#گزارشروز
┄┅┅┅┅
۱۹:۳۸
قبایسوخته
تقدیم به آستان ملکوتی حضرت سبزقبا در شهرستان دزفول که درآتش حقد و کینه عوامل تروریستی آمریکا واسرائیل مثل خیمه های حضرت اباعبدالله سوخت .
باصدای حـــاجصــــادقآهنــــــگران
تقدیم به آستان ملکوتی حضرت سبزقبا در شهرستان دزفول که درآتش حقد و کینه عوامل تروریستی آمریکا واسرائیل مثل خیمه های حضرت اباعبدالله سوخت .
باصدای حـــاجصــــادقآهنــــــگران
۲۱:۱۹
#سپاه#ایران_مقتدر


مرحله اول رزمایش نیروی دریایی سپاه در جزایر خلیج فارس
۷:۳۶
.... د . ی . د . ه . ب . ا .ن . ....
این مجسمه در اسپانیا از سه نفر مسلمان، مسیحی و یهودی ساخته شد.از مجسمه ساز پرسیدن، هدفت چی بوده ؟؟گفت: ﻳﻬﻮﺩیا ﺧﻮﺩشونو ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ مسیحیا ﻭ ﻣﺴﻠﻤونا ﻣﻴدونن ﻭ ﻣﺴﻴﺤﻴﺎ هم خودشونو ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﻣﺴﻠﻤونا ﻣﻴدونن. منم ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺭو ﺳﺎﺧﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﮕم اونها سخت در اشتباه هستن!گفتن:این ﻣﺠﺴﻤﻪکه ﮔﻔﺘﻪﻫﺎی اونها رو تایید میکنه! ﮔﻔﺖ: اشتباه نکنید!ﻛﺎفیست آن ﻣﺴﻠﻤاﻥ ﺍﺯ ﺳﺠﺪﻩ برخیزد!ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ خواهید شد ﻛﻪ ﭼﻪ ﺑﻼﻳﻲ ﺳﺮ آن دونفر خواهد آمد.
این فردی که در سجده هست، نماد انسان صالح و اسلام عبادیه! آزارش به کسی نمیرسه خیری هم برای کسی نداره! بنابراین مخالف و دشمن هم نداره، چون ظلم پذیره! اونایی هم که رفتن روش ایستادن چون جاشون خوبه،کاری باهاش ندارن!
حالا تصور کنید این انسان صالح قصد بلند شدن داشته باشه و به اون دوتا به خاطر ظلمشون اعتراض کنه! چی میشه؟! قطعا جای اون دوتا متزلزل خواهد شد و حتما باهاش مخالفت میکنن و حتی ممکنه باهاش بجنگن و به قتل برسونن!حالا دیگه دشمن هم داره!
اون فرد دیگه صرفا انسان صالح نیست! چون اون الان دیگه به یک انسان مصلح تبدیل شده و میخواد به بُعد سیاسی اسلام هم عمل کنه .
مصلح یعنی عدالت خواه و همه مصلحین برخلاف صالحین دشمنان زیادی دارن! مثل امام عصر(عج) که مصلح آخرالزمان هستن و دشمن هم زیاد دارن
تشیع به ما یاد داد مصلح باشیم و در کنار اسلام عبادی اسلام سیاسی رو هم در نظر بگیریم.تشیع مصلح پَرورِه برای همین هم دشمن زیاد داره...
۱۵:۵۱
مهمترین نکاتی که رهبر معظم انقلاب امروز در سخنانشان به آنها تاکید کردند ؟
هدف اول سخنان رهبر انقلاب ترمیم زخم آشوبهای اخیر و خنثی کردن برنامه دشمن برای تبدیل مسئله کشته شدگان به بهانه آشوب مستمر بود.دومین هدف معتبر کردن گزینه شکست نظامی و انهدام ناوها در ذهن دشمن، پس از گزینه جنگ منطقهای بود که در سخنرانی قبلی به آن اشاره شد.سومین هدف این سخنرانی نفی هرگونه تحمیل در مذاکره و در عین حال تایید اصل آن بوده است.سخنان رهبر انقلاب به معنای آرایش تهاجمی کامل کشور در مقابل دشمن است که باید به دستور کار اصلی سیاسی تبدیل شود.
هدف اول سخنان رهبر انقلاب ترمیم زخم آشوبهای اخیر و خنثی کردن برنامه دشمن برای تبدیل مسئله کشته شدگان به بهانه آشوب مستمر بود.دومین هدف معتبر کردن گزینه شکست نظامی و انهدام ناوها در ذهن دشمن، پس از گزینه جنگ منطقهای بود که در سخنرانی قبلی به آن اشاره شد.سومین هدف این سخنرانی نفی هرگونه تحمیل در مذاکره و در عین حال تایید اصل آن بوده است.سخنان رهبر انقلاب به معنای آرایش تهاجمی کامل کشور در مقابل دشمن است که باید به دستور کار اصلی سیاسی تبدیل شود.
۱۵:۵۳
ایران برای غرق کردن یا ضربه زدن و از کار انداختن ناوهای آمریکایی به چه سلاح هایی مجهز است؟
بر اساس اظهارات رسمی، رزمایشها و ارزیابیهای علنی:موشکهای ضدکشتی متنوعموشکهای بالستیک با مأموریت دریاییپهپادهای دریایی و هواییزیردریاییهای کوچک و نیمهسنگینمینریزی هوشمندجنگ الکترونیک منطقهای
نکته مهم:ایران دنبال برابری کلاسیک با آمریکا نیستبلکه دنبال این پیام است:«هزینه حضور ناو آنقدر بالاست که عقلانی نباشد وارد جنگ شد.گروه مطالعات راهبردی
بر اساس اظهارات رسمی، رزمایشها و ارزیابیهای علنی:موشکهای ضدکشتی متنوعموشکهای بالستیک با مأموریت دریاییپهپادهای دریایی و هواییزیردریاییهای کوچک و نیمهسنگینمینریزی هوشمندجنگ الکترونیک منطقهای
نکته مهم:ایران دنبال برابری کلاسیک با آمریکا نیستبلکه دنبال این پیام است:«هزینه حضور ناو آنقدر بالاست که عقلانی نباشد وارد جنگ شد.گروه مطالعات راهبردی
۱۰:۰۳
وعده رهبر انقلاب به انتشار ابعاد جدید پرونده اپستین؛ آیا ایران یک نسخه از این پرونده را در اختیار دارد؟
سه هفته پیش و در اوج افشاگری پرونده جنایات ضد بشری ابستین یهودی و اقدامات جنایتکارانه باند او در آن جزیره کذایی نکته و مطلبی را گفتم که شاید برای بسیاری از خوانندگان تعجب آمیز بود! تاکید کردم که بدون شک ایران هم به این پرونده دسترسی دارد و دستگاه امنیتی قدرتمند کشورمان در خلال اسناد بزرگ و گستردهای که از سرزمینهای اشغالی به دست آمده، آنچه موساد از اپستین و جزیرهاش و مقامات آمریکایی جمع آوری کرده بود را هم با خودش به ایران آورد.
