سوره ص
موضوع سوره : بیان ذکر بودنِ جایگاه قران و منذِر بودنِ جایگاه رسول و تسلّی خاطر به ایشان با دستور به صبر و استقامت در برابر واکنش های منفی سردمداران کفر که همه تلاش خود را برای جلوگیری از تشکیل نظام اسلامی ، با همه اسباب و امکانات ، بکار بسته اند ( فلیرتقوا فی الاسباب ) . و البته مساله ی تازه ای در عالم نیست ، تکذیب در اقوام گذشته که نهایتاً همگی مورد عقاب و هلاکت واقع شده اند ، وجود داشته و اینها با وجود قدرت نمایی ، لشکر شکست خورده ای (مهزوم من الاحزاب) بیش نیستند . این دستور به پایداری تا به ثمر نشستن ولایت حق ، بواسطه توسّل به کتاب (قران دارای ذکر ) و امر به ذکرِ(یادآوریِ) اخبار غیبیِ انبیاء گذشته همچون حضرت داوود ، سلیمان ، ایوب و ...است که اهل ذکر و رجوع پیاپی به الله ( اوّاب ) و همچنین اهل بصیرت ( ایمان ) و نیرومند در جهت انجام کارهای اجرایی ( اعمال صالح ) بوده اند ( اولی الایدی و الابصار ؛ ذاالاید ) . خداوند این انبیاء را به منظور رشد و ترقی به فتنه و آزمایشی ، مبتلا ساخته و بخاطر سربلندی شان در آزمایش الهی و نهایت بندگی ( نعم العبد ) و فروتنی ( انابه ) نسبت به پروردگار ؛ خداوندِ وهّاب ایشان را به مقام اخلاص ، پاکی و صفا ، برگزید ( المصطفین الاخیار ) و به ایشان قدرت تسخیر ، حِکمَت و مُلک (حکومت) و مسند خلیفه اللهی ویژه را در زمین عطا کرده (ولایت و حُکم رانی) و همچنین به بالاترین مقام و منزلت، نزد خود و نیکو ترین جایگاه ، مشرّف شان فرمود . ( عندنا لزلفی و حُسن ماب )
آسیب سوره : کسانی که نسبت به انتخاب و گزینش خداوند معترض بوده و با نزول وحی (ذکر) به منذر ، زاویه و شکاف جدی دارند ( عزت و شقاق ) . خود را بسیار با فضیلت تر از انبیاء پنداشته و با حقد و کینه و دشمنی ، اولیاء الله را مورد آماج انواع تهمتها و نسبتهای ناروا قرار می دهند و همچنین بواسطه عزت طلبی و استکبار ، خود را لایق حکومت و ولایت دانسته و چه بسا افراد زیادی را نیز بواسطه شگردهای مختلف با خود همراه سازند . البته خداوندی که مالکیتِ تامِّ هستی و انسان در دست اوست و بخاطر غایتی که برای خلقتِ آفرینش در نظر دارد ، بهتر می داند چه کسی شایستگیِ قبولِ امانت الهی (کتاب وحی) را دارد و هرگز مفسدین و فجّار با افراد اهل ایمان و عمل صالح (متقین) در پیشگاه خداوند یکسان نبوده و این کتاب پربرکت(قران) ، برای تامین هوا و هوس مستکبرین و قدرت طلبیِ دنیا گرایان نازل نشده بلکه غایتش تدبر در آیات و متذکّر شدن اولوالالباب است و با چنین هدفی به دست عباد الله المخلَصین که از دستبرد اغوای شیطان کاملاً بدور هستند ، به ودیعه نهاده شده تا خلیفه ی ویژه خدا در زمین باشند .
موضوع سوره : بیان ذکر بودنِ جایگاه قران و منذِر بودنِ جایگاه رسول و تسلّی خاطر به ایشان با دستور به صبر و استقامت در برابر واکنش های منفی سردمداران کفر که همه تلاش خود را برای جلوگیری از تشکیل نظام اسلامی ، با همه اسباب و امکانات ، بکار بسته اند ( فلیرتقوا فی الاسباب ) . و البته مساله ی تازه ای در عالم نیست ، تکذیب در اقوام گذشته که نهایتاً همگی مورد عقاب و هلاکت واقع شده اند ، وجود داشته و اینها با وجود قدرت نمایی ، لشکر شکست خورده ای (مهزوم من الاحزاب) بیش نیستند . این دستور به پایداری تا به ثمر نشستن ولایت حق ، بواسطه توسّل به کتاب (قران دارای ذکر ) و امر به ذکرِ(یادآوریِ) اخبار غیبیِ انبیاء گذشته همچون حضرت داوود ، سلیمان ، ایوب و ...است که اهل ذکر و رجوع پیاپی به الله ( اوّاب ) و همچنین اهل بصیرت ( ایمان ) و نیرومند در جهت انجام کارهای اجرایی ( اعمال صالح ) بوده اند ( اولی الایدی و الابصار ؛ ذاالاید ) . خداوند این انبیاء را به منظور رشد و ترقی به فتنه و آزمایشی ، مبتلا ساخته و بخاطر سربلندی شان در آزمایش الهی و نهایت بندگی ( نعم العبد ) و فروتنی ( انابه ) نسبت به پروردگار ؛ خداوندِ وهّاب ایشان را به مقام اخلاص ، پاکی و صفا ، برگزید ( المصطفین الاخیار ) و به ایشان قدرت تسخیر ، حِکمَت و مُلک (حکومت) و مسند خلیفه اللهی ویژه را در زمین عطا کرده (ولایت و حُکم رانی) و همچنین به بالاترین مقام و منزلت، نزد خود و نیکو ترین جایگاه ، مشرّف شان فرمود . ( عندنا لزلفی و حُسن ماب )
آسیب سوره : کسانی که نسبت به انتخاب و گزینش خداوند معترض بوده و با نزول وحی (ذکر) به منذر ، زاویه و شکاف جدی دارند ( عزت و شقاق ) . خود را بسیار با فضیلت تر از انبیاء پنداشته و با حقد و کینه و دشمنی ، اولیاء الله را مورد آماج انواع تهمتها و نسبتهای ناروا قرار می دهند و همچنین بواسطه عزت طلبی و استکبار ، خود را لایق حکومت و ولایت دانسته و چه بسا افراد زیادی را نیز بواسطه شگردهای مختلف با خود همراه سازند . البته خداوندی که مالکیتِ تامِّ هستی و انسان در دست اوست و بخاطر غایتی که برای خلقتِ آفرینش در نظر دارد ، بهتر می داند چه کسی شایستگیِ قبولِ امانت الهی (کتاب وحی) را دارد و هرگز مفسدین و فجّار با افراد اهل ایمان و عمل صالح (متقین) در پیشگاه خداوند یکسان نبوده و این کتاب پربرکت(قران) ، برای تامین هوا و هوس مستکبرین و قدرت طلبیِ دنیا گرایان نازل نشده بلکه غایتش تدبر در آیات و متذکّر شدن اولوالالباب است و با چنین هدفی به دست عباد الله المخلَصین که از دستبرد اغوای شیطان کاملاً بدور هستند ، به ودیعه نهاده شده تا خلیفه ی ویژه خدا در زمین باشند .
۵:۴۵
ادامه سوره ص
مومن سوره ، فقط و فقط بنده خداست و برای دریافت معرفت و اوامر الهی ( ایمان و عمل صالح) ، رجوع پیاپی به کلام الله دارد و به این واسطه ، اوّاب منیب است و نسبت به همه آنچه نازل شده (کل قران) ، اهل تفکر و تدبّر بوده و نهایتاً به مقام ذکر که مخصوص اولوالالباب است ، نائل می گردد و همچنین بواسطه بهره مندی کامل از انذارِ منذر (هشدارهای ولیّ الهی) در زمره متّقین قرار دارد (اهل رعایت حدود الهی و اهل پروا و استغفار است) . نهایتاً به ایشان ، آنچه وعده داده شده که بهشت ابدی و رزق بی پایان و بهترین سرانجام است ، هبه می گردد .
کافر سوره دشمن واقعی را تشخیص نداده و با جابجا شدن خیر و شر ، مرتباً مورد اغوا و تحریکات سردمداران کفر و شیطان قرار دارد و با تبعیت از ایشان ، اهل فساد و فجور در زمین می شود . نهایتاً اولیاء کفر با تابعینشان به هلاکت رسیده و به جهنم که بدترین منزلگاه است ، وارد می شوند .( شرّ ماب ، بئس القرار و بئس المهاد ) در لحظه هلاکت خدا را صدا می زنند و در جهنم نسبت به دشمن حقیقی و حقّانیت اهل خیر علم می یابند که فایده ای جز چشیدن انواع مختلفی از عذاب و نزدیک شدن به آتش و ماوا گرفتن در آن و همچنین جدال و مخاصمه بین دو گروه سران کفر و تابعینشان ، نخواهد داشت .
مصداق کفر در سوره : اعراض شیطان از سجده به انسان بواسطه خودبرتر بینی و استکبارش. تصمیم بر اغوای همه بندگان و خود را در جایگاه اطاعت و تبعیت قرار دادن / عدم پذیرش سران استکبار نسبت به انزال وحی به رسول و انواع شگردها برای تصاحب خلافت و حکومت و از راه بدر کردن مردم / تکذیب همه جانبه ی اقوام گذشته نسبت به رُسُل ( قوم عاد، لوط، نوح و...) مصداق ایمان در سوره : سجده همه ملائکهذکر انبیاء الهی که با اراده خداوند قهّار بواسطه منیب بودن ایشان (اهل سجده) به بالاترین جایگاه های دنیوی و اخروی رسیدند ( حضرت داوود ، سلیمان ، ایوب ، ابراهیم ، اسحاق ، یعقوب ، اسماعیل ، یسع ، ذوالکفل)
مومن سوره ، فقط و فقط بنده خداست و برای دریافت معرفت و اوامر الهی ( ایمان و عمل صالح) ، رجوع پیاپی به کلام الله دارد و به این واسطه ، اوّاب منیب است و نسبت به همه آنچه نازل شده (کل قران) ، اهل تفکر و تدبّر بوده و نهایتاً به مقام ذکر که مخصوص اولوالالباب است ، نائل می گردد و همچنین بواسطه بهره مندی کامل از انذارِ منذر (هشدارهای ولیّ الهی) در زمره متّقین قرار دارد (اهل رعایت حدود الهی و اهل پروا و استغفار است) . نهایتاً به ایشان ، آنچه وعده داده شده که بهشت ابدی و رزق بی پایان و بهترین سرانجام است ، هبه می گردد .
کافر سوره دشمن واقعی را تشخیص نداده و با جابجا شدن خیر و شر ، مرتباً مورد اغوا و تحریکات سردمداران کفر و شیطان قرار دارد و با تبعیت از ایشان ، اهل فساد و فجور در زمین می شود . نهایتاً اولیاء کفر با تابعینشان به هلاکت رسیده و به جهنم که بدترین منزلگاه است ، وارد می شوند .( شرّ ماب ، بئس القرار و بئس المهاد ) در لحظه هلاکت خدا را صدا می زنند و در جهنم نسبت به دشمن حقیقی و حقّانیت اهل خیر علم می یابند که فایده ای جز چشیدن انواع مختلفی از عذاب و نزدیک شدن به آتش و ماوا گرفتن در آن و همچنین جدال و مخاصمه بین دو گروه سران کفر و تابعینشان ، نخواهد داشت .
مصداق کفر در سوره : اعراض شیطان از سجده به انسان بواسطه خودبرتر بینی و استکبارش. تصمیم بر اغوای همه بندگان و خود را در جایگاه اطاعت و تبعیت قرار دادن / عدم پذیرش سران استکبار نسبت به انزال وحی به رسول و انواع شگردها برای تصاحب خلافت و حکومت و از راه بدر کردن مردم / تکذیب همه جانبه ی اقوام گذشته نسبت به رُسُل ( قوم عاد، لوط، نوح و...) مصداق ایمان در سوره : سجده همه ملائکهذکر انبیاء الهی که با اراده خداوند قهّار بواسطه منیب بودن ایشان (اهل سجده) به بالاترین جایگاه های دنیوی و اخروی رسیدند ( حضرت داوود ، سلیمان ، ایوب ، ابراهیم ، اسحاق ، یعقوب ، اسماعیل ، یسع ، ذوالکفل)
۵:۵۴
سوره مبارکه زمر 

