نوحه مجلسی شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
...................
آسمان است و زمین دور سرش می گرددآفتاب است و قمر خاك درش می گردداین قد و قامت افتاده درخت طوبی استاین محاسن به خدا آبروی دین خداستاین حرم خانه ی زهراست مسوزانیدشاین حسینیه ی دنیاست مسوزانیدششعله پشت حرم فاطمه زاده نبریدپسر فاطمه را پای پیاده نبریدآی مردم بگذارید عبا برداردپیرمرد است و خمیده است عصا برداردببریدش، ببرید از وسط مردم نههر چه خواهید بیارید ولی هیزم نهبگذارید لبش یاد پیمبر بكندوسط شعله كمی مادر مادر بكنداز مسیری ببریدش كه تماشا نشودچشمی از این در و همسایه به او وا نشوداصلاً این مرد مگر پای دویدن دارد؟پیرمردی كه خمیده است كشیدن دارد؟!شعله ی تازه به چشمان غمینش نزنیدآسمان است و در این كوچه زمینش نزنیدشاید این كوچه همان كوچه ی زهرا باشدشاید آن كوچه ی باریك همین جا باشدشاید این كوچه همان جاست كه زهرا اُفتادگر چه هم دست به دیوار شد اما اُفتاداین قبیله همگی بوی پیمبر دارنددر حسینیه ی خود روضه ی مادر دارند
زیر این گنبد دوّار و کبودکلبه ای سمت خدا در داردسالخورده پدری روحانیحجره ای گوشه ی بستر دارد
ششمین مرد که یک دریا غمآب جاری شده ی عِینش بودقسمت بال و پر میکائیلآستان بوسی نعلینش بود
وضع حالات وخیمش از صبحروز را در نظرش شب کردهبسکه بالاست دمای بدنشچند دفعه بخدا تب کرده
زهر خیمه زده روی بدنشمی کشد پا به زمین می سوزدسرفه ای خشک و عطش... این یعنی...سینه ی عرش برین می سوزد
بخت برگشته کسی که دیشباذیتش کرده سر سجادهآتش انداخت به جان دربخانه ی حضرت زهرا زاده
زد به هر آتش و آبی جبریلنکند حادثه تکرار شودمادری پشت در خانه ی خودمانده با طفل و گرفتار شود
لحن آلوده ی این قوم او راعگرچه دنیازده و سیرش کردباز اما غم بانوی فدکپیش از موعد خود پیرش کرد
روضه خوان آمده حالا بایدپرده ای نصب کند در منزلآسمان دلش از بس باریدخاک دنیا شده از دستش گِل
وسط منبر و درس روضهیادش آمد ز لب خشک اماملب نزد بر لب آبی تا گفتبر لب تشنه ی مظلوم سلام
باز فرمود که هرکس با ماستخنده در وادی محشر داردچشم گریان عزادار چو منشاد باشد که برادر دارد
شيعيان رهبر ما را كشتند
صادق آل عبا را كشتند
نور چشم علي و فاطمه را
وارث كربوبلا را كشتند
دل او را دل شب آزردند
از درو بام هجومش بردند
ريسمان چونكه به دستش بستند
غنچه هايش به حرم پژمردند
هرزمان رنگ جفا را مي ديد
كوچه و كرب و بلا را مي ديد
خانه اش چونكه در آتش مي سوخت
خيمه ي آل عبا را مي ديد
......................
