مریم کارگرنجفی
یادداشت شماره ۹ "مریم کارگرنجفی" با موضوع «از نصرت الهی تا فتحی پایدار» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان ¤ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ﴿۱﴾: چون یاری خداوند و پیروزی فرا رسد ¤ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا﴿۲﴾: و ببینی که مردم دسته دسته در دین خدا درآیند ¤ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا﴿۳﴾: پس به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او امرزش خواه که او همواره توبهپذیر است (سوره مبارکه نصر)
گاهی تلاشهای ما برای اثبات حقانیت یک امر، با وجود شواهد و سوابق روشن، به نتیجه نمیرسد و گویی گام برداشتن در مسیری بیهوده است. اما در میانه حوادثی غیرمنتظره و با فداکاری و به برکت خون بزرگانی چون شهیدان، آن حقانیت به شکلی معجزهآسا آشکار میشود.
در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر، شاهد بودیم که چگونه مردم به واسطه این رویدادها و فداکاریها، فوج فوج به ولایت روی آوردند. پیامها، بیانیهها، مصاحبهها، توئیتها و اعلام حمایتها از سوی کسانی که پیشتر در زمره ساکتین بودند یا حتی مخالفین، گواهی بر آشکار شدن قدرت و قوت ولایت بود.
اما در حقیقت پیروزی واقعی، پس از فرا رسیدن نصرت الهی و فتح آغاز میشود. همانطور که آیه شریفه میفرماید: «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ» این بدان معناست که: - «سَبِّحْ»: خداوند را از هرگونه نقص و ضعف مبرا بدانیم. - «بِحَمْدِ رَبِّكَ»: نعمتهای الهی را به شکرانه یاد کنیم، خود را نیازمند واقعی او بدانیم و مهمتر از همه، تقوای پیروزی را رعایت نماییم. این یعنی مغرور نشویم و در برابر نعمات الهی فروتنی پیشه کنیم. - «وَاسْتَغْفِرْهُ»: به کاستیها و قصورهای خود اعتراف کنیم و برای رفع نواقص و جلوگیری از انحراف و خطا، از خداوند طلب مغفرت نماییم.
امید است با استغفار و توبه، ما را خداوند بپذیرد و همانطور که ما به سوی دین الهی هدایت شدهایم، دین نیز در قلب و جان ما استقرار یابد و این چرخه، موجب نصرت و فتحهای بزرگتر شود .
نکته کلیدی اینجاست که یادمان نرود وحدت حاصل شده، میتواند آغاز یک حرکت بزرگ اجتماعی باشد که استمرار و پایداری این حرکت، از آغاز آن بسیار مهمتر است. ○ (۳۰ تیرماه ۱۴۰۴) #یادداشت @maryam_kargarnajafi
۱- جوانگرایی در مدیریت: در اکثر سازمانهای دولتی، غالباً کدخدایانی وجود دارند که پستها را بین دوستان و شرکای خود که عموماً هم مثل خودشان از مدیران جا خوش کرده و قدیمی هستند تقسیم میکنند و عملاً جایی برای جوانان تازهنفس باقی نمیماند و اگر زمانی جوانی بتواند بهعنوان مدیر منصوب شود نیز -با این احساس که از حقوق خود محروم شدهاند- هزار و یک منت بر سرش میگذارند و حتی اگر آن جوان به چندین روش علمی و فناوریهای روز هم مجهز باشد باز به او سرکوفت بیتجربگی میزنند...
۲- آموزش مدیران: با وجود تعداد محدود ساعات آموزشی معین شده بصورت سالانه برای هر فرد و تعیین یک واحد آموزشی خاص برای این منظور و همچنین نظام آموزشی ناکارآمد فعلی، هیچ یک از مدیران متناسب با شرایط روز دنیا آموزش نخواهد دید.
○ (۲۰ مردادماه ۱۴۰۴)
#یادداشت@maryam_kargarnajafi
۱۶:۳۳