رویکرد #سینمای_ایران کدام است؟!
#اصالت_خانواده یا #انقلاب_خانواده؟
در جشنواره #فیلم_فجر امسال بهعنوان مهمترین رویداد رسمی سینمایی کشور و نوع بازنمایی #خانواده در آثار حاضر بیش از هر زمان دیگری محل تأمل و نقد است.در میان 31 فیلم به نمایش درآمده در این دوره، یک نکته بهطرز معناداری جلب توجه میکند: تقریباً هیچ اثری را نمیتوان یافت که در آن اعضای خانواده، بهعنوان یک نهاد منسجم بتوانند در کنار هم بر بحران فائق آیند و مسئلهای را بهصورت جمعی حل کنند.در اغلب روایتها، یا خانواده از ابتدا دچار گسست است، یا بحرانی دارد که به فروپاشی میانجامد و یا مسیر حل مسئله از بیرون خانواده و با حذف یکی از اضلاع آن طی میشود.
#صالح_قاسمی، جمعیتپژوه
#اصالت_خانواده یا #انقلاب_خانواده؟
در جشنواره #فیلم_فجر امسال بهعنوان مهمترین رویداد رسمی سینمایی کشور و نوع بازنمایی #خانواده در آثار حاضر بیش از هر زمان دیگری محل تأمل و نقد است.در میان 31 فیلم به نمایش درآمده در این دوره، یک نکته بهطرز معناداری جلب توجه میکند: تقریباً هیچ اثری را نمیتوان یافت که در آن اعضای خانواده، بهعنوان یک نهاد منسجم بتوانند در کنار هم بر بحران فائق آیند و مسئلهای را بهصورت جمعی حل کنند.در اغلب روایتها، یا خانواده از ابتدا دچار گسست است، یا بحرانی دارد که به فروپاشی میانجامد و یا مسیر حل مسئله از بیرون خانواده و با حذف یکی از اضلاع آن طی میشود.
#صالح_قاسمی، جمعیتپژوه
۱۸:۱۷
علاقمندان شرکت در مسابقه به لینک ذیل مراجعه فرمایید:
https://iribonline.ir/portal/viewsurvey/71
@iribbanoovan_ir
۸:۰۸
امام سجّــاد(علیهالسلام)تو و دعایِ چهــل و پنجمصحیفهٔ سجادیهعزیـــزخطاب به ماه رمضــان میفرمایند که:«و چه خوشبخـت است کسی کهحُــرمتت را محــضِ وجــودِ خــودترعایــت کند..

#رمضان_الکریم
اللهم عجل لولیک الفرج
#رمضان_الکریم
۱۷:۴۶
محتوای کی پاپ، بیش از هر چیز آموزش جسارت به دختران برای عبور از ارزشهای اخلاقی و قوانین اجتماعی است.
در پیامهای القایی به نوجوانان، آنها تشویق میشوند فقط به خود توجه کنند و به آسانی به مخالفت با دیگران حتی با توهین و پرخاشگری مبادرت ورزند.
۱۷:۵۳
حاج حسین یکتا :خیلی حواس مون باشهکه موقع برگشت شیطون جیب ما رو نزنهظاهرش شما رو صندلی نشستیباطن ش اون شهید دعوتت کرده..اومدیم بگیم به امام زمان..آقا یه جوون بلا گردون نمیخوایی
۱۷:۵۸
سلام علیکم
وقت بخیر
با توجه به وقایع اخیر جهانی با تمرکز بر پرونده اپستین موارد ذیل پیشنهاد می شود
۱. تولیدات گسترده رسانه ای چند زبانه
۲. ارسال ایمیل هایی از طرف اصناف مختلف بویژه فعالین و سمن ها و دانشجویان و... با موضوع لزوم حمایت از زنان قربانی پرونده اپستین:
کلید واژه ها برای ایمیل ها و تولیدات رسانه ای ::::::
۱. نقض سیستماتیک فاحش و گسترده علیه زنان و دختران و کودکان توسط باند اپستین
۲. بی توجهی دادگاه فدرال و نظام قضایی آمریکا علی رغم طرح اولین شکایت از طرف قربانیان اپستین در سال ۱۹۹۶
۳. لزوم محاکمه فوری تمام افراد دخیل در باند قاچاق دختران به جزیره اپستین و تمام جنایتکاران متجاوز به دختران و زنان و کودکان
۴. لزوم جبران خسارت از قربانیان و احیا کرامت انسانی از دست رفته آنها
۵. امکان فوری دسترسی قضایی برای تمام قربانیان
۶. تشکیل کمیته حقیقت یاب در شورای حقوق بشر
۷ تشکیل گروه ویژه کاری پر کمیسیون مقام زن و مأموریت ویژه
۸. رسیدگی فوری به جنایات علیه بشریت در پرونده اپستین
۹. جنایات جزیره اپستین نتیجه لیبرال دموکراسی
خطوط راهبردی پیشنهادی برای عملیات ۸ مارس(با رویکرد فعالانه از طریق فعالین خارجی سایر کشورها )
۱. بازپسگیری روایت زن ایرانی
شکستن تصویر قالبی «زن قربانیِ بیصدا» که رسانههای غربی میسازند و ارائه روایتهای عینی، متکثر و عزتمند از زیست زن ایرانی در خانواده، علم، مقاومت، مدیریت و میدانهای اجتماعی.
