پایان جنگ کجاست؟
محمد حسین تیرآور
لینک متن در شبکه اجتماعی اینستاگرام |
یک صورتبندی غلط و یک خطای محاسباتی، انگیزه نوشتن این متن شده است. در جلسهای بودیم که دوستی مولف و فعال در رسانه اصرار داشت که: «واقعیت را بپذیرید، اسرائیل و آمریکا در جنگ از ما قویترند و ما حرفی برای گفتن نداریم»، وقتی میپرسیدیم: خب چه کنیم؟ معتقد بود: «نمیدانم اما خدا بزرگه». گاهی در بین مردم نیز پرتکرار میشنویم که: «وقتی از تو مجهزتر، پر امکاناتتر است، وقتی چندین حامی گردن کلفت پای کار کمک دارد اسرائیل، ایرانِ تنها چه چیز برای گفتن دارد؟
فارغ از تکیه بر نصرت الهی و امداد غیبی که واقعیت هستیست، و فارغ از یک تاریخ مثال از غلبه گروه کوچک حق بر کفری مجهزتر و بزرگتر، باید پاسخ داد که: «آیا واقعاً جمهوری اسلامی ایران بیعقل است که دست به یقه با جریان قویتر از خودش شده است که در آخر نهایتاً بعد از شکست بگوید:«ایستاده جان دادن بهتر است ذلت اسارت است» ؟؟
تصور اغلب آن است که : اسرائیل تجهیزات بیشتری دارد، نه در همه جنبهها مانند موشکی و پهبادی، اما در زمینه هوایی دست برتر و در زمینه هستهای و اطلاعاتی کارآزمودهتر است. از طرفی اسرائیل که تنها نیست، بگوییم اسرائیل برابر است و شاید هم سطح و شاید کمی مجهزتر، آمریکا را چه میگوییم؟ بزرگترین ارتش جهان، مجهزترین، از بمب اتم تا ... . بلاخره او پر شمارتر و بیشتر است از ما، درست؟ قدم به قدم با متن همراه باشید تا این خطای محاسباتی در باب چیستی یک جنگ واقعی با فرضیه قدرتمندی آمریکا و اسرائیل را بررسی کنیم.ابتدا:1) در جنگ لزوماً قیمت تجهیزات و حتی نو کهنه بودن آنها ملاک نیست. ممکن است خطر یک ناو هواپیمابر بسیار گران قیمت و مجهز با چند اژدر دریایی که قیمتش یک هزارم آن ناو است دفع یا حتی غرق شود. یک فرودگاه مجهز از جنگنده ممکن است با چند موشک بسیار ارزان قیمتتر ،بدون هزینه جانی یک خلبان، کاراییاش به صفر برسد، این دو مثال زده شد تا بیان شود جنگ چشم و هم چشمی و قیمت زیور آلات سر و گردن نیست که هرچه قیمتش بالاتر باشد ارزشمندتر است، نتیجهی جنگ قیمت دارد.
شما در جنگ حتی لزومی ندارد در لبهی تکنولوژی در همه ابعاد باشید برای غالب شدن، هنر، هزینه ایجاد کردن و خنثی کردن توان دشمن است.
2) در جنگ تنها تسلیحات نیست که توان شما به حساب آید، نکات اقتصادی و سیاسی و گستره سرزمینی نیز، سلاح است، با کدام اصل؟ با اصلی که معطوف است به نتیجه، نه معطوف است به قیمت تعداد و مارک آنها، یعنی: دسترسی شما به دو شاهراه مهم اقتصادی جهان یعنی «باب المندب» و «تنگه هرمز» که تقریبا چیزی حدود سی درصد اقتصاد جهان را درگیر به خود کرده است، یکی از سلاح های شماست برای تغییر در محاسبات دشمن شما و هم پیمانانش.
