کاش هزارتا اکانت بودم و با هر هزارتا اکانت پیشنهادت میدادم مجله
۲۱:۳۷
بازارسال شده از [🪴Mathilda Again]
بابا تولد فاتمهست براش پاکت هدیه گذاشتم. شما چه حسودایی هستین.فاتمه اینا بخیلن توجه نکن. تولدت مبارک.

۲۱:۳۷
انقدر از خودتون مایه میذارید میترسم ورشکست شید خب عه

۲۱:۳۸
بازارسال شده از [🪴Mathilda Again]
من خودم برات هدیهام، ولی تو پاکت جا نمیشدم متاسفانه.
۲۱:۴۸
فیالبداهه.
من خودم برات هدیهام، ولی تو پاکت جا نمیشدم متاسفانه.
تحتتأثیر قرار گرفتم
۲۱:۵۰
4_6037491903727932476.mp3
۰۲:۴۱-۶.۲۳ مگابایت
وقتی زیر بارون و وسط قدمزدنهام شروع کرد به خوندن، فهمیدم چقدر گریه دلتنگی دارم. چقدر اتفاقاتی افتاد که فکرشو هم نمیکردم. اون برنامه کربلای دانشجویی که تموم ذوقمو پاش ریختم، کی فکرش و میکرد کنسل شه؟ دوباره شد ذوق جلو جلو و کنسلشدن؟ و فهمیدم هنوز اون گوشه حرمت رو به گنبد موندم و با اشک چشمام دارم برات اینو زمزمه میکنم...
۲۲:۰۲
بازارسال شده از انــــوار
-یٰا رَبّ؟+جانم؟-الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى تَحَبَّبَ إِلَىَّ وَهُوَ غَنِيٌّ عَنِّي. خیلی ممنونتم که با من طرحِ رفاقت ریختی، درحالیکه از من بینیازی...
دعایابوحمزهثمالی
دعایابوحمزهثمالی
۱۶:۳۶
۱۹:۰۶
۱۹:۰۶
۱۹:۰۶
۱۹:۰۶
فهمیدن سطح ارتباطت با آدمها به مویی بنده آدمیزاد.
۱۳:۴۵
در پی رد پای خاطرههاتزندگی ساده از نفس افتادروی تصویر آینه پاشیدخندههایی که طعم غم میداددر خیالم چه خوب میخندیدل من باز بیقرار نشواشکهایم مزاحمم هستندای خیال قشنگ، تار نشوشدهام مثل شعر لبریز ازغصه و قصههای تکراریآنچه بردی تمام من بودهآه.. یک من به من بدهکارییک زمستان سرد و یخزدهامبر دلم سیلسیل تنهاییتو ولی حس خوب بارانیمثل اردیبهشت زیباییبا تو از جام عشق نوشیدمبازگرد و چراغ راهم باشدر هجوم سیاهی شبهاباز هم... باز هم پناهم باش...
۱۱:۴۱
چرا به پیامام ریاکشن نمیدید؟ اه
۱۳:۳۷
۱۵:۳۱
۱۵:۳۱
۱۵:۳۱
۱۵:۳۱
۱۵:۳۱
به من نگید چرا انقدر بزرگسالی رو دوست دارم، مادامیکه تمام این لحظات باکیفیت ثمرهی همین بزرگسالیایه که دارم پشتسرش میذارم.
۱۵:۳۱