بله | کانال مسئلهٔ ایران
عکس پروفایل مسئلهٔ ایرانم

مسئلهٔ ایران

۹۱۵ عضو
مسئلهٔ ایران
ششم، ایجاد شکاف بین مردم و بین مسئولان: همواره به‌دلایل گوناگون، ازجمله فعالیت بی‌وقفۀ رسانه‌های استعماری، نوعی غرب‌هراسی و غرب‌گرایی در ایران وجود داشته و در برهه‌های حساس، خود را نشان داده است و به‌دلیل قدرت ژورنالیستی که این جریان در کشور دارد، توانسته است حرف خود را به کرسی بنشاند و کشور را اسیر مذاکره‌های طولانی‌مدت با غرب کند. با طرح موضوع مذاکره، دوباره شکاف‌های موجود در جامعه سر بر می‌آورد و تیشه به ریشۀ وحدت موجود در کشور می‌زند که تا به امروز، بخش بزرگی از نقشه‌های دشمن را نقش برآب کرده است. هفتم، دلسردکردن مردم میدان‌دار: رویدادی که در حدود یک ماه گذشته در کشور جاری است، رویدادی کم‌نظیر، در جهان به حساب می‌آید. مردمی که از زیر بار سنگین‌ترین فشارهای اقتصادی در سه ماه اخیر درآمده‌اند و بخش بزرگی از قدرت خرید خود را از دست داده‌اند، با حمله‌ای ناگهانی و شهادت رهبرشان مواجه می‌شوند؛ ولی به‌دلیل درک دقیق و درست و هوشمندانه‌ از وضعیت کشور، با وجود ماه مبارک رمضان، هر شب ساعت‌ها در خیابان‌ها حاضر می‌شوند تا میدان برای آشوب اغتشاشگران و ایجاد بهانه‌ای تازه از جنس حقوق‌بشری برای دشمنان ایران فراهم نشود. شنیدن خبر مذاکره، می‌تواند ضربه‌ای سخت به عزم و ارادۀ این گروه وارد آورد و کمر همت آن‌ها را بشکند و آن‌ها را از ادامۀ این راه ناامید سازد تا میدان را به نفع دشمن خالی کنند. هشتم، پاسخ به تشنگی خبری رسانه‌ها: رسانه‌های امروز، به‌دلیل رقابت سخت و نزدیک در «اقتصاد توجه»، همواره تشنۀ خبرهایی هستند که بتواند توجه‌ها را به خود جلب کند. اما اقتصاد توجه به رسانه‌ها محدود نیست و شخصیت‌ها را هم درگیر خود ساخته است و به همین دلیل، رابطه و بده‌بستانی دوسویه بین رسانه‌ها و شخصیت‌ها شکل گرفته است. در چنین وضعیتی، ترامپ که به‌شدت در پی کنشگری فعال و به‌دست‌گرفتن مدیریت فضای جنگ است، از این تشنگی رسانه‌ها در اقتصاد توجه بیشترین بهره را می‌برد. مسئلهٔ ایران
undefined «حسبی‌الله»؛ شاهکاری هویتی
سید محسن ملاباشیعضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
در دوران ناکارآمدی رسانه‌های رسمی و ناتوانی‌‌شان از روایت‌سازی کارآمد و کمک به‌ افزایش یکپارچگی در جامعه، کاهش روزافزون اعتماد و محبوبیتشان در جامعۀ ایران، جاماندن از دگرگونی‌های جامعه و پیشرفت‌های دانش رسانه‌ در دنیا و سوق‌دادن بحش بزرگی از جامعۀ ایران به‌سمت رسانه‌های دشمن و در سوی دیگر، موج‌سواری گستردۀ بخش بزرگی از سلبریتی‌های (فعلاً مفقودالاثر)، هنرمندان خوش‌فکر و نوآور و ایران‌دوست، نقشی سرنوشت‌ساز بر عهده دارند.
محسن چاوشی، به‌ویژه در سه رویداد سرنوشت‌ساز سال ۱۴۰۴، یعنی جنگ خرداد و ناآرامی‌های دی‌ماه و جنگ رمضان، ثابت کرده است فرسنگ‌ها از سلبریتی‌های موج‌سوار و منفعت‌طلب و بی‌خاصیت ایران فاصله دارد و هنرمندی کنشگر، هوشمند،‌ موقعیت‌شناس و ایران‌دوست است. به همین دلیل، برخی آثارش، افزون بر اثری هنری، پدیده‌ای فرهنگی و اجتماعی و جریان‌ساز هم به حساب می‌آید که درخور واکاوی علمی است و در اینجا به بررسی ابعاد فرهنگی‌اجتماعی «حسبی‌الله» می‌پردازیم.