۲. تبدیل موضع دفاعی به موضع مطالبهگری
خروج از زمین پاسخگویی و حرکت به سمت پرسشگری فعال؛ ما در مسئله کرامت زن از غرب طلبکاریم، نه متهم.
۳. افشای دوگانهسازیهای غربی در مسئله زن
نشان دادن تناقض میان شعارهای آزادی زن در غرب و واقعیتهای خشونت ساختاری، بهرهکشی جنسی و کالاییسازی بدن زن در نظام سرمایهداری.
۴. بازخواست پروندههای مسکوت و ساختاری
مطالبه شفافسازی درباره شبکههای قدرت و سوءاستفاده جنسی از کودکان مانند پرونده Jeffrey Epstein و پرسش از نسبت آن با ساختار قدرت و رسانه در غرب، بدون ورود به جزئیات غیراخلاقی.
۵. تولید محتوای تطبیقی هوشمند
طراحی محصولات مقایسهای (اینفوگرافیک، ویدئو کوتاه، گفتوگوی بینالمللی، روایت میدانی) درباره «امنیت، کرامت، نقش مادری، حضور اجتماعی، پیشرفت علمی» در ایران و غرب؛ با تکیه بر داده و تجربه زیسته.
۶. روایت زنِ مقاوم، نه زنِ مصرفشده
ساخت روایت از زن بهمثابه کنشگر تمدنی؛ زنی که در برابر استکبار، تحریم، جنگ روایتها و پروژههای فرهنگی ایستاده است.
۷. خلق رویداد موجساز فراملی
همزمانی چند تولید رسانهای در یک بازه کوتاه (هشتگ مشترک، بیانیه جمعی، ویدئوی چندزبانه، ارتباط با فعالان زن مستقل در اروپا و آمریکای لاتین) برای تبدیل ۸ مارس به یک نقطه تمرکز روایت.
۸. پیوند عدالت جنسیتی با عدالت جهانی
تعریف مسئله زن در نسبت با استعمار رسانهای، تحریم، جنگ نرم و سلطه فرهنگی؛ نشان دادن اینکه مسئله زن جدا از ساختار قدرت جهانی نیست.
وقت بخیر
با توجه به وقایع اخیر جهانی با تمرکز بر پرونده اپستین موارد ذیل پیشنهاد می شود
۱. تولیدات گسترده رسانه ای چند زبانه
۲. ارسال ایمیل هایی از طرف اصناف مختلف بویژه فعالین و سمن ها و دانشجویان و... با موضوع لزوم حمایت از زنان قربانی پرونده اپستین:
کلید واژه ها برای ایمیل ها و تولیدات رسانه ای ::::::
۱. نقض سیستماتیک فاحش و گسترده علیه زنان و دختران و کودکان توسط باند اپستین
۲. بی توجهی دادگاه فدرال و نظام قضایی آمریکا علی رغم طرح اولین شکایت از طرف قربانیان اپستین در سال ۱۹۹۶
۳. لزوم محاکمه فوری تمام افراد دخیل در باند قاچاق دختران به جزیره اپستین و تمام جنایتکاران متجاوز به دختران و زنان و کودکان
۴. لزوم جبران خسارت از قربانیان و احیا کرامت انسانی از دست رفته آنها
۵. امکان فوری دسترسی قضایی برای تمام قربانیان
۶. تشکیل کمیته حقیقت یاب در شورای حقوق بشر
۷ تشکیل گروه ویژه کاری پر کمیسیون مقام زن و مأموریت ویژه
۸. رسیدگی فوری به جنایات علیه بشریت در پرونده اپستین
۹. جنایات جزیره اپستین نتیجه لیبرال دموکراسی
خطوط راهبردی پیشنهادی برای عملیات ۸ مارس(با رویکرد فعالانه از طریق فعالین خارجی سایر کشورها )
۱. بازپسگیری روایت زن ایرانی
شکستن تصویر قالبی «زن قربانیِ بیصدا» که رسانههای غربی میسازند و ارائه روایتهای عینی، متکثر و عزتمند از زیست زن ایرانی در خانواده، علم، مقاومت، مدیریت و میدانهای اجتماعی.
