جلد خالی
دین و رسانه؛ تعاملی سرنوشتساز در عصر ارتباطات 
آیا دین میتواند با دنیای مدرن ارتباطات همزیستی داشته باشد؟ رسانهها چگونه میتوانند پیامهای دینی را به مخاطبان امروزی منتقل کنند؟ کتاب «تعامل دین و ارتباطات» به این پرسشهای اساسی پاسخ میدهد.
نام کتاب: تعامل دین و ارتباطات
به اهتمام: دکتر حسن بشیر
ناشران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) و پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
سال انتشار: ۱۳۸۷
تعداد صفحات: ۲۸۸ صفحه
ژانر: مطالعات ارتباطی، دینپژوهی، علوم اجتماعی، رسانه و فرهنگ
درباره کتاب: این کتاب مجموعهای از مقالات علمی به قلم استادان برجسته دانشگاههای ایران است که در سه بخش اصلی تدوین شده : 1.شیوههای فرهنگی و ارتباطی اسلامی 2.ارتباطات اجتماعی و نظام اسلامی 3.ارتباطات در جوامع اسلامی و مسیحی #محصول #معرفی_کتاب #تعامل_دین_و_ارتباطات #علوم_اجتماعی
@Jeld_khali
· دکتر محسن الویری: «ارتباطات میانفرهنگی در دهههای نخستین اسلامی»· دکتر محسن اسماعیلی: «تعامل دین و رسانه از دیدگاه حقوق»· دکتر ناصر باهنر: «برنامههای دینی تلویزیون و دریافت مخاطبان»· دکتر علیاکبر صادقی: «سیر اندیشه تبلیغ از امام خمینی تا آیتالله خامنهای»· دکتر حسن بشیر: «تبلیغات تجاری و اوانجلسیم به مثابه کالا»
۱۰:۲۰
#محصول#معرفی_کتاب#نظریه_روایت_پسامدرن#مطالعات_فرهنگی
۱۰:۲۶
جلد خالی
آیا میدانید همهجا روایت جریان دارد؟ حتی در زندگی روزمره شما! 
فیلمی که میبینید، خاطرهای که برای دوستتان تعریف میکنید، حتی جوکی که میگویید—همگی روایت هستند. کتاب «نظریه روایت پسامدرن» شما را به اعماق دنیای شگفتانگیز روایتشناسی میبرد.
نام کتاب: نظریه روایت پسامدرن
نویسنده: مارک کوری
مترجم: آرش پوراکبر
ناشر: انتشارات علمی و فرهنگی
سال انتشار: ۱۳۹۷
تعداد صفحات: 246 صفحه
قطع: رقعی
ژانر: نقد ادبی، روایتشناسی، فلسفه پسامدرن، مطالعات فرهنگی
درباره کتاب: روایتشناسی، نظریه و مطالعه ساختمند روایت است. اگر یک کلیشه در روایتشناسی معاصر وجود داشته باشد، آن است که روایتها همه جا وجود دارند . مارک کوری در این کتاب، نظریه پسامدرنیسم در باب روایت را به زبانی روشن و دقیق شرح داده است. #محصول #معرفی_کتاب #نظریه_روایت_پسامدرن #مطالعات_فرهنگی
@Jeld_khali
۱۰:۲۹
۱۰:۳۱
منتظر نظرات شما عزیزان هستم
۱۰:۳۲
بدن انسان در هر ثانیه حدود ۲۵ میلیون سلول جدید تولید میکند.
بدن ما دائماً در حال نوسازی است. بسیاری از سلولها عمر محدودی دارند و پس از مدتی از بین میروند. برای حفظ سلامت بافتها، بدن به طور مداوم سلولهای تازه جایگزین میکند.
برای مثال:سلولهای پوست تقریباً هر چند هفته یکبار نوسازی میشوند.سلولهای روده حتی سریعتر جایگزین میشوند.برخی سلولها مانند سلولهای عصبی بسیار کمتر نوسازی میشوند.این فرایند نشان میدهد بدن انسان یک سامانه پویا و در حال بازسازی دائمی است؛ یعنی تو از نظر زیستی همیشه در حال «نو شدن» هستی.
