بله | کانال کانال اشتراک تجربه
عکس پروفایل کانال اشتراک تجربهک

کانال اشتراک تجربه

۴۱۱عضو
بازارسال شده از آیشین قارلی پور
روایتگری در اعتکاف
تو اعتکاف، در شب دوم بعد از برنامه‌ها، به بچه‌ها گفتم اگه دوست دارن بیان قسمت عبادتگاه. نه به عنوان سخنرانی و برنامه خاصی، فقط گفتم:«بیاید یه چیز ببینیم و بعدش حرف بزنیم، که دیدم تمام بچه ها حضور داشتن».وقتی جمع شدیم، لپ‌تاپ رو آوردم و به ویدئو پروژکتور وصل کردم. گفتم:«این فیلمیه که خودم برای روایتگری فلسطین آماده کردم.»چراغ‌ها خاموش شد و فیلم پخش شد. تصاویر از فلسطین بود؛ زندگی مردم، بچه‌ها، خرابی‌ها، مقاومت مسلمونا و... فضا کاملاً ساکت شده بود. کسی حرف نمی‌زد. حتی اونایی که معمولاً حواسشون پرت می‌شد، کاملا به پرده خیره شده بودند.فیلم تموم شد، چند ثانیه سکوت بود. بعد گفتم:«حالا بیاید یه چیزو با هم تحلیل کنیم.»نقشه‌ی منطقه روی صحفه پرژکتور آوردم، شروع کردم با زبان بسیار ساده توضیح دادند. بعد از روایت ادامه دادم:امنیتی که الان داریم، اینکه می‌تونیم با خیال راحت سه روز تو مسجد بشینیم، اتفاقی نیست.اون شب روایت من اصلا به روال خود نبود ، بچه ها خیلی به چالش کشیده شده بودن و اونا هم تقریبا داشتن منو به چالش می‌کشیدند. زمانی که دیدیم بچه خیلی مشتاق هستند، به مربی ها گفتم در حلقه های معرفتی در این باره صحبت کنن و کاملا بچه ها رو آگاه کنند.اما نتیجه خیلی دلنشین بود نقشه ها رو پخش کردم و یکی یکی میگفتن که خاله ما الان داریم درست میگیم؟ بعضی ها هم میگفتن که مگه شما. مسئول رسانه و اجرایی نبودید، الان سخنران شدید!؟undefinedاون خاله خاله گفتناشون هنوز توی گوشم هست

۴:۲۸

کانال اشتراک تجربه
روایتگری در اعتکاف تو اعتکاف، در شب دوم بعد از برنامه‌ها، به بچه‌ها گفتم اگه دوست دارن بیان قسمت عبادتگاه. نه به عنوان سخنرانی و برنامه خاصی، فقط گفتم:«بیاید یه چیز ببینیم و بعدش حرف بزنیم، که دیدم تمام بچه ها حضور داشتن». وقتی جمع شدیم، لپ‌تاپ رو آوردم و به ویدئو پروژکتور وصل کردم. گفتم:«این فیلمیه که خودم برای روایتگری فلسطین آماده کردم.» چراغ‌ها خاموش شد و فیلم پخش شد. تصاویر از فلسطین بود؛ زندگی مردم، بچه‌ها، خرابی‌ها، مقاومت مسلمونا و... فضا کاملاً ساکت شده بود. کسی حرف نمی‌زد. حتی اونایی که معمولاً حواسشون پرت می‌شد، کاملا به پرده خیره شده بودند. فیلم تموم شد، چند ثانیه سکوت بود. بعد گفتم:«حالا بیاید یه چیزو با هم تحلیل کنیم.» نقشه‌ی منطقه روی صحفه پرژکتور آوردم، شروع کردم با زبان بسیار ساده توضیح دادند. بعد از روایت ادامه دادم:امنیتی که الان داریم، اینکه می‌تونیم با خیال راحت سه روز تو مسجد بشینیم، اتفاقی نیست. اون شب روایت من اصلا به روال خود نبود ، بچه ها خیلی به چالش کشیده شده بودن و اونا هم تقریبا داشتن منو به چالش می‌کشیدند. زمانی که دیدیم بچه خیلی مشتاق هستند، به مربی ها گفتم در حلقه های معرفتی در این باره صحبت کنن و کاملا بچه ها رو آگاه کنند. اما نتیجه خیلی دلنشین بود نقشه ها رو پخش کردم و یکی یکی میگفتن که خاله ما الان داریم درست میگیم؟ بعضی ها هم میگفتن که مگه شما. مسئول رسانه و اجرایی نبودید، الان سخنران شدید!؟undefined اون خاله خاله گفتناشون هنوز توی گوشم هست
تجربه خانم قارلی پور@ayshin_gharlipourundefined نظر سردبیر:خیلی عالی. اینکه ابتدا با یه فیلم توجه همه رو جلب کردید و بعد به روایت پرداختید خیلی ایده خوبی بوده خداقوتundefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۲۸

