سلام
اگه اینجایی، یعنی یه جایی درونت خواسته یکم آرومتر نفس بکشه...
اینجا قراره باهم یاد بگیریمچطور از شلوغی ذهن فاصله بگیریمو برگردیم به همین لحظهی سادهای که الان توشیم.
نه قراره کامل باشیمنه عجلهای هستفقط قراره «باشیم»...
خوش اومدی
@Middlepass 🪷
اینجا قراره باهم یاد بگیریمچطور از شلوغی ذهن فاصله بگیریمو برگردیم به همین لحظهی سادهای که الان توشیم.
نه قراره کامل باشیمنه عجلهای هستفقط قراره «باشیم»...
خوش اومدی
@Middlepass 🪷
۲۲:۰۱
اگه ذهنت خیلی شلوغهاگه مدام فکر میکنیاگه نمیتونی آروم بگیری...
بدونمشکل از تو نیست.
ذهن، کارش فکر کردنه.
ما اینجا یاد میگیریمچطور باهاش مهربونتر رفتار کنیم
@Middlepass 🪷
بدونمشکل از تو نیست.
ذهن، کارش فکر کردنه.
ما اینجا یاد میگیریمچطور باهاش مهربونتر رفتار کنیم
@Middlepass 🪷
۲۲:۴۴
از اونجایی که اینستاگرام و یوتیوب فیلتر شده و راه دسترسیای به محتواهای صفحهی راه میانه نیست، تصمیم گرفتم داخل این صفحه و توی پیامرسان بله محتوای آموزشی رو ادامه بدم.امیدوارم کمککننده باشه.
@Middlepass 🪷
۲۲:۴۷
بازارسال شده از کانون یوگا
Voice 118.m4a
۰۳:۳۰-۳.۳ مگابایت
۲۲:۴۸
بازارسال شده از کانون یوگا
Voice 119.m4a
۰۲:۵۱-۲.۷ مگابایت
۲۲:۴۸
بازارسال شده از کانون یوگا
Voice 120.m4a
۰۲:۰۱-۱.۹۲ مگابایت
۲۲:۴۸
بازارسال شده از کانون یوگا
Voice 121.m4a
۰۳:۳۳-۳.۳۶ مگابایت
۲۲:۴۸
بازارسال شده از کانون یوگا
Voice 122.m4a
۰۲:۳۰-۲.۳۸ مگابایت
۲۲:۴۸
شاکلهی کلمه، برگرفته از "ساتیِ" بوداییاست. بهمعنای آگاهی و توجه و یادآوری.
@Middlepass 🪷
۱۷:۰۹
گاهی فکر میکنیم برای آرام شدن باید اول «شرایط بیرونی» عوض شود: استرس کمتر شود، آدمها تغییر کنند، زندگی منظمتر شود…اما در کار با ذهن و بدن، یک مسیر آرامتر و در دسترستر هم وجود دارد: برگشتن به نفس.در مایندفولنس (ذهنآگاهی)، تمرکز روی تنفس فقط یک تکنیک ساده نیست؛ در واقع یک «لنگر» است برای برگشتن از ذهنِ شلوغ به بدنِ زندهی همین لحظه.
وقتی تحت فشار روانی هستیم، سیستم عصبی وارد حالت هشدار میشود: ضربان قلب بالا میرود، تنش عضلانی زیاد میشود، و ذهن شروع میکند به نشخوار فکرها.در این لحظهها، بدن در واقع دارد یک پیام میدهد: «من احساس امنیت نمیکنم.»تمرکز روی نفس، کمک میکند این چرخه آرامآرام تغییر کند.نه با زور، نه با کنترل فکرها، بلکه با برگرداندن توجه به یک ریتم طبیعی و ثابت: دم و بازدم.کمکم بدن پیام جدیدی دریافت میکند: «الان در خطر فوری نیستم.»و همین تغییر کوچک در سیستم عصبی، میتواند روی اضطراب، تنش بدنی و حتی دردهای مرتبط با استرس اثر بگذارد.نکته مهم این است: هدف مایندفولنس حذف افکار یا احساسات نیست. هدف، یاد گرفتنِ «دیدن بدون درگیر شدن» است.دیدن اینکه: فکر هست، اما من فقط فکر نیستم. احساس هست، اما من فقط احساس نیستم. بدن واکنش دارد، اما من میتوانم آن را مشاهده کنم.
تمرین ساده: چند لحظه مکث کن. فقط دم… و بازدم را دنبال کن. بدون تغییر دادن آن. بدون قضاوت. فقط مشاهده.