اما روز گذشته رهبر انقلاب در خلال صحبتهایشان نکاتی را مطرح و تهدیدی شدیداللحن و بیسابقه را علیه ناوگان دریایی تروریستهای آمریکایی به صورت شفاف اعلام کردند که باعث واکنشهای گستردهای در سطح جهان شد و تقریباً این بخش از صحبتهای ایشان مورد توجه قرار گرفت. اما حقیقت آن است که رهبر انقلاب نکتهای را گفتند که تهدیدی علنی و بیسابقه علیه ترامپ بود و آن هم در مورد جزیره اپستین و اسناد و مدارکی که تا الان منتشر نشده و منتشر خواهد شد! ایشان گفتند که:
«هر چه دربارهی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّهی این جزیره بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشاندهندهی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرالدموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجهاش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.»
به نظر شما رهبر انقلاب از چه چیزی ر دارند که میگویند چیزهای دیگری هم هست که آشکار خواهد شد؟ یعنی چه کسی قرار است اینها را آشکار کند؟ آیا همانگونه که ما چند هفته پیش هم گفتیم ایران پرونده آپستین را در اختیار دارد و وقتی رهبر انقلاب از غرق شدن کشتیهای آمریکایی میگوید منظورش خود ترامپ است؟ این سطح از اظهار نظر عالیترین مقام ایران در مورد افشای بیشتر اسناد جزیره کذایی آیا به شکل غیر رسمی به گوش خود ترامپ رسیده است؟
به هر حال مانند بسیاری از مطالبی که ما در طول این سالها نوشتهایم و گفتهایم باید به این موضوع نیز با دقت و وسواس بیشتری گریسته میشد. در پادکستی که به پیوست این پست است من تلاش کردم تا برخی مسائل و مواردی که نشان میدهد ایران به این پرونده دسترسی دارد را برای شما بازگو کنم. حالا این صحبتهای رهبر انقلاب با زبان بیزبانی میگوید که آنچه ما اعلام کردیم درست بوده است و باید منتظر مانده دید که ترامپ قمارباز در برابر دستان پر ایران چه واکنشی نشان خواهد داد؟!گروه مطالعات راهبردی
سه هفته پیش و در اوج افشاگری پرونده جنایات ضد بشری ابستین یهودی و اقدامات جنایتکارانه باند او در آن جزیره کذایی نکته و مطلبی را گفتم که شاید برای بسیاری از خوانندگان تعجب آمیز بود! تاکید کردم که بدون شک ایران هم به این پرونده دسترسی دارد و دستگاه امنیتی قدرتمند کشورمان در خلال اسناد بزرگ و گستردهای که از سرزمینهای اشغالی به دست آمده، آنچه موساد از اپستین و جزیرهاش و مقامات آمریکایی جمع آوری کرده بود را هم با خودش به ایران آورد.
اما روز گذشته رهبر انقلاب در خلال صحبتهایشان نکاتی را مطرح و تهدیدی شدیداللحن و بیسابقه را علیه ناوگان دریایی تروریستهای آمریکایی به صورت شفاف اعلام کردند که باعث واکنشهای گستردهای در سطح جهان شد و تقریباً این بخش از صحبتهای ایشان مورد توجه قرار گرفت. اما حقیقت آن است که رهبر انقلاب نکتهای را گفتند که تهدیدی علنی و بیسابقه علیه ترامپ بود و آن هم در مورد جزیره اپستین و اسناد و مدارکی که تا الان منتشر نشده و منتشر خواهد شد! ایشان گفتند که:
«هر چه دربارهی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّهی این جزیره بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشاندهندهی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرالدموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجهاش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.»
به نظر شما رهبر انقلاب از چه چیزی ر دارند که میگویند چیزهای دیگری هم هست که آشکار خواهد شد؟ یعنی چه کسی قرار است اینها را آشکار کند؟ آیا همانگونه که ما چند هفته پیش هم گفتیم ایران پرونده آپستین را در اختیار دارد و وقتی رهبر انقلاب از غرق شدن کشتیهای آمریکایی میگوید منظورش خود ترامپ است؟ این سطح از اظهار نظر عالیترین مقام ایران در مورد افشای بیشتر اسناد جزیره کذایی آیا به شکل غیر رسمی به گوش خود ترامپ رسیده است؟
به هر حال مانند بسیاری از مطالبی که ما در طول این سالها نوشتهایم و گفتهایم باید به این موضوع نیز با دقت و وسواس بیشتری گریسته میشد. در پادکستی که به پیوست این پست است من تلاش کردم تا برخی مسائل و مواردی که نشان میدهد ایران به این پرونده دسترسی دارد را برای شما بازگو کنم. حالا این صحبتهای رهبر انقلاب با زبان بیزبانی میگوید که آنچه ما اعلام کردیم درست بوده است و باید منتظر مانده دید که ترامپ قمارباز در برابر دستان پر ایران چه واکنشی نشان خواهد داد؟!گروه مطالعات راهبردی
۱۰:۰۵
ارزیابی اولیه از مذاکرات ژنو چییت؟
امریکا در مذاکرات انعطاف چندانی نشان نداده اما از شکست مذاکرات نیز جلوگیری کرده است.اختلاف اساسی اکنون درباره ابعاد غنی سازی، و تضمینها و گستره رفع تحریم است.سخنان رهبرانقلاب امریکا را به این جمعبندی رسانده که ایران در مسائل کلیدی عقبنشینی نخواهد کرد.
