#گزارش_مادریاری سلام به مامان گلی های عزیزامروز واقعا جاتون خالی بود
از دیشب که قرار شد من هم جز مامان هایی باشم که میرم دیدن نوزاد کوچولوی محلمون پر از شور و هیجان شدم
صبح که بیدار شدم حس و حال خاصی داشتم بعد از انجام کارای روزانه ام راهی خونه میزبان شدم،با اینکه بار اولم بود میدیدمشون دلم براشون پرکشید،خونهپر از حس مهربونی بود،پر از عشق،پر از امید
به مامان جوانمون تبریک گفتیم و کلی با خانم خونه و دوستای دیگه حرفای قشنگ و مواساتی زدیم،کلی نظر و ایده دادیم،فضا پر از عشق و همدلی بود.چقدر همه چیز خواهرانه و دلی بود🥰در آخر هم هدیه دختر کوچولوی خونه و نوزاد عزیزمون و کاچی که برای مادر تدارک دیده بودیم تقدیم کردیم.البته اینم بگمنوزادمون حدود ۷ماهش شده بود شرایط جور نشده بود زودتر بریم دیدنش
#نهضت_مادری _لویزان#کوچه _شهید _جعفریانمادریار اینجاست
۱۵:۴۵
هرکس گره افتاد به کارش خبر کنیدروضه به نام مادر حسین است
شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد#شهادت_حضرت_زهرامادریار اینجاست
۴:۰۳
به فرزندانتان 《طیبات》 بدهید
به فرزندانتان 《خبیثات》 ندهید
️طیبات روح حیات را در آدمی به وجد می آوردخبیثات روح آدمی را در تنگنا قرار میدهدحتما ببینید...مادریار اینجاست
۱۶:۵۷
#گزارش_مادریاری مامان باردار گروهمون پا به ماه بود و تصمیم گرفتیم در آماده کردن بعضی از مواد فریزریاش کمکحال او باشیم تا انشاءالله در این روزها دغدغهی کمتری داشته باشد.یکی از اعضا با محبت همیشگی اش، منزلش را در اختیارمان گذاشت و هرکس گوشهای از کار را گرفت.فضا پر از صمیمیت بود؛ انگار برای کمک به خواهر واقعیمان دور هم جمع شده بودیم.یکی بادمجان و پیاز پوست میگرفت، دیگری سرخ میکرد. یکی سبزی خرد میکرد و دیگری نخود را چرخ میکرد.همه با شور و همدلی مشغول بودیم و کار، بیآنکه خستهمان کند، پیش میرفت.در همان حال، میزبان عزیزمان روضهی حضرت فاطمه را پخش کرده بود؛ صدای روضه با عطر سیب و به ، و با چاشنی مهر و دوستی، همهی اتاق را پر کرده بود و دلهایمان را نرمتر میکرد.بحمدالله، تا ظهر مواد فلافل، سبزی آش، سیب رندهشده، بادمجان سرخ و کبابی، پیازداغ و چند چیز دیگر آماده شد.وقتی مادرِ باردارمان از راه رسید، لبخند پهنی بر چهرهاش نشست و برق اشک شوق در چشمانش درخشید.در پایان، ناهار مختصری مهمان میزبان عزیزمان شدیم؛ سفرهای ساده، اما آکنده از عشق.آن روز سفره ی ساده مان بیش از هر ضیافت پر زرق و برقی، طعم خواهرانه داشت.#نعضت_مادری_محله_ابیانه_کرمانمادریار اینجاست
۱۸:۲۶
#گزارش_مادریارینمیخواهم تنها باشم
نمیدونم چرا در شرایط بارداری، این قدر تنهایی حالم را بد میکندنه رب انار و نه رب به و نه حتی سیرابی هم نمیتواند حالم را خوب کندداروی معجزه آسای من فقط زندگی جمعی و دوستان خوبم در نهضت مادری است
در این روزهای هایی که حالت تهوع امانم را بریده و اسید معده گلویم را ضخم کرده است و از ضعف فقط پتو روی سرم میکشد این داروی مواسات است که مرهم من شده است
روزی مادر باردار 36 هفته دیگری به دیدن می آید تا مرا از تنهایی در بیاورد...روزی هم محله ای ام برایم سوپ میپزد، روز دیگر مرغ و روز دیگر، دوست دیگری کتلت و قیمه....