گاهی همین کار کوچک، فاصلهای بین تو و آشفتگی ایجاد میکند. نه برای فرار از زندگی، برای حضور آرامتر در آن.
🪷 آموزش مدیتیشن و ذهنآگاهی MiddlePass | راه میانه
ارتباط:🪷
تلگرام: https://t.me/middlepassاینستاگرام: https://www.instagram.com/middlepass_?utm_source=qr&igsh=MWIzZm1tNnlqczUwbA==
وقتی تحت فشار روانی هستیم، سیستم عصبی وارد حالت هشدار میشود: ضربان قلب بالا میرود، تنش عضلانی زیاد میشود، و ذهن شروع میکند به نشخوار فکرها.در این لحظهها، بدن در واقع دارد یک پیام میدهد: «من احساس امنیت نمیکنم.»تمرکز روی نفس، کمک میکند این چرخه آرامآرام تغییر کند.نه با زور، نه با کنترل فکرها، بلکه با برگرداندن توجه به یک ریتم طبیعی و ثابت: دم و بازدم.کمکم بدن پیام جدیدی دریافت میکند: «الان در خطر فوری نیستم.»و همین تغییر کوچک در سیستم عصبی، میتواند روی اضطراب، تنش بدنی و حتی دردهای مرتبط با استرس اثر بگذارد.نکته مهم این است: هدف مایندفولنس حذف افکار یا احساسات نیست. هدف، یاد گرفتنِ «دیدن بدون درگیر شدن» است.دیدن اینکه: فکر هست، اما من فقط فکر نیستم. احساس هست، اما من فقط احساس نیستم. بدن واکنش دارد، اما من میتوانم آن را مشاهده کنم.
تمرین ساده: چند لحظه مکث کن. فقط دم… و بازدم را دنبال کن. بدون تغییر دادن آن. بدون قضاوت. فقط مشاهده.
گاهی همین کار کوچک، فاصلهای بین تو و آشفتگی ایجاد میکند. نه برای فرار از زندگی، برای حضور آرامتر در آن.
🪷 آموزش مدیتیشن و ذهنآگاهی MiddlePass | راه میانه
ارتباط:🪷
تلگرام: https://t.me/middlepassاینستاگرام: https://www.instagram.com/middlepass_?utm_source=qr&igsh=MWIzZm1tNnlqczUwbA==
۱۳:۵۲
تا حالا شده زیر پتوی سنگین حس کنی تمام استرسهات ناپدید شده؟
شاید همهشون نه، اما طیفی از آرامش رو تجربه کنی؛
وقتی یه پتو یا وزنه سبک رو میندازی روی بدن، انگار که یکی محکم بغلت کرده. این فشار، اعصابت رو آروم میکنه، مغزت رو وامیداره که مواد شادیبخش مثل سروتونین و دوپامین ترشح کنه و هورمون استرس (کورتیزول) رو پایین بیاره. به این حس «فشار عمیق» میگن.
توی روش «ناین نورولینکس» (که ترکیبی از تقویت مغز و حسهای بدنه)، از همین وزنهگذاری روی بدن استفاده میکنن تا ذهن و بدن زمینگیر بشه (یعنی از حالت پریشانی دربیاد) و مغز آماده بشه که الگوهای اضطرابی رو تغییر بده.
این پست رو برای کسی که بیقراریذهنی داره، فوروارد کن.اگه امتحان کردید نظرتونو دربارهی این روش بگید.🪴
https://ble.ir/MiddlepassMindfulness and body awareness practices in persion 🪷
شاید همهشون نه، اما طیفی از آرامش رو تجربه کنی؛
وقتی یه پتو یا وزنه سبک رو میندازی روی بدن، انگار که یکی محکم بغلت کرده. این فشار، اعصابت رو آروم میکنه، مغزت رو وامیداره که مواد شادیبخش مثل سروتونین و دوپامین ترشح کنه و هورمون استرس (کورتیزول) رو پایین بیاره. به این حس «فشار عمیق» میگن.
توی روش «ناین نورولینکس» (که ترکیبی از تقویت مغز و حسهای بدنه)، از همین وزنهگذاری روی بدن استفاده میکنن تا ذهن و بدن زمینگیر بشه (یعنی از حالت پریشانی دربیاد) و مغز آماده بشه که الگوهای اضطرابی رو تغییر بده.
