سلام ما به رخ انور امام جواددرود ما به تن اطهر امام جوادغریب بود و غریبانه جان سپرد و نبودکسى به وادى غم یاور امام جواد
در ایام شهادت پاره تن ولی نعمتمان، حضرت جوادالائمه علیهماالسلام گرد هم میآییم تا با ذکر صلوات و حدیث شریف کساء، موجبات تسلای قلب نازنین صاحب عزا و مولا و صاحبمان را فراهم آوریم.و در معیت مادر بزرگوار و مهربان شهید مدافع حرم رسول خلیلی قلوبمان را جلا خواهیم بخشید.
زمان: یکشنبه ۱۴۰۴/۳/۴ ساعت ۱۶:۳۰ الی۱۸:۳۰
مکان: شهرک شهید محلاتی، خیابان آزادگان، کوچه آزادگان پنجم، ساختمان نیکان، پلاک ۲، واحد ۷، طبقه ۲..
در ایام شهادت پاره تن ولی نعمتمان، حضرت جوادالائمه علیهماالسلام گرد هم میآییم تا با ذکر صلوات و حدیث شریف کساء، موجبات تسلای قلب نازنین صاحب عزا و مولا و صاحبمان را فراهم آوریم.و در معیت مادر بزرگوار و مهربان شهید مدافع حرم رسول خلیلی قلوبمان را جلا خواهیم بخشید.
۸:۵۸
از شهادت دردانهاش، نه شکسته بود و نه حتی خم به ابرو آورده بود! خرسند بود و آرام. راضی بود و شاکر که خداوند بالاخره هدیهاش را پذیرفته است.همو که همه سختیها و مشقات و فراز و نشیبهای در کنار کودکانش در روزهای نبود همسرش در جبههها و حتی پس از آن را با خداوند معامله کرده بود تا اقلا یکی از فرزندانش بالاخره یک روز به مقام شهادت و فناء فیالله دست یابد.و حالا این مادر سالهاست در کنار جگرگوشهاش به مقام راضیةً مرضیة رسیده است.و همه ما امیدوار به شفاعت خودش و فرزندش...
آقا رسول در وصیتنامهاش از ما خواسته بود در روضههای خانگی دعایش کنیم و برایش روضه حضرت ارباب بخوانیم.ما نیز چنین کردیم... تا کمی از شرمندگیمان در برابرش بکاهیم...تا امیدمان به دعاهایش و به شفاعتش بیشتر شود...
آقا رسول در وصیتنامهاش از ما خواسته بود در روضههای خانگی دعایش کنیم و برایش روضه حضرت ارباب بخوانیم.ما نیز چنین کردیم... تا کمی از شرمندگیمان در برابرش بکاهیم...تا امیدمان به دعاهایش و به شفاعتش بیشتر شود...
۷:۱۳
صلی الله علیک یا ابا عبدالله 

در روزهای غم و مصیبت آسمانیان و اهل زمین، و در ایام ماتم اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام، بار دیگر دور هم جمع میشویم تا با مرور خاطرات مادر شهیدی از شهدای غیور ایران عزیز و ذکر صلوات و حدیث شریف کسا مرهمی در تسلی قلب نازنین و داغدار صاحب عزای اصلی روضهها حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم.زمان: یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ الی ۱۹مکان: آزادگان ۵. پلاک ۲. واحد ۷
در روزهای غم و مصیبت آسمانیان و اهل زمین، و در ایام ماتم اهل بیت عصمت و طهارت علیهمالسلام، بار دیگر دور هم جمع میشویم تا با مرور خاطرات مادر شهیدی از شهدای غیور ایران عزیز و ذکر صلوات و حدیث شریف کسا مرهمی در تسلی قلب نازنین و داغدار صاحب عزای اصلی روضهها حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف باشیم.زمان: یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ الی ۱۹مکان: آزادگان ۵. پلاک ۲. واحد ۷
۱۱:۱۰
به بهانه تولدش، دور هم جمع شدیم. مادر جوون و مهربون و متواضعش، بهمون افتخار حضور داد و با وجود باصفاش خونهی ما بهشت شد.وقتی مهمونام به احترامش، جلوی پاش تمام قد میایستادن پیش خودم فکر میکردم یه عده کوردل جاهل، به زعم خودشون میخواستن یه جوون طلبهی سادهی حزباللهی رو جلوی چشم همه خوار و ذلیل کنن و دست به هرکاری زدن تا در ریختن خونش شریک باشن؛ ولی وقتی خدای تعز من تشاء بخواد به کسی عزت بده تمام مخلوقاتش دست به سینه صف میکشن براش.نه تنها به فرموده رهبر نازنینمون شهید آرمان علیوردی با خطاب «آرمان عزیز» محبوب دل امت میشه و عزیز قلب ایرانیان؛ بلکه مادر و پدرش هم نور چشم و دیده ملت میشن!
