روایت خانم مربی
قسمت دوم @jahadibentolhoda
مبانی هنر
مباحث مقدماتی
توجه به جزئیات
نحوه عکاسی
و آشنایی با امکاناتی که گوشی های همراه دارند و نحوه استفاده از اونها
و ....
نکاتی بودند که کلاس عکاسی قرار بود به خانم های مربی یاد بده.
این، اولین کلاس دوره بود که برگزار میشد.گاهی مشغول نوشتن بودن و
گاهی هم امکانات گوشی رو بررسی میکردند.
منم با وجود اینکه خسته بودم و از صبح مشغول کار های مختلف بودیم ولی دوست داشتم ببینم استاد چی میگن.
این کلاس طولانی شد اما همه با علاقه گوش میدادنو به خاطر جذابیت کلاس و نکات کاربردی که استاد میگفتن ،سوالات زیادی برای خانم مربی ها پیش اومده بود و این باعث شد کلاس تا حوالی ساعت ۱۱ شب طول بکشه.
در آخر هم یک پروژه برای آنها تعریف شد،پروژه ای که قرار بود برای جلسه بعدی ، در روز جمعه ، به ایراد ها و اشکالات آن پرداخته بشه.
پروژه به این صورت بود که از بازدید ها ، گعده ها ،نشست ها و تمام روز های اردو فیلم و عکس تهیه کنند تا بتوانند در آخر، یک روایت و گزارش تصویری برای تدوین و پخش داشته باشند، برای همشهری ها شون و کسانی که اردو شرکت نکردند.
ناگفته نماند که در حین کلاس به یه چالش بر خوردیم که ما رو شوکه کرد.
بالاخره هر کاری چالش های خودش رو داره... یکی از اساتید که قرار بود فردا با ایشون کلاس آموزش روایتگری داشته باشیم، به مسئول مربوطه اعلام کردن که براشون عمل جراحی پیش اومده و برای فردا نمی تونن تشریف بیارن.
و کسی که همه کار ها به دست توانای اوست،
برنامه رو جور دیگه ای برامون چید و به یکی دیگه از برنامه ها به نام ( طراحی بوم ) بهتر پرداختیم.
طراحی بوم هم یکی از برنامه های جذابمون بود. من که واقعا دوسش داشتمکه انشاءاللّه به وقتش به اون هم می رسیم.
بالاخره کلاس بعد کلی سوالات خانم مربی ها تمام شد.
بلافاصله بعد از کلاس اعلام کردیم که باید زودتر استراحت کنند تا برای فردا که یک روز پرماجرا و هیجان انگیز است آماده و سرحال باشن.
با استاد و بقیه دوستان هم رفتیم طبقه پایین تا استاد رو بدرقه کنیم و تشکر از زحماتی که کشیدن.
خاموشی مهمان ها زده شد اماااااا
بیداری مسئولین دوره ، تازه شروع شد!!!!
ادامه دارد...
#به_روایت_امّ_کوثر #روایت_دوره_خانممربی#دوره_تکمیلی#تهران #پاییز#روایت_پنجمین_دوره#گروهجهادیتربیتیبنتالهدی
️
قسمت دوم @jahadibentolhoda
نکاتی بودند که کلاس عکاسی قرار بود به خانم های مربی یاد بده.
این، اولین کلاس دوره بود که برگزار میشد.گاهی مشغول نوشتن بودن و
گاهی هم امکانات گوشی رو بررسی میکردند.
منم با وجود اینکه خسته بودم و از صبح مشغول کار های مختلف بودیم ولی دوست داشتم ببینم استاد چی میگن.
این کلاس طولانی شد اما همه با علاقه گوش میدادنو به خاطر جذابیت کلاس و نکات کاربردی که استاد میگفتن ،سوالات زیادی برای خانم مربی ها پیش اومده بود و این باعث شد کلاس تا حوالی ساعت ۱۱ شب طول بکشه.
در آخر هم یک پروژه برای آنها تعریف شد،پروژه ای که قرار بود برای جلسه بعدی ، در روز جمعه ، به ایراد ها و اشکالات آن پرداخته بشه.
پروژه به این صورت بود که از بازدید ها ، گعده ها ،نشست ها و تمام روز های اردو فیلم و عکس تهیه کنند تا بتوانند در آخر، یک روایت و گزارش تصویری برای تدوین و پخش داشته باشند، برای همشهری ها شون و کسانی که اردو شرکت نکردند.
ناگفته نماند که در حین کلاس به یه چالش بر خوردیم که ما رو شوکه کرد.
بالاخره هر کاری چالش های خودش رو داره... یکی از اساتید که قرار بود فردا با ایشون کلاس آموزش روایتگری داشته باشیم، به مسئول مربوطه اعلام کردن که براشون عمل جراحی پیش اومده و برای فردا نمی تونن تشریف بیارن.
و کسی که همه کار ها به دست توانای اوست،
طراحی بوم هم یکی از برنامه های جذابمون بود. من که واقعا دوسش داشتمکه انشاءاللّه به وقتش به اون هم می رسیم.
بالاخره کلاس بعد کلی سوالات خانم مربی ها تمام شد.
بلافاصله بعد از کلاس اعلام کردیم که باید زودتر استراحت کنند تا برای فردا که یک روز پرماجرا و هیجان انگیز است آماده و سرحال باشن.
با استاد و بقیه دوستان هم رفتیم طبقه پایین تا استاد رو بدرقه کنیم و تشکر از زحماتی که کشیدن.
خاموشی مهمان ها زده شد اماااااا
بیداری مسئولین دوره ، تازه شروع شد!!!!
ادامه دارد...
#به_روایت_امّ_کوثر #روایت_دوره_خانممربی#دوره_تکمیلی#تهران #پاییز#روایت_پنجمین_دوره#گروهجهادیتربیتیبنتالهدی
۲۰:۲۳