بله | کانال یادداشت های نادر نوروزشاد
عکس پروفایل یادداشت های نادر نوروزشادی

یادداشت های نادر نوروزشاد

۱۱۳ عضو
فرار جغجغه
جغجغه، طوطی سخنگوی همسایه ما دو روزی است که گریخته. عقلش نمی رسید که در این سرمای شدید گریخت. حالا آدم هم نیست که بگوئیم کسی گولش زده، یا با هماهنگی کسی رفته و الان جا و مکانی دارد.رفت در هوای آزاد و به خیال خوش سیاسیون دارد آزادی را تجربه می کند. هیچ تجربه ای از سرما و بی غذایی و کلاغ و شاهین ندارد. تا الان زنده مانده باشد خیلی هنر کرده است. طوطی و سایر پرندگان خانگی، در اصل آزاد و رها زندگی می کنند. اما وقتی دست آموز می شوند و عادت به زندگی تحت نظارت و حمایت می کنند، دیگر به سختی می توانند به فضای آزاد برگردند. حتی اگر یک منجی آزادی خواه از راه برسد و در قفس را باز کند و آنها را پر بدهد که در هوای آزاد تنفس کنند، حتما دچار گرفتاری های جدیدی می شوند. ما انسان ها، از زندگی حیوانات و طبیعت باید برای خودمان درس بگیریم، اما قرار نیست که فکر کنیم هر چیزی که دل ما می خواهد، حتما برای حیوانات هم خوب است. ما انسانیم. اگر با اراده خودمان آزاد هم شویم، حاضریم پای توطئه های دشمنانه، جنگ و تجاوز و تحریم و گرسنگی اش هم بایستیم. ولی طوطی و قناری را اگر می خواهید آزاد کنید بهتر است تدریجی باشد. از یک فضای کوچک به فضایی بزرگتر، تا برسد به رهایی کامل در طبیعت. بعضی انسان ها هم مثل همین پرنده ها هستند. اگر ناگهان رها شوند، اسیر شیطان می شوند، اسیر حسود و رقیب و دشمن می شوند. اما اگر ظرفیت تحمل و رویارویی با مشکلات دوران آزادی را داشته باشند، تحمل این مشکلات به هزار آسایش دوران اسارت می ارزد.
از نوشتن این یادداشت هدف مهمی دارم. روشنفکرنمایانی را می شناسم که با به رخ کشیدن دان و علف دوران اسارت، و مشکلات دوران آزادی، آزادی را مسخره می کنند. یادمان باشد که ما طوطی و قناری نیستیم! ما انسانیم!@nader_noroozshad

۱۱:۰۷

thumbnail
یارانه به چهار خانوار نیازمند
چهار خانواده مقیم تهران و ورامین و قشم زیر پوشش هستند. برای ایام رمضان قصد داریم کمک بیشتری بکنیم
۱۱,۰۰۰,۰۰۰ ریال
از ۴۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال
۲%
تامین شده
مهلت تمام شد
جزئیات

۱۱:۱۰

عزیزم، یک چیزی بخر!
سالهای اول زندگی ام را که به یاد می آورم، خانواده متوسطی بودیم با پدری که یک کارمند نسبتا متوسط به بالای دانشگاه تهران بود. خدا را شکر خانه ای را بعد از سالها زندگی تهیه کرده بود. ولی خودرو نداشتیم. سالی یک سفر به مشهد (آن هم گاهی دست نمی داد) و کلا دو یا سه سفر دیگر در طول عمر14 ساله خود با مرحوم پدر را به یاد می آورم. عاشق سفر بود و ناتوان از آن؛ دو سال قبل انقلاب فوت کرد. حقوق او کفاف هزینه برای سفرهای تفریحی را نمی داد.
آن سفرهای سالی یک بار به مشهد را هم با صرفه جویی تمام انجام می دادیم. قطار درجه 3 می گرفتیم و کوپه 8 نفره را با دو غریبه می نشستیم. این اواخر وضعمان خوب شده بود یک کوپه شش نفره درجه دو می گرفتیم. کلی حبوبات و برنج و خرت و پرت با خودمان بار می کردیم و می رفتیم خانه کلنگی کبری خانوم در کنار فلکه آب! طبقه دوم با تیرهای چوبی وحشتناک که مار هم داشت!
آنجا را کرایه می کردیم. ده بیست روز، گاهی یک ماه مرخصی کل سال پدر را مشهد می ماندیم.تجربه سفر دیگری را به یاد ندارم. جز یک سفر به شیراز. خانه خاله ام. (و شاید سفر دیگری که یادم نمی آید.)
طبعا مادرم هم تجربه سفرش محدود بود به همان سبک سفر به مشهد. بار و بندیلش را برمی داشت و هر چه امکان داشت با خود ببریم، بار می کردیم و می رفتیم تا در شهر غریب خرید نکنیم یا کمتر خرید کنیم.
ولی ما در نسل بعد، جور دیگری یاد گرفتیم.
با اینکه درآمد چندانی نداشتم، اما به تدریج یاد گرفتم که نباید همه چیز را با خودمان ببریم. بویژه برای بین راه. آن کاسب های بین راه، چشمشان به دست من و امثال من است. پولدارها بیشتر، و ما کمتر. در حد یک آب میوه، چای، قهوه، بیسکویت، و ... هم که شده باید چیزی خرید. غیر از سفرهای کوتاه که فرصت ایستادن بین مسیر را نداریم.
من معتقدم خدا روزی کاسب محله را هم در جیب من گذاشته است. نمی شود که من همه خریدهایم را از تعاونی اداره بکنم.
رزق و روزی کاسب بین راه هم در جیب مسافران است. مسافر اگر خرید نکند و او ورشکست شود، بار کمک به او به عنوان فقیر و مستمند و درمانده و .. به دوش دولت و من و ما خواهد افتاد. چرا با عزت زندگی نکند؟ چرا کارگرانش با عزت و سربلندی زندگی نکنند؟ چرا سود نکند و با رضایت به خانه برگردد؟!
من هم بجای اینکه صدقه بدهم، خرید می کنم. یک کیک تازه، یک چای داغ، یک بستنی، ...عزیزم، اگر سفر رفتی حتما بین راه چیزی بخر!
(این نوشته را هدیه می کنم به روح پاک مادر و پدرم)
@nader_noroozshad