دلنوشته یکی از مادران باردار#نهضت_مادر_محله_کیانیمادریار اینجاست
نمیدونم چرا در شرایط بارداری، این قدر تنهایی حالم را بد میکندنه رب انار و نه رب به و نه حتی سیرابی هم نمیتواند حالم را خوب کندداروی معجزه آسای من فقط زندگی جمعی و دوستان خوبم در نهضت مادری است
در این روزهای هایی که حالت تهوع امانم را بریده و اسید معده گلویم را ضخم کرده است و از ضعف فقط پتو روی سرم میکشد این داروی مواسات است که مرهم من شده است
روزی مادر باردار 36 هفته دیگری به دیدن می آید تا مرا از تنهایی در بیاورد...روزی هم محله ای ام برایم سوپ میپزد، روز دیگر مرغ و روز دیگر، دوست دیگری کتلت و قیمه....
دلنوشته یکی از مادران باردار#نهضت_مادر_محله_کیانیمادریار اینجاست
۱۸:۱۰
سلام و درود بر شما، دوستان اهل دل!واقعاً چه روزی سرشار از نور و برکت بود که در محفل بیبی دوعالم، حضرت فاطمه زهرا (س)، دور هم جمع شدیم.«این مجلس درس عملی از سیره و اخلاق فاطمی بود.»درس اول: کرامت و ایثار میزبان (خانوم دیمکاران عزیز):لطف بیدریغ بانی مهربان که با سخاوت تمام، درهای خانهاش را گشود و با رویی باز پذیرای ما بود خانه او، امروز، حسینیهای بود که مهر اهل بیت را در خود جای داده بود. این، یعنی تمام وجود را در طبق اخلاص گذاشتن.درس دوم: برکت و سادگی پذیرایی:شیربرنج و شیرینی که با صفا پذیرایی شدیم، یادآور برکتهای کم اما پرخیر اهل بیت است. این خوراکیهای ساده، نه صرفاً جهت رفع گرسنگی، بلکه برای شیرین کردن کام کسانی بود که قلبشان به یاد مصیبتها غمگین شده بود.درس سوم: توجه به حال دیگران (احسان):یکی از زیباترین جلوههای این مجلس، توجه خاص به عزیزانمان بود. فرستادن سهم شیربرنج و شیرینی برای مادر باردار که نتوانسته بود در جمع حضور پیدا کند، نشان داد که این محفل، مرزهای خانه را درمینوردد و محبتش را به بیرون از دیوارها میفرستد. این، عین “مهربانی فراگیر” است.درس چهارم: تشویق به مسیر بندگی (هدیه معنوی):و چقدر این حرکت ستودنی بود که با اهدای هدیهای به خواهر عزیزی که به تازگی مسیر پر افتخار حجاب را انتخاب کرده بود، به او قوت قلب دادیم. این هدیه، صرفاً یک کادو نبود؛ بلکه یک تشویق جمعی بر حرکت در مسیر تقوا و عفت بود. این یعنی، روضههای ما فقط گریه نیست، بلکه جشن رشد معنوی و تایید مسیر بندگی است.درس پنجم :توجه به نیازهای روحی کودکان(مواسات اسباب بازی)ائمه ما، بویژه پیامبر اکرم (ص) و حضرت فاطمه (س)، به شادی و بازی کودکان بسیار اهمیت میدادند. وقتی شما اسباببازی را به اشتراک میگذارید، در واقع بذر شادی و توجه را در دل یک کودک میکارید. این عمل، مصداق این سخن است که: «شادی دل یک کودک، برابر با عبادتی بزرگ است.»اجر بانی محترم و همه شما دوستان با حضرت زهرا (س) باشد. امیدوارم دلهای ما همواره گنجینهای از این کرامتها و مهربانیها باشد.به امید دیدار دوباره در چنین مجالس پرنوری.#نهضت_مادری_محله_کیانیمادریار اینجاست
۱۹:۳۳
