بله | کانال انجمن تخصصی کودک و رسانه
عکس پروفایل انجمن تخصصی کودک و رسانها

انجمن تخصصی کودک و رسانه

۱.۷ هزار عضو
thumbnail
"سلوک"مارا که طریقمان سعادت بادادر ورطه‌ی خون جانِ ارادت باداجز ساحلِ سرخ قسمت دریا نیستپس روزی عاشقان، شهادت بادا
محمد مرادی#شهید_علی_رضا_تنگسیری

۱۰:۱۵

thumbnail
گرم و شرجی شبیه خواب جنوبمثل رویای آسمان بودی ای سپاهی‌ترین دلیل خلیجمثل دریای بی کران بودی
می‌شنیدم صدای پایت راروی شن‌های ساحل هرمزمی‌‌وزیدی همیشه از دل جنگمثل یک نور تا دل هرمز
ای شکوه شهادتت جاریدر دل ذره ذره ‌‌ ایرانای دلاور، بزرگ، فرماندهای ابرکوه مرد بی‌پایان
با تو عهدی‌ست در دلم جاریچون تو من شیر مرد میدانمتنگسیری اگر چه رفت ولی مثل او پاسدار ایرانم
#معصومه_مرادی #شعر_نوجوان

۱۶:۱۶

thumbnail
سه جزیره میان آب خلیجمی درخشد شبیه مرواریدتنب کوچک بزرگ بوموسیسه برادر سه شاخه از‌ خورشید
ایستادند مثل سربازیمرزبانی کنند ایران رامتحد با همند و می تابندروی آب زلال این دریا
دیده بان غرور ایرانندکارشان چیست؟ یاری تنگهحافظ هر وجب از این خاکندهرمز و قشم خارک یا لنگه
این سه مرد بزرگ آبی ماتا ابد توی نقشه می مانندقاتل دشمنان بیگانهپاسدار حریم ایرانند
معصومه مرادی#شعر_نوجوان

۸:۰۸

thumbnail
"به ایران"با عشق تو بسته‌ام، دو دستِ غم رابا مهر تو فتح می‌کنم عالم رااز کودکی‌ام ببین که ایران عزیز؛محکم به دهان گرفته‌ام پرچم را
#بداهه#رباعی #محمد_مرادی

۱۴:۵۲

thumbnail
رهبرم فرمان‌برم

می‌نشانم میان خاک وطندشت در دشت صد نهال‌ امیدسبز چون دختران مینابیجاودان مثل کودکان شهید
می نشانم هزار سرو بلندروی دوش طبیعت ایرانمی نشانم صنوبر و نارنجبه امید طراوت ایران
این شجرهای طیبه روزیمی‌کند باغ کشورم را شادبا همین کارهای کوچک مامی‌شود کل خاک ما آباد
#معصومه_مرادی

۷:۴۹

thumbnail
undefinedدومین کارگاه مهارت مدیریت کودکان و نوجوانان در بحران با حضور دکتر فتحی مدیر مرکز مشاوره الوند و عضو محترم انجمن تخصصی کودک و رسانه برگزار می‌گردد.
undefinedجهت شرکت در کارگاه دوم حتما ثبت نام را در لینک زیر قطعی بفرمایید. undefined
https://survey.porsline.ir/s/bVIfdTG
undefined️زمان برگزاری سه شنبه : ۱۸ فروردین ساعت 10 صبح
undefinedلینک ورود به کارگاه:undefined
https://room.ibasir.ir/b/cpx-v9f-ebv-omsانجمن تخصصی کودک و رسانه با همکاری معاونت فرهنگی و امور جوانان استان همدان

۲۰:۳۶

اربعین شبیه یک سرودتوی قصه‌های میهن استاربعین اقتدار ماست اربعین ضعف دشمن است
اربعین رهبر شهیداربعین موشک و کتاباربعین رزم سرخ ناو روی دوش بی‌قرار آب
توی مکتب امام ماچاره با غرور ماندن استراز این چهل شب سپیداز وطن حماسه خواندن است
ما همه شهید می‌شویمدرس اربعین شجاعت استایستاده باز کشورماین جواب استقامت است
معصومه مرادی

