بله | کانال ادبیات هشتم رفسنجان
عکس پروفایل کانال ادبیات هشتم رفسنجانک

کانال ادبیات هشتم رفسنجان

۲۲ عضو
پایان جمله های تعجبی، عاطفی یا تاکیدی .عجب روزگاری!وای بر من! آهسته!
ب: بعد از اصوات:هان! ای دل عبرت بین.


undefined خط فاصله (-)
ب: برای نشان مکالمه:- در قبال امیر تعظیم کن.- ساکت شو!
ج: به جای حرف اضافه «تا» و «به» بین تاریخ ها، اعداد و کلمات:دهه ۱۳۵۰ - ۱۳۴۰ قطار تهران-مشهد
د: هنگامی که دو واژه بر روی هم دو جنبهٔ مختلف از یک منظور را نشان دهند:مباحث هنری-ادبی، نزدیکی و قرابت خاصّی دارند.


undefined سه نقطه (...)
الف: برای نشان دادن واژه‌های محذوف یا ادامه‌دار:گزارش انواعی دارد: ورزشی، سیاسی، خبری، هنری، فرهنگی، ...
ب: سخن ناتمام:شما… شما… زبانم لال…
ج: برای نشان دادن کشش در گفتار:سقف هر… ی ریخت. آها… ی حسین کجایی؟


undefined پرانتز یا دو هلال ( )
الف: معنی و معادل یک واژه:زبان معیار (استاندارد) زبان ملّی ما است.
ب:توضیح بیشتر:آثار سعید نفیسی سه گروه است: یکی تصحیح (قابوسنامه، غزلیّات عطّار، سیرالعباد…) دوّم تحقیقات ادبی (شرح آثار رودکی، نظامی، خواجو…) سوّم ترجمه‌ها (نمونه آثار پوشکین، ایلیاد و…)
ج: ذکر تاریخ، شهرت، تخلص، نام سابق و …شهر همدان (هگمتانه) در طول تاریخ بارها پایتخت بوده‌است.



undefined ممیز( / ) : برای جدا کردن مصراع‌های یک شعر:خانهٔ دوست کجاست/ در فلق بود که پرسید سوار/ آسمان مکثی کرد/



undefined تساوی ( = ) : برای نشان دادن تساوی میان دو مطلب:توانا بود هر که دانا بود = هر که داناست، تواناست.



undefined قلاب [ ] : الف: مطالبی که جزو اصل کلام نباشند:معلّم به کلاس وارد شد [ابراز احساسات دانش‌آموزان] و بر جایش نشست.
ب: در تصحیح متون قدیمی واژه‌های اضافه شده یا توضیحات احتمالی در قلاب گذاشته می‌شوند:گفت: من مردی طرّارم، [تو] این زر به من امانت دادی.
ج: دستورهای اجرایی در نمایش‌نامه‌ها:- حسین [با قیافه‌ی جدی]: آیا اکنون حاضری به این سفر بیایی؟
واحدشمارش انسان، شتر، نخل : نفرواحد شمارش کفش، جوراب، دستکش : جفتواحد شمارش سیگار : نخواحد شمارش صابون : قالبواحد شمارش تخم مرغ : دانهواحد شمارش نان : قرصواحد شمارش گردو، مداد : دانهواحد شمارش قرص، قند، آب نبات : حَبواحد شمارش چند عدد گردو : فالواحد شمارش درب و پنجره : عددواحد شمارش مغازه، خانه : بابواحد شمارش کالای بسته بندی شده : بارواحد شمارش مغازه : دهنهواحد شمارش قاشق، چنگال، رختخواب : دستواحد شمارش درخت : اصلهواحد شمارش پتو، فرش : تختهواحد شمارش پارچه : توپ و طاقهواحد شمارش چاقو، تفنگ، مسلسل : قبضهواحد شمارش فشنگ : تیرواحد شمارش بسته های ۱۲تایی : دوجینواحد شمارش توپ، تانک : عرّادهواحد شمارش مجله، کتاب : جلدواحد شمارش دسته کاغذ : بندواحد شمارش کاغذ بدون جلد : برگواحد شمارش وسیله‌ نقلیه‌ هوایی، دریائی : فروندواحد شمارش سگ و پلنگ : قلّادهواحد شمارش گُل و آهن آلات : شاخهواحد شمارش مجموع گل یا گیاه : دستهواحد شمارش چک، سفته، گواهینامه، اسناد : فقرهواحد شمارش ماشین آلات، خودرو (اتومبیل)، تلویزیون، یخچال، دوربین، رادیو : دستگاهواحد شمارش انواع پول فلزی : سکهواحد شمارش مبل، ظروف : دستواحد شمارش لامپ، شمع : شعلهواحد شمارش شیشه، آینه : جامواحد شمارش ظروف مایعات : شیشهواحد شمارش حیوانات اهلی : رأسواحد شمارش پنبه : عدلواحد شمارش حمام : واحدواحد شمارش قنات و گردنبند : رشتهواحد شمارش باغ، عکس : قطعهواحد شمارش فیلم، لاستیک، چاه : حلقهواحد اندازه گیری سرما و گرما : سانتی گرادواحد اندازه گیری حجم آب : مترمکعبواحد اندازه گیری بنزین، نفت و گازوئیل : لیترواحد اندازه گیری سرعت و جهت وزش باد : گره، متر بر ثانیه و کیلومتر بر ساعتواحد اندازه گیری سرعت باد : متر بر ثانیهواحد شمارش دایره، جهت، زاویه : درجهواحد اندازه گیری زمین : مترمربعواحد اندازه گیری راه : کیلومترواحد اندازه گیری ولتاژ الکتریکی: به ترتیب، مگاولتMv ، کیلوولتKv ، ولتv ، میلی ولتmvواحد اندازه گیری وزن سنگ های قیمتی نظیر طلا و الماس : قیراط - مثقالواحد اندازه گیری وزن سنگ های نسبتاً کم ارزش و یا شبیه گران بها : گرمواحد اندازه گیری فشارخون : سیستول - دیاستولواحد اندازه گیری در رایانه : بیت، بایت، کیلوبایت، مگابایت، گیگابایت، ترابایت، اگزابایت
واحد اندازه گیری - واحد شمارش - واحد های اندازه گیری - واحدهای شمارش

۱۷:۳۰

undefinedآشنایی با چند قالب شعریundefined

undefinedقصیدە:
×--------- ×---------×--------- -----------×--------- -----------
قصیده شعری است که مصراع اول و مصراع های زوج آن با هم هم قافیه هستند و تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است (تا هفتاد و هشتاد بیت)
موضوع قصیده : مدح و ستایش، نکوهش، وصف طبیعت، یاد جوانی و مسائل اخلاقی.
شاعران معروف قصیدە‌سرا: رودکی، فرخی سیستانی، ناصرخسرو، منوچهری، خاقانی و...

--------------------------------------------------

undefined غزل:
×--------- ×---------×--------- ---------×--------- ---------
در غزل نیز همانند قصیده مصراع اول با مصراع های زوج هم قافیه است.
معمولا ۵ تا ۱۰ بیت است و در موضوعات عاشقانە و عارفانە است.
نامدارترین غزل‌سرا : حافظ

--------------------------------------------------
undefinedقطعە:
undefined--------- ---------undefined--------- ---------undefined--------- ---------
قطعه قالب شعری است که در آن مصراع های زوج هم قافیه هستند. موضوعات آن پند و اندرز، مسائل اخلاقی و اجتماعی و مناظرە می‌باشد.
شاعران معروف قطعەسرا: پروین اعتصامی و ابن‌یمین

--------------------------------------------------
undefinedمثنوی:
×--------- ×---------undefined-------- undefined--------undefined-------- undefined--------
مثنوی قالب شعری است که در آن هر بیت قافیه ای جداگانه دارد. برای همین برای موضوعات طولانی مناسب می‌باشد.به مثنوی دو تایی نیز می گویند.
شاعران معروف مثنوی‌سرا: فردوسی، نظامی، سعدی، مولوی
--------------------------------------------------
undefinedرباعی:
undefined--------- undefined---------undefined--------- -----------
معروف ترین رباعی‌سرا: خیام
undefinedundefinedundefined

۱۷:۵۴

توضیحات شعر بنام خدایی که جان آفرید undefinedundefinedundefinedundefined
#فارسی_هشتم
به این نوع شعر ها ونثرها تحمیدیه گویند.
تحمیدیه:یعنی شروع هر نوشته ای(شعر ونثر)که با حمد وستایش خداوند آغاز گردد.
درادبیات کشورما هرکتابی با ستایش خداوند یکتا آغاز می گرددواین ستایش ها روح انسان رابه سمت آرامش سوق می دهد.ستایش گاهی درقالب شعر است وگاهی درقالب نثر.شعر((به نام خدایی که جان آفرید)) تحمیدیه به کتاب بوستان سعدی است.
شرح ابیات شعر:
قالب شعر مثنوی است
undefinedبیت اول:
به نام خدایی که جان آفرید سخن گفتن اندر زبان آفرید
قافیه: جان ،زبان ردیف:ندارد
آرایه تلمیح دارد وبه آیات اولیه سوره الرحمن اشاره داردخَلَقَ الاِنسانَ،عَلَّمَهُ البَیان))
معنی آیه :انسان را آفرید وبه او قدرت تکلم وبیان داد.
تلمیح:آوردن واژه یا عبارتی که به داستانی،قصه ای،شخصیتی،شعری،آیه ای،روایتی و... اشاره داشته باشد.
تعداد جمله:این بیت سه جمله است (جمله «آغاز می کنم»به قرینه معنوی حذف شده است.
معنی بیت اول:
به نام خداوندی که روح وروان رابرای انسان خلق کردونعمت سخن گفتن رانصیب انسان ها کرد.


