ـ بسم الله الرحمن الرحیم ـ
درست در آن زمان که ملتِ امام حسین علیهالسلام با ایستادگی در خیابانها، پلها و نیروگاهها مصداق «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی»¹ شدند، خبرِ غیرمنتظرهای که از حاکمیتِ حرمِ جمهوریِ اسلامی رسید ما را مبهوت کرد.
تردیدی در ادامهٔ ایستادگیِ ما پشت حاکمیت و ولایتفقیه و عزممان بر شکست توطئهٔ جدایی ملت از نظام، همچون ۴۷ سال گذشته، وجود ندارد؛ چراکه از امامِ شهیدمان آموختهایم جمهوریِ اسلامی از مخّ اسلام گرفته شده و یکی از مظاهر آن همین حضور آگاهانه و بعثتِ مردم است. اما بگذارید از این هم بگوییم: یکی از ارکان مردمسالاری دینی، تکیه و نگاهِ مسئولین نظام به مردم است؛ همانها که صاحبانِ اصلیِ انقلاب میخوانیمشان.
ما؛ یعنی مردمِ جمهوریِ اسلامیِ ایرانِ عزیز، شاگردانِ مکتبِ سیدعلی حسینی خامنهایِ شهیدی هستیم که پای درس او آموختیم ذاتِ نظام سلطه و آمریکا ـ بهعنوان مرکزیت آن در عالم ـ دشمنی با جمهوری اسلامی است و مسئله، اصلِ موجودیت ماست؛ مسئلهای که ابداً با مذاکره حلشدنی نخواهد بود. باید نه متوهمانه، بلکه واقعبینانه بنگریم: دشمنی آمریکا با ما بر سر هویت و ماهیت ماست؛ پس چگونه میتواند به شروط تعیینشده عمل کند؟! در حالیکه فارغ از زاویهٔ دید ایدئولوژیک، تجربههای تاریخی نیز بارها این حقیقت را نشان داده است: از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری، تصرف داراییهای ایران، تحریم و تلاش برای براندازی، قتل سردار رشیدمان شهید سلیمانی،... و نیز آزمونوخطاهای دیپلماتیکی که بارها با بدعهدی و نقضِ عهد، نیت شوم خود ـ که چیزی جز توقف حضور ایران و بلعیدن آن نیست ـ را آشکار کرده است.
فلذا اینطور است که مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه است، نه هوشمندانه و نه عاقلانه. دلیل؟ تجربه. چنانکه در منطق قرآن نیز شیطان به پیروان خود تصریح میکند: «من وعدهٔ دروغ به شما دادم.» حال چگونه آمریکا ـ بهعنوان مظهر شیطان و خودِ شیطان و همان «شیطان بزرگ» ـ میتواند وعدهٔ راستین دهد و به تمام آن ده شرط عمل کند؟! حتی اگر در خوشبینانهترین حالت، این کاهشِ آتشِ نبرد را فرصتی برای تجدیدِ نَفَس دشمن و ایجاد خلل در ارادهها و شکستن انسجام و اتحاد ملی ندانیم!
خدایا، تو شاهد باش! ما برای دفاع از دین تو و به پاس آن خونهای مطهرِ ریختهشده ـ خونهایی که داغشان همچون مولایشان حسین علیهالسلام «لن تبرد ابداً» است و هرگز سرد نخواهد شد ـ به اندازهٔ فهم و توان خود به آنچه تشخیص دادیم جامهٔ عمل پوشاندیم. و در ادامهٔ این مسیر، تا رسیدن به قلهٔ حاکمیت دینت، باز هم دلمان نه به سرمایههای خود، که به گوشهٔ چادر مادرمان زهرا سلاماللّه علیها گرم خواهد بود و همچون او نه دست از دامنِ حق میکشیـم و نه از پشتِ ولایت بودن، جایِ دیگری خواهیم رفت!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1. اگر دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم جز با کشته شدن من استوار نمیماند، پس ای شمشیرها مرا دریابید.