۱۲:۱۶

اوایل، «تفریحی» می‌کشید!
اوایل، «مجانی» بود،اوایل، نیازی احساس نمی‌کرد، اگر بود استفاده می‌کرد ، اگر هم نبود، غمی نداشت.
یواش یواش عادت کرد. احساس نیاز کرد،جنس مجانی، کفاف نیازش را نمی‌داد.
مجبور شد جنس بهتر خریداری کند.قضیه از حالت مجانی درآمد و پولی شد.
کاش ماجرا به پول ختم می‌شد، همه چیزش را داد.تمام اطلاعات شخصی،خانوادگی،اسرار زندگی، اطلاعات شغلی محل کار،اطلاعات بانکی ،کار به اطلاعات ملی هم رسید.
همه را بی آنکه بداند، داد.
یک روزی متوجه شد که مغزش از کار افتاده قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل را از دست دادهحافظه اش هم ضعیف شدهچیزی را نمی‌تواند به حافظه بسپارد.اصلأ حتی تلفن خانه و خانمش را از یاد برده
اعتیادش به الکل و مواد مخدر نبود.او به سوءمصرف هوش مصنوعی گرفتار شده بود.
https://t.me/N_Noroozshad

۵:۰۶

یادداشت های نادر نوروزشاد
جمع‌سپاری مالی
تاکنون نزدیک ۱۰۰ میلیون ریال به حساب واریز شده . نمیدانم چرا دوستان اصرار دارند تا از طریق بله واریز نکنند؟!خب، اگر زحمت می‌کشید ، بهتر است سایرین هم مشاهده کنند و ترغیب شوند که مشارکت کنند.

۱۰:۰۴

چون دیگران بدند، پس لابد ما خوبیم!

نخندید!هم من نویسنده و هم شمای خواننده گرفتار این منطق غلط هستیم.
برای اثبات خودمان، اصرار داریم ضعف و خطا و مشکلات دیگران و رقیبان را بیان کنیم.
شاید آن ضعف و خطا براستی در طرف مقابل ما وجود داشته باشد اما این دلیل نمی‌شود که «من از او بهتر باشم»!
روزهای گذشته بحمدالله شاهد بارش‌های نسبتاً خوبی بودیم، بویژه در مناطق جنوبی کشور.اما این بارش‌ها از حد معمول فراتر بود و طبعا سیل یا آبگرفتگی در معابر یا نفوذ آب از سقف‌ها را هم به دنبال داشت.
در جزیره کیش، حفر صدها حلقه چاه جاذب آب‌های سطحی در فرورفتگی‌ها باعث شد تا میزان آبگرفتگی خیابانی به کمترین میزان برسد ولی باز هم در برخی نقاط شاهد آبگرفتگی بودیم.
اینکه گذشتگان با شناسایی نقاط پست و حفر چاه به فکر چنین روزهایی بودند، ارزشمند است، و اینکه ما نقاط باقی مانده را هم شناسایی کنیم و راه درست گذشتگان را ادامه دهیم، وظیفه امروز ماست.
در همین روزهای اخیر، فیلم‌ها و اخبار بسیاری از آبگرفتگی و سیل در خیابان‌ها و منازل و فرودگاه دبی، عجمان، شارجه، استانبول، خصب، شناص، کالیفرنیا ، یونان، و ... نقاط مختلف جهان منتشر شده‌است.
پخش این اخبار یک فایده دارد و آن اینکه احساس «خودتحقیری» را از ما دور می‌کند. احساسی که با پمپاژ اخبار منفی (راست و دروغ) در ما ایجاد کرده‌اند.اما یک ضرر هم دارد و آن اینکه احساس کنیم چون دیگران هم گرفتار شدند، پس ما بی عیب و نقصیم!
من با دیدن اینگونه اخبار، برای مردم آن شهرها دعا می‌کنم و امیدوارم همانطور که سیل‌های قبلی کیش، مایه عبرت مدیران شد، و برای آن چاره‌ای اندیشیدند، در همه جای دنیا (و ایران) نیز چاره‌اندیشی مناسبی برای کاهش اثرات بحران‌های طبیعی صورت بگیرد.درست مثل تدابیر ژاپن برای زلزله های مداوم.

منتظر خبرهای بد از جاهای دیگر هم برای اثبات خوب بودن خودمان نیستم!
اصلا چه می‌دانیم؟! شاید فیلم‌هایی که از جاهای دیگر برایمان نمایش می‌دهند هم مثل خیلی از فیلم‌های دوروبر خودمان، واقعی ولی بزرگنمایی شده باشد.
https://t.me/N_Noroozshad

۹:۱۱

آیا تاکنون دقت کرده بودید که:
زمانی که ابرهه به مکه حمله کرد و قصد تخریب کعبه را داشت، کعبه پر از بت های رنگارنگ بت پرستان بود؟!
راز سوره الفیل
آیا خداوند سپاه ابابیل را برای دفاع از بتهای داخل کعبه فرستاد؟ یا برای دفاع از کعبه ای که قرار بود نقش مهمی در تاریخ تمدن بشر داشته باشد؟!

