#نماهنگ_امام_رضایی
#امام_رضا_ع#دهه_کرامت#ولادت#ولادت_امام_رضا#حکایات_فرزانگان
لایک فراموش نشه.
حکایات فـــــرزانگان
┏━🇯🇴🇮🇳━ ⃟⃟
⃟⃟ ┓ @PHarzanegan┗━ ⃟⃟ ⃟
⃟ ⃟ ━━━━━━┛
#امام_رضا_ع#دهه_کرامت#ولادت#ولادت_امام_رضا#حکایات_فرزانگان
لایک فراموش نشه.
حکایات فـــــرزانگان
۱۴:۱۹
کلیپ صلوات خاصه امام رضا علیه السلام ، هدیه به اعضای محترم کانال .#امام_رضا#دهه_کرامت#صلوات_خاصه#حکایات_فرزانگان #صبح_زیبا
حکایات فــــــــــــــــــــــــــــــــــرزانگان
┏━🇯🇴🇮🇳━━━━━━━ ⃟⃟
⃟⃟ ┓ @PHarzanegan┗━ ⃟⃟ ⃟
⃟ ⃟ ━PHarzanegan━━━━┛
حکایات فــــــــــــــــــــــــــــــــــرزانگان
۱۹:۳۵
شتر وفادار...
بیست بار با شترش رفته بود حج، بدون اینکه حتی یک شلاق به او بزند! بعد از شهادت، شتر بدون اینکه قبر او را دیده باشد آمد همانجا،زانوهایش را خم کرد؛ افتاد روی خاک. با همان زبان بسته صیحه می کشید، خودش را می مالید به خاکها، سرش را به زمین می زد، اشک چشمهایش خاک را تر کرده بود.
خبرش وقتی به امام باقر (علیه السلام) رسید، آمد و از او خواست آرام باشد.شتر از کنار قبر بلند شد و چند قدم برداشت ولی انگار دلش آرام نگرفت،برگشت و دوباره همان ضجه ها را شروع کرد. امام یکبار دیگر آمد و آرامش کرد. بار سوم ،که بی قراری اش را دید فرمود: رهایش کنید.سه روز آنجا ماند و بالاخره از درد فراق، جان داد.همانجا، کنار تربت مولایش، زین العابدین (علیه السلام)...
منبع
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
۸:۰۱
#سلام_مولای_مهربانم❤️
هر صبح جمعه که خورشید طلوع میکند،با یاد خدا و امید دیدن شماروز آدینه ام را شروع میکنمامّا حیف کهچشمان ناقابل من،لیاقت دیدار شما را ندارد
#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج🌼
به نیت تعجیل در فرج #امام_زمان به اشتراک بگذارید.
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
⃟⃟ ⃟
⃟ ⃟ ━ @PHarzanegan━━━
هر صبح جمعه که خورشید طلوع میکند،با یاد خدا و امید دیدن شماروز آدینه ام را شروع میکنمامّا حیف کهچشمان ناقابل من،لیاقت دیدار شما را ندارد
#اللهم_عجل_لولیڪ_الفرج🌼
به نیت تعجیل در فرج #امام_زمان به اشتراک بگذارید.
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
۵:۰۱
برخیز که جان است و 
جهان است و جوانی
خورشید برآمد بنگر نورفشانی

هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالققانع نشود عاشق بیدل به نشانی

#مولانا
ســلام و درود به عزیزان
صبح شما بخیر

خورشید برآمد بنگر نورفشانی
هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالققانع نشود عاشق بیدل به نشانی
#مولانا
ســلام و درود به عزیزان
صبح شما بخیر
۵:۰۳
محمد بن علی بن موسی مشهور به #امام_جواد و امام محمدِ تقی (۱۹۵-۲۲۰ق) امام نهم شیعیان اثناعشری است. کنیه او ابوجعفر ثانی است و ملقب به جواد و ابن الرضا بود. ملقب شدن او به جواد را به دلیل کثرت بخشش و احسان او دانستهاند.امام جواد ۱۷ سال امامت کرد که با حکومت مأمون عباسی و معتصم عباسی همزمان بود. براساس نقل بیشتر منابع، امام جواد(ع) در آخر ذیالقعده سال ۲۲۰ق در ۲۵ سالگی مسموم و به شهادت رسید. در میان امامان شیعه، وی جوانترین امام در هنگام شهادت بوده است. او در کنار جدش موسی بن جعفر(ع) در مقبره قریش در کاظمین به خاک سپرده شد.