#دانستنی#بدن_انسان
@Jeld_khali
#دانستنی#بدن_انسان
۲۱:۵۵
می دانم تسلیت واژه ناچیزیست نسبت به غمی که در دلت جای گرفته
اما بپذیر روزهایی پر از صبر را برایت آرزو میکنم
خدایش رحمت کند
@Jeld_khali
اما بپذیر روزهایی پر از صبر را برایت آرزو میکنم
خدایش رحمت کند
۸:۳۴
« برخی نورها خاموش نمیشوند؛ آنها فقط بخشی از ستارگانی میشوند که ما را به خانه راهنمایی میکنند. »
این پیام به زیبایی مفهوم تسلیت و یادبود را بدون اشاره مستقیم به مرگ یا فقدان بیان میکند. در فرهنگهای مختلف، ستارهها همیشه نماد راهنمایی، جاودانگی و نوری در تاریکی بودهاند.
#کلامی_ناب#تسلیت
@Jeld_khali
#کلامی_ناب#تسلیت
۱:۴۹
درود دوستان
ٱمیدوارم هر جا که هستید، حالتون خوب باشه
۱۱:۱۴
« از میلاد تا شهادت؛ روایت اسفند ۱۴۰۴ »
اسفندماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتیم که هر یک دریچهای به جهانی از معنا بودند:
۱۴ اسفند، میلاد کریم اهلبیت، امام حسن مجتبی (ع)، نخستین میوه پیوند مبارک علی و فاطمه که بخشندگی و صبرش زبانزد خاص و عام بود.
۱۵ اسفند، روز درختکاری، بهانهای برای پیوند با طبیعت و کاشتن زندگی؛ آیینی که ریشه در مهر ایرانیان به زمین دارد.
۱۷ اسفند، شبی که تقدیرها رقم میخورد و درهای آسمان به روی بندگان گشوده میشود؛ شب قدر در عین حال روز جهانی زن، فرصتی برای گرامیداشت جایگاه والای زن و پاسداشت کرامت و حقوق نیمی از پیکره جامعه.
۱۸ اسفند، شبی که محراب کوفه شاهد فرود آمدن شمشیر بر فرق عدالت بود؛ ضربت خوردن حضرت علی (ع)، همان که فرمود: «به خدای کعبه رستگار شدم».
و سرانجام ۲۰ اسفند، شهادت مظلومانه مولای متقیان؛ پایان زندگی دنیوی کسی که عمری در راه حق و عدالت سپری کرد.
اسفند ۱۴۰۴، آمیزهای از میلاد و شهادت، بهار طبیعت و شبهای قدر، و یادآور این حقیقت بود که زندگی، تلفیقی از شادیها و اندوههاست.
#مناسبت#اسفند
@Jeld_khali
اسفندماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشتیم که هر یک دریچهای به جهانی از معنا بودند:
#مناسبت#اسفند
۱۱:۱۵
« شب قدر؛ شبی بهتر از هزار ماه »
در شبهای پرفروغ ماه رمضان، شبی هست که قرآن آن را «بهتر از هزار ماه» نامیده است. شبی که در آن «فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» و «تا طلوع سپیده، سلام و رحمت است» .
در بیست و دوم رمضان، یکی از شبهایی که به احتمال فراوان میتواند شب قدر باشد، به استقبال این ضیافت عظیم میرویم. شبی که تقدیر یکساله انسانها رقم میخورد ، درهای آسمان گشوده میشود و دعا به اجابت نزدیکتر است.
در این شب، خود را به درگاه بینیاز نزدیک کنیم، از صمیم دل طلب آمرزش کنیم و برای همه مؤمنان دعا کنیم.
خدایا، تو عفوکنندهای و عفو را دوست داری، پس ما را بیامرز.
#مناسبت#شب_قدر#بیستُیکم_اسفند#بیستُدوم_رمضان#دوازدهم_مارس
@Jeld_khali
در بیست و دوم رمضان، یکی از شبهایی که به احتمال فراوان میتواند شب قدر باشد، به استقبال این ضیافت عظیم میرویم. شبی که تقدیر یکساله انسانها رقم میخورد ، درهای آسمان گشوده میشود و دعا به اجابت نزدیکتر است.
خدایا، تو عفوکنندهای و عفو را دوست داری، پس ما را بیامرز.
