرفت و از آنها هیچ اثری باقی نماند. »« إدبار » یعنی: « پشت کردن »،« عقبگرد »،« إنصراف »:(فرعون) فَكَذَّبَ وَ عَصَى (۲۱) ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعي. (نازعات/۲۲)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ (أنفال/۱۵)... وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً (إسراء/۴۶)« تدبیر » یعنی: « تنظیم و اداره أمورِ یک مجموعه »،به نحوی که به « عاقبتِ مطلوب » برسد:« يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَی الْأَرْضِ .... » (سجده/۵) یعنی: خداوند « حوادث » را « مرتبط » با هم برای تنظیم امور آسمان و زمين قرار می دهد.« تدبُّر » یعنی: « اندیشیدن » به كاری و عواقبِ آن و کشفِ « کاربردِ » عملی آن و نحوه « تطبیقِ » زندگی با آن. تدبّرهر زحمتی را به « رحمت » تبدیل می‌کند اما بی‌تدبّری، از هر رحمتی، « زحمت » می‌سازد.« مدبّر »، مدیر عاقل و مؤمنی است که خود را به « مسیریابی ‌بی‌نقص و بی‌خطا » سپرده که به همه نکات مهمِ راه زندگی « اشراف » دارد و انسان را حتماً به « مقصدی متعالی » می‌رساند.
undefinedواژه: #دبر #تدبر #تدبیر #مدبر #ادبار

۲۱:۲۶

#واژه_۲۳۳
کتاب مُبين یعنی: مجموعه جامع و كاملی كه معجزه بودنش روشن است. و همه احکام زندگی را آشکار می کند.و حقّ را از باطل و صالح را از فساد،و رُشد را از غَیّ و هدایت را از ضلالت و سعادت را از شقاوت، جدا می کند. كتاب روشن و آشکاری كه انسان را با رهنمودهایش در مسیر هدایت قرار می دهد.کتابِ آسمانی دو جنبه دارد:اول: لفظی و صامت و قرائت شدنی است.دوم: عينی و نطقی و متجلّی در امام است كه او آن کتاب را در جانِ همه جهان، جاری می سازد.پس کتابِ مبين با امام مبين برابر است ... وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَيْناهُ فی إِمامٍ مُبينٍ‌. یس ۱۲... لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلا فی کِتابٍ مُبينٍ. أنعام ۵۹
undefined واژه: #کتاب_مبین
(برگرفته از ج ۳ مفاهیم قرآن ۲۹ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۳

#واژه_۲۳۴
مقدّس
قدّوس بالاترين‌درجه كمال و حقّانيّت و بالاترين‌درجه بی نقصی و بی عيبی و بالاترين‌درجه طهارتِ معنوی است، پس هر چیزی منتسب به قدّوس، مقدّس و احترام آن واجب است. با اينكه همه زمان‌ها و مكان‌ها و اشیاء و افراد به خداوند تعلّق دارند و از نوعی تقدّس‌برخوردارند، اما برخی ارتباطِ ويژه‌ و تقدّس‌بیشتری دارند.مثل: شب قدر، ماه خدا، عید فطر، قربان، غدير، كوه طور، مكه، مدينه، كربلا يا: أنبیاء، ائمه أطهار، شهدا، علماء، قرآن، اسماء الهی، أسماء أنبیاء و أولیاء، تربت امام حسین، احاديث،كه به زندگی معنا می بخشند و احترام خاصّی دارند.إِنِّی أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً. طه ۱۲یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَالَّتی كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرينَ. مائده ۲۱
undefined واژه: #مقدس #قدوس
(برگرفته از ج۳ زندگی از منظر سوره جمعه ۳۰ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۳