بازارسال شده از فرشته حصاری
وقتی بهداشت فقط شستن دست‌ها نبودمن مربی بهداشت مدرسه‌ام؛ در یک مدرسهٔ پسرانه.کارم این است که از مسواک بگویم، از شستن دست‌ها، از زخم، از تغذیه سالم.اما یک روز فهمیدم «بهداشت» فقط تمیزی بدن نیست؛بهداشت دل هم هست.آن روز قرار بود برای بچه‌ها پایه دوم دبستان دربارهٔ «ایمنی و زخم» صحبت کنم.روی تخته نوشتم: زخم چیست؟یکی از بچه‌ها گفت: «وقتی زمین می‌خوریم.»دیگری گفت: «وقتی دعوا می‌کنیم.»ناخودآگاه گفتم: «وقتی خونه‌ت خراب می‌شه چی؟ اون هم زخم حساب می‌شه؟»کلاس ساکت شد.برای‌شان تعریف کردم که در فلسطین، خیلی از بچه‌ها هر روز با زخم زندگی می‌کنند؛نه فقط زخم بدن،زخم از دست دادن خانه، مدرسه، دوست، امنیت.گفتم: «می‌دونین مربی بهداشت اون‌جا چه کار می‌کنه؟گاهی حتی آب تمیز یا باند نداره.اما با دست‌های خالی، زخم رو می‌بنده و به بچه می‌گه:تو هنوز مهمی.»یکی از بچه‌ها آرام گفت:«خانم، اگه زخم دل باشه چی؟»همان‌جا فهمیدم درس اصلی شروع شده.گفتم: «اون‌وقت با حرف خوب، با گوش دادن، با این‌که تنهاش نذاریم،کم‌کم ضدعفونی می‌شه.»آخر کلاس، یکی از بچه‌ها نقاشی کشید؛یک چسب زخم بزرگ روی نقشهٔ فلسطین.روش نوشته بود: امید.آن روز فهمیدم من فقط مربی بهداشت بدن نیستم.من می‌توانم یاد بدهمچطور انسان‌ها،مرهمِ هم باشند

۴:۰۰

کانال اشتراک تجربه
وقتی بهداشت فقط شستن دست‌ها نبود من مربی بهداشت مدرسه‌ام؛ در یک مدرسهٔ پسرانه. کارم این است که از مسواک بگویم، از شستن دست‌ها، از زخم، از تغذیه سالم. اما یک روز فهمیدم «بهداشت» فقط تمیزی بدن نیست؛ بهداشت دل هم هست. آن روز قرار بود برای بچه‌ها پایه دوم دبستان دربارهٔ «ایمنی و زخم» صحبت کنم. روی تخته نوشتم: زخم چیست؟ یکی از بچه‌ها گفت: «وقتی زمین می‌خوریم.» دیگری گفت: «وقتی دعوا می‌کنیم.» ناخودآگاه گفتم: «وقتی خونه‌ت خراب می‌شه چی؟ اون هم زخم حساب می‌شه؟» کلاس ساکت شد. برای‌شان تعریف کردم که در فلسطین، خیلی از بچه‌ها هر روز با زخم زندگی می‌کنند؛ نه فقط زخم بدن، زخم از دست دادن خانه، مدرسه، دوست، امنیت. گفتم: «می‌دونین مربی بهداشت اون‌جا چه کار می‌کنه؟ گاهی حتی آب تمیز یا باند نداره. اما با دست‌های خالی، زخم رو می‌بنده و به بچه می‌گه: تو هنوز مهمی.» یکی از بچه‌ها آرام گفت: «خانم، اگه زخم دل باشه چی؟» همان‌جا فهمیدم درس اصلی شروع شده. گفتم: «اون‌وقت با حرف خوب، با گوش دادن، با این‌که تنهاش نذاریم، کم‌کم ضدعفونی می‌شه.» آخر کلاس، یکی از بچه‌ها نقاشی کشید؛ یک چسب زخم بزرگ روی نقشهٔ فلسطین. روش نوشته بود: امید. آن روز فهمیدم من فقط مربی بهداشت بدن نیستم. من می‌توانم یاد بدهم چطور انسان‌ها، مرهمِ هم باشند
تجربه خانم حصاری@fereshte_heundefined نظر سردبیر:چقدر عالی که تونستید و البته خواستید که حیطه شغلی خودتون رو به مسئله فلسطین پیوند بزنید، از مثال خوبی هم استفاده کردید حالا که ذهن و دل بچه‌ها آماده‌ست میتونید همین طور متناسب با سنشون از منطقه ما هم باهاشون صحبت کنید. مثال های خوب متناسب با این سن در کانال مدرسه فلسطین کار شده میتونید استفاده کنید. خداقوتundefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۰۰

