محاسبه اصلی واشنگتن—تغییر رفتار یا ساختار سیاسی ایران از طریق فشار—با شکست مواجه شده است. بهجای تضعیف، ساختار داخلی ایران انسجام بیشتری پیدا کرده و حتی به سمت مواضع سختگیرانهتر حرکت کرده است. این امر نشان میدهد فشار خارجی الزاماً به تغییر ایدئولوژیک منجر نمیشود.
در سطح عملیاتی، ایران راهبرد «انتقال هزینهها» را در پیش گرفته است؛ بهجای کاهش فشار، آن را به محیط بیرونی منتقل کرده، بهویژه از طریق تنگه هرمز. نتیجه، افزایش قیمت انرژی و فشار بر اقتصاد جهانی بوده که مستقیماً به سیاست داخلی آمریکا سرایت میکند. این مسئله در آستانه انتخابات و محدودیتهای قانونی ۶۰روزه برای ادامه جنگ، موقعیت واشنگتن را پیچیدهتر کرده است.
در چنین شرایطی، توقف فعلی بیشتر یک مکث تاکتیکی است تا تغییر راهبردی. آمریکا همچنان به دنبال حفظ فشار است، اما بهطور موقت آن را مدیریت میکند. همزمان، تحرکات دیپلماتیک ایران—از پاکستان تا عمان و روسیه—نه صرفاً برای مذاکره، بلکه برای آمادهسازی سناریوهای مختلف، از جمله تشدید دوباره درگیری، صورت میگیرد.
در داخل ایران، اختلافنظرها بیشتر درباره زمان و روش است، نه اصل تقابل. اجماع کلی بر این است که تغییر رفتار آمریکا بدون تحمیل هزینه ممکن نیست. در نهایت، مذاکرات در این چارچوب نه جایگزین جنگ، بلکه بخشی از آن تلقی میشود.
۱۸:۱۵
برداشت دونالد ترامپ از تأثیر فشار اقتصادی و محاصره نفتی بر ایران با واقعیتهای میدانی فاصله دارد. او بارها مدعی شده که ایران در آستانه فروپاشی و «مشتاق توافق» است، اما نشانهها حاکی از آن است که تهران نهتنها عجلهای برای مذاکره ندارد، بلکه توانسته فشارها را تا حدی مدیریت کند؛ از جمله با استفاده از ظرفیتهای ذخیرهسازی و کاهش تدریجی تولید.
در نگاه تصمیمگیران ایرانی، مسئله صرفاً اقتصادی نیست. ساختار سیاسی ایران نشان داده که حاضر است هزینههای سنگین اقتصادی را تحمل کند، بهویژه اگر عقبنشینی به معنای تضعیف موقعیت راهبردی باشد. در مقابل، تهران معتقد است افزایش قیمت انرژی و فشار داخلی در آمریکا، بهویژه در آستانه انتخابات، میتواند موقعیت ترامپ را تضعیف کند و او را به عقبنشینی وادار سازد.
این اختلاف محاسباتی میتواند به تشدید درگیری منجر شود. برخی در ایران بر این باورند که دور جدیدی از تنش نظامی ممکن است برای نشان دادن بیاثر بودن فشارها ضروری باشد، در حالی که در واشنگتن نیز گزینه حملات محدود اما شدید به زیرساختهای ایران مطرح شده است. چنین سناریویی، با واکنش متقابل ایران، خطر افزایش شدید تنش را بالا میبرد.
در مجموع، آنچه بهعنوان «فشار قاطع» در واشنگتن دیده میشود، در تهران بهعنوان قابلتحمل یا حتی قابلمدیریت ارزیابی میشود. همین شکاف در درک واقعیتها، احتمال اشتباه محاسباتی و ورود به مرحلهای خطرناکتر از تقابل را افزایش داده است.
۱۸:۳۰
کارگردان و مجری تلویزیون آمریکاییرایدهندگان: «لعنتی، هزینهها خیلی زیاد شده و تورم بزرگترین مشکل ماست. هیچکس به ایران یا اسرائیل اهمیت نمیدهد.»
