۵. در گذشته، تاریخ غالباً به قلم مورّخانِ دربار و برای شاهان و فرمانروایان نوشته میشد و کمتر کسی به مردمنگاری و ثبت خدمات نیکمردان و نیکزنان این سرزمین همت میگماشت. البته گونهای دیگر هم بوده هرچند اندک که برخی شرح حال زندگی خود را نوشتهاند، مانند حزین لاهیجی که «سوانح عُمری»، مؤیدالدین شیرازی «السیرة المؤیدیه» و عبدالله مستوفی، «شرح زندگانی من» و... را نگاشتند.۶. کتاب زندگی و کارنامۀ خیّری نیکوکار و پاکنهاد، محمدرضا کارگری که مشتمل است بر اطلاعات ارزشمندی از زندگی فردی او در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و پزشکی، کسی که هم دستگیر نیازمندان بوده و هم الگویی برای دیگر نوعدوستان. آنچه از سخنان خویشان و دوستان قدیم و جدید ایشان در این کتاب میتوان دید، عاری از اغراق و مبالغه است؛ تصویری انسانی و صادقانه ترسیم شده است.جامعهای که چنین انسانهایی را در دامان خود میپرورد، نهال امید در آن همواره بالنده است و روایت آن نه از باب ارج نهادن به اقدامات واقف، بلکه روشن کردن چراغی پرنور فراروی دیگران است.با خود گفتم رسم ادب نیست که قول گفتن دهم و توفیق حضور نیابم؛ دستکم با قلم ادای دین کنم، هم قدرشناسی از ناشر محترم که خود از خادمان خیرپرور است، و هم حقشناسی به جناب کارگری که نام نیکش زبانزد عام و خاص است. بر دوام نام نیک و توفیق ایشان به قول سعدی:نام نیکو گر بماند ز آدمیبه کزو ماند سرای زرنگار
وقف، جسارت عبور از اکنون است؛ سرمایهای برای فردا، و میراثی روشن برای تاریخ.
۱۱ دیماه ۱۴۰۴
#میراث_مکتوب#راز_ماندگاری #توهم_جاودانگی#وقف #محمدرضا_کارگری#نشر_هزاربرگ #حسن_حمزه_زاده#الدنیا_مزرعة_الآخرة#نظامیه #ربع_رشیدی #موقوفات_آستان_قدس_رضوی#مدرسه_سپهسالار#موزه_و_کتابخانه_ملک#توهم_جاودانگی
@mirasmaktoob@Mirasmaktoob_irani.
وقف، جسارت عبور از اکنون است؛ سرمایهای برای فردا، و میراثی روشن برای تاریخ.
۱۱ دیماه ۱۴۰۴
#میراث_مکتوب#راز_ماندگاری #توهم_جاودانگی#وقف #محمدرضا_کارگری#نشر_هزاربرگ #حسن_حمزه_زاده#الدنیا_مزرعة_الآخرة#نظامیه #ربع_رشیدی #موقوفات_آستان_قدس_رضوی#مدرسه_سپهسالار#موزه_و_کتابخانه_ملک#توهم_جاودانگی
@mirasmaktoob@Mirasmaktoob_irani.
۷:۱۰
ملّا محمّدصالح بن محمّدباقر قزوینی در تصنیف خویش موسوم به «حکمت اسلام»، (ص۸۹)، در ترجمه و شرح بر کلمات قصار امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع)، مینگارد:
و قال علیهالسّلام: «الْکَریمُ اِذا قَدَرَ صَفَحَ و اِذا مَلَکَ سَمَحَ و اِذا سُئِلَ اَنْجَحَ»: یعنی کریم چون قادر شود، عفو میکند و هر گاه مالک شود، جوانمردی میکند و اگر از او حاجتی بخواهند حاصل میکند. غدر و بدعهدی از همه کس قبیح است و از صاحبان قدرت و سلطنت قبیحتر است. وفا با امانت توأمانند و سلطنت با عدالت و مروّت با فتوّت و عقل با علم و حلم با علم.از آنکه چشمها باز باشد یا گوشها دراز چه سود چون دلها در خواب باشد و دَرِ توفیق فراز.پیش از تیر باید نظر در نشانه داشتن و پیش از شروع باید نظر در کار گماشتن. بهشت رعیّت، اطاعت سلطان است و بهشت سلطان، عدل با رعیّت و رعایت زیردستان.