سوره زمر حکمِ وساطت بین سوره های قبل و بعد خود را دارد از طرفی مضامینش شبیه به سوره های حوامیم (۷ سوره بعدی) است و به نوعی مقدمه ی سُوَرِ حوامیم است .و از طرف دیگر نتیجه ی سوره های ما قبلِ خود است و شاید به این دلیل با حامیم شروع نشده با اینکه مضامینش شبیه به سوره های حوامیم است .
جزء غررِ سوره ها حساب می شود یعنی یه سر و گردن از بقیه سوره ها از این حیث بلند تر است .
از نظر مضامین و محتوا ، حالت جامعیت داشته و مسجد جامع قران است .

️ نقطه برائت : شرک و بُن مسائل اعتقادی ، عبودیت ناخالص ، ناخالص بودن به طور کلی و خرده شیشه داشتن به گونه ای که انسان با غیر خدا مخلوط شود .

همان چیزی که در سوره صافات با عنوان عبادلله المخلَصین مطرح شده بود ؛ در سوره زمر ، خلوص در عبادت است که باعث می شود تا خدا انسان را برای خودش خالص نماید .

حرف اول و آخر سوره خالص شدن در عبودیت است و به این واسطه نخ تسبیح همه سوره هاست .بیان حقایق و گزاره های کلیِ اعتقادی و بیانِ آن در صحنه عمل در سوره چشمگیر است . ( سوره ای باوری و اعتقادی در قران که پر از گزاره های اعتقادی است ...)گویی انعام کوچک است بطور خلاصه و موجز که راهکار ارائه می دهد .گزاره های تفکری ، تعقلی و ایمانی در سوره فراوان بوده و راه رسیدن به این جریان یک امریست به نام حُسن گزینیاین سوره ، حُسن گزینیِ قران است . اینکه انسان چطور در زیبایی ها غوطه می خورد . 

بعد از سوره حمد ، سوره زمر می گوید که هنر چیست و چه کسی هنرمند است ؟؟؟ 

شخصیت سوره ، جوانمرد سالم ( رجل سالم ) است و انسانِ سالمِ زنده را نشان می دهد . چهره ی قیامتی این فرد ، انسان کامل است . تراز انسان در قران است*