undefinedبیت دوم:
خداوند بخشنده دستگیر کریم خطا بخش پوزش پذیر
قافیه:دستگیر،پوزش پذیر ردیف:ندارد
معنی بیت دوم:
خداوند بخشنده ای که یاور وپشتیبان ماست.خدایی که بخشنده است وخطاها واشتباهات مارا می بخشد وعفو مارا می پذیرد.
undefinedبیت سوم:
پرستارامرش همه چیزوکس بنی آدم ومرغ ومورومگس
قافیه:کس ،مگس ردیف: ندارد
آرایه نغمه حروف در حروف «م» و«و» وجود دارد.
معنی بیت سوم:
خداوندی که هرچیزی دراین جهان از انسان که اشرف مخلوقات است تا مرغ ومور ومگس،همه وهمه امر الهی اورا اطاعت می کنند وبه فرمان او هستند.
undefinedبیت چهارم:
یکی رابه سر،برنهد تاج بخت یکی رابه خاک اندرآرد زتخت
قافیه:بخت ،تخت ردیف: ندارد
آرایه جناس اختلافی در«سر»و«بر» ونیز«بخت»و«تخت»وجود دارد.
تلمیح به آیه ی بیست وشش سوره آل عمران دارد:
«توتی الملک من تشاء وتنزع الملک ممن تشاء»
معنی آیه:«حکومت وفرمانروایان را به هرکس بخواهد می دهد واز هر کس بخواهد پس می گیرد.»
معنی بیت چهارم:
خداوندی که بر سر یکی ازبندگانش تاج عزت وخوشبختی می گذارد وبه او عزت می بخشد ودیگری راکه شایسته ی عزت نیست،به خاک ذلت واز تخت پادشاهی پایین می کشد.
undefinedبیت پنجم:
گلستان کند آتشی برخلیل گروهی برآتش برد زآب نیل
قافیه: خلیل،نیل ردیف:ندارد
آرایه تضاد(طباق) دارد:آب #آتش
(البته آب آتش درگروه عناصر اربعه هم قرار دارند وبه عنوان تناسب هم می توانند کنار هم قراربگیرند.)
مصراع اول تلمیح به داستان به آتش افکنده شدن حضرت ابراهیم (ع)ومصراع دوم تلمیح به داستان حضرت موسی (ع) وغرق شدن فرعونیان درآب نیل.
معنی بیت پنج:
آتش رابر ابراهیم (ع)گلستان می کند وفرعونیان رادرآب نیل غرق کرده وبه اتش جهنم می برد.

undefinedبیت ششم:
به درگاه لطف وبزرگیش بر بزرگان نهاده بزرگی زسر
قافیه:بر،سر ردیف: ندارد
آرایه تکرار دارد.(بزرگی وحرف«ر»تکرار شده است.)
ازسربیرون نهادن:کنایه است از،ازیاد بردن،فراموش کردن.
معنی بیت ششم:
آنقدردرگاه لطف وکرم خداوندی بزرگ است که همه ی بزرگان وپادشاهان فکر بزرگ بودن خودشان رافراموش کرده اند.
undefinedبیت هفتم:
جهان ،متّفق برالهیبتش فرومانده از کنه ماهیتش
قافیه:الهیّتش، ماهیّتش ردیف: ندارد
همه ی افراد جهان بر یکتایی خداوند اتّفاق نظردارند واگر همه ی فکرهای جهانیان روی هم جمع شود ودرباره ی خداوند اندیشه کنند نه تنها پاسخی نخواهند داشت،بلکه هرگز به عمق ماهیّت وهستی خداوند نمی توانند راه پیدا کنند وهمگان درشناخت واقعی خداوند درمانده اند.
undefinedبیت هشتم:
بشر ماورای جلالش نیافت بصر،منتهای جمالش نیافت
قافیه: جمالش=جمال او،جلالش=جلال او ردیف:نیافت
در دوکلمه «بصر» و«بشر» ونیز«جمال» و«جلال» جناس ناقص اختلافی وجود دارد.
کلمه هایی مقابل هم قرارگرفته اند اینگونه مقابل هم قرارگرفتن کلمات هماهنگ را،ترصیع گویند.
معنی بیت هشتم:
انسان که اشرف مخلوقات است باهمه ی تحقیق ها وبررسی های دنیایی،هنوز نتوانسته است کسی را با شکوه تر از خدا پیدا کند وچشم ها هرچقدرهم که زیبایی درطبیعت ببیند،بازهم به نهایت زیبایی خداوند نمی تواند دست پیدا کنند.

undefinedبیت نهم:
تامل درآیینه دل کنی صفایی به تدریج حاصل کنی
قافیه:دل،حاصل ردیف:کنی
آرایه تشبیه دل به آیینه
ترکیب تشبیهی:آیینه دل
معنی بیت نهم:
برای شناخت واقعی خداوند باید درخودت بیندیشی وبه دلت که همچو آیینه ای پاک وروشن است رجوع کنی.آن وقت به تدریج وآهسته صفایی دروجودت احساس می کنی.
undefinedبیت دهم:
محال است سعدی که راه صفا توان رفت جزدرپی مصطفی
قافیه: صفا،مصطفی ردیف:ندارد

۱۸:۰۷

توضیحات شعر بنام خدایی که جان آفرید undefinedundefinedundefinedundefined
#فارسی_هشتم
به این نوع شعر ها ونثرها تحمیدیه گویند.
تحمیدیه:یعنی شروع هر نوشته ای(شعر ونثر)که با حمد وستایش خداوند آغاز گردد.
درادبیات کشورما هرکتابی با ستایش خداوند یکتا آغاز می گرددواین ستایش ها روح انسان رابه سمت آرامش سوق می دهد.ستایش گاهی درقالب شعر است وگاهی درقالب نثر.شعر((به نام خدایی که جان آفرید)) تحمیدیه به کتاب بوستان سعدی است.
شرح ابیات شعر:
قالب شعر مثنوی است
undefinedبیت اول:
به نام خدایی که جان آفرید سخن گفتن اندر زبان آفرید
قافیه: جان ،زبان ردیف:ندارد
آرایه تلمیح دارد وبه آیات اولیه سوره الرحمن اشاره داردخَلَقَ الاِنسانَ،عَلَّمَهُ البَیان))
معنی آیه :انسان را آفرید وبه او قدرت تکلم وبیان داد.
تلمیح:آوردن واژه یا عبارتی که به داستانی،قصه ای،شخصیتی،شعری،آیه ای،روایتی و... اشاره داشته باشد.
تعداد جمله:این بیت سه جمله است (جمله «آغاز می کنم»به قرینه معنوی حذف شده است.
معنی بیت اول:
به نام خداوندی که روح وروان رابرای انسان خلق کردونعمت سخن گفتن رانصیب انسان ها کرد.


undefinedبیت دوم:
خداوند بخشنده دستگیر کریم خطا بخش پوزش پذیر
قافیه:دستگیر،پوزش پذیر ردیف:ندارد
معنی بیت دوم:
خداوند بخشنده ای که یاور وپشتیبان ماست.خدایی که بخشنده است وخطاها واشتباهات مارا می بخشد وعفو مارا می پذیرد.
undefinedبیت سوم:
پرستارامرش همه چیزوکس بنی آدم ومرغ ومورومگس
قافیه:کس ،مگس ردیف: ندارد
آرایه نغمه حروف در حروف «م» و«و» وجود دارد.
معنی بیت سوم:
خداوندی که هرچیزی دراین جهان از انسان که اشرف مخلوقات است تا مرغ ومور ومگس،همه وهمه امر الهی اورا اطاعت می کنند وبه فرمان او هستند.
undefinedبیت چهارم:
یکی رابه سر،برنهد تاج بخت یکی رابه خاک اندرآرد زتخت
قافیه:بخت ،تخت ردیف: ندارد
آرایه جناس اختلافی در«سر»و«بر» ونیز«بخت»و«تخت»وجود دارد.
تلمیح به آیه ی بیست وشش سوره آل عمران دارد:
«توتی الملک من تشاء وتنزع الملک ممن تشاء»
معنی آیه:«حکومت وفرمانروایان را به هرکس بخواهد می دهد واز هر کس بخواهد پس می گیرد.»
معنی بیت چهارم:
خداوندی که بر سر یکی ازبندگانش تاج عزت وخوشبختی می گذارد وبه او عزت می بخشد ودیگری راکه شایسته ی عزت نیست،به خاک ذلت واز تخت پادشاهی پایین می کشد.
undefinedبیت پنجم:
گلستان کند آتشی برخلیل گروهی برآتش برد زآب نیل
قافیه: خلیل،نیل ردیف:ندارد
آرایه تضاد(طباق) دارد:آب #آتش
(البته آب آتش درگروه عناصر اربعه هم قرار دارند وبه عنوان تناسب هم می توانند کنار هم قراربگیرند.)
مصراع اول تلمیح به داستان به آتش افکنده شدن حضرت ابراهیم (ع)ومصراع دوم تلمیح به داستان حضرت موسی (ع) وغرق شدن فرعونیان درآب نیل.
معنی بیت پنج:
آتش رابر ابراهیم (ع)گلستان می کند وفرعونیان رادرآب نیل غرق کرده وبه اتش جهنم می برد.

undefinedبیت ششم:
به درگاه لطف وبزرگیش بر بزرگان نهاده بزرگی زسر
قافیه:بر،سر ردیف: ندارد
آرایه تکرار دارد.(بزرگی وحرف«ر»تکرار شده است.)
ازسربیرون نهادن:کنایه است از،ازیاد بردن،فراموش کردن.
معنی بیت ششم:
آنقدردرگاه لطف وکرم خداوندی بزرگ است که همه ی بزرگان وپادشاهان فکر بزرگ بودن خودشان رافراموش کرده اند.
undefinedبیت هفتم:
جهان ،متّفق برالهیبتش فرومانده از کنه ماهیتش
قافیه:الهیّتش، ماهیّتش ردیف: ندارد
همه ی افراد جهان بر یکتایی خداوند اتّفاق نظردارند واگر همه ی فکرهای جهانیان روی هم جمع شود ودرباره ی خداوند اندیشه کنند نه تنها پاسخی نخواهند داشت،بلکه هرگز به عمق ماهیّت وهستی خداوند نمی توانند راه پیدا کنند وهمگان درشناخت واقعی خداوند درمانده اند.
undefinedبیت هشتم:
بشر ماورای جلالش نیافت بصر،منتهای جمالش نیافت
قافیه: جمالش=جمال او،جلالش=جلال او ردیف:نیافت
در دوکلمه «بصر» و«بشر» ونیز«جمال» و«جلال» جناس ناقص اختلافی وجود دارد.
کلمه هایی مقابل هم قرارگرفته اند اینگونه مقابل هم قرارگرفتن کلمات هماهنگ را،ترصیع گویند.
معنی بیت هشتم:
انسان که اشرف مخلوقات است باهمه ی تحقیق ها وبررسی های دنیایی،هنوز نتوانسته است کسی را با شکوه تر از خدا پیدا کند وچشم ها هرچقدرهم که زیبایی درطبیعت ببیند،بازهم به نهایت زیبایی خداوند نمی تواند دست پیدا کنند.

undefinedبیت نهم:
تامل درآیینه دل کنی صفایی به تدریج حاصل کنی
قافیه:دل،حاصل ردیف:کنی
آرایه تشبیه دل به آیینه
ترکیب تشبیهی:آیینه دل
معنی بیت نهم:
برای شناخت واقعی خداوند باید درخودت بیندیشی وبه دلت که همچو آیینه ای پاک وروشن است رجوع کنی.آن وقت به تدریج وآهسته صفایی دروجودت احساس می کنی.
undefinedبیت دهم:
محال است سعدی که راه صفا توان رفت جزدرپی مصطفی
قافیه: صفا،مصطفی ردیف:ندارد