الهی که خداوند به برکت وجود خانوادههای شهدا و به زخم دلاشون که جز با فرج مولامون التیام پیدا نمیکنه، باقی مونده مدت غیبت امام زمانمون رو بهمون ببخشه و به طفیل وجود این عزیزان، دلشاد واقعیمون کنه.🥹
اللهم عجل لولیک الفرج
الهی که خداوند به برکت وجود خانوادههای شهدا و به زخم دلاشون که جز با فرج مولامون التیام پیدا نمیکنه، باقی مونده مدت غیبت امام زمانمون رو بهمون ببخشه و به طفیل وجود این عزیزان، دلشاد واقعیمون کنه.🥹
۱۲:۰۶
وقتی این قاب رو از طرف دوستان عزیزم در گروه سیروز سیشهید، تقدیم نگاه مادر بزرگوارش کردم اصلا فکرشم نمیکردم این محبوبترین عکسش باشه برای مادرش.گفتم: «از طرف دوستان شهداییم، از طرف لیلای بامعرفت از روستایی دور از تهران، حوالی خرمآباد عزیز، به این نیت که شهید آرمان عزیز از دم در بهشت با لبخند منتظر شماست این رو تقدیم نگاهتون میکنیم.»گفت: «از کجا میدونستید این عکسش ، این لبخندش و این نگاهش رو از همهی عکسهای دیگهاش بیشتر دوست دارم! واقعا هم از بهشته چون این عکسش رو از بینالحرمین گرفته!»راست میگفت؛ هم رو صفحه گوشیش همین عکس بود؛ هم روی کارتهایی که به ما هدیه میداد یک طرفش آیتالکرسی بود و طرف دیگهاش همین عکس.قند توی دلم آب میشد از اینکه با نگاه خود شهید، تونسته بودیم به هدفمون برسیم و دل بیقرار مادر عزیز و مهربونش رو شاد کنیم.پینوشت: رزقهای زیادی از صدقه سر شهید آرمان عزیز روزیمون شد. مثل تبرک جستن به تسبیح درّ نجف حضرت آقا دام ظله، که بانی خیرش سرور عزیزم سرکار خانم دکتر معصومه سپهری نویسنده توانای ادبیات حماسه و مقاومت که کتاب مرد ابدی شاهکار اخیر ایشونه بودن و وجود نازنین خانوادههای معظم شهیدان صالحه، حسنی سعدی، قادری، طهماسبی، عطایی، رفیقدوست، امیدیان، صاحبهنر و ... که به احترام مادر شهید علیوردی، قدم رو چشممون گذاشتن و خونمون رو روشنتر کردن. و اهدای تسبیحهایی با الصاق عکس شهید آرمان به مهمانان عزیزم به بهانه تولدش. الحمدلله والمنه
۱۲:۳۷
بگذارید که ما، جَلدِ حریمت باشیممستحب است که در خانه، کبوتر باشدیا سریعالرضاالسلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضیجمع میشویم سر سفرهای که دارد جمع میشود. هرچند که هنوز گریهی سیری نکردهایم و باید با دو ماه گریه و ماتم و عشقبازی خداحافظی کنیم...به علمداری شهیدی از شهدای لشگر فاطمیون و با همراهی همسر محترم و فرزند عزیز آن والامقام، کبوتر دلمان را در صحن و سرای آقا و مولایمان به پرواز درخواهیم آورد و و با هدیه صلواتهایمان از طرف شهید، تسلیبخش قلب نازنین داغدار صاحب و مولایمان حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهیم شد.
