۸:۴۰
عامل آرامش و نشاطدر منظر قرآن کریم


یا ایها الناسانتم الفقرا الی الله
احساس محدودیت ،نشاط و آرامش را از انسان سلب می کند
هروقت انسان احساس کند محدود شده حالش خوب نیستخداوند این محدودیت را برای انسان مقدر نفرمودنشانه اش چیست ؟قدرت اختیار و انتخاب.!انا هدیناه السبیلاما شاکراو اما کفورا
ما در هر لحظه زندگی ،انتخابگری کهیا شاکر باشیمیا کافر..
اماخداوند انتخاب درست را که باعث سعادت ماست،رابه ما آموزش داد،،به ما تقلب رسوند!
از طریق فطرت توحیدی که به انسانها عطا فرموداز طریق قوه ی عاقله،که تا حدودی تشخیص خوب و بد را نصیب ما می کندو ازطریق تعالیم شریعت که منشور سعادت و راه صحیح زندگیست...
این ماهستیم که باید راه زندگی خود را تعیین کنیمو این قدرت انتخابگری،نشانه ی قدرت و کرامت و شخصیت والایی است که خداوند به انسان داده است
واین معنای آزادی است
ما اگر بدحال و غمگین و بی نشاط و مضطربیم،نتیجه ی انتخاب ها غلط خود را تجربه می کنیموگرنه وقتی در مسیر صحیح باشیم ،در مسیری که هماهنگ با تمام کائنات و تمام خوبان هست،نشاط و سرور و آرامش نصیبمون میشهبی هدفی ، بی برنامگی ، احساس از دست دادن عمر و سرمایه ی وجودی نداریمچون آزادانه و با اختیارانتخابی کرده ایم که نهایت آزاد اندیشی استاز اینکه در اسارت و بندگی انسانهایی باشیم که مثل خود ما مخلوق و عاجز و محتاجند،آزاد شده ایمو فقط بنده ی خالق بی همتای خود هستیم که نهایت لطف و محبت و رحمت را به مادارداحساس فقر الی اللهبالاترین عزت و آزادگی استچوناین احساس فقر ،یعنی احساس عزت و غنا در برابر همه ی عالم..!والله هوالغنی الحمید
محدودیت یعنی ،توجه به اسباب به جای توجه به مسبب الاسبابچون هیچ چیز جز خدا،غنی و پایدار و قابل اتکا نیست،دل بستن به اسباب و غیر خدا، که نمیتواند نیازهای مارا مرتفع کند و هر لحظه ممکنه از ما جداشود، نابود شود و یا باعث خسارت به ما شودما را دچاراضطراب و نا آرامی و غمگینی می کند
ما خودمان ، خودمان را محدود می کنیم و این محدودیت ،که توجه به اسباب و موثر دانستن اسباب به جای مسبب الاسباب است،احساس ناکارآمدی و ناامیدی به ما می دهد
و برعکس،بندگی خدا ،کرامت و احساس قدرت و بی نیازی از غیر خدا به ما عطا می کندکه عامل سرور و نشاط و شادی پایدار است
الاان اولیاء اللهلاخوف علیهم و لا هم یحزنون
یا ایها الناسانتم الفقرا الی الله
احساس محدودیت ،نشاط و آرامش را از انسان سلب می کند
هروقت انسان احساس کند محدود شده حالش خوب نیستخداوند این محدودیت را برای انسان مقدر نفرمودنشانه اش چیست ؟قدرت اختیار و انتخاب.!انا هدیناه السبیلاما شاکراو اما کفورا
ما در هر لحظه زندگی ،انتخابگری کهیا شاکر باشیمیا کافر..
اماخداوند انتخاب درست را که باعث سعادت ماست،رابه ما آموزش داد،،به ما تقلب رسوند!