کشورهای منطقه برای حصول توافق به امریکا و ایران فشار میآورند.امریکا در مذاکرات به شکست پروژه وادارسازی ایران به توافق از طریق تهدید نظامی پی برده است.
امریکا در مذاکرات انعطاف چندانی نشان نداده اما از شکست مذاکرات نیز جلوگیری کرده است.اختلاف اساسی اکنون درباره ابعاد غنی سازی، و تضمینها و گستره رفع تحریم است.سخنان رهبرانقلاب امریکا را به این جمعبندی رسانده که ایران در مسائل کلیدی عقبنشینی نخواهد کرد.
کشورهای منطقه برای حصول توافق به امریکا و ایران فشار میآورند.امریکا در مذاکرات به شکست پروژه وادارسازی ایران به توافق از طریق تهدید نظامی پی برده است.
۱۰:۰۵
آیا جنگ قطعی است؟
سطح تهدید علیه ایران به مرحله ای بی سابقه رسیده یا درست تر بگویم امریکا می خواهد ما فکر کنیم که رسیده است. متقابلا ایران نیز سطح تهدید علیه امریکا را به وضعیت بی سابقه ای رسانده است. اکنون صحنه برای یک رویارویی تاریخی مهیاست. امریکا را نمی دانم اما در ایران دلیلی برای کوتاه آمدن وجود ندارد. واضح است که نتانیاهو، یهودی های نیویورک و نومحافظه کاران صهیونیست ترامپ را کنترل می کنند. ترامپ بر اساس اطلاعاتی تصمیم می گیرد که این گروه ها به او می دهند. مضمون مشترک همه این اطلاعات هم این است که ایران ضعیف شده و یک فرصت تاریخی برای ضربه زدن به آن وجود دارد. آنچه این اطلاعات به ترامپ منتقل نمی کند این است که ایران در یک جنگ وجودی، متفاوت خواهد جنگید. ایرادی ندارد که فرض کنیم یک هدف تشدید لفاظی و انباشت نیرو از جانب امریکا، وادار کردن ایران به پذیرش درخواست های امریکا در مذاکرات است. اما وقتی به مذاکرات نگاه می کنید امریکا در واقع گفت وگو نمی کند و فقط خواهان تسلیم است. هیچ چیز نمی دهد و همه چیز می خواهد.- ایران مذاکرات را جدی گرفته است. دلیل ساده آن این است که می خواهد قبل از درگیری که قطعی به نظر می رسد، همه گزینه ها را امتحان کرده باشد. اما چیزی برای بده-بستان نمی بیند. فرض بنیادین در تهران این است که با این مدل مذاکره، حتی اگر ایران تسلیم شود باز هم جنگ قطعی است. بنابراین اساسا چه دلیلی برای امتیازدهی وجود دارد؟ ریشه مشکل این است که به نظر می رسد امریکا تصمیمش را گرفته و حتی تسلیم در حوزه هسته ای باعث خواهد چند ناو هواپیمابر دیگر به منطقه اعزام شوند. در این شرایط، راهی جز رویارویی با تمام قوا باقی نمی ماند. ظاهرا کار در مرحله ای است که جز با یک رویارویی و پرداخت هزینه سنگین نمی توان محاسبات را اصلاح کرد.- شاید زمان آن فرارسیده باشد. ایران مذاکره کرد، سلاح اتمی نساخت، در جنگ 12 روزه مراعات متحدان منطقه و بازار انرژی را کرد و ظرفیت های دریایی و زمینی خود را فعال نکرد. دیگر هیچ دلیلی برای خویشتن داری وجود ندارد. اگر بقای ایران تهدید شود، هیچ چیز در منطقه ارزش آن را ندارد که بدون آسیب باقی بماند. شاید امریکا انتظار داشت و هنوز هم دارد که ایران تسلیم ارعاب آن شود. اما در ایران کسی از ترس مرگ خودکشی نمی کند. برعکس، آنچه همه جهان باید به آن توجه کند این است که ایران در مقابل امریکا، به جای ترس، آرایش کاملا عملیاتی گرفته و بنا دارد -اگر ناچار شد- با تمام توان به آن ضربه بزند. وقتی پای موجودیت در میان است عقب نشینی معنا دارد. اکنون در نیروهای مسلح ایران کار دست کسانی است که تجربه یک جنگ موفق و تاریخی با رژیم اسراییل را دارند. از همان ساعت اول پس از جنگ، این نیروها بارها و بارها ایده هایی را که باید در آن جنگ اجرا می شد و به دلایلی نشد، مرور و تمرین کرده اند. این بار فرصت را از دست نخواهند داد. با وجود همه مشکلات و تنش ها، اکنون در ایران هیچ شکاف سیاسی یا اجتماعی عمده ای وجود ندارد. اگر ترامپ خردمند بود اجازه می داد یک تیم مستقل اطلاعاتی را که نتانیاهو درباره وضعیت داخلی ایران به او می دهد ارزیابی کند. جامعه ایران خواهان تعیین تکلیف و خروج از این وضعیت است و این کاری است که همه می دانیم باید هزینه اش را داد و به سرانجام رساند. اگر شد با توافق و اگر نشد با جنگ.هیچ کس در ایران خواهان تسلیم مقابل نتانیاهو و ترامپ نیست. اکنون مردم در ایران حتی لزوما مخالف جنگ هم نیستند. سوال آنها این است: آیا در جنگ پیروز خواهیم شد؟ اگر دشمن خطایی بکند خواهد دید که با سورپرایزهای نظامی ایران، مردم ایران یکپارچه به مدافعان ایران تبدیل خواهند شد. این بار ما محکوم به پیروزی هستیم. این الزام تاریخی یک تمدن چند هزار ساله در مقابل درخواست تسلیم است. هنوز البته مانده تا به پایان این بازی برسیم. سرعت تحولات بالاست و تصمیم ها در لحظه گرفته می شود. سمت ایران مسئله واضح است: توافق معقول را می پذیریم و در مقابل اجبار به تسلیم می جنگیم. جانب امریکا باید دید چه می شود.گروه مطالعات راهبردی