زمان: یکشنبه ۲ شهریور
ساعت: ۴:۳۰ تا ۶:۳۰ بعدازظهر
مکان: آزادگان پنجم، مجتمع نیکان، پلاک ۲، طبقه۲، واحد ۷.
۵:۵۱
بسم الله الرحمن الرحیم
العبد محمدتقی بهجت(ره):
خیلی دیده شده و گفتهاند که حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) را در مجالس توسل یا حدیث کساء حاضر دیدهاند.🟢 آیت الله بهجت(ره) هر روز بر خواندن حدیث کسا مداومت داشتند و برای برطرف شدن گرفتاریها و شفای بیماران، قرائت مکرر این حدیث را توصیه میکردند.
بهجتالدعاء، ص٢١٩
🟡ما نیز در آخرین یکشنبه ماه ربیعالاول، با ذکر حدیث کساء و نشستن بر سر سفره صلوات و هدیه آن از طرف سردار شهید مصطفی جعفری از فرماندهان رشید لشگر فاطمیون، با حضور صمیمی همسر گرامی و فرزند عزیز آن والامقام، دور هم جمع میشویم و برای سلامتی و فرج مولایمان دست به دعا برداشته و از مولایمان برای ظهور نورانیشان استمداد میطلبیم.
زمان: یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۴ از ساعت ۱۶ تا ۱۸
مکان: آزادگان ۵، پلاک۲، واحد ۷.
🟡ما نیز در آخرین یکشنبه ماه ربیعالاول، با ذکر حدیث کساء و نشستن بر سر سفره صلوات و هدیه آن از طرف سردار شهید مصطفی جعفری از فرماندهان رشید لشگر فاطمیون، با حضور صمیمی همسر گرامی و فرزند عزیز آن والامقام، دور هم جمع میشویم و برای سلامتی و فرج مولایمان دست به دعا برداشته و از مولایمان برای ظهور نورانیشان استمداد میطلبیم.
۹:۱۷
شب قبل از برپایی مراسم کار واجبی برای همسر محترمشون پیش اومد که گفتن نمیتونن بیان. مونده بودم چجوری برنامه رو برگزار کنم؟!دلم خیلی گرفته بود. روز شهادت امام رضا علیه السلام بود و مجلس بدون سخنران مونده بود...وایسادم روبروی عکس شهید و ازشون خواستم خودش مجلس رو اداره کنه.چند دقیقه مونده به شروع مجلس و اومدن مهمونها به شکل باورنکردنی یه سخنران عالی برامون جور شد و بعد هم در آخرین روز ماه صفر، مداحی جانانه و پرسوز آقای خسروآبادی مجلس رو رونق بخشید.دلگرم شدم به حضور شهیدی که خودش مجلسش رو حسابی گرم کرده بود.
۱۲:۵۶
چند روز بعد، همسر شهید باهام تماس گرفتن و خواستن همراه با دخترشون برای عذرخواهی بیان منزل ما.شرمنده محبتشون شدم و ازشون خواهش کردم ماه بعد قدم رو چشمم بذارن و برای مراسم تشریف بیارن.و اینطور شد که شریفه خانم همراه با دختر گلش که میگفت بعد از آقامصطفی همه زندگیمه تشریف آوردن به روضه رضوان ما.میگفت با نظر همسرم مهسا رو به فرزندی قبول کرده و هنوز دوسالش نشده بود که پدرش شهید شد.پدری که از فرماندهان به نام لشگر فاطمیون بود و حضورشون باعث افتخار جمعمون شد.وقت رفتن و گرفتن این عکس، خواستیم که برای هممون ویژه دعا کنن. 


۱۳:۰۳
•°•﴾﷽﴿•°•
با عرض سلام، به اطلاع دوستان عزیز میرساند جلسه ماهانه حدیث کساء و هدیه سفره صلوات از طرف «شهید مسعود مربوبی» برای سلامتی و ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، با حضور مادر بزرگوار و خواهر گرامی ایشان در آخرین یکشنبه ماه ربیعالثانی برقرار میباشد.