این ماهستیم که باید راه زندگی خود را تعیین کنیمو این قدرت انتخابگری،نشانه ی قدرت و کرامت و شخصیت والایی است که خداوند به انسان داده است
واین معنای آزادی است
ما اگر بدحال و غمگین و بی نشاط و مضطربیم،نتیجه ی انتخاب ها غلط خود را تجربه می کنیموگرنه وقتی در مسیر صحیح باشیم ،در مسیری که هماهنگ با تمام کائنات و تمام خوبان هست،نشاط و سرور و آرامش نصیبمون میشهبی هدفی ، بی برنامگی ، احساس از دست دادن عمر و سرمایه ی وجودی نداریمچون آزادانه و با اختیارانتخابی کرده ایم که نهایت آزاد اندیشی استاز اینکه در اسارت و بندگی انسانهایی باشیم که مثل خود ما مخلوق و عاجز و محتاجند،آزاد شده ایمو فقط بنده ی خالق بی همتای خود هستیم که نهایت لطف و محبت و رحمت را به مادارداحساس فقر الی اللهبالاترین عزت و آزادگی استچوناین احساس فقر ،یعنی احساس عزت و غنا در برابر همه ی عالم..!والله هوالغنی الحمید
محدودیت یعنی ،توجه به اسباب به جای توجه به مسبب الاسبابچون هیچ چیز جز خدا،غنی و پایدار و قابل اتکا نیست،دل بستن به اسباب و غیر خدا، که نمیتواند نیازهای مارا مرتفع کند و هر لحظه ممکنه از ما جداشود، نابود شود و یا باعث خسارت به ما شودما را دچاراضطراب و نا آرامی و غمگینی می کند
ما خودمان ، خودمان را محدود می کنیم و این محدودیت ،که توجه به اسباب و موثر دانستن اسباب به جای مسبب الاسباب است،احساس ناکارآمدی و ناامیدی به ما می دهد
و برعکس،بندگی خدا ،کرامت و احساس قدرت و بی نیازی از غیر خدا به ما عطا می کندکه عامل سرور و نشاط و شادی پایدار است
الاان اولیاء اللهلاخوف علیهم و لا هم یحزنون
۷:۱۸
بازارسال شده از Ali
۷:۱۹
عامل خوشی و نشاطدر قرآن کریم


انسان طالب عشق و حب است،محبوب بودن حالش رو خوب میکنه،اماخیلی از دوست داشتن های انسانها مجازی استتجاری است،دوست داشتن مجازی یعنی دوستی براساس نیاز متقابل،برای رفع نیاز عاطفی، فکری، مادی ، شخصیتی...به معنای حقیقی،کسب سود و منفعت !که منجر به توقع و دلگیری می شود و خسارت آور است
ارتباط با انسانها و دوستی ها نیاز فطری انسان است اماوقتی این ارتباط سازنده و پویا و باعث خوشی و ارامش است که با احساس نیاز و وابستگی همراه نباشدوقتی روابط سالم است،که بدانیمما و همه ی انسانهای دیگر،فقط،محتاج یکی هستیم،خدای خوب ما..!
دوست داشتن اولیای الهی و رهبران دینی که بدون درخواست مزد و توقع، سخت ترین زحمات را برای هدایت بشر از سر شوق و رغبت و دلسوزی تحمل کردند ، ،،،دوست داشتن پدر ومادرها ،ذره ای از جلوه ی محبت حقیقی است
جلوه ی حقیقی دوست داشتن و محبت،دوست داشتن خداستخدا بندگان و مخلوقات خود را دوست دارداصلا مبنای افرینش حب و عشق است، خداوند،باهمه ی عظمت و قدرتش ،که کوچکترین نیازی به ما ندارد، نه فقط حقیقت دوست و عشق را به ما دارد بلکه،انواع محبت ها رو به ما می کند،از همه جهت تامینمان میکند،همه ی امکانات عالم در خدمت و مسخر ما قرار داده است ،هر لحظه و آن حیات و وجودو الطاف او برایم جریان دارد، چیزهایی که اصلا به عقل ما نمیرسید که لازم داریم و برایمان نافع است،اصلا درخواست ما نبوده ولیبه ما عطا کرده است هم در جنبه ی تکوین و آفرینش چسموهم در جنبه ی نیازهای روحی و فکری در بستر تشریع،
نعمات خدا،تکراری نیستهر لحظه و هر آن، ریزش الطاف خداوند در کل عالم وجود دارد،در حالیقدراینهمه لطف رو نمیدانیمیکسره ناشکر ی در فعل و فکر دارمولی بازهماو که رب و مربی و پرورش دهنده ی ماست،رحمت و لطف خود را نازل می کند ،چرا؟چون جلوه ای از خدا در سرشت انسان است
من کیم ؟همان مخلوقی که قراراست خلیفه ی خدا باشم
و این نهایت اکرام خداست به انسان
او کیست ؟خدای مهربانی که دائم با نعماتش میخواهد ابراز محبت به من کندمحبت او از نعمات خیلی مهم ترهستزندگی ما پراز نعمت استوپشت پرده هر نعمتی اینه که خدا بهمون میگه دوستت دارماگر ما رو دوست نداشت که نه می آفرید نه نعمت می داد خداوند قهار و عزیز است کسی براو مسلط نیست که به جبر بیافریند یا نعمت دهددابطه ی بنده با خدا رابطه ی عاشقانه استتحبب الینا بالنعم
و در برابر این همه نعمات فقط از ما خواسته رابطه ی عاشقانه ی خود را با خدا حفظ کنیمراه زندگی خیلی خوش را به ما پیشنهاد داده است:ان اعبدونی هذا صراط مستقیم..