این پست رو برای کسی که بیقراریذهنی داره، فوروارد کن.اگه امتحان کردید نظرتونو دربارهی این روش بگید.🪴
https://ble.ir/MiddlepassMindfulness and body awareness practices in persion 🪷
۱۳:۵۷
نام تمرین: «فشاری که آرام میکند»زمان: ۵ تا ۷ دقیقه
مرحلهٔ اول: لنگر حسی (۱ دقیقه)به پشت دراز بکشید یا راحت بنشینید. اگر میتوانید، چشمها را ببندید.یک پتوی نهچندان سبک (یا دو لایه ملحفه) روی پاها و شکم خود بیندازید.حالا توجهتان را به جایی ببرید که فشار پارچه را روی پوست حس میکنید – مثلاً روی رانها یا کنار لگن.برای سه بار دم و بازدم، فقط همین فشار را حس کنید؛ نه بیشتر.
مرحلهٔ دوم: دیدن بیقراری بدن (۲ دقیقه)به خودتان اجازه دهید بدون قضاوت احساس کنید: کجای بدنتان امروز از سنگینی پتو فرار میکند؟ شاید شانهها که منقبض شدهاند، یا کف پاها که بیتابند.اسم آن ناحیه را در ذهن بگذارید: «چسبندگی پشت گردن»، «سبکی سرد در شکم».حالا آهسته با خودتان بگویید:«این لرز یا گرفتگی، پیام بدن من است. حق دارد اینجا باشد، بدون اینکه فوراً درستش کنم.»
مرحلهٔ سوم: هم این و هم آن در تماس با وزن (۲ دقیقه)
· نفس بکشید… «هم گاهی از فشار دادن خودم به زمین خستهام…» نفس بکشید… «و هم این وزنهی ساده روی بدنم، به من میگوید که هنوز اینجام.»· نفس بکشید… «هم نمیتوانم همیشه رها باشم و آرام…» نفس بکشید… «و هم همین حالا، زیر همین پتو، طیفی از سکون را تجربه میکنم.»· نفس بکشید… «هم بدنم خاطرهی بغلهای امن را کم دارد…» نفس بکشید… «و هم دست خودم میتواند همین الان محکم روی قلبم قرار بگیرد.»
مرحلهٔ چهارم: بازگرداندن شفقت با یک لمس ثابت (۱ دقیقه)دست راستتان را روی قفسهٔ سینه و دست چپ را زیر پتو روی شکم بگذارید.فشار دستها را طوری تنظیم کنید که نه معلق باشد نه آزاردهنده – درست مثل لحاف سنگینی که از همان اول روی شما بود.با صدای آرام (یا در سکوت ذهن) بگویید:«این فشار عمیق، استرسم را زمینگیر میکند. من برای این بدنِ بیقرار، اینجا هستم؛ محکم، گرم، واقعی.»
وقتی آماده شدید، بهآرامی انگشتان دست و پا را تکان دهید، پتو را کنار بزنید و چشم باز کنید.
نکته: اگر حین تمرین حس کردید بدنتان میخواهد بیشتر زیر وزنه بماند یا برعکس، آن را کنار بزند، هر دو کار مجاز است. این تمرین برای شنیدن حرف بدن است، نه کنترل کردنش.
https://ble.ir/MiddlepassMindfulness and body awareness practices in persion 🪷
مرحلهٔ اول: لنگر حسی (۱ دقیقه)به پشت دراز بکشید یا راحت بنشینید. اگر میتوانید، چشمها را ببندید.یک پتوی نهچندان سبک (یا دو لایه ملحفه) روی پاها و شکم خود بیندازید.حالا توجهتان را به جایی ببرید که فشار پارچه را روی پوست حس میکنید – مثلاً روی رانها یا کنار لگن.برای سه بار دم و بازدم، فقط همین فشار را حس کنید؛ نه بیشتر.
مرحلهٔ دوم: دیدن بیقراری بدن (۲ دقیقه)به خودتان اجازه دهید بدون قضاوت احساس کنید: کجای بدنتان امروز از سنگینی پتو فرار میکند؟ شاید شانهها که منقبض شدهاند، یا کف پاها که بیتابند.اسم آن ناحیه را در ذهن بگذارید: «چسبندگی پشت گردن»، «سبکی سرد در شکم».حالا آهسته با خودتان بگویید:«این لرز یا گرفتگی، پیام بدن من است. حق دارد اینجا باشد، بدون اینکه فوراً درستش کنم.»
