بسم الله الرحمن الرحیم
روزهای پس از هفت اکتبر و آغاز نبرد شریف طوفان الاقصی، امت اسلام و ملت مقاومت را به سمت و سوی آشنایی بیش از پیش با مفهوم «جنگ وجودی» و شاید به تعبیری لمس و تجربهٔ آن کشاند؛ به نحوی که در این دو سال و چندماه، سخن گفتن از آن در کلام صاحبنظران و تحلیلگران، بسیار به چشم آمد.
بررسی منظومهٔ فکری امامین انقلاب نیز حکایت از این دارد که مفهوم جنگ وجودی، برای امروز و دیروز نیست و خط اصلیِ نبرد در اسلامِ عارفانِ مبارزهجو و اسلام نابِ محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در برابر مستکبرین و شیاطین عالم، همین خط میباشد.
شرط پیروزی جنگ وجودی، نابودی کامل یکی از طرفین، برای به دست آمدن امکان بقاءِ طرف دیگر است. یعنی در این جنگ، سطح و شدت درگیری فقط در افق نابودی حریف، تعریف میشود. در غیر اینصورت، یا منتظر ادامهٔ حیات نباید بود و یا باید دچار تغییراتی ذاتی شد که ماهیتت را از تو خواهد گرفت. فلذا حضرت روحالله میفرمودند:«اسرائیل بایستی از صفحه روزگار محو شود». و رهبر شهیدمان نیز فرمودهاند:«ما راهحل فلسطین را نابودی رژیم اسرائیل میدانیم».
بررسی ماهیت و ذات رژیم جعلی صهیونیستی و همینطور غایت حقیقی انقلاب اسلامی روشن میکند که چرا افق مبارزه با اسرائیل، همچون یک دیگریِ صرفا متخاصم در حفظ تمامیت مرزی، حفظ حاکمیت و... خلاصه نشده و تنها مرز مبارزه با او، نابـودیاش ترسیم میشود؟
دشمن ایستاده در برابر ما، نماد تام و بارز شیطان در عالم است و همچون ارباب خود، به غایت، تمامیتخواه برای به بندگی کشاندن انسان. همانگونه که در تاریخ هم دستان شیطان بر روی زمین این را اثبات نمودند که راهی نمیشناسند جز آنکه یا همه را به بیعت و زیر یوغ خود درآورند و یا از دم تیغ بگذرانند؛ از سقیفه تا کربلا و تا همین به اصطلاح نظم نوین جهانیشان.در مقابل، این سوی میدان، صالحین و مستضعفین عالم قد علم کردهاند که سودای حاکمیت الله بر ارض و برافراشتن پرچم دین خدا را دارند.
بیتردید نتیجه این خواهد بود که در رویاروییِ ذات اسرائیل به عنوان یکی از رئوس خودخواهی و تمامیتخواهی، با ذات و حقیقت انقلاب اسلامی به عنوان فراهمکنندهٔ بستر خداخواهی در عالم، لاجرم یکی از این دو باید از ورطهٔ حیات پا پس بکشد.
خدای متعال نیز در سورهٔ مبارکهٔ انفال، آیه ۳۹ میفرماید:«و قاتلوهم حتی لاتکون فتنة...». یعنی جنگ را تا آنجا باید ادامه داد که طرف مقابل، دیگر فتنهای راه نیندازد و این، شدنی نیست؛ زیرا که هر حرکت تو، به سوی آرمان خود، وجود تو را شدت بخشیده و او را کمرنگ و کمرنگ میکند. پس تا همانجا که تو عزم بر الهی ساختن عالم داشته باشی، سایه به سایه در تلاش برای ازاله و نابودیات خواهد آمد.
تا کجا برای آیندهٔ الهی بشریت باید پیش رفت؟ «و یکون الدین کله لله»؛ تا آنجا که دین، یکسره برای خدا شود و این امر، جز با نابودی کامل شرک و کفر و مظاهر و نمودهایش در عالم، محقق نخواهد شد.
پس یا باید از این هدف، دست کشید که دست کشیدن از آن، به بیعت با یزیدیان گره خورده و یا باید تا اهتزاز کلمهٔ توحید بر فراز قلل عالم، پیش رفت که راه آن، تنها از نابودی اسرائیل میگذرد.
#سردبیرلانچر8
لانچر هشت، پرتابگرِ جنگافزارهای موردنیاز شما برای جهاد در آخرالزمان!