۱۲۴ هزار پیامبر فرستاد تاراه و رسم این زندگی را به ما نشان دهندتمام احکام شریعت برای همین است که ما را درمسیر این زندگی صحیح و رشد وکمال قرار بدهد
اگر شاگرد مدرسه ایهمه ی امکانات را داشته باشد اما درس نخواند و خود را سرگرم کارهای بیهوده کند ،مقصر کیست ؟؟
انسان طالب عشق و حب است،محبوب بودن حالش رو خوب میکنه،اماخیلی از دوست داشتن های انسانها مجازی استتجاری است،دوست داشتن مجازی یعنی دوستی براساس نیاز متقابل،برای رفع نیاز عاطفی، فکری، مادی ، شخصیتی...به معنای حقیقی،کسب سود و منفعت !که منجر به توقع و دلگیری می شود و خسارت آور است
ارتباط با انسانها و دوستی ها نیاز فطری انسان است اماوقتی این ارتباط سازنده و پویا و باعث خوشی و ارامش است که با احساس نیاز و وابستگی همراه نباشدوقتی روابط سالم است،که بدانیمما و همه ی انسانهای دیگر،فقط،محتاج یکی هستیم،خدای خوب ما..!
دوست داشتن اولیای الهی و رهبران دینی که بدون درخواست مزد و توقع، سخت ترین زحمات را برای هدایت بشر از سر شوق و رغبت و دلسوزی تحمل کردند ، ،،،دوست داشتن پدر ومادرها ،ذره ای از جلوه ی محبت حقیقی است
جلوه ی حقیقی دوست داشتن و محبت،دوست داشتن خداستخدا بندگان و مخلوقات خود را دوست دارداصلا مبنای افرینش حب و عشق است، خداوند،باهمه ی عظمت و قدرتش ،که کوچکترین نیازی به ما ندارد، نه فقط حقیقت دوست و عشق را به ما دارد بلکه،انواع محبت ها رو به ما می کند،از همه جهت تامینمان میکند،همه ی امکانات عالم در خدمت و مسخر ما قرار داده است ،هر لحظه و آن حیات و وجودو الطاف او برایم جریان دارد، چیزهایی که اصلا به عقل ما نمیرسید که لازم داریم و برایمان نافع است،اصلا درخواست ما نبوده ولیبه ما عطا کرده است هم در جنبه ی تکوین و آفرینش چسموهم در جنبه ی نیازهای روحی و فکری در بستر تشریع،
نعمات خدا،تکراری نیستهر لحظه و هر آن، ریزش الطاف خداوند در کل عالم وجود دارد،در حالیقدراینهمه لطف رو نمیدانیمیکسره ناشکر ی در فعل و فکر دارمولی بازهماو که رب و مربی و پرورش دهنده ی ماست،رحمت و لطف خود را نازل می کند ،چرا؟چون جلوه ای از خدا در سرشت انسان است
من کیم ؟همان مخلوقی که قراراست خلیفه ی خدا باشم
او کیست ؟خدای مهربانی که دائم با نعماتش میخواهد ابراز محبت به من کندمحبت او از نعمات خیلی مهم ترهستزندگی ما پراز نعمت استوپشت پرده هر نعمتی اینه که خدا بهمون میگه دوستت دارماگر ما رو دوست نداشت که نه می آفرید نه نعمت می داد خداوند قهار و عزیز است کسی براو مسلط نیست که به جبر بیافریند یا نعمت دهددابطه ی بنده با خدا رابطه ی عاشقانه استتحبب الینا بالنعم
و در برابر این همه نعمات فقط از ما خواسته رابطه ی عاشقانه ی خود را با خدا حفظ کنیمراه زندگی خیلی خوش را به ما پیشنهاد داده است:ان اعبدونی هذا صراط مستقیم..