#مناسبت#شب_قدر#بیستُیکم_اسفند#بیستُدوم_رمضان#دوازدهم_مارس
۱۱:۲۴
پیرمرد لبخندی زد و گفت: «منتظر غروب؟ خورشید که هر شب برمیگردد.»
دخترک با تعجب گفت: «خورشید که همیشه هست. منتظر برگشتنش نیستیم که!»
پیرمرد دستی به سر دخترک کشید: «بعضی چیزها را فقط وقتی میبینی که چشمهایت را جور دیگری باز کنی.»
#داستان#انتظار
۱۷:۴۶
«*آقا جان، خاطره قشنگترین سفری که رفتی رو بگو*.»
« آره دخترم. هر شب که قطار میایستاد و مردم پیاده میشدن، من میدیدم چطور آغوشهایی باز میشد، چطور اشکها جاری میشد... اون لحظهها بهم میفهموند که مسافر بودن موقته، اما برگشتن همیشگیه. »
۱۷:۴۸
روز پانزدهم، دخترک آمد. اما این بار چشمهایش قرمز بود و بغض توی صدایش میلرزید. کنار پیرمرد نشست و سرش را گذاشت روی شانهاش.
«*آقا جان، مامان بزرگم رفت پیش خدا. میگن دیگه برنمیگرده*.»
پیرمرد دستش را حلقه کرد دور شانههای کوچک دخترک. مدتی سکوت کردند. فقط صدای باد میآمد و سوت دور دست قطاری که از راه میرسید.
دخترک زمزمه کرد: «_شما میگفتید برگشتن همیشگیه. پس چرا مامان بزرگ برنمیگرده_؟»
۱۷:۴۸
🪨 پیرمرد نفس عمیقی کشید. دست کرد توی جیبش و یک سنگ کوچک صیقلی درآورد. سنگ را گذاشت کف دست دخترک.
«*این سنگ رو از دورترین شهری که رفتم آوردم. سالهاست همراهمه. مامان بزرگت یه چیزی شبیه این سنگه*.»
دخترک با تعجب نگاه کرد: «من نمیفهمم.»
«این سنگ فقط یه سنگ نیست. خاطرات منو با خودش داره. هر وقت نگاهش میکنم، سفرهامو یادم میاد. مامان بزرگت هم...»
پیرمرد اشاره کرد به آسمان: «ببین خورشید داره غروب میکنه. فردا صبح دوباره میاد. همون خورشید، همون نور. مامان بزرگت الان شبیه همون خورشیده. یه جور دیگه، اما همیشه هست. توی خاطراتت، توی قلب تو، توی غروبهایی که باهم دیدید...»
دخترک سنگ را توی دستش فشرد و به آسمان نگاه کرد. اولین قطره اشک روی سنگ چکید.
@Jeld_khali
«*این سنگ رو از دورترین شهری که رفتم آوردم. سالهاست همراهمه. مامان بزرگت یه چیزی شبیه این سنگه*.»
«این سنگ فقط یه سنگ نیست. خاطرات منو با خودش داره. هر وقت نگاهش میکنم، سفرهامو یادم میاد. مامان بزرگت هم...»
دخترک سنگ را توی دستش فشرد و به آسمان نگاه کرد. اولین قطره اشک روی سنگ چکید.
۱۷:۴۹
روی نیمکت نشست و سنگ کوچک را از کیفش درآورد. هنوز همراهش بود. به آسمان نگاه کرد، آفتاب داشت غروب میکرد. لبخندی زد و با خودش زمزمه کرد:
«_خورشید فراموش نمیکند طلوع کند... من هم فراموش نمیکنم_.»
از کیفش دفترچهای درآورد و برای اولین بار شروع کرد به نوشتن. تصمیم گرفته بود خاطرات مادربزرگ و پیرمرد و تمام آدمهایی که رفته بودند اما نورشان باقی مانده بود را بنویسد. برای دختر کوچکش که قرار بود فردا به دنیا بیاید.
۱۷:۴۹
#ماه_رمضان#کنترل
۱۸:۰۸
« پایداری در مقابل ظلم »
ایستادگی در برابر نابرابری، کاری نیست که یک شبه انجام شود. پایداری، جنسش از جنس صبر است؛ اما نه صبرِ منفعل، که صبرِ فعال. همان نیرویی که به انسان اجازه میدهد زیر بار سنگین ناحقی، خم نشود.