۲۳:۵۸

thumbnail
کلیپ پهلوانانتولید شده برای کودکانبا اقتباس از انیمیشن پهلوانان

۱۸:۱۴

"غزلی به پیشگاه امام ششم"
روزگاری ستیغ‌های جهان، محوِ چشمان عاشقت بودندرودهای زلال دشت‌به‌دشت، سالکان مناطقت بودند
ای شمیم تو عطر شب‌بوها! اوج سرمستی پرستوها!مرغزاری که بچّه‌آهوها! نافه‌چین شقایقت بودند
مثنوی‌مثنوی، ترانه: دلت، از خزر تا مدیترانه: دلترود بودی و گوش‌ماهی‌ها، قدر صدموج عاشقت بودند
نام تو راز هشتمین خنده، ششمین ماهتاب تابندهروح نورانی‌ای که مغرب‌ها، سایه‌بوس مشارقت بودند
ای رخت آفتاب را مصباح! روی بگشا که فالق الاصباحای تو که صبح‌های کاذب  هم عاشق صبح صادقت بودند
سوره‌سوره پر از شکوفه شدی، سبز کردی خزان زندان راشب قدری که پاسبانان هم، محو قرآن ناطقت بودند
تو پُر از نور و آسمان دل تو، تو علی بودی و مقابل تو_ناکثینی که عهد کین بستند، ناکسانی که مارقت بودند
پیشِ رو یا امام می‌گفتند، پشت سر با تو تیغ و خون بودنددشمنان هزار رنگی که دوستان منافقت بودند
شعله‌شعله زبانه آتش شد، ایستادیّ و خانه آتش شددر و دیوار شعله‌ور تنها شیعیان موافقت بودند
"مارقان" از تو پیش افتاده، "زاهقان" خسته، پشت بر جادهاندکی پابه‌پای تو ماندند لازمانی که "لاحقت" بودند
کوچه‌های مدینه آن ایّام، ریگ‌در‌ ریگ با درود و سلامهم‌نوا با کبوتران بقیع زائران دقایقت بودند
وصف شیخ‌الائمه درخور توست، ای که منصور و ریزه‌خوارانشگیج و انگشت بر دهان یک عمر، آفرین‌گوی خالقت بودند
تو همان نجم ثاقبی که هنوز، شب تاریک مست هیبت توستجبل‌الطارقی که طوفان‌ها خیره در برق طارقت بودند
نه فقط حنبل از تو فقه آموخت، از کلام ابوحنیفه بپرسسال‌ها شافعی و مالک هم جزوه‌خوان حقایقت بودند

#امام_جعفر_صادق#محمد_مراد

۱۲:۲۳

thumbnail
تو مثل گل‌ها خنده رو هستیمثل بهاران شاد و زیبایی.هم رنگ رویای نسیم صبحروشن‌تر از خورشید فردایی
با حرف‌هایت در دل خانه گل‌دان به گل‌دان قصه می روید چادر نمازت وقت گل دادناز حضرت معصومه می گوید
روزت مبارک دختر ایرانای دختر باهوش و آزادهتوبهترین نوری که این دنیابه کشور ما هدیه‌ات‌داده
معصومه مرادی

