¶
بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند
۲:۲۴
وقتی که علی (ع) ز خانه بیرون آمددیدند خدا خودی نشان داد آن روز
۲:۲۹
بی حجابانه به آغوش کجا می آیی؟که به صد ناز در اندیشه ما می آیی؟
مگر از سیر خود ای ماه لقا می آیی؟که عجب در نظر من به صفا می آیی؟
می چکد خون ز دم تیغ نگاهت امروزمگر از طوف مزار شهدا می آیی؟
کیست زان جلوه مستانه نگردد بیهوش؟که ز سر تا به قدم هوش ربا می آیی
می توان یافت ز رخساره گندم گونتکز بهشت ای صنم حورلقا می آیی
که به رخسار تو گستاخ نظر کرده، که بازشسته رو از عرق شرم و حیا می آیی
سر خونریز که داری، که ز خلوتگه نازمست و خنجر به کف و لعل قبا می آیی
چون نثار قدمت خرده جان را نکنم؟که روان بخش تر از آب بقا می آیی
چون کنند از تو نهان راز دل خود عشاق؟که به رخساره اندیشه نما می آیی
کرده ام هاله صفت قالب خود را خالیگر به آغوش من ای ماه لقا می آیی
در بساطم نگه بازپسینی مانده استگر به سر وقت من ای سست وفا می آیی
می کنی خون به دل باغ بهشت از تمکینتو به غمخانه عشاق کجا می آیی؟
گشت خوشید جهان تاب ز مغرب طالعکی ز مشرق بدر ای ماه لقا می آیی؟
روی چون آینه پنهان مکن از سوختگانکه ز خاکستر دلها به جلا می آیی
مشک بو گشت ز جولان غزال تو زمینمی توان یافت که از ناف ختا می آیی
برخوری چون گل ازان چهره خندان یارب!که به آغوش من آغوش گشا می آیی
باش چندان که دل رفته به جا باز آید
گر به دلجویی این بی سر و پا می آیی
بی سبب خضر خط سبز دلیل تو شده استکی تو سرکش به ره از راهنما می آیی؟
گر بدانی که چه خون می خورم از دوری تو
تا به غمخانه من پا به حنا می آیی
گر بدانی چه قدر تشنه دیدار تو ایم
عرق آلود به سر منزل ما می آیی
آنقدرها ننشینی که به گردت گردیمبعد عمری که به ویرانه ما می آیی
رو به خلوتگه اغیار جلو ریز رویبه سر وعده ما رو به قفا می آیی
نیست چون فاصله درآمدن و رفتن توای جگر خون کن عشاق چرا می آیی؟
ای صبا بوی تو امروز جنون می آردمگر از سلسله زلف دو تا می آیی؟
نکشی پای ز ویرانه صائب هرگزگر بدانی که چه مقدار بجا می آیی
۲:۳۴
تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی!مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی!دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی!شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی!
«اليوم» چه کردي که خرابت شده احمد«اکملت لکم» گفته و راحت شده احمد
۲:۴۱
ای مقصد خورشید پرستان رویت
محراب جهانیان خم ابرویت
سرمایهٔ عیش تنگدستان دهنت
سر رشتهٔ دلهای پریشان مویت
۲:۴۷
علي(ع)كسياستكهعالمگدايقنبراوستاگر چه گوشهٔ پيراهنش رفو دارد
۲:۵۳
۱۴:۳۰
جهان سخن شد و از «لا»ي ذوالفقار تو ديدمکه با لبان دو دم از يگانه دم زدهاي تو
۱۵:۳۱
۱۰:۳۷
آن دم که میزند اسدالله بر سپاهوقت فرار نیست حتی به قدر آه
۱۰:۴۶
نامت شنوم دل ز فرح زنده شود
حال من از اقبال تو فرخنده شود
وز غیر تو هر جا سخن آید به میان
خاطر به هزار غم پراگنده شود
۱۰:۴۹
علی (ع) بر اولیاء نور ولایت
۱۰:۵۲
بازارسال شده از دارالهدایه
#هيئت_رایةالهدی
۱۷:۵۸
از گلوی ظلم و ظالم آب خوش پایین نرفتهر کجا شد ذوالفقار حضرت حیدر بلند
۱۳:۵۳
بازارسال شده از دارالهدایه
هر چیزی بهاری دارد
و بهار قرآن، ماه رمضان است.
#اطلاعیه
#جزءخوانی_قرآن_کریم
از یکشنبه ١۴ فروردین ماه
هر روز ماه مبارک رمضان
بعد از نماز ظهر و عصر
مسجد آخوند ملّااسماعیل
#هيئت_رایةالهدی
@rayat_info
و بهار قرآن، ماه رمضان است.
#هيئت_رایةالهدی
۱۳:۵۳
نقطه ی تحت باء بسم اللهشرف لا اله الا اللهآسمان پیش قامتش کوتاهدر خیبر برای او پر کاهدشمن از پیش و پس اگر داردذوالفقار علی (ع) دو سر دارد
۱۳:۵۵
۱۰:۴۱
کسی گر سوی جنات نعیم استعلی(ع) تنها صراط مستقیم است
۴:۳۳
بازارسال شده از دارالهدایه
#هيئت_رایةالهدی
۴:۳۳
سلام و ارادت
وقت همه بخیر
دوستان عزیزی که از استاد مهدی باقری کتاب دریافت کردند، لطفا جهت برگرداندن کتاب اقدام کنند. خدا خیرتون بده
دوستان عزیزی که از استاد مهدی باقری کتاب دریافت کردند، لطفا جهت برگرداندن کتاب اقدام کنند. خدا خیرتون بده
۶:۵۱