۱۸:۱۰

کلمات مهم درس چهارم و معنی آن ها undefinedundefined
مهارت=استادیundefined منطقی=آنچه از روی منطق و عقل باشدundefined فراز=بلند-بالاundefined نشیب=سرازیریundefined آداب=جمعِ ادب-رسم ها-روش های پسندیدهundefined مشقّت=رنج-سختیundefined استعداد=آمادگی-تواناییundefined موثّر=اثرگذارundefined
undefinedکلمات بالا undefined را به همراه معنی آن ها در دفتر خود undefined و در ادامه مطالب درس بنویسید.undefined (در دفتر نوشته شود)
معنای شعر "شوق مهدی(عج)"undefinedحتما به همراهِ خودِ شعر، در دفتر نوشته شود.undefined
بیت اولundefinedگفتم  چرا چهره ی زیبایت ازمن پنهان است؟ گفت: تو خود با اعمالت بین من و خودت فاصله و پرده انداخته ای، وگرنه من صورتم آشکار است.
بیت دومundefinedگفتم امام جان! نشانیِ کوی شما را از چه کسی بگیرم؟ گفت: نشانیِ مرا برای چه میخواهی؟من آدرسی ندارم!
بیت سومundefinedگفتم که انتظار دوری و غمِ شما برای من بهترین شادمانی است. گفت: بله! غمِ دوری و انتظار ما خودش نوعی شادمانی است.
بیت چهارمundefinedگفتم به شوق دیدار شما، از درون دارم میسوزم. گفت: کسی که در راهِ ما می سوزد، نباید ناراحت باشد و آه و ناله کند. بیت پنجمundefinedبه امام گفتم این جان ناقابل مرا قبول کنید! ایشان گفتند: آن را نگهدار!چون برای غمخواریِ ما باید جان و روح داشته باشی!
undefinedتاریخ ادبیات شعر "شوق مهدی(عج)"
در ادامه مطالب دفتر نوشته شود.
undefinedفیض کاشانیundefinedشاعر و دانشمند قرنِ یازدهمundefined️او از شاگردانِ ملاصدرا بود.undefined️آثار:شرحِ صحیفه سجادیه، دیوان اشعار، شوق المهدی
undefinedتاریخ ادبیاتundefinedدر ادامه مطالب دفتر نوشته شود.
فردوسی undefined
undefinedشاعر قرن چهارمundefinedبزرگترین حماسه سرای ایران و جهانundefined️کتاب:شاهنامهundefinedبا شصت هزار undefinedبیتundefined در قالبِ مثنویundefined️آرامگاه: در طوسِ مشهد می باشد.
undefinedتاریخ ادبیات شعر "راهِ نیک بختی"undefinedدر ادامه مطالب دفتر نوشته شود.
ایرج میرزا undefined
undefinedشاعر قرن سیزدهمundefinedنتیجه ی فتحعلی شاه قاجارundefined️شعرهای ایرج میرزا در کنارِ عامیانه و روان بودن، مسایل اجتماعی را به زبانی ساده و با شوخی های نیش دار و طنز بیان می کند.
undefinedundefinedکلماتِ مهم و با ارزش املایی شعر شوق مهدی(درس چهارم) و درس راهِ نیک بختی(درس ششم)undefinedدر ادامه مطالب دفتر نوشته شود.
undefinedحجابundefinedعیانundefinedغمundefinedفغانundefinedتلفّظundefinedمطابقتundefinedتشخیصundefinedحماسیundefinedخاکساریundefinedمحتواundefinedاندرزundefinedلحنundefinedسعادتundefinedسحرخیزundefinedخرسندundefinedزنهارundefinedضررundefinedتامّلundefined
S.r:undefinedتاریخ ادبیات سر فصل سوم (ص 47)undefinedدر ادامه مطالب دفتر نوشته شود.
حافظundefined
undefinedبزرگترین غزل سرای ایران بود و در قرن 8 می زیست.undefinedآرامگاه او در شیراز است.undefined️اثر معروف: دیوان حافظ
کلمات مهم درس ششم و معنی آن هاundefinedundefined
محتوا=حاوی-شاملundefined خاکساری=فروتنی-تواضعundefined خرسند=قانع-خشنودundefined اندر=درundefined زنهار=واژه ای که برای هشدار به کار می رود-بپرهیزundefined
undefinedکلمات بالا undefined را به همراه معنی آن ها در دفتر خود undefined و در ادامه مطالب درس بنویسید.undefined
undefinedundefinedکلماتِ مهم و با ارزش املایی درس هفتمundefinedدر ادامه مطالب دفتر نوشته شود.
undefinedاحوالundefinedبهلولundefinedطلبundefinedبغدادundefinedطعامundefinedعرضundefinedبرخاستundefinedموقعundefinedمستمعانundefinedمعترفundefinedاصلundefinedبغضundefinedحسدundefinedاُسطرلابundefinedتسلّطundefinedفنّاوریundefinedهنجارundefinedداد و ستدundefinedاجتماعundefinedحریمundefinedمعیارundefinedحرمتundefinedحصارundefinedهویّتundefinedروح انگیزundefinedطوفان خیزundefinedمتعالیundefinedغفلتundefinedهیاهوundefinedآغازundefinedغوغاundefinedفضایلundefined
undefinedتاریخ ادبیات درس هفتم (3 مورد)undefinedدر ادامه مطالب دفتر نوشته شود.
محمّد حَبله وردیundefined
undefinedاز نویسندگان بزرگ قرن یازدهمundefinedاثر معروف: جامع التّمثیلundefined️موضوع کتاب: زندگی نامه بهلول
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
اکبری شِلدرهundefined
undefinedاز مولفین کتاب فارسی و استادِ دانشگاه
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
محمّد بن منوّرundefined
undefinedاز نوادگانِ ابو سعید ابوالخیر بوده است.undefinedاثر معروف: اسرار التّوحیدundefined️موضوع کتاب: سخنان و شرح حال پدربزرگش
کلمه های مهم درس هفتم و معنای آن هاundefinedundefined
ارشاد=راهنماییundefined مرشد=هدایت کنندهundefined مستمع=شنوندهundefined دعوی=ادعاundefined معترف=اعتراف کنندهundefined نیّت=قصد-عزمundefined چاپار=پیک-نامه برundefined هنجار=رفتار-قانونundefined معیار=اندازهundefined حریم=قلمرو-محدودهundefined حرمت=احترام-عزّتundefined حصار=دیوارundefined هویّت=نژادundefined جلوه=ظاهرundefined متعالی=برتر-والاundefined غفلت=بی خبری-فراموش کردنundefinedفضایل=جمع فضیلت-خوبی هاundefined جولاهه=بافنده-نساجundefined برخاستن=بلند شدنundefined دولت=نیک بختی-اقبالundefined امیر=حاکم
undefinedکلمات بالا undefined را به همراه معنی آن ها در دفتر خود undefined و در ادامه مطالب درس بنویسید.undefined
کلمه های مهم درس هشتم و معنای آن هاundefinedundefined
دلق=لباس کهنهundefined فرازنده=برپا کنندهundefined جَیب=یقه-گریبانundefined عزّت=سر افرازیundefined ثنا=ستایش-شکرundefined عطا=بخششundefined پندار=گمان-فکرundefined خرف=کم عقلundefined بالین=بالش خوابundefined فلان=واژه ای برای اشاره کردن به فرد نا معلومundefined چاشت=وعده غذایی-صبحانهundefined خس=شخصِ پَستundefined آزادگی=جوانمردیundefined غلاف=پوشش
undefinedکلمات بالا undefined را به همراه معنی آن ها در دفتر خود undefined و در

