بله | کانال مرکز پژوهشی متن
عکس پروفایل مرکز پژوهشی متنم

مرکز پژوهشی متن

۱۴۶عضو
#تحلیل_کوتاهundefinedدر ستایش وارستگیتحلیل ریشه های اعتراضات و آشوب های آبان ماه
undefinedسجاد کرمیپژوهشگر اجتماعی در #مرکز_پژوهشی_متن
undefinedجای بسی تأسف است که امروزه جامعه ما در عرصه فضائل اجتماعی، روزبه‌روز تهیدست‌تر می‌شود و این تهیدستی امری ملموس در عرصه رفتار اجتماعی است که کنش‌های آسیب‌زا را رقم می‌زند. یکی از این فضایل، وارستگی اجتماعی است. واقعیت آن است که وارستگی عنصر واجب و مایه لازم برای شکل‌گیری یک جامعه سعادتمند انسانی است و فقدان آن دردسرهای زیادی را برای هر اجتماعی رقم خواهد زد.
undefinedنگارنده این سطور بر آنست تا حوادث اخیر جامعه ایران را با عینک وارستگی به تماشا بنشیند و از دریچه تحلیلی فرهنگی و اجتماعی به آن بنگرد. وارستگی اجتماعی به چه معناست؟ هرچند یافتن معنای صحیحی برای واژه وارستگی ناظر به مسائل اجتماعی و سیاسی دنیای ما، امری سهل و ممتنع است.
undefinedشاید در معانی عرفانی و در ادبیات سیر و سلوک، مفهومی متفاوت نسبت به آنچه در این مقال می‌آید، بیابید؛ اما در ادبیات سیاسی و اجتماعی، باید آن را بازتولید نموده و وارد قاموس علوم اجتماعی و سیاسی کرد. هرچند این واژه به نسبت اقشار مختلف اعم از مسئولان و مردم، مفهومی ویژه و متمایز می‌یابد؛ اما فصل مشترک همه مفاهیم حول وارستگی این است که مردم یک جامعه اگر در کنش اجتماعی و سیاسی خود دست به حربه‌های مخرب نیالایند، واجد این فضیلت اجتماعی هستند.
undefined وارسته‌ترین مردم و حاکمان در حیات سیاسی و اجتماعی بشر، کسانی هستند که قلب‌های برافروخته‌شان، دست آن‌ها را برای دست یازیدن بر هر جنایتی باز نمی‌گذارد و چشم‌شان صحنه زمخت تخریب و صدمه به اموال عمومی را تاب نمی‌آورد.
undefinedاین روزها شنیدن این که کسانی برای تخریب بانک‌ها و شیشه‌ها و اموال عمومی و آتش زدن و... از راهبران ناآرامی‌ها مزد می‌ستاندند و بر مبنای هرچه مخرب‌تر، مزد بیشتر، چه‌ها که بر سر اموال مردم نیاوردند، بیش از هر چیز ذهن انسان را به موضوع ناوارستگی اجتماعی می‌کشاند. موضوعی که آرام آرام از نهاد جامعه ایران برخاسته و تلخ و زهردار بر جان بخش‌های ملتهب آن فرو خواهد نشست. جامعه‌ای که برخی افراد آن هیچ ارزش و اعتبار و شرفی برای اموال و افراد و... قائل نیستند و به راحتی، همه این ارزش و شرف و آبرو و اعتبار را زیر پا می‌نهند. البته نباید آن انسان‌های وارسته‌ای را فرو بنهیم که با سودای اعتراض از خانه بیرون زدند و با مشاهده تخریب‌ها، امساک کردند و صف خود را جدا ساختند.
undefined در اعتراضات اخیر کشور ما با سه دسته کنش‌گر مواجه بودیم: یکی آن‌ها که اصولاً از خانه خارج نشدند، دوم آن‌ها که آمدند و اعتراض‌شان به تخریب و آشوب انجامید و سوم آن‌ها که آمدند؛ اما وقتی اعتراض به آشوب کشیده شد، دست کشیدند. در این میان وارسته‌ترینشان همین سومی‌ها هستند؛ چه آنکه در میانه میدان امساک کردند و این امری ستودنی است.
undefinedسؤال اینجاست که این ناوارستگی ریشه در چه‌ها و کجاها دارد؟ نگارنده بر این باور است که ریشه این مسئله، نه اقتصادی، بلکه فرهنگی و سیاسی است. بسیاری از این جوان‌های تخریب‌گر، نه در خانواده و نه در مدرسه نیاموختند که مال و جان دیگران نیز به مانند مال و جان خودشان شریف است. خودخواهی و طرف خود کشیدن، دال محوری تربیت خانوادگی بسیاری از ما بود و در خانواده، پدران و مادران ما به فرزندان خود آموختند که زندگی کن برای خودت، درس بخوان برای خودت، کار کن برای خودت، خودت، خودت، خودت. پیوست فرهنگی این تربیت خانوادگی نیز رسانه است.
undefinedنگارنده این کلمات بارها و بارها از بالای منابر و تریبون کلاس‌های درس و در گعده‌های صمیمانه و... نسبت به تماشای برخی فیلم‌ها و انجام برخی بازی‌ها هشدار داده بود و می‌دهد. نوجوان‌های آن سال‌ها و جوان‌های مخرب این سال‌ها، همان‌هایی بودند که پای فیلم‌های هالیوودی که بعضاً در تلویزیون هم نمایش داده می‌شد، هدفی مقدس را برای شخصیت داستان می‌پذیرفتند و پس از آن هر جنایتی که از شخص اول داستان سر می‌زد، در راستای رسیدن به آن هدف توجیه می‌شد.
undefinedواقعیت تلخ آن است که ناوارستگی اجتماعی جامعه ما، قوی‌ترین بازوی ناآرامی‌های اجتماعی و طراحان آشوب‌های اینچنینی است. امری که دستگیری و... هرگز شوخ آن را از دامان جامعه نمی‌شوید.
undefinedقسمت تلخ و آزاردهنده ماجرا اما ریشه در مقوله‌ای دیگر دارد. آنچه مردم و جوانان این کشور را به ناوارستگی در رفتار سیاسی و اجتماعی سوق داده، فقدان وارستگی در رفتار مسئولان کج‌رفتاری است که برای دو صباح ماندن بر اریکه قدرت، رسول خدا را تحریف می‌کنند، مقدسات را سانسور می‌کنند، مردم را فریب می‌دهند، آبروی یکدیگر را می‌برند، دروغ می‌گویند و... و... و...به راستی اگر بخواهند روزی از اهالی جهنم فیلمی بسازند، باید سراغ کسانی غیر از این مسئولین بروند؟
#مرکز_پژوهشی_متن#گروه_جامعه_فرهنگبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۱۶:۵۱