۲. تبدیل موضع دفاعی به موضع مطالبهگری
خروج از زمین پاسخگویی و حرکت به سمت پرسشگری فعال؛ ما در مسئله کرامت زن از غرب طلبکاریم، نه متهم.
۳. افشای دوگانهسازیهای غربی در مسئله زن
نشان دادن تناقض میان شعارهای آزادی زن در غرب و واقعیتهای خشونت ساختاری، بهرهکشی جنسی و کالاییسازی بدن زن در نظام سرمایهداری.
۴. بازخواست پروندههای مسکوت و ساختاری
مطالبه شفافسازی درباره شبکههای قدرت و سوءاستفاده جنسی از کودکان مانند پرونده Jeffrey Epstein و پرسش از نسبت آن با ساختار قدرت و رسانه در غرب، بدون ورود به جزئیات غیراخلاقی.
۵. تولید محتوای تطبیقی هوشمند
طراحی محصولات مقایسهای (اینفوگرافیک، ویدئو کوتاه، گفتوگوی بینالمللی، روایت میدانی) درباره «امنیت، کرامت، نقش مادری، حضور اجتماعی، پیشرفت علمی» در ایران و غرب؛ با تکیه بر داده و تجربه زیسته.
۶. روایت زنِ مقاوم، نه زنِ مصرفشده
ساخت روایت از زن بهمثابه کنشگر تمدنی؛ زنی که در برابر استکبار، تحریم، جنگ روایتها و پروژههای فرهنگی ایستاده است.
۷. خلق رویداد موجساز فراملی
همزمانی چند تولید رسانهای در یک بازه کوتاه (هشتگ مشترک، بیانیه جمعی، ویدئوی چندزبانه، ارتباط با فعالان زن مستقل در اروپا و آمریکای لاتین) برای تبدیل ۸ مارس به یک نقطه تمرکز روایت.
۸. پیوند عدالت جنسیتی با عدالت جهانی
تعریف مسئله زن در نسبت با استعمار رسانهای، تحریم، جنگ نرم و سلطه فرهنگی؛ نشان دادن اینکه مسئله زن جدا از ساختار قدرت جهانی نیست.
۱۷:۵۸
۱۸:۰۰
۱۸:۰۱
«رنج مادران مهمتر از خون جوانان؛ پروژه رسانهای معاندین با بهره برداری از هویت زن ایرانی»
در بستر اغتشاشات اخیر، هویت زن دستخوش تغییراتی شد، حتی بیشتر از تصاویر کشتهشدگان، کلیپها و صداهای مویهکنان زنان بود که منتشر میشد. در این وقایع، زن از جایگاه «سوگوار آیینی» که در فرهنگ عزا برای او تعریف شده بود - موجودی صبور، حافظ حرمت، نماد مظلومیتِ دارای حدود اخلاقی - به موجودیتی دیگرگونه تبدیل شد. دشمن در این میدان، با بهرهبرداری از بستر اعتراضات، برساخت رسانهای از هویت زنان را در سه لایه بازتولید کرد:
نخستین لایه، نوعی تابوشکنی در تقابل با فرهنگ سنتی سوگ بود. اندوه زن در قالبی آیینی و دارای حدود اخلاقی تعریف میشد؛ گریه، سینهزنی و سیاهپوشی او در فرهنگ سنتی ارزشی «مقدس» داشت، اما در اغتشاشات، این الگو شکسته شد و زن نه در قامت مادرِ داغدارِ صبور، بلکه بخشی از پروژهای بود که میخواست «حرمت» را از هویت زن بزداید و «جسارت» را جایگزین آن کند.
دومین تغییر، تبدیل شدن زن از «نماد مظلومیت» به «ابزار مشروعیتزدایی» بود. در بازنمایی رسانههای معاند، منطقی ساده حاکم شد: هر جا زن حضور دارد، آنجا «حق با مردم است». تصویر زنِ معترض به سندی برای مشروعیتزدایی از نظام بدل گشت و حضور زن کارکردی سیاسی یافت؛ یعنی زن به مثابه مخالف سیاست و ناراضی از وضع موجود تلقی میشد.