۱۸:۱۲

درس سیزدهم: ادبیات انقلاب صفحۀ ۹۴معاصر: هم‌دوره، هم عصروحدت:یکپارچگیاستقلال: وابسته نبودنقیام: به پا خاستن، برخاستنتعالیم: آموزش، آموخته‌هاباطن: درون و ذاتپیشوایی: رهبریدوگانگی: تفرقه، جداییانسجام: محکم بودن، هماهنگیمقصود: هدفمنش: اخلاق و رفتاربنیاد: پایه، اساسمعیار: شاخصه، وسیله سنجشبنیان گذار: ایجاد کنندهانقلاب: تغییر، دگرگونیجلوه: ظاهر، شکلجلوه‌ای: شکلیایثار: دیگری را برخود ترجیح دادنولایت: رهبری دینی، سرپرستیحماسه: دلیری، شجاعترشادت: دلیریجلوه‌گر: نمایان، ظاهرفرزانه: دانشمند، خردمندزایا: نتیجه دهنده، بارورنظم: شعرنثر: نوشته عادیشرافت: بزرگواری و نجابتکرامت: بخشندگی و جوانمردیفضیلت: خوبی‌های اخلاقیرادمردی: جوانمردیمحتوا: درون‌مایه، معنیابزار: وسیلهسامان: نظم، ترتیب استواری: پایداریانسجام: پیوستگیآرمان: آرزو باطن:درون هر چیز، حقیقت،اصل سبب: دلیل شیوه: روش طراوت: شادابی عرصه: میدانفروپاشی:در هم ریختن، از بین رفتن بنیاد: اساسبیدادگری:ظلم و ستم تعهد: پیمان بستنرایحه: بوی خوشدیار: سرزمین تکریم: گرامی داشتن تحول: دگرگونی قلمرو: میدان، عرصه، ناحیهمعاصر: همزمان وحدت: یکپارچگی۱- سه ویژگی انقلاب اسلامی را بیان کنید؟ خدامحوری ودین باوری- رهبری بر پایه اصل ولایت فقیه- وحدت ویکپارچگی مردم
۲- مقصود از عبارت انقلاب اسلامی تولدی دیگر چیست؟ پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از بنیادهای فکری، فرهنگی ومعیارهای ارزشی واخلاقی دگرگون شد.
۳- به نظر شما چرا آثار فرهنگی ،آیینۀ احوال وافکار جامعه است؟ زیرا زبان هر دوره‌ای پایۀ باورها ارزش‌های دینی واخلاقی وب ه طورکلی بربنیاد فرهنگ حاکم بر آن زمان سامان می‌یابد.
۴- توجه به آثار ادبی مانند شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و گلستان سعدی چه نتایجی در بردارد؟ چهرۀ انسانهای آن جامعه ورفتار و منش اجتماعی اشخاص را پیش چشم خود دارید. اصولا کلید شناخت هر ملتی، ادبیات آن ملت است.دانش ادبی کنایهکنایه جمله یا عبارتی است که دو معنی دارد؛ معنی نزدیک و معنی دور ، ولی مقصود گوینده معنی دور آن است ؛ مثلاً وقتی شاعر می‌گوید «از گفتۀ او مپیچ سر را » معنی نزدیک آن است که هنگام شنیدن سخن او(پدر) سر خود را نچرخان؛ امّا مقصود شاعر معنی دور آن است؛ یعنی نافرمانی نکن. گفت و گو:سوال ۱: پس از مشورت و گفت وگو با اعضای گروه دربارۀ «پیروزی انقلاب اسلامی ایران» گزارشی کوتاه به کلاس ارائه دهید. به عهده دانش آموز سوال۲: دربارۀ راه‌های تقویت «خودباوری نوجوانان» در زمینه‌های مختلف علمی، اجتماعی و... گفت وگو کنید. تقویت اعتماد به نفس و خودباوری در یک ملت مخصوصاً جوانان باعث شکوفایی علمی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... می‌شود.
فعاليت‌های نوشتاری: صفحۀ ۹۸سوال ۱: در متن درس، از میان گروه کلمات مهم املایی، دو نمونه برای هر یک از انواع ترکیب (اضافی - وصفی) بیابید و بنویسید. ترکیب وصفی:واقعۀ عظیممعیارهای ارزشیبنیان‌گذار فرزانه اولی موصوف دومی صفت ترکیب اضافی:نظام شاهنشاهیولایت فقیهوحدت کلمهانقلاب ادبیات مضاف مضاف الیهسوال ۲: مفرد واژه‌های زیر را بنویسید، سپس آنها را با نشانه‌های جمع فارسی «ان» یا «ها» جمع ببندید. واژه مفرد جمع با ان/ها واژه مفرد جمع با ان/ها عوامل عامل عاملان/عامل‌ها افکار فکر فکرها مفاهیم مفهوم مفهوم‌ها احوال حال حال‌ها آثار اثر اثرها علما عالم عالمان/عالم‌ها
سوال ۳: در هریک از گروه‌های اسمی زیر، وابسته‌ها را مشخص کنید و نوع هر یک را بنویسید. نخستین عامل مهم نخستین، وابسته پیشین/ عامل، هسته/ مهم، وابسته پسینصبح صادقاسم(هسته) صفت بیانی یک اثر ادبی این انقلاب امید بخش همان. ملت غیوروابسته پیشین اسم(هسته) وابسته پسین سوال ۴: از متن درس هفتم، دو کنایه بیابید و مفهوم آن را بنویسید. ۱- «افسوس که جوان نمی‌داند و پیر نمی‌تواند» کنایه از جوان آگاه نیست و پیر توانانی ندارد. ۲- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. کنایه است از هر کاری خواستی در هر وقت شروع کنی ارزشمند است.

۱۸:۱۸

ارسال شده از سروش+:درس یازدهم پایه ی هشتم undefinedundefinedundefined

۱۸:۲۰

جناس درپایین

۱۸:۲۲

ارسال شده از سروش+:نکته ی ادبی خاص پایه های هشتم ونهم
جناس :آوردن دو واژه ی هم آوا وهماهنگ دریک مصراع، بیت وعبارت.به طوری که یا دو واژه واجهای یکسانو برابر دارند ویا این گونه نیست.
انواع جناس : 1-جناس تام 2-جناس ناقص

جناس تام (آن ست که دو واژهدر تعداد واجها یا تعداد حروف، یکسانوبرابر هستندیا به بیان دیگر، دو واژه مانند هم نوشته می شوند اما درمعنا با هم فرق دارند.
نمونه :بهرام که گور می گرفتی همه عمردیدی که چگونه گور بهرام گرفت
گور (در مصراع اول، یعنی گور خر)گور (در مصراع دوم، یعنی مزار وقبر)
نمونه : آن یکی شیرست اندر بادیهآن یکی شیرست اندر بادیهآن یکی شیرست کادم می خوردآن یکی شیرست کادم می خورد

شیر (مصراع اول، حیوان جنگل )بادیه اول ، صحراشیر (مصراع دوم ، مایع نوشیدنی)بادیه دوم ، پیاله و لیوان
نمونه :آتش است این بانگ نای ونیست بادهرکه این آتش ندارد نیست باد
نیست اول ، فعل نیست می باشد.نیست دوم ، نابود
انواع جناس ناقص :1-افزایشی2-اختلافی3-حرکتی
ناقص افزایشی :یکی از کلمه های هم جنس، نسبت بهکلمه ی دیگر، یک حرف بیشتر دارد.نکته : حرف بیشتر ممکنست در آخر باشد یا در وسط کلمه باشد یا در اولکلمه باشد.نمونه :هرکه را زر در ترازوست، زور در بازوست.
زر و زور... جناس ناقص افزایشی
نمونه :دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باشکه بد به خاطر امیدوار ما نرسد
رنج و مرنج.... جناس ناقص افزایشی

2-جناس ناقص اختلافی :دو واژه همجنس، تعداد حروفشان (تعداد واجهایشان ) یکسان استاما در یک واج (حرف ) اختلاف دارند.
نمونه :تا توانی می گریز از یار بدیار بد بدتر بود از مار بد
یار ومار...جناس ناقص اختلافی
نمونه :ای رفته رونق ازگل روی تو باغ رانزهت نبوده بی رخ تو باغ و راغ را
باغ و راغ (در مصراع دوم) جناس ناقص اختلافی

3-جناس ناقص حرکتی :دو واژه همجنس، در یک حرکت با هم اختلاف دارند.
نمونه :شکر کند چرخ فلک از ملک و ملک وملک
کز کرم وبخشش اوروشن وبخشنده شدم
ملک اولی (به فتح میم)ملک دومی (به ضم میم )ملک سومی (به فتح میم )

نمونه :گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دلگل از خارم برآوردی وخار از پا وپااز گل
گل اول، حرف گ ضمه داردگل دوم ، حرف گ کسره دارد.
-----------------------undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedچهرآزاد دبیر ادبیات

۱۸:۲۴

مکه برایمان سوغاتی می آورد . حاج خانم از مکه برایمان سوغاتی می آورد.
نکته 1) :شاخص ها به تنهایی دارای هیچ نقش نحوی ( فاعلی ، مفعولی،مسندی،...) نیستند .نکته2) اگر عناوین و القاب با کسره ی اضافه (نقش نمای اضافه)همراه باشند، شاخص محسوب نمی شوند بلکه هسته ی گروه اسمی اند مثال: پدر مجید آمد . قواعد هم نشینی وابسته های پیشین :1. نزدیک ترین وابسته ی پیشین به هسته در گروه اسمی شاخص است . این وابسته معمولا با اسم های خاص انسان به کار می رود مانند: دکتر زرین کوب2. هم نشینی صفت ترتیبی (ـُ مین) با ممیز کاربرد اندک دارد مانند : دومین تخته قالی به فروش رفت .3. صفت عالی نمی تواند با ممیز هم نشین شود. مثلا نمی توان گفت :بهترین کیلو پرتقال4. اگر صفت تعجبی وابسته ی پیشین باشد،هیچ وابسته ی پیشین دیگری نمی تواند بیاید. مثلا ً نمی توان گفت چه چهار گل زیبایی!5. صفت مبهم با صفت شمارشی و صفت اشاره هم نشین می شود . مثال:هرهشت تخته قالی به فروش رفت .6. صفت مبهم با صفت پرسشی هم نشین نمی شود مثلا ً نمی توان گفت :چند همه کس آمدند7. صفت اشاره دورترین وابسته پیشین به هسته است .مثال: همین هشت قطعه طلا ارزش فراوانی دارد . وابسته های پسین1) «ی » نشانه ی نکره: کتابی خریدم2) نشانه های جمع: دوستان ، کتابها3)صفت شمارشی ترتیبی(همراه با پسوند -م): کتاب چهارم 4)صفت تفضیلی: دوست بهتر 5)مضاف الیه : کتاب درس ، دفتر ریاضی6)صفت بیانی: کتاب سودمند ، دفتر بزرگ صفت بیانی دارای انواعی است که به اختصار به آنها اشاره می کنیم: - بن مضارع + نده : خورنده ، بیننده، .... الف: فاعلی - بن مضارع + « ا » : بینا، شنوا، دانا،.... - بن مضارع +«ان»: خندان، دوان، ....ب: مفعولی بن ماضی+ه : خورده ، شکسته ، ... ج: لیاقت مصدر + ی: خوردنی ، دیدنی ،.... د: نسبی اسم + ی«نسبت»:زمینی، آسمانی، خاکی ، قائم شهری ،بروجردی ،قواعد هم نشینی وابسته های پسین :1. نشانه ی جمع نزدیک ترین وابسته ی پسین به هسته است.مثال :کلاس های پنجم دبستان تعطیل شدند.2. نشانه ی جمع بر یای نکره تقدم دارد.کتاب هایی که تازه چاپ شده اند ...3. وقتی نشانه جمع و یای نکره و صفت بیانی با هم بیایند مضاف الیه نمی تواند بیاید .می گوییم :دانشجویانی کوشا آمدند . اما نمی گوییم : دانشجویانی کوشا دانشگاه تهران آمدند .4. اگر یای نکره و صفت بیانی با هم بیایند ،یای نکره را می توان پیش یا پس از صفت بیانی آورد . مثال : خوابی ترسناک دیدم . یا : خواب ترسناکی دیدم5. یای نکره بعد از صفت شمارشی با ـُ م می آید . مثال:قرن هفتمی که در باره آن سخن می گوییم .6. هم نشینی صفت بیانی و صفت شمارشی با ـ ُ م امروز کم کاربرد است .مثال : در چوبی سوم
زبان فارسی ۳ undefinedundefinedundefinedرا ههای تشخیص هسته گروه اسمی
گروه
واژه ها ي پي در پي را كه در جمله به اتفاق هم يك نقش دستوري ايفا مي كنند ،گروه مي نامند .
يكي از گروه ها گروه اسمي است كه به توضيح آن مي پردازيم .
معرفي گروه اسمي
گروه اسمي يك واحد نحوي است كه در ساخت جمله درجايگاه هاي نهاد،مفعول ،متمم،مسند،مضاف -
اليه،بدل ومنادا قرار مي گيرد وهسته ي آن« اسم» است.گروه اسمي تكرار پذيرترين گروه درجمله است
علت تكرارزياد اين گروه نقش هاي متنوعي است كه در جمله مي پذيرد .
وجود هسته در گروه اسمي اجباري ووجود وابسته ها اختياري است .
ملاك هاي تشخيص اسم
1- واژه هايي كه در نقش هاي نهاد ،مفعول ،متمم،مسند ،مناداومضاف ٌاليه به كار مي روند.
2-اسم ها -غير از اسم خاص- نشانه ي نكره مي پذيرند . مانند: كتابي
3-اسم ها جز- اسم خاص - وابسته هاي پيشين مي پذيرند . مثال :اين كتاب
4-اسم ها غير از- اسم خاص- جمع بسته مي شوند . نظير: كتاب ها
چگونگي تشخيص هسته ي گروه اسمي
هرگاه در يك گروه اسمي بيش از يك اسم وجود داشته باشد،تنها يكي از آنها هسته است وآن اسمي
است كه معمولاًمفهوم اصلي گروه اسمي را تشكيل مي دهد .
براي تشخيص آن با يد به موارد زير توجّه كرد.
1- اگر گروه اسمي جايگاه نهاد را اشغال كند ،فعل جمله از نظر شخص وشمار تنها با اسمي مطابقت
مي كند كه نقش هسته را بر عهده دارد.
مثال:« دبيران مدرسه ي ما فردا در يك جلسه ي عمومي شركت خواهند كرد .»
در اين جمله گروه اسمي "دبيران مدرسه ي ما "نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشكيل شده است كه فعل
جمله تنها با واژه ي "دبيران"مطابقت دارد .
2-ملاك ديگر براي تشخيص هسته ي گروه اسمي اين است كه معمولاًاولين واژه اي كه در گروه اسمي
نقش نماي اضافه مي گيرد

