یادداشتها / محمدحسین تیرآور
https://www.instagram.com/p/C0WvB20oPpm/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
پنجاه روز پیش، مجددا شاخص آدمیت برای ما تعریف شد. قارهی کهن، پایین دست عروسِ خاورمیانه، چند کیلومتری ساحل شرجی مدیترانه، در یک بیمارستان، مدرسه یا شهرک مسکونی، چهارمتر پایینتر از چند هزار کیلو بتن، تیرآهن و خاک، کنار به کنارِ یک تَن سردِ سرد، دقیقا مقابل دهان بدون بخار کودک؛ اینجا، دقیقا این پایین، نقطهی شاخص انسان بودن ما تعریف شد.از آن نقطه خطی بکشید، از «قم» و «نجف»، از میان صف نماز و شلوغی مجلس وعظ و درس اخلاق، بروید تا «اسلو» پایتخت «نروژ»، روی سِن، کنار اعضای کمیتهی انتخاب جایزهی «نوبل»، همهی آدمیت را میتوانید با این خط بسنجید.جدا بهانهی سکوت، شبهه بر سر چیستی تاریخ اسرائیل و زمینِ فروش رفته یا نرفتهی پنج درصد از فلسطینیها قبل از ۱۹۴۰ بود؟چه چیز این ماجرا مبهم بود؟ جدا کودک مظلوم چه شکل و ماهیتی دارد که در میان 5 هزار کودک فلسطینی نشانی از آن نبود؟ غصب سرزمین چه تعریفی دارد که «غزه» مصداقی از آن نشد؟تو، من، ما، مخالف جمهوری اسلامی هستیم، قبول!«فلسطین» و «غزه» را چه به صاحب نفس جماران و یا مرجع شیعهی خیابان پاستور؟ شما دیگر به کدام پدر سیاست مومنید؟ «ماکیاولیِ» فلورانسِ ایتالیا یا «خواجه نصیر الدین طوسیِ» نیشابور ِخراسان؟ چرا در منطق سیاسی شما، حمایت «جمهوری اسلامی» از غزه و فلسطین، از مظلومیت شیرخوارگان خون سرفه کردهی این روزهای غزه میکاهد؟ مگر چاقوی سیاست چه قدر تیز است که گردن خدای مهربان حسنآقامیری را هم میتواند ببرد؟ مگر میشود هم مخالف اسرائیل بود و هم طرفدار جایزه بگیر اسلو، «نرگس محمدی»، که محو برق طلای جایزهاش، فراموش کرده است به عنوان فعالترین انسان در برقراری صلح در سال گذشته، خطی برای 6 هزار زن و کودک کشته شدهی فلسطینی بنویسد؟بوی دود و باروت خیابانهای محاصره شدهی «غزه»، بیشتر عطر کربلا دارد تا دود اسپند و گلاب هیئتهای سیاست ذبح کردهی تشیعِ صرفا متوسل.جدا دنیای ترسناکی نیست؟ اسلام منهای سیاست؟در هیئت سیاسی، بنیامیه نمرده است و هنوز یزیدیان در عالم پراکندهاند.هیئتی که قائل به مرگ بنیامیه باشد و دستی را به معنای اشاره نتواند به یزیدی زنده در جهان کنونی نشان دهد، پیش فرض قبول کرده است که انس با حسین(ع) تفریحیست لذتبخش از جنس معنویت که کارکردی جز حوزه روح از آن نباید داشت و حداکثر تبرک طعام و توسل برای شفای بیماری و یا شفاعت اخروی را از وجودشان باید طلب کرد و نمیتوان از سیره و منشی که نقطه پایانش داستان کربلا بوده، درسی برای امروز گرفت؛ این یعنی محدود کردن حسین (ع) به لحظه شهات .... و سانسور تمام آنچه که روز کربلا را رقم زده است. هیئت غیر سیاسی، کلوز آپ عصر روز عاشوراست، مصادره معنویت خواهانیست که میلی به زیستن با حسین ندارند.برای ما طعم ایستادگی کشیدههای تهیدستِ صد سال اخیر، خاک و آسفالت کوبیده شدهی غزهی ۲۰۳۲ همان قدر بوی شرافت و حلاوت معنوی دارد که رملهای نرم «فکه» در ۱۳۶۵، «شَرَف المکانِ بِالمکینِ» خاک به رد چکمه و پای مجاهدین ایستاده مقابل ظلم و آدمیت است که اعتبار میگیرد نه بلندی صدای ضرب سینهزنی آدمهایش.
اینجا، زیر زمین، کنار دهان بی بخار کودکان، جاییست به مراتب بلندتر از منبر چوبیِ با دست خراطی شدهیِ غبار نگرفتهیِ واعظین ریش سفیدِ جگر نسوختهیِ آتش غزه.
۱۵:۱۹