روزهای پس از هفت اکتبر و آغاز نبرد شریف طوفان الاقصی، امت اسلام و ملت مقاومت را به سمت و سوی آشنایی بیش از پیش با مفهوم «جنگ وجودی» و شاید به تعبیری لمس و تجربهٔ آن کشاند؛ به نحوی که در این دو سال و چندماه، سخن گفتن از آن در کلام صاحبنظران و تحلیلگران، بسیار به چشم آمد.
بررسی منظومهٔ فکری امامین انقلاب نیز حکایت از این دارد که مفهوم جنگ وجودی، برای امروز و دیروز نیست و خط اصلیِ نبرد در اسلامِ عارفانِ مبارزهجو و اسلام نابِ محمدی ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در برابر مستکبرین و شیاطین عالم، همین خط میباشد.
شرط پیروزی جنگ وجودی، نابودی کامل یکی از طرفین، برای به دست آمدن امکان بقاءِ طرف دیگر است. یعنی در این جنگ، سطح و شدت درگیری فقط در افق نابودی حریف، تعریف میشود. در غیر اینصورت، یا منتظر ادامهٔ حیات نباید بود و یا باید دچار تغییراتی ذاتی شد که ماهیتت را از تو خواهد گرفت. فلذا حضرت روحالله میفرمودند:«اسرائیل بایستی از صفحه روزگار محو شود». و رهبر شهیدمان نیز فرمودهاند:«ما راهحل فلسطین را نابودی رژیم اسرائیل میدانیم».
بررسی ماهیت و ذات رژیم جعلی صهیونیستی و همینطور غایت حقیقی انقلاب اسلامی روشن میکند که چرا افق مبارزه با اسرائیل، همچون یک دیگریِ صرفا متخاصم در حفظ تمامیت مرزی، حفظ حاکمیت و... خلاصه نشده و تنها مرز مبارزه با او، نابـودیاش ترسیم میشود؟
دشمن ایستاده در برابر ما، نماد تام و بارز شیطان در عالم است و همچون ارباب خود، به غایت، تمامیتخواه برای به بندگی کشاندن انسان. همانگونه که در تاریخ هم دستان شیطان بر روی زمین این را اثبات نمودند که راهی نمیشناسند جز آنکه یا همه را به بیعت و زیر یوغ خود درآورند و یا از دم تیغ بگذرانند؛ از سقیفه تا کربلا و تا همین به اصطلاح نظم نوین جهانیشان.در مقابل، این سوی میدان، صالحین و مستضعفین عالم قد علم کردهاند که سودای حاکمیت الله بر ارض و برافراشتن پرچم دین خدا را دارند.
بیتردید نتیجه این خواهد بود که در رویاروییِ ذات اسرائیل به عنوان یکی از رئوس خودخواهی و تمامیتخواهی، با ذات و حقیقت انقلاب اسلامی به عنوان فراهمکنندهٔ بستر خداخواهی در عالم، لاجرم یکی از این دو باید از ورطهٔ حیات پا پس بکشد.
خدای متعال نیز در سورهٔ مبارکهٔ انفال، آیه ۳۹ میفرماید:«و قاتلوهم حتی لاتکون فتنة...». یعنی جنگ را تا آنجا باید ادامه داد که طرف مقابل، دیگر فتنهای راه نیندازد و این، شدنی نیست؛ زیرا که هر حرکت تو، به سوی آرمان خود، وجود تو را شدت بخشیده و او را کمرنگ و کمرنگ میکند. پس تا همانجا که تو عزم بر الهی ساختن عالم داشته باشی، سایه به سایه در تلاش برای ازاله و نابودیات خواهد آمد.
تا کجا برای آیندهٔ الهی بشریت باید پیش رفت؟ «و یکون الدین کله لله»؛ تا آنجا که دین، یکسره برای خدا شود و این امر، جز با نابودی کامل شرک و کفر و مظاهر و نمودهایش در عالم، محقق نخواهد شد.
پس یا باید از این هدف، دست کشید که دست کشیدن از آن، به بیعت با یزیدیان گره خورده و یا باید تا اهتزاز کلمهٔ توحید بر فراز قلل عالم، پیش رفت که راه آن، تنها از نابودی اسرائیل میگذرد.
لانچر هشت، پرتابگرِ جنگافزارهای موردنیاز شما برای جهاد در آخرالزمان!
۱۳:۱۰