رنج اين روضه مرا سوزانده
كه لعيني دل تو لرزانده
خانه اي را كه ملك در آن است
دشمنت با شرري سوزانده
آن چنان سخت هجوم آوردند
كه دهان همگي وا مانده
بسكه بي رحم تو را مي بردند
كفشهايت دم در جا مانده
به جفا كاري و حرمت شكني
دشمنت كينه به دل مي رانده
بخدا سخت تر از اين غم نيست
كه عدو چشم تو را گريانده
بارالها تو نيار آن روزي
كه شود حجت حق درمانده
دل من هم به تسلاي غمت
پشت ديوار بقيع جامانده
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
نیمه شب بود و عاشقی بیدارمست حق بود و راحت از اغیار
نیمه شب بود و وقت راز و نیازبین سجاده بود، بین نماز
با تأسی به مادرش زهرادست خود برده بود سوی خدا
داشت همسایه را دعا می کردگره ها را دوباره وا می کرد
ذکرِ ارباب عالمین گرفتبوسه از تربت حسین گرفت
ناگهان صحبت از تهاجم شدخلوتش بین نعره ها گم شد
داد و فریاد، بی دلیل زدندشعله بر خانه ی خلیل زدند
حرمت این حرم شکسته شد ودست او بین خانه بسته شد و
پا شد از جای خود ولی افتادیاد مظلومی علی افتاد
از غریب مدینه دم می زدوسط شعله ها قدم می زد
خاک و خاکستر از عباش تکانداشک بر مادرش دوباره فشاند
حرف داغِ گران زهرا بودمیخ در روضه خوان زهرا بود
پیر مردی وحید را بردندآن محاسن سپید را بردند
باز هم روضه ها به کوچه کشیدآه... آقای ما بگو چه کشید؟!
پیر را طاقت دویدن نیستمی رود... حاجت کشیدن نیست
فلک از غصه شرمگین شده بودشیخ ما نقش بر زمین شده بود
پیکرش را چقدر آزردندتا که شیخ الائمه را بردند
خوب شد بر سرش جدال نشدغارت پیکرش حلال نشد
تشنگی تاب و قدرتش نگرفتتیر و نیزه به قامتش نگرفت
رخش از خون تازه رنگ نشدصورتش آشنا به سنگ نشد
خوب شد قاتلی سویش نرسیدپنجه ای بین گیسویش نرسید
خواهری با شکستنش نشکستبر روی سینه اش کسی ننشست
_
...................
آسمان است و زمین دور سرش می گرددآفتاب است و قمر خاك درش می گردداین قد و قامت افتاده درخت طوبی استاین محاسن به خدا آبروی دین خداستاین حرم خانه ی زهراست مسوزانیدشاین حسینیه ی دنیاست مسوزانیدششعله پشت حرم فاطمه زاده نبریدپسر فاطمه را پای پیاده نبریدآی مردم بگذارید عبا برداردپیرمرد است و خمیده است عصا برداردببریدش، ببرید از وسط مردم نههر چه خواهید بیارید ولی هیزم نهبگذارید لبش یاد پیمبر بكندوسط شعله كمی مادر مادر بكنداز مسیری ببریدش كه تماشا نشودچشمی از این در و همسایه به او وا نشوداصلاً این مرد مگر پای دویدن دارد؟پیرمردی كه خمیده است كشیدن دارد؟!شعله ی تازه به چشمان غمینش نزنیدآسمان است و در این كوچه زمینش نزنیدشاید این كوچه همان كوچه ی زهرا باشدشاید آن كوچه ی باریك همین جا باشدشاید این كوچه همان جاست كه زهرا اُفتادگر چه هم دست به دیوار شد اما اُفتاداین قبیله همگی بوی پیمبر دارنددر حسینیه ی خود روضه ی مادر دارند
زیر این گنبد دوّار و کبودکلبه ای سمت خدا در داردسالخورده پدری روحانیحجره ای گوشه ی بستر دارد
ششمین مرد که یک دریا غمآب جاری شده ی عِینش بودقسمت بال و پر میکائیلآستان بوسی نعلینش بود
وضع حالات وخیمش از صبحروز را در نظرش شب کردهبسکه بالاست دمای بدنشچند دفعه بخدا تب کرده
زهر خیمه زده روی بدنشمی کشد پا به زمین می سوزدسرفه ای خشک و عطش... این یعنی...سینه ی عرش برین می سوزد
بخت برگشته کسی که دیشباذیتش کرده سر سجادهآتش انداخت به جان دربخانه ی حضرت زهرا زاده
زد به هر آتش و آبی جبریلنکند حادثه تکرار شودمادری پشت در خانه ی خودمانده با طفل و گرفتار شود
لحن آلوده ی این قوم او راعگرچه دنیازده و سیرش کردباز اما غم بانوی فدکپیش از موعد خود پیرش کرد
روضه خوان آمده حالا بایدپرده ای نصب کند در منزلآسمان دلش از بس باریدخاک دنیا شده از دستش گِل
وسط منبر و درس روضهیادش آمد ز لب خشک اماملب نزد بر لب آبی تا گفتبر لب تشنه ی مظلوم سلام
باز فرمود که هرکس با ماستخنده در وادی محشر داردچشم گریان عزادار چو منشاد باشد که برادر دارد
شيعيان رهبر ما را كشتند
صادق آل عبا را كشتند
نور چشم علي و فاطمه را
وارث كربوبلا را كشتند
دل او را دل شب آزردند
از درو بام هجومش بردند
ريسمان چونكه به دستش بستند
غنچه هايش به حرم پژمردند
هرزمان رنگ جفا را مي ديد
كوچه و كرب و بلا را مي ديد
خانه اش چونكه در آتش مي سوخت
خيمه ي آل عبا را مي ديد
......................
