بله | کانال حوزه دانشگاهیان علم و صنعت
عکس پروفایل حوزه دانشگاهیان علم و صنعتح

حوزه دانشگاهیان علم و صنعت

۶۷۷عضو
بازارسال شده از نهاد رهبری دانشگاه علم وصنعت
thumbnail
زنان غزه، پای درس حضرت زهرا (س)
خانم های غزه در وسط جنگ در روز روشن زیر آسمان خدا در حفاظ دیوارهایی از برزنت و پارچه ی کهنه، کنار یکدیگر جمع شده اند و جلسه موعظه زنانه گرفته اند. خانم جلسه ای شان دارد از سَروَر زنان جهان فاطمه زهرا(س) میگوید. چه خوب گریز می زند و پیام های امروزی ماجرای حضرت زهرا را برای مخاطب غزه ایش عینی کرده و به تصویر می‌کشد. چه خوب استقامت، صبر و زنانگی را به زنان رنج دیده دیگر منتقل می کند.همیشه برایم سوال بود که مردان غزه چطور می توانند چنین مقاوم باشند وقتی همسر و فرزندانشان در رنج و سختی اند و حتما هر روز کلی شکایت و گلایه می کنند.با دیدن این فیلم جوابم را گرفتم.

پ.ن: این ویدیو را احمد ابو الروس، خبرنگار مشهور غزه‌ای یک سال پیش (نوامبر ۲۰۲۴) با این کپشن منتشر کرده بود:
«مادرم و خانم‌های غزه، و با عظمت ترین داستان از بانو فاطمه‌ی زهرا (س)»
پ.ن۲: احمد ابوالروس، دو ماه بعد از این ویدیو با حمله‌ی مستقیم پهپادی ترور و شهید شد.
پ.ن۳: این ویدیو توسط کانال غزه تودی تهیه و منتشر شده است.
غزه را فراموش نمی کنیم.
#غزه_تودی 𝐉𝗼𝗶𝗻,𝐈𝗻↝¦ @GazaToday_ir       
نهاد رهبری دانشگاه علم و صنعت@nahadiust

۵:۰۳

بازارسال شده از نهاد رهبری دانشگاه علم وصنعت
thumbnail
undefined السَّلامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُundefined ببینیم |نمایی متفاوت از دسته عزاداری دانشگاه علم و صنعت بمناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه‌زهرا سلام‌الله‌علیها
یکشنبه ۲ آذر ۱۴۰۴

«روز #دیزاین علم و صنعت یکشنبه بود. واقعا چه حس خوبی بود که جمع بسیار زیادی از کارکنان، اساتید و دانشجویان دانشگاه در کنار هم، برای تعظیم شعائر الهی قدم می شوند، گرد دانشگاه بگردند، از مقابل تک تک دانشکده ها عبور کنند و نام ولیّ خدا را طنین افکن کنند.کنار گلزار شهدای دانشگاه جمع شوند، بر سینه زنند و از شهدا برای فرج مولای خود استمداد کنند.
گوشه گوشه مسیر افرادی بودند که اگرچه به صف دسته نمی پیوستند، اما حفظ احترام و نگاه مثبت در چشمان اغلب آنها دریافت می شد.در انتها نیز سفره احسان مادرانه گسترده شد.
این طراحی و تزیین علم و صنعتی بود.»
بخشی از نوشته ی دکتر میثم جلالیهیئت علمی دانشگاه علم و صنعتمسئول هم اندیشی اساتید دفتر نهاد
نهاد رهبری دانشگاه علم و صنعت@nahadiust

۱۲:۲۷

thumbnail

۱۰:۰۲

thumbnail

۱۰:۰۲

thumbnail

۱۰:۰۲

thumbnail
undefined آغاز دوره دوم طرح ولایت،undefinedویژه فعالین تشکل های دانشجویی دانشگاه علم و صنعتundefinedآذر ماه ۱۴۰۴، مصادف با ولادت حضرت زهرا(س)
"حوزه دانشجویی دانشگاه علم و صنعت"