گزینش از محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
و قال علیهالسّلام: «الْکَریمُ اِذا قَدَرَ صَفَحَ و اِذا مَلَکَ سَمَحَ و اِذا سُئِلَ اَنْجَحَ»: یعنی کریم چون قادر شود، عفو میکند و هر گاه مالک شود، جوانمردی میکند و اگر از او حاجتی بخواهند حاصل میکند. غدر و بدعهدی از همه کس قبیح است و از صاحبان قدرت و سلطنت قبیحتر است. وفا با امانت توأمانند و سلطنت با عدالت و مروّت با فتوّت و عقل با علم و حلم با علم.از آنکه چشمها باز باشد یا گوشها دراز چه سود چون دلها در خواب باشد و دَرِ توفیق فراز.پیش از تیر باید نظر در نشانه داشتن و پیش از شروع باید نظر در کار گماشتن. بهشت رعیّت، اطاعت سلطان است و بهشت سلطان، عدل با رعیّت و رعایت زیردستان.
گزینش از محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
۷:۲۰
من در آنوقت جنب بودم و قسم من ارزشی نداشته است! – 1325 ه.ق.
پس از آنکه محمدعلیشاه مجلس و مشروطیت را با آن وضع ستمكارانه از میان برد و رهبران مشروطیت را کشت، عضدالملک رئیس ایل قاجار از او سؤال کرده بود که شما در مجلس دو دفعه قسم یاد کردید چگونه برخلاف قسم و عهد و پیمان خود رفتار نمودید، آن مرد نانجیب و ناپاک که نه فقط ملت خود را فریب میداد بلکه خدا را هم بخیال خودش گول زده بود با بیشرمی و وقاحت هر چه تمامتر جواب داده بود، من در آنوقت جنب بودم و قسم من ارزشی نداشته، عضدالملک میگوید اگر نجس بودی چگونه برخلاف نص صریح قرآن که میفرماید لايمسحو الامطهرون قرآن را لمس کردی و به کلام خدا قسم خوردی! (ملکزاده، 1383، ج3: 551)
مأخذ: ملکزاده، مهدی. 1383. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: انتشارات سخن.
@mirasmaktoob.
پس از آنکه محمدعلیشاه مجلس و مشروطیت را با آن وضع ستمكارانه از میان برد و رهبران مشروطیت را کشت، عضدالملک رئیس ایل قاجار از او سؤال کرده بود که شما در مجلس دو دفعه قسم یاد کردید چگونه برخلاف قسم و عهد و پیمان خود رفتار نمودید، آن مرد نانجیب و ناپاک که نه فقط ملت خود را فریب میداد بلکه خدا را هم بخیال خودش گول زده بود با بیشرمی و وقاحت هر چه تمامتر جواب داده بود، من در آنوقت جنب بودم و قسم من ارزشی نداشته، عضدالملک میگوید اگر نجس بودی چگونه برخلاف نص صریح قرآن که میفرماید لايمسحو الامطهرون قرآن را لمس کردی و به کلام خدا قسم خوردی! (ملکزاده، 1383، ج3: 551)
مأخذ: ملکزاده، مهدی. 1383. تاریخ انقلاب مشروطیت ایران. تهران: انتشارات سخن.
@mirasmaktoob.
۷:۲۲
عهدشکنی قاجاریه مشهور خاص و عام است! – 1272 ه.ق.
بههرحال مناطق زیر به ناامنی شهرت دارد:1. قسمتی از راه مشهد...2. حول و حوش استرآباد...3. نواحی کوچک واقع در جنوب غربی مملکت که کردها، بختیاریها و لرها در کوههای آن مأمن دارند. این طوایف در مواضع مستحکم کوهستانی خود قدرت شاه را به ریشخند گرفتهاند، فقط از خانهای خود حرفشنوی دارند و به سرکردگی آنان برای راهزنی از موضعهای خود خارج میشوند.خانها که اغلب تا اندازهای نسبی با سواد و تربیت شدهاند درست مانند سواران راهزن ما در قرون وسطی دست به غارت و چپاول میزنند و از بحث درباره چپاولهائی که کردهاند هیچ شرم نمیکنند. یکی از آنها از یک اروپائی که با من آشنائی داشت دعوت کرد تا در جریان قافلهزنی با او همراهی و شرکت کند. مرد اروپائی دعوت را به شرطی پذیرفت که صدمهای به مسافران نرسد و اموال مسروقه به آنان مسترد شود. در عمل نیز نمایشنامه با همان شرط و شروط به روی صحنه آمد. پیش از این، سفر به منطقه این طوایف تقریباً غیرممکن بود؛ کسی نمیتوانست بدون خطر کردن از حوالی اصفهان بیرون رود. تازه در این اواخر حاکم نیرومند منطقه به نام محامدالدوله بسیاری از خانها را کشته یا دستگیر کرده و لانههای ناامنی و غارتگری را ویران ساخته است. بقیه با حیله یا وعد وعید به تله افتادهاند و آن هم به این طریق که قرآن مهر شده فرستادند و این کار مظهر آن است که طرف کلاً از مجازات بخشوده خواهد شد. هرچند که عهدشکنی قاجاریه مشهور خاص و عام است و به همین دلیل به چنین قرآنی از سر کنایه «قجری» میگویند باز بعضی از یاغیان فریب خوردند: از این قبیل بودند سرکرده وحشتآفرین سولار در خرسان و خان چهارلنگ، یکی از طوایف بختیاری...4. بعضی از مناطق کردستان، ... (پولاک، 1368: 5/312)
مأخذ: پولاک، یاکوب ادوارد. 1368. سفرنامه پولاک. مترجم کیکاووس جهانداری. تهران: خوارزمی.
