#کافه_پرواز#ماکت_هواپیما#قهوه#صنایع_هنری#کتابخوانی#صبحانه#کافه_مشهد_گردی#صبحانه#پنکیک_شکلاتی
۱۲:۴۳
ماجرا از زبان دختری جوان روایت می شود که مادری مقید دارد و در خانواده ای با وضع مالی متوسط زندگی می کند. او دوستی به نام پیمان دارد که عاقبت رابطه شان همیشه برایش مبهم است و دوستی صمیمی به نام مارال که سبک زندگی اش 180 درجه متفاوت از او است. نگار با افکار و عقایدی متضاد زندگی می کند که از یک سو مادرش آن ها را در گوشش می خواند و از سویی دیگر مارال، گویا روحش میان سنت و دنیای مدرنیته سرگردان است.
#کافه_پرواز#ماکت_هواپیما#قهوه#صنایع_هنری#کتابخوانی#صبحانه#کافه_مشهد_گردی#عطر_بهارنارنج#تکین_حمزه_لو#رمان#داستان
۹:۴۶
قدمی مانده به یلدابه شب خاطره انگیز و بلندبه سپیدی زمستان و اناری که دلش قصه ی یکرنگی هاستیلداتون مبارک و اناری











#شب_یلدا#شب_فال#شب_نشینی#دورهمی#کافه_کتاب#قهوه#چای#دمنوش#هندوانه#صنایع_هنری#هواپیما#پرواز
#شب_یلدا#شب_فال#شب_نشینی#دورهمی#کافه_کتاب#قهوه#چای#دمنوش#هندوانه#صنایع_هنری#هواپیما#پرواز
۱۰:۲۵
داستان کتاب قهوهی سرد آقای نویسنده
این رمان داستان یک نویسنده به نام آرمان روزبه و یک دختر روزنامهنگار است. کتاب با یک خاطره از دروان کودکی آرمان شروع میشود. خاطرهای که در ادامه اساس اتفاقات بعدی کتاب است.ماجرا از این قرار است که آرمان در کودکی عاشق دختری میشود که ۱۵ سال از خودش بزرگتر است و برای تمرین پیانو به خانه پیرزن همسایه میآید. آرمان عاشق رفت و آمد این دختر برای یادگیری پیانو است. اما پیرزنی که به این دختر پیانو آموزش میدهد یک آهنگ بیشتر نمیداند و بنابراین آرمان تصمیم میگیرد نت های موسیقی آن ها را دست کاری کند تا آموزش پیانو مدت زمان بیشتری طول بکشد.۲۰ سال بعد آرمان به یک کنسرت میرود. کنسرت عشق دوران کودکیاش. اتفاقا در همان کنسرت دختر آهنگی را که آرمان در کودکی دستکاری کرده را مینوازد و اسم آن را هم «وقتی پسربچه عاشق میشود» گذاشته است. آرمان از این اتفاق بسیار لذت میبرد و می خواهد خودش را معرفی کند، میخواهد اعتراف کند که این آهنگ نتیجه شیطنت خودش بوده اما ماجرا به این سادگی نیست و…
#کافه_پرواز#ماکت_هواپیما#قهوه#صنایع_هنری#کتابخوانی#صبحانه#کافه_مشهد_گردی#روزبه_معین#قه
۵:۱۰
.
با من بخوان
کتاب عطر بهار نارنج اثری است از تکین حمزه لو به چاپ انتشارات برکه خورشید. نویسنده در کتاب خود با بیان داستانی از یک زندگی سعی دارد تا به یکی از مسائلی که کم کم در حال فراگیری جامعه ماست و الگویی غربی دارد بپردازد و مشکلات پنهان در دل آن را برجسته سازد. ازدواج سفید موضوعی است که جوانان ما امروز به آن مایل شده اند و کم تر به عواقب آن می اندیشند.
ماجرا از زبان دختری جوان روایت می شود که مادری مقید دارد و در خانواده ای با وضع مالی متوسط زندگی می کند. او دوستی به نام پیمان دارد که عاقبت رابطه شان همیشه برایش مبهم است و دوستی صمیمی به نام مارال که سبک زندگی اش 180 درجه متفاوت از او است. نگار با افکار و عقایدی متضاد زندگی می کند که از یک سو مادرش آن ها را در گوشش می خواند و از سویی دیگر مارال، گویا روحش میان سنت و دنیای مدرنیته سرگردان است.