۱۸:۲۶

صفحۀ ۸۹صبح صادق، قدرت کاذب شکسترشته‌های دام اهریمن گسست (حمید سبزواری)
صبح صادق، صبح سحر، صبح زود: هنگامی که روشنی آفتاب در سیاهی شب به خوبی نمایان گردد پگاه دوم، صبح دوم یا صبح صادق‌وار گفته می‌شود.صبح کاذب، صبح نخستین: صبحی است قبل از صبح صادق که چند لحظه ظاهر و سپس ناپدید شود. صبح اول، صبح دروغین یا فجر کاذب نامیده می‌شود.صادق: راستگو، پیدا و آشکارکاذب: دروغگو، دروغیناهریمن: منشأ بدی، شیطانمعنی بیت: صبح طلوع کرد (امام آمد) و شکوه و قدرتِ صبح کاذب (رژیم شاهنشاهی) را در هم شکست و تار و پود دام شیطان (شاه و عاملانش) را نابود کرد.معنی دوم: صبح راستین و حقیقی، پردۀ دروغین شب را کنار زد و تار و پود دام شیطان را در هم شکست.معنی سوم: انقلاب اسلامی، قدرت ستمگر ودروغین را در هم شکست و چهرۀ شیطانی آن را از میان برداشت.
درس دوازدهم: شیرحق صفحۀ ۹۰اخلاص: عقیده پاک داشتن، پاکی نیّتمنّزه: پاک و بی عیبدَغَل: فریب کاری، نادرستغزا: جنگشتافت: تند رفتنخَدو: آب دهاننبیّ: پیامبرافکند: انداختکاهلی: سُستی، تنبلیزین: از اینعمل: کارعفو: بخششبی‌محل: نامناسب، نابجاتیغ تیز: شمشیر تیزافراشتی: بلند کردیپی: پشت، دنبالفعل: کارگوا: گواه، دلیل، شاهدهوا: هوس، میل نفسآز: طمعنهان: پنهانسزا: شایستهشهوت: میل و خواهش نفس(اماره: بد، شیطانی)از علی آموز اخلاص عمل/ شیر حق را دان منزّه از دغل : اخلاص و درستی عمل را از حضرت علی (ع) بیاموز، حضرت علی (ع)، شیر خدا را  از ناراستی،  پاک بدان.
در غزا بر پهلوانی دست یافت/زود شمشیری برآورد و شتافت: در جنگ بر پهلوانی تسلط یافت و غالب شد. فوری شمشیر را بیرون آورد و برای کشتنش شتافت.
او خدو انداخت بر روی علی/افتخار هر نبی و هر ولی : آن پهلوان بر صورت آن حضرت، آب دهان انداخت.  شخصیّتی که مایۀ افتخار پیامبران و اولیاست.
در زمان انداخت شمشیر آن علی/ کرد او اندر غزایش کاهلی: آن حضرت فوری شمشیر را بر زمین انداخت و در جنگ با آن پهلوان سستی کرد. (به جنگ ادامه نداد.)
گشت حیران آن مبارز ، زین عمل/ وز نمودن عفو و رحم بی‌محل:آن پهلوان از این عمل و از بخشش و رحم نابه‌هنگام و غیر منتظره حضرت علی(ع) متعجّب شد. 
گفت: بر من تیغ تیز افراشتی/ از چه افکندی، مرا بگذاشتی؟: آن مبارز گفت: تو بر من شمشیر تیز کشیدی، پس چرا  شمشیر بر زمین انداختی و مرا رها کردی؟
گفت: من تیغ از پی حق می‌زنم/ بنده حقّم نه مأمور تنم: گفت: من برای رضای خدا شمشیر می‌زنم (می‌جنگم) من بندۀ خدا هستم و مأمور جسمم نیستم. (برای هوای خودم شمشیر نمی‌زنم.)
شیر حقّم، نیستم شیر هوا/ فعل من بر دین من باشد گوا: من شیر خدا هستم و شیر هوا و هوس نیستم. رفتار و عملم بر دین و ایمانم گواهی می‌دهد.
باد خشم و باد شهوت، باد آز/ برد او را که نبود نماز: خشم و شهوت و طمع مثل باد آن کسی را با خود می‌برد که اهل نماز نباشد.
چون درآمد در میان، غیر خدا/ تیغ را دیدم نهان کردن سزا: وقتی که در جنگ با تو عمل غیر الهی و غرض نفسانی پیش آمد، نهان کردن و رها کردن شمشیر را شایسته دیدم.دانش زبانیصفت پرسشی–صفت تعجّبیصفت پرسشی: اگر کلمه‌های پرسشی مانند، کدام، چند، چه، قبل از اسم بیایند، صفت پرسشی هستند، اسم بعدی هسته است. پس صفت پرسشی همراه با هسته یک گروه اسمی می‌سازد.در مثال‌های زیر واژۀ اوّل صفت پرسشی و واژۀ دوم«هسته»است:شما کدام ورزش را دوست دارید؟امسال چند کتاب خوانده‌اید؟چه شعری را دوست دارید؟صفت تعجّبی: دو کلمۀ چه و عجب اگر قبل از اسم بیایند، صفت تعجبّی هستند، اسم بعدی هسته است. پس صفت تعجّبی همراه با هسته یک گروه اسمی می‌سازد. در مثال‌های زیر واژۀ اوّل صفت تعجّبی و واژۀ دوم «هسته» است:چه گل‌هایی روییده‌ا‌ند!عجب سخنی گفتی!توضیح:«چه»اگر معنی پرسشی داشته باشد، صفت پرسشی و اگر معنی تعجّبی داشته باشد صفت تعجّبی است.صفت‌های پرسشی و تعجّبی هر دو از وابسته‌های پیشین هستند؛ یعنی قبل از هسته آورده می‌شوند.فعالیت‌های نوشتاری، صفحۀ ۹۲جواب۱: اخلاص: مخلص، خلوص، خالصحق: حقیقی، محق، حقوق، تحقق، تحقیقاتمأمور: امور، امر، مأموریت، مأمورینج۳: شیرحضرت علی(ع) در شجاعت مانند شیر بود.حضرت علی(ع) طرف اول یا مشبه/ شیر، طرف دوم یا مشبه‌به/ شجاعت، طرف سوم یا وجه شبه/ مانند، طرف چهارم، یا ادات تشبیه. (به جای طرف، می‌توان رکن اول، دوم... گفت)ج ۳: چه - گل - معطّری!عجب - روز - سردی!گروه اسمی:گروه:واژه‌های پی‌درپی را که در جمله به اتفاق هم یک نقش دستوری ایفا می‌کنند، گروه می‌نامند. یکی از گروه‌ها، گروه اسمی است که به توضیح آن می‌پردازیم. معرفی گروه اسمی:گروه اسمی یک واحد دستوری است که در ساخت جمله درجایگاه‌های نهاد، مفعول، متمم، مسند،مضاف الیه، بدل و منادا قرار