مرحلهٔ سوم: هم این و هم آن در تماس با وزن (۲ دقیقه)
· نفس بکشید… «هم گاهی از فشار دادن خودم به زمین خستهام…» نفس بکشید… «و هم این وزنهی ساده روی بدنم، به من میگوید که هنوز اینجام.»· نفس بکشید… «هم نمیتوانم همیشه رها باشم و آرام…» نفس بکشید… «و هم همین حالا، زیر همین پتو، طیفی از سکون را تجربه میکنم.»· نفس بکشید… «هم بدنم خاطرهی بغلهای امن را کم دارد…» نفس بکشید… «و هم دست خودم میتواند همین الان محکم روی قلبم قرار بگیرد.»
مرحلهٔ چهارم: بازگرداندن شفقت با یک لمس ثابت (۱ دقیقه)دست راستتان را روی قفسهٔ سینه و دست چپ را زیر پتو روی شکم بگذارید.فشار دستها را طوری تنظیم کنید که نه معلق باشد نه آزاردهنده – درست مثل لحاف سنگینی که از همان اول روی شما بود.با صدای آرام (یا در سکوت ذهن) بگویید:«این فشار عمیق، استرسم را زمینگیر میکند. من برای این بدنِ بیقرار، اینجا هستم؛ محکم، گرم، واقعی.»
وقتی آماده شدید، بهآرامی انگشتان دست و پا را تکان دهید، پتو را کنار بزنید و چشم باز کنید.
نکته: اگر حین تمرین حس کردید بدنتان میخواهد بیشتر زیر وزنه بماند یا برعکس، آن را کنار بزند، هر دو کار مجاز است. این تمرین برای شنیدن حرف بدن است، نه کنترل کردنش.
https://ble.ir/MiddlepassMindfulness and body awareness practices in persion 🪷
۱۸:۴۸
ذهن آگاهی این روزها مثل مربای ارگانیک شده است.همه از آن حرف میزنند، اما بیایید صادق باشیم: واقعاً چند نفر از آن استفاده میکنند؟
ما عادت کردهایم ذهن آگاهی را اینطور تصور کنیم:
در حالی که حقیقت ذهن آگاهی چیز دیگری است:
ذهن آگاهی فرار از زندگی نیست.ذهن آگاهی برگشتن به کوچکترین لحظههای خودِ زندگی است.
اگر امروز فقط ۲ دقیقه بنشینی و هیچکاری نکنی – نه به قسط ماشین فکر کنی، نه برنامه فردا را مرور کنی – آن وقت میفهمی ذهن آگاهی یعنی چه.بقیهاش فقط مارکتینگ است.
یک کار کوچک:
۱. گوشی را روی میز بگذار.۲. یک تایمر ۲ دقیقهای تنظیم کن.۳. بنشین و فقط نفس بکش. چشم باز یا بسته، مهم نیست.
وقتی نشستی تا نفس بکشی، حتماً فکرها میآیند. هزار تا فکر. ۱۰ هزار تا...اشتباه نگیرش. ذهن آگاهی یعنی قضاوت نکردن آن فکرها.نگو « باز نشد». فقط بگو «یه فکر آمد» و برگرد به نفس.اگر صد بار رفت، صد بار برگرد. این یعنی تمرین. این یعنی موفقیت.
https://ble.ir/MiddlepassMindfulness and body awareness practices in persion 🪷
۱۴:۲۹
وقتی میان درختان هستم
وقتی میان درختان هستم،به خصوص بیدها و اقاقیاو همانقدر راشها، بلوطها و کاجها،آنها نشانههایی از شادی در فضا میپراکنند.دلم میخواهد بگویم که نجاتم میدهند،هر روز.
من از آن تصویر از خودم دورشدهامهمان خودی که در آنهمیشه مهربان و خردمندم
دیگربا شتاب از جهان عبور نمیکنم،بلکه آهسته راه میروم و بسیار سر فرود میآورم.
گرداگردم، درختان در برگهایشان میجنبندو صدا میزنند: «کمی بمان.»نور از شاخههایشان جاری میشود.
و دوباره صدا میزنند: «ساده است،تو هم برای همین به این جهان آمدهای:آرام رفتن،سرشار از نور شدن،و درخشیدن.»
مری اولیورhttps://t.me/Khanehbehi/4641ble.ir/Middlepass🪷
Mindfulness and body awareness practices in persian
وقتی میان درختان هستم،به خصوص بیدها و اقاقیاو همانقدر راشها، بلوطها و کاجها،آنها نشانههایی از شادی در فضا میپراکنند.دلم میخواهد بگویم که نجاتم میدهند،هر روز.