۱۰:۰۲

undefinedundefinedپاداش ده برابری!
undefined خاطره دکتر علی حائری شیرازی (فرزند مرحوم آیت الله حائری شیرازی) از پدر undefined
undefined مدتی بعد از آنکه پدر امامت جمعه را رها کردند، در قم رحل اقامت گزیدند. متاسفانه بعضاً هم تنها بودند! گاه گداری من و بچه ها سری می زدیم ... به واسطه ی بیماری ای که داشتند رژیم غذایی سختی هم به توصیه اطبای اسلامی گرفته بودند و مثلاً بین گوشتها فقط مجاز به خوردن شکمبه گوسفند بودند بلکه مداومت به آن مانند یک دارو .خب شکمبه ها را هم به جهت ارزان تر شدن و هم به جهت تمایل شخصیشان، پاک نکرده می گرفتند و خودشان پاک می کردند. از نیمه های شب چند ساعتی به حمام زیر زمین میرفتند و آنها رو خوبِ خوب تمیز می کردند و بار می گذاشتند و صبح، چنانچه همچو منی مهمانشان بود، با هم می خوردیم ...
undefined در این ایام، اموراتشان هم نوعاً از سخنرانی هایی که دعوت می شدند می گذشت. پاکت سخنرانی را هم در جیب بالای قبایشان می گذاشتند. من هم به رسم فضولی، بعضاً پاکت را چک می کردم تا ببینم وسعت دخل و خرج به چه میزان است؟این بار در پاکت فقط یک تراول پنجاهی بود و میبایست تا سخنرانی بعدی با همین مبلغ مدیریت میکردیم..بماند
undefinedیک روز صبح گفتند: فردا کمیسیون خبرگان دارم و می خواهم یک حمام اساسی بروم. تو هم میای؟! اول استقبال نکردم ...بعد ادامه دادند، در یکی از کوچه های فرعی گذر خان، یک حمام عمومی قدیمی هست. قبلاً یکبار تنهایی رفتم؛ خوب دَم می شود، دلاک کار بلدی هم دارد. احساس کردم تنهایی سختشان است که بروند؛ پذیرفتم همراهیشان کنم.بقچه ای از حوله، لباس و صابون فله ای با خود بردیم. وقتی وارد شدیم، روی در نوشته بود: «هزینه هر نفر دو هزار و پانصد تومان». پیش قدم شدم و حساب کردم. پدر راست می گفت. آنچنان حمام دم داشت که گویی به سونای بخار رفته ایم. دلاک پیرِ کار بلد هم روی هر نفر قریب نیم ساعت تا سه ربع ساعت وقت می گذاشت! حمام خیلی خیلی خوبی بود. آدم واقعاً احساس سبکی و نشاط میکرد.
undefined در وقت خارج شدن، دم در به من گفتند انعام دلاک را حساب کردی؟ گفتم نه! گفتند: صدایش کن. پیرمرد را صدا کردم آمد. پدر دست در جیب کرد و همان پاکت تراول پنجاهی را به او داد! او تراول را گرفت، بوسید، بر چشم گذاشت و نگاهی به بالا کرد و رفت. من هاج و واج و متعجب به پدر نگاه می کردم. گفتم زیاد ندادید؟ گفتند نه! بعد مکث کردند و گفتند: مگر چقدر بود؟ گفتم پنجاه تومان؛ و این هر آنچه بود که در پاکت داشتید!نگاهی تیز و تند کردند. پنج یا پنجاه؟ پنجاه!!نچ ریزی گفتند و برگشتند بسمت حمام. چند قدم نرفته، توقف کردند، برگشتند نگاهی به بالا کردند، بعد به سمت من آمدند. گفتند: «دیگه امیدوار شده، نمیشه کاریش کرد، بریم»
undefined وارد گذر خان شدیم به فکر مخارج تا شب بودم. هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که کسی از حجره ای با لهجه غلیظ اصفهانی بلند داد زد: «حَجا آقا! حجا آقا! خودش را دوان دوان بما رساند و رو به من کرد و گفت: «آقای حائری شیرازی هستند؟» گفتم: بله. گفت: «حاج آقا یه دقه صبر کنید»! رفت و از میز دکان، پاکتی آورد و به پدر داد. پدر با نگاهی تند گفت: «من وجوهات نمی گیرم!» گفت: «وجوهات نیست، نذر است». گفتند: «نذر؟» گفت: «دیروز برای باری که داشتم در گمرک مرز اشکالی پیش آمد. شما همان موقع در شبکه قرآن مشغول صحبت بودید. مال، خراب شدنی بود. نگاهی به بالا کردم که اگر مشکل همین الان حل شود، مبلغی را به شما بدهم. همان موقع، حل شد و شما امروز از این جا رد شدید!!» پدر متبسم شد. رو به من کرد پاکت را بگیر. گرفتم. خداحافظی کردیم و راه افتادیم.
undefinedدر حین حرکت، آرام در گوشم گفتند: «بشمارش!! » من هم شمردم. ده تا تراول پنجاه هزار تومانی بود. بعد بدون آنکه چیزی بگویم، در گوشم گفتند: «ده تا بود؟!» بعد این آیه را خواندند: «مَن جَاءَ بِالحَسنَةِ فَلَهُ عَشرُ أَمْثَالِهَا»...نگاهی به بالا کردند گفتند: «خدا بی حساب می دهد. به هرکه اهل حساب کتاب باشد با نشانه می دهد که بفهمی مال اوست نه دیگری. آنرا در جیبت بگذار تا به اهلش بدهیم»#آیت_الله_حائری_شیرازی