۱۷:۲۲

بسم ربّ النور و ربّ الشهداء
سلام به همه همکاران، همراهان و هم‌سنگران عزیزم در «انجمن تخصصی کودک و رسانه»؛و یک سلام ویژه و پرمهر به دختران هنرمند، خوش‌فکر و دغدغه‌مند انجمنمون. undefined
امروز، تقویم دل‌های ما حال و هوای عجیبی دارد؛ یک تلاقی غریب و بغض‌آلود از جنس لبخند و اشک. از یک سو، مشام جانمان پر از عطر میلاد نورانی حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) است؛ روزی که به نام زیبای «دختر» گره خورده تا بهانه‌ای باشد برای قدردانی از شما که راویان لطافت، امید و آگاهی برای کودکان این سرزمین هستید. روزتان از صمیم قلب مبارک.
اما از سوی دیگر، دل‌هایمان در این روزهای مقارن با زادروز «رهبر شهیدمان»، غرق در خونی خاموش است. ۵۰ روز گذشت... پنجاه روزِ سخت و پرالتهاب که خباثت و توحشِ دشمن جنایتکار در شرایط جنگی، حتی این اجازه را به ما نداد که پیکر مطهرش را به خاک امانت دهیم و یک دلِ سیر، در سوگ رفتنش بر سر و سینه بزنیم و عزاداری کنیم. بغضی که ۵۰ روز در گلویمان رسوب کرده، امروز با نام و یادش در روز تولدش پیوند خورده است. او که پدرانه، آینده‌ای روشن را برای کودکانمان آرزو می‌کرد، حالا تولدش را در آسمان‌ها و در آغوش اولیاءالله جشن می‌گیرد.
دختران عزیز و همکاران رسانه‌ای من؛حضرت معصومه (س) تنها یک نام نیست، بلکه نماد هجرت، شجاعت و «رساندن پیام» در دلِ سخت‌ترین شرایط است. امروز که سایه شوم دژخیمان حتی از پیکر شهدای ما هراس دارد، رسالت ما در رسانه از همیشه سنگین‌تر است. ما باید با قلم‌ها، ایده‌ها و تولیداتمان برای کودکان، صدای این بغضِ فروخورده، صدای مظلومیت مقتدرانه و راویِ شجاعت رهبرِ بی‌مزارمان باشیم.
زادروز آسمانی رهبر عزیزمان، و میلاد بانوی کرامت و روز دختر را به شما تبریک می‌گویم.
به امید روزی نزدیک که در افقی روشن و خالی از سایه شوم ظالمان، هم جشن پیروزی بزرگمان را بگیریم و هم برای داغ‌های این روزهایمان با خیالی آسوده و دلی آرام، عزاداری کنیم.
خداقوت به همگی شما، دعای خیر شهدا بدرقه راهتان... undefinedundefined

۱۹:۵۸

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل انجمن تخصصی کودک و رسانها

انجمن تخصصی کودک و رسانه

برگ سبزی است تحفهٔ درویش undefined
Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل انجمن تخصصی کودک و رسانها

انجمن تخصصی کودک و رسانه

برای دوستانی که موفق نشدن هدیه رو دریافت کنن.
*سعدی مردی برای تمام نسل‌ها؛ ضرورت شمشیر در برابر ستم

undefinedمعصومه مرادی
اول اردیبهشت‌ماه، در تقویم دل‌های ما به نام «شیخِ
اجل» مزین است؛ همو که کلامش قندِ مکرر است، اما در ورای این شیرینی، حکمتی صلب و پولادین نهفته است. امروز که سایه‌ی جنگ و تجاوز بدخواهان بر منطقه سنگینی می‌کند، بازخوانی آموزه‌های سیاسی و اخلاقی سعدی، بیش از هر زمان دیگری گره‌گشاست.

سعدی، شاعر صلح و مداراست، اما هرگز «تسلیم» را با «صلح» اشتباه نمی‌گیرد. او در بوستان در باب عدل و تدبیر و رای و در قالب تمثیلی زیبا، با صراحتی بی‌نظیر مرز میان مهربانی خردمندانه و سادگی فریب‌خورده را ترسیم می‌کند. آنجا که می‌فرماید:
«سر گرگ باید هم اول برید / نه چون گوسفندان مردم درید»

این بیت، چکیده‌ی «دکترینِ پیش‌دستی در دفاع» است. شیخ شیراز به ما می‌آموزد که در برابر گرگ متجاوز، درنگ و تأمل، چیزی جز خیانت به امنیت مردم (گوسفندان) نیست. گرگ را نباید پس از دریدن مظلوم مهار کرد؛ بلکه باید شمشیر عدالت را پیش از وقوع فاجعه بر سرش فرود آورد. این همان منطقی است که امروز در پاسخ‌های مقتدرانه‌ی ایران به متجاوزان جلوه‌گر و در آموزه‌های قرآنی نیز به آن تاکید شده است.

او در مقامی دیگر، هشدار می‌دهد که ترحم نابجا بر ظالم، خود بالاترین ستم‌هاست:
«ترحم بر پلنگ تیزدندان / ستمکاری بود بر گوسفندان»

در جهان امروز، ستمکاری که به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیست و چنگ و دندان خونین خود را به رخ ملت‌های مظلوم می‌کشد، مصداق همان «پلنگ تیزدندان» است. سعدی به ما نهیب می‌زند که سکوت در برابر چنین جانیانی یا تلاش برای صلح یک‌جانبه با آن‌ها، نه نشانه‌ی اخلاق، که عین بی‌اخلاقی و ستم در حق ستمدیدگان غزه و لبنان و مرزهای خودی است.