سنّ کمِ او در هنگام امامت (هشت سالگی)، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا(ع)، در امامت او تردید کنند؛ برخی عبدالله بن موسی و عدهای احمد بن موسی شاهچراغ را امام خواندند و گروهی به واقفیه پیوستند؛ اما بیشتر آنان امامت محمد بن علی(ع) را پذیرفتند.
ارتباط امام جواد(ع) با شیعیان، بیشتر از طریق وکیلانش و به شکل نامهنگاری انجام میشد. در دوره امامت او فرقههای اهل حدیث، زیدیه، #واقفیه و غلات فعالیت داشتند. امام جواد(ع)، شیعیان را از عقاید آنان آگاه میکرد و از نماز خواندن پشت سر آنها نهی و غالیان را لعن مینمود#شهادت_امام_جواد #امام_جواد نذر سلامتی #امام_زمان صلوات
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
⃟⃟ ⃟
⃟ ⃟ ━ @PHarzanegan━━━
سنّ کمِ او در هنگام امامت (هشت سالگی)، سبب شد تا شماری از اصحاب امام رضا(ع)، در امامت او تردید کنند؛ برخی عبدالله بن موسی و عدهای احمد بن موسی شاهچراغ را امام خواندند و گروهی به واقفیه پیوستند؛ اما بیشتر آنان امامت محمد بن علی(ع) را پذیرفتند.
ارتباط امام جواد(ع) با شیعیان، بیشتر از طریق وکیلانش و به شکل نامهنگاری انجام میشد. در دوره امامت او فرقههای اهل حدیث، زیدیه، #واقفیه و غلات فعالیت داشتند. امام جواد(ع)، شیعیان را از عقاید آنان آگاه میکرد و از نماز خواندن پشت سر آنها نهی و غالیان را لعن مینمود#شهادت_امام_جواد #امام_جواد نذر سلامتی #امام_زمان صلوات
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
۱۳:۴۴
دلخسته و بی شکیب بودن سخت است هم صحبت نانجیب بودن سخت است
هر مرد غریب مأمنش خانه اوست در خانه خود غریب بودن سخت است




این کلیپ تقدیم به آقا جانم امام رضا(ع)و عرض تسلیت میوه دلش #امام_جواد (ع)
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
⃟⃟ ⃟
⃟ ⃟ ━ @PHarzanegan━━━
هر مرد غریب مأمنش خانه اوست در خانه خود غریب بودن سخت است
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
۱۳:۴۷
بازارسال شده از 💡 خلاق شو 💡
وارث مُلک تبسم، کاظم است
عشق عالمتاب هفتم، کاظم است
آفرینش، سورهای از مهر او
بر لب هستی، تبسّم کاظم است
مُصحف اخلاص و قاموس یقین
بحر عرفان را تلاطم، کاظم است
آسمان! تبریک، فصل هفتم است
مِهر عالمتاب هفتم، کاظم است












ولادت هفتمین فخر عالم امکان،
امام موسی کاظم (علیه السلام) خجسته باد












عشق عالمتاب هفتم، کاظم است
آفرینش، سورهای از مهر او
بر لب هستی، تبسّم کاظم است
مُصحف اخلاص و قاموس یقین
بحر عرفان را تلاطم، کاظم است
آسمان! تبریک، فصل هفتم است
مِهر عالمتاب هفتم، کاظم است
ولادت هفتمین فخر عالم امکان،
امام موسی کاظم (علیه السلام) خجسته باد
۵:۲۴
۵:۱۸
نام نیکو
يعقوب سراج مي گويد: به حضور امام صادق عليه السلام رفتم،ديدم در كنار گهواره پسرش موسي عليه السلام ايستاده، و موسي عليه السلام در گهواره بود، و مدتي با او راز گفت، پس از آنكه فارغ شد، به نزديكش رفتم، به من فرمود:«نزد مولايت در گهواره برو و براو سلام كن» من كنار گهواره رفتم و سلام كردم،موسي بن جعفر عليه السلام (درآن هنگام كودك در ميان گهواره بود) با كمال شيوايي، جواب سلام مرا داد، و به من فرمود: «برو آن نام را كه ديروز بر دخترت گذاشته اي عوض كن و سپس نزد من بيا،زيرا خداوند چنان نام را ناپسند مي داند»[يعقوب مي گويد: خداوند دختري به من داده بود ونام او را حميرا گذاشته بودم]امام صادق عليه السلام به من فرمود:«برو به دستور او(موسي) رفتار كن تا هدايت گردي» من هم رفتم و نام دخترم را عوض كردم.