ترامپ: «مشکلات مالی شما یک فریب است. دارایی خالص من سه برابر شده و دامادم تازه با فروش غزه میلیاردر شده است. خداحافظ، رئیس! بیبی تماس گرفته.»#توییتنوشت@IranFromOutside
ترامپ: «مشکلات مالی شما یک فریب است. دارایی خالص من سه برابر شده و دامادم تازه با فروش غزه میلیاردر شده است. خداحافظ، رئیس! بیبی تماس گرفته.»#توییتنوشت@IranFromOutside
۱۸:۳۸
این گزارش نشان میدهد صرافی رمزارزی «نوبیتکس» که در سال ۲۰۱۸ توسط دو برادر از خانواده بانفوذ خرازی (با نام خانوادگی جایگزین «آقامیر») تأسیس شد، به یکی از زیرساختهای کلیدی در نظام مالی موازی ایران تبدیل شده است. این پلتفرم با حدود ۱۱ میلیون کاربر (بیش از ۱۰٪ جمعیت) و سهمی نزدیک به ۷۰٪ از بازار داخلی، عملاً دروازه اصلی دسترسی ایرانیان به بازار جهانی رمزارز محسوب میشود؛ بهویژه در شرایطی که تحریمها دسترسی مستقیم به صرافیهایی مانند Binance را محدود کردهاند.
رویترز با استناد به دادههای بلاکچین، اسناد شرکتی و مصاحبه با منابع متعدد نشان میدهد نوبیتکس در کنار کاربران عادی، بهطور غیرمستقیم در خدمت انتقال منابع مالی نهادهای تحریمشده—از جمله بانک مرکزی ایران و سپاه پاسداران—قرار گرفته است. برآوردها متفاوت است: بین ۲۲ تا ۳۶۶ میلیون دلار تراکنش مرتبط با کیفپولهای تحریمشده شناسایی شده، اما تحلیلگران تأکید دارند رقم واقعی احتمالاً بسیار بالاتر است. بهعنوان نمونه، شرکت Elliptic گزارش داده که تنها در نیمه اول ۲۰۲۵ حدود ۳۴۷ میلیون دلار از وجوه بانک مرکزی از طریق این صرافی جابهجا شده است.
از نظر فنی، نوبیتکس نقش «لایه میانی اختلاط مالی» را ایفا میکند: وجوه پس از عبور از چندین تراکنش و کیفپول، وارد این صرافی شده و منشأ آنها مبهم میشود. این پلتفرم همچنین ابزارهای رمزنگاری و تغییر مداوم آدرسهای کیفپول را برای کاهش قابلیت ردیابی بهکار گرفته و به کاربران توصیه میکند با استفاده از چندین آدرس، تراکنشها را لایهبندی کنند. چنین الگوهایی با روشهای کلاسیک «obfuscation» در بلاکچین همراستاست.
دادههای افشاشده توسط بابک زنجانی نیز به کشف بخشی از این شبکه کمک کرد و نشان داد حداقل ۲۰ میلیون دلار از منابع تحریمشده از طریق نوبیتکس جابهجا شده است. همچنین تراکنشهایی مرتبط با گروههایی مانند حوثیهای یمن شناسایی شده است. با این حال، نوبیتکس هرگونه همکاری سازمانیافته با دولت را رد کرده و مدعی است موارد مشکوک بدون اطلاع مدیریت رخ دادهاند.
در سطح ساختاری، این صرافی در یک اکوسیستم گستردهتر دور زدن تحریمها عمل میکند که شامل حواله سنتی و شبکههای بانکی فراساحلی نیز هست. با این حال، ویژگی متمایز نوبیتکس، مقیاس بالا و ترکیب کاربران عادی و جریانهای حکومتی است که تفکیک این دو را دشوار میکند. همین مسئله از دید تحلیلگران، ریسک نظارتی را افزایش میدهد.