پس، به پلیدی ها و فساد موجود در کشورمان ننگریم؛ بلکه مراقب نقشی باشیم که باید در تاریخ تمدن بشر برعهده بگیریم. خداوندی که در زمان شایسته، کعبه را از لوث بت ها پاکسازی کرد، امید است کشور ما را هم از این پلیدی ها برهاند.
@nader_noroozshad

۸:۴۶

یادداشت های نادر نوروزشاد
آیا تاکنون دقت کرده بودید که: زمانی که ابرهه به مکه حمله کرد و قصد تخریب کعبه را داشت، کعبه پر از بت های رنگارنگ بت پرستان بود؟! راز سوره الفیل آیا خداوند سپاه ابابیل را برای دفاع از بتهای داخل کعبه فرستاد؟ یا برای دفاع از کعبه ای که قرار بود نقش مهمی در تاریخ تمدن بشر داشته باشد؟! پس، به پلیدی ها و فساد موجود در کشورمان ننگریم؛ بلکه مراقب نقشی باشیم که باید در تاریخ تمدن بشر برعهده بگیریم. خداوندی که در زمان شایسته، کعبه را از لوث بت ها پاکسازی کرد، امید است کشور ما را هم از این پلیدی ها برهاند. @nader_noroozshad
سران قریش هم شکست ابرهه را به نام بتهای خود تمام کردند.خدا هم می‌دانست ولی کعبه حتی با وجود بت‌ها و حتی با سوءاستفاده موقت بت‌پرستان باید باقی می‌ماند.
باقی ماندن کعبه هم به بقای دیوارهایش نبود چرا که چند سال بعد خود خدا سیلی فرستاد که دیوارهای کعبه را فروریخت. (و ماجرای نصب حجرالاسود به دست مبارک محمد امین، مربوط به آن سیل است)موضوع ، شکستن حرمت کعبه بود.
ما پاسدار و امانت‌دار کعبه ایرانیم.
راستی،به ما نگفتند که علی هم در همین کعبه بدنیا آمد
شاید اگر می‌دانستیم نگاه خشک و دگمی به شرایط ایده‌آل نداشتیم

۲۰:۵۵

غمی شرمسارانه!
چهل روز از ایام شوم دی ماه گذشت. مصیبت بزرگی که عظمتش فقط به جان باختن بیش از 3000 هموطن نبود. آنچه این مصیبت را دردناکتر و شرم آگین می کرد، این بود که دست برادران به خون هم آلوده شد. کاری ندارم که یکی از خود دفاع می کرد، یا از وطن و شرافت و انسانیت دفاع می کرد یا یکی متجاوز بود و جنایتکار و وطن فروش. هر چه بود جمع کثیری از این جان باختگان (نزدیک به همه)، مزدور بیگانه نبودند و بچه های این آب و خاک و برادران و خواهران همدیگر بودند. شرمساری از این بابت که در هر طرف ماجرا که ایستاده باشی، نقص و خطای فاحشی را در خود احساس می کنی.یا باید از بابت عدم آمادگی اطلاعاتی، ناتوانی در کنترل مرزها برای ورود سلاح و مواد مخدر و روان گردان؛ ناتوانی در برقراری ارتباط با قشر مخالف، و سوابق رفتارهایی که کار را به جدایی و تنفر کشانده شرمگین باشی؛یا باید از وطن فروشی و آغاز خونریزی و فریب خوردن از بیگانه ای که نه آزادی تو را می خواهد و نه آبادی تو را... سرافکنده باشی.
من نمی خواهم خون های زیادی که ریخته شده را با استدلال های عقلی و منطقی توجیه کنم. خودم هم می دانم که اگر در هر کشوری از دنیا به پلیس حمله مسلحانه شود، با شدت و بی رحمی مقابله خواهند کرد. در هیچ کشور دنیا آن را با نرمی و مهربانی پاسخ نمی دهند و حتما به بهانه آن کشتار وسیعی به راه می اندازند. اما من انتظار دارم که ما مثل همه جا نباشیم! بهتر باشیم. دین ما، ما را سفارش به پروای خدا کرده و خدا ما را از کشته شدن حتی یک بیگناه! بیم داده و فرموده که کشته شدن یک بی گناه مثل کشتن همه انسان ها است! (سوره مائده آیه 32) و چه بسیار بی گناهی که (از هر طرف) نباید کشته می شد، و کشته شد.
یکی از منت های بزرگ الهی به مسلمانان صدر اسلام این است که در هنگام فتح مکه، دست شان به خون مشرکین آلوده نشد! خداوند حتی از اینکه دست مسلمانان را از ریختن خون مشرکان بازداشته است، به آنان منت می گذارد. (سوره فتح آیه 24)
آری، آن روز که قاسم سلیمانی را "مدافع حرم" می خواندند، او گفت: «ایران حرم است!» برخی او را "مدافع اسد" خواندند در حالی که او در سوریه می جنگید تا سازمان تروریستی موساد و سیا فرصت نکنند ایران را تبدیل به سوریه کنند. اکنون که سلیمانی نیست و موساد و سیا هم از سوریه فارغ شده و روی ایران متمرکز شده اند، سخن او را بهتر درک میکنیم که «ایران حرم است»
از اقدامات دولت چهاردهم در مواجهه با این واقعه دردناک استقبال می کنیم. اینکه اعلام عزای عمومی کرد.اینکه مانعی در درمان مجروحان ایجاد نکرد، اینکه اغلب جان باختگان (از هر طرف) را شهید اعلام کرد. اینکه آمار و اسامی جان باختگان را منتشر کرد. اینکه سرافکندگی و ناخشنودی خود را از اصل بروز این واقعه اظهار کرد، اینکه حتی مسئولیت ایجاد زمینه برای نفوذ دشمن در بین جوانان را متوجه خودی ها دانست، اینکه برای مراسم چهلم آنان احترام قائل شد و ...همه اینها خوب ؛ اما گویا دشمن دست بردار نیست. مسئولان آمریکایی و اسرائیلی به صراحت و بدون پرده پوشی از دست داشتن خود در آن ماجرا سخن می گویند و از اینکه فتنه های بعدی دیگری را در حال سازماندهی هستند. از خدایی که منت گذاشت و دست ساکنان مکه را از ریختن خون مسلمانان بازداشت، و دست مسلمانان را از ریختن خون آنان بازداشت، (سوره فتح آیه 24) عاجزانه خواهانیم تا جوانان ما و مردم ما را نیز از خونریزی برادرانه هموطنان بازدارد.