@mirasmaktoob.
بههرحال مناطق زیر به ناامنی شهرت دارد:1. قسمتی از راه مشهد...2. حول و حوش استرآباد...3. نواحی کوچک واقع در جنوب غربی مملکت که کردها، بختیاریها و لرها در کوههای آن مأمن دارند. این طوایف در مواضع مستحکم کوهستانی خود قدرت شاه را به ریشخند گرفتهاند، فقط از خانهای خود حرفشنوی دارند و به سرکردگی آنان برای راهزنی از موضعهای خود خارج میشوند.خانها که اغلب تا اندازهای نسبی با سواد و تربیت شدهاند درست مانند سواران راهزن ما در قرون وسطی دست به غارت و چپاول میزنند و از بحث درباره چپاولهائی که کردهاند هیچ شرم نمیکنند. یکی از آنها از یک اروپائی که با من آشنائی داشت دعوت کرد تا در جریان قافلهزنی با او همراهی و شرکت کند. مرد اروپائی دعوت را به شرطی پذیرفت که صدمهای به مسافران نرسد و اموال مسروقه به آنان مسترد شود. در عمل نیز نمایشنامه با همان شرط و شروط به روی صحنه آمد. پیش از این، سفر به منطقه این طوایف تقریباً غیرممکن بود؛ کسی نمیتوانست بدون خطر کردن از حوالی اصفهان بیرون رود. تازه در این اواخر حاکم نیرومند منطقه به نام محامدالدوله بسیاری از خانها را کشته یا دستگیر کرده و لانههای ناامنی و غارتگری را ویران ساخته است. بقیه با حیله یا وعد وعید به تله افتادهاند و آن هم به این طریق که قرآن مهر شده فرستادند و این کار مظهر آن است که طرف کلاً از مجازات بخشوده خواهد شد. هرچند که عهدشکنی قاجاریه مشهور خاص و عام است و به همین دلیل به چنین قرآنی از سر کنایه «قجری» میگویند باز بعضی از یاغیان فریب خوردند: از این قبیل بودند سرکرده وحشتآفرین سولار در خرسان و خان چهارلنگ، یکی از طوایف بختیاری...4. بعضی از مناطق کردستان، ... (پولاک، 1368: 5/312)
مأخذ: پولاک، یاکوب ادوارد. 1368. سفرنامه پولاک. مترجم کیکاووس جهانداری. تهران: خوارزمی.
@mirasmaktoob.
۷:۲۴
درود. جناب دکتر ایرانی به نظرم با یک ناشری سخن گویید تا سرمقالههای شما را در تارنما و نشریات میراث مکتوب یکجا چاپ کند.چه خوب به ترتیب زمانی باشد که گویای سیر رخدادهای فرهنگی ایران باشد.در پایان کتاب هم فهرست الفبایی یادداشتها را بیاورید. پانویس هر گفتار هم مأخذ کامل بیاید.
@mirasmaktoob.
۱۱:۲۹
عبداللّه بن محمّد بن ابیبکر قَلانِسی نَسَفی در اوائل قرن ششم هجری در کتاب «ارشاد» در معرفت و وعظ و اخلاق، (ص۵۲-۵۳)، مینگارد:
از امیرالمؤمنین علی رضی اللّه عنه آوردهاند که روزی خطبه میخواند؛ اندر خطبه چنین گفت:زمانهای بیاید که مردمان به روی زمین میروند و دلهای ایشان مرده.پرسیدند که به چه سبب میرد دلهای ایشان؟گفت: به سبب چهار چیز: یکی آنکه علم با منفعت نیاموزند و علما را خوار دارند. دویم آنکه دنیا را دوست دارند. سیم آنکه ناپرهیزگار باشند.چهارم آنکه کار را به هوای تن کنند. چون این چهار خصلت در ایشان جمع شود، دلهای ایشان به تمامی بمیرد. چون در ایشان نگاه کنی شش چیز علامتِ مرگِ دل ایشان بینی: یکی آنکه به نعمتها شُکر نیارند. و دیگر آنکه به شدّتها صبر نیارند. و سیم آنکه به قضاها رضا ندهند. و چهارم آنکه از گناهان توبه نیابند. و پنجم آنکه از طاعتها حلاوت نیابند. و ششم آنکه به زبان، کلمهٔ شهادت گویند ولیکن در دل، شادیِ یافتِ ایمان نیابند. چون این شش چیز در ایشان جمع شود، مولیٰ عزّ و جلّ مر اهل آن زمان را به ده چیز عقوبت کند: یکی آنکه به رنجِ تنِ ایشان بیفزاید. دویم آنکه برکت از کسب ایشان بردارد. سیم آنکه مالهای ایشان از حرام گرداند. چهارم آنکه به وامهای گران درافتند. پنجم آنکه به زبان ایشان، سخن بیهوده و غیبت بسیار روَد. ششم آنکه مر ایشان را حمیّت دین نبوَد. هفتم آنکه دلهای ایشان به حَسَنَت نگراید. هشتم آنکه از خویشان ببُرند از بهر مال. نهم آنکه دعای بد ایشان بر ایشان پیوسته شود. دهم آنکه چون ملکالموت علیهالسّلام بیاید، ایشان را با غمِ نان یابد. معنی این سخن آن بوَد که غم ایمان و غم جان فراموش کرده باشند و به غم نان مشغول شده.