شمایل فردی که خدا او را انسان می بیند ، انسان سوره زمر است .
*سوره ی ترسیم کننده ی صورتِ انسانِ واقعی در پیشگاه خداست که حُکمِ مَحَک و تراز را دارد و به نسبت او ، حق شناخته می شود .که در سوره ، اعتقاداتِ این انسانِ تراز بیان شده است . ( اعتقادات درونی او ریز به ریز تصویرگری شده است )سوره زمر شمایلِ قمرِ بنی هاشم و نقشِ ایشان در خیمه امام حسین را به تصویر می کشد ، بطوریکه وزن و تراز و محک و علمدار شده است و به همین دلیل ایشان خریدنی بوده اند .سوره زمر ، علمدارِ قران است .عبارتِ الحمدلله رب العالمین این سوره و سوره صافات را به یکدیگر گره می زند .
استاد اخوت
سوره زمر حکمِ وساطت بین سوره های قبل و بعد خود را دارد از طرفی مضامینش شبیه به سوره های حوامیم (۷ سوره بعدی) است و به نوعی مقدمه ی سُوَرِ حوامیم است .و از طرف دیگر نتیجه ی سوره های ما قبلِ خود است و شاید به این دلیل با حامیم شروع نشده با اینکه مضامینش شبیه به سوره های حوامیم است .
شمایل فردی که خدا او را انسان می بیند ، انسان سوره زمر است .
۱۹:۰۰
سوره زمر
موضوع :عبودیتِ خداوند ( تسلیم محض و تبعیت از بهترین سخن یا بهترینِ آنچه نازل و امرشده ) با خالص سازیِ دین و برنامه هایِ زندگی برای خدا بواسطه نزولِ کتابِ وحی که حقیقتاً همه برنامه هایِ هدایتیِ زندگی در آن توسط مالکِ حقیقی و خالقِ انسان گنجانده شده و بندگان خدا ( عباد ) به وسیله ی ابرازات شایسته ی رسول (قل) ، احتجاجات ، تبیین ها ، ایجاد انواع تمایزات با استفهام و آگاهی بخشی در کتابِ وحی ، می توانند خود را از مخالفت، عصيان و سرپيچي ، در مقام عمل ، حفظ نمایند . ( رعایت حدود تقوای الهی )همچنین ذکرِ انواع قوانین بنیادینِ هدایت و ضلالت در سوره و بیان ویژگی های انسانهای راه یافته و گمراه شده و وجه تمایزشان ، سبب می شود افراد با درک معیارها و گزاره های تعقلی ، خود را در متن زندگی ، در زمره ی اهل ذکر و متقین وارد نموده و در این مسیر به درجات بالای خلوص نائل گردند .چراکه زندگی مملو از ضررها (ضُر) و همچنین انواع رحمت و نعمتهاست که عیارِ خلوصِ عبودیتِ انسان ها در این شرایط ، بارز ( بدال ) و مکنونات قلبی ایشان آشکار می شود . افرادی که نوعاً در حالت سختی ، دعای خالصانه و انابه داشته و به محض رفع مشکلات و ایجاد گشایش ها ، صاحب نعمت و انابه و دعا بسوی او را ، به دست فراموشی سپرده و منشاء صدور رحمت را به خود نسبت می دهند ، ایشان حقیقتاً دچار کفر و کذب در عبودیت هستند .
آسیب در سوره : افرادی که به زبان ، ادعای عبد بودن داشته اما حقیقتاً کاذب کفّار هستند . بواسطه قساوت قلب ، سینه شان برای درک اسلام بسیار تنگ شده و با وجود قرانِ احسن الحدیث و مثانی و دارای انواع مَثَل ، و بدور از هرگونه کژی (غیر ذی عوج) ، اما ایشان همچنان درکی از حقایق قران بواسطه اسراف در نفس و قساوت قلب نداشته و از هر هدایتی در حرمان کامل و خسارت قرار دارند .
موضوع :عبودیتِ خداوند ( تسلیم محض و تبعیت از بهترین سخن یا بهترینِ آنچه نازل و امرشده ) با خالص سازیِ دین و برنامه هایِ زندگی برای خدا بواسطه نزولِ کتابِ وحی که حقیقتاً همه برنامه هایِ هدایتیِ زندگی در آن توسط مالکِ حقیقی و خالقِ انسان گنجانده شده و بندگان خدا ( عباد ) به وسیله ی ابرازات شایسته ی رسول (قل) ، احتجاجات ، تبیین ها ، ایجاد انواع تمایزات با استفهام و آگاهی بخشی در کتابِ وحی ، می توانند خود را از مخالفت، عصيان و سرپيچي ، در مقام عمل ، حفظ نمایند . ( رعایت حدود تقوای الهی )همچنین ذکرِ انواع قوانین بنیادینِ هدایت و ضلالت در سوره و بیان ویژگی های انسانهای راه یافته و گمراه شده و وجه تمایزشان ، سبب می شود افراد با درک معیارها و گزاره های تعقلی ، خود را در متن زندگی ، در زمره ی اهل ذکر و متقین وارد نموده و در این مسیر به درجات بالای خلوص نائل گردند .چراکه زندگی مملو از ضررها (ضُر) و همچنین انواع رحمت و نعمتهاست که عیارِ خلوصِ عبودیتِ انسان ها در این شرایط ، بارز ( بدال ) و مکنونات قلبی ایشان آشکار می شود . افرادی که نوعاً در حالت سختی ، دعای خالصانه و انابه داشته و به محض رفع مشکلات و ایجاد گشایش ها ، صاحب نعمت و انابه و دعا بسوی او را ، به دست فراموشی سپرده و منشاء صدور رحمت را به خود نسبت می دهند ، ایشان حقیقتاً دچار کفر و کذب در عبودیت هستند .
آسیب در سوره : افرادی که به زبان ، ادعای عبد بودن داشته اما حقیقتاً کاذب کفّار هستند . بواسطه قساوت قلب ، سینه شان برای درک اسلام بسیار تنگ شده و با وجود قرانِ احسن الحدیث و مثانی و دارای انواع مَثَل ، و بدور از هرگونه کژی (غیر ذی عوج) ، اما ایشان همچنان درکی از حقایق قران بواسطه اسراف در نفس و قساوت قلب نداشته و از هر هدایتی در حرمان کامل و خسارت قرار دارند .
۱۵:۵۷
ادامه سوره زمر....
مومن در سوره کاملا معرفی و در قالبِ شخصیتهایِ متقین ، محسنین ، مسلمین و اولوالالباب ، بطور دقیق تعریف شده اند . اهل هدایت ، از ذکر (قران) و قولِ رسول بهره مند بوده و خشیتِ قلبیِ ایشان سبب می شود که با تلاوتِ آیات قران ، لرزه بر اندامشان افتاده و آرامشِ مجددِ قلبشان نیز با ذکر خدا همراه شود . دارای شرح صدر برای اسلام و پیرو بهترین و احسن ترین کلام ها هستند و در مقام عمل کاملا به خدای خویش توکل کرده و در هیچ شرایطِ سختی از رحمت خداوند مایوس نمی گردند . ایشان در مقام صدق و شکر ، بندگان حقیقیِ خداوند هستند ، بنابراین خداوند نیز اعمال سوء ایشان را پاک نموده و به بهترین آنچه عمل کرده اند پاداش شان می دهد و نهایتاً با باز شدن درهای بهشت به روی اهل هدایت ، ایشان وارث زمین و جنتِ وعده داده شده ، می گردند و خداوند را حمد می نمایند .
کافر سوره دروغگویی است که با تغییر شرایط زندگی ، رویکرد متفاوتی نسبت به خداوند دارد . گویا نمی داند که خداوند بعنوان فاطر و مالک همه ی آسمانها و زمین ، قبض و بسط رزق و اجلِ هر چیز به دست قدرت اوست . قدرِ خداوند و عظمتِ حقیقی اش را ندانسته و نشناخته و در نفس خویش نیز دچار اسراف شده است. بواسطه بی اعتقادی به آخرت ، قلبشان با شنیدنِ یاد و نامِ خداوند ، مشمئز و دچار نفرت شده و تا صحبت از مادیات و غیر خدا می شود ، شادمان و مسرور می گردند ؛ بنابراین اعمالشان حبط و نابود گشته و خسارت زده حقیقی می گردند ، افراد جاهل و کافری که بواسطه تکبر و گرایش به طاغوت درهای جهنم به روی ایشان گشاده و زشتی آنچه کسب کرده اند ، هویدا می شود .
مومن در سوره کاملا معرفی و در قالبِ شخصیتهایِ متقین ، محسنین ، مسلمین و اولوالالباب ، بطور دقیق تعریف شده اند . اهل هدایت ، از ذکر (قران) و قولِ رسول بهره مند بوده و خشیتِ قلبیِ ایشان سبب می شود که با تلاوتِ آیات قران ، لرزه بر اندامشان افتاده و آرامشِ مجددِ قلبشان نیز با ذکر خدا همراه شود . دارای شرح صدر برای اسلام و پیرو بهترین و احسن ترین کلام ها هستند و در مقام عمل کاملا به خدای خویش توکل کرده و در هیچ شرایطِ سختی از رحمت خداوند مایوس نمی گردند . ایشان در مقام صدق و شکر ، بندگان حقیقیِ خداوند هستند ، بنابراین خداوند نیز اعمال سوء ایشان را پاک نموده و به بهترین آنچه عمل کرده اند پاداش شان می دهد و نهایتاً با باز شدن درهای بهشت به روی اهل هدایت ، ایشان وارث زمین و جنتِ وعده داده شده ، می گردند و خداوند را حمد می نمایند .
کافر سوره دروغگویی است که با تغییر شرایط زندگی ، رویکرد متفاوتی نسبت به خداوند دارد . گویا نمی داند که خداوند بعنوان فاطر و مالک همه ی آسمانها و زمین ، قبض و بسط رزق و اجلِ هر چیز به دست قدرت اوست . قدرِ خداوند و عظمتِ حقیقی اش را ندانسته و نشناخته و در نفس خویش نیز دچار اسراف شده است. بواسطه بی اعتقادی به آخرت ، قلبشان با شنیدنِ یاد و نامِ خداوند ، مشمئز و دچار نفرت شده و تا صحبت از مادیات و غیر خدا می شود ، شادمان و مسرور می گردند ؛ بنابراین اعمالشان حبط و نابود گشته و خسارت زده حقیقی می گردند ، افراد جاهل و کافری که بواسطه تکبر و گرایش به طاغوت درهای جهنم به روی ایشان گشاده و زشتی آنچه کسب کرده اند ، هویدا می شود .
۱۶:۰۷
ادامه سوره زمر....
قوانین هدایت و ضلالت در سوره :
قطعا خداوند کاذب کفار را هدایت نمی کند .
اگر کفران کنید ، قطعا خدا بی نیاز است اما رضایت به کفرِ بندگانش نمی دهد و اگر شاکر باشید، خداوند از شما راضی می شود .
خدا هر که را بخواهد هدایت کرده و اگر کسی در گمراهی رها شود هیچ هدایت کننده دیگری جز خدا نخواهد داشت .
هرکس را خدا هدایت کند دیگر احدی او را گمراه نتواند کرد .
هرکه هدایت شود نفع این هدایت متوجه خود اوست و اگر گمراه شود ضرر گمراهی گریبانش را خواهد گرفت ..........
معرفی و تعریف ها
معرفی زیان آشکار ، معرفی هدایت شدگان ، معرفی اولوالالباب ، معرفی کسانی که در گمراهی آشکارند ، معرفی متقین ، معرفی خاسرین ، ........
قوانین هدایت و ضلالت در سوره :
معرفی و تعریف ها
۱۶:۰۸
سوره مبارکه غافر 



سُوَرِ مبارکه حوامیم ، در اصطلاح ، تاج قران هستند شاید به این دلیل که در هر هفت سوره بحث کتاب موضوع مهمی است .اولین سوره از حوامیم ، سوره مبارکه غافر است که به نام سوره مومن نیز معروف است.بطور کلی در این سوره ها بحث وسائط بویژه بحث تنزیل کتاب که در ابتدای هر هفت سوره مطرح شده و در بعضی از آنها ، مثل سوره غافر ، موضوع ملائکه از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

نقطه برائت سوره جدال در آیات است .
جدال در آیات به این معنا که فرد زیر بارِ آیات الهی چه تکوین و چه تشریع (مثل اولیاء الهی) نمی رود و مرتب وتو می کند . مثل کاری که آمریکا انجام می دهد .و البته قدرت وتو کردن هم دارد در آیه ۴ سوره می فرماید (..... فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ : یعنی قدرت هم در دست دارند )
*جدال در سوره به این معنا ، که شما از طُرُُقِ مختلف وارد شده و محکومش می کنید و او نیز محکوم می شود اما زیر میز زده و وتو می نماید .*جدال معانی متفاوتی دارد حتی معنای مثبت نیز دارد برائت از این مساله ، نیاز به مدد ملائکه و امداد غیبی دارد ، تا اگر کافر سوره زیرِ همه چیز زد ، به مدد ملائکه ، فاجعه کمتری حادث شود (مثل اتفاقات فلسطین) مومن سوره خیلی مظلوم و در عین حال مقتدر است .
شبیه به مومن آل فرعون که وقتی ایمانش را بروز داد ، قطعه قطعه و شهید شد.
در این سوره (از آیه ۲۶ به بعد) با اینکه معلوم می شود ، فرعون ناحق بوده و دستش کاملا رو می شود و حتی نهایتاً مومن به شهادت می رسد ؛ اما خدا در رابطه با مومن می گوید حفظ شده است ؛ یعنی ایمان و تقوایش حفظ شد . ( فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا......)

ما به بدن مومن کاری نداریم و با جان مومن کار داریم ( اصل ، حفظ جان و تقوا و ایمان انسانهاست ) 

️کارِ جبهه ی باطل سوره سیئات پراکنی است و عملی انجام می دهد تا افراد به گناه ، سازشکاری با باطل و فسق دچار شوند .
️
مومنش مقاوم است و یک جلیقه ضد سیئه دارد . سیئات به او اصابت نمی کند . این جلیقه همان کنترل از راه دور ملائکه و مدد ایشان است که شامل حال مومن شده و برایش استغفار می کنند و بوسیله استغفار ، او را از سیئات حفظ می نمایند .
در این سوره بطور واضح فرآیند امداد ملائکه به انسان را بیان می دارد که یک فرآیند شکل گیری دارد . انسان به سبب انجام اعمالی ، امداد ملائکه را جلب می نماید . ( إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ)