۷:۱۶

یک نکته تدبری از آیات جزء اول:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء اول، تقدیم می گردد:
درآیه ۷۳ بقره می فرماید فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَپس فرموديم پاره‏ اى از آن [گاو سر بريده را] به آن [مقتول] بزنيد [تا زنده شود] اين گونه خدا مردگان را زنده مى ‏كند و آيات خود را به شما مى ‏نماياند باشد كه بينديشيد
سوال: آیا خداوند هم در روز حشر «اینگونه» مردگان را زنده می کند؟ یعنی بخشی از بدن یک مرده را به بدن یک مرده دیگر می زند و ...؟!پاسخ: در اینجا «اصل زنده شدن مردگان» و «خروج زنده از مرده» به نمایش درآمده ، نه «چگونگی احیای مردگان». برای پاسخ به سوال «چگونگی احیای مردگان» بهتر است به آیه 260 سوره بقره مراجعه کنیم که در آن، حضرت ابراهیم از «چگونگی» احیای مردگان پرسید و پاسخ آن را دریافت کرد.

۱۰:۴۷

یک نکته تدبری از آیات جزء دوم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء دوم، تقدیم می گردد:
در آیه 188 سوره بقره آمده است: وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَبرخی از مترجمان در ترجمه این آیه گفته اند: انصاریان: و اموالتان را در میان خود به باطل و ناحق مخورید. و آن را به عنوان رشوه به سوی حاکمان و قاضیان سرازیر نکنید تا بخشی از اموال مردم را [با تکیه بر حکم ظالمانه آنان] به گناه و معصیت بخورید، در حالی که [زشتیِ کارتان را] می دانید.مکارم شیرازی: و اموال يكديگر را به باطل (و ناحق) در ميان خود نخوريد! و براي خوردن بخشي از اموال مردم به گناه، (قسمتي از) آن را (به عنوان رشوه) به قضات ندهيد، در حالي كه مي‏دانيد (اين كار، گناه است)!
اما در متن آیه هیچ سخنی از «رشوه» نیست! و انتهای آیه (در حالی که خودتان می دانید) نیز اشاره به دانستن زشتی گناه نیست! چون چه بسا کسی زشتی گناه را نداند. اما می داند که این مال، مال او نیست.
پس به نظر می رسد معنای آیه این باشد که:و اموال يكديگر را به باطل (و ناحق) در ميان خود نخوريد! و براي خوردن بخشي از اموال مردم ، آن را به گردن قضات نیندازید، در حالي كه خودتان حق را مي‏دانيد (که با کیست؟)!

۱۱:۰۲

یک نکته تدبری از آیات جزء سوم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء سوم، تقدیم می گردد:
در آیه 256 سوره بقره آمده است: لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
بسیاری از مردم تصور می کنند که با استناد به این آیه می توانند دیندار نباشند! چون خدا فرموده لا اکراه فی الدین! عده ای هم تصور می کنند که با استناد به این آیه می توانند دیندار باشند و هر کاری که دلشان نخواست و اکراه داشتند را انجام ندهند! حال آنکه ادامه آیه مقصود را روشن ساخته است.
در این آیه می فرماید در (امر/ کار) دین اکراهی نیست! اولا، در پذیرش دین، کسی که به زور دین را پذیرفته از نظر خداوند دین دار نیست زیرا راه هدایت و گمراهی بخوبی آشکار شده و (بقیه آیه)ثانیا، اکراه از باب افعال و متعدی است. یعنی چیزی را ناپسند کردن. مومنین باید برای تبلیغ و آگاه سازی دیگران از روشهای ناپسند سازی دین دوری کنند. دین رابا ناپسندی به خورد دیگران ندهند. همانگونه که در سوره هود آیه 28 حضرت نوح به قوم خود می فرماید: قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ معنا: گفت اى قوم من ؛ مگر نمی بینید که من از طرف پروردگارم حجتى روشن دارم و مرا از نزد خود رحمتى بخشيده، كه بر شما پوشيده مانده (یا چشم بر آن بسته اید). آيا تصور می کنید که ما [بايد] شما را به آن وادار كنيم، در حالى كه بدان اكراه داريد؟!!این«استفهام انکاری» است و معنای آن این است که چنین تصوری خطا است و ما چنین نخواهیم کرد.
در بسیاری از آیات دیگر قرآن نیز هنگامی که سخن از کافران و منافقان و سست ایمان ها می شود، می فرماید که «وَهُمْ كَارِهُونَ»! دلشان با امر خدا همراه نیست! یا در مورد منکران حق و دشمنان پیامبران می فرماید اکثر آنان حق را ناپسند می دارند! به این ترتیب، این افراد اگر به ظاهر هم مسلمان شوند، از نظر این آیه (لا اکراه فی الدین) داخل در دین نشده اند.