منبع
۱۲:۰۷
حکایات فــــــــــــــــرزانگان
⃟⃟ ⃟
⃟ ⃟ ━ @PHarzanegan━━━
۱۲:۰۸
نام نیکو
يعقوب سراج مي گويد: به حضور امام صادق عليه السلام رفتم،ديدم در كنار گهواره پسرش موسي عليه السلام ايستاده، و موسي عليه السلام در گهواره بود، و مدتي با او راز گفت، پس از آنكه فارغ شد، به نزديكش رفتم، به من فرمود:«نزد مولايت در گهواره برو و براو سلام كن» من كنار گهواره رفتم و سلام كردم،موسي بن جعفر عليه السلام (درآن هنگام كودك در ميان گهواره بود) با كمال شيوايي، جواب سلام مرا داد، و به من فرمود: «برو آن نام را كه ديروز بر دخترت گذاشته اي عوض كن و سپس نزد من بيا،زيرا خداوند چنان نام را ناپسند مي داند»[يعقوب مي گويد: خداوند دختري به من داده بود ونام او را حميرا گذاشته بودم]امام صادق عليه السلام به من فرمود:«برو به دستور او(موسي) رفتار كن تا هدايت گردي» من هم رفتم و نام دخترم را عوض كردم.
منبع
۱۲:۰۸
#یعسوب_الدین
عرب به فرمانده زنبورهای عسل «یعسوب» میگوید.هنگامی که زنبورهای کارگر گلها را برای درست کردن عسل میمکند و به کندو باز میگردند، ابتدا مورد بازرسی قرار میگیرند.
۱۵:۱۶
#هدف
به کانال#حکایات_فرزانگان|بپیوندید
۱۵:۱۶
#بی_لایک#بی_لاخ#لایکیکی از علامتهای ایرانی به اروپا صادر شد و مجدد با رنگ و لعاب غربی به ایران برگشت علامت لایک
است ،ماجرای آن را اینجا بخوانید
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ مغولها ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯽﺭﺣﻢﺗﺮﯾﻦﺳﺮﺩﺍﺭﺁﻧﺎﻥ (ﺑﯿﻼﺧﻮﺧﺎﻥ) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻧﻤﯽﮐﺸﺖ ﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎﯼﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ دلیر ایرانی ﺑﻪ ﻧﺎﻡ" ﺑﺎﻣﺸﺎﺩ "ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺩﮔﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽﯾﻌﻨﯽ ﭘﻮﻣﭙﻪ ﺩﯾﻮوس ﺑﻮﺩ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺍﻭ ﻗﯿﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭﻃﯽ ﻧﺒﺮﺩﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑالاﺧﺮﻩ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ و اسیر "بیلاخو" ﺷﺪ..چهار ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ...ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ چهار ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺭﺍﺳﺘﺶ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺘﺶ ﺑﺎﻗﯽﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...در یک شب وی با ﮐﻤﮏ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ"بیلاخو" ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺠﻬﯿﺰ ﻗﻮﺍﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ایشان ﺭﻓﺖ...اینبار شجاعانه ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭآﻭﺭﺩ و جهت تحقیر ایشان...جسد وی را به اسب خود بستو در شهر در انظار عموم شهروندان گردانید..اﻭ ﺳﭙﺲ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ آﺯﺍﺩ ﻭ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ آﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻧﺸﺴﺖ .ﻣﺮﺩﻡ خوشحال از شجاعت "بامشاد" جهت پایکوبی ......و برگزاری یک جشن بزرگ ﺑﻪ مرکز ﺷﻬﺮ آﻣﺪﻩ(بامشاد که از روی بلندی برای آنها دست تکان میداد ومردم) تا پایان آنروز ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ" بامشاد" که چهار انگشت خود در نبرد بابیلاخو از دست داده بود....چهارﺍﻧﮕﺸﺖﺧﻮﺩ ﺭﺍ در کف دست ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭﺍﻧﮕﺸﺖﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ را بهم اشاره میکردند ونشان میدادند.ﺍﺯ آﻥ ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ( ﺑﯽ ﻻﺥ ) ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻓﺖ...ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺷﺶ میآمد ﺑﻪ ﺍﻭ بیﻻﺥ میداد ...اروپاییانی که در آن زمان به ایران سفر کرده بودندﮐﻢ ﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ را به کشور خود ﻣﻨﺘﻘﻞکردند در تغییرات تلفظی به دلیل نبودن حرف " خ "در زبان انگلیسی...ﺑﯿﻼﺥ ﺑﻪ"بی لایک" ﻭﺳﭙﺲ ﻻﯾﮏ..(like ). ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮔﺮﺩﯾﺪ.و جالب است بدانیم امروزه این حرکت در تمام کشورهای جهان به وفور در زندگی روزمره مردم با معنی واحد (آفرین ).....(اوکی) مورد استفاده قرار میگیرد.ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ آﯾﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭﻧﺰﺩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﺪﯼ ﺟﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟...اما در اروپا و سایر نقاط جهان به معنای" آفرین بر تو "معنی میدهد ...پاسخ اینجاست که:ﻣﻐﻮﻻﻥ ﺗﺎ ﺳﺎﻟﻬﺎ بعد از" بیلاخو خان"و" بامشاد" ﺑﺮ قسمتهایی از ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖﮐﺮﺩﻧﺪﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺗﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞﺍﯾﻦﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻻﺥ ﻣﯿﺪﺍﺩمیگرفتند ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ..ﺍﺯﯾﻦ ﺭﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ در کوچه و بازار ﺑﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻣﻐﻮﻝ ﺑﯽ ﻻﺥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ میکردند.ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺪ که اﯾﻦ ﺭﺳﻢ آرام آرام ﺷﮑﻞ ﺑﺪﯼ ﺑﻪﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺖ. ترجمه:تیمور رضایی قیری از کتاب ( Persian Historic Story)
به کانال#حکایات_فرزانگان|بپیوندید
⃟⃟ ⃟
⃟ ⃟ ━ @PHarzanegan ━━━
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ مغولها ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯽﺭﺣﻢﺗﺮﯾﻦﺳﺮﺩﺍﺭﺁﻧﺎﻥ (ﺑﯿﻼﺧﻮﺧﺎﻥ) ﻧﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻧﻤﯽﮐﺸﺖ ﻭ ﯾﮑﯽ ﯾﮑﯽﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎﯼﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ .ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺮﺩﺍﺭﺍﻥ دلیر ایرانی ﺑﻪ ﻧﺎﻡ" ﺑﺎﻣﺸﺎﺩ "ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﺍﺩﮔﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽﯾﻌﻨﯽ ﭘﻮﻣﭙﻪ ﺩﯾﻮوس ﺑﻮﺩ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺍﻭ ﻗﯿﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭﻃﯽ ﻧﺒﺮﺩﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑالاﺧﺮﻩ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ و اسیر "بیلاخو" ﺷﺪ..چهار ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﺍﻭ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ...ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ چهار ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺭﺍﺳﺘﺶ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺼﺘﺶ ﺑﺎﻗﯽﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...در یک شب وی با ﮐﻤﮏ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ"بیلاخو" ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﺠﻬﯿﺰ ﻗﻮﺍﯼ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ایشان ﺭﻓﺖ...اینبار شجاعانه ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭآﻭﺭﺩ و جهت تحقیر ایشان...جسد وی را به اسب خود بستو در شهر در انظار عموم شهروندان گردانید..اﻭ ﺳﭙﺲ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ آﺯﺍﺩ ﻭ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ آﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻧﺸﺴﺖ .ﻣﺮﺩﻡ خوشحال از شجاعت "بامشاد" جهت پایکوبی ......و برگزاری یک جشن بزرگ ﺑﻪ مرکز ﺷﻬﺮ آﻣﺪﻩ(بامشاد که از روی بلندی برای آنها دست تکان میداد ومردم) تا پایان آنروز ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ" بامشاد" که چهار انگشت خود در نبرد بابیلاخو از دست داده بود....چهارﺍﻧﮕﺸﺖﺧﻮﺩ ﺭﺍ در کف دست ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭﺍﻧﮕﺸﺖﺷﺼﺖ ﺧﻮﺩ را بهم اشاره میکردند ونشان میدادند.ﺍﺯ آﻥ ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ( ﺑﯽ ﻻﺥ ) ﻧﺎﻡ ﮔﺮﻓﺖ...ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺷﺶ میآمد ﺑﻪ ﺍﻭ بیﻻﺥ میداد ...اروپاییانی که در آن زمان به ایران سفر کرده بودندﮐﻢ ﮐﻢ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ را به کشور خود ﻣﻨﺘﻘﻞکردند در تغییرات تلفظی به دلیل نبودن حرف " خ "در زبان انگلیسی...