سطح تهدید علیه ایران به مرحله ای بی سابقه رسیده یا درست تر بگویم امریکا می خواهد ما فکر کنیم که رسیده است. متقابلا ایران نیز سطح تهدید علیه امریکا را به وضعیت بی سابقه ای رسانده است. اکنون صحنه برای یک رویارویی تاریخی مهیاست. امریکا را نمی دانم اما در ایران دلیلی برای کوتاه آمدن وجود ندارد. واضح است که نتانیاهو، یهودی های نیویورک و نومحافظه کاران صهیونیست ترامپ را کنترل می کنند. ترامپ بر اساس اطلاعاتی تصمیم می گیرد که این گروه ها به او می دهند. مضمون مشترک همه این اطلاعات هم این است که ایران ضعیف شده و یک فرصت تاریخی برای ضربه زدن به آن وجود دارد. آنچه این اطلاعات به ترامپ منتقل نمی کند این است که ایران در یک جنگ وجودی، متفاوت خواهد جنگید. ایرادی ندارد که فرض کنیم یک هدف تشدید لفاظی و انباشت نیرو از جانب امریکا، وادار کردن ایران به پذیرش درخواست های امریکا در مذاکرات است. اما وقتی به مذاکرات نگاه می کنید امریکا در واقع گفت وگو نمی کند و فقط خواهان تسلیم است. هیچ چیز نمی دهد و همه چیز می خواهد.- ایران مذاکرات را جدی گرفته است. دلیل ساده آن این است که می خواهد قبل از درگیری که قطعی به نظر می رسد، همه گزینه ها را امتحان کرده باشد. اما چیزی برای بده-بستان نمی بیند. فرض بنیادین در تهران این است که با این مدل مذاکره، حتی اگر ایران تسلیم شود باز هم جنگ قطعی است. بنابراین اساسا چه دلیلی برای امتیازدهی وجود دارد؟ ریشه مشکل این است که به نظر می رسد امریکا تصمیمش را گرفته و حتی تسلیم در حوزه هسته ای باعث خواهد چند ناو هواپیمابر دیگر به منطقه اعزام شوند. در این شرایط، راهی جز رویارویی با تمام قوا باقی نمی ماند. ظاهرا کار در مرحله ای است که جز با یک رویارویی و پرداخت هزینه سنگین نمی توان محاسبات را اصلاح کرد.- شاید زمان آن فرارسیده باشد. ایران مذاکره کرد، سلاح اتمی نساخت، در جنگ 12 روزه مراعات متحدان منطقه و بازار انرژی را کرد و ظرفیت های دریایی و زمینی خود را فعال نکرد. دیگر هیچ دلیلی برای خویشتن داری وجود ندارد. اگر بقای ایران تهدید شود، هیچ چیز در منطقه ارزش آن را ندارد که بدون آسیب باقی بماند. شاید امریکا انتظار داشت و هنوز هم دارد که ایران تسلیم ارعاب آن شود. اما در ایران کسی از ترس مرگ خودکشی نمی کند. برعکس، آنچه همه جهان باید به آن توجه کند این است که ایران در مقابل امریکا، به جای ترس، آرایش کاملا عملیاتی گرفته و بنا دارد -اگر ناچار شد- با تمام توان به آن ضربه بزند. وقتی پای موجودیت در میان است عقب نشینی معنا دارد. اکنون در نیروهای مسلح ایران کار دست کسانی است که تجربه یک جنگ موفق و تاریخی با رژیم اسراییل را دارند. از همان ساعت اول پس از جنگ، این نیروها بارها و بارها ایده هایی را که باید در آن جنگ اجرا می شد و به دلایلی نشد، مرور و تمرین کرده اند. این بار فرصت را از دست نخواهند داد. با وجود همه مشکلات و تنش ها، اکنون در ایران هیچ شکاف سیاسی یا اجتماعی عمده ای وجود ندارد. اگر ترامپ خردمند بود اجازه می داد یک تیم مستقل اطلاعاتی را که نتانیاهو درباره وضعیت داخلی ایران به او می دهد ارزیابی کند. جامعه ایران خواهان تعیین تکلیف و خروج از این وضعیت است و این کاری است که همه می دانیم باید هزینه اش را داد و به سرانجام رساند. اگر شد با توافق و اگر نشد با جنگ.هیچ کس در ایران خواهان تسلیم مقابل نتانیاهو و ترامپ نیست. اکنون مردم در ایران حتی لزوما مخالف جنگ هم نیستند. سوال آنها این است: آیا در جنگ پیروز خواهیم شد؟ اگر دشمن خطایی بکند خواهد دید که با سورپرایزهای نظامی ایران، مردم ایران یکپارچه به مدافعان ایران تبدیل خواهند شد. این بار ما محکوم به پیروزی هستیم. این الزام تاریخی یک تمدن چند هزار ساله در مقابل درخواست تسلیم است. هنوز البته مانده تا به پایان این بازی برسیم. سرعت تحولات بالاست و تصمیم ها در لحظه گرفته می شود. سمت ایران مسئله واضح است: توافق معقول را می پذیریم و در مقابل اجبار به تسلیم می جنگیم. جانب امریکا باید دید چه می شود.گروه مطالعات راهبردی
۱۶:۴۲
جنگ نرم ودشمن شناسی