#کافه_پرواز#ماکت_هواپیما#قهوه#صنایع_هنری#کتابخوانی#صبحانه#کافه_مشهد_گردی#عطر_بهارنارنج#تکین_حمزه_لو#رمان#داستان
ماجرا از زبان دختری جوان روایت می شود که مادری مقید دارد و در خانواده ای با وضع مالی متوسط زندگی می کند. او دوستی به نام پیمان دارد که عاقبت رابطه شان همیشه برایش مبهم است و دوستی صمیمی به نام مارال که سبک زندگی اش 180 درجه متفاوت از او است. نگار با افکار و عقایدی متضاد زندگی می کند که از یک سو مادرش آن ها را در گوشش می خواند و از سویی دیگر مارال، گویا روحش میان سنت و دنیای مدرنیته سرگردان است.
#کافه_پرواز#ماکت_هواپیما#قهوه#صنایع_هنری#کتابخوانی#صبحانه#کافه_مشهد_گردی#عطر_بهارنارنج#تکین_حمزه_لو#رمان#داستان
۲۱:۲۰
.
با من بخوان


بار دیگر شهری که دوست میداشتم اثر ماندگار دیگری از نادر ابراهیمی است که در سال ۱۳۱۵ در تهران متولد شد و در ۷۲ سالگی بر اثر بیماری درگذشت. از این داستاننویس معاصر ایرانی بیش از نود کتاب به یادگار مانده است که از معروفترین آنها میتوان به یک عاشقانهٔ آرام، خانهای برای شب، چهل نامهٔ کوتاه به همسرم اشاره کرد.
داستان با ترجمهٔ این آیه از سورهٔ بَلَد آغاز میشود:
به این شهر سوگند میخورم و تو – ساکن در این شهریو سوگند به پدر و فرزندانی که پدید آوردکه انسان را در رنج آفریدهایم.
از همین ابتدا تکلیف خواننده با کتاب مشخص است: با داستانی مواجه هستیم که گویای تعصب و عشق به زادگاه است و درعینحال با کولهباری از درد و رنج همراه است.
کتاب بار دیگر شهری که دوست میداشتم شامل سه داستان مجزا است:
بارانِ رؤیای پاییز
پنج نامه از ساحل چمخاله به ستارهآباد
پایانِ بارانِ رؤیا
#کافه_پرواز#ماکت_هواپیما#قهوه#صنایع_هنری#کتابخوانی#صبحانه#کافه_مشهد_گردی#بار_دیگر_شهری_که_دوست_میداشت#نادر_ابراهیمی
داستان با ترجمهٔ این آیه از سورهٔ بَلَد آغاز میشود:
به این شهر سوگند میخورم و تو – ساکن در این شهریو سوگند به پدر و فرزندانی که پدید آوردکه انسان را در رنج آفریدهایم.
از همین ابتدا تکلیف خواننده با کتاب مشخص است: با داستانی مواجه هستیم که گویای تعصب و عشق به زادگاه است و درعینحال با کولهباری از درد و رنج همراه است.
کتاب بار دیگر شهری که دوست میداشتم شامل سه داستان مجزا است:
#کافه_پرواز#ماکت_هواپیما#قهوه#صنایع_هنری#کتابخوانی#صبحانه#کافه_مشهد_گردی#بار_دیگر_شهری_که_دوست_میداشت#نادر_ابراهیمی
۵:۵۰
۷:۱۲
#ماه_بندگی#ماه_رحمت_الهی#کافه #کافیشاپ #کافی_شاپ #کافه_کتاب #مافیا #شهروند #مشهد #سرگرمی #بازی #قهوه #خانواده #دوستانه #تفریح #پرواز #کافه_پرواز #کافه_کتاب_پرواز
۶:۳۸
.


عید سعید فطر مبارک باد 


به لطف الهی کافه کتاب از امروز بازگشایی گردید .#عید_فطر#کافه_کتاب_پرواز #بازگشایی_کافه
۱۴:۵۰
#کافه_کتاب_پرواز #نمایشگاه #نمایشگاه_کتاب #نمایشگاه_نوشت_افزار #کافه #کتاب #کتاب_خوانی #کوله #تخفیف #صنایع_هنری
@cafeketabparvazTel:05136203081
۱۵:۱۶