تأملی بر کارکردهای تعامل با طبیعت در زندگی شهری سبک زندگی شهری تعامل با طبیعت را از یک ارتباط تقریباً پیوسته و دائمی به یک جدایی و فراق تبدیل کرد؛ به این صورت که به طور معمول انسان در شهر کار و زندگی میکند و اگر فرصتی فراهم شود جایی دیگر برای تفریح کوتاهمدت به دامان طبیعت میرود و گمشده درونی خود را میجوید. در واقع شهر و شهری بودن مساوی با بیگانگی با طبیعت نیست، بلکه به دلیل برخی اضطرارها یا به دلیل برخی منفعتطلبیها یا به دلایل دیگر، سایر اولویتها جایگزینِ پرداختن به مسئلهای به نام زندگی شهری در تعامل پیوسته با طبیعت شد. به این ترتیب، هم مسئله و هم پاسخ به حاشیه رفت؛ گویی دیگر تعامل پیوسته با طبیعت اساساً مسئلهای قابل اعتنا و اولویتدار در میان مجموعه مسائل شهری نیست و جایی خارج از دایره زندگی شهری باید به دنبال طبیعت جست. این خود سبک مدرنی از کتمان یک حقیقت پرمعنا، پرفایده و سازنده در زیست انسان و جامعه است. همین طرز تلقی کار را امروز به جایی رسانده است که اساساً شهر به عنوان دشمن طبیعت شناخته میشود و آنجایی اثری از طبیعت باقی میماند که تا این لحظه پای ساختمانسازی و شهرسازی به آنجا باز نشده یا به طریقی پایش از آنجا بریده شده است. " /> به قلم مرتضی تیموریان | پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) برای مطالعه متن کامل یادداشت میتوانید به این نشانی مراجعه کنید. منتشرشده در روزنامه فرهیختگان #مرکز_رشد_دانشگاه_امام_صادق (ع) مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) Rushd.ir@rushdisu