۱۱:۲۰

یک نکته تدبری از آیات جزء چهارم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء چهارم، تقدیم می گردد:
در آیه 152 سوره آل عمران آمده است: وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَترجمه: و [در نبرد احد] قطعا خدا وعده خود را با شما راست گردانيد آنگاه كه به فرمان او آنان را مى ‌كشتيد تا آنكه سست‌ شديد و در كار [جنگ و بر سر تقسيم غنايم] با يكديگر به نزاع پرداختيد و پس از آنكه آنچه را دوست داشتيد [يعنى غنايم را] به شما نشان داد نافرمانى نموديد برخى از شما دنيا را و برخى از شما آخرت را مى‌ خواهد سپس براى آنكه شما را بيازمايد از [تعقيب] آنان منصرفتان كرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان با تفضل است.
نکته اینکه این آیات درباره پیروزی مسلمانان در جنگ احد و سپس شکست آنان است! دلایل شکست را از دیدگاه الهی (و نه جنبه های بشری) بیان می فرماید. آنچه ما انسان ها در جستجوی دلایل آن هستیم، نمودهای مادی و کمّی ماجراست، مثل بی نظمی در صفوف نظامی و ..اما آیه در بیان علل شکست ( حتی بعد از آنکه خدا پیروزی داد) به نکات آسمانی توجه می دهد:حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ: از هم پاشیدگی اتحاد و صفوف متحد؛وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ: نزاع و اختلاف در صفوف خودی؛وَعَصَيْتُمْ: و نافرمانی از فرمانده؛مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ: چشمتان به آنچه که دوست داشتید افتاد (خود را باختید!)سپس دلیل اصلی و ریشه ای را چنین بیان می فرمید:مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ: گروهی از شما دنیا طلبند و گروهی آخرت جو.
در پایان هم امید می دهد به توبه کنندگان.
این خطر، پس از هر پیروزی برای مومنین امکان وقوع و تکرار دارد. چه این پیروزی، بزرگ باشد و چه کوچک.
(در آیات 123 تا 126 همین سوره نیز ماجرای نصرت الهی در بدر را یادآور شده و صبر (استقامت) و تقوا (خداپروایی) ی مومنین را عامل جلب کمک های غیبی برشمرده است.)

۶:۴۳

یک نکته تدبری از آیات جزء پنجم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء پنجم، تقدیم می گردد:
در آیه 38 و 39 سوره نساء آمده است: وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا/ وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَكَانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيمًاو كسانى كه اموالشان را براى نشان‏دادن به مردم انفاق مى كنند و به خدا و روز بازپسين ايمان ندارند و هر كس شيطان يار او باشد چه بد همدمى است / و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان مى ‏آوردند و از آنچه خدا به آنان روزى داده انفاق می کردند چه زيانى برايشان داشت؟ و خدا به [كار] آنان داناست.
این دو آیه درباره ریا است. ریاکاری در انفاق. استدلال هم روشن است. کسانی که بدون اعتقاد به خدا و روز آخرت، هزینه ای می کنند تا مردم از آنان به نیکویی یاد کنند، هم نشین شیطان شده اند. و چه عیب داشت که همین کار را با ایمان به خدا و روز آخرت می کردند؟!
در این دو آیه، توجه به کسانی نیست که دریافت کننده انفاق هستند. بلکه توجه به کسی است که هزینه کرده است. مالی را خداوند به او داده است، و اکنون او از این مال برای دیگران هزینه کرده و خواهان تشویق و نام نیکو در بین مردم بوده است. طبیعی است که ایمان نداشتن به آخرت باعث چنین خسارتی می شود. روزی چند مردم نام او را به نیکویی می برند و تمام!آن زمان که وارد عالم بعد می شود، نه اندوخته ای، نه ذخیره ای! اگر بپرسیم پس تکلیف آنان که سیر شدند، از غم و غصه رها شدند، درمان شدند، به آرامش رسیدند، چه می شود؟پاسخ این است که آنان سیر شدند و ...؛ ولی بحث بر سر آنان نیست. بحث بر سر همین انفاق کننده (هزینه کننده) است. خداوند می خواهد تا او تجارتی سودآور کند. به همین دلیل است که در ادامه می فرماید چه زیان داشت که بجای ریای مردم، این کار را برای خدا و روز آخرت می کرد؟!واقعا چه زیانی داشت؟نه تنها زیان نداشت، بلکه چند فایده بزرگ هم داشت. فایده اول: با خدا طرف می شد و نه با مردم! و خداوند هم بدهکار کسی نمی ماند.فایده دوم: احساس خودپسندی به او دست نمی داد و انتظار تشکر از مردم در دل او شکل نمی گرفت و منتی بر آنان ایجاد نمی شد.فایده سوم: روح و نفس او ساخته می شد، رشد می کرد.فایده چهارم: اگر تلخی و ناسپاسی از مردم می دید، پشیمان نمی شد.و فواید بسیار دیگر.
خوب که دقت کنیم، می بینیم این دو آیه در ادامه دو آیه قبل هستند و خداوند توصیف کسانی را می کند که خیال پرداز (درباره خود) و خودپسند هستند.(مختال فخور). اینها یا دست در جیب نمی کنند و هیچ هزینه ای نمی کنند، یا اگر هم هزینه کنند آن را به باد هوا می فروشند!پناه بر خدا از شر شیطانی که اگر با انسان هم نشین شود، اینگونه سرمایه های مالی (و وجودی) او را به باد می دهد!