گزینش از محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
از امیرالمؤمنین علی رضی اللّه عنه آوردهاند که روزی خطبه میخواند؛ اندر خطبه چنین گفت:زمانهای بیاید که مردمان به روی زمین میروند و دلهای ایشان مرده.پرسیدند که به چه سبب میرد دلهای ایشان؟گفت: به سبب چهار چیز: یکی آنکه علم با منفعت نیاموزند و علما را خوار دارند. دویم آنکه دنیا را دوست دارند. سیم آنکه ناپرهیزگار باشند.چهارم آنکه کار را به هوای تن کنند. چون این چهار خصلت در ایشان جمع شود، دلهای ایشان به تمامی بمیرد. چون در ایشان نگاه کنی شش چیز علامتِ مرگِ دل ایشان بینی: یکی آنکه به نعمتها شُکر نیارند. و دیگر آنکه به شدّتها صبر نیارند. و سیم آنکه به قضاها رضا ندهند. و چهارم آنکه از گناهان توبه نیابند. و پنجم آنکه از طاعتها حلاوت نیابند. و ششم آنکه به زبان، کلمهٔ شهادت گویند ولیکن در دل، شادیِ یافتِ ایمان نیابند. چون این شش چیز در ایشان جمع شود، مولیٰ عزّ و جلّ مر اهل آن زمان را به ده چیز عقوبت کند: یکی آنکه به رنجِ تنِ ایشان بیفزاید. دویم آنکه برکت از کسب ایشان بردارد. سیم آنکه مالهای ایشان از حرام گرداند. چهارم آنکه به وامهای گران درافتند. پنجم آنکه به زبان ایشان، سخن بیهوده و غیبت بسیار روَد. ششم آنکه مر ایشان را حمیّت دین نبوَد. هفتم آنکه دلهای ایشان به حَسَنَت نگراید. هشتم آنکه از خویشان ببُرند از بهر مال. نهم آنکه دعای بد ایشان بر ایشان پیوسته شود. دهم آنکه چون ملکالموت علیهالسّلام بیاید، ایشان را با غمِ نان یابد. معنی این سخن آن بوَد که غم ایمان و غم جان فراموش کرده باشند و به غم نان مشغول شده.
گزینش از محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
۱۱:۰۴
درود بر اعضای فرهیختهٔ میراث مکتوب
فرارسیدن سالروز میلاد امام علی (ع)، اسوهٔ عدالت و دانش، را به همهٔ شما تبریک میگوییم.
میلاد امام علی (ع) مبارک!
مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب
@mirasmaktoob.
فرارسیدن سالروز میلاد امام علی (ع)، اسوهٔ عدالت و دانش، را به همهٔ شما تبریک میگوییم.
میلاد امام علی (ع) مبارک!
مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب
@mirasmaktoob.
۱۵:۵۰
new_year_2026.html
۵۹.۳۲ کیلوبایت
فرارسیدن سال نو میلادی را به هموطنان مسیحی، ایرانشناسان گرامی و همه ایراندوستان در سراسر جهان، تبریک میگوییم. برای شما سالی سرشار از مهرورزی، صلح و دوستی آرزو داریم.
امیدواریم سال جدید میلادی، فرصتی برای تعمیق بیشتر دوستیها و گسترش همکاریهای علمی و فرهنگی در مسیر شناخت و پاسداشت میراث مشترک بشری باشد.
@mirasmaktoob.
امیدواریم سال جدید میلادی، فرصتی برای تعمیق بیشتر دوستیها و گسترش همکاریهای علمی و فرهنگی در مسیر شناخت و پاسداشت میراث مشترک بشری باشد.
@mirasmaktoob.