خدا نصرت می دهد نه به این معنا که بدن مومن سالم بماند بلکه ایمانشان حفظ شده و به اهدافشان برسد .این سوره ، سوره شهادت است و غایتش نیز شهادت است .گویا هر که در سوره مومن بوده احتمالا شهید شده است .
این سوره معراج قران است . شهیدها را خدا حفظ کرده است و از این حهت حس و حال خوبی دارد . (هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله ) این سوره با این حال و هواست برای کسانی که می خوان مدافع حرم باشند ...
امر به صبر و امر به استغفار جزء مواردی است که توام با هم در سوره ذکر شده اند .
دشمن در سوره خوب معرفی شده و می توان با این زاویه نگاه ، سوره را خواند و گزاره استخراج کرد .🟢 بشارت سوره این است : مطمئن باشید روزی همه انسانها ایمان می آورند ولی برای بعضیها در زمانی است که هیچ فایده ندارد .مطمئن باشید راه تان درست است و با اطمینان طی طریق کنید .🟢 موضوع اطمینان در مسیر الهی فقط مخصوص به این سوره نیست و در همه سُوَرِ حوامیم مطرح شده است .یعنی به راه خدا که می روی دیگر شک نکن و با صبر و استقامت به مسیر خود ادامه بده
در سوره ، کافر و مستکبر رسواست ، همین وضعیتی که برای تمدن غرب بوجود اومده است . نمی تواند بدی های خود رو بپوشاند و مجبور است ماهیت کثیف خود را برملا کند و از آن طرف مومن سوره بسیار مظلوم است چرا که مستکبر سوره همه ی پلیدی خود رو بر پیکر مومن وارد نموده و آسیب هایش متوجه مومن می شود .
استاد اخوت
در این سوره (از آیه ۲۶ به بعد) با اینکه معلوم می شود ، فرعون ناحق بوده و دستش کاملا رو می شود و حتی نهایتاً مومن به شهادت می رسد ؛ اما خدا در رابطه با مومن می گوید حفظ شده است ؛ یعنی ایمان و تقوایش حفظ شد . ( فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا......)
دشمن در سوره خوب معرفی شده و می توان با این زاویه نگاه ، سوره را خواند و گزاره استخراج کرد .🟢 بشارت سوره این است : مطمئن باشید روزی همه انسانها ایمان می آورند ولی برای بعضیها در زمانی است که هیچ فایده ندارد .مطمئن باشید راه تان درست است و با اطمینان طی طریق کنید .🟢 موضوع اطمینان در مسیر الهی فقط مخصوص به این سوره نیست و در همه سُوَرِ حوامیم مطرح شده است .یعنی به راه خدا که می روی دیگر شک نکن و با صبر و استقامت به مسیر خود ادامه بده
۱۹:۰۹
سوره غافر
موضوع : ایمانِ حقیقی بندگان در دعای خالصانه ؛ انابه و توبه بسوی الله و پذیرشِ دعوتِ حق، تجلّی یافته که البته این دعا با عبادت و تبعیت از مسیر الهی ، هم ارز و معادل ، بیان شده است (... ادعونی استجب لکم ، ان الذین یستکبرون عن عبادتی ...) و سبب می شود خداوند بواسطه دعای ملائکه برای انسانِ مومن ، او را از آلودگی به انواع گناهان و زشتی ها و گرفتاری به آثار و تبعات گناه ، حفظ و حراست نماید . بنابراین اسم خداوند در سوره ، غافر الذنب است و فعلش وقایت از عذاب جحیم و سیّئات می باشد . دعای مومنِ سوره نه فقط زبانی بلکه کاملا با بروزات اجتماعی همراه است ، او بدون هیچ ترسی از قدرتمندانِ کافرِ جامعه ، سعی در هدایت و دعوتِ دیگر انسانها به سوی خداوند ، با انواع استدلالها و حجت ها ، داشته و همه خوف و هراس او از بد عاقبتی در سرای جاودان است . اسماء متنوعی از روز قیامت همراه با بیان ویژگی ها در سوره مطرح شده که توجه هر مومنی را به وعده و وعیدهای الهی جلب می کند. ( یوم التّلاق ، یوم الازفه ، یوم التّناد ، یوم الحساب ، یوم یقوم الاشهاد و ..) مومنِ سوره هرچه قدر تحقق وعده های الهی به تاخیر افتد و هرچه قدر قدرت ظاهری در دست مستکبرین باشد ، باز کوچکترین شک و آسیبی به ایمانش وارد نشده و قضای الهی را حتمی می داند .آسیب در سوره : مستکبرِ مسرفی که اهل مکر و کید است (در عین حیله گری اما اعمالش از دایره عقل بیرون است) و خود را در ظاهر طوری نشان می دهد که گویا نگران رواج فساد و گمراهی انسانهاست . با اینکه خود در شکّ و ظنّ و ریب غوطه ور است اما با هر استدلال و حجت محکمی از سوی رسول و اهل حق بدون هیچ دلیل قانع کننده ای به شدت مجادله نموده و سعی در نابودی رسول و مومنین و حق دارد و حتی اعمال سوء بواسطه مهر خوردن بر قلب در نظرش زینت می یابد و خود را اهل هدایت و در مسیر رشد می پندارد . هر چند همه دعاها و خواسته هایش عین ضلالت و گمراهیست و خداوند نسبت به او شدید العقاب است .
موضوع : ایمانِ حقیقی بندگان در دعای خالصانه ؛ انابه و توبه بسوی الله و پذیرشِ دعوتِ حق، تجلّی یافته که البته این دعا با عبادت و تبعیت از مسیر الهی ، هم ارز و معادل ، بیان شده است (... ادعونی استجب لکم ، ان الذین یستکبرون عن عبادتی ...) و سبب می شود خداوند بواسطه دعای ملائکه برای انسانِ مومن ، او را از آلودگی به انواع گناهان و زشتی ها و گرفتاری به آثار و تبعات گناه ، حفظ و حراست نماید . بنابراین اسم خداوند در سوره ، غافر الذنب است و فعلش وقایت از عذاب جحیم و سیّئات می باشد . دعای مومنِ سوره نه فقط زبانی بلکه کاملا با بروزات اجتماعی همراه است ، او بدون هیچ ترسی از قدرتمندانِ کافرِ جامعه ، سعی در هدایت و دعوتِ دیگر انسانها به سوی خداوند ، با انواع استدلالها و حجت ها ، داشته و همه خوف و هراس او از بد عاقبتی در سرای جاودان است . اسماء متنوعی از روز قیامت همراه با بیان ویژگی ها در سوره مطرح شده که توجه هر مومنی را به وعده و وعیدهای الهی جلب می کند. ( یوم التّلاق ، یوم الازفه ، یوم التّناد ، یوم الحساب ، یوم یقوم الاشهاد و ..) مومنِ سوره هرچه قدر تحقق وعده های الهی به تاخیر افتد و هرچه قدر قدرت ظاهری در دست مستکبرین باشد ، باز کوچکترین شک و آسیبی به ایمانش وارد نشده و قضای الهی را حتمی می داند .آسیب در سوره : مستکبرِ مسرفی که اهل مکر و کید است (در عین حیله گری اما اعمالش از دایره عقل بیرون است) و خود را در ظاهر طوری نشان می دهد که گویا نگران رواج فساد و گمراهی انسانهاست . با اینکه خود در شکّ و ظنّ و ریب غوطه ور است اما با هر استدلال و حجت محکمی از سوی رسول و اهل حق بدون هیچ دلیل قانع کننده ای به شدت مجادله نموده و سعی در نابودی رسول و مومنین و حق دارد و حتی اعمال سوء بواسطه مهر خوردن بر قلب در نظرش زینت می یابد و خود را اهل هدایت و در مسیر رشد می پندارد . هر چند همه دعاها و خواسته هایش عین ضلالت و گمراهیست و خداوند نسبت به او شدید العقاب است .
۱۸:۰۷
ادامه سوره غافر
مومن سوره ، اولوالالباب و اهل دعا و عمل صالح و مشمول رحمت ویژه الهیست ، چراکه خداوند حافظ و نگهدار اوست . آیاتِ آفاقی و انفسی و آیاتِ کتابِ نازل شده ، مورد توجّه و تذّکرِ مومنِ سوره است بنابراین حجتهایِ محکمی پشت اعتقادات او وجود دارد و بواسطه هشدارهای رسول نسبت به آخرت و اقوامی که به هلاکت رسیده اند ، از ایمانش مراقبت نموده و مرتباً متوسلِ به خدا ؛ به عنوان بالاترین قدرت و دارای عرش و حکمرانی ؛ می شود . دغدغه مند اجتماعیست و همه تلاش خود را برای نجات و هدایت همگان تا پای جان می نماید و نهایتاً داخل در بهشت شده و رزق بی حساب دریافت می کند .
کافر سوره ، متکبّر جبّار و اهل انکار (جحد) و جدل در آیات الهی است . به همین دلیل خداوند و مومنین ، او را دشمن می دارند (مقتاً عندلله و عندالذین آمنوا) . پیروان زیادی بواسطه عدم علم ، عدم ایمان ، عدم شکر همراهی اش می کنند که این همراهی در دنیا ؛ در آخرت و جهنم تبدیل به دشمنی و جدال می شود . کافر سوره به علم و عقاید باطل خود مفتخر است ( فرح/مرح) و دست رد به دعوت اهل ایمان زده و حق را استهزاء می نماید و در لحظه مواجهه با وعیدهای الهی مومن شده و طالب جبران می گردد که همه التماس و دعاهایش بی نتیجه بوده و ایمانش نفع و ثمری نخواهد داشت و خسارت زده حقیقی خواهد شد .
مصداق مومن در سوره : رجل مومن من آل فرعون
مصداق کافر سوره : فرعون و پیروانش
مومن سوره ، اولوالالباب و اهل دعا و عمل صالح و مشمول رحمت ویژه الهیست ، چراکه خداوند حافظ و نگهدار اوست . آیاتِ آفاقی و انفسی و آیاتِ کتابِ نازل شده ، مورد توجّه و تذّکرِ مومنِ سوره است بنابراین حجتهایِ محکمی پشت اعتقادات او وجود دارد و بواسطه هشدارهای رسول نسبت به آخرت و اقوامی که به هلاکت رسیده اند ، از ایمانش مراقبت نموده و مرتباً متوسلِ به خدا ؛ به عنوان بالاترین قدرت و دارای عرش و حکمرانی ؛ می شود . دغدغه مند اجتماعیست و همه تلاش خود را برای نجات و هدایت همگان تا پای جان می نماید و نهایتاً داخل در بهشت شده و رزق بی حساب دریافت می کند .
کافر سوره ، متکبّر جبّار و اهل انکار (جحد) و جدل در آیات الهی است . به همین دلیل خداوند و مومنین ، او را دشمن می دارند (مقتاً عندلله و عندالذین آمنوا) . پیروان زیادی بواسطه عدم علم ، عدم ایمان ، عدم شکر همراهی اش می کنند که این همراهی در دنیا ؛ در آخرت و جهنم تبدیل به دشمنی و جدال می شود . کافر سوره به علم و عقاید باطل خود مفتخر است ( فرح/مرح) و دست رد به دعوت اهل ایمان زده و حق را استهزاء می نماید و در لحظه مواجهه با وعیدهای الهی مومن شده و طالب جبران می گردد که همه التماس و دعاهایش بی نتیجه بوده و ایمانش نفع و ثمری نخواهد داشت و خسارت زده حقیقی خواهد شد .
مصداق مومن در سوره : رجل مومن من آل فرعون
مصداق کافر سوره : فرعون و پیروانش
۱۸:۰۷
سوره مبارکه فصّلت 

سوره فصلت دومین سوره از سُوَرِ دارایِ سجده ی واجب و دومین سوره از سُوَرِ حوامیم است.

