چهکنم با غصهی این اعداد؟که دیگر صدایِ شما را در ۱۴ خرداد ۰۵، نمیشنوم؟
۱۴۰
۱۹:۰۴
کلا دیگه جهانِ بیرنگی شده.
۹۸
۱۹:۲۳
ولی یهچیزی خیلی برام صریح شده.اونم اینه که مسیرِ پیشِ روی ما، واقعا روشن شده.با «ولایت» به اون معنی ذوب شدن، ما انقدر دیگه الگوهای معین و در دسترسی جلوی چشممون داریم، که بهانه آوردن گویی فقط مسخره کردن خودمونه.
باز هم میگم که :)باید آقاسیدعلی شد.
باز هم میگم که :)باید آقاسیدعلی شد.
۱۱۳
۱۹:۲۸
بازارسال شده از یادداشتهای تعبان کلاشنیکف به دوش|فرشته سجادیفر
در جدیدی از دموکراسی در کانال رو باز خواهم کرد تا خواهیم دید چه خواهید کرد

پن:دیدگاهها فعال شد
پن:دیدگاهها فعال شد
۱
۱۹:۳۸
گویا این جمعه، جمعهی ظهوره که کامنتهای اینجا هم باز شده. 🥸
۱۴۷
۱۹:۳۹
از این آزاداندیشیم بیزارم :))
در مرحله ثانیة از کتاب بدایه، توی مبحث وجود ذهنی، نظر نهایی صدرا، پرداختن به وجه حکایی و غیر حکاییِ ماهیته.چیزی که ذاتا علمئه و بهش میگن کیف بالذات. و چیزی که عرضاً داره اون جنبهی «عینیت» که ادعای حکماست رو پوشش میده و بهش میگن کیف بالعرض.
قاعدتاً این بحث کلی مقدمه و اینها داره، ولی اجمالاً نتیجه اینه که ماهیتِ مفهومشده در ذهن، «انتزاع» شده از خارجه.یعنی کیف بالذات، همون علم به معنی کیف نفسانیه. و کیف بالعرض، وجه حکایی ماهیت خارجیه که کاملاً مفهومیه.
بعد از خوندن نمیدونم چندمین بار این مبحث، به این نتیجه رسیدم که یحتمل یکی از مبانیِ بحث «اعتباری» بودن ماهیت در خارج، به معنی «ذهنی» بودن همین کیف بالعرض باشه.
چرا از آزاداندیشیم بیزارم؟چون اون دسته از رفقای فلسفی من میدونن چهقدر اصرار بر خارجی بودن و تقییدی بودنِ ماهیت در عین اعتباریتش دارم.
ولی خب این بحث هم بهنظرم خیلی منطقی اومد و به طرفِ مقابل، حق دادم.
در مرحله ثانیة از کتاب بدایه، توی مبحث وجود ذهنی، نظر نهایی صدرا، پرداختن به وجه حکایی و غیر حکاییِ ماهیته.چیزی که ذاتا علمئه و بهش میگن کیف بالذات. و چیزی که عرضاً داره اون جنبهی «عینیت» که ادعای حکماست رو پوشش میده و بهش میگن کیف بالعرض.
قاعدتاً این بحث کلی مقدمه و اینها داره، ولی اجمالاً نتیجه اینه که ماهیتِ مفهومشده در ذهن، «انتزاع» شده از خارجه.یعنی کیف بالذات، همون علم به معنی کیف نفسانیه. و کیف بالعرض، وجه حکایی ماهیت خارجیه که کاملاً مفهومیه.
بعد از خوندن نمیدونم چندمین بار این مبحث، به این نتیجه رسیدم که یحتمل یکی از مبانیِ بحث «اعتباری» بودن ماهیت در خارج، به معنی «ذهنی» بودن همین کیف بالعرض باشه.
چرا از آزاداندیشیم بیزارم؟چون اون دسته از رفقای فلسفی من میدونن چهقدر اصرار بر خارجی بودن و تقییدی بودنِ ماهیت در عین اعتباریتش دارم.
ولی خب این بحث هم بهنظرم خیلی منطقی اومد و به طرفِ مقابل، حق دادم.
۹۹
۹:۰۱
صدمین روز پس از او -
۱۳۰
۹:۰۲
مثلي، لایبایع مثلَ یزید -
۹۵
۲۰:۱۷
گُذَرْ... |کافاِی
کتابهای ۰۵ - ۱. نازنین | فیودور داستایفسکی ۲. ساخت واقعیت اجتماعی | جان سرل ۳. إن مع الصبر نصراً | السید علی الخامنئی ۴. رهنامه؛ تفکر، عقلانیت و آزاداندیشی | سیدعلی خامنهای ۵. رهنامه؛ ولایت و تشیع | سیدعلی خامنهای ۶. رهنامه؛ غرب شناسی | سیدعلی خامنهای ۷. رهنامه؛ نبوت | سیدعلی خامنهای ...