آیا جنگ قطعی است؟ سطح تهدید علیه ایران به مرحله ای بی سابقه رسیده یا درست تر بگویم امریکا می خواهد ما فکر کنیم که رسیده است. متقابلا ایران نیز سطح تهدید علیه امریکا را به وضعیت بی سابقه ای رسانده است. اکنون صحنه برای یک رویارویی تاریخی مهیاست. امریکا را نمی دانم اما در ایران دلیلی برای کوتاه آمدن وجود ندارد. واضح است که نتانیاهو، یهودی های نیویورک و نومحافظه کاران صهیونیست ترامپ را کنترل می کنند. ترامپ بر اساس اطلاعاتی تصمیم می گیرد که این گروه ها به او می دهند. مضمون مشترک همه این اطلاعات هم این است که ایران ضعیف شده و یک فرصت تاریخی برای ضربه زدن به آن وجود دارد. آنچه این اطلاعات به ترامپ منتقل نمی کند این است که ایران در یک جنگ وجودی، متفاوت خواهد جنگید. ایرادی ندارد که فرض کنیم یک هدف تشدید لفاظی و انباشت نیرو از جانب امریکا، وادار کردن ایران به پذیرش درخواست های امریکا در مذاکرات است. اما وقتی به مذاکرات نگاه می کنید امریکا در واقع گفت وگو نمی کند و فقط خواهان تسلیم است. هیچ چیز نمی دهد و همه چیز می خواهد. - ایران مذاکرات را جدی گرفته است. دلیل ساده آن این است که می خواهد قبل از درگیری که قطعی به نظر می رسد، همه گزینه ها را امتحان کرده باشد. اما چیزی برای بده-بستان نمی بیند. فرض بنیادین در تهران این است که با این مدل مذاکره، حتی اگر ایران تسلیم شود باز هم جنگ قطعی است. بنابراین اساسا چه دلیلی برای امتیازدهی وجود دارد؟ ریشه مشکل این است که به نظر می رسد امریکا تصمیمش را گرفته و حتی تسلیم در حوزه هسته ای باعث خواهد چند ناو هواپیمابر دیگر به منطقه اعزام شوند. در این شرایط، راهی جز رویارویی با تمام قوا باقی نمی ماند. ظاهرا کار در مرحله ای است که جز با یک رویارویی و پرداخت هزینه سنگین نمی توان محاسبات را اصلاح کرد. - شاید زمان آن فرارسیده باشد. ایران مذاکره کرد، سلاح اتمی نساخت، در جنگ 12 روزه مراعات متحدان منطقه و بازار انرژی را کرد و ظرفیت های دریایی و زمینی خود را فعال نکرد. دیگر هیچ دلیلی برای خویشتن داری وجود ندارد. اگر بقای ایران تهدید شود، هیچ چیز در منطقه ارزش آن را ندارد که بدون آسیب باقی بماند. شاید امریکا انتظار داشت و هنوز هم دارد که ایران تسلیم ارعاب آن شود. اما در ایران کسی از ترس مرگ خودکشی نمی کند. برعکس، آنچه همه جهان باید به آن توجه کند این است که ایران در مقابل امریکا، به جای ترس، آرایش کاملا عملیاتی گرفته و بنا دارد -اگر ناچار شد- با تمام توان به آن ضربه بزند. وقتی پای موجودیت در میان است عقب نشینی معنا دارد. اکنون در نیروهای مسلح ایران کار دست کسانی است که تجربه یک جنگ موفق و تاریخی با رژیم اسراییل را دارند. از همان ساعت اول پس از جنگ، این نیروها بارها و بارها ایده هایی را که باید در آن جنگ اجرا می شد و به دلایلی نشد، مرور و تمرین کرده اند. این بار فرصت را از دست نخواهند داد. با وجود همه مشکلات و تنش ها، اکنون در ایران هیچ شکاف سیاسی یا اجتماعی عمده ای وجود ندارد. اگر ترامپ خردمند بود اجازه می داد یک تیم مستقل اطلاعاتی را که نتانیاهو درباره وضعیت داخلی ایران به او می دهد ارزیابی کند. جامعه ایران خواهان تعیین تکلیف و خروج از این وضعیت است و این کاری است که همه می دانیم باید هزینه اش را داد و به سرانجام رساند. اگر شد با توافق و اگر نشد با جنگ. هیچ کس در ایران خواهان تسلیم مقابل نتانیاهو و ترامپ نیست. اکنون مردم در ایران حتی لزوما مخالف جنگ هم نیستند. سوال آنها این است: آیا در جنگ پیروز خواهیم شد؟ اگر دشمن خطایی بکند خواهد دید که با سورپرایزهای نظامی ایران، مردم ایران یکپارچه به مدافعان ایران تبدیل خواهند شد. این بار ما محکوم به پیروزی هستیم. این الزام تاریخی یک تمدن چند هزار ساله در مقابل درخواست تسلیم است. هنوز البته مانده تا به پایان این بازی برسیم. سرعت تحولات بالاست و تصمیم ها در لحظه گرفته می شود. سمت ایران مسئله واضح است: توافق معقول را می پذیریم و در مقابل اجبار به تسلیم می جنگیم. جانب امریکا باید دید چه می شود. گروه مطالعات راهبردی
طی 48 ساعت گذشته شدت تهدیدات لفظی نظامی از سوی امریکا علیه ایران افزایش قابل توجهی یافته است.
در یک عملیات هماهنگ، رسانهها و مقامهای امریکایی در حال تولید مستمر پیام تهدید علیه ایران هستند.
هدف اولیه امریکا وادار سازی ایران به پذیرش درخواستهای آن در مذاکرات ژنو است.
در صورت به نتیجه نرسیدن دیپلماسی -که شانس آن ضعیف ارزیابی میشود- برخورد اجتنابناپذیر است.
در یک عملیات هماهنگ، رسانهها و مقامهای امریکایی در حال تولید مستمر پیام تهدید علیه ایران هستند.
هدف اولیه امریکا وادار سازی ایران به پذیرش درخواستهای آن در مذاکرات ژنو است.
در صورت به نتیجه نرسیدن دیپلماسی -که شانس آن ضعیف ارزیابی میشود- برخورد اجتنابناپذیر است.