کافر این سوره با نام اعداءَ الله و عدوّ الله مطرح شده که نشان از میزان خباثت اوست .نقطه برائت در سوره نسبت به دشمنی کردن با خداست که این عداوت در وجود کافر سیطره یافته و او را بسیار اهل الحاد و لجاجت کرده است .

این دشمنی به نحوی است که حتی در روز قیامت نیز نمی تواند کتمان نماید و از درون ، نسبت به خدا کینه می ورزد . یعنی نه تنها خدا را دوست ندارد بلکه تصوّر می کند خدا در حقّش ظلم کرده و به شدت دچار سوء ظنّ است .
️
️
️خصوصیت بارزشان این است که هیچ عاطفه ای حتی نسبت به خودشان ندارند...هرچند خودشیفتگی خوب نیست اما لازم است ، انسان حداقل خود را دوست بدارد . این آدم ها حتی از خودشان نیز نفرت داشته و با خود سر جنگ دارند . در صحنه ای از قیامت اعداء الله مرتبه بندی شده: ....... وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ [یاد کن] ..... سپس در آتش جهنم پخش و مستقر می شوند : ...... حَتَّىٰ إِذَا مَا جَاءُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ...... هنگام استقرار ، گوش و چشم و پوست ایشان بر علیه خودشان شهادت می دهند .انگار خدا در وجود ایشان شنود کار گذاشته باشد .به پوست خود اعتراض کرده و می گویند ... وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنَا.... چرا بر علیه ما حرف زدی ؟؟؟؟ می گویند .....قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ ...... دست خودمان نیست خدا ما را به نطق در آورد .....وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ.... او ما را خلق کرده بوده و به سوی او رجعت کردیمنکته : 

انقدر کینه خدا در چشمش زیاد و پر از نفرت است که نمی فهمد حتی اگر پوست تو بر علیه ات شکایت نمی کرد یعنی خدا ناظر و شاهد بر اعمالت نبود ؟؟؟؟؟ . 
■■ اگر گناهان خود را مخفی می کردید نه اینکه از شهادت اعضای بدن بیم داشتید بلکه فکر می کردید خدا بسیاری از اعمالی که انجام می دهید نمی داند. 🫣🫣انقدر نافهمی در این افراد بالاست که حتی در محضر قرب ربوبی باز هم فکر می کند پوستش بیشتر از خدا می فهمد .
این گفتگو نشان از اعتقاد نوع انسان هاست و چه بسا مسیری را طی کنیم که به این وضعیت دچار شویم .
...وَلَٰكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا يَعْلَمُ كَثِيرًا مِمَّا تَعْمَلُونَ.... این گمان بدی بود که در مورد خدا داشتید و باعث هلاکتتان شد .
استاد اخوت
سوره فصلت دومین سوره از سُوَرِ دارایِ سجده ی واجب و دومین سوره از سُوَرِ حوامیم است.
کافر این سوره با نام اعداءَ الله و عدوّ الله مطرح شده که نشان از میزان خباثت اوست .نقطه برائت در سوره نسبت به دشمنی کردن با خداست که این عداوت در وجود کافر سیطره یافته و او را بسیار اهل الحاد و لجاجت کرده است .
۶:۵۰
ادامه سوره مبارکه فصّلت 
آیات جالبی دارد :فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ ۖ وَإِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ.....گویا این حالت فقدان عواطف حتی نسبت به خود ، در انسان یک ضمختی از جنس صبر ایجاد می کند و فرد پوست کلفت می شود . (جلود)و در عرصه قیامت این پوست کلفتی را نشان می دهند. این انسانِ قسی القلب چه بسا در شرایط بسیار بغرنج (مثل عذاب قیامت) بشکند و گریه کند اما حتی در این شرایط هم از مواضع کفر و عداومت آمیز خود کوتاه نمی آید.

هر چه در این طرف ، کافر سوره عداوتش غلیظ است ، آن طرف مومنش حتی اگر زیر پا له شود باز هم صبر خود را از دست نمی دهد .
انسانهای مقاوم و صبور که هیچ چیز آنها را خم نمی کند و آنها نیز پوست کلفت هستند. 

إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ ..... اسقامت شان معمولی نیست مثل شهید حججی ها .. هرکاری شود عین خیالشان نیست و تکان نمی خورند ؛ حتی حالت چهره نیز عوض نمی شود .... مثل شهید آرمان هابنده خدا زیر شکنجه رفته است ولی آن طرف ماجرا ولا تخافوا و لا تحزنوا که تصویر قیامت ایشان است .آیه اول این طرفِ تصویر را نشان می دهد و سپس آن طرف ، قیامتشان نمایان می گردد ....إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ
بنابراین سوره فصلت در ادامه سوره غافر است تفاوت

غافر صحنه ی اجتماعی را نشان می دهد و سوره فصلت صحنه ی جان دادن مومن را ...