رنج اين روضه مرا سوزانده
كه لعيني دل تو لرزانده
خانه اي را كه ملك در آن است
دشمنت با شرري سوزانده
آن چنان سخت هجوم آوردند
كه دهان همگي وا مانده
بسكه بي رحم تو را مي بردند
كفشهايت دم در جا مانده
به جفا كاري و حرمت شكني
دشمنت كينه به دل مي رانده
بخدا سخت تر از اين غم نيست
كه عدو چشم تو را گريانده
بارالها تو نيار آن روزي
كه شود حجت حق درمانده
دل من هم به تسلاي غمت
پشت ديوار بقيع جامانده
#امام_صادق #مرثیه_امام_صادق
نیمه شب بود و عاشقی بیدارمست حق بود و راحت از اغیار
نیمه شب بود و وقت راز و نیازبین سجاده بود، بین نماز
با تأسی به مادرش زهرادست خود برده بود سوی خدا
داشت همسایه را دعا می کردگره ها را دوباره وا می کرد
ذکرِ ارباب عالمین گرفتبوسه از تربت حسین گرفت
ناگهان صحبت از تهاجم شدخلوتش بین نعره ها گم شد
داد و فریاد، بی دلیل زدندشعله بر خانه ی خلیل زدند
حرمت این حرم شکسته شد ودست او بین خانه بسته شد و
پا شد از جای خود ولی افتادیاد مظلومی علی افتاد
از غریب مدینه دم می زدوسط شعله ها قدم می زد
خاک و خاکستر از عباش تکانداشک بر مادرش دوباره فشاند
حرف داغِ گران زهرا بودمیخ در روضه خوان زهرا بود
پیر مردی وحید را بردندآن محاسن سپید را بردند
باز هم روضه ها به کوچه کشیدآه... آقای ما بگو چه کشید؟!
پیر را طاقت دویدن نیستمی رود... حاجت کشیدن نیست
فلک از غصه شرمگین شده بودشیخ ما نقش بر زمین شده بود
پیکرش را چقدر آزردندتا که شیخ الائمه را بردند
خوب شد بر سرش جدال نشدغارت پیکرش حلال نشد
تشنگی تاب و قدرتش نگرفتتیر و نیزه به قامتش نگرفت
رخش از خون تازه رنگ نشدصورتش آشنا به سنگ نشد
خوب شد قاتلی سویش نرسیدپنجه ای بین گیسویش نرسید
خواهری با شکستنش نشکستبر روی سینه اش کسی ننشست
_
۹:۴۱
بیست حدیث منتخب امام جعفر صادق ع
۱- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و کلام او از کلام رسول خدا مى باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.
۲ - فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.
۳-فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد
۴ - فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید:چنانچه زنا رایج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود. چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شود.اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد. و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.
۵- فرمود: هرکس برادر ـ ایمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.