#پژوهشundefinedنه به شفافیت چرا سوت‌ زنها به بهارستان نمی‌روند؟
undefinedریان رفیعا دکتری روابط بین الملل
undefinedپاسخگویی، شفافیت، مشارکت و جامعیت بازیگران چهار عنصر تثبیت شده در ادبیات سیاسی برای تحقق توسعه به شمار می‌روند. مطالعات راهبردی در کشورهای مختلف نشان داده است که نهادهای سیاسی و اقتصادی با افزایش مشارکت شهروندان در نظارت بر شفافیت، به ایجاد اعتماد متقابل، افزایش احساس مسئولیت شهروندان در ایفای نقش مؤثر در پیشرفت کشور و در نهایت انسجام اجتماعی کمک می‌کنند.
undefinedتمام اسناد بین المللی که درباره دفع فساد به نفع افزایش شفافیت سخن می‌گویند، یکی از مؤثرترین راه‌های ریشه‌کنی فساد را البته باز گذاشتن کانالها و مجاری نظارت و گزارش‌دهی فساد ارزیابی می‌کنند.
undefinedسوت‌زنها، افراد یا مؤسساتی که داوطلبانه فساد را بر ملا می‌کنند، اساس مبارزه با فساد به حساب می‌آیند. در تمام کشورهای توسعه یافته و حتی بسیاری از کشورهای در حال توسعه برای حمایت همه‌جانبه از سوت‌زنها، قوانینی وجود دارد. دولت ژاپن در قانون حمایت از سوت‌زنها تصریح کرده است «هیچ‌گونه رفتاری که وی را از حق یا منافعی محروم سازد، نباید بر وی روا داشته شود».
undefinedدر نظام سیاسی چین نیز تأکید شده است که باید از حقوق سوت‌زنها و کانالهای برملا‌کننده فساد صیانت شود، زیرا به زعم دولت چین، «این امر به شور مردم برای مشارکت در امور سیاسی» و در کل شفافیت دولت کمک می‌کند. در آمریکا سوت‌زنها، حتی اگر از ملیت غیرآمریکایی باشند، با گزارش فساد مالی (بخصوص رشوه)، می توانند طلب جایزه نقدی کنند.
undefinedعدم وجود قوانین مناسب برای حمایت از سوت زن ها و نیز ردصلاحیت برخی چهره های سوت زن و تلاشگران عرصه شفافیت توسط وزارت کشور در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی، از جمله مسائل مهم در عرصه سیاسی کشور است...
#مرکز_پژوهشی_متن #مشارکت_سیاسی @Matn_rc
undefinedدریافت متن کامل این پژوهش در آدرس زیر https://matn.center/https-matn-center-p2140/

۲۱:۱۶

#تحلیل_کوتاهundefined مجلس آینده و آینده مادکتر مسعود سعادتی
undefinedعملکرد مجلس این "عصاره فضایل ملت" اصلا قابل دفاع نیست. امروز #بی‌عدالتی در همه شئون جامعه قابل مشاهده است. زمانی مظاهر بی‌عدالتی در اقتصاد بیشتر به چشم می‌خورد ولی با کمال تاسف تبعیض و بی‌عدالتی پا را از اقتصاد فراتر گذاشته و تا کنکور و #آموزش نیز رسیده است.undefined اگر همه این بی‌عدالتی‌ها تازگی هم نداشته نباشند می‌توان گفت جامعه ما دیگر توان تحمل آن را ندارد. چون انتظار مردم از یک نظام سیاسی مبتنی بر احکام الهی و #مدعی_اسلام راستین بیش از این‌هاست. شرایط امروز جامعه از نظر مصادیق عدالت و توزیع عادلانه امکانات و فرصت‌ها با جامعه آرمانی موردانتظار فاصله زیادی دارد و متاسفانه برخی رفتارها و اقدامات ناعادلانه امید به بهبود شرایط را کم فروغ می‌نماید.undefinedمجلس و #نمایندگان_مجلس در رسیدن به وضع موجود نه تنها مقصرند بلکه گاهی شریک جرمند. با کمال تاسف بسیاری از این بی‌عدالتی‌ها نه به‌واسطه قانون‌گریزی بلکه با استفاده از #قوانین_ناعادلانه رخ می‌دهد. اگر می خواهیم آینده ما تباه نشود باید منشا قوانین ناعادلانه خشک شود. undefinedنماینده‌ای که با #رانت_سیاسی و #حمایت_مالی اسپانسرهای گردن کلفت وارد مجلس شود حتما هوای اسپانسر را بیش از مردم عادی و رای‌دهندگان خواهد داشت.به جای نفرین بر بی‌عدالتی، با انتخاب درست ریشه قوانین ناعادلانه را خشک کنیم.#مرکز_پژوهشی_متن#مشارکت_سیاسیبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۱۹:۰۴

#تحلیل کوتاه
undefined انتخابات؛ افزایش رضایتمندی یا تشدید اعتراض محسن محمدی
undefined انتخابات اصلی ترین بستر و مجرای مشارکت سیاسی در هر جامعه است و از نتایج آن افزایش احساس اثرگذاری و رضایتمندی در شهروندان است. در جامعه ایرانی، با توجه به فقدان یا ضعف مفرط سازوکارهای مشارکت سیاسی، انتخابات مهمترین و شاید تنهاترین مجرای مشارکت سیاسی برای شهروندان است؛ بنابراین از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است
undefined تبدیل شدن انتخابات به تنها مجرای مشارکت سیاسی در ایران، سبب شده تا انتخابات فراتر از امکانی برای گزینش سیاسی و انتخاب مسولان، به بستر بروز و ظهور خواست ها و مطالبات انباشت شده (فرهنگی، اجتماعی ، سیاسی و...) جامعه بدل شده و به نوعی، بستر عرض اندام جامعه و تلاش برای دیده شدن و تحمیل خود به حکومت باشد. پس باید گفت، شفاف ترین و واقعی ترین چهره ی جامعه ایرانی در فضای انتخابات تجلی می یابد.
undefined از این جهت هر انتخابات، با انباشتی از مطالبات و خواست های متراکم مواجه است و از سوی دیگر، این مطالبات به صورت مدام توسط نخبگان و نامزدها (و برای کسب رای) برجسته شده و براورده شدن انان به جامعه وعده داده می شود که البته افزایش انتظارات را در پی دارد. با توجه به محدود بودن مقدورات و امکانات کشور و عدم تناسب شان با وعده ها، بخش زیادی از این مطالبات بی پاسخ مانده و روند فزایند شکاف انتظار -پاداش در جامعه تداوم می یابد.
undefined برایند حتمی چنین وضعیتی، تبدیل شدن انتخابات به بستر افزایش نارضایتی و در نتیجه، تشدید و انباشت اعتراض در جامعه ایرانی است. پس به جای افزایش رضایتمندی و همگرایی، انتخابات سبب عصبی تر شدن جامعه و افزایش واگرایی سپهر مدنی و رسمی می شود.
undefined نتیجه چنین وضعیتی ان است که بخش زیادی از جامعه در بلندمدت اعتقادش به انتخابات را به عنوان مجرای پیگیری مطالبات، ایجاد تغییر و اعمال اعتراض مسالمت آمیز از دست می دهد و از ان گریزان می شود. در نتیجه روند شکل گیری و نهادینه شدن اعتراض ساختار شکن و خشونت در جامعه، تشدید و تعمیق می گردد.
#مرکز_پژوهشی_متن#مشارکت_سیاسیبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۷:۳۹