۱۰:۰۶

یک نکته تدبری از آیات جزء ششم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء ششم، تقدیم می گردد:
در آیه 148 سوره نساء آمده است: لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًامعنا: خداوند دوست ندارد كسي با سخنان خود بديها را اظهار كند مگر آن كسي كه مورد ستم واقع شده باشد، خداوند شنوا و دانا است.
برخی از مردم تصور می کنند که عبارت « الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ » در این آیه ، به معنای ناسزا گفتن است! حال آنکه مفسران می گویند که موضوع درباره آشکار سازی بدی ها با گفتار است.در این صورت معنایش به صورت ساده تر این می شود که خداوند افشاگری را دوست ندارد! (مگر در حالتی که به صورت استثنا بیان شده)ما عمدتا افشاگری را بدون هیچ قید و شرطی، یک عمل خوب تصور می کنیم! اما خداوند پوشیده ماندن عیوب و خطاهای بندگان را (جز در موراد خاص) می پسندد. در ادامه آیه، موردی را که استثنا شده بیان فرموده است: « إِلَّا مَنْ ظُلِمَ» مگر کسی که مورد ظلم واقع شده است. این فرد هنگام دادخواهی می تواند و باید ظلم را توضیح دهد و اتهام را متوجه ظالم کند تا دادخواهی امکان پذیر باشد. حتی اگر در نظام دادخواهی امید به اخذ نتیجه هست، افشای آن در بیرون و برای طلب کمک از دیگران هم شایسته نیست. بهتر است نظام دادخواهی بگونه ای باشد که نیاز به «افشاگری» خارج از محیط دادگاه نباشد. این افشاگری ها فضای جامعه را ملتهب می کند، اعتماد را از جامعه دور می کند، و به تدریج موجب عادی سازی گناه و تعدی به حقوق دیگران می شود.

۱۲:۴۲

یک نکته تدبری از آیات جزء هفتم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء هفتم، تقدیم می گردد:
درآیه 96 سوره مائده می فرماید: أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَمعنا: صيد دريايى و خوردن آن براى شما حلال شده است، تا هم شما و هم كاروانيان [غير محرم‏] از آن برخوردار شويد، و صيد بيابانى مادام كه محرم هستيد، بر شما حرام است، و از خدايى كه به نزد او محشور مى‏شويد پروا داشته باشيد
این آیه همان طور که در متن خود آیه پیدا است، درباره احکام زمان احرام حج است. این موضوع از آیه قبل آغاز شده است و اشاره به یکی از محرمات اِحرام دارد که صید و شکار است و البته صید دریایی را از آن استثنا فرموده است.
نکته تدبری در این آیه، "درک فضای بیان مطلب" است. در اینجا به مقتضای بیان محرمات احرام، به حرام بودن صید زمینی و حلال بودن صید دریایی اشاره شده است، بی آنکه وارد احکام خوردنی ها شود که مثلا از صید دریایی چه چیز حلال و چه چیز حرام است؟در حقیقت، نکته قابل توجه ما به یک شبهه فقهی برمی گردد که برخی بدون توجه به فضای آیه (بیان احکام اِحرام) یک بخش از آیه را بریده اند (أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ) و از آن نتیجه عجیب تری گرفته اند که «هر چیز از دریا صید شود حلال است!» حال آنکه اگر چنین بود، بقیه آیه معنا نداشت! (مَتَاعًا لَكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ) یعنی این حلال شد برای برخورداری شما و کاروانیان عبوری.
اگر این حلال بودن مطلق بود، دیگر نیاز نبود بفرماید که این حکم مختص به افراد مُحرم و کاروانیان عبوری در آن مسیر است! زیرا شامل بقیه افراد نمی شود. دقت در همین نکته ثابت می کند که این حلال بودن صید دریایی، فقط در برابر حرام بودن صید زمینی در دوران احرام است و ربطی به احکام خوردنی ها ندارد .