۱۹:۲۴

thumbnail
مردان چشم و دل سیر غربی!

۰:۴۶

thumbnail
آرزوی شهادت یا ...؟بندگی خداوند در چیست؟

۱۰:۳۴

thumbnail
نظر اردشیر زاهدی، وزیر خارجه وقت و داماد پهلوی درباره تغییر رژیم در ایران را میبینید؛

۷:۳۱

thumbnail
رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله:مَن أرادَ أن يَنظُرَ إلى آدمَ في علمِهِ ، و إلى نوحٍ في فَهمِهِ ، و إلى إبراهيمَ في حِلمِهِ ، و إلى يحيى بنِ زكريّا في زُهدِهِ ، و إلى موسى بنِ عِمرانَ في بَطْشِهِ ، فَليَنْظُرْ إلى عليِّ بنِ أبِي طالبٍ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه مى خواهد دانش آدم را ببيند و بينش نوح و بردبارى ابراهيم و زهد يحيى بن زكريا و قدرت موسى بن عمران را، به على بن ابى طالب بنگرد.(تاريخ دمشق : ج ۴۲، ص ۳۱۳)

۰:۴۱

thumbnail
ادامه برگزاری دوره دوم طرح ولایت بخش دوم کتاب معرفت شناسیاستاد دوره: حجت الاسلام دکتر حامد حسینیانآذر ماه ۴۰۴ - حوزه علمیه امام خمینی (ره) - ازگلحوزه علوم اسلامی علم و صنعت

۱۰:۵۳

thumbnail

۱۰:۵۳

thumbnail

۱۰:۵۳

thumbnail

۱۰:۵۳

thumbnail
undefinedزمانی که ناوشکن نیوجرسی در سال ۱۹۸۳ وارد لبنان شد؛ جوزف ابوخلیل در روزنامه فالانژیست کار نوشت: کجاست خدای مستضعفین در برابر عظمت نیوجرسی؟!


undefinedاندک زمانی بعد عماد مغنیه، با منفجر کردن مقر تفنگداران دریایی آمریکا و کشتن ۲۴۱ نفر از کماندوهای آمریکایی پاسخ داد و پیامی فرستاد و گفت: پرودگار مستضعفان اینجاست، پس عظمت نیوجرسی کجاست؟
undefinedسالگرد شهادت عماد مغنیه، نابغه و اسطوره جنگ های اطلاعاتی حزب‌الله لبنان


undefinedعلیرضا فقیهی
#حزب_الله #شهید_مغنیه #عماد #مغنیه #لبنان #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل

۲۱:۰۹

thumbnail
حلول ماه خدا،ماه بندگی،ماه آشتی با پروردگار بر شما مبارک باد.