امکان تهدید کشور های کوچک دور و بر شما که تمام سرمایشان میدان نفتیست و از شما هم پولدار تر نیز هستند اما به واسطه پایگاههای دشمنِ شما در آنها، با کمترین هزینه توسط ایران و حمله موشکی به تاسیسات نفتیشان در چند دقیقه، چند سال عقب میافتند، عقب افتادنی که حتی اگر پاسخی هم داده شود، دیگر برایشان میدان نفتی نمیشود. اصطلاحاً: یک میدان نفتی در چند ثانیه دود میشود و کاراییاش به صفر میرسد، حالا اصابت اتم به ایران توسط آن کشور هم برایشان کار میدان نفتی را نمیکند و مجبور است طی چند سال به نقطه قبلی برسد. پس وجود پایگاه دشمن در کشورهای نفت خیز مجاور نیز یک نقطه ضعف و یک سلاح برای ایران است.3) گسترهی سرزمینی یک مزیت است، سرزمین کوچک به راحتی به هم میریزید کلاً و تماماً اما یک کشور بزرگ از بعد مساحت بسیار طولانیتر و بسیار سختتر تماماً به هم میریزد . اما اصل خطای محاسباتی:چرا کشورها اصلا حمله میکنند؟ برای فشار آوردن به آنها، که؟ بخشی از آن را اشغال کنند یا امتیازی از آن بگیرند، درست؟ پس هدف جنگ، فشار آوردن و وارد کردن هزینه است. این هزینهمند کردن را به صورت اجمالی و کلی بشماریم، در یک هرم، از کمترین تا بیشترین هزینه:در کف هرم، حملهای خیلی محدود بدون خسارتی خاص برای ایجاد رعبو ترس . در قدمی بیشتر تخریب و حمله به زیر ساخت های نظامی. در قدمی بیشتر حذف نیروی انسانی نظامی و سیاسی، در قدمی بیشتر تخریب زیر ساخت های ملی مانند انرژی و... در قدمی بالاتر کشتن مردم عادی غیر نظامی و در قدم بالاتر تخریب گستره تمام آنچه گفته شد، یعنی تطفات بسیار بالا و تخریب تمامی.اینها را در یک هرم تصور کنید. هرم:
حمله ای خیلی محدود بدون خسارتی خاص برای ایجاد رعبتخریب و حمله به زیر ساخت های نظامیتخریب زیر ساختهای ملی مانند انرژیکشتن مردم عادی غیرنظامی تخریب گستره تمام آنچه گفته شد
تمام حرف این است: کشورها تا بالاترین نقطهی حرم پیش نمیروند در تجاوز و یا
یک صورتبندی غلط و یک خطای محاسباتی، انگیزه نوشتن این متن شده است. در جلسهای بودیم که دوستی مولف و فعال در رسانه اصرار داشت که: «واقعیت را بپذیرید، اسرائیل و آمریکا در جنگ از ما قویترند و ما حرفی برای گفتن نداریم»، وقتی میپرسیدیم: خب چه کنیم؟ معتقد بود: «نمیدانم اما خدا بزرگه». گاهی در بین مردم نیز پرتکرار میشنویم که: «وقتی از تو مجهزتر، پر امکاناتتر است، وقتی چندین حامی گردن کلفت پای کار کمک دارد اسرائیل، ایرانِ تنها چه چیز برای گفتن دارد؟
فارغ از تکیه بر نصرت الهی و امداد غیبی که واقعیت هستیست، و فارغ از یک تاریخ مثال از غلبه گروه کوچک حق بر کفری مجهزتر و بزرگتر، باید پاسخ داد که: «آیا واقعاً جمهوری اسلامی ایران بیعقل است که دست به یقه با جریان قویتر از خودش شده است که در آخر نهایتاً بعد از شکست بگوید:«ایستاده جان دادن بهتر است ذلت اسارت است» ؟؟
تصور اغلب آن است که : اسرائیل تجهیزات بیشتری دارد، نه در همه جنبهها مانند موشکی و پهبادی، اما در زمینه هوایی دست برتر و در زمینه هستهای و اطلاعاتی کارآزمودهتر است. از طرفی اسرائیل که تنها نیست، بگوییم اسرائیل برابر است و شاید هم سطح و شاید کمی مجهزتر، آمریکا را چه میگوییم؟ بزرگترین ارتش جهان، مجهزترین، از بمب اتم تا ... . بلاخره او پر شمارتر و بیشتر است از ما، درست؟ قدم به قدم با متن همراه باشید تا این خطای محاسباتی در باب چیستی یک جنگ واقعی با فرضیه قدرتمندی آمریکا و اسرائیل را بررسی کنیم.ابتدا:1) در جنگ لزوماً قیمت تجهیزات و حتی نو کهنه بودن آنها ملاک نیست. ممکن است خطر یک ناو هواپیمابر بسیار گران قیمت و مجهز با چند اژدر دریایی که قیمتش یک هزارم آن ناو است دفع یا حتی غرق شود. یک فرودگاه مجهز از جنگنده ممکن است با چند موشک بسیار ارزان قیمتتر ،بدون هزینه جانی یک خلبان، کاراییاش به صفر برسد، این دو مثال زده شد تا بیان شود جنگ چشم و هم چشمی و قیمت زیور آلات سر و گردن نیست که هرچه قیمتش بالاتر باشد ارزشمندتر است، نتیجهی جنگ قیمت دارد.