بازارسال شده از نسرین حاج حسینی
thumbnail
در اعتکاف امسال مثل اربعین گذشته دخترم هم روایتگری به دانش آموزان شرکت کننده در اعتکاف داشت اودر این روایت 5دقیقه ای توضیح داد که چگونه غربیها به دنبال جای پا برای خودشان دراین منطقه هستن و برای همین رژیم جعلی رو درست کردن که منافع خودشون رو تو این منطقه به دست بیارن بعد روایتگری با تشویق و استقبال پرشور مربیان و دانش اموزان روبه روشد

۴:۰۲

کانال اشتراک تجربه
undefined در اعتکاف امسال مثل اربعین گذشته دخترم هم روایتگری به دانش آموزان شرکت کننده در اعتکاف داشت اودر این روایت 5دقیقه ای توضیح داد که چگونه غربیها به دنبال جای پا برای خودشان دراین منطقه هستن و برای همین رژیم جعلی رو درست کردن که منافع خودشون رو تو این منطقه به دست بیارن بعد روایتگری با تشویق و استقبال پرشور مربیان و دانش اموزان روبه روشد
تجربه خانم حاج حسینی@nasrnhajhosiniundefined نظر سردبیر:احسنت به دخترخانم شما. خدا به شما خیر بده که در این مسیر ایشون رو همراهی می‌کنید. ممنون از به اشتراک گذاشتن تجربه‌تونundefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۰۲

بازارسال شده از نسرین حاج حسینی
thumbnail
من نسرین حاج حسینی معاون پرورشی مدرسه 22بهمن روایتگری خود را در کلاس ششم و پنجم انجام دادم با توضیحات دختران با اینکه کلاس پنجم وششم هستن ولی خیلی درک درست وعمیقی نسبت به این مسائل داشتن بنده برای ایجاد انگیزه بیشتر با یک عکس از کودکان مظلوم غزه رفتم و احساسشون رو نسبت به اونهاپرسیدم بعدد شروع به توضیح روایت منطقه ما کردم

۴:۰۵

کانال اشتراک تجربه
undefined من نسرین حاج حسینی معاون پرورشی مدرسه 22بهمن روایتگری خود را در کلاس ششم و پنجم انجام دادم با توضیحات دختران با اینکه کلاس پنجم وششم هستن ولی خیلی درک درست وعمیقی نسبت به این مسائل داشتن بنده برای ایجاد انگیزه بیشتر با یک عکس از کودکان مظلوم غزه رفتم و احساسشون رو نسبت به اونهاپرسیدم بعدد شروع به توضیح روایت منطقه ما کردم
تجربه خانم حاج حسینی@nasrnhajhosiniundefined نظر سردبیر:خداقوت. ممنون از اینکه تجربه‌تون رو به اشتراک گذاشتید. در این تجربه‌ها خوبه که از صحبت‌هایی که بین خودتون و بچه‌ها رد و بدل میشه هم بنویسید.undefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۰۵

بازارسال شده از سمیه حصاری
در جمع همکارانم در دفتر مدرسه روایت‌گری خود را برای اینکه این همکارانم هم به عنوان عضوی کوچیک و اثر گذار در کلاس هایشان مسئوليت خود را بدانند و حرکتی را شروع کنند هر چند کوچک اینگونه کوتاه و اثرگذار آغاز کردم
همکاران عزیز،وقتی از فلسطین حرف می‌زنیم، فقط از یک نقطه روی نقشه صحبت نمی‌کنیم؛از کلاس درسی حرف می‌زنیم که نیمکت‌هایش خالی مانده،از دانش‌آموزی که دفترش ناتمام مانده،و از معلمی که تخته‌ی کلاسش را با صدای انفجار عوض کرده‌اند.فلسطین، روایت یک ملت نیست؛روایت حق آموزش است که هر روز زیر آوار می ماند.وما، به‌عنوان معلم، خوب می‌دانیم آموزش فقط خواندن و نوشتن نیست؛آموزش یعنی امنیت، امید و آینده.وقتی مدرسه‌ای ویران می‌شود،فقط دیوارها فرو نمی‌ریزند؛نسل‌ها عقب رانده می‌شوند.قصه‌ی فلسطین، قصه‌ی مقاومت برای زنده نگه داشتن مدرسه است؛معلمانی که در چادر،زیر آسمان،با تکه‌کاغذی،هنوز «درس انسان بودن» می‌دهند.امروز اگر از فلسطین می‌گوییم،نه برای شعار،بلکه برای یادآوری این حقیقت است که بی عدالتی، ضد آموزش است و سکوت، هم‌دستِ آن.ما معلم‌ها،صدای کسانی هستیم که هنوز فرصت حرف زدن ندارند؛ وشاید حداقل کاری که از ما برمی‌آید این باشد که اجازه ندهیم قصه‌ی فلسطین از کلاس‌های درس جهان حذف شود و این کار من و شماست تا قصه ی فلسطین رو به شکل های مختلف در کلاس های درس بیان کنیم .همکارانم نظرات مختلفی داشتن اینکه چطوری روایت کنیم تا برای بچه های کلاسشون تاثیرگذار باشه و من گفتم به نظر خودتون دانش اموزانتون چی رو بیشتر دوست دارن ببینید با نقاشی تاثیرش بیشتره یا نمایش یا داستان و یا هر چیزی که شما احساس می کنید برای دانش اموزانتون بیشتر تاثیر داره .هر همکار یک پیشنهاد برای بیان قصه ی فلسطین داد و ما تصمیم گرفتیم در تمام کلاس های مدرسه به بیان قصه ی فلسطین با توجه به سن دانش آموزان و علاقه ی بچه ها با روش های مختلف بپردازیم.«قصه‌ی فلسطین، قصه‌ی کودکانی است که هنوز شاگردند، اما جهان معلمِ مهربانی برایشان نبوده.»