۶ - فرمود: شخصیّت و کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.
۷- فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن ها خانه خداوند بر روى زمین است; و هر کسى که با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیر مى نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب مى شوند.
۸- فرمود: هر که قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود گرچه کافر باشند.
۹-فرمود: در آن هنگامى که وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش که در آن روز چه نوع خوراکى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى.و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى کسب و تحصیل کرده اى; و در هر حال متوجّه باش که مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و کردارت ـ حاضر خواهى شد.
۱۰- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد
۱۱- فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.
۱۲- فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ایمانیش حاجتى را طلب کند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یک افعى بر او مسلّط گرداند که هر لحظه او را آزار رساند.
۱۳- فرمود: چنانچه شنیدى که برادرت ـ یا دوستت ـ چیزى بر علیه تو گفته است و او تکذیب کرد قبول کن. همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تکذیب کرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذیر.
۱۴- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.
۱۵- فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى کنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست کنید.
۱۶- فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است: نیکى، سخاوت، صبر و شکیبائى در مصائب و مشکلات، اجراء حقّ و عدالت بین مؤمنین.
۱۷- فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:۱ ـ مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.۲ ـ اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى کنند.۳ ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى کنند و حقوق خود را مى پردازند.
۱۸- فرمود: هر که در چهار موقع، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.
۱۹- فرمود: هنگامى که روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از کارهاى خیر انجام بده که من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان که من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى که شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد
۱- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و کلام او از کلام رسول خدا مى باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.
۲ - فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.
۳-فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد
۴ - فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید:چنانچه زنا رایج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود. چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شود.اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد. و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.
۵- فرمود: هرکس برادر ـ ایمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.
۶ - فرمود: شخصیّت و کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.
۷- فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن ها خانه خداوند بر روى زمین است; و هر کسى که با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیر مى نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب مى شوند.
۸- فرمود: هر که قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود گرچه کافر باشند.
۹-فرمود: در آن هنگامى که وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش که در آن روز چه نوع خوراکى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى.و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى کسب و تحصیل کرده اى; و در هر حال متوجّه باش که مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و کردارت ـ حاضر خواهى شد.
۱۰- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد
۱۱- فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.
۱۲- فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ایمانیش حاجتى را طلب کند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یک افعى بر او مسلّط گرداند که هر لحظه او را آزار رساند.
۱۳- فرمود: چنانچه شنیدى که برادرت ـ یا دوستت ـ چیزى بر علیه تو گفته است و او تکذیب کرد قبول کن. همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تکذیب کرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذیر.
۱۴- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.
۱۵- فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى کنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست کنید.
۱۶- فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است: نیکى، سخاوت، صبر و شکیبائى در مصائب و مشکلات، اجراء حقّ و عدالت بین مؤمنین.
۱۷- فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:۱ ـ مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.۲ ـ اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى کنند.۳ ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى کنند و حقوق خود را مى پردازند.
۱۸- فرمود: هر که در چهار موقع، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.
۱۹- فرمود: هنگامى که روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از کارهاى خیر انجام بده که من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان که من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى که شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد
۱۵:۲۲
بیست حدیث منتخب امام جعفر صادق ع
۱- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و کلام او از کلام رسول خدا مى باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.
۲ - فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.
۳-فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد
۴ - فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید:چنانچه زنا رایج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود. چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شود.اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد. و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.
۵- فرمود: هرکس برادر ـ ایمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.
۶ - فرمود: شخصیّت و کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.
۷- فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن ها خانه خداوند بر روى زمین است; و هر کسى که با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیر مى نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب مى شوند.
۸- فرمود: هر که قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود گرچه کافر باشند.
۹-فرمود: در آن هنگامى که وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش که در آن روز چه نوع خوراکى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى.و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى کسب و تحصیل کرده اى; و در هر حال متوجّه باش که مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و کردارت ـ حاضر خواهى شد.