۱۶:۰۹
چرا آینۀ میراث از رتبۀ علمی انصراف داد؟
شور و شوق حرکت به سمت پژهشکدۀ میراث مکتوب در اوایل دهۀ هشتاد در سر افتاد. اول مجلۀ فصلنامۀ آینه میراث را علمی ترویجی و سپس علمی پژوهشی کردیم. یکسالی مجوز مجله را لغو کردند، چون درخواستند که اسم آینه میراث را تغییر دهیم. گفتند آینه با پژوهش سنخیت ندارد. یادداشتی نوشتم با عنوان "[مرحمت فرموده ما را مس کنید](https://mirasmaktoob.com/گرفتاریهای-مدیرمسئول-یک-نشریه/)". سال بعد کوتاه آمدند و مجوز را تمدید نمودند. چیزی نگذشت که برای ارتقای اساتید، مقالات چنداسمی را الزامی فرمودند. دراینصورت استادی که خود توان نوشتن مقاله نداشت، با مقالۀ مستخرج از پایاننامۀ دانشجویش از استادیاری به دانشیاری و استادی ارتقا مییافت. نقدها و اعتراضها سودی نبخشید. روزی خبر رسید که دانشجویی بیاطلاع سردبیر آینۀ میراث، سربرگی را با فتوشاب طراحی و امضایی را جعل و برای خودش پذیرش مقاله جور کرده است. به وزارت علوم اعلام کردیم دیگر سعادت داشتن رتبۀ علمی را نداریم و از ادامۀ ارتقا، اعلام انصراف میکنیم. با خود گفتم حال که بحمدالله نشریات علمی بهوفور نیاز دانشجویان را مرتفع میسازند، چه حاجت به آینه میراث. اخیراً دوستی از مجلهای که شهره به اخذ مبالغ برای چاپ مقالات است، خبر داد که رتبۀ A گرفته! که البته تعجب نکردم چون از رندی و روابط عمومی و ذوق شعری او خبر داشتم. امروز که سخنان دکتر گلشنی را شنیدم، داغم تازه شد و گفتم کاش این شیوهٔ مقالههای علمی و بعضاً برآمده از صنعت هوشغیرطبیعی، که اسباب ارتقا را فراهم میکند، مطابق آخرین تجارب دانشگاههای معتبر دنیا برای اصلاح آن چارهجویی شود.
۱۲ دیماه ۱۴۰۴
#میراث_مکتوب#پژهشکده_میراث_مکتوب#آینه_میراث#علمی_ترویجی #علمی_پژوهشی
@Mirasmaktoob_irani.
شور و شوق حرکت به سمت پژهشکدۀ میراث مکتوب در اوایل دهۀ هشتاد در سر افتاد. اول مجلۀ فصلنامۀ آینه میراث را علمی ترویجی و سپس علمی پژوهشی کردیم. یکسالی مجوز مجله را لغو کردند، چون درخواستند که اسم آینه میراث را تغییر دهیم. گفتند آینه با پژوهش سنخیت ندارد. یادداشتی نوشتم با عنوان "[مرحمت فرموده ما را مس کنید](https://mirasmaktoob.com/گرفتاریهای-مدیرمسئول-یک-نشریه/)". سال بعد کوتاه آمدند و مجوز را تمدید نمودند. چیزی نگذشت که برای ارتقای اساتید، مقالات چنداسمی را الزامی فرمودند. دراینصورت استادی که خود توان نوشتن مقاله نداشت، با مقالۀ مستخرج از پایاننامۀ دانشجویش از استادیاری به دانشیاری و استادی ارتقا مییافت. نقدها و اعتراضها سودی نبخشید. روزی خبر رسید که دانشجویی بیاطلاع سردبیر آینۀ میراث، سربرگی را با فتوشاب طراحی و امضایی را جعل و برای خودش پذیرش مقاله جور کرده است. به وزارت علوم اعلام کردیم دیگر سعادت داشتن رتبۀ علمی را نداریم و از ادامۀ ارتقا، اعلام انصراف میکنیم. با خود گفتم حال که بحمدالله نشریات علمی بهوفور نیاز دانشجویان را مرتفع میسازند، چه حاجت به آینه میراث. اخیراً دوستی از مجلهای که شهره به اخذ مبالغ برای چاپ مقالات است، خبر داد که رتبۀ A گرفته! که البته تعجب نکردم چون از رندی و روابط عمومی و ذوق شعری او خبر داشتم. امروز که سخنان دکتر گلشنی را شنیدم، داغم تازه شد و گفتم کاش این شیوهٔ مقالههای علمی و بعضاً برآمده از صنعت هوشغیرطبیعی، که اسباب ارتقا را فراهم میکند، مطابق آخرین تجارب دانشگاههای معتبر دنیا برای اصلاح آن چارهجویی شود.
۱۲ دیماه ۱۴۰۴
#میراث_مکتوب#پژهشکده_میراث_مکتوب#آینه_میراث#علمی_ترویجی #علمی_پژوهشی
@Mirasmaktoob_irani.