۴:۰۳

کانال اشتراک تجربه
در جمع همکارانم در دفتر مدرسه روایت‌گری خود را برای اینکه این همکارانم هم به عنوان عضوی کوچیک و اثر گذار در کلاس هایشان مسئوليت خود را بدانند و حرکتی را شروع کنند هر چند کوچک اینگونه کوتاه و اثرگذار آغاز کردم همکاران عزیز، وقتی از فلسطین حرف می‌زنیم، فقط از یک نقطه روی نقشه صحبت نمی‌کنیم؛ از کلاس درسی حرف می‌زنیم که نیمکت‌هایش خالی مانده، از دانش‌آموزی که دفترش ناتمام مانده، و از معلمی که تخته‌ی کلاسش را با صدای انفجار عوض کرده‌اند. فلسطین، روایت یک ملت نیست؛ روایت حق آموزش است که هر روز زیر آوار می ماند.وما، به‌عنوان معلم، خوب می‌دانیم آموزش فقط خواندن و نوشتن نیست؛ آموزش یعنی امنیت، امید و آینده. وقتی مدرسه‌ای ویران می‌شود، فقط دیوارها فرو نمی‌ریزند؛ نسل‌ها عقب رانده می‌شوند. قصه‌ی فلسطین، قصه‌ی مقاومت برای زنده نگه داشتن مدرسه است؛معلمانی که در چادر، زیر آسمان،با تکه‌کاغذی،هنوز «درس انسان بودن» می‌دهند. امروز اگر از فلسطین می‌گوییم، نه برای شعار،بلکه برای یادآوری این حقیقت است که بی عدالتی، ضد آموزش است و سکوت، هم‌دستِ آن. ما معلم‌ها،صدای کسانی هستیم که هنوز فرصت حرف زدن ندارند؛ وشاید حداقل کاری که از ما برمی‌آید این باشد که اجازه ندهیم قصه‌ی فلسطین از کلاس‌های درس جهان حذف شود و این کار من و شماست تا قصه ی فلسطین رو به شکل های مختلف در کلاس های درس بیان کنیم .همکارانم نظرات مختلفی داشتن اینکه چطوری روایت کنیم تا برای بچه های کلاسشون تاثیرگذار باشه و من گفتم به نظر خودتون دانش اموزانتون چی رو بیشتر دوست دارن ببینید با نقاشی تاثیرش بیشتره یا نمایش یا داستان و یا هر چیزی که شما احساس می کنید برای دانش اموزانتون بیشتر تاثیر داره .هر همکار یک پیشنهاد برای بیان قصه ی فلسطین داد و ما تصمیم گرفتیم در تمام کلاس های مدرسه به بیان قصه ی فلسطین با توجه به سن دانش آموزان و علاقه ی بچه ها با روش های مختلف بپردازیم. «قصه‌ی فلسطین، قصه‌ی کودکانی است که هنوز شاگردند، اما جهان معلمِ مهربانی برایشان نبوده.»
تجربه خانم حصاریundefined نظر سردبیر:سلام و خداقوت. خیلی خوب تونستید مسئله فلسطین رو به مسئله آموزش پیوند بدید و از این طریق نظر همکارانتون رو جلب کنید. ان‌شالله که مدرسه فلسطین و دوره راوی شو رو بهشون معرفی کردیدundefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۰۳