مومن ها شبیه به هم هستند ، هرچند مومن سوره فصلت قوی تر است .
این سوره ها بخاطر مومن سوره ، تاج قران اند ، چرا که مومن زیر ضربه های شلاق مقاومت کرده و برای هدایت نوع انسان همه سختی های عالم را به جان خریده و هموار کرده است . پس خدا به او حظّ عظیم داده و جبران می نماید .....وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ... ظاهرش سختی است اما در باطن تبدیل به خوشی می شود . ظاهرش زیارت عاشوراست چرا که تمام وجودش را برای خدا خرج کرده است .علت : ...وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ....این دو سوره سوره صبر هستند و انسانهای ویژه ای تربیت می کنند و راهشان استقامت در راه خداست . یعنی اعمالی که نشاندهنده استقامت انسان بدون رفاه طلبی باشد . 
انسانی که سیئه را با حسنه پاسخ می دهد و حسنه جو و حسنه خواه و جاری کننده حسنه است .♤♤ نسبت به سیئه ، خودش را نبازد و در برابر سیئات نه تنها نمی بازد بلکه مقابله کرده و با حسنه جبران می نماید . ♤♤آیه ۵۳ جزء غرر قران است بحث لقاء الله موضوع مهم و پررنگی است که داستان مفصلی دارد .
استاد اخوت
آیات جالبی دارد :فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ ۖ وَإِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِينَ.....گویا این حالت فقدان عواطف حتی نسبت به خود ، در انسان یک ضمختی از جنس صبر ایجاد می کند و فرد پوست کلفت می شود . (جلود)و در عرصه قیامت این پوست کلفتی را نشان می دهند. این انسانِ قسی القلب چه بسا در شرایط بسیار بغرنج (مثل عذاب قیامت) بشکند و گریه کند اما حتی در این شرایط هم از مواضع کفر و عداومت آمیز خود کوتاه نمی آید.
هر چه در این طرف ، کافر سوره عداوتش غلیظ است ، آن طرف مومنش حتی اگر زیر پا له شود باز هم صبر خود را از دست نمی دهد .
بنابراین سوره فصلت در ادامه سوره غافر است تفاوت
۶:۵۶
سوره فصّلت
موضوع : تفصیل یافتنِ آیاتِ کتاب چه تشریعی و چه تکوینی که این تفصیل ، سببِ متمایز شدنِ اجزاءِ آن از یکدیگر شده به نحوی که با خروج از حالت یکپارچگی و اجمال ، قابل بهره برداری و در خورِ فهمِ دریافت کننده گشته است . همچون آسمان و زمین ، به عنوان کتاب تکوینی ، که به امر الهی و با طیِ مراحلِ مختلفی ، خلق و تقدیر شده و از حالت یکپارچه به شکلِ بستری برای زندگی و منبعی برای رزق و قوتِ موجودات در آمده است . همچنین کتاب قران که کاملاً روشن ، بلیغ و تفصیل یافته به رسول نازل گشته و رزق هدایتی انسانها را تامین می نماید ، البته اثرِ قرانِ تفصیل یافته ، صرفاً وام دارِ زبانِ آن نیست که عده ای بخاطر داشتن زبانی دیگر از آن بی بهره باشند ، بلکه این مردم هستند که در مواجهه با قران دو دسته شده و مواضع متفاوتی اتّخاذ می کنند . عده ای با وجود عرب بودن کمالِ تلاشِ خود را برای ابطال حجت قران بکار برده و تواناییِ شنیدنِ کلامِ وحی را نداشته اند ، در حالیکه قران کتابِ عزیز و شکست ناپذیر بوده و هیچ باطلی در آن راه نداشته و هیچ کس ، نه در حال و نه در آینده ، توان غلبه بر قران و اراده الهی را نخواهد داشت ، حتی قدرتمند ترین انسانها....و از طرفی مالک و مدبّر عالم با احاطه و علم نافذ خود بر همه چیز ، مخفی ترین اعمال انسانها را شهود می نماید و نابکاران در دنیا و آخرت از چنبره قدرت و قوانین الهی بیرون نخواهند بود .
آسیب در سوره : مستکبرینِ خودشیفته که با تدبیر ربوبی مقابله و مخالفت نموده ، در اعمال و امور ادعای همانندی با خداوند را دارند (انداد) و یا شریک برای او قائل می شوند . خدا در چشم ایشان کوچک جلوه کرده و خود را بسیار توانا و قادر در انجام هر کاری می پندارند . این افراد دشمنان خدا (اعداء الله) و نسبت به آیات الهی دچار جحد و الحاد هستند . ( آیات را در غیر موضع حقیقی اش وضع کرده و حقیقت را انکار می نمایند )
موضوع : تفصیل یافتنِ آیاتِ کتاب چه تشریعی و چه تکوینی که این تفصیل ، سببِ متمایز شدنِ اجزاءِ آن از یکدیگر شده به نحوی که با خروج از حالت یکپارچگی و اجمال ، قابل بهره برداری و در خورِ فهمِ دریافت کننده گشته است . همچون آسمان و زمین ، به عنوان کتاب تکوینی ، که به امر الهی و با طیِ مراحلِ مختلفی ، خلق و تقدیر شده و از حالت یکپارچه به شکلِ بستری برای زندگی و منبعی برای رزق و قوتِ موجودات در آمده است . همچنین کتاب قران که کاملاً روشن ، بلیغ و تفصیل یافته به رسول نازل گشته و رزق هدایتی انسانها را تامین می نماید ، البته اثرِ قرانِ تفصیل یافته ، صرفاً وام دارِ زبانِ آن نیست که عده ای بخاطر داشتن زبانی دیگر از آن بی بهره باشند ، بلکه این مردم هستند که در مواجهه با قران دو دسته شده و مواضع متفاوتی اتّخاذ می کنند . عده ای با وجود عرب بودن کمالِ تلاشِ خود را برای ابطال حجت قران بکار برده و تواناییِ شنیدنِ کلامِ وحی را نداشته اند ، در حالیکه قران کتابِ عزیز و شکست ناپذیر بوده و هیچ باطلی در آن راه نداشته و هیچ کس ، نه در حال و نه در آینده ، توان غلبه بر قران و اراده الهی را نخواهد داشت ، حتی قدرتمند ترین انسانها....و از طرفی مالک و مدبّر عالم با احاطه و علم نافذ خود بر همه چیز ، مخفی ترین اعمال انسانها را شهود می نماید و نابکاران در دنیا و آخرت از چنبره قدرت و قوانین الهی بیرون نخواهند بود .
آسیب در سوره : مستکبرینِ خودشیفته که با تدبیر ربوبی مقابله و مخالفت نموده ، در اعمال و امور ادعای همانندی با خداوند را دارند (انداد) و یا شریک برای او قائل می شوند . خدا در چشم ایشان کوچک جلوه کرده و خود را بسیار توانا و قادر در انجام هر کاری می پندارند . این افراد دشمنان خدا (اعداء الله) و نسبت به آیات الهی دچار جحد و الحاد هستند . ( آیات را در غیر موضع حقیقی اش وضع کرده و حقیقت را انکار می نمایند )
۳:۵۵
ادامه سوره فصّلت
مومن سوره ، با پیشتازیِ رسول ، اهل صبر و استقامت و حظّ (بهره ی) عظیم در دعوت بسوی حق بوده و تحت ولایتِ خداوند، از دوستانِ ملائکه در دنیا و آخرت است (اولیاء) . او بواسطه ایمان، عمل صالح و انجام حسنات مورد تایید و حمایت و نزول ملائکه قرار دارد و هر گونه سیئه و عمل ناپسند را با حسنه و اعمال شایسته دفع می نماید تا بلکه دشمن به دوست بدل گردد . اما شیطانِ خبیث ، با یارانِ انسی و جنّی خود ، با تحریک و وسوسه (نزع) ، تلاش بر خنثی نمودن این زحمات دارد تا جحد و الحاد را در کفّار بیشتر ساخته و بر آتش این دشمنی بیافزاید . نتیجه : مومنین حتی در صورت شهادت ، در بهشت هر آنچه طلب کنند فراهم بوده و به پاس همه سختی هایی که در دنیا متحمّل شده اند ، هرگونه حزن و خوفی از ایشان برطرف می شود و بهترین رزق ها برایشان مهیاست .
کافر سوره با انتخاب ضلالت بجای هدایت ، از قرانِ بلیغ و قابل فهم ، استفاده ننموده بلکه حتی سعی بر ابطال آن دارد و به همین سبب خداوند ، همنشین های گمراهِ جنّی و انسی را از هر طرف بر او گسیل می دارد تا اعمال پلید را در نظرش زینت دهند . بواسطه ی ظنّ و گمان های گناه آلود در اعتقاداتش ، دارای احساس مالکیت نسبت به همه چیز از جمله اعضای بدن خود و دیگر نعمات الهی و ...است و به همین دلیل با هر گشایش و پس رفتی در دنیا ، رویکردش با خدا تغییر کرده و در دنیا هر کار ناپسند که از دستش برآید بی هیچ ملاحظه ای انجام می دهد .در حوائج دنیایی خود خستگی ناپذیر و در عبادت خدا ، اهل تکبر است ؛ هرچند فرشتگانی پیوسته بی هیچ خستگی (سئم) به عبادت و تسبیح مشغولند و خدا بی نیاز از عبادت کافران است .در نتیجه با شک در لقاء خداوند و ترجیح دنیا بر آخرت و انجامِ اعمال ناشایست ، درک و شنوایی اش را نسبت به قران از دست داده و با ایجاد حجاب بین او و رسول دچار خسارت شدید و شکافی دور می گردد و به عذاب خوار کننده ای در دنیا و آخرت گرفتار می شود به نحوی که پیروان دنیایی اش ، در جهنم می خواهند او را زیر پا له نموده تا به حضیض ترین مراتب جهنم سقوط کند .البته به زودی خداوند آیات خویش را در آفاق و انفس ، برای تبیین حق ، به ایشان می نمایاند و چه بسا برای این افراد بی فایده و خسارت بار باشد .
مومن سوره ، با پیشتازیِ رسول ، اهل صبر و استقامت و حظّ (بهره ی) عظیم در دعوت بسوی حق بوده و تحت ولایتِ خداوند، از دوستانِ ملائکه در دنیا و آخرت است (اولیاء) . او بواسطه ایمان، عمل صالح و انجام حسنات مورد تایید و حمایت و نزول ملائکه قرار دارد و هر گونه سیئه و عمل ناپسند را با حسنه و اعمال شایسته دفع می نماید تا بلکه دشمن به دوست بدل گردد . اما شیطانِ خبیث ، با یارانِ انسی و جنّی خود ، با تحریک و وسوسه (نزع) ، تلاش بر خنثی نمودن این زحمات دارد تا جحد و الحاد را در کفّار بیشتر ساخته و بر آتش این دشمنی بیافزاید . نتیجه : مومنین حتی در صورت شهادت ، در بهشت هر آنچه طلب کنند فراهم بوده و به پاس همه سختی هایی که در دنیا متحمّل شده اند ، هرگونه حزن و خوفی از ایشان برطرف می شود و بهترین رزق ها برایشان مهیاست .
کافر سوره با انتخاب ضلالت بجای هدایت ، از قرانِ بلیغ و قابل فهم ، استفاده ننموده بلکه حتی سعی بر ابطال آن دارد و به همین سبب خداوند ، همنشین های گمراهِ جنّی و انسی را از هر طرف بر او گسیل می دارد تا اعمال پلید را در نظرش زینت دهند . بواسطه ی ظنّ و گمان های گناه آلود در اعتقاداتش ، دارای احساس مالکیت نسبت به همه چیز از جمله اعضای بدن خود و دیگر نعمات الهی و ...است و به همین دلیل با هر گشایش و پس رفتی در دنیا ، رویکردش با خدا تغییر کرده و در دنیا هر کار ناپسند که از دستش برآید بی هیچ ملاحظه ای انجام می دهد .در حوائج دنیایی خود خستگی ناپذیر و در عبادت خدا ، اهل تکبر است ؛ هرچند فرشتگانی پیوسته بی هیچ خستگی (سئم) به عبادت و تسبیح مشغولند و خدا بی نیاز از عبادت کافران است .در نتیجه با شک در لقاء خداوند و ترجیح دنیا بر آخرت و انجامِ اعمال ناشایست ، درک و شنوایی اش را نسبت به قران از دست داده و با ایجاد حجاب بین او و رسول دچار خسارت شدید و شکافی دور می گردد و به عذاب خوار کننده ای در دنیا و آخرت گرفتار می شود به نحوی که پیروان دنیایی اش ، در جهنم می خواهند او را زیر پا له نموده تا به حضیض ترین مراتب جهنم سقوط کند .البته به زودی خداوند آیات خویش را در آفاق و انفس ، برای تبیین حق ، به ایشان می نمایاند و چه بسا برای این افراد بی فایده و خسارت بار باشد .
۳:۵۹
ادامه سوره فصّلت
مصادیق :
آسمانی یکپارچه از جنس دود که به امر الهی طی فرایندی به ۷ طبقه تفصیل یافت و امر هر طبقه به او وحی گردید / آفرینش زمین طی دو مرتبه / ایجاد ۴ فصل برای مقدّر نمودن رزق و روزی / کتاب وحی ( قران) که برای فهم انسانها تفصیل یافته و عرب و عجم می توانند از آن منتفع شوند
مصادیق :
آسمانی یکپارچه از جنس دود که به امر الهی طی فرایندی به ۷ طبقه تفصیل یافت و امر هر طبقه به او وحی گردید / آفرینش زمین طی دو مرتبه / ایجاد ۴ فصل برای مقدّر نمودن رزق و روزی / کتاب وحی ( قران) که برای فهم انسانها تفصیل یافته و عرب و عجم می توانند از آن منتفع شوند
۳:۵۹
۵:۴۴
سوره مبارکه شوری 
موضوع وحی در این سوره خیلی مهم است
️
نقطه برائت : افرادی که در تقابل با وحی ، سعی در برگرداندنِ احکامِ خدا داشته و مقابلِ این اَحکام را وضع می کنند .■ وضع کننده ی اَحکامِ مقابلِ وحی هستند .خود را در جایگاهِ خدایی و مقامِ حُکم دهندگی و مالک کل دنیا فرض کرده و در عالم برای دیگران و همه چیز بایسته تعیین می نمایند . 
نقطه مقابل ، افرادی که در عین توجه به توانهایِ فردی و اجتماعی ، اَحکام را از وحی ، دین و شریعت اخذ می کنند . 
در هیچ حالتی تفکر را رها نکرده و در اجتماع اهل مشورت و شور هستند اما در بستر وحی این کار را به انجام می رسانند .
♡ به همین دلیل این سوره درون مایه ی روحِ حاکم بر دین داریِ درست را مشخص می کند ♡ 

این سوره به شدت سوره ای اجتماعی ، تمدنی و مومن سوره به شدت حالت اجتماعی دارد . امت خواهی و گسترش دین در سراسر عالم ، موضوع مهمی در سوره است ، به نحوی که دین و احکامِ خدا در همه عالم سیطره پیدا کند .
مسیری که برایش درنظر گرفته شده همان ایمان و عمل صالح است منتها عمل صالحی که به سمت جامعه سازی پیش برود .
سطح عمل صالح سوره بالاست .
سوره شورا جزء حوامیم است اما با یک وجه تمایز که عسق به حم اضافه شده . هم شان وحی و هم شان جامعه سازی دارد .مومن سوره ، جامعه ساز و تمدن ساز بوده به نحوی که جزئی ترینِ افکار و اعمالش نیز در جهتِ جامعه سازی است و فرد گرایی برای او معنا ندارد .در سوره صبر در کنار غفران مطرح شده به معنای : پایداری و قدرت جبران کنندگییعنی اگر جامعه گرفتار معضلاتی شده است ، مومن سوره همان کسی است که ما به ازای این معضلات ، وزنِ جامعه را بالا می برد .
اگر کارهای غلطی در جامعه انجام داده می شود ، او سعی دارد با کارهای درست ، تبعات اشتباهات و بدی ها را کم کند .چون این بدی ها و ظلم ها ، عذاب برای جامعه به همراه می آورند و او با خوبی های خود ، غفران الهی را جلب نموده تا عذاب و آسیب را از جامعه دور نماید *. 