#واژه_۲۳۵
بَعَث يعنی: فرد و يا افرادی‌ راكه در شرائط عادی قرار دارند، برای کاری‌ که‌ هر‌ لحظه‌اش جديد است و او يا آنها هیچ‌اطلاعی‌از‌ آن‌ ندارند،‌ انتخاب كردن و مأموریت دادن. بَعَث: بیداری فراگیر و تحوّلی عظیم است كه‌فقط انسان را با آينده‌ای جديد‌، و غیر قابل پیش بینی مواجه می كند‌ و از او شخصِ جدیدی می سازد. پس اينكه می فرمايد:هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ ... ۲ يعنی: حضرت‌محمّد صلی الله علیه و آله يک زندگی‌عادی‌ داشتند، اما خداوند ايشان را به خاطرِ طهارت و قابلیت بی نظیرش برگزيد و تحوّلِ عظیمی را در همه أبعادِ وجوديش پديد آورد و ايشان را برای انجام‌مأموريتِ خاصی برانگیخت. حضرت‌محمّد صلی الله علیه و آله قبل از‌بعثت با اينكه طاهر، صادق، عفیف، أمین، شجاع و نجیب و جوانمرد و با‌ تقوا بودند و هرگز دروغ نمی گفتند و ظُلم و بدی و فساد نمی كردند و شرابخوار نبودند، اما هدايت و إصلاح جامعه را نیز اصلًا نمی‌دانستند و اين جبرئیل و وحی بود كه ايشان را مبعوث نمود.
undefined واژه: #بعث #مبعوث
(برگرفته از ج۳ زندگی از منظر سوره جمعه ۳۰ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۴

#واژه_۲۳۶
اُمّ
اُمّ، بُومِ نقاشیِ خداوند است. اُمّ، مظهرِ انسان‌ و انسانیت‌ است. اُمّ، پرورش‌دهنده إمام و سرچشمه اُمّت است. لذا: الْجَنَّةُ تَحْتَ أقْدامِ الْأُمَّهاتِ (نه والدات)
اُمّی
اُم + ی يعنی: مادرزاد و دست‌نخوردهفردی كه استاد و آموزش‌نديده. يعنی: وصل به اصل و وصل‌به حقیقت مطلق و متّصل‌به فطرتِ الله. اُمّی به معنی بیسواد نیست. حضرت‌امام‌صادق‌ صلوات الله علیه، اين را يک دروغ و خلاف‌نظر‌قرآن اعلام فرمودند.امی، نازنینی است كه از سرچشمه می نوشد و بر مبنای ذهن‌ و نفس‌ و علم‌ناقص‌بشری، سخن‌نمی گويد. بلكه همه کلام‌او، وحی است.اُمی يعنی حقیقت‌کلمه نزد اوست و او خودش‌کلمه ی‌زنده است.پس اُمی: حقیقتِ دانائی و حكمت و رستگاری است.
undefined واژه: #ام #امی
(برگرفته از ج۳ زندگی از منظر سوره جمعه ۳۰ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۴

#واژه_۲۳۷
امام
فردِ بسیار‌ عزيزی‌ است كه استعدادِ ناشكفته ندارد. لذا إمام، مُبين و مُبيّن است ... وَ كُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ. یس ۱۲إمام، انسان‌کاملی است كه اگر او‌ را بیابیم همه‌چیز را يافته ايم.إمام در حال و منتظر ماست، زيرا:إمام، اصل و ريشه و وجودِ نورانی و ازلی خودِ ما است. إمام،‌ غريبه نیست. غريبه خود‌مائیم. به او برسیم، آشنا می شويم: فاز فوزا عظيما.ً أحزاب ۷۱إمام، انسان‌کامل و مظهر‌همة حقّ است. إمام، وجود دارد ديدنی و شنیدنی و يافتنی است‌كه اگر او را نیابَم ضللتُ عن‌دينی راه‌ به‌ جائی‌ نمی‌برم. چرا؟زيرا راه خودِ او است: اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ انسان با غیر إمام قطعاً در گمراهی است و از کمال و آرامش و سعادت‌ دورتر و طعمه کفتارها می شود.هر ناپیدائی با وجه و صورت، پیدا و ظاهر می شود.كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً فَاحْبَبْتُ أنْ أُعْرَفُوَ خَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَیْ أُعْرَفَ و إمام وجه الله و وجيهاً عند الله است. و مأموم فرد عزّت طلبی است كه می كوشدبه مجازترين و مفیدترين‌بروز و ظهور برسد.
undefined واژه: #امام
(برگرفته از ج۳ زندگی از منظر سوره جمعه ۳۰ مهر۱۴۰۳)

