شباهت دکارت و کانت در مورد حقیقت انسان۱_ هر دو حقیقت انسان را نفس و روح میدانند.۲_ هر دو روح را اثبات میکنند.تفاوت دکارت و کانت در مورد حقیقت انسان۱_ دکارت روح را با عقل نظری اثبات میکند و کانت آن را با عقل عملی و اخلاق اثبات میکند.۲_ دکارت، معرفت به روح را فطری میداند اما کانت معرفت به آن را حاصل فعالیت ذهنی میداند.
۵:۱۸
مقایسه دیدگاه دکارت و کانت در مورد حقیقت انسان
شباهت: 🫂
۱. هر دو انسان را دارای دو ساحت بدن مادی و نفس مجرد میدانند.
۲. هر دو نفس را باارزش تر از بدن میدانند.( شباهت با افلاطون و فلاسفه مسلمان)
۳. هر دو فضیلت و سعادت انسان را در گرو وجود نفس غیر مادی میدانند.(شباهت با افلاطون و فلاسفه مسلمان)
۴. هر دو صفت اراده و اختیار ( آزادی) را مربوط به نفس میدانند.( شباهت با فلاسفه مسلمان)
۵. هر دو بدن را همانند یک ماشین خودکار میدانند که فعالیت اندامها بدون اراده انجام میشود.
(ماتریالیست ها و داروینیست ها این دیدگاه دکارت را پذیرفتند و چون حقیقت انسان را محدود به بدن مادی میدانند گفتند انسان ماشین پیچیده است)
تفاوت :
۱. دکارت در باره بدن هم تحقیقات زیادی کرده اما کانت پژوهشگر علوم تجربی محسوب نمیشود.
۲. دکارت در اثبات نفس مجرد از قوه عقل و استدلال آغاز میکند ( عقل نظری) اما کانت از وجدان اخلاقی واراده و اختیار( عقل عملی)
۳. دکارت وجود بدن را برای فعالیت نفس / اندیشیدن ضروری میداند اما کانت نفس را برای حیات اخلاقی ضروری میداند.
۴. دکارت مدعی شناخت کامل نفس است اما کانت معتقد است نفس قابل شناخت نیست و تنها برای زندگی اخلاقی به آن نیاز داریم.
۵ . دکارت نفس را تنها یاری کننده ی مغز (بدن) برای اندیشه میداند ( بدون نفس شناختهایی خواهیم داشت . مثل شناخت حسی ) اما کانت نفس را وحدت بخش شناخت میداند. ( بدون وجود نفس هیچ شناختی حاصل نمیشود.)
شباهت: 🫂
۱. هر دو انسان را دارای دو ساحت بدن مادی و نفس مجرد میدانند.
۳. هر دو فضیلت و سعادت انسان را در گرو وجود نفس غیر مادی میدانند.(شباهت با افلاطون و فلاسفه مسلمان)
۴. هر دو صفت اراده و اختیار ( آزادی) را مربوط به نفس میدانند.( شباهت با فلاسفه مسلمان)
۵. هر دو بدن را همانند یک ماشین خودکار میدانند که فعالیت اندامها بدون اراده انجام میشود.
تفاوت :
۲. دکارت در اثبات نفس مجرد از قوه عقل و استدلال آغاز میکند ( عقل نظری) اما کانت از وجدان اخلاقی واراده و اختیار( عقل عملی)
۳. دکارت وجود بدن را برای فعالیت نفس / اندیشیدن ضروری میداند اما کانت نفس را برای حیات اخلاقی ضروری میداند.
۴. دکارت مدعی شناخت کامل نفس است اما کانت معتقد است نفس قابل شناخت نیست و تنها برای زندگی اخلاقی به آن نیاز داریم.
۵ . دکارت نفس را تنها یاری کننده ی مغز (بدن) برای اندیشه میداند ( بدون نفس شناختهایی خواهیم داشت . مثل شناخت حسی ) اما کانت نفس را وحدت بخش شناخت میداند. ( بدون وجود نفس هیچ شناختی حاصل نمیشود.)
۶:۳۸
نگاه تمثیلی به دیدگاه فلاسفه در مورد حقیقت انسان
بنا بر دیدگاه افلاطون، ارسطو، دکارت، کانت و ابنسینا در مورد حقیقت انسان، رابطه روح و بدن مثل رابطه راننده با ماشین یا خلبان با هواپیما است.
️ بنا بر دیدگاه ماتریالیستها و داروینیستها در مورد حقیقت انسان، رابطه انسان و بدنش مثل رابطه درخت و اجزاء سازندهاش یا آب با اجزاء سازندهاش است.
بنا بر دیدگاه شیخ اشراق در مورد حقیقت انسان، رابطه روح و بدن، مراتب مختلف نور است و مثل مراتب مختلف گرمی یا سفیدی است.
بنا بر دیدگاه ملاصدرا در مورد حقیقت انسان، رابطه روح و بدن، مثل رابطه بذر با گیاهش و یا نطفه انسان با بدنش است.
#فلسفه_۱#درس_نهم_دهم
#فلسفه_۱#درس_نهم_دهم
۱۲:۱۳
تفاوتهای ارسطو و دکارت در مورد حقیقت انسان
ارسطو بدن بدون روح را جسمی مرده میداند اما دکارت بدن بدون روح را ماشینی پیچیده قلمداد میکند.
ارسطو روح را در آغاز فاقد هرگونه شناختی میداند اما دکارت معتقد است روح در آغاز شناختهایی ذاتی و فطری دارد.
نکته: دکارت بدن بدون روح را ماشینی پیچیده میداند اما ماتریالیستهایی چون هابز خود حقیقت انسان را جسم میدانند که ماشینی پیچیده است
نکته: دکارت بدن بدون روح را ماشینی پیچیده میداند اما ماتریالیستهایی چون هابز خود حقیقت انسان را جسم میدانند که ماشینی پیچیده است
۱۲:۱۶