بر حاشیه برگ شقایق بنویسیدگل، تاب فشار در و دیوار نداردفرا رسیدن ایام شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا (س) تسلیت بادمادریار اینجاست
۱۵:۰۷
#گزارش_مادریاری چند روزی بود حس میکردم خونه امون خیلی دلگیر شده و انرژی مثبت نداره . تقویم رو نگاه کردم .شهادت خانم نزدیک بود. خلاصه دلو زدم به دریا و بدون هیچ کار و تدارکاتی مهمونامو و حاج آقا رو واسه یه روز و ساعت مشخص دعوت کردم .دو روز مهلت داشتم . خونه ترکیده بود و کلی هم هفته ی شلوغی داشتم .بچه ها رو ببر مدرسه و مهد بیار و یه عالمه لباس نشسته و کارِ نکرده .خونه فوق العاده کثیف. روز موعود فرا رسید یه مادر باردارِ مهربون که -باهاش هم الحمدلله راحتم و صمیمی -اومد کمک و به دادم رسید .خیلی دعاش کردم .واسه سلامتی خودش و جوجه ی درونش.یه عزیز دیگه هم دختر بزرگمو از مدرسه آورد خونه . یه دوستِ خوب دیگه حلوا پخت واسه روضه . یه عزیزی نذرِ غذا داشت .نذری آورد واسه مهمونا .یکی واسه بچه ها شیرینی و بستنی خرید و آورد .خلاصه که حضرت زهرا خودش هوامونو داشت .الحمدلله چنین مادری داریم ...خدایا شکرت به خاطر مادریارای خوبی که سر راه زندگیم قرار دادی. خدایا خودت دستگیرشون باش و مشکلاتشان را به نحو احسن آسان و حل کن.* گر نگاهی به ما کند زهرا درد ما را دوا کند زهرا...#نهضت_مادری_محله_سبلان مادریار اینجاست
۲۱:۱۳
#گزارش_مادریاریگوشیمو که روشن کردم دیدم پیام دارم.یه پیام از جنس محبت و نوع دوستی.دوست عزیزی پیام داده بود و نوید یه نوزاد تو محل رو بهم داده بود.نوزادی که فرزند چهارم خانواده ای بود که بخاطر زردی بیمارستان بستریه و مامان نی نی آنقدر درگیر بیمارستان و نی نی شده که خودشو فراموش کرده.بابای نی نی هم که یه سر داره و هزار سودا.گفتم بهترین فرصته برای مادریاری
تو گروه مادریار پیام رو گذاشتیم و مادریارا بودن که داوطلب کمک میشدن
قبل اینکه من برم پیام رو بگذارم دوست دیگه امون پیش دستی کرده بود و یه پک خرما و شیربادوم و مغزیجات برده بود براش.ولی بقیه هم دلمون میخواست تو ثوابش شریک شیم.یکی گفت برا بچه ها و همسرش غذا نذری میبرم.یکی گفت من خرما میدم برا مامانیکی بلدرچین داد و براش درست کردم.یکی غذا درست کرد که مامان غذاهای نفاخ بیمارستان رو نخوره.یکی پول داد گفت براش مغزیات بگیر جون بگیره.یکی انجیر و آلو داد؛یکی نسکافه.خلاصه که تو همین ۱ هفته که گذشت چند بار تونستیم ب لطف حضرت زهرا براش مواد مقوی ببریم تا بتونه بهتر به نی نی مون شیر بده و زردیش زودتر بیاد پایین
حس خوب یعنی مادریاری#نهضت_مادری_محله_سبلانمادریار اینجاست
۱۸:۰۵
#گزارش_مادریاریدر یک عصر پاییزی ، خانهای پر از عطر چای و حلوا. چند نفر از دوستان دور هم جمع شدهاند برای یاد مادر عالم، حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها. صدای روضهخوان آرام است، گاهی بغضآلود، گاهی شکسته. گوشهای از اتاق اما، کودکان با شور خود در حال بازیاند؛ صدای خنده و دویدنهایشان در هم میپیچد با صدای روضه.
شاید از بیرون، کسی بگوید: “چه مجلس شلوغی است!”
