7197242115.pdf
۲.۵۳ مگابایت
┄┅┄┅┄┅
┅┄┅┄┅┄﹝ #دیوانه_و_سرگشته﹞📕🍒
#نویسنده : محیا نگهبان
#ژانر : عاشقانه،هیجانی،ازدواج اجباری
تعداد صفحات:499
#خلاصه : من آرمین افخم! مردی 34 ساله و صاحب هولدینگ افخم! تاجر معروف ایرانی! عاشق دلارا، دخترِ خدمتکار خونمون میشم! دختری ساده و مظلوم که بعد از مرگ مادرش پاش به اون خونه باز میشه. خونه ایی که میشه جهنم دلی، تا زمانی که مال من بشه، اما این تازه شروع ماجراست، درست شب عروسی من متوجه بیماری میشم که دلی به اون مبتلاست! بیماری که باعث شده نامزدش رهاش کنه و از شهرشون فرار کنه.ترس از رابطه.... همسرم از من ترس داره و من در پی علت اون میگردم ...┄┅┄┅┄┅
┅┄┅┄┅┄
@PDF_NOVEL

#نویسنده : محیا نگهبان
#ژانر : عاشقانه،هیجانی،ازدواج اجباری
تعداد صفحات:499
#خلاصه : من آرمین افخم! مردی 34 ساله و صاحب هولدینگ افخم! تاجر معروف ایرانی! عاشق دلارا، دخترِ خدمتکار خونمون میشم! دختری ساده و مظلوم که بعد از مرگ مادرش پاش به اون خونه باز میشه. خونه ایی که میشه جهنم دلی، تا زمانی که مال من بشه، اما این تازه شروع ماجراست، درست شب عروسی من متوجه بیماری میشم که دلی به اون مبتلاست! بیماری که باعث شده نامزدش رهاش کنه و از شهرشون فرار کنه.ترس از رابطه.... همسرم از من ترس داره و من در پی علت اون میگردم ...┄┅┄┅┄┅
۱۶:۰۴
7197289133.pdf
۵.۹۳ مگابایت
┄┅┄┅┄┅
┅┄┅┄┅┄﹝ #نقاب_دل﹞📕🍒
#نویسنده : مرضیه یگانه
#ژانر : عاشقانه،همخونه ای
تعداد صفحات:295
#خلاصه : عشق زمانی که نقاب از چهره بر میدارد که تمام هستی ام را احاطه کرده است آنگاه که تو با من ،من با تو در ستیزی خصمانه بودیم...عسل دختری که از همه ی مردها متنفره ، مجبور میشه بخاطر پایان نامه اش با پسر زن ستیزی همخونه بشه و ...┄┅┄┅┄┅
┅┄┅┄┅┄
@PDF_NOVEL

#نویسنده : مرضیه یگانه
#ژانر : عاشقانه،همخونه ای
تعداد صفحات:295
#خلاصه : عشق زمانی که نقاب از چهره بر میدارد که تمام هستی ام را احاطه کرده است آنگاه که تو با من ،من با تو در ستیزی خصمانه بودیم...عسل دختری که از همه ی مردها متنفره ، مجبور میشه بخاطر پایان نامه اش با پسر زن ستیزی همخونه بشه و ...┄┅┄┅┄┅
۱۶:۰۶
7264091101.pdf
۱.۶۹ مگابایت
┄┅┄┅┄┅
┅┄┅┄┅┄﹝ #دو_راهی_احساس﹞📕🍒
#نویسنده : سارا اسماعیلی
#ژانر : عاشقانه،انتقامی،غیرتی
تعداد صفحات:285
#خلاصه : رمان راجب دختري به اسم اويناس..دختري مهربون كه قلبشو ميشكنن..كه خورد ميشه.تصميم به انتقام ميگيره..انتقام از مردي كه قلبشو خورد كرد..و سرانجام ازدواج كردن با برادر معشوق؟...چه ميشه پايان اين دوراهي احساس؟┄┅┄┅┄┅
┅┄┅┄┅┄
@PDF_NOVEL

