پرچمهای دروغین.pdf
۴.۰۵ مگابایت
۱۵:۰۰
۱۵:۰۰
گزارش_بررسی_های_اقتصادی_اهم_مسائل_جریان_ساز_اقتصادی_کشور_شماره_193 .pdf
۷۳۲.۲ کیلوبایت
۱۵:۴۱
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی، این پژوهشگاه در جدیدترین گزارش سیاستی خود، به بررسی وضعیت رفتارهای اخلاقی دانشجویان استان تهران پرداخته است.
۱۵:۴۴
۱۴:۴۶
برای درک تحولات ژرف در نظم جهانی باید نگاه خود را از میدانهای نبرد متعارف به لایههای عمیقتر قدرت معطوف ساخت، جایی که هژمونی فرهنگی بهعنوان پیشران سلطه فرو میریزد و معادلات انرژی، هندسه جدیدی از قدرت را ترسیم میکند. برای دههها، سلطه ایالات متحده بر ساختارهای امنیتی و اقتصادی جهان بر بستری از نفوذ نمادین و فرهنگی استوار بوده است که مشروعیت مداخلات نظامی و سیاسی را در افکار عمومی منطقه و جهان توجیه میکرد. این هژمونی نرم، که در قالب وعدههای مدرنیته، امنیت و میانجیگریهای دیپلماتیک تجلی مییافت، توازن قدرت در غرب آسیا را در وضعیتی از انفعال راهبردی به نفع بلوک غرب نگه داشته بود. با این حال، وقوع جنگهای ۱۲ روزه و رمضان بهعنوان نقاط عطفی در تاریخ معاصر، نهتنها آزمونی برای توان نظامی، بلکه محکی برای بنیانهای گفتمانی این نظم تلقی شد، جایی که روایت شکستناپذیری و کارآمدی مدل غربی در برابر مقاومتی مبتنی بر خوداتکایی و هویتبومی در هم شکست. آنچه در این میان اهمیتی استراتژیک یافت، انفصال پیروزی میدانی از تبلیغات نمادین است، چرا که تصویر فروپاشیِ سریع و تابآوری خیرهکننده در برابر تهاجمی که با چراغ سبز هژمونیک همراه بود، به کلیشه آسیبپذیریِ مهمترین بخش از خاورمیانه پایان داد و ژست ابرقدرتیِ حامیان تجاوز را در منظر جهانیان به سخره گرفت.
بیان این مسئله از این رو ضروری است که شکست در این جنگها، صرفاً یک ناکامی نظامی تاکتیکی نیست، بلکه رسواییِ یک پروژه فرهنگی و تمدنی عظیم است که سعی داشت اراده ملتها را در چارچوب محاسبات فراآتلانتیکی مدیریت کند. محاسباتی که تا پیش از این، قدرت را در انحصار ناتو، دلار و رسانههای مطلقا غربی تعریف میکرد، ناگهان با واقعیت جدیدی مواجه شد و آن ظهور کنشگری مستقل است که نهتنها توانایی دفع تهدید را دارد، بلکه میتواند ضربآهنگ اقتصادِ سیاسیِ جهانی را از مسیری غیرمنتظره، یعنی شریانهای حیاتی انرژی، تغییر دهد. اینجا است که مدیریت انرژی جهان از بحثی صرفاً فنی-اقتصادی به ابزاری برای مهندسی نظم نوین جهانی بدل میشود. جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری هوشمندانه از موقعیت ژئواستراتژیک خود در کانون انرژی جهان و تنگه هرمز، اثبات کرده است که دوران یکهتازی قدرتهای فرامنطقهای برای قیممآبی بر منابع خلیج همیشه فارس به سر آمده است. این گذار، شکلی جدید از محاسبات فرامنطقهای را خلق کرد که در آن، امنیت انرژی اروپا و اقتصاد آسیا دیگر صرفاً در گرو دستور کار کاخ سفید نیست، بلکه به متغیری وابسته تبدیل شده است که تواناییِ کنشگریِ بازدارندهی ایران آن را شکل میدهد. به عبارتی، پیوند خوردن امنیت نظامی با تابآوری اقتصادی، مختصات تقسیمات قدرت جهانی را به سود ایران تغییر داده است.