۲۱:۲۵

#واژه_۲۳۸
عربی
عَرَبِيّ يعنی: روشن و آشکار و ثابت و قابلِ فهم و » بدون إبهام و برطرف‌ کننده آن و بدون عُجمِه (لُكنت) و إعوجاج (انحراف).ظاهرا حضرت‌جبرئیل عليه السلام زبان‌عربی را به حضرت‌اسماعیل عليه السلام تعليم داد و توسط آن حضرت در ميان مردمِ حجاز منتشر شد، که زبانی آسان، شیوا، دقیق، کم‌إستثناءو پُر کلمه‌ و با قاعده‌ در همه تاريخ بشر می باشد.
undefined واژه: #عربی
(برگرفته از ج۴ مفاهیم قرآن ۶ آبان ۱۴۰۳)

۰:۳۷

#واژه_۲۳۹
موعظه
در فرهنگ قرآنی، موعظه با دعوت، نصيحت، انتقاد، ایرادگيری، عيب جویی و اهانت فرق دارد.ایرادگیری و عیب جویی، از رذائل اخلاقی و مخرّب اند و اصلًا سازنده نيستند.موعظه، در فرهنگ قرآنی،۱ـ سفارشاتی حكيمانه مِّن رَّبِّكُمْ برای ارشاد و هدایتِ همه مردم است:یَا أَیُّهَا النَّاسُ؛ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ. یونس ۵۷۲ـ همه مردم را به بيداری، تفكّر، تعقّل، توجّه به خدا و تعبّد می كشاند: قُل:ْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَ فُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا . سباء ۴۶ ۳ـ موعظه، سفارشی ثابت و كلّی است و كاری به جزئيات و فرعيات ندارد. وَ كَتَبْنَا لَهُ فِي ألَالْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَة وَ تَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَيْءٍ. اعراف ۱۴۵پس موعظه، سفارشاتی خالی از: تحقير، توهين، سرزش و بی احترامی است كه حقوق اصلی و تكالیف كلّی را برای زوج روشن می كند.موعظه تلاش برای إصلاحِ نگاهِ افراد است. هر واعظی باید قبل از مخاطب، خودش به موعظه احترام بگذارد و عمل كند.
undefined واژه: #موعظه
(برگرفته از ج ۵ جایگاه مرد و زن از منظر قرآن ۱ آبان ۱۴۰۱)

۴:۲۴

#واژه_۲۴۰
کفیل
کفیل شخصی است كه بخشی از امور و معاش و مایحتاج فردِ ديگری را تأمین و يا دَین و غرامت ديگران را پذيرفته و متعهّد شده است:فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ کَفَّلَها زَکَرِیا. آل عمران ۳۷
وکیل
وکیل شخصی است كه به او إعتماد داريم و به نتیجه رساندن تلاش هایِ خود را به او واگذار می كنيم تا از منافع و حیثیت و تلاش های ما در برابر دشمنیِ دشمنان، دفاع كند.بهترین وکیل، خداوند است، زيرا اولا:ً فقط او خالقِ ما است و بر تمام امور و مصالحِ ما احاطه دارد و فقط او می تواند سعیِ ما را به نتیجه برساند، ثانیا:ً فقط او قدرتِ کافی برایِ دشمنی دشمنان را هم دارد. إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ. آل عمران ۱۵۹
کافی
كافی آنست كه تمامِ نیازهای انسان را در تمام زمينه هایِ مادی، عاطفی، علمی و معنوی، بتواند تكمیل كند و انسان را به اوج سعادت برساند.
undefined واژه: #کفیل #وکیل #کافی
(برگرفته از ج ۹ مفاهیم قرآن از منظر قرآن _ ۱۱ تیرماه ۱۴۰۲)

