قسم به اون مُشت گِره کردهقسم به جونِ هرچی مَردهاین پرچم زمین نمیمونهحالا ما عهدِ وفا بستیمهمون مُشت گِره شده، هستیماین پرچم زمین نمیمونه
عمار شدیم عمار شدیممیدون داری کردیم علمدار شدیمسرباز ترین سردار شدیمآماده ی صبح فرج یار شدیم*
با قلب گره خورده زیارت زیارت
با مشت گره کرده شهادت شهادت
*با دست جانباز تو ای رهبرمعلوم شد راز تو با مادردستت عجب حکایتی دارهعبای تو گرفت عطر یاسرحم الله عمّی العباسدستت عجب حکایتی داره
حیدر مددی حیدر مددیاین مُشتیه که تو دهن ظلم زدیفرمانده ی کرار شدیبا مجتبی ای علی تکرار شدیبا قلب گره خورده زیارت زیارتبا مشت گره کرده شهادت شهادت
۱۶:۱۶