من از آن تصویر از خودم دورشدهامهمان خودی که در آنهمیشه مهربان و خردمندم
دیگربا شتاب از جهان عبور نمیکنم،بلکه آهسته راه میروم و بسیار سر فرود میآورم.
گرداگردم، درختان در برگهایشان میجنبندو صدا میزنند: «کمی بمان.»نور از شاخههایشان جاری میشود.
و دوباره صدا میزنند: «ساده است،تو هم برای همین به این جهان آمدهای:آرام رفتن،سرشار از نور شدن،و درخشیدن.»
مری اولیورhttps://t.me/Khanehbehi/4641ble.ir/Middlepass🪷
Mindfulness and body awareness practices in persian
۱۱:۲۶
🫧تمرین PRESENT: حضور ذهن برای آرامش سیستم عصبی
زمان تمرین: ۷ دقیقهنام تمرین: PRESENT (حضور در لحظه) کاهش استرس و رهایی از افکار چرخهای
خلاصه مراحل:
1. Pause – توقف و تنفس آگاهانه2. Release – رها کردن افکار مزاحم3. Embody – احساس بدن در اینجا و اکنون4. Sense – توجه به حواس پنجگانه5. Ease – آرام کردن التهاب درونی (مخصوص بیماریهای خودایمنی)6. Now – بازگشت به لحظه حال7. Thanks – قدردانی از تلاش خود
مرحله ۱: Pause (توقف) – ۱ دقیقه
یک جای راحت بنشینید، پاها روی زمین. چشمان خود را ببندید یا نگاهتان را به نقطهای آرام بدوزید. سه نفس عمیق بکشید: دم از بینی (۴ شماره)، بازدم از دهان (۶ شماره). اجازه دهید ذهن هر چه هست باشد؛ فقط مکث کنید.
مرحله ۲: Release (رها کردن) – ۱ دقیقه
توجه کنید: آیا افکار شما را به عقب (پشیمانی) یا جلو (نگرانی) کشیدهاند؟بدون قضاوت، نام ببرید: «فکر برنامهریزی» یا «فکر نگرانی درباره بیماری». سپس تصور کنید این فکر را روی یک برگ میگذارید و روی آب رها میکنید. نیازی به دنبال کردنش نیست.
مرحله ۳: Embody (حضور در بدن) – ۱٫۵ دقیقه
دستها را روی نقاطی بگذارید که التهابات خودایمنی شما را حس میکنید (مثلاً مفاصل، شکم یا هر جای دیگر). بگویید: «بدن من همین الآن اینجاست. بدون جنگیدن با آن، به احساسش احترام میگذارم.»با هر دم، به آن ناحیه اکسیژن و آرامش بفرستید. با هر بازدم، تصور کنید تنش اضافی خارج میشود.
مرحله ۴: Sense (حواس پنجگانه) – ۱٫۵ دقیقه
برای لنگرانداختن ذهن در لحظه، هر یک از این حواس را فعال کنید: بینایی: یک شیء طبیعی (گیاه، نور پنجره) را ببینید. فقط رنگ و شکلش را بدون اسم گذاری ببینید.شنوایی: به دورترین صدایی که میشنوید گوش دهید (بوق، صدای یخچال)، سپس نزدیکترین صدا (نفس خودتان). لمس: پارچه لباس یا صندلی را لمس کنید. بافت آن را حس کنید.بویایی: یک لمس روغن اسطوخودوس یا بوی قهوه/چای را استشمام کنید.چشایی: یک جرعه آب یا چای بنوشید و طعم آن را حس کنید.
مرحله ۵: Ease (آرام کردن التهاب) – ۱ دقیقه
در بیماریهای خودایمنی، استرس میتواند شعلهورکننده باشد. این مرحله مخصوص شماست: دست راست را روی قلب، دست چپ را روی شکم بگذارید.با خود زمزمه کنید: «سیستم ایمنی من دوست من است، نه دشمن. در این لحظه، امن و آرام است.»
سیستم ایمنی من زیادکار میکند، اما به او یاد میدهم در این لحظه آرام بگیرد. من و سیستم ایمنیام با هم در حال یادگیری هستیم. تنفس «۴-۱-۶» را تکرار کنید (دم۴، حبس۱، بازدم۶) – پنج بار.