نتیجه این فرایند، استحالهی کامل آن هیمنهی فرهنگی و نمادینی است که غرب برای حفظ سلسلهمراتب قدرت در منطقه و جهان هزینه کرده بود. ایران در این نبرد نابرابر نمادین و فیزیکی، با اثبات این نکته که توانایی پاسخگویی مناسب، ریشه در خودباوری و عدم اتکا به معماری امنیتی اروپایی-آتلانتیکی دارد، چارچوبهای شناختی دوست و دشمن را در مقیاس جهانی بازنویسی کرد. جهان شاهد تولد محاسبات فراآتلانتیکیِ جدیدی است که در آن، هژمونی فرهنگیِ لیبرال جای خود را به نظمی عملگرایانهتر داده است که در آن اهرمهای انرژی چونان شمشیری برنده، نتیجهی معادلات را از آن خود میکند. شکست هژمونی فرهنگی غرب در این نبردها، نهتنها در دانشگاهها و فضاهای آکادمیک، بلکه در میدان حقیقت آزمایی رقم خورد و نشان داد که تقسیمات قدرت جهانی، دیگر نه بر پایه ظواهر فریبنده نمادین و وعدههای پوشالی و رسانهای، بلکه بر اساس وزنههای استراتژیکِ واقعی، یعنی امنیت سخت و انرژی، بازتعریف میشود.
#هژمونی_فرهنگی#بازتعریف_قدرت
۲۱:۳۴
۲۱:۳۴
«امروز نقشه بر سرزمین مقدم است و خود نقشه به سرزمین بدل شده است.»
ژان بودریار، فیلسوف فرانسوی، سه دهه پیش هشدار داد که ما وارد عصر «هایپررئالیتی» (فراواقعیت) شدهایم: وضعیتی که در آن وانمودهها (Simulacra) چنان بر زندگی مسلط میشوند که «کپیِ بدون اصل» جایگزین اصل میگردد. به گفتهٔ او، امروز نقشه (تصویر، روایت، رسانه) نه تنها بر سرزمین (واقعیت عینی) مقدم است، بلکه خودِ نقشه به تنهایی سرزمین را میسازد.
این دقیقاً همان چیزی است که در دو ماه گذشته در «جنگ رمضان» یا «جنگ تحمیلی سوم» علیه ایران شاهد آن هستیم. جنگی که در ایام آتشبس نظامی فروکش کرده، اما در عمق خود به یک «جنگ تمامعیار شناختی-رسانهای» تبدیل شده است. دشمن دیگر نمیخواهد میدان را فتح کند؛ میخواهد نقشهٔ دروغین خود را چنان باورپذیر سازد که مردم همان را به جای واقعیت بپذیرند. تقدم نقشه بر سرزمین، اصل استراتژیک این جنگ است.
آمریکا و اسرائیل با تلفیق هوش مصنوعی، تصاویر دیپفیک و رباتها، و نیز انتشار توئیت و مصاحبه های ترامپ و نتانیاهو «واقعیتهای بدلی» را میسازند. دونالد ترامپ در هفتههای اخیر به تنهایی چند نمونه کلاسیک از این روش را ارائه داده است:
نتیجه: مردم در تلهٔ اضطراب و «فلج تحلیل» گرفتار میشوند. وقتی توئیت جعلی ترامپ را میبینند، حتی پس از تکذیب، ذهنشان چند ساعت درگیر همان روایت کاذب میماند. نقشه (توئیت) بر سرزمین (واقعیت) سبقت گرفته است.
در نبرد هایپررئالیتی، تابآوری جامعه به «سواد وارسی واقعیت» گره خورده است. دشمن نمیخواهد ما الزاماً باور کنیم؛ میخواهد ما را در «سردرگمی دائم بین نقشه و سرزمین» غرق کند. راه عبور، بازگشت به واقعیت عریان (که دیگر در دسترس نیست)، بلکه آگاهی فعال از اصل «تقدم نقشه بر سرزمین» است. باید آموخت که امروز هر نقشهای که زودتر به دستت میرسد، لزوماً راستین نیست.
جمعبندی:
هایپررئالیتی یعنی دشمن واقعیت را نمیدزدد؛ آن را غیرضروری میکند و به جای آن نقشه مینشاند. امروز نقشه بر سرزمین مقدم است و خود نقشه به سرزمین بدل شده است. راه مبارزه: نه حذف وانمودهها، که تولید آگاهانهٔ نقشههای رقیب و تقویت مهارت «تشخیص نقشه از سرزمین» به عنوان یک وظیفه شهروندی.