۱۶:۴۲
گام اساسی برای خنثی سازی نقشه دشمن در جنگ احتمالی چیست؟
در ساعات گذشته، نشریات غربی در حال گمانهزنی در خصوص مدل حمله آمریکا به ایران هستند. در این متن، صرفاً گزارش وال استریت ژورنال بررسی میشود. لازم به ذکر است که بررسی این گزارشات به معنای رد یا تایید آنها از سوی ما نیست. اکنون اگر فرض کنیم که گزارش وال استریت در خصوص "گزینه حمله محدود جهت عقب راندن موضع ایران در مذاکرات" صحیح بوده و در چارچوب عملیات روانی نیست، باید ریشه این گزینه را کشف کرد؛ نکته اینجاست، پلن آمریکا در بامداد ۲۴ دی نیز همین حمله محدود بود اما چرا آن را در لحظات آخر کنسل کرد؟ زیرا تهدید پاسخ گسترده ایران وجود داشته و آرایش پدافندی و آفندی سنتکام در منطقه نیز مناسب درگیری سنگین و طولانی نبود پس پنتاگون با تقویت شدید نیروهای خود، سعی کرد تا آن بخش سمت خود، یعنی آمادگی خود را برای حملات متقابل سنگین و طولانی بهبود ببخشد. پس اکنون فرماندهان پنتاگون میتوانند به ترامپ بگویند ما میتوانیم حمله محدود کنیم اما دفاع گسترده نیز داشته باشیم. تا اینجا ۵۰ درصد کار است؛ ۵۰ درصد دیگر کاملا مربوط به اراده و تصمیم ایران جهت پاسخ گسترده به حمله محدود دشمن است. کاخ سفید باید همواره این اصل را قطعی دانسته و حتی در پیش و پس از اجرای هر حمله محدود، باید آن را و یا حداقل نشانه های عملی آن را به چشم ببیند. زیرا در غیر این صورت، این راهبرد در محور شر جا میافتد که با حملات محدودِ دورهای، میتوان گام به گام ایران را به عقب راند. بنابراین، استقامت در اصول سیاسی و نمایش در عمل پاسخ گسترده به اقدام محدود دو گام اساسی جمهوری اسلامی جهت خنثیسازی این نقشه احتمالی است.محلل
در ساعات گذشته، نشریات غربی در حال گمانهزنی در خصوص مدل حمله آمریکا به ایران هستند. در این متن، صرفاً گزارش وال استریت ژورنال بررسی میشود. لازم به ذکر است که بررسی این گزارشات به معنای رد یا تایید آنها از سوی ما نیست. اکنون اگر فرض کنیم که گزارش وال استریت در خصوص "گزینه حمله محدود جهت عقب راندن موضع ایران در مذاکرات" صحیح بوده و در چارچوب عملیات روانی نیست، باید ریشه این گزینه را کشف کرد؛ نکته اینجاست، پلن آمریکا در بامداد ۲۴ دی نیز همین حمله محدود بود اما چرا آن را در لحظات آخر کنسل کرد؟ زیرا تهدید پاسخ گسترده ایران وجود داشته و آرایش پدافندی و آفندی سنتکام در منطقه نیز مناسب درگیری سنگین و طولانی نبود پس پنتاگون با تقویت شدید نیروهای خود، سعی کرد تا آن بخش سمت خود، یعنی آمادگی خود را برای حملات متقابل سنگین و طولانی بهبود ببخشد. پس اکنون فرماندهان پنتاگون میتوانند به ترامپ بگویند ما میتوانیم حمله محدود کنیم اما دفاع گسترده نیز داشته باشیم. تا اینجا ۵۰ درصد کار است؛ ۵۰ درصد دیگر کاملا مربوط به اراده و تصمیم ایران جهت پاسخ گسترده به حمله محدود دشمن است. کاخ سفید باید همواره این اصل را قطعی دانسته و حتی در پیش و پس از اجرای هر حمله محدود، باید آن را و یا حداقل نشانه های عملی آن را به چشم ببیند. زیرا در غیر این صورت، این راهبرد در محور شر جا میافتد که با حملات محدودِ دورهای، میتوان گام به گام ایران را به عقب راند. بنابراین، استقامت در اصول سیاسی و نمایش در عمل پاسخ گسترده به اقدام محدود دو گام اساسی جمهوری اسلامی جهت خنثیسازی این نقشه احتمالی است.محلل
۹:۱۸
۹:۲۱
شش فرمان رهبری برای عبور از جنگ شناختی؟
رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با رئیس سازمان اطلاعات سپاه، ضمن تحلیل دقیق فتنه دیماه، شش فرمان کلیدی برای دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور صادر کردند. این رهنمودها، نقشه راه مقابله با جنگ ترکیبی دشمن را ترسیم میکند.
۱. توجه ویژه به اطلاعات دشمن در حوزه نفوذایشان با اشاره به دو نوع نفوذ فردی و جریانی تأکید کردند: امروز برخی افراد بدون آنکه بدانند، افکار و اهداف دشمن را دنبال میکنند. فضای مجازی بستر اصلی این نفوذ است و حکمرانی صحیح بر آن، ضرورتی اجتنابناپذیر.
۲. تفکیک صف مردم از آشوبگرانمردم معترض با آشوبگر فرق دارد. جوانان ناآگاه باید توجیه شوند، اما با عوامل سازمانیافته و خشونتطلب باید قاطع برخورد کرد. این تفکیک هوشمندانه، رمز پیروزی در جنگ شناختی است.
۳. توجه به مشکلات واقعی مردممشکلات اقتصادی و معیشتی مردم یک واقعیت است. نباید مطالبات بهحق مردم و بازاریان را به پای آشوبگران نوشت. این مرزبندی، هم عدالت است و هم هوشمندی.
۴. دیدن واقعیت مثبت جامعهبزرگترین ثروت ایران، مردم آن هستند. راهپیمایی ۲۲ دیماه نشان داد که با یک اشاره رهبری، میلیونها نفر به میدان میآیند. این سرمایه عظیم را نباید فدای روایتسازی دشمن کرد.
۵. حکمرانی صحیح اینترنتفضای مجازی میدان اصلی جنگ شناختی است. حکمرانی صحیح بر آن، نه به معنای بستن، که به معنای مدیریت هوشمندانه برای خنثیسازی عملیات روانی دشمن است.
۶. مأیوس کردن آمریکادشمنی آمریکا تا زمانی که مأیوس نشود، تمام نخواهد شد. اما دل رهبر روشن است: «من دلم روشن است اینها کاری از دستشان بر نمیآید.»