۱۰- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد
۱۱- فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.
۱۲- فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ایمانیش حاجتى را طلب کند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یک افعى بر او مسلّط گرداند که هر لحظه او را آزار رساند.
۱۳- فرمود: چنانچه شنیدى که برادرت ـ یا دوستت ـ چیزى بر علیه تو گفته است و او تکذیب کرد قبول کن. همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تکذیب کرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذیر.
۱۴- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.
۱۵- فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى کنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست کنید.
۱۶- فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است: نیکى، سخاوت، صبر و شکیبائى در مصائب و مشکلات، اجراء حقّ و عدالت بین مؤمنین.
۱۷- فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:۱ ـ مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.۲ ـ اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى کنند.۳ ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى کنند و حقوق خود را مى پردازند.
۱۸- فرمود: هر که در چهار موقع، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.
۱۹- فرمود: هنگامى که روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از کارهاى خیر انجام بده که من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان که من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى که شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد داشت.
۲۰- فرمود: سزاوار است که هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شکرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد.
شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بر همه شما تعزیت باد
۱- حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: سخن و حدیث من همانند سخن پدرم مى باشد، و سخن پدرم همچون سخن جدّم، و سخن جدّم نیز مانند سخن حسین و نیز سخن او با سخن حسن یکى است و سخن حسن همانند سخن امیرالمؤمنین علىّ و کلام او از کلام رسول خدا مى باشد، که سخن رسول الله به نقل از سخن خداوند متعال خواهد بود.
۲ - فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است.
۳-فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است، پس اگر نمازش قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد
۴ - فرمود: هنگامى که چهار چیز در جامعه شایع و رایج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پدید آید:چنانچه زنا رایج گردد زلزله ـ و مرگ ناگهانى ـ فراوان شود. چنانچه زکات و خمسِ اموال پرداخت نشود حیوانات نابود شود.اگر حاکمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمایند باران ـ رحمت خداوند ـ نمى بارد. و اگر اهل ذمّه تقویت شوند مشرکین بر مسلمین پیروز آیند.
۵- فرمود: هرکس برادر ـ ایمانى خود را برچسبى بزند و او ـ را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.
۶ - فرمود: شخصیّت و کمال مؤمن در سه خصلت است: آشنا بودن به مسائل و احکام دین، صبر در مقابل شداید و ناملایمات، زندگى او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.
۷- فرمود: بر شما باد به دخول در مساجد، چون که آن ها خانه خداوند بر روى زمین است; و هر کسى که با طهارت وارد آن شود خداوند متعال او را از گناهان تطهیر مى نماید و در زمره زیارت کنندگانش محسوب مى شوند.
۸- فرمود: هر که قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش افزوده گردد; و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود گرچه کافر باشند.
۹-فرمود: در آن هنگامى که وارد رختخواب خود مى شوى، با خود بیندیش که در آن روز چه نوع خوراکى ها و آشامیدنى ها از چه راهى به دست آورده اى و میل نموده اى.و در آن روز چه چیزهائى را چگونه و از چه راهى کسب و تحصیل کرده اى; و در هر حال متوجّه باش که مرگ تو را مى رباید; و سپس در صحراى محشر ـ جهت بررسى گفتار و کردارت ـ حاضر خواهى شد.
۱۰- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد
۱۱- فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب.
۱۲- فرمود: چنانچه مؤمنى از برادر ایمانیش حاجتى را طلب کند و او بتواند خواسته اش را برآورد و انجام ندهد، خداوند در قبرش یک افعى بر او مسلّط گرداند که هر لحظه او را آزار رساند.
۱۳- فرمود: چنانچه شنیدى که برادرت ـ یا دوستت ـ چیزى بر علیه تو گفته است و او تکذیب کرد قبول کن. همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تکذیب کرد و گفت: من نگفته ام، حرف او را بپذیر.
۱۴- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش ـ حقّ اللّه و حقّ النّاس ـ را بپردازد.