۷:۲۰

thumbnail
undefinedبهترین عمل!
undefinedمسجد غرق در نور بود. جمعی از مردم، پیر و جوان، گرد هم آمده بودند و با اشتیاق به سخنان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گوش می‌دادند. نسیم ملایمی از روزنه‌های مسجد می‌وزید.undefinedپیامبر، با لحنی آرام و پر از مهر گفت: ای مردم! ماه رمضان، ماه رحمت و برکت، از راه رسیده است.undefinedدر این ماه، شیاطین در بند و زنجیرند. از خداوند بخواهید که آنها را بر شما مسلط نکند.undefinedهمهمه‌ای در میان جمع پیچید. مردان و زنان، سرهایشان را به نشانه تأیید تکان می‌دادند.undefinedامیرالمؤمنین(علیه‌السلام) از میان جمعیت برخاست و با صدایی رسا پرسید: ای رسول خدا! بهترین عمل در این ماه چیست؟undefinedسکوت فضای مسجد را پر کرده بود پیامبر نگاهش را به علی (علیه‌السلام) دوخت و با لبخندی بر لب گفت: بهترین عمل در این ماه، پرهیز از محرمات خداوند است.
undefinedافضل الاعمال فى هذا الشّهر، الورع عن محارم الله عزّوجّل
undefinedعيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۲۷۹

۱۰:۰۶

thumbnail
undefined زندگی با آیه ها (1)
undefined وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ (بقره ۴۵)undefinedاز صبر و نماز (در همه امور زندگی) کمک بگیرید.
مثل وزنه برداری که پیش از رفتن روی تخته و شکستن رکورد جهان، چند دقیقه با خودش خلوت می کند؛ مثل جنگجویی که پس از نواخته شدنِ شیپورِ جنگ، برای چند ثانیه چشم هایش را می بندد؛ مثل نویسنده ای که قبل از نوشتنِ یک داستان تازه، انگشتانش را روی صفحه کلید حسابی گرم می کند؛ تو هم پیش از پا گذاشتن به میدان های کوچک و بزرگِ زندگی، سجاده ات را پهن کن تا استوارتر قدم برداری. باور کن نماز چیزی فراتر از آن خمو راست شدن های خواب آلودِ صبحگاهی است. باور کن نماز بزرگ تر از این ذکرهای شتابزدۀ من و توست. ما این نمازهای پنجگانه را خیلی دستکم گرفته ایم، رفیق!
undefined روزه؛ تمرین قدرتمندشدننکتۀ ظریف آیه این است که نمی فرماید فقط «صبور باشید،» بلکه امر می کند که از «صبر » به عنوان یک ابزار و منبع قدرت، یاری بجویید و ماه رمضان، کارگاه بزرگ همین تمرین است. روزه، عالی ترین مصداق «کمک گرفتن از صبر» است. در روزه، شما به شکل ارادی سختی می کشید تا روحتان قوی شود.
undefined نماز اتصال مستقیم به مرکز فرماندهیاگر صبر، نیروی درونی است، نماز، اتصال به منبع تمام نشدنی قدرت است. نماز، ارتباط مستقیم با مرکز فرماندهی عالم است؛ از این روست که نقل شده است: «هرگاه پیامبر ص با مشکلی سخت روبه رو می شدند، به نماز پناه می بردند»
این دو عنصر، که برای یک ملت، رمز عبور از گردنه های سخت تاریخی هستند، منفک از یکدیگر عمل نمی کنند.
#عکس_نوشت
★ــــــ★ــــــ★ــــــ★#زندگی_با_آیه_ها#ماه_رمضان

۳:۵۱

thumbnail
undefined زندگی با آیه ها(1)
undefined انیمیشن
undefined به چی پناه می بری؟! (جزء ۱, بقره ۴۵)undefinedوَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ (بقره ۴۵)

★ــــــ★ــــــ★ــــــ★#زندگی_با_آیه_ها#ماه_رمضان

۳:۵۲