قسمت اول:
رهبر شهید انقلاب قدّسسرّه:
شما اگر روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛...هر جور دلش میخواهد؛ توجیه میکند، دروغ میگوید، آن هم ۱۸۰ درجه خلاف واقع...
بیانات مورخ: ۱۴۰۰/۰۹/۲۱
در باب ضرورت اقناع عمومی در موقعیتهای ابهامزا که از روی ظواهر امر زمینه برای اتهامزنی و بدگمانی و تردید شکل میگیرد؛چه در عرصه اجتماعیو چه به خصوص در عرصه نبرد در بستر جنگ نرم که دشمن نیز به عمد میخواهد روایتسازی کند:
روایت شده است که رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله با یکی از همسران خود سخن میگفت که مردی از کنار ایشان عبور کرد. پس رسول خدا او را فراخواند و فرمود:«ای فلانی، این همسر من، صفیه است.»آن مرد گفت: «ای رسول خدا! اگر به کسی هم گمان [بد] میبردم، قطعاً به شما گمان [بد] نمیبردم.»پیامبر فرمود: «همانا شیطان در فرزند آدم همانند جریان خون، روان است.ترسیدم که در دلهای شما چیزی (از بدگمانی و سوءظن) بیافکند.»
قَدْ رُوِيَ: «أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كَلَّمَ إِحْدَى نِسَائِهِ فَمَرَّ بِهِ رَجُلٌ، فَدَعَاهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ قَالَ: يَا فُلَانُ هَذِهِ زَوْجَتِي صَفِيَّةُ....
محجة البيضاء (فیض کاشانی): ج۳، ص۳۷۸
مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ.
کسی که خود را در جایگاهها و مواضع تهمت قرار دهد، نباید کسی را که به او گمان بد برده است، سرزنش کند (بلکه باید خود را ملامت نماید).
نهج البلاغه (سید رضی): حکمت ۱۵۹
این حدیث به صراحت بیان میکند که «حفظ آبرو» و «جلوگیری از سوءظن»، یک مسئولیت دوطرفه است. همانطور که اسلام به دیگران دستور میدهد «گمان بد نبرید» (اجتنبوا کثیرا من الظن)، به خود شخص هم دستور میدهد که رفتار، گفتار و رفتوآمدهایش به گونهای نباشد که بذر شک و سوءظن را در دل دیگران بکارد.اگر کسی بیاحتیاطی کرد و در معرض اتهام قرار گرفت، مقصر اصلی خود اوست.
دوستی در همین ایام از من پرسید:یک سؤال تاریخی دارم علی، واقعاً سوادشم ندارمزمان امام علی علیه السلامایشون روحی فداه، معاویه هر دروغی بر ضد ایشون میگفت رو تکذیب میکردن یا واکنش نشون میدادن؟
در جواب عرض میکنم:بدیهی است که حضرت در برابر دستگاه رسانهای لحظه به لحظه دروغپرداز معاویه، واکنش لحظه به لحظه به تک تک دروغپردازیها نداشتنداما در برابر تمام دروغهای استراتژیک دشمنان، و ابهامات اساسی پیش آمده برای کسانی که به ظاهر خودی محسوب میشدند یا برای تبیین کسانی که در جبههی دشمن بودند، و برای روشنگری تاریخ مکرر در مکرر روشنگریهای اساسی داشتند که همین روشنگریها که چه به صورت نامه و چه به صورت خطبه بیان شده، بخش عمدهای از کتابهایی نظیر نهجالبلاغه و الغارات را شامل شده است!ایشان در هر برههای بیانات بسیار روشنگری دارند و اتمام حجت برای دوست و دشمن!در تبیین چرایی کنارهگیری از خلافتی که حق مسلم خدادادی به ایشان بوددر تبیین چرایی پذیرش خلافت بعد از سالها کنارهگیری اجباری از آندر قبل و حین و بعد از جنگ جمل، برای سپاه دشمن و سپاه خودی و مردمدر قبل و حین و بعد از جنگ صفین، باز برای سپاه دشمن و سپاه خودی و مردمدر قبل و حین و بعد از جنگ نهروان، باز برای سپاه دشمن و سپاه خودی و مردمو در تمام دوران غارات (حد فاصل جنگ نهروان تا شهادتشان) برای مردم و سپاه خودی!قطرهای از دریای این دروغها و ابهامات استراتژیک که بیان حضرت در تبیین آنها در نهجالبلاغه ثبت است:
جنگ جمل (فتنه ناکثین / پیمانشکنان)بزرگترین شبهه: چگونه با چهرههای سرشناس اسلام (طلحه و زبیر) و همسر پیامبر (عایشه) بجنگیم؟ آیا این جنگ با خود اسلام نیست؟ حق با کیست؟ و وظیفه چیست؟نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۳۷ و حکمت ۲۶۲
جنگ صفین (فتنه قاسطین / ستمگران)بزرگترین شبهه: سپاه معاویه قرآنها را بر نیزه کردند و گفتند: «بیایید شمشیرها را زمین بگذاریم و قرآن بین ما حکم کند». این شبهه سپاه امام را فلج کرد. سپاهیان گفتند ما با قرآن نمیجنگیم!نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۲۲
جنگ نهروان (فتنه مارقین / خوارج)بزرگترین شبهه: خوارج شعار میدادند: «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ» (هیچ حکومتی و فرمانی جز برای خدا نیست). آنها میگفتند پذیرش داوری انسانها در دین (در ماجرای صفین) کفر است و علی باید توبه کند. این شعارِ به ظاهر قرآنی، عوام را فریب میداد.نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۴۰
ادامهی مطلب در قسمت دوم
شما اگر روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛...هر جور دلش میخواهد؛ توجیه میکند، دروغ میگوید، آن هم ۱۸۰ درجه خلاف واقع...
جنگ جمل (فتنه ناکثین / پیمانشکنان)بزرگترین شبهه: چگونه با چهرههای سرشناس اسلام (طلحه و زبیر) و همسر پیامبر (عایشه) بجنگیم؟ آیا این جنگ با خود اسلام نیست؟ حق با کیست؟ و وظیفه چیست؟نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۳۷ و حکمت ۲۶۲
جنگ صفین (فتنه قاسطین / ستمگران)بزرگترین شبهه: سپاه معاویه قرآنها را بر نیزه کردند و گفتند: «بیایید شمشیرها را زمین بگذاریم و قرآن بین ما حکم کند». این شبهه سپاه امام را فلج کرد. سپاهیان گفتند ما با قرآن نمیجنگیم!نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۲۲
جنگ نهروان (فتنه مارقین / خوارج)بزرگترین شبهه: خوارج شعار میدادند: «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ» (هیچ حکومتی و فرمانی جز برای خدا نیست). آنها میگفتند پذیرش داوری انسانها در دین (در ماجرای صفین) کفر است و علی باید توبه کند. این شعارِ به ظاهر قرآنی، عوام را فریب میداد.نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۴۰
ادامهی مطلب در قسمت دوم
۷:۰۲