#نویسنده : سارا اسماعیلی
#ژانر : عاشقانه،انتقامی،غیرتی
تعداد صفحات:285
#خلاصه : رمان راجب دختري به اسم اويناس..دختري مهربون كه قلبشو ميشكنن..كه خورد ميشه.تصميم به انتقام ميگيره..انتقام از مردي كه قلبشو خورد كرد..و سرانجام ازدواج كردن با برادر معشوق؟...چه ميشه پايان اين دوراهي احساس؟┄┅┄┅┄┅
۱۶:۰۷
6077306932.pdf
۱.۷ مگابایت
جلد دوم در حال تایپ...
✦•┈.•.◇
۱۶:۱۰
5562175598.pdf
۱۷.۸ مگابایت
#بچرخ_تا_بچرخیم ژانر: #عاشقانه #طنز #کلکلینویسنده: محیا داوودیتعداد صفحات:1556خلاصه: یاسی آقازادهای که به جز خرج کردن پول های پدرش و کلکل کردن و شیطنت کردن کار دیگهای نداره . یه شب که توی پیست سرعت اسیر مامور راهنمایی رانندگی میشه، که بهش لقب زرافه میده و برای ادب کردن این آقازاده مغرور حاضر جواب از هیچ کاری ابایی نداره...!توی ذهن این دوتا دیونه فقط یه جمله میچرخه : بچرخ تا بچرخیم !!!

@PDF_NOVEL

۱۶:۱۲
5084006077.pdf
۳.۰۴ مگابایت
ـــــــــــــــ
﷽
ـــــــــــــــــ رمان : #حرارت_تنت
نویسنده : کوثر شاهینی فر
ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
تعداد صفحات:506
خلاصه :نفس نفس می زنم. توجهش سمت دیوار جلب میشه و یه قدم جلو میاد … ترسیده تر، هر دو دستم رو جلوی دهنم میذارم و تکیه م رو به دیوار میزنم .. چسبیدن رژ لبم به کف دستم رو حس میکنم … کمر لختم سردی دیوار سنگی سفید رنگرو لمس میکنه و بدتر لرز میکنم … من این لباس عروس رو حتی ندیده بودم و آسو انتخابش کرده بود … آسو ؟ نگرانشم واشک از گوشه ی چشمم سُر میخوره …دلنگرون باز از گوشه ی دیوار نگاه میکنم و میبینمشون … یکی از نوچه ها به سمت اون یکی برمیگرده و داد میزنه : کاظم برو اونور ، توله سگ در بره شبمون صبح نرسیده ریقه رحمت باس سر بکشیم ! دلم براشون میسوزه… اونام مامور شدن و معذور اما من نمی تونم … نمیشه … نمیشه که برگردم و عروس این مجلس باشم … صدای جیغ و سوت میاد … برمیگردم!یه ماشین عروس شاسی بلند سفید رنگ که پشت سرش یه ماشین کوپه ی قرمز رنگ و چند تا پسرن...
#درخواستی