مثلاً یک تنه با توّرم مبارزه می کند . طبع او اینگونه است .

*اگر آسیبی فراگیر ، زندگیِ مردم را تحت تاثیر قرار دهد ، او با قدرت و سعه وجودی خود ، توانِ بازدارندگی از آسیب را دارد و به همین دلیل در آیه ۲۳ این سوره به نوعی اسم اهل بیت ذکر شده است . 
آیه مودت
در این سوره قرار داشته و شیعه نیز به سبک اهل بیت رفتار می کند .
بحث انتصار در این سوره مطرح شده و بعضی یاری طلبیدن معنا کرده اند اما معنای بهترش فرماندهی کردن در مسیری برای مقابله با دشمن است . فرماندهی که پرچم به دست ، دیگران را به سمت دشمن یا منطقه آسیب دیده بسیج می نماید . (صاحب لوای است)♧☆ انتصار به معنای قدرت بسیج کنندگی است ☆♧
برگردان مفهوم بسیج در قران ، واژه ی انتصار است
استاد اخوت
موضوع وحی در این سوره خیلی مهم است
مثلاً یک تنه با توّرم مبارزه می کند . طبع او اینگونه است .
۵:۴۴
سوره شوری
موضوع سوره : بیان سنتهای جاری و قضاهای رانده شده طبق مشیت الهی که سبب فرقه فرقه شدن و اختلاف نظرِ انسانها می گردد . یکی از مهم ترین سنت های زندگی بشر ، تشریع دین بواسطه کتاب و نزول وحی است که بر مبنای سنت رزق رسانی بوده و منطبق بر گرایش فطری انسان است . البته مخاطبینی که خدا را مولا و مالک خویش نمی دانند ، دچار تفرقه شده و بجای اقامه دین و شریعت که خدا در اختیار بندگانش گذاشته ، بی اذن الهی ، شریعت های من در آوردی پایه گذاری نمودند و بجای دین یکپارچه توحیدی ، قائل به ادیان متفاوت شدند و بجای تمسّک به رسول و خاندان عصمت و طهارت و رجوع به صاحبان عقل و استخراج رای صحیح (شوری) ، اولیاء دیگری غیر خدا انتخاب کرده ، خود و نسل و اهل بیت خویش را از این رزق آسمانی محروم و خسارت زده نمودند . نکته حائز اهمیت اینکه حتی امت واحده نشدن و تفرقه و ضلالت انسانها نیز طبق مشیت الهی است و هیچ کس خارج از قوانین خداوند نخواهد بود .
آسیب در سوره : ظلم و بغی (حسادت) نسبت به صاحبان فضل که مورد عنایت ویژه خداوند قرار گرفته اند که باعث پافشاری اهل باطل در جدال و احتجاجات (داحضه) ضد دین الهی می شود . مشرکینی که برای دریافتِ متاعِ فانی دنیایی ، با وجود علم بر حقّانیت شریعت و با وجود آنکه فطرت سالم بشر آن را پذیرفته است اما بر ایشان گران آمده و بواسطه حسد ، در دین و ولایت اختلاف کردند و نسل های بعد نیز در شک و حیرت فرورفتند .در حالیکه همانطور كه دادن مال و فرزندان و سایر نعمتها ، رزقِ مقسوم است، و هر كـسـى از آن قـسمتى دارد ، معارف حقّه و شرايع آسمانى كه منشاء همه آنها وحى است نيز رزق مقسوم است. آن نيز از ناحيه خدا نازل مى شود، و خداوند به وسيله آن نيز مردم را امـتـحـان مى كند، چون همه در عمل به آن معارف و بكار بستن آنها يكسان نيستند، همچنان كه در بكار بستن نعمتهاى صورى يكسان نيستند و این سنت طبق حکمت و مشیت الهی است .
موضوع سوره : بیان سنتهای جاری و قضاهای رانده شده طبق مشیت الهی که سبب فرقه فرقه شدن و اختلاف نظرِ انسانها می گردد . یکی از مهم ترین سنت های زندگی بشر ، تشریع دین بواسطه کتاب و نزول وحی است که بر مبنای سنت رزق رسانی بوده و منطبق بر گرایش فطری انسان است . البته مخاطبینی که خدا را مولا و مالک خویش نمی دانند ، دچار تفرقه شده و بجای اقامه دین و شریعت که خدا در اختیار بندگانش گذاشته ، بی اذن الهی ، شریعت های من در آوردی پایه گذاری نمودند و بجای دین یکپارچه توحیدی ، قائل به ادیان متفاوت شدند و بجای تمسّک به رسول و خاندان عصمت و طهارت و رجوع به صاحبان عقل و استخراج رای صحیح (شوری) ، اولیاء دیگری غیر خدا انتخاب کرده ، خود و نسل و اهل بیت خویش را از این رزق آسمانی محروم و خسارت زده نمودند . نکته حائز اهمیت اینکه حتی امت واحده نشدن و تفرقه و ضلالت انسانها نیز طبق مشیت الهی است و هیچ کس خارج از قوانین خداوند نخواهد بود .
آسیب در سوره : ظلم و بغی (حسادت) نسبت به صاحبان فضل که مورد عنایت ویژه خداوند قرار گرفته اند که باعث پافشاری اهل باطل در جدال و احتجاجات (داحضه) ضد دین الهی می شود . مشرکینی که برای دریافتِ متاعِ فانی دنیایی ، با وجود علم بر حقّانیت شریعت و با وجود آنکه فطرت سالم بشر آن را پذیرفته است اما بر ایشان گران آمده و بواسطه حسد ، در دین و ولایت اختلاف کردند و نسل های بعد نیز در شک و حیرت فرورفتند .در حالیکه همانطور كه دادن مال و فرزندان و سایر نعمتها ، رزقِ مقسوم است، و هر كـسـى از آن قـسمتى دارد ، معارف حقّه و شرايع آسمانى كه منشاء همه آنها وحى است نيز رزق مقسوم است. آن نيز از ناحيه خدا نازل مى شود، و خداوند به وسيله آن نيز مردم را امـتـحـان مى كند، چون همه در عمل به آن معارف و بكار بستن آنها يكسان نيستند، همچنان كه در بكار بستن نعمتهاى صورى يكسان نيستند و این سنت طبق حکمت و مشیت الهی است .
۱۴:۳۰
ادامه سوره شوری :
رسول از جانب خدا در قبال ظلم ، حسد و تفرقه افکنی ها ، دستور به استقامت در دعوت به دینداری و عدم پیروی از هوای نفس مردم شده ، در حالیکه جز ابلاغ وظیفه ای نداشته و خداوند خود نگهبان انسانها و حافظ همه اعمالشان و جزا دهنده ایشان است . (فادع و استقم کما امرت) . رسول اجر رسالتِ خود را محبت اهل بیتِ خویش معرفی می نماید تا بواسطه رجوع به اهل بیت به عنوان مراجع علمی ، رسالت و دعوت دین ، بقا و دوام داشته باشد . هرچند صراط و شریعت آل محمد (ص) یکسان است اما انسانها در مسیرهایی منحصر به فرد و متناسب با فضل خدادای ، خود را تحت این صراط و راه واضح قرار داده و بواسطه نور وحی و روح ایمان به هدایت نائل می شوند .
مومنین سوره ، انابه کنندگانی دارای ایمان و عمل صالح هستند که تنها خدا را ولیّ خود گرفته و منقطع از همه اسباب ظاهری ، در مواجهه با هر واقعه ای به حُکم خدا رجوع می کنند و بواسطه استجابتِ دعوتِ رسول ؛ احکامِ دین را پاره پاره نکرده ، در انجام وظایف تبعیض قائل نشده ، وحدت کلمه را از دست نداده و درنتیجه اقامه کننده دین هستند . ایشان بواسطه هراس از قیامت ، اهل صبر ، غفران و توبه بوده و خود نیز از گناه دیگران چشم می پوشند و به وقت دادخواهی برای کمک به دیگران بسیج می شوند و اهل شور و مشورت با صاحبان اندیشه هستند . در نتیجه ملائکه نیز برای ایشان استغفار کرده و خدا نیز توبه شان را قبول ، گناهانشان را عفو ، دعایشان را مستجاب ، زیاد تر از آنچه انتطار داشته اند به ایشان عطا می نماید (فضل) و نصرت خویش را شامل حالشان می کند . و چون ایشان اراده نسبت به سرای خیر و باقی آخرت دارند ، علاوه بر رزق دنیایی از رزق آخرت نیز بهره مند می شوند .
رسول از جانب خدا در قبال ظلم ، حسد و تفرقه افکنی ها ، دستور به استقامت در دعوت به دینداری و عدم پیروی از هوای نفس مردم شده ، در حالیکه جز ابلاغ وظیفه ای نداشته و خداوند خود نگهبان انسانها و حافظ همه اعمالشان و جزا دهنده ایشان است . (فادع و استقم کما امرت) . رسول اجر رسالتِ خود را محبت اهل بیتِ خویش معرفی می نماید تا بواسطه رجوع به اهل بیت به عنوان مراجع علمی ، رسالت و دعوت دین ، بقا و دوام داشته باشد . هرچند صراط و شریعت آل محمد (ص) یکسان است اما انسانها در مسیرهایی منحصر به فرد و متناسب با فضل خدادای ، خود را تحت این صراط و راه واضح قرار داده و بواسطه نور وحی و روح ایمان به هدایت نائل می شوند .
مومنین سوره ، انابه کنندگانی دارای ایمان و عمل صالح هستند که تنها خدا را ولیّ خود گرفته و منقطع از همه اسباب ظاهری ، در مواجهه با هر واقعه ای به حُکم خدا رجوع می کنند و بواسطه استجابتِ دعوتِ رسول ؛ احکامِ دین را پاره پاره نکرده ، در انجام وظایف تبعیض قائل نشده ، وحدت کلمه را از دست نداده و درنتیجه اقامه کننده دین هستند . ایشان بواسطه هراس از قیامت ، اهل صبر ، غفران و توبه بوده و خود نیز از گناه دیگران چشم می پوشند و به وقت دادخواهی برای کمک به دیگران بسیج می شوند و اهل شور و مشورت با صاحبان اندیشه هستند . در نتیجه ملائکه نیز برای ایشان استغفار کرده و خدا نیز توبه شان را قبول ، گناهانشان را عفو ، دعایشان را مستجاب ، زیاد تر از آنچه انتطار داشته اند به ایشان عطا می نماید (فضل) و نصرت خویش را شامل حالشان می کند . و چون ایشان اراده نسبت به سرای خیر و باقی آخرت دارند ، علاوه بر رزق دنیایی از رزق آخرت نیز بهره مند می شوند .
۱۴:۳۵
ادامه سوره شوری :
ظالمینی که می خواهند خدا را در زمین به عجز در آورده و برای کسب منافع دنیا ، غیر خدا و اولیاء بر حقّش را ولیّ خویش انتخاب کرده اند . در حالیکه کلیدِ گنج آسمانها و زمین و رزق رسانی همه موجودات دست خداوند است و اولیاء غیر خدا کوچکترین اثری در عالم ندارند . البته بين اعمال آدمى و نظام عالم ارتباطى خاص برقرار است. به طورى كه اگر جوامع بـشـرى عـقـائد و اعمال خود را بر طبق آنچه كه فطرت اقتضاء دارد وفق دهند، خيرات و برکات به سـويـشـان سرازیر مى شود، و اگر به فساد بگرايند، زمين و آسمان هم تباه مى شود و با اینکه خداوند از اکثر گناهانشان چشم پوشی کرده است اما باز از رزق دنیایی نیز محروم شده و زندگيشان نابود مى شود .ايـن حـقيقتى است كه سنت الهى اقتضاى آن را دارد، و سنت حاكم بر سنت رزق است، مگر پای سنت امتحان و استدراج و املاء به میان آید كـه در ايـن صـورت وضع انسان صورتى ديگر به خود مى گيرد و به جاى چشاندن نمونه اى از آثـار سـوء اعمالشان در دنیا ، نعمت را به سويشان سرازير مى كند تا بیشتر در ضلالت فرو روند و همه اینها طبق حکمت الهی است . البته در هر دو صورت همچنان در آخرت هیچ بهره و نصیبی نخواهند داشت و به عذاب الیم و غیر قابل تصوّر گرفتار خواهند شد .
مصادیق در سوره : عنایت فرزند دختر یا پسر یا هر دو به یک خانواده و یا بی بهره ماندن از فرزند / قبض و بسط ررق طبق حکمت الهی / نزول وحی و صاحب شریعت شدن بعضی انسانهای برگزیده بواسطه فضل خداوند
ظالمینی که می خواهند خدا را در زمین به عجز در آورده و برای کسب منافع دنیا ، غیر خدا و اولیاء بر حقّش را ولیّ خویش انتخاب کرده اند . در حالیکه کلیدِ گنج آسمانها و زمین و رزق رسانی همه موجودات دست خداوند است و اولیاء غیر خدا کوچکترین اثری در عالم ندارند . البته بين اعمال آدمى و نظام عالم ارتباطى خاص برقرار است. به طورى كه اگر جوامع بـشـرى عـقـائد و اعمال خود را بر طبق آنچه كه فطرت اقتضاء دارد وفق دهند، خيرات و برکات به سـويـشـان سرازیر مى شود، و اگر به فساد بگرايند، زمين و آسمان هم تباه مى شود و با اینکه خداوند از اکثر گناهانشان چشم پوشی کرده است اما باز از رزق دنیایی نیز محروم شده و زندگيشان نابود مى شود .ايـن حـقيقتى است كه سنت الهى اقتضاى آن را دارد، و سنت حاكم بر سنت رزق است، مگر پای سنت امتحان و استدراج و املاء به میان آید كـه در ايـن صـورت وضع انسان صورتى ديگر به خود مى گيرد و به جاى چشاندن نمونه اى از آثـار سـوء اعمالشان در دنیا ، نعمت را به سويشان سرازير مى كند تا بیشتر در ضلالت فرو روند و همه اینها طبق حکمت الهی است . البته در هر دو صورت همچنان در آخرت هیچ بهره و نصیبی نخواهند داشت و به عذاب الیم و غیر قابل تصوّر گرفتار خواهند شد .
مصادیق در سوره : عنایت فرزند دختر یا پسر یا هر دو به یک خانواده و یا بی بهره ماندن از فرزند / قبض و بسط ررق طبق حکمت الهی / نزول وحی و صاحب شریعت شدن بعضی انسانهای برگزیده بواسطه فضل خداوند
۱۴:۴۰
سوره مبارکه زخرف 