امروز در حالی روز سعدی را گرامی می‌داریم که میراث‌داران اندیشه‌ی او، با تکیه بر همین حکمت‌های ازلی، اجازه ندادند «گوسفندان مردم» دریده شود. ما یاد گرفته‌ایم که صلح پایدار، تنها از مسیر اقتدار می‌گذرد و دستی که به قصد تجاوز دراز شود، پیش از آنکه به سفره‌ی مردم برسد، باید با تیغ غیرت قطع گردد. آن‌گونه که عزیزان ما در نیروهای مسلح در حال انجام آن‌اند.

نامش بلند و راه مقتدرانه‌اش مستدام باد.*

۹:۱۰

thumbnail
undefined یک خبر فوق‌العاده و دستاوردی افتخارآمیز برای انجمن تخصصی کودک و رسانه! undefined
همراهان گرامی و اعضای پرتلاش انجمن تخصصی کودک و رسانه؛ با کمال مسرت و افتخار بهاطلاع می‌رسانیم که ثمره تلاش‌ها و پیگیری‌های مستمر شما عزیزان به بار نشست!
کتاب ارزشمند و خواندنی «راز گل ارکیده شِنژن نونگکه؛ داستانی دربارهٔ ADHD و ایجاد
و حفظ دوستی‌ها (۲۰۲۱)»
با همت و ترجمه اعضای انجمن ما و با همکاری انتشارات سروش
به چاپ رسید و هم‌اکنون در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. undefinedundefined
درباره این اثر جذاب: این کتاب که بر پایه پژوهش‌های دقیق روان‌شناسی نگاشته شده،داستانی الهام‌بخش، سرگرم‌کننده و تقویت‌کننده حس همدلی است. نویسنده این اثر،خانم دکتر جی. بی. مکنزی (دارای دکتری روان‌شناسی رشد از دانشگاه تورنتو)، خوددارای اختلال ADHD است و با درکی عمیق از چالش‌های یادگیری، به زیبایی نشانمی‌دهد که چگونه هر کودکی می‌تواند با تکیه بر توانمندی‌هایش، بر موانع غلبهکرده و به موفقیت برسد. خواندن این کتاب برای همه کودکان (چه با تفاوت‌های یادگیریو چه بدون آن) تجربه‌ای بی‌نظیر خواهد بود.
undefined یک موفقیت بزرگ بین‌المللی: نقطه عطف و شیرینی مضاعف این دستاورد، شکل‌گیری یکارتباط سازنده و مستقیم با شخص خانم دکتر مکنزی بود. تعاملات و مکاتبات انجمن باایشان، این پروژه را به یک همکاری ارزشمند و بین‌المللی تبدیل کرد. این اتفاق مهمنشان داد که مرزها نمی‌توانند مانع از انتقال دانش و عشق به کودکان شوند و انجمنما توانایی پل زدن میان دانش جهانی و نیازهای کودکان سرزمین‌مان را دارد. undefined
این موفقیت بزرگ را به یکایک شما اعضای دغدغه‌مند انجمن تخصصی کودک و رسانه که درپیگیری، ترجمه و به ثمر رساندن این اثر نقش داشتید، تبریک می‌گوییم. همچنین ازحسن همکاری انتشارات سروش صمیمانه قدردانی می‌کنیم.
امیدواریم این کتاب چراغ راهی برای کودکان، والدین و مربیان باشد. بیایید با معرفیو پیشنهاد این اثر به دیگران، در گسترش آگاهی، امید و همدلی سهیم باشیم. undefined
[انجمن تخصصی کودک و رسانه]