زمان: یکشنبه ۱۴۰۴/۷/۲۷، ساعت ۱۵ تا ۱۷
مکان: آزادگان پنجم، پلاک ۲، واحد ۷، طبقه ۲.
با عرض سلام، به اطلاع دوستان عزیز میرساند جلسه ماهانه حدیث کساء و هدیه سفره صلوات از طرف «شهید مسعود مربوبی» برای سلامتی و ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، با حضور مادر بزرگوار و خواهر گرامی ایشان در آخرین یکشنبه ماه ربیعالثانی برقرار میباشد.
۱۲:۱۴
از وقتی هر ماه یکی از منتسبین شهدا قدم رو چشمم میذاره و مجلس شهدا به برکت وجودشون تو خونمون رونق میگیره، اهالی محل هم به تکاپو افتادن که عزیزان شهدا رو بهم معرفی کنن!بعضی از این بزرگواران اونقدر متواضع و ساکتن که کسی اصلا خبر نداره عزیزدلشون رو تقدیم اسلام و انقلاب عزیزمون کردن!خانم مربوبی عزیز یکی از این بزرگواران بود که خانومای محل بهم معرفیشون کردن. همسایهی عزیزی که سالها بود میشناختمشون ولی از اینکه خواهر و خواهرزاده شهید هستن بیاطلاع بودم!وقتی ازشون خواستم تشریف بیارن برای روضهرضوان، خواستن که مادر بزرگوارشون رو دعوت کنم.حاج خانوم با اینکه اولش اظهار عجز کردن اما با روی باز دعوتم رو قبول کردن.بالاخره روزی که دوسش داشتم رسید و خانم مربوبی عزیزم همراه مادر بزرگوارشون مهمون خونه محقر من شدن و به برکت خون شهدای بزرگوارشون، یکی از معنویترین برنامههای روضهی رضوان رقم خورد.الحمدلله رب العالمین 
۳:۲۶
سلام و ارادت خدمت شما سروران عزیزمجلسه یکشنبه آخر ماه امروز برگزار نخواهد شد.تاریخ جلسه متعاقبا اعلام میشود.
۰:۳۵
۸:۲۴
رفته بودم گلدونهای خونشون رو آب بدم که عکسش روی دیوار توجهم رو به خودش جلب کرد. برام سوال بود چه نسبتی با نرگس خانوم داره!چند روز بعد از اینکه سفر برگشت توی خونشون مجلس روضه گرفت.اونجا بود که جواب سوالم رو گرفتم. و این شد که نرگس خانم عزیزم شد مهمون خونهی ما و برامون از برادر شهیدش تعریف کرد. برادری که براش همه زندگیش بود. و چه سلیقهای داشت این مرد در نوشتن و نگاشتن. کمتر شهیدی رو دیده بودم که از روزهایی که توی جبهه بوده دفتر روزنگار داشته باشه و خاطراتش رو با جزئیات بنویسه! برگههای دفتر رو با خطکش، مرتب و تمیز کادربندی کرده بود و با خودکار دورنگ و با ذوق تمام و بدون خط خوردگی هرشب اونها رو نوشته بود.دستخط شهید برامون خیلی باارزش بود. خط خوشی که زینتبخش مجلسمون و مایه روشنی چشم و دلمون شد.و ما به شفاعتش امیدواریم...
۵:۳۹
خدا زیباترین شعرش را سروده است! مصرع اول در خانهی محمد و خدیجه علیهماالسلام چشم به جهان گشود؛اما قافیهی مصرع دوم، وقتی ردیف خواهد شد که آخرین فرزند فاطمه سلام الله علیهما از کنار کعبه ظهور کند!و این زیباترین شعر تمام تاریخ است...زیباترین سرودهی خلقت! 
و ما در ایام پر سرور این ولادت، گرد هم میآییم تا جان و دل تشنه خود را از سُرایش این شعر ناب، با همراهی همسر یکی از شهدای غیور موشکی ایران که مظهر ارادت تام به آن بانوی عالمین است سیراب سازیم.با حضور به موقع خود، گرمابخش محفل نورانیمان خواهید شد.
زمان: یکشنبه، ۲۳ آذر،ساعت ۱۵ تا ۱۷.
مکان: آزادگان سوم، مجتمع نیکان، پلاک ۲. واحد ۷.