۱۲۴ هزار پیامبر فرستاد تاراه و رسم این زندگی را به ما نشان دهندتمام احکام شریعت برای همین است که ما را درمسیر این زندگی صحیح و رشد وکمال قرار بدهد
اگر شاگرد مدرسه ایهمه ی امکانات را داشته باشد اما درس نخواند و خود را سرگرم کارهای بیهوده کند ،مقصر کیست ؟؟
۷:۳۸
عامل توانمندی ، سرور و نشاطدر قرآن کریم


فاقم وجهک للذین القیم
قیام ، ایستادنی بدون کوچکترین انحراف و اعوجاج است
آیا کسی که ظاهری کج و کوله،ناصاف و پریشان داشته باشد ،تواناست ؟
آیا دروغ ، فریب ، ظلم،خیانت ، عصبانیت و پرخاشگری ، شهوت پرستی، بی نظمی و وابستگی روحی به دیگران ، ارزش و بها دادن به مال و مدرک و ...انسان را توانا و محکم و ایستادگی روحی و جسمی می بخشد،یاایمان و پرهیز از رذائل و اتصاف به خلقیات والاو کمالات ..؟
فاقم وجهک للدین القیم
یعنیچهره ی جانت را به سوی خدا کنبه سوی اولیای الهی،به سوی مولا علی،،که مظهر و جلوه ی تمام کمالاتی است که در انسان به ظهور می رسدیعنی،اراده ی دایم توست که سرنوشت تو را می سازد،اراده ی اینکه چشم انداز تو،بندگی خدا باشد،نه اسیر موهومات و اعتباریاتی که فانی است
آیامال و پول و مدرک ودوست و ...میتواند در بحران سیل و زلزله ما رانجات دهد ؟یا میتواندخورشید وباران و هوا و اکسیژن و خاک و.. را ،که در تهیه ی رزق و روزی ما به امر خدا درکارند ،اگر لحظه ای به اذن خدا تعطیل شوند،مدیریت کند ؟
ءامنتم من فی السماان یخسف بکم الارضفاذا هی تمور؟
امن هذا الذی یرزقکم ان امسک رزقه ؟
ان الکافرون،الا فی غرور..!
چهره ی جان رارو به سوی خدا کنفقط روبه سوی خدا
همان خداییکه اگر به آبهای زمین امر کند در زمین فرو بروند ،هیچ قدرتی نمیتواند آب زلال برایمان فراهم کند..
قل ارایتم ان اصبح ماءکم غورافمن یاتیکم بماء معین؟
فاقم وجهک للذین القیم
قیام ، ایستادنی بدون کوچکترین انحراف و اعوجاج است
آیا کسی که ظاهری کج و کوله،ناصاف و پریشان داشته باشد ،تواناست ؟
آیا دروغ ، فریب ، ظلم،خیانت ، عصبانیت و پرخاشگری ، شهوت پرستی، بی نظمی و وابستگی روحی به دیگران ، ارزش و بها دادن به مال و مدرک و ...انسان را توانا و محکم و ایستادگی روحی و جسمی می بخشد،یاایمان و پرهیز از رذائل و اتصاف به خلقیات والاو کمالات ..؟
فاقم وجهک للدین القیم
یعنیچهره ی جانت را به سوی خدا کنبه سوی اولیای الهی،به سوی مولا علی،،که مظهر و جلوه ی تمام کمالاتی است که در انسان به ظهور می رسدیعنی،اراده ی دایم توست که سرنوشت تو را می سازد،اراده ی اینکه چشم انداز تو،بندگی خدا باشد،نه اسیر موهومات و اعتباریاتی که فانی است
آیامال و پول و مدرک ودوست و ...میتواند در بحران سیل و زلزله ما رانجات دهد ؟یا میتواندخورشید وباران و هوا و اکسیژن و خاک و.. را ،که در تهیه ی رزق و روزی ما به امر خدا درکارند ،اگر لحظه ای به اذن خدا تعطیل شوند،مدیریت کند ؟
ءامنتم من فی السماان یخسف بکم الارضفاذا هی تمور؟
امن هذا الذی یرزقکم ان امسک رزقه ؟
ان الکافرون،الا فی غرور..!