۱۵- فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى کنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست کنید.
۱۶- فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است: نیکى، سخاوت، صبر و شکیبائى در مصائب و مشکلات، اجراء حقّ و عدالت بین مؤمنین.
۱۷- فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:۱ ـ مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.۲ ـ اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى کنند.۳ ـ نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى کنند و حقوق خود را مى پردازند.
۱۸- فرمود: هر که در چهار موقع، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى، هنگام سختى و تنگ دستى، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب; خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند.
۱۹- فرمود: هنگامى که روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از کارهاى خیر انجام بده که من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان که من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند، همچنین هنگامى که شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد داشت.
۲۰- فرمود: سزاوار است که هر شخص مؤمن در بردارنده هشت خصلت باشد: هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شکرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد.
شهادت امام جعفر صادق علیه السلام بر همه شما تعزیت باد
۱۵:۲۲
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و ...
محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!!
محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟
تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!!
۲:۲۵
جمعه 1397/4/15
مرحوم حسین پناهی متولد 1335 در دژکوه می باشد که در سال 1383 بر اثر سکته قلبی فوت نمود. وی شاعر، نویسنده، بازیگر و کارگردان بود که آثار متعددی از خود بر جای گذاشته است. حسین پناهی در ده ها فیلم سینمایی، سریال های تلویزیونی و تئاترهای مختلف به ایفای نقش پرداخت و به خاطر سبک خاص و متفاوتش از محبوبیت بسیاری برخوردار شد. اما می توان شاعری را حرفه اصلی وی دانست، اولین مجموعه شعر حسین پناهی به نام من و نازی در سال 1376 منتشر شد و حدود شانزده بار تجدید چاپ شد و همچنین به شش زبان زنده دنیا ترجمه گردید. سخنان و جملات حسین پناهی که در کتاب هایش به چاپ رسیده است از جمله زیباترین و آموزنده ترین جملات می باشند........
می دونی “بهشت ” کجاست ؟یه فضای چند وجب در چند وجب !بین بازوهای کسی که دوستش داری . . .*
ماندن به پای کسی که دوستش داری
قشنگ ترین اسارت زندگی است !
*
می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما
بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند …*
انسانم !ساکت ، چون درخت سیب !گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !و بارور ، چون خوشه ی بلوط !به جز خداوند ،چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!*
اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند !دیگر گوسفند نمی درند ، به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند . . .*
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما نداردخوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم* لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنندولی خوش به حالشان که لنگه ی همند…........
می دانییک وقت هایی بایدروی یک تکه کاغذ بنویسیتـعطیــل استو بچسبانی پشت شیشه ی افـکارتباید به خودت استراحت بدهیدراز بکشیدست هایت را زیر سرت بگذاریبه آسمان خیره شویو بی خیال ســوت بزنیدر دلـت بخنــدی به تمام افـکاری کهپشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اندآن وقت با خودت بگویـیبگذار منتـظـر بمانند !!!........
این روزها به جای” شرافت” از انسان ها فقط” شر” و ” آفت” می بینی !
........
میخواهم برگردم به روزهای کودکی..آن زمانها که پدر تنها قهرمان بودعشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشدبالاترین نــقطهى زمین، شــانههای پـدر بــودبدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودندتنــها دردم، زانوهای زخمـیام بودندتنـها چیزی که میشکست، اسباببـازیهایم بـودو معنای خداحافـظ، تا فردا بود!............حو اما تو! ای مادر!ای مادر!هواهمان چیزی ست که به دور سرت می چرخدو هنگامی تو می خندیصاف تر می شود… ...........ح
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما نداردخوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم............
ماندن به پای کسی که دوستش داری قشنگ ترین اسارت زندگی است !........
دلنوشته های حسین پناهی
ميزي براي کار کاري براي تخت تختي براي خواب خوابي براي جان جاني براي مرگ مرگي براي يا يادي براي سنگ این بود زندگی....
...........