از نظر سیاسی-اقتصادی، گزارش نشان میدهد خانواده بنیانگذار دارای ارتباطات عمیق با ساختار قدرت ایران هستند. در عین حال، شرکت مدعی استقلال است، اما شواهدی از تعاملات پیچیده با نهادهای حکومتی—از فشار و بازداشت مدیرعامل گرفته تا استفاده احتمالی از زیرساخت—وجود دارد.
در جریان جنگ اخیر و قطع گسترده اینترنت، نوبیتکس همچنان فعال باقی ماند؛ در حالی که تنها ۱ تا ۲ درصد جمعیت به اینترنت دسترسی داشتند. در این دوره، حداقل ۵۴ میلیون دلار از پلتفرم خارج و به خارج از کشور منتقل شد. این موضوع نشاندهنده دسترسی ویژه و نقش حیاتی آن در انتقال سرمایه در شرایط بحران است.
در مجموع، گزارش نتیجه میگیرد نوبیتکس نهتنها یک صرافی داخلی، بلکه یک گره راهبردی در اتصال اقتصاد ایران به شبکه مالی جهانی—خارج از چارچوب تحریمها—است؛ ساختاری که هم برای بقا و هم برای دور زدن محدودیتهای بینالمللی طراحی شده است.
۱۸:۴۵
پس از هفتهها جنگ و شکست مذاکرات غیرمستقیم در اسلامآباد، روشن شده که استفاده از زور نظامی نتوانسته موضع ایران را تغییر دهد. برعکس، تهران بهدلیل ماهیت «وجودی» این جنگ، مواضع خود را سختتر کرده و تلاش میکند از هرگونه توافقی که به تضعیف جایگاهش منجر شود اجتناب کند. در چنین شرایطی، حتی ادامه مذاکرات نیز با خطر بازگشت به درگیری و تشدید هزینههای انسانی و اقتصادی همراه است.
در نگاه ایران، این جنگ صرفاً یک بحران مقطعی نیست، بلکه به امنیت و بقای نظام گره خورده است. همین عامل باعث شده که برخلاف انتظار واشنگتن، فشار اقتصادی و نظامی به تسلیم منجر نشود. در مقابل، آمریکا نیز با چالشهایی مانند افزایش قیمت انرژی، فشار افکار عمومی و هزینههای سیاسی داخلی روبهرو است که گزینههایش برای تشدید جنگ را محدود میکند.
محاصره بنادر ایران که بهعنوان گزینه میانی انتخاب شد، اگرچه فشارزا است، اما اهداف اصلی آمریکا را محقق نکرده است. این اقدام نه توانسته تنگه هرمز را باز کند و نه صادرات نفت ایران را بهطور کامل متوقف سازد. در عوض، ایران با حفظ تهدید علیه این گذرگاه حیاتی، اهرم فشار جدیدی بهدست آورده و توانسته موازنه را تا حدی به نفع خود تغییر دهد.
در نهایت، تداوم این رویکرد بهجای حل بحران، آن را پیچیدهتر کرده است. اتکای بیش از حد به فشار، بدون درک منطق تصمیمگیری ایران، باعث شده نهتنها مذاکرات شکست بخورد، بلکه موقعیت چانهزنی تهران نیز تقویت شود. ادامه این مسیر، خطر تبدیل شدن بحران به یک بنبست فرسایشی و پرهزینه برای هر دو طرف را افزایش میدهد.
۱۹:۰۰
۱ مهٔ ۲۰۲۶ — ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در سومین ماه خود وارد مرحلهای شده که دیگر نشانهای از «پیروزی تعیینکننده» در آن دیده نمیشود. نویسندگان استدلال میکنند این جنگ احتمالاً نه به یک توافق نهایی، بلکه به ادامه چرخه تاریخی تقابل نیمقرنی میان آمریکا و ایران ختم خواهد شد—چرخهای شامل درگیری، فشار و گاه مصالحه محدود.