۱۶:۵۸

thumbnail
undefined دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»...
undefined رسانه KHAMENEI.IR در آستانه سالروز ولادت پر برکت حضرت امام رضا علیه‌السلام، غزلی را از رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله العظمی سیدعلی خامنه‌ای با عنوان «در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌السلام» برای نخستین‌بار به شرح زیر منتشر میکند:
undefined بسم الله الرّحمن الرّحیم«در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام»
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کنکار مرا به گردش چشمی تمام کن
بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمالبیتی فزون بر این غزل ناتمام کن
ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع)گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن
ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ایزیر و زبر قرار دل خاص و عام کن
بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته رامرغ رمیده را به شکر خنده رام کن
اینک هزار دست تمنّا گشوده بیندست کرم گشاده به رسم کرام کن
دارالشّفای آتش و آب است این سرایسوز دل مرا به نمی التیام کن
دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین»غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن
دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسیاز بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن
و آنجا که آمد و شد خیل ملائک استکنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن
undefinedسیدعلی خامنه‌ای
undefined میلاد امام مهربانی ها مبارکبادundefined

۱۶:۵۹

Default Gift Icon

پاکت هدیه

عکس پروفایل انجمن تخصصی کودک و رسانها

انجمن تخصصی کودک و رسانه

میلاد امام رضا جان مان مبارکباد
thumbnail
مهمان‌های ناخوانده و قهرمانان دریاundefinedمعصومه مرادیداستان کودک
خورشید، مثل یک کلوچه‌ی نارنجی و داغ، از پشت کوه‌های دور بیرون آمده بود و به دریا لبخند می‌زد. در نزدیکی جزیره‌ی «هنگام»، «موجی»، دلفین کوچک و بازیگوش، با خوش‌حالی روی آب سُر می‌خورد، بیرون می‌پرید و گاهی توی آب شیرجه می‌زد. او عاشق این بود که به عمق آب برود، و شکم نرم و سفیدش را به شن‌های نقره‌ای کف دریا بمالد.
موجی در حالی که از قلقلک شن‌ها کیف می‌کرد، خودش را به صخره‌ی «بی‌بی مرجان» رساند. بی‌بی مرجان پیرترین و داناترین موجود این قسمت دریا بود. او با شاخه‌های صورتی‌اش، آرام برای ماهی‌ها دست تکان می‌داد. موجی با یک حرکت سریع، یک حبابِ گنده درست کرد و گفت: «سلام بی‌بی! ببین چه دریای آرامی داریم! اینجا را خیلی دوست داریم چون همیشه آرام و زلال است»
هنوز بی‌بی مرجان دهان باز نکرده بود که صدای خنده‌ی آرامی از پشت صخره بلند شد: «هوم... هوم... چه دلفین بامزه‌ای!»این صدای لاکی بود. لاک‌پشت پیر و بزرگی که جلبک‌های سبز روی لاکش مثل لباس پادشاهان چسبیده بودند و در همسایگی خانه بی‌بی مرجان زندگی می‌کرد.لاکی خیلی آرام از لای علف‌های دریایی بیرون آمد. همه می‌گفتند لاکی هزاران هزار جزر و مد را به چشم دیده است و داستان‌های زیادی بلد است.