سیاه سیاهمبا زرد هماهنگم کن استاد!گاه حجم یک کلاغکنتراست یک تابلو را حفظ میکند
دلنوشته های حسین پناهی
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگاننه به دستی ظرفی را چرک میکنندنه به حرفی دلی را آلودهتنها به شمعی دلخوش اند.
مرحوم حسین پناهی متولد 1335 در دژکوه می باشد که در سال 1383 بر اثر سکته قلبی فوت نمود. وی شاعر، نویسنده، بازیگر و کارگردان بود که آثار متعددی از خود بر جای گذاشته است. حسین پناهی در ده ها فیلم سینمایی، سریال های تلویزیونی و تئاترهای مختلف به ایفای نقش پرداخت و به خاطر سبک خاص و متفاوتش از محبوبیت بسیاری برخوردار شد. اما می توان شاعری را حرفه اصلی وی دانست، اولین مجموعه شعر حسین پناهی به نام من و نازی در سال 1376 منتشر شد و حدود شانزده بار تجدید چاپ شد و همچنین به شش زبان زنده دنیا ترجمه گردید. سخنان و جملات حسین پناهی که در کتاب هایش به چاپ رسیده است از جمله زیباترین و آموزنده ترین جملات می باشند........
می دونی “بهشت ” کجاست ؟یه فضای چند وجب در چند وجب !بین بازوهای کسی که دوستش داری . . .*
ماندن به پای کسی که دوستش داری
قشنگ ترین اسارت زندگی است !
*
می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما
بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند …*
انسانم !ساکت ، چون درخت سیب !گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !و بارور ، چون خوشه ی بلوط !به جز خداوند ،چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!*
اینجا در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند !دیگر گوسفند نمی درند ، به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند . . .*
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما نداردخوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم* لنگه های چوبی درب حیاطمان گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنندولی خوش به حالشان که لنگه ی همند…........
می دانییک وقت هایی بایدروی یک تکه کاغذ بنویسیتـعطیــل استو بچسبانی پشت شیشه ی افـکارتباید به خودت استراحت بدهیدراز بکشیدست هایت را زیر سرت بگذاریبه آسمان خیره شویو بی خیال ســوت بزنیدر دلـت بخنــدی به تمام افـکاری کهپشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اندآن وقت با خودت بگویـیبگذار منتـظـر بمانند !!!........
این روزها به جای” شرافت” از انسان ها فقط” شر” و ” آفت” می بینی !
........
میخواهم برگردم به روزهای کودکی..آن زمانها که پدر تنها قهرمان بودعشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشدبالاترین نــقطهى زمین، شــانههای پـدر بــودبدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودندتنــها دردم، زانوهای زخمـیام بودندتنـها چیزی که میشکست، اسباببـازیهایم بـودو معنای خداحافـظ، تا فردا بود!............حو اما تو! ای مادر!ای مادر!هواهمان چیزی ست که به دور سرت می چرخدو هنگامی تو می خندیصاف تر می شود… ...........ح
دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما نداردخوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم............
ماندن به پای کسی که دوستش داری قشنگ ترین اسارت زندگی است !........
دلنوشته های حسین پناهی
ميزي براي کار کاري براي تخت تختي براي خواب خوابي براي جان جاني براي مرگ مرگي براي يا يادي براي سنگ این بود زندگی....
...........
سیاه سیاهمبا زرد هماهنگم کن استاد!گاه حجم یک کلاغکنتراست یک تابلو را حفظ میکند
دلنوشته های حسین پناهی
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگاننه به دستی ظرفی را چرک میکنندنه به حرفی دلی را آلودهتنها به شمعی دلخوش اند.
۲:۲۷
۲:۳۰
از کسانیکه همه چیز را در ترازوی دین وزن میکنند ..دور باش زیرا ؛ اگر وزنت به دلخواهشان نباشد ..با سنگ های ترازو سنگسارت میکنند..
سیمین_بهبهانی
◇◇
سیمین_بهبهانی
◇◇
۲:۳۳