۷:۵۸

یک نکته تدبری از آیات جزء هشتم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء هشتم، تقدیم می گردد:
در آیه 16 و 17 سوره اعراف می فرماید: قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۶﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿۱۷﴾(ابلیس) گفت: پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست (۱۶) آنگاه از پيش رو و از پشت‏ سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏ تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت (۱۷)*
آدرس ابلیس! این دو آیه نشانی محلی است که خطر کمین ابلیس وجود دارد. شاید ما گمان کنیم که ابلیس را باید در قمارخانه ها و مراکز فساد و فحشا بیابیم. البته که آن مکان ها، آلوده و شیطانی است، اما دام شیطان در جای دیگری گسترانده شده است و اماکن فساد، خانه‌های شیطان یا باغ وحش اوست که شکار خود را در آن نگهداری می کند. دام شیطان، درست بر سر راه خدا و «صراط مستقیم الهی»! است. و از این‌رو مومنین باید بیش از فاسقان نگران دام‌های شیطانی باشند.خودپسندی، ریا، وسواس، قضاوت درباره دیگران، ترک امر به معروف و نهی از منکر، گفتار بدون علم،و ... از زمره دام‌های خاص برای مومنان است.
ابلیس چهار جهت از شش سمت را برای حمله به انسان استفاده می کند: جلو، پشت، سمت راست، و سمت چپ!گویا او از سمت بالا و پایین حضور ندارد. به همین دلیل است که هر گاه خالصانه دست دعا رو به سوی آسمان بلند کنیم، یا سر به سجده بر خاک بگذاریم، راه شیطان بسته خواهد شد.
از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود: منظور از آمدن شیطان از پیش رو، این است که آخرت و جهانی را که در پیش است در نظر انسان سبک و ساده جلوه می دهد؛ و منظور از پشت سر این است که آنان را به گردآوری اموال و ثروت اندوزی و بخل از پرداخت حقوق واجبه دستور می دهد تا آن اموال برای ورثه بماند! ؛ و منظور از طرف راست این است که دین و اعتقادات آنان را به وسیله شبهات و ایجاد شک و تردید، ضایع می سازد. مراد از طرف چپ ترغیب آنان به لذّت‌ها و چیره‌کردن شهوت‌ها بر دل‌های آنان است.(بحار الأنوار، ج۶۰، ص۱۵۲)

۶:۴۲

یادداشت های نادر نوروزشاد
یک نکته تدبری از آیات جزء هشتم: ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء هشتم، تقدیم می گردد: در آیه 16 و 17 سوره اعراف می فرماید: قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۶﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿۱۷﴾ (ابلیس) گفت: پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست (۱۶) آنگاه از پيش رو و از پشت‏ سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏ تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت (۱۷)* آدرس ابلیس! این دو آیه نشانی محلی است که خطر کمین ابلیس وجود دارد. شاید ما گمان کنیم که ابلیس را باید در قمارخانه ها و مراکز فساد و فحشا بیابیم. البته که آن مکان ها، آلوده و شیطانی است، اما دام شیطان در جای دیگری گسترانده شده است و اماکن فساد، خانه‌های شیطان یا باغ وحش اوست که شکار خود را در آن نگهداری می کند. دام شیطان، درست بر سر راه خدا و «صراط مستقیم الهی»! است. و از این‌رو مومنین باید بیش از فاسقان نگران دام‌های شیطانی باشند. خودپسندی، ریا، وسواس، قضاوت درباره دیگران، ترک امر به معروف و نهی از منکر، گفتار بدون علم،و ... از زمره دام‌های خاص برای مومنان است. ابلیس چهار جهت از شش سمت را برای حمله به انسان استفاده می کند: جلو، پشت، سمت راست، و سمت چپ! گویا او از سمت بالا و پایین حضور ندارد. به همین دلیل است که هر گاه خالصانه دست دعا رو به سوی آسمان بلند کنیم، یا سر به سجده بر خاک بگذاریم، راه شیطان بسته خواهد شد. از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود: منظور از آمدن شیطان از پیش رو، این است که آخرت و جهانی را که در پیش است در نظر انسان سبک و ساده جلوه می دهد؛ و منظور از پشت سر این است که آنان را به گردآوری اموال و ثروت اندوزی و بخل از پرداخت حقوق واجبه دستور می دهد تا آن اموال برای ورثه بماند! ؛ و منظور از طرف راست این است که دین و اعتقادات آنان را به وسیله شبهات و ایجاد شک و تردید، ضایع می سازد. مراد از طرف چپ ترغیب آنان به لذّت‌ها و چیره‌کردن شهوت‌ها بر دل‌های آنان است. (بحار الأنوار، ج۶۰، ص۱۵۲)
تکمیلی پیام بالا*undefinedundefinedundefinedundefinedundefined
انتهای آیه، ابلیس هدف خود از کمین کردن و شکار بندگان خدا را این می گوید:

*وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ!

ابلیس می داند که خداوند رحمن به تمام بندگانش بی دریغ و بی آنکه از ایمانشان بپرسد، نعمت مدام عطا می کند. او تمام هدفش را بر این می گذارد که بندگان از این نعمت ها به درستی استفاده نکنند. لذتش را نبرند. متوجهش نباشند. نعمت ها را ضایع و تباه کنند. سپاسگزارش نباشند و ... .در یک کلام >> شکرگزار نباشند!