۱۸:۲۸

می‌گیرد و هستۀ آن«اسم» است. گروه اسمی تکرار پذیرترین گروه درجمله است.علت تکرار زیاد این گروه نقش‌های متنوعی است که در جمله می‌پذیرد. وجود هسته در گروه اسمی اجباری و وجود وابسته‌ها اختیاری است. ملاک‌های تشخیص اسم:۱- واژه‌هایی که در نقش‌های نهاد، مفعول، متمم، مسند، منادا و مضاف ٌالیه به کار می‌روند. ۲- اسم‌ها -غیر از اسم خاص- نشانۀ نکره می‌پذیرند. مانند: کتابی ۳- اسم‌ها جز- اسم خاص - وابسته‌های پیشین می‌پذیرند. مثال: این کتاب۴- اسم‌ها غیر از- اسم خاص- جمع بسته می‌شوند. نظیر: کتاب‌ها چگونگی تشخیص هستۀ گروه اسمی:هرگاه در یک گروه اسمی بیش از یک اسم وجود داشته باشد، تنها یکی از آنها هسته است و آن اسمی است که معمولاً مفهوم اصلی گروه اسمی را تشکیل می‌دهد.برای تشخیص آن با ید به موارد زیر توجّه کرد.
۱- اگر گروه اسمی در جایگاه نهاد باشد، فعل جمله از نظر شخص و شمار تنها با اسمی مطابقت می‌کند که نقش هسته را بر عهده دارد.م
مثال: «دبیران مدرسۀ ما فردا در یک جلسۀ عمومی شرکت خواهند کرد.»در این جمله گروه اسمی "دبیران مدرسۀ ما "نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشکیل شده‌است که فعل جمله تنها با واژۀ "دبیران" مطابقت دارد. ۲- ملاک دیگر برای تشخیص هستۀ گروه اسمی این است که معمولاً اولین واژه‌ای که در گروه اسمی نقش نمای اضافه می‌گیرد ، هسته است.مثال: "آن دو درختِ تنومند همسایه"۳- اگردر گروه اسمی هیچکدام از واژه‌ها نقش‌نمای اضافه ندارند، هسته آخرین واژه است. مثال :این چند دانش‌آموزهسته(دانش‌آموز) که اگر آن را گسترش دهیم، دانش‌آموز اولین واژه‌ای است که نقش‌نمای اضافه می‌گیرد. "این چند دانش‌آموزِ زرنگ"ج۴: وابستۀ پیشین تعجبی: چه/عجب/چههسته اسم: انشا/ لباس/ پرسشوابسته پسین: زیبایی/گران قیمتی/ دقیقیبرخی از واژه‌ها در زبان فارسی، به دو شکل نوشته و خوانده می‌شود؛ بی‌آنکه در معنای آنها تغییری ایجاد شود. در هنگام نوشتن این کلمات لازم است به تلفّظ واژه و املای درست آن دقّت و توجّه کافی داشت؛ مانند: "هوشیار، هشیار".
حکایت ان‌ءشاالله صفحۀ ۹۳دِرَم: واحد پولدرعقیدتش: در عقیده اش، در ایمانش        خَزفروشان: بازار پوستین فروشاناِن شأءالله: اگر خدا بخواهد     حاجت: نیازطرّاری: دزدی، جیب بریحیلت: فریب و نیرنگخِلل: آسیب، تباهی، نقص و ضعفواقف: آگاهخجل‌وار: خجالت زدهبه اتفاق: اتفاقاًزر: طلاموضع: جایگاه، موقع، مکاننقل کرده‌اند که، یک مرد که از نظر اعتقادی ضعیف بود از مسیری می‌گذشت و چند درهمی در جیب داشت.یک نفر به او گفت: به کجا می‌روی؟ گفت: به بازار خز فروشان می‌روم تا خز(پوستین، یا لباس ابریشمی) بخرمگفت: بگو ان شاءالله! (اگر خدا بخواهد)گفت: به ان شاءالله گفتن نیازی نیست. زیرا که زر(پول) در جیب و لباس در بازار است.در طول راه دزدی با او برخورد کرد و آن با نیرنگ از او دزدید. وقتی آن مرد فهمید که پولش را برده‌اند، شرمسار برگشت و از قضا دوباره آن مرد به او برخورد و گفت: هان! لباس خریدی؟ گفت: پول را بردند ان شاءالله. گفت: اشتباه کردی؛ ان شاءالله در آن جا باید می‌گفتی تا مفید باشد.رَوح‌الارواح از سمعانی
درس سیزدهم: ادبیات انقلاب صفحۀ ۹۴معاصر: هم‌دوره، هم عصروحدت:یکپارچگیاستقلال: وابسته نبودنقیام: به پا خاستن، برخاستنتعالیم: آموزش، آموخته‌هاباطن: درون و ذاتپیشوایی: رهبریدوگانگی: تفرقه، جداییانسجام: محکم بودن، هماهنگیمقصود: هدفمنش: اخلاق و رفتاربنیاد: پایه، اساسمعیار: شاخصه، وسیله سنجشبنیان گذار: ایجاد کنندهانقلاب: تغییر، دگرگونیجلوه: ظاهر، شکلجلوه‌ای: شکلیایثار: دیگری را برخود ترجیح دادنولایت: رهبری دینی، سرپرستیحماسه: دلیری، شجاعترشادت: دلیریجلوه‌گر: نمایان، ظاهرفرزانه: دانشمند، خردمندزایا: نتیجه دهنده، بارورنظم: شعرنثر: نوشته عادیشرافت: بزرگواری و نجابتکرامت: بخشندگی و جوانمردیفضیلت: خوبی‌های اخلاقیرادمردی: جوانمردیمحتوا: درون‌مایه، معنیابزار: وسیلهسامان: نظم، ترتیب استواری: پایداریانسجام: پیوستگیآرمان: آرزو باطن:درون هر چیز، حقیقت،اصل سبب: دلیل شیوه: روش طراوت: شادابی عرصه: میدانفروپاشی:در هم ریختن، از بین رفتن بنیاد: اساسبیدادگری:ظلم و ستم تعهد: پیمان بستنرایحه: بوی خوشدیار: سرزمین تکریم: گرامی داشتن تحول: دگرگونی قلمرو: میدان، عرصه، ناحیهمعاصر: همزمان وحدت: یکپارچگی۱- سه ویژگی انقلاب اسلامی را بیان کنید؟ خدامحوری ودین باوری- رهبری بر پایه اصل ولایت فقیه- وحدت ویکپارچگی مردم
۲- مقصود از عبارت انقلاب اسلامی تولدی دیگر چیست؟ پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از بنیادهای فکری، فرهنگی ومعیارهای ارزشی واخلاقی دگرگون شد.
۳- به نظر شما چرا آثار فرهنگی ،آیینۀ احوال وافکار جامعه است؟ زیرا زبان هر دوره‌ای پایۀ باورها ارزش‌های دینی واخلاقی وب ه طورکلی بربنیاد فرهنگ حاکم بر آن زمان سا

۱۸:۳۱

مان می‌یابد.
۴- توجه به آثار ادبی مانند شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و گلستان سعدی چه نتایجی در بردارد؟ چهرۀ انسانهای آن جامعه ورفتار و منش اجتماعی اشخاص را پیش چشم خود دارید. اصولا کلید شناخت هر ملتی، ادبیات آن ملت است.دانش ادبی کنایهکنایه جمله یا عبارتی است که دو معنی دارد؛ معنی نزدیک و معنی دور ، ولی مقصود گوینده معنی دور آن است ؛ مثلاً وقتی شاعر می‌گوید «از گفتۀ او مپیچ سر را » معنی نزدیک آن است که هنگام شنیدن سخن او(پدر) سر خود را نچرخان؛ امّا مقصود شاعر معنی دور آن است؛ یعنی نافرمانی نکن. گفت و گو:سوال ۱: پس از مشورت و گفت وگو با اعضای گروه دربارۀ «پیروزی انقلاب اسلامی ایران» گزارشی کوتاه به کلاس ارائه دهید. به عهده دانش آموز سوال۲: دربارۀ راه‌های تقویت «خودباوری نوجوانان» در زمینه‌های مختلف علمی، اجتماعی و... گفت وگو کنید. تقویت اعتماد به نفس و خودباوری در یک ملت مخصوصاً جوانان باعث شکوفایی علمی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... می‌شود.
فعاليت‌های نوشتاری: صفحۀ ۹۸سوال ۱: در متن درس، از میان گروه کلمات مهم املایی، دو نمونه برای هر یک از انواع ترکیب (اضافی - وصفی) بیابید و بنویسید. ترکیب وصفی:واقعۀ عظیممعیارهای ارزشیبنیان‌گذار فرزانه اولی موصوف دومی صفت ترکیب اضافی:نظام شاهنشاهیولایت فقیهوحدت کلمهانقلاب ادبیات مضاف مضاف الیهسوال ۲: مفرد واژه‌های زیر را بنویسید، سپس آنها را با نشانه‌های جمع فارسی «ان» یا «ها» جمع ببندید. واژه مفرد جمع با ان/ها واژه مفرد جمع با ان/ها عوامل عامل عاملان/عامل‌ها افکار فکر فکرها مفاهیم مفهوم مفهوم‌ها احوال حال حال‌ها آثار اثر اثرها علما عالم عالمان/عالم‌ها
سوال ۳: در هریک از گروه‌های اسمی زیر، وابسته‌ها را مشخص کنید و نوع هر یک را بنویسید. نخستین عامل مهم نخستین، وابسته پیشین/ عامل، هسته/ مهم، وابسته پسینصبح صادقاسم(هسته) صفت بیانی یک اثر ادبی این انقلاب امید بخش همان. ملت غیوروابسته پیشین اسم(هسته) وابسته پسین سوال ۴: از متن درس هفتم، دو کنایه بیابید و مفهوم آن را بنویسید. ۱- «افسوس که جوان نمی‌داند و پیر نمی‌تواند» کنایه از جوان آگاه نیست و پیر توانانی ندارد. ۲- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. کنایه است از هر کاری خواستی در هر وقت شروع کنی ارزشمند است.
شعر یاد حسین – صفحۀ ۹۹دراین درس به حماسۀ بزرگ عاشورا، امام حسین(ع) و یاران جان بر کف ایشان رو به رو هستیم حال و هوای این قصیده ۳۱۴ بیتی تنها بخش کوتاهی از آن در کتاب فارسی آمده است، جان مخاطب را از عظمت هولناکی این واقعۀ تاریخی، متأثر می‌کند و حسرت و اندوه و افسوس را در خوانش او به جا می‌گذارد. از کاربردهای قصیده می‌توان به بیان ستایش، نکوهش، وصف و... اشاره کرد و »فدایی« از این قالب برای بیان تأثرات جمعی جامعه به خوبی بهره برده است. "ردیف" در شعر فارسی سودمندیها و گرفتاریهایی برای شاعر دارد؛ در این قصیده، فدایی، آن چنان بهره‌ای از ردیف قصیده‌هاش برده است که گویی (تشنگی) تنها عنصر چیره بر عالم و آدم است. از ویژگیهای ادبی این شعر می‌توان به استعاره و مجاز (دود دل)، مجاز و کنایه (تف دل، دلسوخته)، تشبیه (بحر بال)، تضاد (بزرگ و کوچک) و... اشاره کرد.تف: گرما و حرارتکام: دهانیک سر: سراسر، بطور کلیدود دل، آه و سوز و آتش دلخامه: قلمرقم کرد: نوشتخسرو: شاه، بزرگ و سرورغرقه: درآب فرو رفته، غرق شدهدیده: چشمبحر: دریابر: بیابان، صحرافتد: افتدعطشان: تشنهاکبر و اصغر: بزرگ و کوچکشط: رود بزرگکوثر: چشمه در بهشتکِلک: قلممحشر: صحرای قیامتمکرّر: پی درپی، تکراراً۱- شد چنان از تَف دل کام سخنور تشنهکه ردیف سخنش آمده یک سر تشنهاز شدت گرمای دل چنان دهان شاعر تشنه گشت که تمام ردیف شعرش کلمۀ تشنه شد.۳- خشک گردید هم از دود دل و دیده، دوات خامه با سوز، رقم کرد به دفتر تشنهاز شدّت غم دل و اندوه فراوان، دوات خشک شد، قلم به جای جوهر با اشک و آه خود، تشنگی را بر دفتر نوشت.۳- آه و افسوس از آن روز که در دشت بلابود آن خسرو بی لشکر و یاور تشنهافسوس از آن روز که در کربلا، آن پادشاه (امام حسین‌ع) بدون لشکر و بدون یار و یاور تشنه بود.۴- با لب خشک و دل سوخته و دیدۀ ترغرقۀ بحر بلا بود در آن بر تشنهلب، دل، دیده: آرایۀ مراعات نظیربحر و بر: آرایۀ پتضادبا لبانی خشک و دلی سوخته و چشمانی اشکبار در آن بیابان در حالی که دچار مصیبت‌های زیادی شده بود لب تشنه بود.۵- همچو ماهی که فتد زآب برون، آل نبیمی‌تپیدی دلشان، سوخته در بر تشنه
آرایۀ تشبیه: رکن اوّل (مشبّه) = آل نبی. رکن دوم (مشبّه به)= ماهی رکن سوم (وجه شبه)= از شدّت تشنگی بالا و پایین پریدنرکن چهارم (ادات تشبیه) = همچومانند ماهی که از آب بیرون می‌افتد اهل بیت پیامبر دلشان از شدت تشنگی در سینه می‌سوخت و می‌تپید.۶- آل احمد همه عطشان ز بزرگ وکوچکنسل