چهره ی جان رارو به سوی خدا کنفقط روبه سوی خدا
همان خداییکه اگر به آبهای زمین امر کند در زمین فرو بروند ،هیچ قدرتی نمیتواند آب زلال برایمان فراهم کند..
قل ارایتم ان اصبح ماءکم غورافمن یاتیکم بماء معین؟
۷:۵۷
عامل نشاط و شادابیدر نهج البلاغه


یکی از عوامل نشاط و شادابی در زندگی ،داشتن چارچوب در زندگی استچارچوب صحیح را خالق برای مخلوق وضع کرده استهمانطور که سازنده هر وسیلهای دستور العمل خاص برای مصنوع خود وضع می کند
رعایت حد و مرزها ،احترام به کرامت و ارزش انسانی استحرام حرام است چون انسان محترم استحرمت داردمثلاحرمت و کرامت انسان اقتضاء می کند که در چارچوب صدق بماند و وارد محدوده ی کذب نشود،وقتی خود را رها کنم و ملتزم به باید ها و نبایدهای شریعت نباشم بی احترامی به حقیقت انسانی و نفس خودم کرده اموقتی خودم را رها می کنم یعنی برای خودم اعتبار و ارزشی قائل نیستم که اجازه می دهم آلوده به هر زشتی و بدی و خباثت شوم
زیبایی و آراستگی درونی ،مانند زیبایی و آراستگی ظاهری باعث سرور و نشاط،انسان می شود
زندگی وقتی دارای حد و مرز باشد، نشاط و خوشحالی به بار می اید
حکمت ۱۰۳ ۱۲۲آضاعه الفرصه، غصههم :افکار نادرست دغدغه نابجا همین دلشوره هابازتاب ورود در وادی معصیت است که حد توقف نداردمرز و محدودیت هادر زندگی،یعنیبه خودم اجازه خیلی از افکار و اعمال زشت و بی ارزش را نمی دهمتمام حدود دین و خط قرمزها برای همین وضع شده وقتی زندگی مرز نداشته باشه و بایدها و نبایدها نداشته باشد،یعنیانسان دائم در حال خسارت استسرمایه های وجودی خود را از بین می برد
علامت مرز نشناختن در زندگی ، از دست دادن فرصتهاست از دست دادن سرمایه هاست چون حد ومرز زندگیش را نمیشناسه که تا ابدیت هست باقیست پس تمام لحظه ها باید دنبال کسب سرمایه باشدبرعکس بطالت و بی نظمی وازدست دادن فرصت هاکم کاریکار مفید نداشتن(قصر فی العمل)حاصل این است کهانسان تابع قانون و چارچوب صحیح نیست انگیزه ای متعالی،ندارد وقتی مرز اعتقادی وجود ندارد،وسوسه های شیطان جن و انس، فرصت جولان پیدا میکند وکار شیطان القا ناامیدی و اضطراب،و دغدغه ی فکری است
یخوف اولیائهوقتی تابع مرزهای اعتقادی باشهتمام تلاشش افزایش کیفیت و کمیت عمل است و نگران حال و آینده نیست چون اعتماد و توکلش به خداست
حکمت ۱۴۲زندگی بدون چارچوب و مرز زندگی نیستچون مفید نیستمیفرمایند مدل این آدما زندگی نکن نباش جز افرادی که هم اختلال فکری و روانی و اخلاقی دارند
ان افتقر قنط و وهنکسانی که تا فقیر میشن ناامید و سست میشوندچرا ؟چون چارچوب اعتقادی ندارندوگرنهکسی که زندگی بامرز دارد ناامیدی برایش کفر است چون خدا دستش باز است در لحظه میتونه ورق زندگی منو عوض کنه کل یوم هو فی شأن تادیروز گشایش نبوده امروز ممکنه باب رحمت باز شود وقتی مرز نداره درست فکر نمیکنه به افکار مغشوش و ناصحیح اجازه ورود میده ناامید میشهدر مرزبندی صحیح ،توکل به خداست نه خودشوقتی دچار فقر میشه روی خدا حساب میکنه نه جیب خودش