@PDF_NOVEL

نویسنده : کوثر شاهینی فر
ژانر : #عاشقانه #اجتماعی
تعداد صفحات:506
خلاصه :نفس نفس می زنم. توجهش سمت دیوار جلب میشه و یه قدم جلو میاد … ترسیده تر، هر دو دستم رو جلوی دهنم میذارم و تکیه م رو به دیوار میزنم .. چسبیدن رژ لبم به کف دستم رو حس میکنم … کمر لختم سردی دیوار سنگی سفید رنگرو لمس میکنه و بدتر لرز میکنم … من این لباس عروس رو حتی ندیده بودم و آسو انتخابش کرده بود … آسو ؟ نگرانشم واشک از گوشه ی چشمم سُر میخوره …دلنگرون باز از گوشه ی دیوار نگاه میکنم و میبینمشون … یکی از نوچه ها به سمت اون یکی برمیگرده و داد میزنه : کاظم برو اونور ، توله سگ در بره شبمون صبح نرسیده ریقه رحمت باس سر بکشیم ! دلم براشون میسوزه… اونام مامور شدن و معذور اما من نمی تونم … نمیشه … نمیشه که برگردم و عروس این مجلس باشم … صدای جیغ و سوت میاد … برمیگردم!یه ماشین عروس شاسی بلند سفید رنگ که پشت سرش یه ماشین کوپه ی قرمز رنگ و چند تا پسرن...
#درخواستی
۱۶:۱۳
6273654715.pdf
۱.۸۴ مگابایت
✯┄┅┄ ❥••°
°••❥ ┄┅┄✯رمان: #پسر_غیرتی
ژانر: #عاشقانه
تعداد صفحات:264
خلاصه:ایلیا و رز...دختر عمو ،پسر عمو هستند که به اجبار پدربزرگشون به این بهانه که عقد پسرعمو دختر عمورو تو آسمونها خوندن،باهم از دواج. میکنندرحالیکه رز نسبت به ایلیا از بچگی ترس داشته .رز مادر نداره وهمه مردان فامیلش با او به سردی رفتار میکنن .از رفتن به دانشگاه منع وناچار به ازدواج با ایلیا میشه.زندگی سردشون ادامه داره تا اینکه بسته مشکوکی به دست ایلیا میرسه...پایان خوش ♡✯┄┅┄ ❥••°
°••❥ ┄┅┄✯
ژانر: #عاشقانه
تعداد صفحات:264
خلاصه:ایلیا و رز...دختر عمو ،پسر عمو هستند که به اجبار پدربزرگشون به این بهانه که عقد پسرعمو دختر عمورو تو آسمونها خوندن،باهم از دواج. میکنندرحالیکه رز نسبت به ایلیا از بچگی ترس داشته .رز مادر نداره وهمه مردان فامیلش با او به سردی رفتار میکنن .از رفتن به دانشگاه منع وناچار به ازدواج با ایلیا میشه.زندگی سردشون ادامه داره تا اینکه بسته مشکوکی به دست ایلیا میرسه...پایان خوش ♡✯┄┅┄ ❥••°
۱۶:۱۴
♡²⁰:⁴⁵♡
۱۶:۱۶
6378692547.pdf
۲.۹۹ مگابایت
✯┄┅┄ ❥••°
°••❥ ┄┅┄✯رمان #ازدواج_اجباری
ژانر #عاشقانه #کلکلی #اجباری
تعداد صفحات:362
خلاصه:بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده….و…✯┄┅┄ ❥••°
°••❥ ┄┅┄✯
ژانر #عاشقانه #کلکلی #اجباری
تعداد صفحات:362
خلاصه:بهار یه روز که از مدرسه میاد خونه متوجه ماشین ناشناسی میشه که درخونشون پارکه که مسیر زندگیش و تغییر میده….و…✯┄┅┄ ❥••°
۲۰:۲۸
4762104373.pdf
۲.۵ مگابایت
#برج_زهرمار_و_شیطون_بلا
نام رمان: برج زهرمار و شیطون بلا
ژانر: #عاشقانه #طنز #کلکلی
نویسنده:کیانا بهمن زاد
تعداد صفحات: 332
خلاصه :غرورم…لعنتی ترین ویژگی دوست داشتن من است…زندگیم بر پایه اش بنا شده…همه چیزمه....غرور منو نشونه نگیر…چون…هستیتو به آتیش میکشم…من برای هرچیزی نمیجنگم…اما غرورم…فرق میکنه…من یه مردم…یه مرده مغرور سرد…سرد و مغرور نبودم اما زمانه باهام این کارو کرد…مغرورم به خاطر همین تنهام شاید چون تنهام مغرورم....اکنون به اینجا رسیدم…اما وقتی تو آمدی…زندگیم خلاصه شد در حرص خوردن و عاشقی کردن و این بود نقطه آغاز زندگی مجدد من… (جلد اول )
•┈••✾❀•
•❀✾••┈•
•┈••✾❀•
۲۰:۳۳
5795869829.pdf
۳.۲۷ مگابایت
┄┄┅┅✿