۱۸:۳۱

حیدر همه از اکبر و اصغر تشنهآرایۀ تضاد: (بزرگ و کوچک)، (اکبر و اصغر)خاندان پیامبر(ص) و فرزندان حضرت علی(ع) از بزرگ تا کوچک همگی تشنه‌لب بودند.۷- تشنه‌لب کشته شود درلب شط از چه گناهآن که سیراب کند در لب کوثر تشنه؟آن کسی که در بهشت همۀ تشنگان را سیراب می‌کند به کدامین گناه باید در کنار آب فرات در حالی که تشنه است، کشته شود؟۸- بُرد عباس جوان، ره چو سوی آب فراتماند بر یاد حسین (ع) تا صف محشر تشنهوقتی که عباس جوان به آب فرات رسید به یاد تشنگی امام حسین (ع)تا قیامت تشنه ماند.۹- گشت ازکِلکِ فدایی چو دلش دود بلندبر ورق کرد رقم بس که مکرر تشنهاز قلم فدایی مانند دلش آه بلند شد که پی در پی بر روی کاغذ کلمه تشنه را نوشت.کاش می‌گشت «فدایی» به فدایش آن روزتا نگشتی به صف پر تف محشر تشنهمعنی بیت: ای کاش شاعر(فدایی مازندرانی) در روز عاشورا فدای حسین می‌شد تا در صف سوزان صحرای قیامت تشنه نمی‌ماند.قالب شعر(قصیده)است(فدایی مازندرانی)درس ۱۴ صفحۀ ۱۰۰۱. در متن درس به نام کدام حماسه سازان واقعۀ کربلا اشاره شده است؟امام حسین (ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت علی اکبر(ع) و علی اصغر (ع)۲- چرا حضرت عباس(ع) یکی از اسوه‌های جوانمردی در واقعۀ کربلا شمرده می‌شوند؟ چون ایشان با آنکه جوان بودند در برابر دشمن ایستادند و در این راه شهید شوند.
۳. به نظر شما چگونه می‌توان یاد شهدای واقعۀ کربلا را زنده نگه داشت؟با زنده نگه داشتن نام آنها و ادامه راهی که آنها برای آن شهید شدند‌.
ردیفردیف یک یا چند کلمه است که در آخر مصراعها بعد از قافیه عیناً تکرار می‌شود؛ مانند دو کلمۀ «شد نیامدی» در بیت زیر:چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدیچه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نیامدیفعالیت‌های نوشتاری صفحۀ ۱۰۱ج ۱. بر#بحر / تر #خشک/ بزرگ # کوچک تشنه # سیرابج۲. با لب خشک / دل سوخته/ دیده ترلب، دل، دیده -> هستهخشک، سوخته، تر -> وابستۀ پسین صفت بیانیج۳. بر، بحر -> جناس افزایشیج۴. آن خسرو بی‌لشکر، آن روز، آن برآن -> صفت اشارۀ پیشینخسرو، روز، بر -> هستهبی‌لشکر -> وابستۀ پسین، صفت بیانی
روان خوانی صفحۀ ۱۰۲معنی واژه‌های شوق آموختنسرفراز: سربلند مخوف: ترسناک، وحشتناک بعث: در لغت به معنای «رستاخیز» و «برانگیختن» و از نظر سیاسی، عنوان نهضت فكری و حزب سیاسی، با شعار «وحدت اعراب، آزادی از سلطۀ خارجی، سوسیالیسم» است.اِعْمال: اجرا، برگزار کردن.غالب: اکثر، بیشترمصمّم: با ارادهمضیقه: تنگنا، محدودیتگل از گلش شکفت: کنایه از(شادمان شدن، خوشحالی فراوان).فی‌المجلس: همان‌جا، فوراً، بی‌فاصله، بی‌تأمّلفضیلت: برتریاصلاح: نیکو ساختن، بهبود دادنبالاخره: در نهایت، سرانجامتبعید: دور کردن، راندنمسلّط: غالب: چیره، پیروزحکایت زمستان از سعید عاکف١. دو متن روان‌خوانی «آقا مهدی» و «شوق آموختن» را از نظر محتوا و پیام، با هم مقایسه کنید.
٢. چه عواملی می تواند شوق آموختن را در نوجوانان ایرانی، تقویت کند؟
بین اُنس با كتاب و عادت به مطالعه در میزان علاقه‌مندی دانش‌آموزان به مطالعه رابطه تنگاتنگی وجود دارد.داشتن خانوادۀ با سواد و اهل مطالعه در بین فرزندان آنها انگیزه ایجاد می‌كند و موجب پرورش حس كنجكاوی آنها می‌گردد.بین نقش مدارس و رسانه‌های خبری در میزان علاقه‌مندی دانش‌آموزان به مطالعه رابطه وجود دارد.بین میزان مطالعه و كتابخانه‌های مدارس و قیمت كتابها رابطه نزدیكی وجود دارد.

۱۸:۳۱

#فارسی_هشتم undefinedundefinedundefinedundefined#درس_شانزدهم#پرنده_آزادی
محمد در آغوش پدرشچونان پرنده­ای بیمناکآشیان دارد                                   از بیم دوزخ آسمان.                             
ــ آه پدر، پنهانم کن؛ پنهان    بال های من در برابر این ]طوفان[           ناتوان است، ناتوان                در برابر این تیرگی                و آن­ها که در بالا در پروازند.        
محمد فرشته­ ی بی ­پناهی استنزدیک به تفنگ صیادی سنگ­دل        او در سایه ­ی خود تنهاست               چهره ­اش روشن است چونان خورشید قلبش سرخ و روشن است چنان سیبصیادش می­تواند به شکارش دیگرگون بیندیشد
با خود بگوید:«اکنون او را رها می­کنمتا آن گاه که بتواند فلسطینش رابی ­غلط تلفظ کند .....                         و فردا چون سرکشی کند                   شکارش میکنم ....»
«محمد الدوره» :خونی است که از بعثت پیامبران             جوشیده استپس ای محمد صعود کن                 صعود کن تا سدرة المنتهی              
 undefinedمعنی عبارات :
محمد در بغل پدرش مثل پرنده ای ترسناک لانه دارد
_آه ای پدر ، مرا بپوشان بپوشان بال های من در برابر این طوفان بسیار علیل است ، علیل در مقابل این تاریکی  و آنهایی که
پرواز می کنند آن بالا.
محمد سفیر ی است که دوستی ندارد نزدیک به اسلحه ی شکارچی است که رحم نمی کند او در سایه ی خود. تنهاست صورتش روشن است ، مثل روشنی خورشید قبلش هم قرمز و روشن است ، مثل سیب شکارچی می تواند صید کردن نوع دیگری بنگرد.
با خودش می گوید:((حال او را ول کنم ، تا وقتی که توانایی تلفظّ فلسطین را بدون غلط تلفظّ کند و فردا نا فرمانی کند ، صیدش می کنم))
محمد خونی است که از رسالت فرستاده ی خدا جوشیده است پس ای محمد بالا بیا تا بالا بیایی به آخرین درجه

#کودکان_سنگ
undefinedمعنی :جهان را خوب بنگر با اینکه در دست هایش به غیر از سنگ هیچ چیز دیگری نبود مثل آتش ها درخشید و مثل مژدگانی از راه رسید و استقامت کردند و فریاد زدند و شهید شدند.
آه ای اصحاب مکر و پاک کننده گان هر قدم که زمان بایستد به زودی بچه های سنگ بایر تان می کنند ای دانش آموزان آواز و صدا و ندا به ما یاد بدهید که چگونه سنگ در دست های کودکان را شجاعت می کنید؟
ای فرزندان آواز و صدا و ندا با تمام قدرتتان محبوب شوید و در راه تان محکم بمانید و در بیشتر نبرد ها جلو بروید ای دوست های کوچک ما برای جدا کردن زیتون ها آماده باشید وقتی که درختان زیتون بار ده می شوند ملتی به دنیا می آید و کره ای دیگر آشکار می شود

undefinedخود ارزیابی :
1- در بند اوّل هر دو شعر تشبیه ها را بیابید .
بند اوّل شعر پرنده ی آزادی = تشبیه محمّد به پرنده ای بیمناک
بند اوّل شعر کودکان سنگ = تشبیه کودکان فلسطینی به مشعل – تشبیه کودکان فلسطینی به مژده و بشارت

2- منظور شاعر از کودکان سنگ چیست ؟
کودکانی که در فلسطین برای دفاع از خود و کشور خود سلاحی به جز سنگ ندارند و با پرتاب سنگ از خود دفاع می کنند

3- نوجوانان فلسطینی برای آزادی سرزمین خود چه کار هایی می کنند ؟
آن ها راه گذشتگان خود را دنبال می کنند وایمان و اعتقاد خود را تقویت کرده و در کنار و دوشادوش بزرگتر ها ی خود با اشغالگران مبارزه می کنند و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمی کند.

undefinedفعالیت های نوشتاری :
1-پیشوند «ب» را به ابتدای فعل های زیر بیفزایید و شکل تغییر یافتۀ آنها را بنویسید.
آمد:  بیامدافروخته است:  بیفروخته استافکنده بودند: بیفکنده بودند

 2-در هر یک از جمله های زیر، گرو ه های اسمی را بیابید و هسته، وابسته ها و نوع هر یک را مشخص کنید.
هر سخن ارزشمند را پاس بدار. سخن :هسته ارزشمند: وابسته پسین ؛صفت بیانیهر : صفت مبهم
هر روز، یک شعر زیبا بخوان. شعر : هسته زیبا : وابسته پسین ،صفت بیانییک : وابسته پیشین، صفت شمارشی
دانش آموزان، چند درخت کاشتند. درخت : هسته  چند : وابسته پیشین ، صفت مبهم