در بسیاری از روایتهای رسمی از تاریخ و حماسه، زنان در حاشیهاند، اما در بستر عزا، آنها به مرکز صحنه میآیند. از زنان گریان در آیینهای سوگواری محرم تا مادران در ادبیات پایداری مثل مادران شهدا یا مادران داغدیده فلسطین، سوگ تبدیل به فضایی برای عاملیت میشود. زن در این فضا دیگر سوژهی منفعلِ رنج نیست، بلکه راوی رنج، سازماندهنده ی آیین و حافظه جمعی است، درلایه سوم از این کارکرد روایتگونه، همزمان با تابوشکنی، این رنج توسط زنان و مادران به شیوههای مختلف به تصویر کشیده شد، همچون گلافشانی محل کشتهشدگان.
بنابراین در لایه سوم آنچه برای دشمنان مهم بود، به تصویر کشیده شدن زجر مادران ایرانی بود، نه صرفاً ریخته شدن خون این جوانان.
در واقع معاندین تلاش کردند تنها یک تصویر از وضعیت سوگ زنان منتشر کنند، وضعیتی که گویا تمام مادران یا زنانی که فرزند یا همسرشان کشته شده بود، مقصر اصلی آن را جمهوری اسلامی میدانند.
اما در کنار این برساخت رسانهای، واقعیتی تلختر در درون جامعه رخ نمود: «سوگِ بیمعنا». اینجا بود که مقایسه میان دو نسل از مادران، شکافی عمیق را در وضع الهیاتی جامعه نمایان کرد. خیلی از کشتهشدگان اخیر را شهید خطاب کردند، اما وضع سوگ مادران این شهدا با مادران شهدای جنگ اصلاً یک معنا ندارد. مادران دهه شصت در یک گفتمان پیروزی و معنای متعالی سوگ خود را تجربه میکردند؛ فرزندشان در راه خدا، وطن و آرمانی مقدس رفته بود. حتی اگر مفقودالاثر هم میشد، صبر مادرانه در چارچوب اجر الهی معنا مییافت و غم آنها با شادی غلبه بر دشمن در هم آمیخته بود. اما مادران امروز در خلأیی معنایی گرفتار شدند. آنها نه حس میکنند فرزندشان در راه خدا کشته شده، نه روایت رسمیِ غلبه و شادی را در کنار خود میبینند. گله از خدا، جنون در فراق، و احساس سرگردانی در صحنهای که از معنا خالی شده، نشانه تنزل وضع الهیاتی در جامعه است. این مادران، برخلاف مادران جنگ، با فقدانی روبهرو هستند که راویِ حماسی برای تسلای آن وجود ندارد.
پیشنهاد: بهتر از نهضت های اسلامی زنان در ایران در نزدیکی چهلم کشته شدگان درکنار مادران این شهدا دست به روایت گری حماسی بزنند، بسیاری از این مادران و همسران شهدای اغتشاشات اخیر روایت جمهوری اسلامی را مبنی بر کشته شدن فرزندانشان به دست تروریست هارا قبول کرده اند اما صحنه از معنا بخشی به این قضایا خالی است.
«رضــا عـظـــیمی»
در بستر اغتشاشات اخیر، هویت زن دستخوش تغییراتی شد، حتی بیشتر از تصاویر کشتهشدگان، کلیپها و صداهای مویهکنان زنان بود که منتشر میشد. در این وقایع، زن از جایگاه «سوگوار آیینی» که در فرهنگ عزا برای او تعریف شده بود - موجودی صبور، حافظ حرمت، نماد مظلومیتِ دارای حدود اخلاقی - به موجودیتی دیگرگونه تبدیل شد. دشمن در این میدان، با بهرهبرداری از بستر اعتراضات، برساخت رسانهای از هویت زنان را در سه لایه بازتولید کرد:
نخستین لایه، نوعی تابوشکنی در تقابل با فرهنگ سنتی سوگ بود. اندوه زن در قالبی آیینی و دارای حدود اخلاقی تعریف میشد؛ گریه، سینهزنی و سیاهپوشی او در فرهنگ سنتی ارزشی «مقدس» داشت، اما در اغتشاشات، این الگو شکسته شد و زن نه در قامت مادرِ داغدارِ صبور، بلکه بخشی از پروژهای بود که میخواست «حرمت» را از هویت زن بزداید و «جسارت» را جایگزین آن کند.