✿┅┅┄
#اشرافی_شیطون_بلا
تعداد صفحات:351
خلاصه:
داستان درباره ی دختریه که خیلی شیطونه.اما خانواده ی اشرافی داره. توی خونه باید مثل اشرافیا رفتار کنه.اما بیرون از خونه میشه همون دختر شیطون. سعی میکنه سوتی نده تا عمش متوجه نشه که نمیتونه اشرافی رفتارکنه.همیشه از مهمونیای خانوادگی فرار میکنه.اما توی یکی از مهمونی ها مجبور به شرکت کردن میشه و سوتی های زیادی میده┄┄┅┅✿

✿┅┅┄
داستان درباره ی دختریه که خیلی شیطونه.اما خانواده ی اشرافی داره. توی خونه باید مثل اشرافیا رفتار کنه.اما بیرون از خونه میشه همون دختر شیطون. سعی میکنه سوتی نده تا عمش متوجه نشه که نمیتونه اشرافی رفتارکنه.همیشه از مهمونیای خانوادگی فرار میکنه.اما توی یکی از مهمونی ها مجبور به شرکت کردن میشه و سوتی های زیادی میده┄┄┅┅✿
۲۰:۳۴
6404752463.pdf
۹.۴۷ مگابایت
⚘ژانر: #خوناشامی #عاشقانه #تخیلی #ومپایر
تعداد صفحات:2636
خلاصه:
پرنیان شب عاشقانه ای راز آلود به قلم پرستو.س....پرنیان شب داستان دنیای اطراف ماست ، دنیایی از ناشناخته های خیال و... واقعیت.مینو ، دختریه که به طرز عجیبی با یه خالکوبی روی کتفش رو به رو میشهخالکوبی که دنیای عادیشو زیر و رو میکنه و حقایقی در رابطه با خانواده ودنیای اطرافش براش رو میکنه ... دنیای جدیدی که تب عشق و قدرت و... خون، توش حرف اولو میزنه
۲۰:۳۶
6640326130.pdf
۶ مگابایت
تعداد صفحات:1719
۲۰:۳۷
6694143683.pdf
۲.۷۲ مگابایت
۲۰:۴۴
6687173220.pdf
۴.۵۵ مگابایت
🟡 نام کتاب: ارباب سالار | #ارباب_سالار
🟡 نویسنده: Leily
🟡 ژانر: #رمان_ایرانی #عاشقانه
🟡 تعداد صفحات: 538
🟡 خلاصه:داستان یه دختره... دختری که همیشه تنها بوده. مثل رمانهای دیگه، دختر قصه سوگلی نیست... ناز پرورده نیست... با داشتنِ پدر، هیچ وقت مهر پدری رو نداشته... همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نذاشته... دختر قصه مغرور نیست؛ اتفاقا خیلی هم مهربونه... حتی برای اونایی که بهش بد کردن... اما پسر قصه... تا دلت بخواد غرور داره... خودخواهه و از خود راضی. بالاخره کم کسی نیست که... اربابه...اربــــــــاب... اربـــــــاب ســــــالار...













🟡 نویسنده: Leily
🟡 ژانر: #رمان_ایرانی #عاشقانه
🟡 تعداد صفحات: 538
🟡 خلاصه:داستان یه دختره... دختری که همیشه تنها بوده. مثل رمانهای دیگه، دختر قصه سوگلی نیست... ناز پرورده نیست... با داشتنِ پدر، هیچ وقت مهر پدری رو نداشته... همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نذاشته... دختر قصه مغرور نیست؛ اتفاقا خیلی هم مهربونه... حتی برای اونایی که بهش بد کردن... اما پسر قصه... تا دلت بخواد غرور داره... خودخواهه و از خود راضی. بالاخره کم کسی نیست که... اربابه...اربــــــــاب... اربـــــــاب ســــــالار...
۲۰:۴۵
♡¹:¹⁸♡
۲۰:۴۸