۷:۱۹

درس سیزدهم: ادبیات انقلاب صفحۀ ۹۴معاصر: هم‌دوره، هم عصروحدت:یکپارچگیاستقلال: وابسته نبودنقیام: به پا خاستن، برخاستنتعالیم: آموزش، آموخته‌هاباطن: درون و ذاتپیشوایی: رهبریدوگانگی: تفرقه، جداییانسجام: محکم بودن، هماهنگیمقصود: هدفمنش: اخلاق و رفتاربنیاد: پایه، اساسمعیار: شاخصه، وسیله سنجشبنیان گذار: ایجاد کنندهانقلاب: تغییر، دگرگونیجلوه: ظاهر، شکلجلوه‌ای: شکلیایثار: دیگری را برخود ترجیح دادنولایت: رهبری دینی، سرپرستیحماسه: دلیری، شجاعترشادت: دلیریجلوه‌گر: نمایان، ظاهرفرزانه: دانشمند، خردمندزایا: نتیجه دهنده، بارورنظم: شعرنثر: نوشته عادیشرافت: بزرگواری و نجابتکرامت: بخشندگی و جوانمردیفضیلت: خوبی‌های اخلاقیرادمردی: جوانمردیمحتوا: درون‌مایه، معنیابزار: وسیلهسامان: نظم، ترتیب استواری: پایداریانسجام: پیوستگیآرمان: آرزو باطن:درون هر چیز، حقیقت،اصل سبب: دلیل شیوه: روش طراوت: شادابی عرصه: میدانفروپاشی:در هم ریختن، از بین رفتن بنیاد: اساسبیدادگری:ظلم و ستم تعهد: پیمان بستنرایحه: بوی خوشدیار: سرزمین تکریم: گرامی داشتن تحول: دگرگونی قلمرو: میدان، عرصه، ناحیهمعاصر: همزمان وحدت: یکپارچگی۱- سه ویژگی انقلاب اسلامی را بیان کنید؟ خدامحوری ودین باوری- رهبری بر پایه اصل ولایت فقیه- وحدت ویکپارچگی مردم
۲- مقصود از عبارت انقلاب اسلامی تولدی دیگر چیست؟ پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از بنیادهای فکری، فرهنگی ومعیارهای ارزشی واخلاقی دگرگون شد.
۳- به نظر شما چرا آثار فرهنگی ،آیینۀ احوال وافکار جامعه است؟ زیرا زبان هر دوره‌ای پایۀ باورها ارزش‌های دینی واخلاقی وب ه طورکلی بربنیاد فرهنگ حاکم بر آن زمان سامان می‌یابد.
۴- توجه به آثار ادبی مانند شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و گلستان سعدی چه نتایجی در بردارد؟ چهرۀ انسانهای آن جامعه ورفتار و منش اجتماعی اشخاص را پیش چشم خود دارید. اصولا کلید شناخت هر ملتی، ادبیات آن ملت است.دانش ادبی کنایهکنایه جمله یا عبارتی است که دو معنی دارد؛ معنی نزدیک و معنی دور ، ولی مقصود گوینده معنی دور آن است ؛ مثلاً وقتی شاعر می‌گوید «از گفتۀ او مپیچ سر را » معنی نزدیک آن است که هنگام شنیدن سخن او(پدر) سر خود را نچرخان؛ امّا مقصود شاعر معنی دور آن است؛ یعنی نافرمانی نکن. گفت و گو:سوال ۱: پس از مشورت و گفت وگو با اعضای گروه دربارۀ «پیروزی انقلاب اسلامی ایران» گزارشی کوتاه به کلاس ارائه دهید. به عهده دانش آموز سوال۲: دربارۀ راه‌های تقویت «خودباوری نوجوانان» در زمینه‌های مختلف علمی، اجتماعی و... گفت وگو کنید. تقویت اعتماد به نفس و خودباوری در یک ملت مخصوصاً جوانان باعث شکوفایی علمی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... می‌شود.
فعاليت‌های نوشتاری: صفحۀ ۹۸سوال ۱: در متن درس، از میان گروه کلمات مهم املایی، دو نمونه برای هر یک از انواع ترکیب (اضافی - وصفی) بیابید و بنویسید. ترکیب وصفی:واقعۀ عظیممعیارهای ارزشیبنیان‌گذار فرزانه اولی موصوف دومی صفت ترکیب اضافی:نظام شاهنشاهیولایت فقیهوحدت کلمهانقلاب ادبیات مضاف مضاف الیهسوال ۲: مفرد واژه‌های زیر را بنویسید، سپس آنها را با نشانه‌های جمع فارسی «ان» یا «ها» جمع ببندید. واژه مفرد جمع با ان/ها واژه مفرد جمع با ان/ها عوامل عامل عاملان/عامل‌ها افکار فکر فکرها مفاهیم مفهوم مفهوم‌ها احوال حال حال‌ها آثار اثر اثرها علما عالم عالمان/عالم‌ها
سوال ۳: در هریک از گروه‌های اسمی زیر، وابسته‌ها را مشخص کنید و نوع هر یک را بنویسید. نخستین عامل مهم نخستین، وابسته پیشین/ عامل، هسته/ مهم، وابسته پسینصبح صادقاسم(هسته) صفت بیانی یک اثر ادبی این انقلاب امید بخش همان. ملت غیوروابسته پیشین اسم(هسته) وابسته پسین سوال ۴: از متن درس هفتم، دو کنایه بیابید و مفهوم آن را بنویسید. ۱- «افسوس که جوان نمی‌داند و پیر نمی‌تواند» کنایه از جوان آگاه نیست و پیر توانانی ندارد. ۲- ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است. کنایه است از هر کاری خواستی در هر وقت شروع کنی ارزشمند است.

۱۵:۵۷

undefinedچهار اصطلاح غلط و نیاز به اصلاح
۱- خدا بد نده:این کلام اهانت به پروردگار است. زیرا خدای تعالی در قرآن فرموده:«هیچ خوبی به شما نمیرسد مگر از ناحیه خدا و هیچ بدی به شما نمیرسد مگر از ناحیه خود شما(که بخاطر اعمال خودتان است)»
۲- عیسی به دین خود، موسی به دین خود: این جمله معنای صحیحی ندارد. زیرا بین پیامبران خدا، کوچکترین اختلافی نبوده و همه آنها مردم را به توحید و یکتاپرستی دعوت میکردند و عقیدۂ یکسانی داشتند.
۳- ولش کردی به اَمان خدا: این حرف کفر آمیز است. زیرا اگر کسی مال یا فرزند خود را به امان خدا بسپارد که غمی نیست. بهتر است بجای این کلام گفته شود: "ولش کردی به حال خودش"پس بدبخت شد رفت.
۴- انسان جایز الخطاست: این حرف نیز غلط است، زیرا انسان برای خطا کردن جایز نیست. بهتر است بگوییم انسان "ممکن الخطا" ست. یعنی ممکن است خطا کند و بهترین خطا کنندگان، توبه کنندگان هستند.

۱۹:۰۵

[۴/۱۰،‏ ۱۳:۰۰] Ala: #فارسی_هشتم undefinedundefinedundefinedundefined#درس_هفدهم #راه_خوشبختی 

undefinedلغات:
جزر ومدّ :پایین رفتن وبالا آمدن آب دریامسلماً :قطعاً، یقیناً،بی گمانغنیمت :مناسب دانستن ، بهره بردن                                                       
غفلت:فراموش شدنگذر:عبور ، گذشتن از جاییاعماق:جمع عمق ، ته ، ژرف
بیم:ترس ،خوفتاب:توانایی ، تحّملتحّمل:شكیبایی، بردباری داشتن
اصلاً:هرگزخاطر:ذهن ، فكرفرط:زیاده روی ، در گذشتن از حد
غرور:آن چه مایه فریب شود ،خودبینیتلف:بیهوده ، از بین رفتنقدر:ارزش ، اندازه
مسرور:شاد ، خوشحالبركات :جمع بركت ،بسیاری ،یمنتوكّل:كار خود را به خدا واگذار كردن
اعمال:جمع عمل ، كارهاافعال:جمع فعل ، كارهااوقات: جمع وقت ، زمان ها
تفكّر:فكر كردن ، اندیشیدنتامّل كردن :اندیشیدن ، درنگ كردناقدام:گام برداشتن ، به كاری دست زدن
تعلّل:بهانه آوردنروا:جایزعجول:شتابان ، آن كه كارها را با عجله انجام دهد
معیِّن:مشخص ، معلومنشاط:شادیشتاب:عجله
اضطراب: دل نگرانی ، دلشوره ؛ ناراحتیمنحرف:كج شده از راه راستمتانت:وقار ، استوار بودن
شعار:علامت ، نشانه ، فریادهای مردم كه در آن خواسته های خود رابیان می كنندخوف:ترس ، بیم
راهبر: راهنما، رهبرایام:جمع یوم ، روزها سلسله:زنجیر ،پادشاهانی از خاندان كه پشت سرهم پادشاهی كنند
كائنات:جمع كاینه ، موجودات جهانخطا:اشتباهمرتكب:اقدام كننده به كاری ،كسی كه كاری انجام دهد یا گناهی انجام دهد.
عادات:جمع عادت ، خوی پاس داشتن :نگاه داشتن ،مرافبت كردن ، احترام گزاردنندامت:پشیمانی ، تاسف
گران بها: با ارزش ، ارزشمندحسرت:افسوس ، دریغثمر:نتیجه ، محصولمحال:ناشدنی ، غیر ممكن
undefinedخودارزیابی                                                         ۱- شکسپیر ، روزگار را به چه چیزی تشبیه کرده است ؟به دریایی که کشتی زندگی ما بر روی آن سوی ساحل مقصد درحرکت است .این دریا، گاهی آرام وگاهی توفانی است
۲_ این بیت حافظ با کدام قسمت درس ارتباط دارد ؟نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارندجوانان سعادتمند ، پند پیر دانا را
معنی این بیت این است که (( ای عزیز من نصیحت ها را بپذیر که جوانان خوشبخت، پند و اندرز پیران با تجربه را از جان خودشون هم بیشتر دوست می دارند )) و این با این قسمت درس ارتباط دارد (( اگر عقل و متانت را شعار خود کنند و پیران سال خورده را که عمر درازتر و تجربه ی بیشتری دارند در این راه پر خوف و خطر راهبر خود قرار دهند زندگی را به راحتی وآسایش خواهد گذرانید ))
۳- به نظر شما راه رسیدن به خوشبختی چیست ؟توکّل به خدا . استفاده از فرصت های امروز در زندگی و تحمّل سختی های امروز و تلاش برای ساختن آینده و راهنما یی گرفتن از آدم های پیر و با تجربه در زندگی . اندیشیدن و تامل کردن در کارها قبل از شروع آن ها و تلاش و پی گیری برای کامل انجام دادن کارها.

۱۴:۴۸