نقطه برائت سوره : مدلی از دنیاطلبی که در آن شدیداً دیگران را بخاطر نداشتن امکانات تحقیر می کند به نحوی که نظام بردگی ایجاد نماید .
اعتبار بخشی به دنیا و مظاهر دنیا از همه اقسامش ( مدرک ، قدرت ، پول ،...) البته در عرصه جامعه سازی ....انسانِ منفیِ سوره ، تمام مولفه های بهتربودن و بالاتربودن را بر اساس اعتبارات دنیا می چیند . استانداردهایش به اعتبار دنیا گرایی به وجه تمدن سازی است.
در همه سُوَرِ حوامیم جامعه سازی مطرح است ولی در بعضی از سوره ها پررنگ تر است .مومن سوره ، توان کشف و استخراجِ گزاره هایِ تعقلی به عنوان معیارهای جامعه سازی را دارد .
(عقل ، توان گزاره نویسی ندارد . بلکه می تواند گزاره های حقیقی را کشف نماید .)
مومن سوره علاوه بر توان کشفِ معیارها ، توانِ به کرسی نشاندنِ معیارها را در عرصه اجتماعی دارد . به این معنا که دارای رسانه است .
هم قدرتِ رسیدن به گزاره های عقلی (معیارها) و هم قدرتِ اقامه و اجرای گزاره ها
مومن سوره بسیار سطح بالایی دارد و به همین دلیل سوره حوامیم تاج قران هستند . فطرت و دین فطری و فطری نگاه کردنِ زندگی در این سوره موضوعیت دارد
مومن به همه چیز با یک نگاه حُسن ظن و رحمت عام نگاه می کند .
از طرفی انسان در اثر زندگی بدون ذکر خدا ، شیطان را همراه و قرین خویش می نماید .(وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ و هر کس خود را از یاد [خدای] رحمان به کوردلی و حجاب باطن بزند، شیطانی بر او می گماریم که آن شیطان ملازم و دمسازش باشد.)
■ قرین شدنِ شیطان در این زندگی قطعی است و باید حتما از ولایت و رفاقت با شیطان خارج شد که در اثر ذکر خدا و معیشت همراه با ذکر و همان نگاه فطری به زندگی ، این خروج از ولایت شیطان میسّر می شود .
در این سوره بحث استمساک و صراط مستقیم مهم است ... استمساک با توان کشف در ارتباط است .♡ استمساک ، توانِ درنگ و تامل انسان ، برای کشف حقایق است . ما اصطلاحاً چنگ زدن معنا می کنیم . اینکه به چه طنابی چنگ زده شود و کجاست ؟ ( عروه کجاست )
استمساک یعنی
وقتی مومن با قران ، دین ، حقایق ممزوج با پدیده ها و رخدادها مواجه می شود ، در وجودش قدرت جداسازی داشته باشد . حق را متمایز کرده و در زندگی خود جاری می سازد و در واقع اینطور به حقایق چنگ می زند .
مثال : معده ها قوه ماسکه داشته و غذا داخل معده متمایز و جداسازی می شود و به نسبت آنچه اعضای بدن به غذا نیاز دارد به تدریج به اعضا رسانده می شود که اگر قدرت ماسکه در معده نبود هیچ چیز در بدن باقی نمی ماند .
( تجزیه تحلیل کرده و به نسبت نیاز از هر چیز استفاده می کند )
قوه عاقله ، چنین کاری را با قدرت استمساک انجام می دهد .
استاد اخوت
نقطه برائت سوره : مدلی از دنیاطلبی که در آن شدیداً دیگران را بخاطر نداشتن امکانات تحقیر می کند به نحوی که نظام بردگی ایجاد نماید .
■ قرین شدنِ شیطان در این زندگی قطعی است و باید حتما از ولایت و رفاقت با شیطان خارج شد که در اثر ذکر خدا و معیشت همراه با ذکر و همان نگاه فطری به زندگی ، این خروج از ولایت شیطان میسّر می شود .
در این سوره بحث استمساک و صراط مستقیم مهم است ... استمساک با توان کشف در ارتباط است .♡ استمساک ، توانِ درنگ و تامل انسان ، برای کشف حقایق است . ما اصطلاحاً چنگ زدن معنا می کنیم . اینکه به چه طنابی چنگ زده شود و کجاست ؟ ( عروه کجاست )
استمساک یعنی
قوه عاقله ، چنین کاری را با قدرت استمساک انجام می دهد .
۱۰:۵۵