شما در جنگ حتی لزومی ندارد در لبهی تکنولوژی در همه ابعاد باشید برای غالب شدن، هنر، هزینه ایجاد کردن و خنثی کردن توان دشمن است.
2) در جنگ تنها تسلیحات نیست که توان شما به حساب آید، نکات اقتصادی و سیاسی و گستره سرزمینی نیز، سلاح است، با کدام اصل؟ با اصلی که معطوف است به نتیجه، نه معطوف است به قیمت تعداد و مارک آنها، یعنی: دسترسی شما به دو شاهراه مهم اقتصادی جهان یعنی «باب المندب» و «تنگه هرمز» که تقریبا چیزی حدود سی درصد اقتصاد جهان را درگیر به خود کرده است، یکی از سلاح های شماست برای تغییر در محاسبات دشمن شما و هم پیمانانش.
امکان تهدید کشور های کوچک دور و بر شما که تمام سرمایشان میدان نفتیست و از شما هم پولدار تر نیز هستند اما به واسطه پایگاههای دشمنِ شما در آنها، با کمترین هزینه توسط ایران و حمله موشکی به تاسیسات نفتیشان در چند دقیقه، چند سال عقب میافتند، عقب افتادنی که حتی اگر پاسخی هم داده شود، دیگر برایشان میدان نفتی نمیشود. اصطلاحاً: یک میدان نفتی در چند ثانیه دود میشود و کاراییاش به صفر میرسد، حالا اصابت اتم به ایران توسط آن کشور هم برایشان کار میدان نفتی را نمیکند و مجبور است طی چند سال به نقطه قبلی برسد. پس وجود پایگاه دشمن در کشورهای نفت خیز مجاور نیز یک نقطه ضعف و یک سلاح برای ایران است.3) گسترهی سرزمینی یک مزیت است، سرزمین کوچک به راحتی به هم میریزید کلاً و تماماً اما یک کشور بزرگ از بعد مساحت بسیار طولانیتر و بسیار سختتر تماماً به هم میریزد . اما اصل خطای محاسباتی:چرا کشورها اصلا حمله میکنند؟ برای فشار آوردن به آنها، که؟ بخشی از آن را اشغال کنند یا امتیازی از آن بگیرند، درست؟ پس هدف جنگ، فشار آوردن و وارد کردن هزینه است. این هزینهمند کردن را به صورت اجمالی و کلی بشماریم، در یک هرم، از کمترین تا بیشترین هزینه:در کف هرم، حملهای خیلی محدود بدون خسارتی خاص برای ایجاد رعبو ترس . در قدمی بیشتر تخریب و حمله به زیر ساخت های نظامی. در قدمی بیشتر حذف نیروی انسانی نظامی و سیاسی، در قدمی بیشتر تخریب زیر ساخت های ملی مانند انرژی و... در قدمی بالاتر کشتن مردم عادی غیر نظامی و در قدم بالاتر تخریب گستره تمام آنچه گفته شد، یعنی تطفات بسیار بالا و تخریب تمامی.اینها را در یک هرم تصور کنید. هرم:
حمله ای خیلی محدود بدون خسارتی خاص برای ایجاد رعبتخریب و حمله به زیر ساخت های نظامیتخریب زیر ساختهای ملی مانند انرژیکشتن مردم عادی غیرنظامی تخریب گستره تمام آنچه گفته شد
تمام حرف این است: کشورها تا بالاترین نقطهی حرم پیش نمیروند در تجاوز و یا
۲۲:۱۹