thumbnail

۹:۳۰

thumbnail

۹:۳۰

#تحلیل_کوتاه پیام ها، ادراک ها و پاسخ ها در شهادت سردار مقاومتدکتر عبداله مرادی
undefined«سردار سلیمانی» فرمانده دلاور نیروی قدس به همراه «ابومهدی المهندس» جانشین حشدالعشبی، طی عملیاتی تروریستی توسط آمریکا به شهادت رسیدند. این اقدام فراتر از اینکه نشان می‌دهد آمریکا رسما از هنجار «هدف قرار ندادن مقامات خارجی» عبور کرده است، از این جهت قابل بررسی است که آمریکا با این ترور، کدام «پیام» را مخابره کرده و سعی در ساخت چه «ادراکی» دارد؟ و متقابلا ایران چه باید کند؟
undefinedآمریکا پس از بازاعمال «تحریم اقتصادی» راهبرد همیشگی «مهار» را تغییر و بر «فشار حداکثری» متمرکز شد، اما گمان نداشت که ایران رو بسوی «مقاومت فعال» بیاورد. (از نظر آنها ایران بجز ماندن در برجام و احتمالاً تمناهای بی فایده از اروپا، بدیل دیگری در اختیار ندارد) لذا با سرسختی ایران و نیز نزدیک شدن به انتخابات آمریکا، کشورهایی چون فرانسه و ژاپن فرصت را مناسب دیدند که طرح های صلحی در قالب «توقف در برابر توقف» ارائه کنند که در واقع تثبیت شرایط، بدون برداشتن تحریم ها و نوعی بازگشت دوباره به سیاست «مهار» ایران بود.
undefinedآمریکای ترامپ با شهادت فرماندهان مقاومت، این پیام را می دهد که حتی بیش از قبل «فشار حداکثری» را دنبال می‌کند و این فشار هم تلاشی برای پای میز مذاکره کشاندن ایران نیست (که اگر بود اولا فشار باید با کمی نرمش ترکیب شود و نیز وارد سطحی فراتر از جنگ اقتصادی نشود)، بلکه رفتاری «تهاجمی» برای «نابودی» واقعیتی ژئوپلیتیک به نام ایران است.
undefinedاینکه چرا آمریکا این «پیام» تهاجمی را مخابره می‌کند، ناشی از این «ادراک» است که از منظر آنها؛ با تداوم ناکارآمدی دولتی، بروز آشوب های بنزینی و تکرار موضع مذاکره از سوی دولتمردان ایرانی، «موازنه به زیان ایران تغییر کرده است». تاکید همیشگی دولتمردان بر آمادگی برای «مذاکره» و یا نزاعی که درباره FATF در جریان است (که خودکشی از ترس مرگ است) در گیرنده های کاخ سفید این «ادراک» را پدید می آورد که «ایران در ضعف حداکثری، مستعد دریافت ضربه حداکثری است»
undefinedدر شهادت سلیمانی و مهندس، ترامپ بر مبنای «کنشگر دیوانه» می‌کوشد تا بگوید «هر اقدام مقاومتی شما پر هزینه خواهد بود» (این پیام را اوباما هم مخابره می‌کرد، اما این نوید واهی را هم میداد که در صورت عدم مقاومت، از سوی رئیس جمهور باادب و هوشمند آمریکا پاداش میگیرید). اما ترامپ قاعده بازی این را اینگونه تعریف میکند «هر اقدام مقاومت پرهزینه است و دست آمریکا برای زدن هر ضربه ای باز است. اما ایران قرار نیست پاداشی دریافت کند، بلکه فقط تحمل ضربه» او درب مذاکره را بسته، چون گمان می‌کند دیگر برای به زانو درآوردن ایران نیازی به آن ندارد.
undefinedبرای مقابله با قاعده بازی ترامپ، باید به زبانی مطابق با زبان او رفتار کرد. باید ترامپ را مجبور به عقب نشینی کرد، درحالی‌که دلجویی از او با امثال FATF او را وقیح تر خواهد کرد. ایران باید محکم تر از پیش بر مبنای «واقع گرایی تدافعی»، موازنه را به واسطه «پیش بینی ناپذیری» مجددا برقرار کند. هیچ مسیری پیش روی ایران جز «موازنه گرایی» از طریق مقاومت و هزینه زایی برای آمریکا وجود ندارد و این فراتر از انتقام کشی از شهادت سرداران و مجاهدان جبهه مقاومت خواهد بود. لذا مسئولان محترم بایستی پس از محکوم کردن آمریکا در چند روز آینده بر این موارد متحد و از همبستگی ملی پیش آمده بهره گیرند؛ ۱. تعلیق کلیه تعهدات برجامی۲. تعلیق برنامه اقدام ملی ذیل استانداردهای FATF۳. طرح احتمال خروج از NPT در مجلس شورای اسلامی ۴. پایان تمامی اقدامات بین المللی که متضمن هزینه های یکجانبه برای ایران است، نظیر مبارزه با مواد مخدر۵. اعلام اهداف رسمی تلافی جویانه موشکی در منطقه مانند سفارت و پایگاههای آمریکا در بغداد، نخست وزیری رژیم صهیونیستی و...
#مرکز_پژوهشی_متنبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۱۶:۱۳

#تحلیل_کوتاه undefined نکاتی درباره انتقام سختundefinedدکتر عبداله مرادی
۱. سرعت در پاسخ، بسیار لازم بود. تاخیر در آن می‌توانست منجر به جنگ روانی دشمن و دوقطبی سازی در جامعه شود. همچنین تضعیف مشروعیت و بالا رفتن سرخوردگی ملی...
۲. پاسخ مستقیم و محکم امروز، شکاف سیاسی در آمریکا را تشدید کرده است. دموکرات ها حتی بدون محکوم کردن ایران، از ترامپ می‌خواهند که دست از تحریک بردارد. فضای رسانه ای نیز کاملا ضدترامپ است و از «باران موشک» فرود آمده به عنوان سند شکست ترامپ یاد می‌کنند که فرزندان آمریکایی را تحت خطر قرار داده است.
۳. به نظر می‌رسد شکاف میان ارتش و نظامیان با سران کاخ سفید هم به وجود آمده است. الان چند روز است نامه فرماندهی ائتلاف برای خروج از عراق، تایید و تکذیب می‌شود. در صحنه میدانی هم جابجایی نیروها و انتقال فرماندهی مرکزی به کویت صورت گرفته است. گویی ارتش و پنتاگون نمی‌خواهند قربانی تصمیمات شخصي ترامپ و پمپئو و اسپر شوند.
۴. شکاف و بی اعتمادی نسبت به آمریکا در کشورهای عربی تشدید خواهد شد. آنها به عینه در می یابند که در مقابل تهاجم احتمالی و ویرانگر ایران، نمی‌توانند امیدی به آمریکا داشته باشند.
۵. موازنه بهم خورده هسته ای که منجر به مواضع طلبکارانه اروپایی ها در این روزها شده بود، بهبود خواهد یافت. آنها باید بجای الزام ایران به عدم پاسخ، باید از ایران عذرخواهی و برای عدم ادامه حملات ایران خواهش کنند.
۶. بیانیه سپاه بسیار هوشمندانه و بازدارنده بود. ایران اراده، توان و ظرفیت خود را برای پاسخ نشان داده است. این یعنی توان بازدارندگی معتبر است و سایر کشورهای مخاطب در این بیانیه، تهدید جدی را باور خواهند کرد.
#مرکز_پژوهشی_متن #انتقام_سختبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۷:۴۸

