#امام_زمان(عج) #خلوص_عشق#حرف_دل#ماجرای_عشّاق مستمن، امروزی هوای یار کردمو کاری همچنان هر بار کردمیکی بوده است قلبم؛ لکن ای دوست!هزاران عشق رویش بار کردمچو رفتم سوی میخانه بگفتند:خودم را با دگرها خوار کردماز اول این نمازم بیخودی بودفقط دل را به ذکرم تار کردمو پیر میکده پندم چنین داد:«نهان کن عشق!» لکن جار کردمو بعد از آن به می وابسته بودمبه میخانه من عمری کار کردمتماما مست بودم تا که ناگهبه دل، یک نکته را آوار کردم! :که قلبم خانه ای بهر می ام شدمني که بهر تو دیوار کردمچه شد حالا که اینجا وقف کردم؟و با عکس تو من دیدار کردم؟!هوای خالصان را گم نمودمفقط ظاهر چنان اخیار کردمکه ظاهر سالها در انتظارتو باطن را به می من هار کردمو این قلبی که دادی بهر عشقتبه رنگی غير تو، آزار کردم...
۱۲۱
۱۶:۴۹
#نزدیکان_آب تشنههر بار دوان دوان سوی سایه ی آباین قلب هلاک و تشنه ی ما برودآن کس که مسیر چشمه را گم کردهفرقی است به اینجا و به آنجا برود؟آخر بشود خسته و گر بیند آباینجا بنشیند، دگر اصلآ برودآن گمشده ماییم، که دوریم ز رودنزدیک هر آن بود، سراپا برودآن آب همیشه بود، جاری هم بودگفتند که در گرمی و سرما برودهر کس که بنای دل او باشد آبباور نکنم هیچ که مبنا بروداو هم که غلام است به نزدیکانش(ش بر می گردد به آب) گیر است اگر ماند و گر یا برودخوشبخت همو که قبل دنیا رفتناز دیده ی قلبش همه دنیا برود
۱۲۰
۱۱:۵۰
معرفی اشعار برگزیده از نظر شما(2)1)شبیه...2)یک بازتابش، آزادی3)معنی وصل، امام
۱۰۹
۲۰:۴۱
معرفی اشعار برگزیده از نظر شما(3)1)معشوق خدا2)عطر یار، خفای دل، رفتن من3)حرف دل، مست، تشنه
۸۴
۸:۱۵
اگر آنی نگاهش را ز ما بر دارد آن یارانه می خواهم نه می فهمم چه معنی زندگی دارد#امام_زمان(عج)
۸۳
۲:۱۹
میروم من سمت او با حال زار و کولهبارکیف کن! من میروم، پای پیاده در غبار... من نفهمیدم که اول کولهام را چید و بستیا که اول داد پای و خاک راه و حال زاربیش از این شرمندهام، اما حواسم نیست برلحظههای غفلت محروم از او، بسیار بارحال آن سالی که ماندم پشت یک ابر بزرگحال آن وقتی که چشمم باز بود و تار تارلحظههایم را ندیدم، لحظهای او دید لیکاین تمام قصه عشق است؛ قلبی شد شکار... من نبودم اهل اینجا، خاکسار درب عرشخانهام پر بود از هوی هوا، بهر فرارمن دلم میخواست دور از او، بگیرم خانهامهدیههایی در طبق میچید تا من، تا قرار...من هوایی بودم اما او هواییتر ز منهدیه روی هدیه شد بر روی حال دل هواراین قرار عاشقی بود، عشق اما او نبودعشق من بودم که او میبرد من را در جوارهر قدم یک معجزه، یک نور، یک حال غريب...داد دنیایی که خرجم کرد تا دیدار یارمن ندادم، او ولی پس داد آن ناداده رابا همین هم داد اما حال زاری نونوارمن چه گویم، عشق را در هر قدم مدیون اوستزائری که راه میآید به سوی آن دیار...#امام_حسین(ع)
۲۲۴
۱۳:۰۵
اشعار خارج از حوزه آیینی را اینجا مطالعه فرمایید:@aeeneh_shear
۷۶
۱۴:۱۵
پی ابرها دویدم، و تو را به عینه دیدمتو همان حلول ماهی که حلاوتت چشیدمتو به دل چه کار داری، که مرا دلی نباشدکه تو را همین که دیدم، به ازای دل خریدمتو همان شکوه سروی و همان لطافت گلگل سرخ عشق را از رخ سبزه زار چیدمچو گلاب عطرپرور به دلم بپیچ و بگذرکه کشانیام تو عمری به دمی که من کشیدمبه خدای قلب نازک قَسمت دهم که عشقیتو هزار پاره کردی، به هزار دل خلیدمچه کنم که عشقبازم، چو قمار با تو کردمز برنده بودن این دم به خدا که ناامیدمفأصابَ کیدُ قلبِکْ، و إلیک أصبَ قلبیهمه بندها گسستم و به بندگی رمیدمتو بدون پرده گفتی به وجود پرده گوش... همه پاره پاره بودم من از آنچه میشنیدمنه چو ماهیان تنگت به تو ماه دل ببندمچه کنم که قطره بودم و به تنگ دل چکیدماگر از لیاقتم من نرسم به جای مهمانبه کنار سفره ات من به کرامتت رسیدمتو شراب آوری تا عطش سراب گیرم_همه اهل عالم! آیید و پیاله ای دهیدم... نرساندهاند بر من، همه گذشته منتو بیا و مرحمت کن، که ز غير من بریدمتو اجابتی قریبی، چه تناسبیست با منکه در آرزوی دوری، و تمایلی بعیدم#ماه_رمضان
۱۹۷
۱۲:۱۰

پاکت هدیه
شعر آئینی
ولادت امام رضا(ع) مبارک

پاکت هدیه
شعر آئینی
مدح علی و آل علی بر زبان ماستگویا زبان برای همین در دهان ماست«عید غدیر خم مبارک» 