جانم را بگیر اما در غم کودکان سرزمینم شادی نکن کودکان معصومند تو از کدام پدر و مادری؟ پدرت را میشناسی؟؟ سفره ی پاک و حلال میدانی یعنی چه؟؟ چطور شاد شده ای؟؟ از خون خوشت می آید ؟؟ اگر دختر ده ساله ی برادرت بود چه؟؟ برای کشته شدنش قهقه میزدی؟؟ اگر پسر هفت ساله ی خواهرت بود چه؟؟ به چشمان خواهرت نگاه میکردی و میگفتی خوب شد؟؟ تو را چه بنامم؟؟ حیوان؟؟ کدام حیوان از شکار شدن همرادش خوشحال شده که تو میشوی؟؟ میدانی پسر هفت ساله را بفرستی مدرسه و یک لنگه کفش برگردد یعنی چه؟؟ بی پدر و مادرها روضه ی مصور خواستی باید بیایی مینابحاضر بودم هزار بار زنده زنده در اتش بسوزم خاکسترم را باد ببرد و دو باره زنده شوم و بسوزم اما یک تار مو از آنها کم نمیشد تو دیگر چه کسی هستی؟؟ حیوانی پست تر از حیوان شیطانی بدتر از شیطان مادرت خودفروخته بوده که تو خودفروش و وطن فروش شده ایقلبم تکه تکه شد گریه ام بند نمی ایدکاش خدا درب شهادت را باز نگه دارد از روی این زمین که همچه موجوداتی بر رویش نفس میکشند مرا ببرد زندگی برایم ارزش ندارد...@mobarezanrahazadi
۱۱:۴۰