ان سقم ندم و ان صح امن لاهیاوقتی زندگی چارچوب داره از زمان حال و نعمات حسن استفاده میکنه بی برنامه و بی هدف زندگی نمیکنه که وقتی مریض میشه غصه میخوره که از امکانتش استفاده نمیکنهخوبان را دوست داره اما رفتارش مثل اونها نیست
یکی از عوامل نشاط و شادابی در زندگی ،داشتن چارچوب در زندگی استچارچوب صحیح را خالق برای مخلوق وضع کرده استهمانطور که سازنده هر وسیلهای دستور العمل خاص برای مصنوع خود وضع می کند
رعایت حد و مرزها ،احترام به کرامت و ارزش انسانی استحرام حرام است چون انسان محترم استحرمت داردمثلاحرمت و کرامت انسان اقتضاء می کند که در چارچوب صدق بماند و وارد محدوده ی کذب نشود،وقتی خود را رها کنم و ملتزم به باید ها و نبایدهای شریعت نباشم بی احترامی به حقیقت انسانی و نفس خودم کرده اموقتی خودم را رها می کنم یعنی برای خودم اعتبار و ارزشی قائل نیستم که اجازه می دهم آلوده به هر زشتی و بدی و خباثت شوم
زیبایی و آراستگی درونی ،مانند زیبایی و آراستگی ظاهری باعث سرور و نشاط،انسان می شود
زندگی وقتی دارای حد و مرز باشد، نشاط و خوشحالی به بار می اید
حکمت ۱۰۳ ۱۲۲آضاعه الفرصه، غصههم :افکار نادرست دغدغه نابجا همین دلشوره هابازتاب ورود در وادی معصیت است که حد توقف نداردمرز و محدودیت هادر زندگی،یعنیبه خودم اجازه خیلی از افکار و اعمال زشت و بی ارزش را نمی دهمتمام حدود دین و خط قرمزها برای همین وضع شده وقتی زندگی مرز نداشته باشه و بایدها و نبایدها نداشته باشد،یعنیانسان دائم در حال خسارت استسرمایه های وجودی خود را از بین می برد
علامت مرز نشناختن در زندگی ، از دست دادن فرصتهاست از دست دادن سرمایه هاست چون حد ومرز زندگیش را نمیشناسه که تا ابدیت هست باقیست پس تمام لحظه ها باید دنبال کسب سرمایه باشدبرعکس بطالت و بی نظمی وازدست دادن فرصت هاکم کاریکار مفید نداشتن(قصر فی العمل)حاصل این است کهانسان تابع قانون و چارچوب صحیح نیست انگیزه ای متعالی،ندارد وقتی مرز اعتقادی وجود ندارد،وسوسه های شیطان جن و انس، فرصت جولان پیدا میکند وکار شیطان القا ناامیدی و اضطراب،و دغدغه ی فکری است
یخوف اولیائهوقتی تابع مرزهای اعتقادی باشهتمام تلاشش افزایش کیفیت و کمیت عمل است و نگران حال و آینده نیست چون اعتماد و توکلش به خداست
حکمت ۱۴۲زندگی بدون چارچوب و مرز زندگی نیستچون مفید نیستمیفرمایند مدل این آدما زندگی نکن نباش جز افرادی که هم اختلال فکری و روانی و اخلاقی دارند
ان افتقر قنط و وهنکسانی که تا فقیر میشن ناامید و سست میشوندچرا ؟چون چارچوب اعتقادی ندارندوگرنهکسی که زندگی بامرز دارد ناامیدی برایش کفر است چون خدا دستش باز است در لحظه میتونه ورق زندگی منو عوض کنه کل یوم هو فی شأن تادیروز گشایش نبوده امروز ممکنه باب رحمت باز شود وقتی مرز نداره درست فکر نمیکنه به افکار مغشوش و ناصحیح اجازه ورود میده ناامید میشهدر مرزبندی صحیح ،توکل به خداست نه خودشوقتی دچار فقر میشه روی خدا حساب میکنه نه جیب خودش
ان سقم ندم و ان صح امن لاهیاوقتی زندگی چارچوب داره از زمان حال و نعمات حسن استفاده میکنه بی برنامه و بی هدف زندگی نمیکنه که وقتی مریض میشه غصه میخوره که از امکانتش استفاده نمیکنهخوبان را دوست داره اما رفتارش مثل اونها نیست