بنبست پایدار:با وجود فشارهای نظامی و اقتصادی، هیچیک از طرفین به برتری قاطع نرسیدهاند. ایران با بستن تنگه هرمز به اقتصاد جهانی فشار وارد کرده و آمریکا نیز با محاصره اقتصادی هزینههایی تحمیل کرده، اما نه میدان جنگ و نه مذاکرات به نتیجه نرسیدهاند. این وضعیت میتواند به «نرمال جدید» تبدیل شود.
عدم امکان توافق ایدهآل:ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، امکان رسیدن به یک توافق جامع و پایدار را محدود میکند. حتی توافقهایی مانند برجام صرفاً برای خرید زمان طراحی شده بودند، نه حل ریشهای بحران. جنگ اخیر نیز مواضع تهران را سختتر کرده و احتمال توافق—even محدود—را کاهش داده است.
از دست رفتن ابتکار عمل آمریکا:نقطه عطف جنگ نه اقدام آمریکا، بلکه بستن تنگه هرمز توسط ایران بوده که به اهرم فشار استراتژیک تبدیل شده است. اکنون واشنگتن با گزینههای دشوار مواجه است: ادامه محاصره، تشدید جنگ برای بازگشایی تنگه، یا توافقی محدود. در هر حالت، آمریکا در حال واکنش به بازی ایران است، نه تعیین آن.
عامل اسرائیل:اختلاف دیدگاه آمریکا و بنیامین نتانیاهو درباره تهدید ایران پابرجاست. برای اسرائیل، ایران هستهای تهدیدی وجودی است؛ برای آمریکا، یک چالش راهبردی اما نه حیاتی. این شکاف میتواند به تداوم درگیری در آینده منجر شود، هرچند اعتبار اسرائیل پس از عدم تحقق «پیروزی سریع» تضعیف شده است.
برتری نسبی ایران در تعریف پیروزی:ایران با وجود خسارات نظامی و عقبنشینی هستهای، همچنان یک مزیت کلیدی دارد: تعریف حداقلی از پیروزی—بقای نظام و حفظ اهرم هرمز. در مقابل، هدف آمریکا (مهار کامل برنامه هستهای) بهمراتب دشوارتر و وابسته به تغییر رفتار یا ساختار نظام است.
چشمانداز دیپلماسی:مذاکرات غیرمستقیم ادامه دارد، اما فاصله مواضع زیاد است. هرگونه توافق نیازمند مذاکرات طولانی، پیچیده و چندلایه خواهد بود—نه راهحلهای سریع و سیاسی.
این جنگ نشان داده که حتی یک قدرت جهانی مانند آمریکا نیز در برابر یک قدرت متوسط با ابزارهای نامتقارن، به پیروزی قاطع نمیرسد.
۱۹:۱۵
نویسنده پرتغالی:آیا دولت ترامپ تا به حال به توافقی که به آن رسیده بود، وفادار مانده است؟ من حتی یک مورد هم به ذهنم نمیرسد.
#توییتنوشت@IranFromOutside
#توییتنوشت@IranFromOutside
۱۹:۲۳
با تضعیف اقتصاد ایران تحت محاصره آمریکا، یکی از پیامدهای مستقیم آن کاهش توان مالی حزبالله است؛ گروهی که سالها از حمایت مالی تهران بهره میبرد. در این شرایط، حزبالله بیش از گذشته به شبکههای مالی خود در غرب آفریقا متکی شده؛ شبکههایی که شامل فعالیتهایی مانند پولشویی تجاری، قاچاق الماس، تجارت خودروهای دستدوم و جرایم سازمانیافته هستند و منابع مالی را از کشورهای آفریقایی به لبنان منتقل میکنند.
این شبکهها بهویژه در کشورهایی مانند ساحل عاج، گینه و سنگال ریشهدار هستند و از جوامع مهاجر لبنانی برای انتقال پول استفاده میکنند. به گفته مقامهای آمریکایی، این فعالیتها نه حاشیهای بلکه بخشی مرکزی از تأمین مالی حزبالله محسوب میشوند. ضعف نظارتی، کمبود زیرساختهای مالی و فساد اداری در برخی از این کشورها، بستر مناسبی برای ادامه این جریانها فراهم کرده است.