جمعبندیفتنه دیماه، یک عملیات ترکیبی و پیچیده بود که با طراحی حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی و با هدف تغییر نظام انجام شد. اما هوشیاری مردم، انسجام ملی و رهنمودهای حکیمانه رهبری، این «کودتای نیابتی» را ناکام گذاشت.
شش فرمان رهبری، امروز چراغ راه همه دستگاههای مسئول است: اطلاعات دقیق، تفکیک هوشمندانه، توجه به مردم، دیدن واقعیتها، مدیریت فضای مجازی و یأسآفرینی برای دشمن. اگر این اصول به درستی اجرا شود، جنگ شناختی دشمن محکوم به شکست است.
رضا کریمی صالح
رهبر انقلاب در دیدار اخیر خود با رئیس سازمان اطلاعات سپاه، ضمن تحلیل دقیق فتنه دیماه، شش فرمان کلیدی برای دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور صادر کردند. این رهنمودها، نقشه راه مقابله با جنگ ترکیبی دشمن را ترسیم میکند.
۱. توجه ویژه به اطلاعات دشمن در حوزه نفوذایشان با اشاره به دو نوع نفوذ فردی و جریانی تأکید کردند: امروز برخی افراد بدون آنکه بدانند، افکار و اهداف دشمن را دنبال میکنند. فضای مجازی بستر اصلی این نفوذ است و حکمرانی صحیح بر آن، ضرورتی اجتنابناپذیر.
۲. تفکیک صف مردم از آشوبگرانمردم معترض با آشوبگر فرق دارد. جوانان ناآگاه باید توجیه شوند، اما با عوامل سازمانیافته و خشونتطلب باید قاطع برخورد کرد. این تفکیک هوشمندانه، رمز پیروزی در جنگ شناختی است.
۳. توجه به مشکلات واقعی مردممشکلات اقتصادی و معیشتی مردم یک واقعیت است. نباید مطالبات بهحق مردم و بازاریان را به پای آشوبگران نوشت. این مرزبندی، هم عدالت است و هم هوشمندی.
۴. دیدن واقعیت مثبت جامعهبزرگترین ثروت ایران، مردم آن هستند. راهپیمایی ۲۲ دیماه نشان داد که با یک اشاره رهبری، میلیونها نفر به میدان میآیند. این سرمایه عظیم را نباید فدای روایتسازی دشمن کرد.
۵. حکمرانی صحیح اینترنتفضای مجازی میدان اصلی جنگ شناختی است. حکمرانی صحیح بر آن، نه به معنای بستن، که به معنای مدیریت هوشمندانه برای خنثیسازی عملیات روانی دشمن است.
۶. مأیوس کردن آمریکادشمنی آمریکا تا زمانی که مأیوس نشود، تمام نخواهد شد. اما دل رهبر روشن است: «من دلم روشن است اینها کاری از دستشان بر نمیآید.»
جمعبندیفتنه دیماه، یک عملیات ترکیبی و پیچیده بود که با طراحی حداقل ۱۰ سرویس اطلاعاتی و با هدف تغییر نظام انجام شد. اما هوشیاری مردم، انسجام ملی و رهنمودهای حکیمانه رهبری، این «کودتای نیابتی» را ناکام گذاشت.
شش فرمان رهبری، امروز چراغ راه همه دستگاههای مسئول است: اطلاعات دقیق، تفکیک هوشمندانه، توجه به مردم، دیدن واقعیتها، مدیریت فضای مجازی و یأسآفرینی برای دشمن. اگر این اصول به درستی اجرا شود، جنگ شناختی دشمن محکوم به شکست است.
۱۰:۱۶
۱۴:۵۳
۱۴:۵۵
۹:۳۷
۹:۳۸
رهبرانقلاب
۹:۳۸
لبیک میلیونی ملّت ایران، در پاسخ به فراخوان رهبر انقلاب، دو روز قبل از ۲۲ بهمن بود. ایشان در آن پیام از ملّت ایران خواستند: «دشمن را مأیوس کنید. تا دشمن مأیوس نشود، یک ملّت در معرض آزار و اذیّت قرار میگیرند؛ باید دشمن را مأیوس کرد.» (۱۴۰۴/۱۱/۲۰) اکنون این سؤال مهم وجود دارد که ملّت ایران چرا و چگونه دشمنان را باید مأیوس کنند؟
البته دشمن را نباید دست کم گرفت و نباید گمان کرد که اگر در طرح خود شکست خورد، عقب مینشیند. «آنها مأیوس نمیشوند که ببینند حالا امروز شکست خوردند، دست بردارند؛ نه، طراحی میکنند برای ده سال دیگر، بیست سال دیگر، چهل سال دیگر. باید آماده باشید.» (۱۳۸۹/۰۸/۰۴) لذا «هر روز طرحی را به میدان میآورند و هر روز عرصهی جدیدی را در مقابل جمهوری اسلامی میآرایند. و این ادامه هم پیدا خواهد کرد، تا وقتی که مأیوس بشوند.» (۱۳۸۸/۰۷/۰۲) با این توصیف، روشن میشود که مأیوس شدن دشمن در دو سطح مقطعی و بلندمدت است. ممکن است دشمن در برنامههای خود و در یک مقطع خاصی مأیوس شود؛ اما برای آینده دراز مدت برنامه دیگری طراحی کند؛ لذا مقاومت باید تا مأیوس کردن دائمی دشمن ادامه پیدا کند. لذا «این دشمنیها تا وقتی ادامه پیدا خواهد کرد که دشمن بکلّی مأیوس بشود.» (۱۳۹۶/۰۲/۰۵)
اقدام دیگر برای مأیوس کردن دشمن، رسیدن به پیشرفتهای لازم در زمینههای مختلف است، «آن وقتیکه نظام جمهوری اسلامی به نصابهای مشخصی در زمینههای سیاسی، در زمینههای اقتصادی، در زمینههای امنیتی، در زمینههای علمی، در زمینههای اخلاقی برسد. تا جمهوری اسلامی به این نصابهای معین نرسیده است، اینها ادامه پیدا خواهد کرد؛ به آنجا که رسیدیم، دشمن طبعاً مأیوس خواهد شد و واقعیت را به طور کامل خواهد پذیرفت.» (۱۳۸۸/۰۷/۰۲)