#تحلیل_کوتاهundefined درباره برنی سندرزundefinedدکتر عبداله مرادی

undefined«کورنل وست» فیلسوف، الهی‌دان مسیحی، چپگرای آفریقایی-آمریکایی و از اعضای جنبش اشغال والاستریت در کلیپ تبلیغاتی «برنی سندرز» گفته است؛ «در لحظه‌ای زندگی می‌کنیم که آینده دموکراسی در خطر است. این یک کمپین معمولی نیست؛ یک جنبش است که اخلاق و معنویت را گردهم آورده است... خدا را شاکرم برادر عزیزم برنی این صداقت، بینش و شجاعت را دارد تا ما را گردهم بیاورد و بگوید یک نئولیبرال بزدل(بایدن) را نباید به مصاف گانگستر (ترامپ) فرستاد»
undefinedواقعیت این است که «برنی سندرز» تا همین جا هم بزرگترین پدیده در تاریخ آمریکا بوده است. در کشوری که «نولیبرالیسم بر دموکراسی مسلط شده، اما نامش در ادعا لیبرال-دموکراسی» است، سندرز از اخلاق، عدالت، انسان، صلح و آزادی سخن میگوید.سندرز در کشوری حرف از عدالت می زند که در همین دهه های قبل کمترین گرایش به «سرخِ کمونیسم» را سرکوب می کردند و سرخ که هیچی! «صورتی» بودن هم در آمریکا جرم بود.
undefinedبا سندرز، ولو «تک سناتوری در سنا» باشد، عدالتخواهی از شمایل جنبشی بی سر و ته و اشغال کننده وال استریتی، به یک خواست عمومی، قاعده مند و دارای برنامه تبدیل شده است.
undefinedسندرز برای پیروزی در رقابت های درون حزبی و جلب ارای بدنه مردمی «دلیگیت ها» و تحمیل خودش به سران حزب دموکرات «سوپر دلیگیت ها» یک چالش اصلی دارد. که اگر موفق هم شود همین چالش را در برابر «ترامپ» نیز دارد. و ان اینکه؛ اکثریت بدنه اجتماعی حزب برنامه های «سندرز» را به «بایدن» ترجیح می دهند، همچنان که شاید اکثریت مردم آمریکا نیز برنامه های او را بر «ترامپ» نیز ترجیح دهند. اما این باور وجود دارد(و رسانه‌ها نیز تشدید میکنند) که با این حال شانس کمتری برای شکست ترامپ دارد. برخی نظرسنجی ها هم نشان میدهد که اکثر مردم فکر میکنند، علیرغم همه انتقادات ولی بازهم ترامپ پیروز است. و میدانیم این تلقی، مهمترین مساله در الگوی رای دهی مردم در اکثر کشورهای جهان است.
undefinedاین چالشی که«سندرز» با ان مواجه است درون خودش، ۳بعد دارد؛۱.بدنه اجتماعی حزب، فکر میکنند که سندرز خیلی بهتر از«بایدنِ نولیبرالی بی خاصیت» است، ولی در مقابل ترامپ شکست میخورد. این البته بخش اعظم ش برساخته ای رسانه ای است. وگرنه «جو خوابالو» را ترامپ همانطور که پسرش گفت در مناظره «درسته و یکجا میخورد»!۲. گفتمان سندرز تازه و اشتیاق برانگیز است، اما همان ها که اشتیاق شان غلیان کرده، امیدی ندارند که سندرز بتواند در آمریکای عمیقا نولیبرال، در جهت عدالت موفق شود. لذا ترجیح میدهند به همان بوروکرات های نولیبرالی کمتر تهاجمی مثل بایدن رای بدهند. (بنگرید نامه کیارستمی به احمدی‌نژاد در آستانه رقابت های انتخاباتی ۸۴)۳. تجربه شکست حزب کارگر در انگلستان و پیروزی قاطع«جانسون»، این مشابهت سازی را ایجاد کرده که در آمریکا هم ترامپ قاطع پیروز میشود. این هم برساختی رسانه ای است، اما کاملا تهی از حقیقت هم نیست. «سندرز» با اختلاف بالا رای جوانان که معمولا واجد گرایش آرمان خواهانه هستند را دارد، همچنان که «کوربین» در انگلستان. اما مشارکت بالای طیف سنی میانسال و پیر که عمدتا محافظه کارانه رای می دهند، میتواند همه چیز را بر ضد «سندرز» کند. همانطور که در انگلیس باعث شکست «کوربین» شد.
#مرکز_پژوهشی_متن#دیپلماسی_صلحبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۸:۵۹

undefinedآیا با تلگرام زندگی ما اخلاقی تر شده است؟!undefinedمهران صولتی
undefinedپدیده شبکه های اجتماعی همچون تلگرام در چند سال گذشته از زوایای گوناگون مورد نقدوتحلیل قرار گرفته است. بیش از همه از منظر عرصه های نوینی که برای ارتباطات شبکه ای ایجاد و نوعی پیوندهای ضعیف میان افراد ناشناخته ایجاد می کند.
undefined در این میان از نظر محتوایی بخش قابل توجهی از پیام های موجود در این شبکه ها را مطالبی با مضمون اخلاقی تشکیل می دهند که آدمیان را به تغییر نگرش، مثبت اندیشی، آزادگی، گذشت، سازگاری، جدی نگرفتن دنیا، زندگی در لحظه و... دعوت می کنند.
undefined با گذشت بیش از دو سال از حضور در شبکه های اجتماعی و مشاهده حجم عظیمی از تولیدات نوشتاری اخلاقی در این فضا مناسب است که این پرسش مطرح شود که تا چه حد زیست کنش گر ایرانی متاثر از تلگرام، اخلاقی تر و انسانی تر شده است؟ می کوشم با تقسیم اخلاق به دو بخش فردی و جمعی، به این پرسش پاسخ دهم.
undefinedاخلاقی زیستن در بعد فردی به معنای انجام نیکی بدون اجبار است. و این امر هم زمانی امکان پذیر است که فرد در انجام اعمال خود آزاد باشد و البته به اصول اخلاقی پایبند. از همین رو است که در جوامع استبدادی اخلاق بی معنی است زیرا افراد در انجام اعمال خود از آزادی و خودآیینی برخوردار نیستند. گسترش پیام های اخلاقی در تلگرام می تواند بازتاب دغدغه های اخلاقی جامعه ای رو به انحطاط تلقی شود که می کوشد با تامل در خود، گریزگاهی برای شاد بودن و زندگی در اکنون جستجو کند. البته فراوانی و تراکم این نوع پیام ها در شبکه های اجتماعی می تواند موجب ملال آور و بی اثر شدن چنین محتواهایی شود همچنان که انباشتگی جامعه از پیام های دینی در چهل سال گذشته نتوانسته به دینی تر شدن فضای زندگی اجتماعی در کشور بینجامد. از منظر اخلاق جمعی نیز می توان چنین پرسشی را مطرح کرد. آیا تلگرام موجب بهبود این نوع اخلاق در جامعه شده است؟
undefinedواقعیت این است که خیر! اخلاق جمعی زاییده مجموعه روابط میان سیاست، اقتصاد و فرهنگ است. همچنین اخلاق بیشتر جنبه فرهنگی دارد و بنابراین اگر وزن فرهنگ در مقایسه با سیاست و اقتصاد در حال افزایش باشد می توان به بهبود اخلاق در جامعه امیدوار بود. وضعیت کنونی جامعه ما چنین تحولی را نشان نمی دهد. با سیطره سیاست و اقتصاد بر فرهنگ، ما شاهد افزایش هرچه بیشتر روحیه فرصت طلبی، ترجیح منافع فردی، تظاهر و بی اعتمادی به یکدیگر در عرصه روابط اجتماعی هستیم. با چیرگی سرمایه داری مالی هم شاهد گسترش خرید و فروش ارزش های والای انسانی مانند انسانیت، شرافت، نجابت و ... به مثابه کالاهایی قابل معامله هستیم. زمانی می توانیم از اخلاقی تر شدن جامعه سخن بگوییم که نوعی هماهنگی میان اخلاق فردی و اخلاق جمعی در این سرزمین برقرار شده باشد. به نظر می رسد در وضعیت کنونی تلگرام با انتشار پیام های اخلاقی تنها محدود به حریم شخصی باقی مانده و نتوانسته تاثیری جدی در اخلاقی تر شدن جامعه ایفا نماید.
undefined شاید سهم تلگرام در ایجاد پیوندهای ضعیف میان شهروندان بتواند در درازمدت به افزایش اعتماد میان افراد کمک کند مشروط به آنکه بی اخلاقی همچون امروز از سوی سیاست و اقتصاد خریدار نداشته باشد!
#مرکز_پژوهشی_متن#فرهنگ_جامعهبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۸:۱۲