لاکی با مهربانی خندید و گفت: «ای ناقلای کوچولو! تو هنوز خیلی جوانی. مگر چند وقت است که به این دنیا آمده‌ای؟ تو فقط روزهای آفتابی را دیده‌ای. فکر می‌کنی این آرامش آبی همیشه بوده؟ معلوم است که نه!»
موجی که از حرف‌های لاکی تعجب کرده بود، روی دُمش ایستاد و پرسید: «مگر اتفاقی افتاده لاکی؟ دریا که همیشه مالِ ما بوده!»
لاکی روی یک تکه سنگ نشست و گفت: «می‌دانی اسم این دریا چیست؟ اسم اینجا خلیج فارس است یعنی مال ما ایرانی‌ها، اما غریبه‌ها خیلی وقت‌ها چشمشان دنبال این گنج آبی بوده و هست.بی‌بی‌مرجان شاخه‌هایش را تکان داد و گفت بله پسرم. لاکی درست می گوید. خیلی سال پیش، آدم‌هایی به اسم پرتغالی‌ها با کشتی‌های خیلی بزرگ به اینجا آمدند. آن‌ها بویِ آهن و دود می‌دادند. آن‌ها آمدند و در جزیره‌های ما قلعه‌های سنگیِ بلندی ساختند تا ماهی‌ها و آدم‌های ساحل را بترسانند. آن‌ها می‌خواستند صاحبِ خانه‌ی ما شوند.»
موجی با نگرانی باله‌اش را تکان داد. لاکی ادامه داد: «اما آن‌ها یک چیز را نمی‌دانستند؛ اینکه این خاک، پهلوان‌هایی دارد که از موج‌ها هم قوی‌ترند.موجی چشم‌هایش را گرد کرد و گفت باز هم بگو باز هم بگو...لاکی با مهربانی به بی‌بی‌مرجان که داشت با دقت می شنید نگاه کرد و گفت: پرتغالی‌ها صد سال توی این آب ماندند اما آخر مردی به اسم امام‌قلی‌خان پیدا شد. او مرد خیلی شجاعی بود. همه خرجنگ‌ها ماهی‌ها و شن‌های دریا می‌دانستند او چقدر قوی و شجاع است. امام قلی خان و یارانش آنقدر جلوی غریبه‌ها ایستادند تا بالاخره آن‌ها را فراری دادند و قلعه‌هایشان را گرفتند.»
موجی نفسِ راحتی کشید و گفت: «خوب شد که رفتند!»
لاکی سری تکان داد و این بار بی‌بی مرجان گفت: «رفتند، اما سال‌ها بعد، دوباره غریبه‌های دیگری از آن طرفِ دنیا آمدند. این بار آمریکایی‌ها با کشتی‌های خیلی بزرگتر و زشت‌تر آمدند. آن‌ها فکر می‌کردند چون زورشان زیاد است، می‌توانند هر کاری بکنند.»
موجی پرسید: «باز هم پهلوانی بود که جلوی آن‌ها بایستد؟»
لاکی با افتخار پرید وسط حرف بی‌بی‌مرجان و گفت: «معلوم است که بود! پهلوان‌هایی که مثلِ خودِ دریا، دلِ بزرگی داشتند. یکی از آن‌ها شهید علیرضا تنگسیری بود. او و دوستانش با قایق‌های تندرو، مثل شهاب آسمانی از کنار کشتی‌های دشمن رد می‌شدند. آن‌ها شب و روز در همین موج‌ها بیدار می‌ماندند و نمی‌گذاشتند آمریکایی‌ها حتی یک قدم به ساحل نزدیک شوند. فرمانده تنگسیری و یارانش، با جان و دل مراقب ما بودند.»
موجی حالا دیگر فقط به فکر خاراندن شکمش با شن‌ها نبود. او با احترام به آبی دریا نگاه کرد. لاکی دستش را روی شانه‌ی موجی گذاشت و گفت: «یادت باشد کوچولو! این دریا آبی و آرام مانده، چون آدم‌های شجاعی مثل امام‌قلی‌خان و شهید تنگسیری بیدار ماندند تا ما راحت بخوابیم.»
موجی یک پشتک بلند توی هوا زد و فریاد کشید: «من هم وقتی بزرگ شدم، می‌خواهم یک نگهبان شجاع برای خلیج فارس باشم!»
او حالا می‌دانست که زیر این آب‌های آرام، قصه‌های بزرگی از شجاعت مردان سرزمینش پنهان شده است.