#سردبیرلانچر8
|@launcher8|
درست در آن زمان که ملتِ امام حسین علیهالسلام با ایستادگی در خیابانها، پلها و نیروگاهها مصداق «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی»¹ شدند، خبرِ غیرمنتظرهای که از حاکمیتِ حرمِ جمهوریِ اسلامی رسید ما را مبهوت کرد.
تردیدی در ادامهٔ ایستادگیِ ما پشت حاکمیت و ولایتفقیه و عزممان بر شکست توطئهٔ جدایی ملت از نظام، همچون ۴۷ سال گذشته، وجود ندارد؛ چراکه از امامِ شهیدمان آموختهایم جمهوریِ اسلامی از مخّ اسلام گرفته شده و یکی از مظاهر آن همین حضور آگاهانه و بعثتِ مردم است. اما بگذارید از این هم بگوییم: یکی از ارکان مردمسالاری دینی، تکیه و نگاهِ مسئولین نظام به مردم است؛ همانها که صاحبانِ اصلیِ انقلاب میخوانیمشان.
ما؛ یعنی مردمِ جمهوریِ اسلامیِ ایرانِ عزیز، شاگردانِ مکتبِ سیدعلی حسینی خامنهایِ شهیدی هستیم که پای درس او آموختیم ذاتِ نظام سلطه و آمریکا ـ بهعنوان مرکزیت آن در عالم ـ دشمنی با جمهوری اسلامی است و مسئله، اصلِ موجودیت ماست؛ مسئلهای که ابداً با مذاکره حلشدنی نخواهد بود. باید نه متوهمانه، بلکه واقعبینانه بنگریم: دشمنی آمریکا با ما بر سر هویت و ماهیت ماست؛ پس چگونه میتواند به شروط تعیینشده عمل کند؟! در حالیکه فارغ از زاویهٔ دید ایدئولوژیک، تجربههای تاریخی نیز بارها این حقیقت را نشان داده است: از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری، تصرف داراییهای ایران، تحریم و تلاش برای براندازی، قتل سردار رشیدمان شهید سلیمانی،... و نیز آزمونوخطاهای دیپلماتیکی که بارها با بدعهدی و نقضِ عهد، نیت شوم خود ـ که چیزی جز توقف حضور ایران و بلعیدن آن نیست ـ را آشکار کرده است.
فلذا اینطور است که مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه است، نه هوشمندانه و نه عاقلانه. دلیل؟ تجربه. چنانکه در منطق قرآن نیز شیطان به پیروان خود تصریح میکند: «من وعدهٔ دروغ به شما دادم.» حال چگونه آمریکا ـ بهعنوان مظهر شیطان و خودِ شیطان و همان «شیطان بزرگ» ـ میتواند وعدهٔ راستین دهد و به تمام آن ده شرط عمل کند؟! حتی اگر در خوشبینانهترین حالت، این کاهشِ آتشِ نبرد را فرصتی برای تجدیدِ نَفَس دشمن و ایجاد خلل در ارادهها و شکستن انسجام و اتحاد ملی ندانیم!
خدایا، تو شاهد باش! ما برای دفاع از دین تو و به پاس آن خونهای مطهرِ ریختهشده ـ خونهایی که داغشان همچون مولایشان حسین علیهالسلام «لن تبرد ابداً» است و هرگز سرد نخواهد شد ـ به اندازهٔ فهم و توان خود به آنچه تشخیص دادیم جامهٔ عمل پوشاندیم. و در ادامهٔ این مسیر، تا رسیدن به قلهٔ حاکمیت دینت، باز هم دلمان نه به سرمایههای خود، که به گوشهٔ چادر مادرمان زهرا سلاماللّه علیها گرم خواهد بود و همچون او نه دست از دامنِ حق میکشیـم و نه از پشتِ ولایت بودن، جایِ دیگری خواهیم رفت!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1. اگر دین محمد صلی الله علیه و آله و سلم جز با کشته شدن من استوار نمیماند، پس ای شمشیرها مرا دریابید.
|@launcher8|
۱۹:۱۸