در چنین شرایطی، پیشنهاد میشود آمریکا تمرکز خود را از صرف فشار مستقیم بر ایران، به مهار این شبکههای مالی در آفریقا گسترش دهد. این شامل افزایش فشار دیپلماتیک، تقویت همکاریهای نظارتی و مالی، و استفاده از ابزارهایی مانند تحریم بانکها و نهادهای مرتبط با پولشویی است. همچنین توسعه ظرفیتهای فنی در کشورهای آفریقایی برای مقابله با تأمین مالی تروریسم، میتواند نقش مهمی در قطع این مسیرها ایفا کند.
در نهایت، همزمانی تضعیف اقتصادی ایران و وابستگی بیشتر حزبالله به منابع غیررسمی، فرصتی برای آمریکا ایجاد کرده تا با تمرکز بر گلوگاههای مالی خارج از خاورمیانه، توان عملیاتی این گروه را محدود کند. قطع این جریانهای مالی میتواند مستقیماً بر توان نظامی و سیاسی حزبالله تأثیر بگذارد.
۱۹:۳۰
رئیس اتحادیه کارگری آمریکا:لطفاً ایران - لطف بزرگی به جهان بکنید. و موجودیت شیطانی صهیونیستی را نابود کنید.
#توییتنوشت@IranFromOutside
#توییتنوشت@IranFromOutside
۱۹:۴۱
پیج تحلیلی/خبری آمریکایی:هزینه متوسط خرید مواد غذایی برای یک خانواده آمریکایی ۴۰۰ دلار در هفته است.
این معادل ۱۶۰۰ دلار در ماه میشود.
هزینه متوسط بنزین ۱۲۰ دلار در هفته است.
این بیش از ۲۰۰۰ دلار در ماه فقط برای زنده ماندن است. این شامل اجاره، مراقبتهای بهداشتی و غیره نمیشود.
جمهوریخواهان مردم آمریکا را گا***.#توییتنوشت@IranFromOutside
این معادل ۱۶۰۰ دلار در ماه میشود.
هزینه متوسط بنزین ۱۲۰ دلار در هفته است.
این بیش از ۲۰۰۰ دلار در ماه فقط برای زنده ماندن است. این شامل اجاره، مراقبتهای بهداشتی و غیره نمیشود.
جمهوریخواهان مردم آمریکا را گا***.#توییتنوشت@IranFromOutside
۱۹:۴۷
جنگ اخیر، بار دیگر این تصور قدیمی را تقویت کرده که برتری فناوری میتواند نتیجه میدان نبرد را تعیین کند. همانگونه که پس از جنگ خلیج فارس، نقش فناوریهای پیشرفته در پیروزی آمریکا برجسته شد، اکنون هوش مصنوعی به عامل جدیدی در تحول جنگها تبدیل شده است. در عملیات آمریکا و اسرائیل علیه ایران، استفاده گسترده از AI باعث افزایش سرعت و کارایی تصمیمگیری نظامی شده و حتی این درگیری بهعنوان نخستین «جنگ مبتنی بر هوش مصنوعی» توصیف میشود.
در سطح عملیاتی، مهمترین تأثیر AI در کوتاهسازی «زنجیره کشتار» بوده است؛ فرآیندی که از شناسایی هدف تا حمله را شامل میشود. توانایی تحلیل سریع دادهها و پیشنهاد اهداف باعث شده حملاتی با سرعت بیسابقه انجام شود. با این حال، همین سرعت بالا چالش بزرگی ایجاد میکند: نظارت انسانی بر تصمیمات ماشین در شرایط جنگی عملاً دشوار شده و مفهوم «کنترل معنادار انسان» هنوز تعریف روشنی ندارد.
در کنار کارایی، خطر خطا و مسئله مسئولیتپذیری نیز برجسته شده است. نمونههایی مانند حمله به اهداف غیرنظامی، این پرسش را مطرح میکند که در صورت اشتباه، چه کسی پاسخگو است: انسان یا الگوریتم؟ در عمل، این خطر وجود دارد که مسئولیت به کاربران انسانی منتقل شود، در حالی که تصمیمگیری بهطور فزایندهای به سیستمهای خودکار وابسته شده است.