تاریخ پر است از روایت کسانی که انتخاب کردند بایستند. بعضیها فریاد زدند، بعضیها در سکوت مقاومت کردند، بعضیها با قلم و بعضیها با حضور فیزیکیشان. وجه مشترک همهشان اما یک چیز بود: باور به اینکه میتوان تغییر ایجاد کرد، حتی اگر نتیجهاش در همان لحظه دیده نشود.
پایداری در مقابل ظلم، یادآور این حقیقت است که انسان وقتی برای چیزی بزرگتر از خودش میایستد، خودش هم بزرگ میشود.
"ممکن است سالها نتیجۀ ایستادگیات را نبینی، اما بدان: زمین، بذر مقاومت را فراموش نمیکند."
#احساسات#پایداری
@Jeld_khali
#احساسات#پایداری
۱۹:۵۳
جنگهای میان کشورها، گستردهترین صحنههای تقابل ظلم و مقاومت را رقم زدهاند. در این میدان، مرزها فقط جغرافیایی نیستند. مرزِ میان باور و تردید، میان ایستادگی و تسلیم، میان زنده ماندن و از دست رفتن.
وقتی دو کشور درگیر جنگی نابرابر میشوند—یکی با تمام توان نظامی و پشتیبانی بینالمللی، دیگری تنها با اتکا به نیروی انسانی و ایمان به حقانیت خود—اینجاست که معنای واقعی پایداری آشکار میشود.
در چنین موقعیتی، آنچه سرنوشت جنگ را تغییر میدهد، نه تعداد سربازان، که عمق باور به مقاومت است. تاریخ نشان داده کشورهایی که مردمشان پایداری را به تسلیم ترجیح دادهاند، حتی در سختترین شرایط نیز هویت خود را حفظ کردهاند.
جنگ میان کشورها، فقط نبرد سربازان در جبههها نیست. جنگ، پایداری مردمی است که در شهرهای بمباران شده، زندگی را ادامه میدهند. مقاومت مادری که فرزندش را برای فردایی بهتر بزرگ میکند. استقامت معلمی که در ویرانهها درس میدهد. روایت راویانی که خاطرهها را زنده نگه میدارند تا نسل بعد بداند چه کسانی ایستادند.
"کشورها با مرزهایشان تعریف نمیشوند، با ایستادگی مردمشان در برابر ظلم معنا پیدا میکنند."
#دانستنی#جنگ#پایداری#مقاومت
@Jeld_khali
وقتی دو کشور درگیر جنگی نابرابر میشوند—یکی با تمام توان نظامی و پشتیبانی بینالمللی، دیگری تنها با اتکا به نیروی انسانی و ایمان به حقانیت خود—اینجاست که معنای واقعی پایداری آشکار میشود.
در چنین موقعیتی، آنچه سرنوشت جنگ را تغییر میدهد، نه تعداد سربازان، که عمق باور به مقاومت است. تاریخ نشان داده کشورهایی که مردمشان پایداری را به تسلیم ترجیح دادهاند، حتی در سختترین شرایط نیز هویت خود را حفظ کردهاند.
جنگ میان کشورها، فقط نبرد سربازان در جبههها نیست. جنگ، پایداری مردمی است که در شهرهای بمباران شده، زندگی را ادامه میدهند. مقاومت مادری که فرزندش را برای فردایی بهتر بزرگ میکند. استقامت معلمی که در ویرانهها درس میدهد. روایت راویانی که خاطرهها را زنده نگه میدارند تا نسل بعد بداند چه کسانی ایستادند.
#دانستنی#جنگ#پایداری#مقاومت
۲۰:۰۴
« بازنده کسی نیست که شکست می خورد؛ بازنده کسی است که بهانه می آورد تا تلاش نکند. »
این جمله میگوید: شکست خوردن پایان کار نیست؛ مهم این است که بهانهتراشی نکنیم. بازنده واقعی کسی است که بهانه میآورد تا اصلاً تلاشی نکند.
#کلامی_ناب#بازنده
@Jeld_khali
#کلامی_ناب#بازنده
۱۸:۱۸