undefinedاضمحلال مفهوم دانشجوundefined<img style=" />undefinedمحمدرضا پویافر
undefinedطی سالهای گذشته حجم تأثیر سیاستهای نادرست در مورد توسعه کمّی و مدیریت آموزش عالی آن قدر زیاد بوده که یکی از اثرات آن، فرو ریختن مرز دانشجو و غیر دانشجو- مانند فرو ریختن تدریجی مرز دانشگاه از حوزه های دیگری همچون بازار، سیاست، دین و مانند آن – بوده است.در حال حاضر ایران سومین جمعیت فارغ التحصیلان رشته های مهندسی، یکی از بالاترین نسبت های دانشجو به جمعیت دیپلمه و در عین حال یکی از بالاترین شاخص های تقلب علمی را بین کشورهای مختلف داراست. توسعه کمّی آموزش عالی در مقاطع مختلف تحصیلی، همراه با تأسیس دانشگاه های جدید و ظرفیت های خالی زیاد در مناطق مختلف موجب شده تا هر آنکس که تا دیروز قصد یا شایستگی دانشجو شدن نداشته، برای مزایای مختلف مالی، مدیریتی و حتی پرستیژ اجتماعی وارد دانشگاه شود.
undefinedامروز ایران جمعیت زیادی دارد که نام دانشجو را حمل می کنند. آنها کاسبان، کارمندان، ورزشکاران، نظامیان، هنرمندانی هستند که با وجود داشتن پیشه و اشتغال خاص، دوست دارند دانشجو بشوند، مدرک دانشگاهی بگیرند، پستی به دست بیاورند، کمی به حقوقشان اضافه شود، یا این که فقط بتوانند با مدرک دانشگاهی برای خود جایگاه اجتماعی ظاهریِ بهتری دست و پا کنند. آنها شغل های ارزشمندی برای نیازهای اجتماعی گوناگون دارند، اما با این وجود در پی تصاحبِ نام «دانشجو» هستند. اشتباهی که با اصالت دادن به تحصیل دانشگاهی در همه رده های اجرایی، در نگاه مدیران و سیاسیون سطح اول کشور وجود دارد و در سطح جامعه هم رسوخ کرده است.
undefinedبنابراین دیگر ما با یک گروه متمایز با یک فرهنگ خاص – فرهنگ دانشجویی- مواجه نیستیم؛ چرا که این روزها تقریباً همه دانشجو هستند یا می توانند دانشجو باشند. پس دانشجو بودن هیچ وجه تمایز بارزی در منشِ رفتاری، مشیِ فکری و تقیدات اخلاقی با دیگرانِ بیرون از دیوارهای دانشگاه ندارد. چنین انسانی به دست ساختارِ سیاستگذاریهای بیماری اجتماعی، از درون تهی شده و تنها پوسته‌ای با برچسب دانشجو را بر تن خود حمل می کند. این پوسته‌ی تهی تاب تحمل فشارها و نهیب های درون و بیرون دانشگاهی برای بیان و مطالبه حق را ندارد. اصلا نه حوصله و نه میل و نه توانِ این بیان و مطالبه را ندارد. او درگیر تمام شدن دوره تحصیلی و گرفتن مدرک دانشگاهی‌اش برای رسیدن به چند هزار تومان اضافه حقوق، ارتقای پست سازمانی یا ژشتی جلوِ دیگران است. هیچ کدام از اینها با عمیق شدن در رشته تخصصی، کنجکاوی و ماجراجویی برای دانش و فریاد زدن در راه آنچه درست می داند تطابق ندارد. پس منطقی است که دانشجوی امروز «یکی از دیگران» باشد. یکی از دیگران بودن، به خودیِ خود بد نیست، شاید در بسیاری از موارد نشانه همدلی و یکرنگی با جامعه ای است که فرد در آن زندگی می کند. اما در مسیرِ به ابتذال کشیده شدن و اضمحلال مفهوم «دانشجو»، آنچه رخ می دهد، تن دادن دانشگاه – یعنی نهادِ علم و پایگاهِ تفکرِ انتقادی در جامعه- به قواعدِ تعامل و بلکه معامله در بیرون از دانشگاه است.
undefinedبنابراین همزمان با اضمحلال مفهوم دانشجو، مفهوم دانشگاه است که از درون تهی می شود. در این مسیر دانشگاه به هنجارها و ارزشهای بازار، سیاست یا سایر حوزه های دیگرِ غیر دانشگاهی آلوده شده و وجوه تمایز فرهنگ دانشگاهی در مسیر اضمحلال قرار می گیرد.
undefined 16 آذر روز دانشجو بود. روز دانشجویانی که وقایع محیط شان برایشان مهم بود. اما سیاستهای سالهای گذشته در مورد توسعه کمّی آموزش عالی موجب شده تا همزمان با تکثیرِ پوسته‌ و عنوان دانشجو، دانش-جو بودن و فریادگری اون در نتیجه این دانش-جویی کمیاب و کمیاب‌تر شود. آنها امروز یکی از دیگران هستند، همان دیگرانی که از فاجعه جوک می سازند و برای منافع خود به هر سرقت، زد و بند و دروغی رضایت می دهند.
#مرکز_پژوهشی_متن#فرهنگ_جامعهبه کانال مرکز پژوهشی متن بپیوندید@Matn_Rc