بازارسال شده از abdollahi
گزارش فعالیت موضوع: معرفی سرزمین فلسطین، توضیح ساده‌ی علت درگیری و پیوند آن با مفهوم ایثار و مقاومت پایه: دور اول دبستان مجری : صبا عبدالهی
در این جلسه‌ی آموزشی ویژه، هدف این بود که مفاهیم عمیقی چون وطن، حق و مقاومت با زبانی کاملاً کودکانه و ملموس به دانش‌آموزان پایه اول منتقل شود.
در بخش نخست، سرزمین فلسطین برای کودکان معرفی شد. با استفاده از نقشه و تصاویر ساده، برای آنان توضیح داده شد که فلسطین، سرزمینی قدیمی و زیبا است که مردم مهربانی در آن زندگی می‌کنند و این سرزمین خانه‌ی آن‌هاست، درست مثل مدرسه‌ی ما که خانه‌ی دوم ماست.
سپس، مرحله‌ی حساس توضیح علت درگیری آغاز شد. با استفاده از استعاره‌هایی ساده، برای بچه‌ها بیان شد: «بعضی آدم‌های خوب و مهربان در آنجا زندگی می‌کردند (مردم فلسطین) و خانه‌ی زیبایی داشتند. اما یک روز، آدم‌های دیگری آمدند و بدون اجازه خواستند خانه‌های آن‌ها را بگیرند و بگویند این‌جا مال ماست. مردم فلسطین گفتند: نه! این خانه‌ی ماست و ما دوست نداریم کسی خانه‌مان را از ما بگیرد. این‌جوری شد که شروع به مبارزه و مقاومت کردند تا بتوانند خانه‌شان را پس بگیرند و دوباره در آرامش زندگی کنند.» تأکید شد که مبارزه آن‌ها برای پس گرفتن خانه و حق زندگی آرام است، یعنی همان صلح و آزادی که همه دوست دارند.
در ادامه‌ی فعالیت، دانش‌آموزان نماد این پایداری را به تصویر کشیدند. آنان با الهام از مفهوم مقاومت، نقاشی درخت زیتون را رنگ آمیزی کردند؛ درختی که نماد مقاومت در برابر سختی‌هاست. توضیح داده شد که درخت زیتون سال‌ها طول می‌کشد تا میوه دهد و با هر طوفانی، ریشه‌هایش محکم‌تر می‌شود. این مقاومت درخت زیتون، مانند پایداری مردمانی است که می‌خواهند خانه‌شان را حفظ کنند.
در مرحله‌ی نهایی، شور معنوی برنامه با حضور در مراسم استقبال از شهید گمنام تازه تفحص‌شده به اوج رسید. در این بخش، پلی عمیق بین مبارزه‌ی مردم فلسطین و ایثار شهدای خودمان ایجاد شد. به کودکان گفته شد: «همان‌طور که مردم فلسطین ایستادگی می‌کنند تا حق و خانه‌شان را حفظ کنند، شهدای عزیز ما هم ایستادگی کردند و جانشان را فدا کردند تا ما امروز بتوانیم با امنیت در مدرسه درس بخوانیم و نقاشی بکشیم. شهدای ما برای دفاع از خانه و خاکمان مبارزه کردندو می کنند ؛ مبارزه‌ی مردم فلسطین هم برای دفاع از خانه و حق زندگی‌شان است.
این ترکیب نمادین، به دانش‌آموزان آموخت که مقاومت و فداکاری، یک ارزش جهانی است چه در راه دفاع از خاک کشورمان باشد، چه در تلاش برای حفظ حق زندگی یک کودک در آن سوی دنیا. این فعالیت‌ها، پایه‌های همدلی و درک مسئولیت اجتماعی را در قلب‌های کوچک آنان تقویت کرد.