مرحله ۶: Now (بازگشت به حال) – ۳۰ ثانیه
چشمان خود را باز کنید (اگر بسته بودند). به آرامی سر خود را چپ و راست بچرخانید، انگار به آرامی میگویید «نه» به افکار گذشته و آینده. سه چیز سبز رنگ در اطرافتان پیدا کنید (یا هر رنگ دیگری). این کار ذهن را به لحظه حال قفل میکند.
مرحله ۷: Thanks (قدردانی) – ۳۰ ثانیه
به خود بگویید: «من در این ۷ دقیقه برای سلامت و آرامشم تلاش کردم. همین کافی است.»· دست خود را به آرامی روی قلب فشار دهید و لبخند کوچکی بزنید.شما اکنون یک «لنگر ذهنی» ساختهاید چیزی که هر زمان در گرداب فکرها غرق شدید، میتوانید به آن برگردید. بیماری خودایمنی شاید کنترل سیستم بدنتان را گرفته باشد، اما حضور در لحظه چیزی است که هیچکس از شما نمیتواند بگیرد.
یادتان باشد: هر بار که متوجه شدید در فکر گم شدهاید، در واقع همان لحظه بیدار شدهاید. این پیروزی کوچک را جشن بگیرید.
«لحظهی PRESENT خودت روثبت کن» 
امروز بعد از تمرین، یک برگه (یا قسمت یادداشت موبایل) بردارید و فقط یک جمله بنویسید:«در لحظهی [ساعت و تاریخ]، من … [یک حس ساده از بدنم] را احساس کردم.»مثلاً: «در لحظهٔ ۱۰:۲۳ صبح روز سهشنبه، من سفتی خفیف شانه را احساس کردم و بدون ترس، به آن تنفس فرستادم.»این جمله را به عنوان یک «دستاورد حضور» برای خودتان نگه دارید. هر شب پیش از خواب، به جمعآوری این لحظهها نگاه کنید🪺
خواهید دید که چطور ذهن آرامتر و بدنتان پذیراتر میشود.
جعبه ابزار اضطراری (۲ دقیقهای برای روزهای بدون انرژی)
فقط این سه مرحله را انجام دهید:1. نفس ۴-۶ (۱ دقیقه)2. دست روی قلب و شکم 3. قدردانی و لبخند (۳۰ ثانیه)
@Middlepass 🪷Mindfulness and body awareness practices in persian
زمان تمرین: ۷ دقیقهنام تمرین: PRESENT (حضور در لحظه) کاهش استرس و رهایی از افکار چرخهای
خلاصه مراحل:
1. Pause – توقف و تنفس آگاهانه2. Release – رها کردن افکار مزاحم3. Embody – احساس بدن در اینجا و اکنون4. Sense – توجه به حواس پنجگانه5. Ease – آرام کردن التهاب درونی (مخصوص بیماریهای خودایمنی)6. Now – بازگشت به لحظه حال7. Thanks – قدردانی از تلاش خود
یک جای راحت بنشینید، پاها روی زمین. چشمان خود را ببندید یا نگاهتان را به نقطهای آرام بدوزید. سه نفس عمیق بکشید: دم از بینی (۴ شماره)، بازدم از دهان (۶ شماره). اجازه دهید ذهن هر چه هست باشد؛ فقط مکث کنید.
مرحله ۲: Release (رها کردن) – ۱ دقیقه
توجه کنید: آیا افکار شما را به عقب (پشیمانی) یا جلو (نگرانی) کشیدهاند؟بدون قضاوت، نام ببرید: «فکر برنامهریزی» یا «فکر نگرانی درباره بیماری». سپس تصور کنید این فکر را روی یک برگ میگذارید و روی آب رها میکنید. نیازی به دنبال کردنش نیست.
مرحله ۳: Embody (حضور در بدن) – ۱٫۵ دقیقه
دستها را روی نقاطی بگذارید که التهابات خودایمنی شما را حس میکنید (مثلاً مفاصل، شکم یا هر جای دیگر). بگویید: «بدن من همین الآن اینجاست. بدون جنگیدن با آن، به احساسش احترام میگذارم.»با هر دم، به آن ناحیه اکسیژن و آرامش بفرستید. با هر بازدم، تصور کنید تنش اضافی خارج میشود.
مرحله ۴: Sense (حواس پنجگانه) – ۱٫۵ دقیقه
برای لنگرانداختن ذهن در لحظه، هر یک از این حواس را فعال کنید: بینایی: یک شیء طبیعی (گیاه، نور پنجره) را ببینید. فقط رنگ و شکلش را بدون اسم گذاری ببینید.شنوایی: به دورترین صدایی که میشنوید گوش دهید (بوق، صدای یخچال)، سپس نزدیکترین صدا (نفس خودتان). لمس: پارچه لباس یا صندلی را لمس کنید. بافت آن را حس کنید.بویایی: یک لمس روغن اسطوخودوس یا بوی قهوه/چای را استشمام کنید.چشایی: یک جرعه آب یا چای بنوشید و طعم آن را حس کنید.