۸:۱۲

undefined️ «ایمنی گله‌ای» #نئولیبرالیسم اپیدمیولوژیک است
undefinedایزابل فری
undefinedدرحالی که بیشتر کشورهای اروپایی برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا دارند خودشان را برای قرنطینه آماده می‌کنند، چند کشور هم هستند که راهبرد دیگری را انتخاب کرده‌اند: ایمنی گله‌ای. آنها به جای آنکه تدابیری را برای افزایش فاصله‌گیری اجتماعی پیاده کنند، می‌خواهد تعمداً اجازه دهند ویروس بین افرادی که در معرض ریسک پایین‌تری قرار دارند گسترش یابد، تا بخش بزرگی از جمعیت نسبت به ویروس ایمنی پیدا کند. این رویکرد نخستین بار از سوی نخست‌وزیر انگلستان، #بوریس_جانسون، مطرح شد. #سوئد نیز علیرغم انتقادهای تند سازمان جهانی بهداشت به این رویکرد پایبند است.
undefined انها استدلال می‌کنند که ایجاد ایمنی گله‌ای تنها راهبرد بلندمدت برای مقابله با ویروس است، زیرا اپیدمی دیگر قابل‌مهار نیست و همواره موج جدیدی از آن می‌تواند ایجاد شود. به جای قرنطینه و تعطیل کردن کل کشور، فقط افراد درمعرض‌خطر باید قرنطینه شوند و اپیدمی به حال خود رها شود. با وجود این، به نظر بسیاری از اپیدمی‌شناسان و ویروس‌شناسان این راهبرد پرخطر و غیرعلمی بوده و احتمال دارد نرخ مرگ‌ومیر را بسیار بالا ببرد.
undefinedبنابر برآورد گزارش اخیر کالج سلطنتی لندن، اتخاذ این راهبرد موجب مرگ ۲۵۰ هزار نفر در انگلستان خواهد شد.
undefinedچرا باید کشوری همچون انگلستان حتی به چنین راهبرد پرخطری فکر کند، و چرا کشورهای دیگری هنوز به این رویکرد پایبند مانده‌اند؟ دلیلش نئولیبرالیسم است. از دهه ۱۹۸۰ تا کنون، ما تحت سلطه پارادایم سیاسی نئولیبرالیسم بوده‌ایم که سیاست‌های اجتماعیِ تحتِ سرپرستی دولت را با خصوصی‌سازی و مقررات‌زدایی از بازارها جایگزین کرده است. اعتقاد نئولیبرالیسم به عدالتِ ذاتیِ بازار به استدلال سیاسی‌ای منجر شده که عملاً سودآوری را بر جان مردم مقدم می‌داند.
undefinedنکته کنایه‌آمیز نئولیبرالیسم آن است که توهم تحرک اجتماعی را به وجود می‌آورد، درحالیکه درواقع در حال تشدید و حتی تعمیق نابرابری اجتماعی است، و فرض را بر این می‌گذارد که اگر همه می‌توانند در یک بازار آزاد «موفق شوند»، پس اگر مردم فقیرند تقصیر خودشان است. اما این باور نه فقط اشتباه، بلکه خشونت‌آمیز نیز است. نئولیبرالیسم باعث ثروت‌مندتر شدنِ ثروت‌مندان، و رنج‌کشیدنِ بیشترِ فقرا از محرومیت، بی‌ثباتی و وابستگی می‌شود.
undefinedایمنی گله‌ای نیز، همچون باور بی‌قید و شرط به بازار آزاد، بر پایه این فرضیه استوار است که بهترین راه شکست دادنِ اپیدمی عدم‌وضع مقررات برای‌ آن و رهاکردن‌اش است. اما درست مانند نئولیبرالیسم، به خشونت علیه فقرا و ضعفا منجر می‌شود: سالمندان و افراد کم‌توان، بی‌خانمان‌ها، پناهجویان و افراد دچار مشکلات سلامت.
undefinedاتفاقی نیست که این انگلستان و هلند، یعنی دو تا از نئولیبرال‌ترین کشورهای اروپا در دهه های اخیر، به شکل نظام‌مندی بودجه بخش سلامت، آموزش و مسکن را کاهش داده اند. لذا مخالفت با تدابیرِ به‌لحاظ اقتصادی زیان‌آوری مانند قرنطینه و تعطیلی کشور کاملاً با استدلال و منطق سیاسی آنها سازگار است.
undefinedبزرگ‌ترین چالش در رابطه با اپیدمی کرونا «صاف کردن منحنی» است، تا ظرفیت تخت‌های آی سی یو پر نشود. اما ظرفیت بخش‌ مراقبت ویژه در این کشورها ازپیش آنقدر پایین است که با تدابیر سرسختانه قرنطینه و تعطیلی کشور نیز کفایت نخواهد کرد. سرانه تخت آی سی یو در انگلستان و هلند نصف ظرفیت ایتالیاست. و این عدد برای سوئد، که می‌گویند بهترین دولت رفاه در اروپاست، کمتر از نصف ایتالیا است.
undefined اگر این کشورها می‌خواستند از اشباع ظرفیت سیستم درمانی‌شان جلوگیری کنند، باید مدت‌ها پیش دست به عمل می‌زدند. اما حالا دیگر کار از کار گذاشته است. اجرای تدابیر سختگیرانه، قرنطینه و تعطیلی کل کشور نه تنها بر اقتصاد فشار وارد می‌کند، بلکه از نظام درمانی‌ای پرده برمی‌دارد که در نتیجه ده‌ها سال اتخاذ سیاست‌های نئولیبرالی در حال فروپاشیدن است.
undefined انتخاب راهبرد ایمنی گله‌ای به دولت‌ها اجازه می‌دهد گناه را به گردن ویروس بیندازند، و نه حکمرانی نامطلوب خودشان. همان‌طور که می‌توان افراد فقیر را مقصر شمرد که به حدکافی تلاش نکرده‌اند، افراد مریض را نیز می‌توان به‌خاطر عدم‌ رعایت تدابیر قرنطینه‌ای مقصر دانست. مهم نیست تقصیر طبیعت، سرنوشت، یا خود شخص باشد، فقط دولت نئولیبرال نباید مسئول مرگ مردم قلمداد شود.
undefinedایمنی گله‌ای یک جنگ‌افزار بیولوژیک است. بسیاری از مردم براثر آن خواهند مرد، و دولت‌ها در قبال آن مسئولیت نخواهند پذیرفت. اما این راهبرد به یک‌باره و از دل هیچ به وجود نیامده است، بلکه امتداد منطقیِ استدلال سیاسی‌ای است که طی دهه‌های گذشته بر جهان حکمفرما بوده و اکنون به حدغایی و افراطی خود رسیده و به شکل نوعی داروینیسم اجتماعی‌ مبتنی‌بر عدم‌دخالت دولت درآمده است.
#مرکز_پژوهشی_متن@Matn_rc

۲۰:۲۹

thumbnail
#معرفی_کتابundefinedدیپلماسی اجبار و راهبرد فشار حداکثری آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایرانundefinedنویسنده: دکتر عبداله مرادیعضو هیات علمی دانشگاه عالی دفاع ملی
undefinedاز زمان روی کار آمدن «دونالد ترامپ» در کاخ سفید تا انتهای ۲۰۱۹م، شش سند راهبردی منتشر شده است که منطق رفتاری دولت ترامپ را با تاکید بر الگوگیری از سیاست خارجی «رونالد ریگان»، بر مبنای «صلح از طریق قدرت» معرفی می کند.
undefinedاین کتاب با بررسی اسناد راهبردی و پیشنهادات سیاستی اندیشکده های موثر، رویکردها و اهداف دولت ترامپ در قبال ایران را تبیین میکند.
undefinedراهبرد دولت ترامپ علیه ایران واجد «فشار حداکثری» و اعمال راهبرد «پس راندن» است که شامل ابعاد متخلف تحریم اقتصادی، فشار منطقه ای، دیپلماسی اجبار و ... می باشد.
undefinedدر سطح منطقه ای آمریکا به دنبال راهبرد «موازنه از راه دور» جهت حفظ فاصله برای ضربه پذیری کمتر و در کنار آن «اقدام گزینشی» برای اطمینان از «پس راندن» ایران است.
undefinedجهت خرید نسخه الکترونیک کتاب به #طاقچه مراجعه کنیدundefinedundefinedundefinedhttps://taaghche.com/book/72393/دیپلماسی-اجبار-و-راهبرد-فشار-حداکثری-آمریکا-برای-مقابله-با-جمهوری-اسلامی-ایران

۲۰:۲۰

thumbnail
#خیریه_خوبی_بی_بهانه#قربانی_ماهانه#ماه_شوالبا كمك هاى شما همراهان در شروع ماه شوال، ٣٠ بسته گوشت قربانى به دست ٣٠ خانواده نيازمند تحت پوشش موسسه رسيد.اين خانواده ها در اقصي نقاط استان تهران، توسط موسسه شناسايي شده اند تا طبق نيازشان، مورد حمايت قرار گيرند.
جمع مبالغ دريافت شده براي اين ماه: ٢,٦٩٠,٠٠٠ تومان

در راستای احیای سنت حسنه قربانی،هر ماه به یاری خداوند اقدام به #قربانی کردن چند راس گوسفند و توزیع گوشت آن بین خانواده‌های نیازمند خواهیم کرد..شما عزیزان می‌توانید مبالغ مورد نظر خود را به شماره کارت موسسه واریز نمایید.5022297000017397..#عدالت_برای_همه#justiceforall