در ادامه تعدادی عکس از فعالیت ارسال می کنم

۴:۱۷

کانال اشتراک تجربه
گزارش فعالیت موضوع: معرفی سرزمین فلسطین، توضیح ساده‌ی علت درگیری و پیوند آن با مفهوم ایثار و مقاومت پایه: دور اول دبستان مجری : صبا عبدالهی در این جلسه‌ی آموزشی ویژه، هدف این بود که مفاهیم عمیقی چون وطن، حق و مقاومت با زبانی کاملاً کودکانه و ملموس به دانش‌آموزان پایه اول منتقل شود. در بخش نخست، سرزمین فلسطین برای کودکان معرفی شد. با استفاده از نقشه و تصاویر ساده، برای آنان توضیح داده شد که فلسطین، سرزمینی قدیمی و زیبا است که مردم مهربانی در آن زندگی می‌کنند و این سرزمین خانه‌ی آن‌هاست، درست مثل مدرسه‌ی ما که خانه‌ی دوم ماست. سپس، مرحله‌ی حساس توضیح علت درگیری آغاز شد. با استفاده از استعاره‌هایی ساده، برای بچه‌ها بیان شد: «بعضی آدم‌های خوب و مهربان در آنجا زندگی می‌کردند (مردم فلسطین) و خانه‌ی زیبایی داشتند. اما یک روز، آدم‌های دیگری آمدند و بدون اجازه خواستند خانه‌های آن‌ها را بگیرند و بگویند این‌جا مال ماست. مردم فلسطین گفتند: نه! این خانه‌ی ماست و ما دوست نداریم کسی خانه‌مان را از ما بگیرد. این‌جوری شد که شروع به مبارزه و مقاومت کردند تا بتوانند خانه‌شان را پس بگیرند و دوباره در آرامش زندگی کنند.» تأکید شد که مبارزه آن‌ها برای پس گرفتن خانه و حق زندگی آرام است، یعنی همان صلح و آزادی که همه دوست دارند. در ادامه‌ی فعالیت، دانش‌آموزان نماد این پایداری را به تصویر کشیدند. آنان با الهام از مفهوم مقاومت، نقاشی درخت زیتون را رنگ آمیزی کردند؛ درختی که نماد مقاومت در برابر سختی‌هاست. توضیح داده شد که درخت زیتون سال‌ها طول می‌کشد تا میوه دهد و با هر طوفانی، ریشه‌هایش محکم‌تر می‌شود. این مقاومت درخت زیتون، مانند پایداری مردمانی است که می‌خواهند خانه‌شان را حفظ کنند. در مرحله‌ی نهایی، شور معنوی برنامه با حضور در مراسم استقبال از شهید گمنام تازه تفحص‌شده به اوج رسید. در این بخش، پلی عمیق بین مبارزه‌ی مردم فلسطین و ایثار شهدای خودمان ایجاد شد. به کودکان گفته شد: «همان‌طور که مردم فلسطین ایستادگی می‌کنند تا حق و خانه‌شان را حفظ کنند، شهدای عزیز ما هم ایستادگی کردند و جانشان را فدا کردند تا ما امروز بتوانیم با امنیت در مدرسه درس بخوانیم و نقاشی بکشیم. شهدای ما برای دفاع از خانه و خاکمان مبارزه کردندو می کنند ؛ مبارزه‌ی مردم فلسطین هم برای دفاع از خانه و حق زندگی‌شان است. این ترکیب نمادین، به دانش‌آموزان آموخت که مقاومت و فداکاری، یک ارزش جهانی است چه در راه دفاع از خاک کشورمان باشد، چه در تلاش برای حفظ حق زندگی یک کودک در آن سوی دنیا. این فعالیت‌ها، پایه‌های همدلی و درک مسئولیت اجتماعی را در قلب‌های کوچک آنان تقویت کرد. در ادامه تعدادی عکس از فعالیت ارسال می کنم
تجربه خانم عبدالهیundefined نظر سردبیر:سلام بسیار عالی. چقدر خوب که در تجربه‌تون نحوه انتقال مطالب و محتوایی که گفتید رو نوشتید. خداقوتundefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۱۷

بازارسال شده از Baran
در مراسم سالگرد سردار در گلزار شهدای کرمان در موکب راوی مقاومت، برای یکی از مخاطبان جوان با سوال میدونید سومالی لند کجاست؟ شروع کردم و ایشان پاسخ دادن نمیدونم، گفتم کشور سومالی رو روی نقشه آفریقا پیدا کنین و بعد از مدتی پیدا کردند و به اتفاقات ۱۹۹۱ سومالی و اعلام استقلال سومالی لند اشاره کردم و بعد گفتم چند روز پیش آقای نتانیاهاو سومالی لند رو به رسمیت شناخته که تا حالا هیچ نهاد بین‌المللی اون رو به رسمیت نشناخته بود... و بعد نقشه منطقه ما رو نشون دادم و گفتم یه نگاه پهپادی به منطقه داشته باشید و ... حدس میزنید علتش چیه؟ ایشون اشاره کردن اوه... یمن ، باب المندب ... میخواد به اینها مسلط باشه و بعد رفتم سراغ اهمیت منطقه ما و روایت پنج دقیقه ای شامل میزان ذخایر نفت و گاز منطقه، کریدورها و آبراههای منطقه غرب آسیا، هنری کمبل بنر من، قرارداد سایکس پیکو و فلسطین و بعد اشاره به نقشه فلسطین و ابعاد غزه رو براشون گفتم و بسیار براشون جذاب بود...بیشتر مخاطبان ابعاد غزه رو که میگفتم براشون غیرقابل باور بود ایستادگی با عظمت مردم در این جغرافیای کوچک

۳:۵۹

کانال اشتراک تجربه
در مراسم سالگرد سردار در گلزار شهدای کرمان در موکب راوی مقاومت، برای یکی از مخاطبان جوان با سوال میدونید سومالی لند کجاست؟ شروع کردم و ایشان پاسخ دادن نمیدونم، گفتم کشور سومالی رو روی نقشه آفریقا پیدا کنین و بعد از مدتی پیدا کردند و به اتفاقات ۱۹۹۱ سومالی و اعلام استقلال سومالی لند اشاره کردم و بعد گفتم چند روز پیش آقای نتانیاهاو سومالی لند رو به رسمیت شناخته که تا حالا هیچ نهاد بین‌المللی اون رو به رسمیت نشناخته بود... و بعد نقشه منطقه ما رو نشون دادم و گفتم یه نگاه پهپادی به منطقه داشته باشید و ... حدس میزنید علتش چیه؟ ایشون اشاره کردن اوه... یمن ، باب المندب ... میخواد به اینها مسلط باشه و بعد رفتم سراغ اهمیت منطقه ما و روایت پنج دقیقه ای شامل میزان ذخایر نفت و گاز منطقه، کریدورها و آبراههای منطقه غرب آسیا، هنری کمبل بنر من، قرارداد سایکس پیکو و فلسطین و بعد اشاره به نقشه فلسطین و ابعاد غزه رو براشون گفتم و بسیار براشون جذاب بود... بیشتر مخاطبان ابعاد غزه رو که میگفتم براشون غیرقابل باور بود ایستادگی با عظمت مردم در این جغرافیای کوچک
تجربه خانم زارعی جلال آبادی@baran2061undefined نظر سردبیر:سلام بسیار عالی، چقدر خوب که همراه با روایت قصه منطقه ما به مسائل روز که در واقع امتداد همون قصه منطقه ما هستن اشاره می‌کنید. خداقوتundefined
undefined فاطمه شاکری