اما در باطن این صحنه، حقیقتی لطیف جریان دارد — جایی که خاک با آسمان گره میخورد.
در روایات آمده است که ملائکه در مجالس یاد اهلبیت(ع) حضور مییابند
و چه زیباست که در همان لحظهای که مادران اشک بر گونه دارند و دلهایشان از مصیبت مادر غربتکشیده میلرزد، کودکان نیز ناخواسته در فضای نورانی محبت او میجنبند. صدای بازیشان، اگر با گوش دل شنیده شود، شاید شبیه نغمهی فرشتگانی باشد که شادی حضورشان را پنهان نمیکنند.
ملائکه در این صحنه حضور دارند — نه در سکوتهای رسمی، بلکه در لبخندها، در صداهای شلوغ اما پرمحبت، در هر دلی که حتی برای لحظهای یاد دختر پیامبر کند.این پیوند میان گریهی بزرگترها و خندهی کودکان، خودش نشانهی حیات دین است؛ اینکه عشق به حضرت زهرا(س) نسل به نسل، با عطر زندگی ادامه دارد.#نهضت_مادری_محله_کیانیمادریار اینجاست
شاید از بیرون، کسی بگوید: “چه مجلس شلوغی است!”
اما در باطن این صحنه، حقیقتی لطیف جریان دارد — جایی که خاک با آسمان گره میخورد.
در روایات آمده است که ملائکه در مجالس یاد اهلبیت(ع) حضور مییابند
و چه زیباست که در همان لحظهای که مادران اشک بر گونه دارند و دلهایشان از مصیبت مادر غربتکشیده میلرزد، کودکان نیز ناخواسته در فضای نورانی محبت او میجنبند. صدای بازیشان، اگر با گوش دل شنیده شود، شاید شبیه نغمهی فرشتگانی باشد که شادی حضورشان را پنهان نمیکنند.
ملائکه در این صحنه حضور دارند — نه در سکوتهای رسمی، بلکه در لبخندها، در صداهای شلوغ اما پرمحبت، در هر دلی که حتی برای لحظهای یاد دختر پیامبر کند.این پیوند میان گریهی بزرگترها و خندهی کودکان، خودش نشانهی حیات دین است؛ اینکه عشق به حضرت زهرا(س) نسل به نسل، با عطر زندگی ادامه دارد.#نهضت_مادری_محله_کیانیمادریار اینجاست
۱۸:۲۹
۴:۰۸
#گزارش_مادریاری
یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد
بوی گل، نذر قشنگی نگاهت باشد
و خداوند شب و روز و تمام لحظات🩵با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد
پسر قشنگم خوش آمدی


#نهضت_مادری_لویزان#کوچه_شهید_ازگلی[مادریار اینجاست](https://ble.ir/madaryaar/2545779417115982752/1733049395835)تُو نِهضَت مادَری مادَرا دوُرِ هَم جَمعَن تو هَم بیا 🫵عضویت درگروه های گفتگوی مادرانه محله های لویزان
@haniyeh_sh1375
یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد
۱۴:۲۱
#گزارش_مادریاریهمسرم امروز نبودن و وقت من تقریبا آزاد بود.با چهارتا از مامانای گلمون که تازه زایمان کرده بودن

خانم ها بدرالدین ، زینب کاظمی ، منیره فلاح محمدی و پروانه اکبری هماهنگ کردم تا براشون به نیت فرج آقا کاچی درست کنم و بفرستم.با خوندن دعای فرج آقا و زیارت آل یاسین پخت کاچی مون به اتمام رسید.