مرحله ۵: Ease (آرام کردن التهاب) – ۱ دقیقه
در بیماریهای خودایمنی، استرس میتواند شعلهورکننده باشد. این مرحله مخصوص شماست: دست راست را روی قلب، دست چپ را روی شکم بگذارید.با خود زمزمه کنید: «سیستم ایمنی من دوست من است، نه دشمن. در این لحظه، امن و آرام است.»
سیستم ایمنی من زیادکار میکند، اما به او یاد میدهم در این لحظه آرام بگیرد. من و سیستم ایمنیام با هم در حال یادگیری هستیم. تنفس «۴-۱-۶» را تکرار کنید (دم۴، حبس۱، بازدم۶) – پنج بار.
مرحله ۶: Now (بازگشت به حال) – ۳۰ ثانیه
چشمان خود را باز کنید (اگر بسته بودند). به آرامی سر خود را چپ و راست بچرخانید، انگار به آرامی میگویید «نه» به افکار گذشته و آینده. سه چیز سبز رنگ در اطرافتان پیدا کنید (یا هر رنگ دیگری). این کار ذهن را به لحظه حال قفل میکند.
مرحله ۷: Thanks (قدردانی) – ۳۰ ثانیه
به خود بگویید: «من در این ۷ دقیقه برای سلامت و آرامشم تلاش کردم. همین کافی است.»· دست خود را به آرامی روی قلب فشار دهید و لبخند کوچکی بزنید.شما اکنون یک «لنگر ذهنی» ساختهاید چیزی که هر زمان در گرداب فکرها غرق شدید، میتوانید به آن برگردید. بیماری خودایمنی شاید کنترل سیستم بدنتان را گرفته باشد، اما حضور در لحظه چیزی است که هیچکس از شما نمیتواند بگیرد.
یادتان باشد: هر بار که متوجه شدید در فکر گم شدهاید، در واقع همان لحظه بیدار شدهاید. این پیروزی کوچک را جشن بگیرید.
امروز بعد از تمرین، یک برگه (یا قسمت یادداشت موبایل) بردارید و فقط یک جمله بنویسید:«در لحظهی [ساعت و تاریخ]، من … [یک حس ساده از بدنم] را احساس کردم.»مثلاً: «در لحظهٔ ۱۰:۲۳ صبح روز سهشنبه، من سفتی خفیف شانه را احساس کردم و بدون ترس، به آن تنفس فرستادم.»این جمله را به عنوان یک «دستاورد حضور» برای خودتان نگه دارید. هر شب پیش از خواب، به جمعآوری این لحظهها نگاه کنید🪺
فقط این سه مرحله را انجام دهید:1. نفس ۴-۶ (۱ دقیقه)2. دست روی قلب و شکم 3. قدردانی و لبخند (۳۰ ثانیه)
@Middlepass 🪷Mindfulness and body awareness practices in persian
۱۴:۰۱
خیلیها فکر میکنن مدیتیشن یعنی یه گوشه بشینی، پاها رو قفل کنی، دستها روی زانو، بعد بگی «اوممم» و توی یه نور سفید محو بشی.
آدم معمولی این صحنه رو میبینه و میگه: «دمت گرم، ولی من اهل این کارا نیستم!»اما اگه بگم مدیتیشن هیچ ربطی به نور سفید و «اوممم» گفتن نداره چی؟ اگه بگم مدیتیشن در اصل یه جور «کِش آوردنِ مغزه»؟بریم سر اصل مطلب.مغز ما یه عادت عجیب داره؛ همیشه پُره. داری کار میکنی، ولی یه گوشهی ذهنت داره لیست خرید فردا رو مرور میکنه، یه گوشهش خاطرهی سه سال پیش رو پخش میکنه، یه گوشهش هم نگران حرفیه که عصر زدی.به این میگن «حواسپرتی مزمن»؛ و این وضعیت، انرژی زیادی از آدم میگیره.مدیتیشن یه تمرین سادهست: میشینی و توجهت رو میدی به یه چیز خیلی دمدستی؛ مثلاً حس رفتوآمد نفس، یا سنگینی بدنت روی صندلی.بعد مغزت میگه: «بیخیال!» و میپره یه جای دیگه.تو هم بدون دعوا کردن با خودت، آروم توجهت رو برمیگردونی به همون حس نفس یا فشار صندلی.کل ماجرا همین رفتوبرگشت سادهست.ولی نکتهی جالبش اینجاست: همین تمرینِ تکراری، کمکم یه مهارت جدید توی ذهنت میسازه؛ مهارتِ «متوجه شدن».یعنی دیگه لازم نیست صبر کنی تا خسته و داغون بشی بفهمی حالت خوب نیست. وسط روز یهو متوجه میشی: «اِ… دارم دندونامو فشار میدم.» «نفسم کوتاه شده.» «شونههام سفت شده.»و همون لحظه میتونی یه کاری براش بکنی؛ قبل از اینکه تبدیل به استرس، سردرد یا فرسودگی بشه.