۴:۲۴

#واژه_ ۲۴۱
عزیز
عزیز آنست که: مَنيعٌ لا یُغْلَبْ و لا يُقْهَر باشد. یعنی: غير قابل نفوذ و منفعل و مقهور نبودن.عزّت متضاد ذلّت یعنی: دست برتر داشتن در همة امور و تفوّق و علوّ همه‌جانبه و داشتن توانِ عزّت دادن به دیگران و عاجز نشدن در هیچ شرائطی. (اللهم ارزقنا)
undefinedواژه: #عزیز

۴:۲۵

واژه ۲۴۲
یرید
یرید (از: ورد): یعنی: بر مبنای همه علم و معرفت خود چیزی را خیر ببیند و به هر اقدام و موقعیت لازمی برای اختیار و تحقق انتخاب آن چیز وارد شود.اگر علم و معرفت افراد فقط حسّی و ظاهربینانه باشد إراده و خواست آنها فقط دنیوی و پُر از تردید است، اما اگر علم و معرفت افراد عاقلانه و حق‌ بینانه باشد، اراده و خواست و تردد آنها، آخرتی ‌خواهد بود:اول: مَنْ كانَ يُريدُ الْعاجِلَةَ .. (۱۸) دوم: وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَة .. (إسراء/۱۹)اول: ... إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها ... (أحزاب/۲۸)دوم: وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ ... (أحزاب/۲۹)
نشانه اراده حق داشتن، مقصد و عزم و عازم بودن است، لذا همِه‌ی کلام و رفتار‌ و غضب و شهوتِ‌ آن فرد، عقلانی و هیچ گفتار و رفتارِ و موضع گیری او بی‌خود و نسنجیده و بی‌اختیار نیست.
پس فردی که عزم و اراده مؤمنانه دارد به مبانی و قرارهای عقلانی و وحیانی خود در هر شرائطی حتما متعهّد و همواره ذاکر و عامل است و در هیچ شرائطی‌ غافل و بی‌توجّه به مقصد و بیکار و بی‌تلاش نیست.
undefinedواژه: #یرید

۴:۲۵

واژه ۲۴۳
شکر یعنی: قدردانی از نعمت ها، یعنی: هر چیزی را نعمت الهی دیدن، یعنی: به کارگیری نعمت طبق نظر منعم.
بنابراین انسان شاکر نعمت های خدادادی خود را از یکسو چنان عاقلانه و مؤمنانه ابراز می‌کند که دیگران هم از نعمت های او بهره‌مند شوند و از سوی دیگر نعمت های خدادایش را چنان هنرمندانه ابراز می‌کند که دیگران دچار حسرت و غصه نشوند.
undefinedواژه: #شکر #غصه
undefined ما را می توانید در رسانه های زیر دنبال کنید:
ایتا، بله، سروش، واتساب، تلگرام، سایت، اینستاگرام، روبیکا، ایمو
@dr_ghofrani2

۴:۲۵

واژه ۲۴۴
اراده: اراده همان خواست کلی انسان است که می‌تواند دنیائی یا آخرتی باشد، و سعی تلاشی ارادی و هدفدار است که ممکن است عاقلانه یا جاهلانه از انسان بروز پیدا کند، اما عزم، قصدی جدی و مداوم و موحدانه است برای ابراز بندگی و رسیدن به مقصد متعالی. افرادی که به مقام اولواالعزم رسیده‌اند، هیچ لحظه زندگی خود را به بیهودگی نمی‌گذرانند و آن را تلف نمی‌کنند.
undefinedواژه: #اراده #سعی #عزم

۴:۲۵