۳:۵۹

بازارسال شده از Baran
در بسیاری از روایت هایی که برای مخاطبان متعددی در سه روز بزرگداشت سردار داشتم معمولا به اعتراضات اقتصادی بحق مردم اشاره میکردم و اینکه حواسمون باشه که به دنبال تبدیل این مطالبه مردمی به اغتشاش هستند که گسل های قومیتی مرزی کشور رو فعال کنند و بعد با اشاره به نقشه خاورمیانه تجزیه شده میگفتم ایران رو پیدا کنید... با نشون دادن دریای خزر و خلیج فارس و دریای عمان کمک میکردم سریعتر ایران رو پیدا کنن و میگفتم ببینید از گربه ایران ما خبری نیست و قصد دشمن اینه که با ایجاد درگیری مسلحانه نقشه تجزیه و سیاست لی لی پوتی رو اجراکنه که کشورهای تجزیه شده کوچک دارای ارتش های ضعیف هستند و بنابراین تحت تسلط و سهل الوصول خواهند بود تا منابع عظیم این منطقه را به غارت ببرند...و اینجا اکثرا حمیت ایرانی خودشون رو بروز میدادن و میگفت عمرا نمیتونه...
در بعضی از روایت ها که مخاطب مشتاق تر و دارای اطلاعات بیشتر بود بحث ونزوئلا و منابع عظیم نفت و طلای اون رو مطرح کرده و به تهدیدات ترامپ اشاره میکردیم و اینکه حتی برای نیجریه هم برنامه دارند و البته علت فشارهای به شیخ زکزاکی هم همین بیداری مردم آنجاست ...

۴:۰۲

کانال اشتراک تجربه
در بسیاری از روایت هایی که برای مخاطبان متعددی در سه روز بزرگداشت سردار داشتم معمولا به اعتراضات اقتصادی بحق مردم اشاره میکردم و اینکه حواسمون باشه که به دنبال تبدیل این مطالبه مردمی به اغتشاش هستند که گسل های قومیتی مرزی کشور رو فعال کنند و بعد با اشاره به نقشه خاورمیانه تجزیه شده میگفتم ایران رو پیدا کنید... با نشون دادن دریای خزر و خلیج فارس و دریای عمان کمک میکردم سریعتر ایران رو پیدا کنن و میگفتم ببینید از گربه ایران ما خبری نیست و قصد دشمن اینه که با ایجاد درگیری مسلحانه نقشه تجزیه و سیاست لی لی پوتی رو اجراکنه که کشورهای تجزیه شده کوچک دارای ارتش های ضعیف هستند و بنابراین تحت تسلط و سهل الوصول خواهند بود تا منابع عظیم این منطقه را به غارت ببرند...و اینجا اکثرا حمیت ایرانی خودشون رو بروز میدادن و میگفت عمرا نمیتونه... در بعضی از روایت ها که مخاطب مشتاق تر و دارای اطلاعات بیشتر بود بحث ونزوئلا و منابع عظیم نفت و طلای اون رو مطرح کرده و به تهدیدات ترامپ اشاره میکردیم و اینکه حتی برای نیجریه هم برنامه دارند و البته علت فشارهای به شیخ زکزاکی هم همین بیداری مردم آنجاست ...
تجربه خانم زارعی جلال آبادی@baran2061undefined نظر سردبیر:سلام خداقوت به شما. چقدر عالی راویانی مثل شما در کرمان هستن و هرساله در مراسم بین‌المللی بزرگداشت سردار این روایت رو به گوش همه میرسوننundefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۰۲

بازارسال شده از افق
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیمundefinedگزارش تصویریاواخر مهرماه بود که ازطریق همسرم متوجه شدم اردوهای راهیان نورآموزش وپرورش درآبان ماه برگزار می شود.به اتفاق خواهرم که ایشان هم راوی هستند به بسیج آموزش وپرورش منطقه مراجعه کردیم و پیشنهاد دادیم که همراه کاروان دانش آموزان برای روایتگریِ منطقه ما،حضورداشته باشیم.پیشنهادماروپذیرفتندبااین توضیح که نسبت به هردوی ماازقبل شناخت وآشنایی داشتند.اردوی راهیان نوردر۲نوبت و۲زمان برای دانش آموزان متوسطه اول و دوم برگزارشده.به دلیل فشرده بودن برنامه های اردو مافقط در اتوبوس هافرصت روایتگری داشتیم که الحمدلله ازاین فرصت به خوبی استفاده کردیم .