۱۶:۲۷

undefinedالگوی حکمرانی ما و رصد لحظه ای انتخابات امریکا
undefinedمحسن محمدی
"خودباوری و اعتماد به نفس ملی" اساسی ترین دستاورد انقلاب بوده است. با وجود تمام مشکلات و گرفتاری های اقتصادی و سیاسی موجود، ان چه که همین استقلال ما را حفظ کرده و تا به حال در برابر چالش ها دوام اورده ایم، بی شک همین باور است.
از نتایج این خودباوری، باور افکار عمومی به این امر است که راه برون رفت از مشکلات در داخل است و توسعه و رفاه شهروندان با اتکای به توان ملی مقدور است. البته تجربه نیز این امر را برای ما اثبات کرده است و هر وقت که این باور در نخبگان سیاسی و مسولان ما ضعیف بوده، خسارت های ان را دیده ایم.
نمونه برجسته اش همین 7 سال حکمرانی اعتدالی و بنفش است ( و البته با همدستی دو قوه دیگر). شعار حل اب خوردن تا عزت پاسپورت ایرانی از طریق مذاکره، کار را به جایی رسانده که شرایط سال 92 برای مردم ایران به رویا بدل شده است و برای تامین تخم مرغ هم باید به صف شد.
این الگوی حکمرانی سبب شده تا نگاه به بیرون و جستجوی کلید در دست بیگانگان، برجسته تر از هر زمانی باشد. مگر رصد لحضه ای انتخابات امریکا در میان جامعه و حتی نخبگان و انتظار گشایش در ورای اب ها، معنای دیگری دارد؟
واقعا چکار کرده ایم؟ پیام این اهمیت و رصد لحظه ای انتخابات، غیر از ناامیدی از حل مشکلات در داخل است؟ جامعه مقصر نیست و نباید سرزنش شود، بلکه حکمرانی ضعیف، شعار زدگی و سلب اعتماد سیاسی، بانی این وضعیت است.
اگر مدیریت بورس و ارز و ... را در همین دوماه اخیر رصد کنید، باید به جامعه حق بدهید که چرا نگاهش به گشایش در بیرون است. بلی الگوی حکمرانی داخلی جامعه را اینگونه شرطی کرده و باور و اعتمادشان را به داخل تخریب ساخته است. این وضعیت را باید خیلی جدی گرفت، چرا که تبعات سیاسی و اجتماعی و... ویرانگری در پی دارد.
#مرکز_پژوهشی_متن@Matn_rc

۱۹:۲۱

undefinedالگوی حکمرانی ما و رصد لحظه ای انتخابات امریکا توسط جامعهundefined محسن محمدی #مرکز_پژوهشی_متن
"خودباوری و اعتماد به نفس ملی" اساسی ترین دستاورد انقلاب بوده است. با وجود تمام مشکلات و گرفتاری های اقتصادی و سیاسی موجود، ان چه که همین استقلال ما را حفظ کرده و تا به حال در برابر چالش ها دوام اورده ایم، بی شک همین باور و اعتماد به نفس است.
از نتایج این خودباوری، باور افکار عمومی به ان است که راه برون رفت از مشکلات، درونی است و پیشرفت و رفاه ملی با اتکای به توان ملی مقدور است. البته تجربه نیز این امر را برای ما اثبات کرده است و هر وقت که این باور در نخبگان سیاسی و مسولان ما ضعیف بوده، خسارت های ان را دیده ایم.
نمونه برجسته اش همین 7 سال حکمرانی اعتدالی و بنفش است ( و البته با همدستی دو قوه دیگر). شعار حل اب خوردن تا عزت پاسپورت ایرانی از طریق مذاکره، کار را به جایی رسانده که شرایط سال 92 برای مردم ایران به رویا بدل شده است و برای تامین تخم مرغ هم باید به صف شد.
این الگوی حکمرانی سبب شده تا نگاه به بیرون و جستجوی کلید در دست بیگانگان، امروزه برجسته تر از هر زمانی باشد. مگر رصد لحضه ای انتخابات امریکا در میان جامعه و حتی نخبگان و انتظار گشایش در ورای اب ها، معنای دیگری دارد؟
واقعا چکار کرده ایم؟ پیام این اهمیت و رصد لحظه ای انتخابات، غیر از ناامیدی از حل مشکلات در داخل است؟ جامعه مقصر نیست و نباید سرزنش شود، بلکه حکمرانی ضعیف، شعار زدگی و سلب اعتماد سیاسی، بانی چنین وضعیتی است.
اگر مدیریت بورس و ارز و ... را در همین دوماه اخیر رصد کنید، باید به جامعه حق بدهید که چرا نگاه و امیدش به گشایش در بیرون است. بله الگوی حکمرانی داخلی جامعه، را اینگونه شرطی کرده و باور و اعتمادشان را به داخل تخریب ساخته است. این وضعیت را باید خیلی جدی گرفت، چرا که تبعات سیاسی و اجتماعی و... ویرانگری در پی دارد.
#مرکز_پژوهشی_متن@matn_rc

۱۹:۴۷

"مذاکره و منطق قدرت"
undefined محسن محمدی#مرکز_پژوهشی_متن
undefined کانونی ترین بحث سیاست در باب "قدرت" است و مساله محوری در این دانش، چگونگی کسب، حفظ و توسعه قدرت است.
undefined به باور علمای سیاست، ملت ها به میزان بهره مندی از قدرت، از امنیت، منافع ملی و...برخوردارند و دایره بازیگری یک کشور را، قدرت آن تعیین می کند.
undefined ابزارهای مختلف مانند دانش، اقتصاد...و حتی "مذاکره"، در خدمت قدرت و بسط آن قرار دارند و بر این اساس توجیه می شوند و مطلوببت دارند. (حتی مطلوبیت کاربرد بمب اتم و ترور و... بر این اساس توجیه می شود)
undefined بنابراین موضوعیت و منطق مذکراه هم بر مبنای حفظ یا توسعه قدرت، توجیه می شود و نه زوال و به فرسایش بردن آن.
undefined فهمی که در سال های اخیر در میان بخشی از نخبگان و حتی طیف هایی از جامعه شکل گرفته، ظاهرا خلاف این گزاره مسلم در علم سیاست است.
undefined سال 92 بحث از مذاکره شد و البته کارت هایی چون برخورداری از غنی سازی 20 درصد و...، پشتوانه آن بود. اما ظاهرا منطق مذاکره در این سال ها، نه تنها سایر مولفه های قدرت و توان چانه زنی را توسعه نداده، بلکه خلافش عمل کرده و دست ما برای مذاکرات احتمالی در آینده، خالی تر از قبل شده است.
undefined چرا که نگاه ما به مذاکره، فروش یا فروکاست عناصر قدرت ملی برای کاهش مقعطی فشارها و ... است. اما غافل از این که، این گونه نگرش به مذاکره، خود توسعه دهنده فشارها و تحدید شدن بیشتر زندگی و معیشت ایرانی است. تجربه دوسال اخیر، گواهی بر این مدعاست.
undefined "آیا دوباره و با آمدن بایدن، با همان منطق و نگرش به مذاکره، مشغول این دور باطل می شویم و هزینه های بیشتری برای معیشت و امنیت ایرانی تولید می کنیم یا نه؟"
#مرکز_پژوهشی_متن
@matn_Rc