از منظر سیاستگذاری، این تحولات شکاف بزرگی میان استفاده عملی از AI و چارچوبهای حقوقی ایجاد کرده است. نبود قوانین بینالمللی مشخص، همکاری مبهم میان دولتها و شرکتهای فناوری، و فشار دولتها برای استفاده نظامی از AI، همگی نشان میدهد که این فناوری سریعتر از مقررات پیش میرود. در نتیجه، آینده جنگها نهتنها به پیشرفت فناوری، بلکه به توانایی دولتها در ایجاد نظارت، شفافیت و مسئولیتپذیری وابسته خواهد بود.
۲۰:۰۰
با تداوم جنگ و محاصره ایران، قیمت نفت افزایش یافته و تنگه هرمز به گلوگاه اصلی بحران تبدیل شده است. ظرفیت محدود مسیرهای جایگزین نشان میدهد اقتصاد جهانی همچنان به این گذرگاه وابسته است و هر اختلالی مستقیماً به بیثباتی بازارها منجر میشود.
در داخل ایران، محدودیت صادرات نفت فشار اقتصادی و تورم را تشدید کرده، در حالی که در سطح جهانی نیز تنشها ساختار بازار انرژی را دچار اختلال کرده است.
همزمان در آمریکا، جنگ به موضوعی داخلی تبدیل شده؛ از بحث درباره آزادی بیان پس از یک حادثه امنیتی تا شکاف در میان حامیان ترامپ بر سر ادامه درگیری.
این وضعیت نشان میدهد جنگ، فراتر از میدان نظامی، همزمان به بحران اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی و داخلی تبدیل شده است.
۲۰:۳۰
تحلیلگر ژئوپلتیک آلمانی:نمودار خشن...(نمودار صادرات کود خلیج فارس)
۵۰٪ از تولید غذا به این وابسته است
اما بله... بازارها در بالاترین حد خود هستند، جای نگرانی نیست#توییتنوشت@IranFromOutside
۵۰٪ از تولید غذا به این وابسته است
اما بله... بازارها در بالاترین حد خود هستند، جای نگرانی نیست#توییتنوشت@IranFromOutside
۲۰:۵۶
بر اساس بیانیه گارد ساحلی یمن، نفتکش متعلق به امارات متحده عربی به نام «M/T Eureka» در سواحل شبوه یمن(توسط نیروهای ناشناس) ربوده شده است.
*این نفتکش ۸ روز پیش از فجیره حرکت کرده و ۲ روز پیش در نزدیکی المکلا لنگر انداخته بود
#توییتنوشت
@IranFromOutside
*این نفتکش ۸ روز پیش از فجیره حرکت کرده و ۲ روز پیش در نزدیکی المکلا لنگر انداخته بود
#توییتنوشت
@IranFromOutside
۲۱:۵۱
فعال سیاسی انگلیسی:نظم جهانی بهتازگی تغییر کرده است
چین اکنون بهطور علنی تمام تحریمهای آمریکا علیه نفت ایران را رد میکند... و میگوید که از آنها تبعیت نخواهد کرد.
این یک رد مستقیم برای پیروی از قوانینی است که واشنگتن قدرت خود را بر اساس آنها بنا کرده است.
تحریمها بر پایه زور و اطاعت عمل میکنند.
و وقتی اقتصادهای بزرگ دیگر آنها را به رسمیت نشناسند، کل این سیستم فرو میپاشد.
کمتر تبعیت. کمتر اهرم فشار. کمتر کنترل. کمتر قدرت. کمتر نفوذ.
این همان چیزی است که یک تغییر جهانی واقعاً به آن شبیه است. پایان یک امپراتوری و آغاز چیزی نو.
بریکس در حال ظهور است و بهطور مستقل عمل میکند... در حالی که آمریکا در تلاش است قوانینی را که زمانی بدون سؤال تحمیل میکرد، اجرا کند.