۱۷:۲۳
بَشّرْ نَفْسَکَ بِالْظَّفَرِ بَعْدَ الصَّبْرِ
بر تو کاری اگر شود دشوارخاطر خود از آن شکسته مدارصبر کن زانکه صبر معتبر استبعد صبرت بشارت ظفر است(اشرف مراغهیی، 1404: 8)
مأخذ: اشرف مراغهیی، حسین بن حسن. 1404. نظم نثر اللالی همراه با نسخه برگردان کتابخانهٔ ایاصوفیا کتاب 855 هـ . تصحیح و تحقیق علی تقوی. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.
@mirasmaktoob.
بر تو کاری اگر شود دشوارخاطر خود از آن شکسته مدارصبر کن زانکه صبر معتبر استبعد صبرت بشارت ظفر است(اشرف مراغهیی، 1404: 8)
مأخذ: اشرف مراغهیی، حسین بن حسن. 1404. نظم نثر اللالی همراه با نسخه برگردان کتابخانهٔ ایاصوفیا کتاب 855 هـ . تصحیح و تحقیق علی تقوی. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.
@mirasmaktoob.
۷:۰۱
ثَوْبُ الْسَّلامَةِ لایَبْلی وَ قَالَ
برو ای خواجه در سلامت کوشروز و شب جامهٔ سلامت پوشهر لباسی ز هم فرو پاشددایماً این لباسْ نو باشد(اشرف مراغهیی، 1404: 14)
مأخذ: اشرف مراغهیی، حسین بن حسن. 1404. نظم نثر اللالی همراه با نسخه برگردان کتابخانهٔ ایاصوفیا کتاب 855 هـ . تصحیح و تحقیق علی تقوی. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.
@mirasmaktoob.
برو ای خواجه در سلامت کوشروز و شب جامهٔ سلامت پوشهر لباسی ز هم فرو پاشددایماً این لباسْ نو باشد(اشرف مراغهیی، 1404: 14)
مأخذ: اشرف مراغهیی، حسین بن حسن. 1404. نظم نثر اللالی همراه با نسخه برگردان کتابخانهٔ ایاصوفیا کتاب 855 هـ . تصحیح و تحقیق علی تقوی. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.
@mirasmaktoob.
۹:۲۹
«کلاسهای شاهنامهخوانی»
دوشنبهها، ساعت : ۱۶ تا ۱۸زمان: ۱۵ دی ماه ۱۴۰۴
مدرّس: آقای بهمن دمشقی خیابانی
حضور در این کلاسها رایگان است
مکان: تبریز، خیابان ثقةالاسلام، کوی سرخاب، خانۀ تاریخی شربتاوغلی، بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
https://t.me/ShahnamehFerdowsiFoundation
۹:۰۷
گفتوگوی خواندنی خبرگزاری مهر با علی تقوی، مصحح کتاب «نظم نثر اللآلی» منتشر شد. این کتاب، ترجمهٔ منظوم ۳۰۰ کلمه قصار از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) است که در سده نهم هجری سروده شده است.
مطالعه کامل گفتوگو:https://mehrnews.com/x3b4s9
کتاب «نظم نثر اللآلی» به تصحیح علی تقوی توسط مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب منتشر شده است.
۱۹:۰۴
این گزارش را اینجا بخوانید:https://kheiriran.ir/fa/news/4634/نیکوکار-و-واقف-خود-را-از-یک-فرد-به-یک-نهاد-بَدَل-میکند-پیوند-کار-خیر-با-روح-و-حافظۀ-جمعی-ملت
@kheiriran
۵:۳۰
خواجه رشیدالدّین فضلاللّه همدانی، در خلال مبحث «در بیان حقیقت الوان و تفسیر آیت اللّه نور السّموات»، از کتاب بیانالحقایق، (ص۱۸۳) از منشورات مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب تصحیح دکتر هاشم رجبزاده، فرماید؛
یاقوت و لعل سرخ که رنگ تمام داشته؛ آن را چه احتیاج که ابریشم سرخ در زیر آن نهند؟ و هر چند در حال نقصان، رنگ آن را اثری باشد، لکن قائم مقام رنگ اصلی، آن نتواند بود. و گاه باشد که بدان واسطه رنگ آن به نماید. و نقره که سپید باشد در زیر آن باید نهاد تا رنگ آن صافی نماید، لکن:
هزار بار بشوید سمن به شبنم روی/ که تا شود به طراوت چو عارض دلدار/ به شست و شوی نیابند حُسن مادرزاد/ درین خیال و هوس میکنند جان بهنثار/ رنگی که رنگرز بعد از چندین ترکیب و تجزیه رنگ میکند، کجا بدان رنگ رسد که در جبلّت هر حیوانی و گیاهی به معدنی باشد؟ شعر: فرق است میان سوز کز جان خیزد/ با آنکه به ریسمانش بر خود بندی/
و علوم و صناعات با وجود آنکه به واسطهٔ تعلیم استادان آموزند، لکن آن کس که بیمعلّم به قوّت علم و عقل فطری خود بداند یا بیچوب آموزد، این کمال بدان کمال کجا مانند بُوَد؟
بهگزین: محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