برای رسوندن کاچی ها مثل همیشه خانم صانعی عزیز و خانم ابراهیمی گل رو زحمت دادم الهی که خیر دو دنیا نصیبشون بشه
برای یکی از مامانا هم با اسنپ باکس فرستادم که اونم یه عزیزی بانی شد، الهی خیر ببینن
خلاصه که ماموریت امروز هم بخیروخوشی انجام شد.الهی که همه مامانای گلمون و حبه قندهای نازشون صحیح و سلامت باشن و عاقبتشون بخیر باشه ، الهی آمین
الهی هرکی به هر نیتی توی اینکار خیر شریک شده حاجت روا باشه، الهی آمین
ما بی صبرانه منتظر دیدنِ تک تک حبه قندهای گروه هستیم

#نهضت_مادری_پاسدار_گمناممادریار اینجاست
۱۴:۴۴
#گزارش_مادریاریبا دیدن این همه لطف و مهربونی به وجد اومدم
نگم از عطر و طعم کاچی خوشمزهاز قشنگی هنر دست دوستاناز بامزگی هدیه های کوچولوی نی نی و مامان نی نیاز زیبایی دست نوشته هاو در نهایت منقلب شدم از دیدن تربت امام حسین جانمون و تبرکی امام رضا جان🥹این همه لطف آدمو ترغیب میکنه به اینکه بازم به فرزندآوری فکر کنم
ممنون از تک تک دست اندر کاران و بزرگواران، قبول باشه ازتون. کلی دعاتون کردم🥰#نهضت_مادری_محله_پاسدار_گمناممادریار اینجاست
۱۸:۴۸
#گزارش_مادریاریسلام من هفت تا بچه دارم بارداری هر کدوم یکی از یکی سخت تر
آخری دو قلو بود وقتی اطرافیان فهمیدن بهم گفتن یا میری سقط می کنی یا دیگه با ما کاری نداشته باشبعد از این که دو ماه از بارداریم گذشت ۵ تا بچه هام با هم آبله مرغان گرفتند تب شدید و گریه و خارش و ...دخترها از ناحیه آلت تناسلی گرفته بودن فقط جیغ می زدن پسرم ته گلوش زده بود که دکتر گفت این طوری خیلی کم پیش میادخلاصه وقتی همه خوب شدن من از خستگی دیگه از جام بلند نشدم از خانواده ام به هر کس گفتم نیومد گفتن خدا کمکت کنهیک دفعه اتفاقی دوستم اومد بهم سر بزنه دید حالم خیلی بدهبعد کم کم خدا کمک هاش رو فرستاد دوستان نهضت مادری هر روز برای کمک اومدنبیمارستان یک هفته بستری شدمدوستم پسر یک سالم رو یک ماه برد خونشون تا من بهتر بشمالبته که حالم بهتر نشد و برام با هزینه ی خودشون ماهیانه ۱۸ میلیون پرستار گرفتنخیلی روز های سختی بودولی با خودم همیشه این رو زمزمه می کرد که تا شهید نباشی شهید نمیشییا اینکه به خودم می گفتم وقتی می ری راهپیمایی بلند میگیوای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد الان باید پای کار باشی و صبر کنیخلاصه دو قلو ها به دنیا اومدن و الان یک ساله هستنهر وقت می بینمشون تمام کسانی که کمک کردن تا این دو تا بچه سالم به دنیا بیاد رو دعا می کنمخدا با ماست
#نهضت_مادری_محله_سبلان مادریار اینجاست
۲۰:۱۹
#سربازان_امام_زمانمادریار اینجاست
۹:۱۶
۱۳:۳۴
#گزارش_مادریارییادش بخیر...تازه سومی رو زایمان کرده بودم ، اوایل آشناییم با نهضت مادری و مادریار بود، یه بار زنگ خونمون رو زدن
گلی بود
واقعا گلی از گل های بهشت
گفت سبزی خوردن برات آوردم، اونم پاک کرده و شسته شده
وای چشام برق زد
بهم گفت میدونم واسه زن زائو بودن سبزی خوردن کنار غذاش خییییلی دلچسبه
جمله اش هیچ وقت یادم نرفت...الان دقیقا ۲سال از اون روز میگذره و حالا گلی سومی رو بدنیا آورده 🥳وقت جبرانه🥰باید براش سبزی خوردن ببرم چون از کلامش فهمیدم بعد زایمان دلش سبزی خوردن میخواد
دست به کار شدم کمی سبزی آماده کردم و یه کاچی خودم پز🫕الحمدالله که خدا مهر خواهری تو دلامون گذاشته 🥰🥰#نهضت_مادری_محله_سبلانمادریار اینجاست
۱۰:۵۸