#جنگ_رمضان #جنگ_شناختی #بودریار #هایپررئالیتی #سواد_رسانه #تحلیل_سیاسی
۲۱:۳۵
#تحلیل_کوتاه
آنچه جنگ را اجتنابناپذیر کرد
گزارشهای اندیشکدههای آمریکایی در ایام منتهی به جنگ 40روزه نشان میدادند که هر سه بازیگر اصلی، یعنی ایران، اسرائیل و ایالات متحده، در موقعیتی قرار داشتند که تصمیمهایشان، بیشتر بر پایۀ ادراک تهدید از طرف مقابل شکل میگرفت تا ارزیابی واقعیِ قدرت. ایران در پی احیایِ بازدارندگی از مسیر هستهای بود؛ اما همزمان، تمایل نداشت که به درگیری نظامیِ مستقیم کشیده شود. از آن سو، اسرائیل و جناح جنگطلبِ دولتِ آمریکا، با تصور کاهش ظرفیتهایِ بازدارندگیِ ایران و ضعف محورِ مقاومت، شرایط را برای یک اقدام نظامیِ پیشدستانه مساعد میدیدند.
درمجموع، از منظر راهبردی، میتوان از عوامل زیر با عنوان اصلیترین علل شروعِ جنگ یاد کرد:
ازنظر دشمن، بازدارندگی ایران تضعیف؛ اما ظرفیت هستهای آن، دستنخورده باقی مانده بود؛
محافل فکری آمریکا و اسرائیل بر آن بودند که فضای لازم برای کنش نظامی علیه یک حکومت غیرمحبوب فراهم شده است؛
بر اساس محاسبات طرف مقابل، بزرگترین مانع برای دستیابی به «پیروزی ساختاری»، شخص رهبرِ شهیدِ انقلاب بود؛
ترامپ و نتانیاهو بهدنبال «فرصت طلایی» برای اقدام نظامی و تغییر سامان سیاسیِ ایران بودند؛
واشنگتن، درگیر اختلاف داخلی میان انتخابِ مسیرِ «دیپلماسی مشروط» و گزینۀ تقابلِ مستقیم بود؛ شکافی که در نهایت، در تغییر مداومِ اهدافِ جنگ و سردرگمی شخصِ ترامپ نمایان شد؛
اروپا، درحالی که نگران فروپاشی چارچوبِ برجام بود، نهتنها نقش مؤثری را در مهار تنش ایفا نکرد، بلکه در آتش تشدیدِ تنش دمید؛
روسیه و چین، اگرچه بهخوبی واقف بودند که ترامپ درصدد جنگ علیه ایران است، از سازوکارهای «دیپلماسی پیشگیرانه» برای صلحسازی استفاده نکردند.
#پژوهشگاه_فرهنگ_و_معارف_اسلامی
برگرفته از: اتاق وضعیت معاونت فضای مجازی صداوسیما
همراهی شما موجب تداوم و ارتقای جریان علمی و پژوهشی خواهد بود.
آدرس کانال ایتا :
https://eitaa.com/Pajouheshgah
آدرس کانال بله :
https://ble.ir/Pajooheshgah
۲۱:۴۱
۲۲:۳۸
۲۲:۳۸
۲۲:۳۹
۲۲:۴۱
۲۲:۴۲
۲۲:۴۳
۲۲:۵۵
۲۲:۵۶
۲۲:۵۷
ما امروز در میانهی یک «نبرد ارادهها» ایستادهایم. اگر دیروز میدان جنگ در خاکریزها بود، امروز جبههی نبرد به پهنهی اندیشهها، باورها و کرسیهای دانش منتقل شده است.
۱۱:۳۸
جنگِ رمضان؛ آزمونی چندلایه برای تابآوری ملی.pdf
۳.۸۲ مگابایت
جنگ رمضان، صرفاً یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه «آزمونی چندلایه برای تابآوری ملی» بود که نشان داد میدان واقعی جنگهای نوین، همزمان در عرصه سخت و در بستر جامعه شکل میگیرد. این یادداشت تلاش میکند به یک پرسش کلیدی پاسخ دهد: چگونه جامعه ایران از «واکنشپذیری» به «کنشگری فعال» در دفاع ترکیبی رسید؟
#تاب_آوری_ملی#ایران_مقاوم#جهاد_تبیین
۱۱:۳۸