۴:۰۹

کانال اشتراک تجربه
undefined بسم الله الرحمن الرحیم undefinedگزارش تصویری اواخر مهرماه بود که ازطریق همسرم متوجه شدم اردوهای راهیان نورآموزش وپرورش درآبان ماه برگزار می شود.به اتفاق خواهرم که ایشان هم راوی هستند به بسیج آموزش وپرورش منطقه مراجعه کردیم و پیشنهاد دادیم که همراه کاروان دانش آموزان برای روایتگریِ منطقه ما،حضورداشته باشیم.پیشنهادماروپذیرفتندبااین توضیح که نسبت به هردوی ماازقبل شناخت وآشنایی داشتند.اردوی راهیان نوردر۲نوبت و۲زمان برای دانش آموزان متوسطه اول و دوم برگزارشده.به دلیل فشرده بودن برنامه های اردو مافقط در اتوبوس هافرصت روایتگری داشتیم که الحمدلله ازاین فرصت به خوبی استفاده کردیم .
تجربه خانم زنوزی اصلundefined نظر سردبیر:سلام و خداقوت. اردوهای راهیان نور دانش‌آموزی یکی از بهترین فرصت‌ها برای ارتباط گرفتن با نوجوون‌ها و روایت‌ قصه منطقه ما برای اون‌ها هست، خدابهتون خیر بده که این فرصت رو از دست ندادید و خودتون به سمتش رفتیدundefined
undefined فاطمه شاکری

۴:۰۹

کانال اشتراک تجربه
undefined بسم الله الرحمن الرحیم undefinedگزارش تصویری باخواهرای راوی که همه دریک گروه هستیم،قرارگذاشتیم ازمحله های خودمون در مراسم شرکت کنیم وامکانات روایتگری راهمراه ببریم تادرفرصت مناسب روایتگری کنیم.من به اتفاق خواهرم خانم زنوزی به طرف محل مراسم حرکت کردیم ودرنزدیکی لانه جاسوسی به کرکره ی یک مغازه که بسته یودبنرراباکمک چندجوان نصب کردیم.درحین روایتگری چندنوجوان پسرمثل بقیه ایستاده بودند که یکی ازآنهابه من گفت:خانم شمااین همه توضیح دادید؛امادوهزارسال قبل کوروش کبیر تعدادی از یهودیان رابه سرزمین فلسطین برد.پس اونجامالِ یهودیان است واین مردم فلسطین هستند که به اسرائیلی هازورمیگن.درهمین زمان آقایی که کنارشون ایستاده بود به من گفت خانم اجازه میدید من جوابشوبدم؟ به اون نوجوان گفت:خودت داری میگی ۲۰۰۰ سال قبل یهودیان به اونجامهاجرت کردند،پس قبل ازاونها فلسطینی هااونجازندگی می کردند و . . .
تجربه خانم زنوزی اصلundefined نظر سردبیر:بسیار عالی خداقوت. اگر به این فکر کنیم که در هر روایتگری ما اگر حتی یک نفر هم گره ذهنیش باز بشه و روایت درست رو بشنوه و به این جبهه اضافه بشه اون وقت از هیچ فرصتی برای روایتگری نمی‌گذریم و اون فرصت رو از دست نمیدیم...
undefined فاطمه شاکری

۴:۱۴

بازارسال شده از افق
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیمundefinedگزارش تصویریباخواهرای راوی که همه دریک گروه هستیم،قرارگذاشتیم ازمحله های خودمون در مراسم شرکت کنیم وامکانات روایتگری راهمراه ببریم تادرفرصت مناسب روایتگری کنیم.من به اتفاق خواهرم خانم زنوزی به طرف محل مراسم حرکت کردیم ودرنزدیکی لانه جاسوسی به کرکره ی یک مغازه که بسته یودبنرراباکمک چندجوان نصب کردیم.درحین روایتگری چندنوجوان پسرمثل بقیه ایستاده بودند که یکی ازآنهابه من گفت:خانم شمااین همه توضیح دادید؛امادوهزارسال قبل کوروش کبیر تعدادی از یهودیان رابه سرزمین فلسطین برد.پس اونجامالِ یهودیان است واین مردم فلسطین هستند که به اسرائیلی هازورمیگن.درهمین زمان آقایی که کنارشون ایستاده بود به من گفت خانم اجازه میدید من جوابشوبدم؟ به اون نوجوان گفت:خودت داری میگی ۲۰۰۰ سال قبل یهودیان به اونجامهاجرت کردند،پس قبل ازاونها فلسطینی هااونجازندگی می کردند و . . .

۴:۱۴