۱۴:۴۲

بایدن و مطلوبیت ها برای آینده برجامundefinedدکتر عبداله مرادی
در آستانه حضور بایدن در کاخ سفید، علیرغم تبلیغات رسانه و خوش بینی های زودگذر، به نظر می رسد که شکاف زیادی میان رویکرد بایدن با انتظارات ایران وجود دارد. چه اینکه «بایدن» و نیز مشاور امنیت ملی «سالیوان»، بر این تاکید کرده اند که؛ بازگشت انها به برجام مشروط خواهد بود. در حالیکه این آمریکا بوده که از برجام خارج شده است. همچنین به نظر می رسد میان انچه بایدن «بازگشت به برجام» می‌خواند با آنچه ایران بازگشت به برجام میداند، فاصله بسیاری وجود دارد.
undefinedمطلوب حداکثری ایران ؛ «بازگشت آمریکا به برجام» با این تعریف؛ حذف تحریم های اعمال شده از ۲۰۱۷ تاکنون+جبران زیان های اقتصادی ناشی از تحریم+ مکتوب تصریح یا قول شفاهی آمریکا مبنی بر عدم استفاده از مکانیزم ماشه. هدف ایران؛ احیای برجام بدون مذاکرات منطقه ای و موشکی حداقل در کوتاه مدت
undefinedمطلوب حداکثری آمریکا ؛ «بازگشت آمریکا به برجام» با این تعریف‌‌؛ عقب رفتن تمامی کاهش تعهدات ایران+تخفیف تحریم ها صرفا در تسهیل مبادلات دارو و غذا با ادله حقوق بشردوستانه. هدف آمریکا؛ توافق کوتاه مدت سریع با روحانی برای مدیریت انتخابات آتی و توسعه مذاکرات به موشکی و منطقه ای +باقی ماندن تحریم ها در عین اجبار ایران به رعایت کامل برجام
undefinedمطلوب ممکن برای ایران ؛ مطلوب ممکن برای جمهوری اسلامی «اجبار طرف مقابل به قناعت ورزیدن به برجام و کشیدن دندان طمع فرابرجامی شان» است. مصوبه راهبردی مجلس نیز در همین راستا و برای حفظ برجام است. اما موفقیت در این مساله بستگی به مولفه های چون‌؛ میزان توان کشور در مدیریت فضای اقتصادی، همبستگی سیاسی و مدیریت افکار عمومی (مقابله با شرطی شدن جامعه)، دارد.
undefinedراهبرد‌ ؛ راهبرد اصلی برای جمهوری اسلامی «تعریف مجددِ محل نزاع با آمریکا در موضوع هسته ای با کاهش تعهدات و کاهش شدید زمان گریز» است. این راهبرد با مصوبه مجلس، می‌تواند دست دولت برای فشار بر آمریکا و کسب امتیاز را باز کند. البته اگر فضاسازی های سیاسی این اجازه را بدهد.#مرکز_پژوهشی_متن@Matn_rc

۱۱:۴۶

thumbnail
undefined️ مركز مطالعات بين المللي و استراتژيك در واشنگتن پيشنهاد كرد
undefined ايران را با جنگ نامنظم مهار كنيم
undefined دکتر هادی خسروشاهین
سث جی جونز، معاون ارشد مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک در واشنگتن مي نويسد:مهم‌ترین چالش دولت بایدن با ایران مذاکره‌ی مجدد در مورد توافق هسته‌ای نیست، ‌بلکه تضعیف جنگ نامنظم ایران در منطقه و کمک به شرکای غیردولتی مانند حزب‌الله لبنان است. سپاه قدس به نیروها و شرکای غیردولتی خود در سوریه، عراق، یمن، لبنان، افغانستان و سایر کشورها کمک می‌رساند. علاوه‌بر این، ایران بزرگ‌ترین نیروی موشکی بالستیک و کروز در خاورمیانه را دارد و این را هم با مجوز و حمایت روسیه، چین و کره‌ی شمالی به‌دست آورده است.
undefined ادامه...

#اندیشکده_ها

#مركز_مطالعات_بين_المللي_و_استراتژيك_واشنگتن

@JaraianCenter

۹:۵۹

undefined️ مركز مطالعات بين المللي و استراتژيك در واشنگتن پيشنهاد كرد
undefined ايران را با جنگ نامنظم مهار كنيم
undefined دکتر هادی خسروشاهین
undefined️ «سث جی جونز»، معاون ارشد مرکز مطالعات بین‌المللی و استراتژیک در واشنگتن مي نويسد: مهم‌ترین چالش دولت بایدن با ایران مذاکره‌ی مجدد در مورد توافق هسته‌ای نیست، ‌بلکه تضعیف جنگ نامنظم ایران در منطقه و کمک به شرکای غیردولتی مانند حزب‌الله لبنان است. سپاه قدس به نیروها و شرکای غیردولتی خود در سوریه، عراق، یمن، لبنان، افغانستان و سایر کشورها کمک می‌رساند. علاوه‌بر این، ایران بزرگ‌ترین نیروی موشکی بالستیک و کروز در خاورمیانه را دارد و این را هم با مجوز و حمایت روسیه، چین و کره‌ی شمالی به‌دست آورده است. ایران همچنین توانایی‌های سایبری تهاجمی خود را بهبود بخشیده است.
undefined️ کازینو‌ها، سدها، شبکه‌ی برق و موسسات مالی مانند چیف مورگان، ‌بانک آمریکایی و بورس اوراق بهادار نیویورک بارها مورد حملات ایران قرار گرفته‌اند. اين در حاليست كه آژانس‌های دولتی آمریک هنوز در فضای جنگ‌های متعارف و هسته‌ای قرار دارند؛ درحالی‌که این نوع جنگ‌ها تا حد زیادی تعارض‌های میان قدرت‌های بزرگ را در قرن بیستم تعریف می‌کرد. اما احتمالا سیاست بین‌المللی را برای سال‌های آینده، جنگ‌های نامنظم تحت‌تاثیر قرار خواهد داد؛ ‌بنابراین چالش دولت بایدن ایجاد تعادل میان آمادگی برای جنگ متعارف و هسته‌ای و جنگ‌های نامنظم برای رسیدن به نقطه‌ی بازدارندگی است. بنابراین در حالی که رقبای آمریکا از استراتژی و تاکتیک‌های نامنظم در حال استفاده هستند، آمریکای بایدن نیز باید با بازبینی در استراتژی‌های دفاعی و نظامی در این مسیر گام بردارد.
undefined️ به‌طور خلاصه جنگ آینده‌ای که بایدن با آن مواجه است، به تعریف ژنرال و استراتژیست نظامی چین، سان تزو نزدیک‌تر است (تسلیم کردن دشمن بدون جنگ، اوج مهارت است) تا به کال فون کلازویتس نظریه‌پرداز ارتش پروس که جنگ را به عنوان یک اقدام خشونت‌آمیز برای اجبار حریف جهت انجام خواسته‌ی طرف مقابل تعریف می‌کرد. بنابراين دولت بايدن دولت بایدن باید عملیات تهاجمی و نه دفاعی از جمله در حوزه‌ی اطلاعاتی را به انجام برساند چراکه چین، روسیه و ایران آسیب‌پذیر هستند؛ دقیقا مانند شوروی که در طول جنگ سرد آسیب‌پذیر بود. سیستم‌های سیاسی اقتدارگرایانه آنها و تلاش برای کنترل دسترسی به اطلاعات ازجمله از طریق رسانه‌های دولتی، آنها را مستعد نبرد اطلاعاتی و جنگ نامنظم غرب و آمریکا می‌کند. بنابراین آمریکا و شرکای این کشور در اروپا، آسیا و سایر مناطق باید بی‌وقفه موارد نقض حقوق بشر، ظلم و فساد در چین، روسیه و ایران را افشا کنند.
undefined اندیشکده جریان

#اندیشکده_ها

@JaraianCenter

۹:۵۹