ﺑﯿﻼﺥ ﺑﻪ"بی لایک" ﻭﺳﭙﺲ ﻻﯾﮏ..(like ). ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮔﺮﺩﯾﺪ.و جالب است بدانیم امروزه این حرکت در تمام کشورهای جهان به وفور در زندگی روزمره مردم با معنی واحد (آفرین ).....(اوکی) مورد استفاده قرار میگیرد.ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ آﯾﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭﻧﺰﺩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺑﺪﯼ ﺟﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟...اما در اروپا و سایر نقاط جهان به معنای" آفرین بر تو "معنی میدهد ...پاسخ اینجاست که:ﻣﻐﻮﻻﻥ ﺗﺎ ﺳﺎﻟﻬﺎ بعد از" بیلاخو خان"و" بامشاد" ﺑﺮ قسمتهایی از ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖﮐﺮﺩﻧﺪﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺗﺎﺏ ﺗﺤﻤﻞﺍﯾﻦﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻻﺥ ﻣﯿﺪﺍﺩمیگرفتند ﺑﻪ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﯽﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ..ﺍﺯﯾﻦ ﺭﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ در کوچه و بازار ﺑﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻣﻐﻮﻝ ﺑﯽ ﻻﺥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ میکردند.ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺪ که اﯾﻦ ﺭﺳﻢ آرام آرام ﺷﮑﻞ ﺑﺪﯼ ﺑﻪﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺖ. ترجمه:تیمور رضایی قیری از کتاب ( Persian Historic Story)
به کانال#حکایات_فرزانگان|بپیوندید
۱۵:۱۶
شنيدم که نانوايان شهر غزنين زماني اعتصاب کردند و براي مدّتي نان ناياب شد و مردم بهزحمت افتادند. مردم نزدِ پادشاه ابراهيم شکايت بردند که نانوايان دست از كار كشيدهاند و در هيچجايي نان گير نميآيد. شاه ابراهيم دستور داد تا همة نانوايان را در قصر جمع کنند. وقتي آنان از گوشهكنار شهر به كاخ آمدند، شاه به ديدنشان رفت و از آنها سؤال کرد: «چرا نانواييها را بستهايد و نان نميپزيد؟»آنان پاسخ دادند: «ديرزماني است که هر بارِ گندم و آرد كه وارد شهر ميشود، نانوايانِ دربارِ سلطنتي آن را خريده و انبار ميکنند و ميگويند كه اين دستور پادشاه است. بدينترتيب نميگذارند ما آرد بخريم و براي مردم نان بپزيم.» پادشاه فرمان داد تا رئيس نانوايان سلطنتي را به حضورش بياورند. سپس امر كرد تا او را زير پاي فيلها بياندازند؛ آنگاه جسدش را در شهر بگردانند و مُنادي ندا داد که هرکس مغازة نانوايي خود را باز نکند، مستحق همين رفتار خواهد بود. بعدازظهر همان روز، بر سرِ هر نانوايي، نزديک پنجاه مَن نان مانده بود و خبري از مشتري نبود.
منبع: حکایتی از سیاست
به کانال#حکایات_فرزانگان|بپیوندید
۲:۱۳
سرنوشت ما سه برادر
ما سه برادر بودیم؛ من، بهمن و خسرو. من کار فرهنگی میکردم، بهمن از فرماندهان طرح و عملیات بود و خسرو نیز جزو نیروهای یگان خطشکن. روزها هر کس مشغول کار خود بود و شبها دور هم جمع میشدیم. شبی به همراه رضا شاه ویسی فرمانده طرح و عملیات نشسته بودیم که بهمن برادر بزرگم، گفت: «از ما سه نفر کداممان شهید میشود؟» من گفتم: «خب معلوم است، من اول شهید میشوم.» خسرو گفت: «نه اول من شهید میشوم.» بهمن خطاب به من گفت: «چرا تو اول؟» پاسخ دادم: «چشمان من بسته است و تنها از طریق دریچه دوربینم منطقه را میبینم، پس اول من شهید میشوم.» بهمن گفت: «تو که شبها فیلم و عکس نمیگیری اما ما شبها میزنیم به خط، پس من اول شهید میشوم.» خسرو گفت: «اولین نفر منم که شهید میشوم، چون جزو نیروهای خط شکن هستم.» بهمن گفت: «نه تو شهید میشوی و نه سهراب، اولین نفر منم که شهید میشوم.» پرسیدم تو که در سنگر فرماندهی نشستی و دستورات را صادر میکنی.بهمن جواب داد: «ما طراح عملیاتیم، قبل از هر کس به قلب دشمن میرویم، منطقه را شناسایی میکنیم، نقشه عملیات را میکشیم و نیروها را میشماریم. هر رفتنی ممکن است دیگر برگشتی نداشته باشد.» بعد از مدتی منطقه بمباران شد و اولین کسی که مجروح و به بیمارستان منتقل شد و توفیق شهادت نصیبش نشد من بودم. خسرو در ارتفاعات سلیمانیه به شهادت رسید و جسدش را بعد از هفت سال آوردند و بعد، بهمن بر اثر اصابت مین به شهادت رسید....
منبع
━ ⃟ ⃟ ━ @PHarzanegan ━━━ ⃟⃟
۰:۵۷