ما اکنون در دنیایی زندگی میکنیم که تحریم آمریکایی به معنای پایان بازی نیست.
این دنیایی نیست که بسیاری از ما در آن به دنیا آمدهایم.
چیزی کاملاً متفاوت است.#توییتنوشت@IranFromOutside
چین اکنون بهطور علنی تمام تحریمهای آمریکا علیه نفت ایران را رد میکند... و میگوید که از آنها تبعیت نخواهد کرد.
این یک رد مستقیم برای پیروی از قوانینی است که واشنگتن قدرت خود را بر اساس آنها بنا کرده است.
تحریمها بر پایه زور و اطاعت عمل میکنند.
و وقتی اقتصادهای بزرگ دیگر آنها را به رسمیت نشناسند، کل این سیستم فرو میپاشد.
کمتر تبعیت. کمتر اهرم فشار. کمتر کنترل. کمتر قدرت. کمتر نفوذ.
این همان چیزی است که یک تغییر جهانی واقعاً به آن شبیه است. پایان یک امپراتوری و آغاز چیزی نو.
بریکس در حال ظهور است و بهطور مستقل عمل میکند... در حالی که آمریکا در تلاش است قوانینی را که زمانی بدون سؤال تحمیل میکرد، اجرا کند.
ما اکنون در دنیایی زندگی میکنیم که تحریم آمریکایی به معنای پایان بازی نیست.
این دنیایی نیست که بسیاری از ما در آن به دنیا آمدهایم.
چیزی کاملاً متفاوت است.#توییتنوشت@IranFromOutside
۲۳:۱۱
نشریه نیو لاینز مگزین: آمریکا و اسرائیل از تاکتیک «ضربه دوگانه» (Double-Tap) در مناطق مسکونی ایران استفاده کردهاند
در این تاکتیک، هدف بار اول مورد حمله قرار میگیرد و سپس لحظاتی بعد، زمانی که نیروهای امدادی و غیرنظامیان در محل جمع میشوند، حمله دوم انجام میشود که به طور مشخص قربانیان بیشتری میگیرد.
بر اساس گزارش نیو لاینز مگزین، سه مورد در تهران و کرج تأیید شده که در آنها:
در کرج، حین حمله به یک پل در حال ساخت در کنار خانوادههایی که برای سیزده به در پیکنیک کرده بودند، حداقل ۷ بمب ۲۰۰۰ پوندی استفاده شده.
در میدان شهدای تهران، حمله به تأسیسات برق با شش انفجار پیاپی، مهندسان و کارکنان فنی را کشته است.
در نزدیکی میدان فردوسی، حمله به مقر پلیس با انفجار دوم همزمان با ورود امدادگران انجام شده و به یک مدرسه مجاور آسیب رسیده است.
یک مقام اسبق پنتاگون در حوزه ارزیابی آسیب به غیرنظامیان میگوید این الگوی «بیتوجهی کامل و مطلق به قوانین بینالمللی» است که اسرائیل سالها نشان داده و اکنون آمریکا نیز به آن پیوسته است.@IranFromOutside
۰:۰۰
دختر سناتور ایالتی جمهوریخواه جِی بلاک پدرش را به خاطر گرفتن پول از لابی اسرائیل محکوم میکند
«من از این وضعیت عمیقاً شرمندهام. باور دارم که پدرم روحش را به شیطان فروخته است.»#توییتنوشت@IranFromOutside
«من از این وضعیت عمیقاً شرمندهام. باور دارم که پدرم روحش را به شیطان فروخته است.»#توییتنوشت@IranFromOutside
۶:۱۱
تحلیلگر ژئوپلتیک، یوتیوبر آمریکایی:ترامپ به ایالات متحده وعده "عصر طلایی" داد اما اکنون ۵۵٪ از آمریکاییها میگویند وضعیت مالیشان در حال بدتر شدن است.