شما هرآنچه در رسانه‌های رسمی نمی‌بینید، یکجا در «حسبی‌الله» مشاهده می‌کنید. نخست، ارزش هنری ویژه که در شعر موزون و خوش‌ساخت و هنرمندانۀ اثر منعکس شده است. دوم، هوشمندی در انتخاب مخاطب شعر، یعنی امیرالمؤمنین که نماد صبر و سکوت و بصیرت برای حفظ یکپارچگی جامعۀ اسلامی و یکی از عناصر معنایی برجستۀ ماه مبارک رمضان به حساب می‌آید (تکیه به عرش داده‌ای، به این زمانه خیره‌ای، چقدر آیه سوخته، چه روزگار تیره‌ای/صبر چگونه می‌کنی؟ بر این‌همه جفا علی؟ بغض چگونه می‌خوری؟ یاد بده به ما علی!)، سوم، توصیفی دقیق از رنجی که مردم ایران و جهان از تمامیت‌خواهی افسارگسیختۀ تمدن غرب می‌برند (خیره به پست‌تر شدن، خیره به خیره‌سر شدن، خیره به حمله‌ور شدن، خیره به خون‌جگر شدن).
چهارم، نگاه و رویکرد حداکثری به جامعۀ ایران، نه نگاه تنگ و حداقلی و خودبین و خودمحور، پنجم، بهره‌بردن از فیلم‌های فرامتنی در خدمت اثربخشی بهتر و بیشتر شعر و کل اثر هنری و جلوگیری از برداشت‌های نادرست از آن؛ ششم، برگزیدن وطن به‌عنوان دال مرکزی، نه به‌عنوان هدفی صرفاً وسیله‌ای (پشت به ساحت وطن، در التماس اهرمن، نمی‌زنی چرا بزن؟ آه وطن وطن وطن)؛ هفتم ، روایت درست و ترکیبی از هویت ایرانی که دربردارندۀ عناصر ایرانی و اسلامی (شیعی) است؛
هشتم، غیریت‌سازی دقیق و روشن از دشمنان ایران که بخش مهمی از هویت ایرانی‌اسلامی‌‌مان را شکل می‌دهد؛ نهم، نشان‌دادن پشت‌پردۀ زشت واقعیت تمدن غرب (به این‌همه فراعنه، به برده‌داری نوین، به خوردن تن جنین، به این قساوت زمین) که زیر سانتیمانتالیزم علمی و رسانه‌ای و فناورانه تمدن غرب مخفی شده است؛ دهم، واکنش ظریف و‌ هنرمندانه به فضاسازی رسانه‌ای دشمنان ایران در ماه‌های گذشته و هشدار به ساده‌لوحان دربارۀ کمک دشمنان به ایران (مدرسه‌های بی‌پناه، دخترکان بی‌گناه، بیا کمک رسیده آه، سنگدلان روسیاه)؛
یازدهم، توصیف بسیار زیبا و هنرمندانه و مودبانه از خائنان به وطن (دریدگان پ‍ُر‌غضب، دهان‌نجس و بی‌ادب، مریض و واجب‌المطب، قماش تجزیه‌طلب)؛ دوازدهم، بیان شاخصی روشن برای خائن (میان دشمن و وطن، ننگ بر آن‌که شک کند، ننگ بر آن‌که خواسته، شمر به ما کمک کند)؛ سیزدهم، پیوند هوشمندانۀ گذشتۀ اندیشۀ اسلامی‌شیعی، یعنی امیرالمومنین به‌عنوان مخاطب این اثر، به اندیشۀ مهدویت و امام‌زمان به‌عنوان تنها راه نجات‌بخش بشر و نقطۀ نهایی این نبرد تاریخی حق‌وباطل (آه امام اولین، بگو به منجی زمین، تمام دل‌شکستگان، منتظرند بعد از این)؛
چهاردهم، امیدآفرینی توحیدی و ژرف که نام اثر هم برآمده از آن است (بُکش غم کشنده را، مبر ز‌‌ یاد خنده را، فکر نکن چه می‌شود؟ خدا بس است بنده را)؛ پانزدهم، برانگیختن هم‌زمان اندیشه و احساس در اثر که دستاورد اصلی هر اثر هنری است و بدون هرکدام از این‌ها اثر یا از هنر و لطافت و زیبایی خالی می‌شود یا از محتوا و عمق و معنا.
مسئلۀ ایران

۱۸:۳۵