بله | کانال ✿༻ܝ‌ܩߊ‌ࡍ߭ ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ⦳ܫܩܘ ✯ܭَࡅ߭ܭَ༻✿
عکس پروفایل ✿༻ܝ‌ܩߊ‌ࡍ߭ ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ⦳ܫܩܘ ✯ܭَࡅ߭ܭَ༻✿

✿༻ܝ‌ܩߊ‌ࡍ߭ ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ⦳ܫܩܘ ✯ܭَࡅ߭ܭَ༻✿

۴۱ عضو
سلام خوبین عزیزان این کانال رمان هست امشب پارت میزارم

۱۵:۰۸

🤍♡به نام خالق عشق ♡🤍|"&پارت گذارے رمان&"#رمان_پسر_عمه_گنگپارت گذارے به صورت انلاین☆ژانر: #هیجانی#عاشقانهوضعیت رمان: درحال تایپ undefined<img style=" />undefined
خلاصه رمان: طنیــن دختر 19ساله که پسر عمه اش که از بچگی باهم بزرگ شدن میاد خواستگاریش ولی اونا همدیگه رو نمیخوان مثل خواهرو برادر میمونن.......undefined🫦
نویسنده رمان درحال تایپ رمان استundefined<img style=" />undefined لطفا حمایت کنید

۱۵:۱۷

پارت اولو اخر شب انشاالله

۱۵:۲۴

اگه یه هفته ای 200نفر شدیم پاکت میزارم

۱۵:۴۵

گوگولیایا میخوام لینک گروهو به پنج نفر بفرستین تا بریم بالا اونوقت پاکت 1000000میزارم

۱۶:۱۲

موافقین پارت بزارم؟

۱۵:۳۱

گوگولیا جواب بدین

۱۵:۳۱

#پارت _ 1#رمان_پسر_عمه_گنگ

الو؛سلام ببخشید اداره برق بیا اینجا دونفر دارن همو میکشوبعد قطع کردم

داشتم روده بر میشدم از خنده اه معدم من همیشه کرم درونم فعال بود یهو یه صدای تقه در اومد گفتم: بفرمائید
دیدم مامان جونم با صبحونه وارد شد با یه حرکت از جام بلند شدم مو پریدم بغلش با لحن بچه گونه ای گفتم
_شلام مامان شون +سلام عشقم خوبی_منون مامان سون +عه قربون خودشیرین خودم برم _من بیستربعد بغلش کردم 🫂

+وای دختر کــــُشتی منو +اومدم بگم روشنا زنگ زد گفت بری دنبالش برین دانش _بش خیلی ذوق دارم مامی ناسلامتی اولین روز دانشگامه+راستی بعد کلاس بیا خونه میخوایم بریم پسر عمت از خارج اومده _باشه

۱۶:۵۹

#پارت_2#رمان_پسر _عمه_گنگ
منم عین بزی که بهش علف تازه دادن شروع به خوردن کردم و تمومش کردم از اتاق اومدم بیرون رفتم.. م. س. ت. را... اخیش خیلی چسبید اومدم بیرون رفتم حموم یه دوش گرفتمو حولمو پیچیدم دورم از حموم اومدم بیرون رفتم اتاقم یه بلور خوشگل طوسی تنم کردم موهامو خشک کردم با سشوار اتو زدم مدل سوسکی زدم چون موهام خدادادی طلایی بودو کل فامیل عاشق موهام بودن
خیلی بهم میومد بعد رفتم کمدمو باز کردم بعد از کلی گشتن که چی بپوشم واس دانشگاه مانتو عروسکی مشکیمو با شلوار بگ پوشیدمو مغنه مو سرم کردم
سوئیچ لاماری عروسکمو برداشتم زدم بیرون موبایلمو از داخل کیفم کشیدم بیرون به روشنا زنگ زدم
_الو سالام خوبیـ داش کجایی حاجی +طنین؟ _خاــ؟ +فک کردم پسره!؛ _اسکول کجایی؟ +خونه بیا دنبالم ساعت 8 باید تا 9:30سرکلاس باشسم کلاس شروع میشع_بش دارم میام +گود بای _حافظ خدا گوشیو قطع کردم تا جون داشت ماشینو گاز میدادم رسیدم دم در روشنا سوار شد تا میتونستم گاز دادم تا رسیدیم دم دانش

۱۷:۱۷

خب پارت جدید امروز

۱۱:۵۳

سلام بچه ها ببخشید بچه ها که نتونستم پارت بزارم واسه امتحانا نزاشتم امشب میزارم

۱۸:۰۴