۱۱:۰۱

thumbnail
undefinedundefined نمایش موفق «آرزوی بزرگ» به تالار هنر می‌آید undefinedundefined
undefined نمایش *«آرزوی بزرگ» به نویسندگی مهدی سیم ریز و یاسمین واحدی، طراحی و کارگردانی میثم یوسفی (عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه) و تهیه‌کنندگی متین محجوب، از چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ماه در تالار هنر روی صحنه خواهد رفت.

این اثر که توسط
«خانه نمایش سوره امید» تولید شده، داستان نسیم، دختر ۱۰ ساله‌ای را روایت می‌کند که آرزوی فضانورد شدن دارد. او در شب تولدش، همزمان با اعزام پدر ملوانش به مأموریتی دریایی، در لب اسکله با «عمو نخل» آشنا می‌شود و سفری تاریخی، رویایی و ماجراجویانه به دل خلیج فارس را آغاز می‌کند. در این سفر با چالش‌ها، مواجهه‌های عاطفی و شخصیت‌های تاریخی و معاصر روبه‌رو می‌شود.

undefined
ویژگی‌های اثر:
- تلفیق هنرهای مختلف نمایشی (اجرای زنده، تئاتر عروسکی، موسیقی فولکلور جنوبی، تصویرسازی‌های نمایشی)
- طراحی صحنه و لباس منسجم
- فضایی پویا و جذاب برای کودکان و نوجوانان
- همراه با مفاهیم عمیقی چون
عشق به وطن، خانواده، سرزمین مادری و ایثار

undefined این نمایش اقتباسی از آلبوم نمایش موسیقی
«موسیقی خوب برای بچه‌های خوب» ساخته دکتر عماد توحیدی از دفتر موسیقی حوزه هنری است.

بازیگران و عوامل:
ناصر احمدی‌فر، شراره یوسفی، عاطفه بحرالعلوم طباطبایی، مسعود پورجمشید، یگانه رضاییان، سحر کشاورز، عطرین عظیمی، مبینا ایمان‌زاده (صداپیشگی، عروسک‌گردانی و بازی)
undefined
بازیگر کودک: ضحا رجایی‌فر
undefined
آهنگسازان: دکتر عماد توحیدی و بهرنگ عباسپور
undefined
شاعر: آزاده فرهنگیان
undefined
طراح و سازنده عروسک: نسیم یاقوتی
undefined
طراح صحنه: میثم یوسفی و ابوذر کریمی
undefined
طراح نور: علی سماعی
undefined
طراح ماسک و گریم: حسین تبریزی
undefined
طراح و دوخت لباس: مژگان برنده
و دیگر هنرمندان و عوامل فنی و اجرایی...

undefined
زمان اجرا: از ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۱۹
undefined
مکان: تالار هنر
undefined
مخاطبان: خانواده‌ها، کودکان و نوجوانان

undefined
تهیه بلیط و اطلاعات بیشتر:
سایت تیوال (آدرس: `tiwall.com/p/arezouhayebozorg3`)

undefined
تذکر ویژه – رایگان برای سه گروه
در سه روز ۱۶ تا ۱۸ اردیبهشت ماه
1.
خانواده‌های انجمن تخصصی کودک و رسانه (چهارشنبه ۱۶ تا جمعه ۱۸ اردیبهشت)
2.
خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ
3.
خانواده شبکه کودک و نوجوان سازمان صداوسیما* undefined

۱:۳۳

thumbnail
حفظ سلامت روانی کودکان در شرایط ملتهب رسالت اصلی ماست
سارا خیرخواه، مجری برنامه‌های کودک و نوجوان تلویزیون و عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه که با نام هنری «عمه خورشید» شناخته می‌شود امروز در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در رشت با تأکید بر لزوم حفظ سلامت روانی کودکان در روزهای بحران، از رسالت جدید خود برای خلق «شادی حماسی» در میان کودکان خبر داد.
وی با اشاره به تجربه بیست‌ ساله خود در عرصه اجرا، کودکان را حساس‌ترین و در عین حال مقاوم‌ترین قشر جامعه دانست و اظهار کرد: در روزهای عادی وظیفه ما انتقال شادی به کودکان است، اما در شرایط بحران و التهاب، این رسالت به «حفظ سلامت روانی» آن‌ها تغییر می‌یابد و حضور در میان کودکان در چنین شرایطی، پاسخی به نیاز ناگفته آن‌ها برای تاب‌آوری است تا با استفاده از تجربه سال‌ها فعالیت، فضایی امن برایشان ساخته شود و بدانند در میان آشوب‌ها، حامی دارند.
این مجری تلویزیون با بیان اینکه امروز از استودیوهای تلویزیونی به میدان آمده تا مستقیماً در کنار مخاطبانش باشد گفت: شاید صحبت از شادی در روزهای سخت عجیب به نظر برسد، اما من باور دارم که شادی در این لحظات یک کنش قهرمانانه است، من دیگر فقط یک مجری نیستم، بلکه به دنبال خلق نوعی «شادی حماسی» هستم تا جرقه‌ای از امید به آینده را در چشمان کوچک آن‌ها روشن کنم.
متن کامل در متن زیرhttps://tasnimnews.ir/3580135

۱:۴۰