یاقوت و لعل سرخ که رنگ تمام داشته؛ آن را چه احتیاج که ابریشم سرخ در زیر آن نهند؟ و هر چند در حال نقصان، رنگ آن را اثری باشد، لکن قائم مقام رنگ اصلی، آن نتواند بود. و گاه باشد که بدان واسطه رنگ آن به نماید. و نقره که سپید باشد در زیر آن باید نهاد تا رنگ آن صافی نماید، لکن:
هزار بار بشوید سمن به شبنم روی/ که تا شود به طراوت چو عارض دلدار/ به شست و شوی نیابند حُسن مادرزاد/ درین خیال و هوس میکنند جان بهنثار/ رنگی که رنگرز بعد از چندین ترکیب و تجزیه رنگ میکند، کجا بدان رنگ رسد که در جبلّت هر حیوانی و گیاهی به معدنی باشد؟ شعر: فرق است میان سوز کز جان خیزد/ با آنکه به ریسمانش بر خود بندی/
و علوم و صناعات با وجود آنکه به واسطهٔ تعلیم استادان آموزند، لکن آن کس که بیمعلّم به قوّت علم و عقل فطری خود بداند یا بیچوب آموزد، این کمال بدان کمال کجا مانند بُوَد؟
بهگزین: محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
۷:۵۶
200اُمین نشست مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوبرونمایی و معرفی کتاب مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری
سخنرانان (به ترتیب الفبا):
محمود امیدسالار (غیرحضوری)مصحح و پژوهشگر شاهنامه
مهری بهفر مصحح و پژوهشگر شاهنامه
مصطفی جیحونی مصحح و پژوهشگر شاهنامه (بیان تصویری)
علی شاپوران (بیان تصویری) شاهنامهپژوه
علیاشرف صادقی عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
احمدرضا قائممقامی عضو گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران
سیّدعلی محمودی لاهیجانی مصحح اثر
دوشنبه 22 دیماه 1404؛ ساعت 16 تا 18
پخش زندۀ میراث مکتوب: b2n.ir/miraslive اینستاگرام و آپارات: mirasmaktoob
حضور برای عموم آزاد است
تهران- خیابان انقلاب- بین خیابان دانشگاه و خیابان ابوریحان- شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین) طبقۀ دوم- واحد 8- مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب
شمارۀ تماس: 66490612-021سایت اطلاعرسانی: mirasmaktoob.comسایت فروش: mirasmaktoob.net
سخنرانان (به ترتیب الفبا):
پخش زندۀ میراث مکتوب: b2n.ir/miraslive اینستاگرام و آپارات: mirasmaktoob
شمارۀ تماس: 66490612-021سایت اطلاعرسانی: mirasmaktoob.comسایت فروش: mirasmaktoob.net
۱۵:۲۷
در سفینهای کهن از رباعیات فارسی از حدود نیمهٔ دوم قرن هفتم، تصحیح ارحام مرادی و محمّد افشینوفایی، از انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار، رباعیاتی با مضمون «در صفت نادیده عاشق شدن»، (ص۲۳۲)، به قرار ذیل چشمنوازی میکند:
«صفت نادیده عاشق شدن»
نادیده هر آن کسی که نام تو شنید/ دل نامزد تو کرد و عشق تو گزید/ چون حسن رخ تو و جمال تو بدید/ جان بر سر دل نهاد و پیش تو کشید/
لغیره از حسن و لطافت تو تا خبر داشتهام/در عشق تو دل زیر و زبر داشتهام/ هر چند ندیدمت من ای دیده تو را/ نادیده ز دیده دوستر داشتهام/
رضی نیسابوریدر محنتم آن زلف جهانسوز افکند/ واندر غمم آن رخ دل دلفروز افکند/من زلف تو را به خواب دیدم یک شب/آن شب صنما مرا بدین روز افکند/
سیّد حسن ای حسن تو بر جمال مه خندیده/ وی دیدن تو آرزوی هر دیده/ سبحاناللّه گرت بُبینم چه شود؟/ چون بندهٔ تو شدم تو را نادیده/
بهگزین: محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
«صفت نادیده عاشق شدن»
نادیده هر آن کسی که نام تو شنید/ دل نامزد تو کرد و عشق تو گزید/ چون حسن رخ تو و جمال تو بدید/ جان بر سر دل نهاد و پیش تو کشید/
لغیره از حسن و لطافت تو تا خبر داشتهام/در عشق تو دل زیر و زبر داشتهام/ هر چند ندیدمت من ای دیده تو را/ نادیده ز دیده دوستر داشتهام/
رضی نیسابوریدر محنتم آن زلف جهانسوز افکند/ واندر غمم آن رخ دل دلفروز افکند/من زلف تو را به خواب دیدم یک شب/آن شب صنما مرا بدین روز افکند/
سیّد حسن ای حسن تو بر جمال مه خندیده/ وی دیدن تو آرزوی هر دیده/ سبحاناللّه گرت بُبینم چه شود؟/ چون بندهٔ تو شدم تو را نادیده/
بهگزین: محمدرضا ابویی مهریزی
@mirasmaktoob.