و ما در ایام پر سرور این ولادت، گرد هم میآییم تا جان و دل تشنه خود را از سُرایش این شعر ناب، با همراهی همسر یکی از شهدای غیور موشکی ایران که مظهر ارادت تام به آن بانوی عالمین است سیراب سازیم.با حضور به موقع خود، گرمابخش محفل نورانیمان خواهید شد.
زمان: یکشنبه، ۲۳ آذر،ساعت ۱۵ تا ۱۷.
مکان: آزادگان سوم، مجتمع نیکان، پلاک ۲. واحد ۷.
۲۰:۲۶
مادرا، خواهرا و همسرای شهدا، یه تیکه از وجود شهدان که روی زمین جاموندن تا نورشون چراغ راه ماها باشه.تو روزگاری که هرکس ساز خودشو میزنه و ظلمتی که دورمونو گرفته، اونا مثل ستاره میدرخشن تا ماها راهمونو گم نکنیم.و دوباره خونه محقر ما به وجود چندتا از این عزیزانم ستاره بارون شد.و سرکار خانم «الهام حیدری» ماهی بود که همه ما دورش نشستیم و چرخیدیم تا ازش یاد بگیریم چی میشه که شهدا اینقدر عیارشون پیش خدا بالا میره. دستمونو گرفت و حرفهای یواشکی بهمون زد که همهاش نشون دهندهی خلوص باطن و وجود زلال و بیآلایشش بود. بهمون درس زندگی داد. اینکه هرچی تو دنیا سختی بیشتری بکشی در خونه خدا قیمتیتر میشی!چه عظمتی داشت لحظاتی که حضور روح بلند و ملکوتی «شهید حاج حسن آقای طهرانی مقدم» رو به یمن وجود نازنین همسرشون کنار خودمون حس میکردیم.
و من دوباره مدیون خواهر عزیز و صمیمی و نویسنده فرهیخته خودم «سرکار خانم دکتر معصومه سپهری» نویسنده کتاب فاخر و ارزشمند «مرد ابدی» شدم که متواضعانه دعوتم رو قبول کرد و همراه الهام خانم سکاندار روضه رضوان این ماه شد...سپاس از همه شما که با حضورتون خونه ما رو بهشت کردید...
و من دوباره مدیون خواهر عزیز و صمیمی و نویسنده فرهیخته خودم «سرکار خانم دکتر معصومه سپهری» نویسنده کتاب فاخر و ارزشمند «مرد ابدی» شدم که متواضعانه دعوتم رو قبول کرد و همراه الهام خانم سکاندار روضه رضوان این ماه شد...سپاس از همه شما که با حضورتون خونه ما رو بهشت کردید...
۴:۲۳
راوی از شخصیت اصلی کم مثال کتابش پرده برداری میکرد و مرا محو پشتکار ۱۲ساله اش کرده بود که خانم حیدری با لبخندی زیبا و دلنشین به میزبانی از مهمانان همسرشهیدشان وارد شدن
ومن در این اندیشه که چگونه به این بزم روایت عاشقانه دعوت شدم وهنوز مستِ از این دعوت به میزبان بعدی می اندیشم که آیا باز سزاوار دیدار هستم یا خیر
ارسالی از یکی از میهمانان روضه رضوان
۱۸:۳۳
سلام عزیزان. یک عدد کلید منزل ما جامونده. چون تا امروز کسی ازش سراغ نگرفته ناچارا اینجا پیام گذاشتم بلکه مشکل بنده خدایی رفع بشه. در خدمتتون هستم.
۲۰:۰۵
۱۷:۰۱
بازارسال شده از 🌷سی روز سی شهید ۱۶🌷
«هنر، بهترین وسیلهی انتقال مفاهیم است.» مقام معظم رهبری دامظلّهالعالی
🪴به لطف خدا، «سیروز سیشهید» برای شانزدهمین سال متوالی میآید تا در هر روز ماه مبارک رمضان به شیوهای هنرمندانه، روایتگرِ زیست و اندیشهی یک قهرمان باشد.
لینک ایتا
لینک بله
#سی_روز_سی_شهید_۱۶
۲۲:۳۳