۹:۴۵
به طور نمونه در مسائل اقتصادی «اگر ما توانستیم تولید داخلی را رونق ببخشیم، مسئلهی تورم حل خواهد شد؛ مسئلهی اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلی به معنای حقیقی کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهدهی این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتی دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئهی دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.» (۱۳۹۱/۰۱/۰۱)
عامل دیگری که دشمن را مأیوس میکند، توجه به ظرفیتهای خود ملّت و برنامهریزی صحیح برای استفاده از آنها است؛ چرا که «تواناییهای ما زیاد است، ظرفیّتهای ما زیاد است؛ توجّه به این ظرفیّتها، استفادهی از این ظرفیّتها، برنامهریزی عاقلانه و مدبّرانه برای استفادهی از این ظرفیّتها میتواند کشور را به اقتدار و استحکامِ ساخت درونی برساند؛ و این، آن چیزی است که دشمن را مأیوس میکند، این، آن چیزی است که به کشور و ملّت و نظام اسلامی، به توفیق الهی مصونیّت خواهد داد.» (۱۳۹۶/۰۲/۰۵)
اتحاد ملی سدّی مستحکم در مقابل دشمن استراهکار دیگر برای مأیوس کردن دشمن، حضور مردم و اتّحاد ملّی است. واقعیت این است که «در طول این سالها هر جایی که نظام مشکل پیدا کرد، مردم وارد میدان شدند؛ آنجایی که کسانی با تحریک دشمنان -چه در سال ۷۸، چه در سال ۸۸ چه در سالهای بعد- یک حرکتی انجام دادند که برای نظام مضر بود، آن که توانست بیاید وسط میدان و دشمن را مأیوس کند مردم بودند.» (۱۳۹۹/۰۴/۲۲)
لذا «یکی از نیازهای مهمّ امروزِ ما اتّحاد ملّی است. اتّحاد ملّی سد است؛ دیوارهی محکمِ سربهفلککشیده است در مقابل دشمن. اتّحاد ملّی همان چیزی است که نقش بسیار عظیمی در پیروزی انقلاب، بعد هم در پیشرفت انقلاب داشته.» (۱۴۰۱/۱۱/۱۹) لذا کسانی که اتحاد ملی را دچار خدشه میکنند، گناه بزرگی مرتکب میشوند. «گناه بزرگی که برخی از دستاندرکاران فتنهها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند.» (۱۳۸۹/۱۰/۰۸) لذا «یکی از برکات حضور مردم همین است که وقتی دشمنان نگاه میکنند و میبینند که مردم پشت سر نظام هستند، احساس میکنند که نمیشود با این نظام معارضه کرد؛ چون با یک ملّت نمیشود معارضه کرد.» (۱۳۸۸/۱۲/۰۶)
در نهایت باید گفت «حرکت عظیم جمهوری اسلامی و حضور مردم و همکاری مردم با نظام اسلامی، کار خودش را کرده است و پیش رفتهایم؛ و انشاءالله این پیشرفت، روزبهروز و دورهبهدوره ادامه پیدا خواهد کرد و جمهوری اسلامی آن روزی را خواهد دید که دشمنان، مأیوس بشوند و از تهدید و زیادهگویی و یاوهگویی نسبت به جمهوری اسلامی و ملّت ایران دست بردارند؛ به توفیق الهی.»(۱۳۹۶/۰۲/۲۷)
منتشرشده در شماره جدید نشریه خط حزبالله
عامل دیگری که دشمن را مأیوس میکند، توجه به ظرفیتهای خود ملّت و برنامهریزی صحیح برای استفاده از آنها است؛ چرا که «تواناییهای ما زیاد است، ظرفیّتهای ما زیاد است؛ توجّه به این ظرفیّتها، استفادهی از این ظرفیّتها، برنامهریزی عاقلانه و مدبّرانه برای استفادهی از این ظرفیّتها میتواند کشور را به اقتدار و استحکامِ ساخت درونی برساند؛ و این، آن چیزی است که دشمن را مأیوس میکند، این، آن چیزی است که به کشور و ملّت و نظام اسلامی، به توفیق الهی مصونیّت خواهد داد.» (۱۳۹۶/۰۲/۰۵)
لذا «یکی از نیازهای مهمّ امروزِ ما اتّحاد ملّی است. اتّحاد ملّی سد است؛ دیوارهی محکمِ سربهفلککشیده است در مقابل دشمن. اتّحاد ملّی همان چیزی است که نقش بسیار عظیمی در پیروزی انقلاب، بعد هم در پیشرفت انقلاب داشته.» (۱۴۰۱/۱۱/۱۹) لذا کسانی که اتحاد ملی را دچار خدشه میکنند، گناه بزرگی مرتکب میشوند. «گناه بزرگی که برخی از دستاندرکاران فتنهها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند.» (۱۳۸۹/۱۰/۰۸) لذا «یکی از برکات حضور مردم همین است که وقتی دشمنان نگاه میکنند و میبینند که مردم پشت سر نظام هستند، احساس میکنند که نمیشود با این نظام معارضه کرد؛ چون با یک ملّت نمیشود معارضه کرد.» (۱۳۸۸/۱۲/۰۶)
در نهایت باید گفت «حرکت عظیم جمهوری اسلامی و حضور مردم و همکاری مردم با نظام اسلامی، کار خودش را کرده است و پیش رفتهایم؛ و انشاءالله این پیشرفت، روزبهروز و دورهبهدوره ادامه پیدا خواهد کرد و جمهوری اسلامی آن روزی را خواهد دید که دشمنان، مأیوس بشوند و از تهدید و زیادهگویی و یاوهگویی نسبت به جمهوری اسلامی و ملّت ایران دست بردارند؛ به توفیق الهی.»(۱۳۹۶/۰۲/۲۷)
۹:۴۶