۹:۴۴

یک نکته تدبری از آیات جزء نهم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، یک نکته تدبری از آیات جزء نهم، تقدیم می گردد:
درآیه 129 سوره اعراف می فرماید: قالُوا أُوذينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا قالَ عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَمعنا: (بنی اسرائیل به پیامبرشان موسی علیه السلام ) گفتند: «پيش از آنكه به‌سوى ما بيايى آزار ديديم، [هم‌اكنون] پس از آمدنت نيز آزار مى‌بينيم! [كى اين آزارها به سر خواهد آمد]؟» گفت: «اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند، و شما را در زمين جانشين [آن‌ها] سازد، تا ببيند چگونه عمل مى‌كنيد.»
پس از شکست مفتضحانه فرعون در برابر موسی، جمعی از مشاوران فرعون او را برای کشتن موسی و نابودی قومش تحت فشار قرار دادند (آیه 127) آنان موسی را متهم به فساد در ارض(!) و بی توجهی به فرعون و خدایان او کردند.فرعون مصمم شد تا فرزندان پسر بنی اسرائیل را بکشد و به این ترتیب نسل آنان را منقرض کند. موسی علیه السلام به قوم خود گفت: «از خدا کمک بخواهید! صبر پیشه کنید! زمین از آنِ خداست، و آن را به هر کس بخواهد می دهد و سرانجام کار با متقین است» (آیه 128) در اینجا بود که قوم او زبان به گلایه باز کردند و از مصیبت های زیادی که تحمل کرده بودند شکوه کردند. گفتند: پیش از آنکه بیایی (قبل از تولدت) اذیت شدیم و همین بلا را بر سر ما درآوردند. اکنون بعد از آمدنت نیز دوباره دارند آن آزارها و اذیت ها را تکرار می کنند.(این رفتار فرعون به نوعی مشابه مجازات هایی است که در عصر حاضر بر سر یک ملت وارد می کنند .)
نکته تدبری مهم در این آیه این است که:موسی علیه السلام آنان را به سبب این سخنان طعنه آمیز ملامت نکرد. بلکه ضمن دادن امید پیروزی، از خطر دیگری آگاه کرد و آن خطر از جانب فرعون نبود! خطری بود از ناحیه خودشان! آن هم بعد از پیروزی بر فرعون!فرمود: امید است پروردگارتان دشمن شما را هلاک کند. اما پس از آنکه شما خودْ فرمانروا شدید، خداوند می نگرد که چگونه عمل خواهید کرد؟!یعنی پیروزی شما بر فرعون قطعی است. اما ممکن است بعد از پیروزی، از جانب خودتان مورد آزمون قرار بگیرید.
آزمون های بعد از پیروزی، معمولا به عنوان «بلاء حَسن» شناخته می شوند.
در قرآن آمده است که آنان صبر کردند و پیروز شدند (آیه 137) اما بلافاصله پس از پیروزی و مشاهده معجزه و نصرت الهی در عبور از دریا، به بت پرستی روی آوردند (آیه 138).
همه ما ممکن است پس از تحمل سختی های مقاومت و چشیدن طعم شیرین غلبه بر دشمن، خود را ببازیم و گرفتار بلاء حسن شویم.

۱:۵۴

دو نکته تدبری از جزء دهم:
ضمن آرزوی قبولی طاعات، دو نکته تدبری از جزء دهم، تقدیم می گردد:
تدبر اول:عمده مضامین دو سوره انفال و توبه که در این جزء قرار دارند، راهنمایی درباره روابط خارجی جامعه مسلمانان با بیگانگان است، که جنبه های مختلفی را در بر می گیرد: جنگ، صلح، پیمان، شکستن پیمان، توبه دشمن، سازگاری با دشمن، خیانت مسلمین، دوستی پنهانی با دشمنان، دعا برای دشمنان، امان به گردشگران خارجی، فتنه، هزینه کردن برای حفظ اسلام و جامعه مسلمین، مبانی دینداری حقیقی (ایمان)، و دینداری شکلی (اسلام)، نقش شیطان و سران کفر، آمادگی های دفاعی، بازدارندگی، هم بستگی مومنین، شرایط نزول نصرت الهی برای مومنین، غنایم، و...
اجرای برخی از این راهنمایی ها مخصوص حاکم جامعه اسلامی است و تشخیص شرایط اجرا با او است. مثلا برخی مفسران معتقدند که دستور صادره در آیه 5 سوره توبه (پس از پایان ماه های حرام، مشرکان را هرجا که یافتید بکشید! بگیرید، محاصره کنید، کمین بگذارید و...) اختصاص به همان مشرکین زمان پیامبر داشت. (گرچه در زمان خود رسول الله (ص) هم نیاز به اجرا پیدا نکرد و همین دستور موجب ختم قضیه شد.)
اما برخی احکام به خود مؤمنین باز می گردد. مثل عدم دوستی پنهانی با دشمن، عدم خیانت و جاسوسی، و ... .
تدبر دوم:از جمله دستوراتی که مجری آن خود مردم هستند، موضوع مهم "تربّص" است. تربص یعنی چشم انتظاری. در 3 آیه از قرآن این کلمه برای انتظار زنان بیوه و مطلقه و... بکار رفته است. اما در آیه 98 سوره توبه، به عنوان یک خطای ایمانی به آن اشاره شده است: وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يَتَّخِذُ مَا يُنْفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌمعنا: و برخى از آن باديه‏ نشينان كسانى هستند كه آنچه را [در راه خدا] هزينه مى كنند خسارتى [براى خود] مى‏ دانند و براى شما پيشامدهاى بد انتظار مى ‏برند. پيشامد بد براى آنان خواهد بود و خدا شنواى داناست.
در این آیه، بیان می فرماید که برخی چشم انتظارند تا پیشامدهای ناگواری برای مسلمین رخ دهد! این انتظار ناروا، آنان را نزد خدای شنوای دانا وارد اردوی دشمن می‌کند.و همین جابجایی موضع از طرفداری مومنین به طرفداری کافران و مشرکین، خود بزرگترین و بدترین پیشامد است که آنان گرفتارش شده‌اند‌.
در آیه 52 چنین انتظار ناروایی را به سخره می گیرد و می فرماید: بگو برای ما چه انتظاری می کشید؟! ما چه شهید شویم و چه پیروز شویم، برنده ایم. اما شما منتظر باشید تا یا به دست ما عذاب شوید یا به عذاب خدا گرفتار شوید: قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ

۵:۳۶