۵۳
۱۱:۲۶
در باب شبکهاجتماعی زدگی
چرا به این موضوع فکر کردم؟ چون در این ایام، n اتفاق در بهخوان افتاد که همه به نحوی بهشون «واکنش» نشون دادیم. باید بشینیم و حرف بزنیم ببینیم وقتی یهعدهمون مصرانه ایستادیم و میگیم بهخوان نباید «شبکه اجتماعی» بشه، منظورمون چیه؟چون با توجه به جملهی اول، اتفاقا بهخوان شبکه اجتماعی شده!چرا؟چون بحث از «اراده» و اختیار انسان در مقابل ساختاره :)
اساسا شبکهاجتماعی کارش اینه که انسانها رو به مثابهی صفر و یک ببینه و از دیدن بازی کردن این عددها در زمینی که طراحی کرده، بهرهی معین خودش رو ببره.البته این بحث اصلا تکبعدی نیست.گاهی اوقات ممکنه سازندهی زمین یه هدف داشته باشه اما اقتضائات ساختاریِ زمینی که طراحی کرده، به صورت «غیر ارادی»، اهداف رو عوض کنه و ناخودآگاه آدمها رو به مسیر بازی دیگهای بکشونه.(میشه اینو با بحث بکگراند که سرل میگه بررسی بیشتری کرد.)
حالا نکته اینجاست که در باب شبکهاجتماعی شدن باید بنویسم که بله، بهخوان ارادهی همهی مارو تحت تاثیر قرار داد. بدون اینکه لزوما خودش ارادهی مستقیمی داشته باشه.یعنی:«شبکه اجتماعی»،«زمین»ی طراحی کرد،که در اون،«همه»،«ملزم و ناگزیر»،به «واکنش» نشون دادن بشن!
این معیاره. هر زمانی که این اتفاق میفته، ماها شبکهاجتماعی زده محسوب میشیم. وقتی به «هر» چیزی واکنش نشون بدیم، چون «همه» دارن دربارهش حرف میزنن.در صورتی که «اراده»ی منِ انسان، اقتضا میکنه که خودم تعیین کنم درباره چی حرف بزنم. به چی واکنش نشون بدم.
چرا اینها رو گفتم؟چون عمیقا از اینکه به این n عدد اتفاقی که در بهخوان افتاده و من بهشون واکنش نشون ندادم، احساس خسران میکردم.و بعد به این فکر کردم که این حس خسران، ناشی از شبکهاجتماعی زدگی من داره.
نکتهی مهم:
فلسفی و همگانی این متن رو بخونید. حقیقتا هیچ فرد و گروه خاصی خطاب من نیستن و صرفا این نکتهایست که گفتنش شاید خالی از لطف نبوده باشه.
نکته دوم:
منظورمون از شبکهاجتماعی شدن، همون سبکیه که در اینستاگرام وجود داره اما لزوما ربطی به اصل اینستاگرام نداره! چون همون اتفاق در ایتا هم داره میفته مثلا :)
کافاِی@gozar_hich
چرا به این موضوع فکر کردم؟ چون در این ایام، n اتفاق در بهخوان افتاد که همه به نحوی بهشون «واکنش» نشون دادیم. باید بشینیم و حرف بزنیم ببینیم وقتی یهعدهمون مصرانه ایستادیم و میگیم بهخوان نباید «شبکه اجتماعی» بشه، منظورمون چیه؟چون با توجه به جملهی اول، اتفاقا بهخوان شبکه اجتماعی شده!چرا؟چون بحث از «اراده» و اختیار انسان در مقابل ساختاره :)
اساسا شبکهاجتماعی کارش اینه که انسانها رو به مثابهی صفر و یک ببینه و از دیدن بازی کردن این عددها در زمینی که طراحی کرده، بهرهی معین خودش رو ببره.البته این بحث اصلا تکبعدی نیست.گاهی اوقات ممکنه سازندهی زمین یه هدف داشته باشه اما اقتضائات ساختاریِ زمینی که طراحی کرده، به صورت «غیر ارادی»، اهداف رو عوض کنه و ناخودآگاه آدمها رو به مسیر بازی دیگهای بکشونه.(میشه اینو با بحث بکگراند که سرل میگه بررسی بیشتری کرد.)
حالا نکته اینجاست که در باب شبکهاجتماعی شدن باید بنویسم که بله، بهخوان ارادهی همهی مارو تحت تاثیر قرار داد. بدون اینکه لزوما خودش ارادهی مستقیمی داشته باشه.یعنی:«شبکه اجتماعی»،«زمین»ی طراحی کرد،که در اون،«همه»،«ملزم و ناگزیر»،به «واکنش» نشون دادن بشن!
این معیاره. هر زمانی که این اتفاق میفته، ماها شبکهاجتماعی زده محسوب میشیم. وقتی به «هر» چیزی واکنش نشون بدیم، چون «همه» دارن دربارهش حرف میزنن.در صورتی که «اراده»ی منِ انسان، اقتضا میکنه که خودم تعیین کنم درباره چی حرف بزنم. به چی واکنش نشون بدم.
چرا اینها رو گفتم؟چون عمیقا از اینکه به این n عدد اتفاقی که در بهخوان افتاده و من بهشون واکنش نشون ندادم، احساس خسران میکردم.و بعد به این فکر کردم که این حس خسران، ناشی از شبکهاجتماعی زدگی من داره.
نکتهی مهم:
فلسفی و همگانی این متن رو بخونید. حقیقتا هیچ فرد و گروه خاصی خطاب من نیستن و صرفا این نکتهایست که گفتنش شاید خالی از لطف نبوده باشه.
نکته دوم:
منظورمون از شبکهاجتماعی شدن، همون سبکیه که در اینستاگرام وجود داره اما لزوما ربطی به اصل اینستاگرام نداره! چون همون اتفاق در ایتا هم داره میفته مثلا :)
کافاِی@gozar_hich
۳۸
۱۵:۴۸