پس مدیتیشن:
جادو نیستعرفان عجیبغریب نیستفکر نکردن نیستیه تمرینه برای بیدار شدن از حالتِ خلبانِ خودکار.همون چیزی که قدیمترها بهش میگفتن «خودآگاهی»، فقط الان اسم مدرنتری پیدا کرده.
چطور شروع کنم که حوصلهم سر نره؟
سه دقیقه روی لبهی صندلی بشین. کف پاها روی زمین.فقط حس کن بدنت چطور روی صندلی قرار گرفته. اگر ذهنت رفت یه جای دیگه، با مهربونی برش گردون.همین.بعد بلند شو و برو ادامهی زندگیت.فردا دوباره تکرارش کن.اسم این کاره میشه: «مدیتیشن»
@Middlepass 🪷Mindfulness and body awareness practices in persian
آدم معمولی این صحنه رو میبینه و میگه: «دمت گرم، ولی من اهل این کارا نیستم!»اما اگه بگم مدیتیشن هیچ ربطی به نور سفید و «اوممم» گفتن نداره چی؟ اگه بگم مدیتیشن در اصل یه جور «کِش آوردنِ مغزه»؟بریم سر اصل مطلب.مغز ما یه عادت عجیب داره؛ همیشه پُره. داری کار میکنی، ولی یه گوشهی ذهنت داره لیست خرید فردا رو مرور میکنه، یه گوشهش خاطرهی سه سال پیش رو پخش میکنه، یه گوشهش هم نگران حرفیه که عصر زدی.به این میگن «حواسپرتی مزمن»؛ و این وضعیت، انرژی زیادی از آدم میگیره.مدیتیشن یه تمرین سادهست: میشینی و توجهت رو میدی به یه چیز خیلی دمدستی؛ مثلاً حس رفتوآمد نفس، یا سنگینی بدنت روی صندلی.بعد مغزت میگه: «بیخیال!» و میپره یه جای دیگه.تو هم بدون دعوا کردن با خودت، آروم توجهت رو برمیگردونی به همون حس نفس یا فشار صندلی.کل ماجرا همین رفتوبرگشت سادهست.ولی نکتهی جالبش اینجاست: همین تمرینِ تکراری، کمکم یه مهارت جدید توی ذهنت میسازه؛ مهارتِ «متوجه شدن».یعنی دیگه لازم نیست صبر کنی تا خسته و داغون بشی بفهمی حالت خوب نیست. وسط روز یهو متوجه میشی: «اِ… دارم دندونامو فشار میدم.» «نفسم کوتاه شده.» «شونههام سفت شده.»و همون لحظه میتونی یه کاری براش بکنی؛ قبل از اینکه تبدیل به استرس، سردرد یا فرسودگی بشه.
پس مدیتیشن:
جادو نیستعرفان عجیبغریب نیستفکر نکردن نیستیه تمرینه برای بیدار شدن از حالتِ خلبانِ خودکار.همون چیزی که قدیمترها بهش میگفتن «خودآگاهی»، فقط الان اسم مدرنتری پیدا کرده.
چطور شروع کنم که حوصلهم سر نره؟
سه دقیقه روی لبهی صندلی بشین. کف پاها روی زمین.فقط حس کن بدنت چطور روی صندلی قرار گرفته. اگر ذهنت رفت یه جای دیگه، با مهربونی برش گردون.همین.بعد بلند شو و برو ادامهی زندگیت.فردا دوباره تکرارش کن.اسم این کاره میشه: «مدیتیشن»
@Middlepass 🪷Mindfulness and body awareness practices in persian
۲۰:۵۳