این درصد بالاتر از بحران مالی سال ۲۰۰۸ و همهگیری کووید ۲۰۲۰ است. دولت ترامپ به جهان یک کلاس استادانه درباره چگونگی شکست به عنوان یک رهبر ارائه داده است.#توییتنوشت@IranFromOutside
این درصد بالاتر از بحران مالی سال ۲۰۰۸ و همهگیری کووید ۲۰۲۰ است. دولت ترامپ به جهان یک کلاس استادانه درباره چگونگی شکست به عنوان یک رهبر ارائه داده است.#توییتنوشت@IranFromOutside
۱۴:۵۲
اگر واقعاً باور داشتید که ایران قرار است یک بمب هستهای به سمت آمریکا پرتاب کند، در حالی که حتی توانایی موشک قارهپیما برای رسیدن به آمریکا را ندارد، نباید حق رأی دادن داشته باشید.
اما خب، همین که دموکراتها بخاطر بنزین ۵ دلاری دارن میسوزند خوشحالم.#توییتنوشت@IranFromOutside
اما خب، همین که دموکراتها بخاطر بنزین ۵ دلاری دارن میسوزند خوشحالم.#توییتنوشت@IranFromOutside
۱۹:۳۱
کارشناس آمریکایی اقتصاد بینالمللی:اجماع تحلیلگران در مدلسازیهای خود، [مسئله] هرمز را صرفاً به عنوان یک «شوک نفتی» در نظر میگیرند. اما اینطور نیست. بلکه این رویداد، یک تغییر بنیادین (بازنشانی) در لایه نهادههای اولیهِ اقتصاد تولیدی جهان است. نوسان قیمت نفت خام بارزترین (پرصداترین) نشانه است، اما پرپیامدترینِ آنها نیست.
پرپیامدترین اثرِ این رویداد، قیمتگذاری مجدد و تدریجیِ لایه نهادههای شیمیایی، فلزی و تخصصی است؛ لایهای که زیربنای ساختِ هر محصول فیزیکی روی کره زمین را تشکیل میدهد.
هر یک از این پیامدهای آبشاری (زنجیرهای)، زمانبندیِ خاص خود را دارد. بازار نفت در عرض چند روز واکنش نشان میدهد. کودهای شیمیایی طی چند هفته. مواد شیمیایی تخصصی در عرض چند ماه. کالاهای سرمایهای و کالاهای مصرفیِ بادوام طی چند فصل (دورههای سهماهه). و جریان صندوقهای ثروت حاکمیتی (ملی) و سرمایههای بیمه اتکایی در عرض چند سال تأثیر میپذیرند.
بنابراین، تأثیر این رویداد به جای آنکه یک تکشوک باشد، به صورت موجهای پیاپی در بازارها جریان مییابد. و همین مسئله است که باعث میشود مدلسازیِ آن نسبت به یک شوکِ معمول در بازار کالاها، بسیار دشوارتر باشد.#توییتنوشت@IranFromOutside
پرپیامدترین اثرِ این رویداد، قیمتگذاری مجدد و تدریجیِ لایه نهادههای شیمیایی، فلزی و تخصصی است؛ لایهای که زیربنای ساختِ هر محصول فیزیکی روی کره زمین را تشکیل میدهد.
هر یک از این پیامدهای آبشاری (زنجیرهای)، زمانبندیِ خاص خود را دارد. بازار نفت در عرض چند روز واکنش نشان میدهد. کودهای شیمیایی طی چند هفته. مواد شیمیایی تخصصی در عرض چند ماه. کالاهای سرمایهای و کالاهای مصرفیِ بادوام طی چند فصل (دورههای سهماهه). و جریان صندوقهای ثروت حاکمیتی (ملی) و سرمایههای بیمه اتکایی در عرض چند سال تأثیر میپذیرند.
بنابراین، تأثیر این رویداد به جای آنکه یک تکشوک باشد، به صورت موجهای پیاپی در بازارها جریان مییابد. و همین مسئله است که باعث میشود مدلسازیِ آن نسبت به یک شوکِ معمول در بازار کالاها، بسیار دشوارتر باشد.#توییتنوشت@IranFromOutside
۳:۵۰