ازقول دخترم......
ساعت سه از مدرسه به خانه رسیدم. بازهم دربازکن خراب است و منتظر میمانم تا خواهر کوچکم بیاید و در را باز کند.چه تیپی زده، چه برقی چشمانش دارد!با خنده میگوید: خواهر جون بدو بیا الان روضه شروع میشه ها!یادم میآید قرار بود توی خانهمان روضه بگیریم. بدو میروم تا لباس مناسب هیئت بپوشم و آماده شوم.در را که باز میکنم، بوی عطر چای مشامم را پر میکند. همهجا طور دیگری تمیز است. کتیبه و پرچم های روی دیوار، خانهمان را قشنگ تر کرده.مهمانها میآیند و هیئت خانگی ما شروع میشود. سه تا خاله، بدون بچه! چای هیئت را من تعارف میکنم. چه حس خوبی دارد. بالاخره من ، خواهر بزرگتر هستم. خواهر کوچکم قند و خرما را میآورد.هیئت کوچکمان با خواندن سورهی فتح شروع میشود. مامان میگوید به نیت پیروزی مقاومت و نابودی اسرائیل.باز هم مهمان میاید، این بار اما با دختران کوچک...با دوستانم توی اتاق میروم اما دلم وسط هال است. جایی که حال دلم را حسابی خوبتر میکند. برمیگردم. سعی میکنم خوب گوش بدهم. باید سعی کنم خوب بفهمم...روضه که شروع میشود حس میکنم یک چیزهایی فهمیدم... اشک امانم نمیدهد. صورتم را پهلوی مامان فرو میکنم و گریه میکنم، برای مادرمظلوم جهان. شاید هم برای بچههای مظلوم دنیا...حالا خانهی کوچکمان را بیشتر دوست دارم... بوی چای روضه میدهد... نور و روشنی و گرمایش بیشتر شده... کاش همیشه خانهمان هیئت باشد.
#روضه_خانگی #بیوت_مقاومت #نهضت_مادری #خانههای_مقاومت #فاطمیه #طرح_عقیله #روایت_
" />


ارسال روایت از خانههای مقاومت و درخواست و نذر مواسات، به شناسه زیر:@beyte_noor
برای درخواست سخنران و مداح روضههای خانگی به شناسه @sh_o_k_r_i پیام دهید.
کانالهای ما :
بله | ایتا
ساعت سه از مدرسه به خانه رسیدم. بازهم دربازکن خراب است و منتظر میمانم تا خواهر کوچکم بیاید و در را باز کند.چه تیپی زده، چه برقی چشمانش دارد!با خنده میگوید: خواهر جون بدو بیا الان روضه شروع میشه ها!یادم میآید قرار بود توی خانهمان روضه بگیریم. بدو میروم تا لباس مناسب هیئت بپوشم و آماده شوم.در را که باز میکنم، بوی عطر چای مشامم را پر میکند. همهجا طور دیگری تمیز است. کتیبه و پرچم های روی دیوار، خانهمان را قشنگ تر کرده.مهمانها میآیند و هیئت خانگی ما شروع میشود. سه تا خاله، بدون بچه! چای هیئت را من تعارف میکنم. چه حس خوبی دارد. بالاخره من ، خواهر بزرگتر هستم. خواهر کوچکم قند و خرما را میآورد.هیئت کوچکمان با خواندن سورهی فتح شروع میشود. مامان میگوید به نیت پیروزی مقاومت و نابودی اسرائیل.باز هم مهمان میاید، این بار اما با دختران کوچک...با دوستانم توی اتاق میروم اما دلم وسط هال است. جایی که حال دلم را حسابی خوبتر میکند. برمیگردم. سعی میکنم خوب گوش بدهم. باید سعی کنم خوب بفهمم...روضه که شروع میشود حس میکنم یک چیزهایی فهمیدم... اشک امانم نمیدهد. صورتم را پهلوی مامان فرو میکنم و گریه میکنم، برای مادرمظلوم جهان. شاید هم برای بچههای مظلوم دنیا...حالا خانهی کوچکمان را بیشتر دوست دارم... بوی چای روضه میدهد... نور و روشنی و گرمایش بیشتر شده... کاش همیشه خانهمان هیئت باشد.
#روضه_خانگی #بیوت_مقاومت #نهضت_مادری #خانههای_مقاومت #فاطمیه #طرح_عقیله #روایت_
۹:۴۷