دومین تغییر، تبدیل شدن زن از «نماد مظلومیت» به «ابزار مشروعیتزدایی» بود. در بازنمایی رسانههای معاند، منطقی ساده حاکم شد: هر جا زن حضور دارد، آنجا «حق با مردم است». تصویر زنِ معترض به سندی برای مشروعیتزدایی از نظام بدل گشت و حضور زن کارکردی سیاسی یافت؛ یعنی زن به مثابه مخالف سیاست و ناراضی از وضع موجود تلقی میشد.
در بسیاری از روایتهای رسمی از تاریخ و حماسه، زنان در حاشیهاند، اما در بستر عزا، آنها به مرکز صحنه میآیند. از زنان گریان در آیینهای سوگواری محرم تا مادران در ادبیات پایداری مثل مادران شهدا یا مادران داغدیده فلسطین، سوگ تبدیل به فضایی برای عاملیت میشود. زن در این فضا دیگر سوژهی منفعلِ رنج نیست، بلکه راوی رنج، سازماندهنده ی آیین و حافظه جمعی است، درلایه سوم از این کارکرد روایتگونه، همزمان با تابوشکنی، این رنج توسط زنان و مادران به شیوههای مختلف به تصویر کشیده شد، همچون گلافشانی محل کشتهشدگان.
بنابراین در لایه سوم آنچه برای دشمنان مهم بود، به تصویر کشیده شدن زجر مادران ایرانی بود، نه صرفاً ریخته شدن خون این جوانان.
در واقع معاندین تلاش کردند تنها یک تصویر از وضعیت سوگ زنان منتشر کنند، وضعیتی که گویا تمام مادران یا زنانی که فرزند یا همسرشان کشته شده بود، مقصر اصلی آن را جمهوری اسلامی میدانند.
اما در کنار این برساخت رسانهای، واقعیتی تلختر در درون جامعه رخ نمود: «سوگِ بیمعنا». اینجا بود که مقایسه میان دو نسل از مادران، شکافی عمیق را در وضع الهیاتی جامعه نمایان کرد. خیلی از کشتهشدگان اخیر را شهید خطاب کردند، اما وضع سوگ مادران این شهدا با مادران شهدای جنگ اصلاً یک معنا ندارد. مادران دهه شصت در یک گفتمان پیروزی و معنای متعالی سوگ خود را تجربه میکردند؛ فرزندشان در راه خدا، وطن و آرمانی مقدس رفته بود. حتی اگر مفقودالاثر هم میشد، صبر مادرانه در چارچوب اجر الهی معنا مییافت و غم آنها با شادی غلبه بر دشمن در هم آمیخته بود. اما مادران امروز در خلأیی معنایی گرفتار شدند. آنها نه حس میکنند فرزندشان در راه خدا کشته شده، نه روایت رسمیِ غلبه و شادی را در کنار خود میبینند. گله از خدا، جنون در فراق، و احساس سرگردانی در صحنهای که از معنا خالی شده، نشانه تنزل وضع الهیاتی در جامعه است. این مادران، برخلاف مادران جنگ، با فقدانی روبهرو هستند که راویِ حماسی برای تسلای آن وجود ندارد.
پیشنهاد: بهتر از نهضت های اسلامی زنان در ایران در نزدیکی چهلم کشته شدگان درکنار مادران این شهدا دست به روایت گری حماسی بزنند، بسیاری از این مادران و همسران شهدای اغتشاشات اخیر روایت جمهوری اسلامی را مبنی بر کشته شدن فرزندانشان به دست تروریست هارا قبول کرده اند اما صحنه از معنا بخشی به این قضایا خالی است.
«رضــا عـظـــیمی»
۱۸:۰۲
۱۸:۰۳
۱۸:۰۳
#روایت_پیشرفت | ارتقای ایران به رتبه هفتم جهانی در تولیدات سلولی و درمان بیماریهای صعبالعلاج
۱۸:۰۴
به هیچ وجه ازدست ندید.
۱۸:۰۷
Freedom in Iran????آزادی رو این خانم بعد از ۳۳سال زندگی درخارج بیان میکندلطفا ببینین
۱۸:۱۰
۱۸:۲۳
«محبت دو طرفه»خدا نمی گذارد غافل شوند...
۴:۳۹
۴:۴۱
راهکارهای زندگی موفق در جزء پنجم
۴:۴۵
علاقمندان شرکت در مسابقه به لینک ذیل مراجعه فرمایید:
https://iribonline.ir/portal/viewsurvey/72
@iribbanoovan_ir
۷:۳۱
۱۷:۲۰