۴:۱۱
دویستمین نشست مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوبمعرفی و رونمایی کتاب مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری
سخنرانان (به ترتیب الفبا):
محمود امیدسالار (غیرحضوری)مصحح و پژوهشگر شاهنامه
مهری بهفرمصحح و پژوهشگر شاهنامه
مصطفی جیحونی (بیان تصویری)مصحح و پژوهشگر شاهنامه
علی شاپوران (بیان تصویری) شاهنامهپژوه
علیاشرف صادقیعضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
احمدرضا قائممقامیعضو گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران
سیّدعلی محمودی لاهیجانیمصحح اثر
دوشنبه 22 دیماه 1404؛ ساعت 16 تا 18
پخش زندۀ میراث مکتوب:http://B2n.ir/miraslive
اینستاگرام و آپارات:mirasmaktoob
حضور برای عموم آزاد است
تهران، خیابان انقلاب، بین خیابان دانشگاه و خیابان ابوریحان، شمارۀ 1182 (ساختمان فروردین)، طبقۀ دوم، واحد 8، مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب
شمارۀ تماس: 66490612-021سایت اطلاعرسانی: mirasmaktoob.comسایت فروش: mirasmaktoob.net
سخنرانان (به ترتیب الفبا):
شمارۀ تماس: 66490612-021سایت اطلاعرسانی: mirasmaktoob.comسایت فروش: mirasmaktoob.net
۴:۲۴
شبِ «نود سالگی علی بلوکباشی» در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
دبا: نهصدوچهلمین شب از سلسلۀ شبهای مجلّۀ بخارا با همکاری مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، به «نود سالگی علی بلوکباشی» اختصاص یافته است که دوشنبه، بیستودوم دی، ساعت یازده صبح برگزار میشود.
بلوکباشی زادۀ بیستودوم دی ١٣١۴ در تهران است. پیش از ورود به دانشگاه، در سال ١٣٣۵، در ادارۀ تازهتأسیسِ موزهها و فرهنگ عامه مشغولبهکار شد. ششسال بعد، از دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران لیسانس ادبیات و بعد، در سال ١٣۴٩، فوق لیسانس خود را در رشتۀ زبانشناسی همگانی و زبانهای باستانی دریافت کرد. در همان سال، به دانشگاه آکسفورد رفت تا در رشتۀ مردمشناسی دکتری بگیرد.
او طی سالهای ١٣۴۴ تا ١٣۵٢، معاونت ادارۀ فرهنگ عامه را عهدهدار بود. همچنین در سال ١٣۴٧ به مدیریت بخش تحقيقات شهری مرکز مردمشناسی ايران رسید که تا هشتسال برعهدهاش داشت و سردبیر مجلۀ مردمشناسی و فرهنگ عامۀ ایران نیز بود.
پس از انقلاب، در سال ١٣۶۵ به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ملحق شد و تا به اکنون، مدیر بخش مردمشناسی و نیز عضو شورای عالی علمی این مؤسسه است. نیز از سال ١٣۶٢ در گروه مشاوران علمی و فنی فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان حضور دارد. کارنامۀ کاری او مشحون از حدود ٣٠ کتاب و مقالات فراوان است.
در این مجلس کاظم موسوی بجنوردی، علیاشرف صادقی، سیّدعلی آلداود، ناصر فکوهی (تصویری)، محمّد جعفری قنواتی، اکبر ایرانی، جبّار رحمانی و علی دهباشی به ایراد سخن میپردازند، و بخشی از فیلم مستند «پگاهِ روشنِ دانایی» به تهیّهکنندگی صدرا صدوقی سُها و کارگردانی رضا عبّاسی به نمایش درخواهد آمد.
شبِ «نود سالگی علی بلوکباشی» دوشنبه، بیستودوم دی، ساعت یازده صبح در تالار امیرالمؤمنینِ مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بهنشانیِ میدان شهید باهنر (نیاوران)، خیابان شهید پورابتهاج (کاشانک)، نرسیده به سهراه آجودانیه، شمارۀ ٢١٠ برپا میشود.@cgie_org_ir
۹:۱۸