۱۳:۴۳
عامل نشاط و شادابیدر نهج البلاغه


یکی از عوامل نشاط و شادابی در زندگی ،داشتن چارچوب در زندگی استچارچوب صحیح را خالق برای مخلوق وضع کرده استهمانطور که سازنده هر وسیلهای دستور العمل خاص برای مصنوع خود وضع می کند
رعایت حد و مرزها ،احترام به کرامت و ارزش انسانی استحرام حرام است چون انسان محترم استحرمت داردمثلاحرمت و کرامت انسان اقتضاء می کند که در چارچوب صدق بماند و وارد محدوده ی کذب نشود،وقتی خود را رها کنم و ملتزم به باید ها و نبایدهای شریعت نباشم بی احترامی به حقیقت انسانی و نفس خودم کرده اموقتی خودم را رها می کنم یعنی برای خودم اعتبار و ارزشی قائل نیستم که اجازه می دهم آلوده به هر زشتی و بدی و خباثت شوم
زیبایی و آراستگی درونی ،مانند زیبایی و آراستگی ظاهری باعث سرور و نشاط،انسان می شود
زندگی وقتی دارای حد و مرز باشد، نشاط و خوشحالی به بار می اید
حکمت ۱۰۳ ۱۲۲آضاعه الفرصه، غصههم :افکار نادرست دغدغه نابجا همین دلشوره هابازتاب ورود در وادی معصیت است که حد توقف نداردمرز و محدودیت هادر زندگی،یعنیبه خودم اجازه خیلی از افکار و اعمال زشت و بی ارزش را نمی دهمتمام حدود دین و خط قرمزها برای همین وضع شده وقتی زندگی مرز نداشته باشه و بایدها و نبایدها نداشته باشد،یعنیانسان دائم در حال خسارت استسرمایه های وجودی خود را از بین می برد
علامت مرز نشناختن در زندگی ، از دست دادن فرصتهاست از دست دادن سرمایه هاست چون حد ومرز زندگیش را نمیشناسه که تا ابدیت هست باقیست پس تمام لحظه ها باید دنبال کسب سرمایه باشدبرعکس بطالت و بی نظمی وازدست دادن فرصت هاکم کاریکار مفید نداشتن(قصر فی العمل)
وقتی زندگی تابع قانون و چارچوب صحیح نیست انگیزه ای برای فعالیت صحیح و کار و تلاش نیستوقتی مرز اعتقادی ندارموسوسه های شیطان دائمی است کار شیطان القا ناامیدی و اضطراب استانما ذلکم الشیطانیخوف اولیائه
دغدغه ی فکری ایجاد میکندانسانی که تابع مرزهای اعتقادی استتمام تلاش افزایش کیفیت و کمیت عمل است نه اینکه نگران حال و آینده باشد چون اعتماد و توکلش به خداست
حکمت ۱۴۲زندگی بدون چارچوب و مرز زندگی نیستچون مفید نیستمیفرمایند مدل این آدما زندگی نکن نباش جز افرادی که هم اختلال فکری و روانی و اخلاقی دارند
ان افتقر قنط و وهنکسانی که تا فقیر میشن ناامید و سست میشوندچرا ؟چون چارچوب اعتقادی ندارندوگرنهکسی که در زندگی رعایت حد و حدود شریعت را می کندمرز دارد ناامیدی برایش کفر است چون باور دارد خدا دستش باز است در یک آن و لحظه میتواند ورق زندگی انسان راعوض کند کل یوم هو فی شأن تادیروز گشایش نبوده امروز ممکن است باب رحمت باز شود انسانی که اعتقاد توحیدی ندارد، در زندگی مرز ندارد،درست فکر نمیکند به افکار مغشوش و ناصحیح اجازه ورود میدهد، ناامیدی خیلی دامنگیرش،می شوددر حالی که،در مرزبندی صحیح ،توکل به خداست نه خود امیدش به خداستنه اسباب
ان سقم ندم و ان صح امن لاهیاانسانی که در زندگی چارچوب دارد از زمان حال و نعمات حسن استفاده میکند بی برنامه و بی هدف زندگی نمیکند که وقتی مریض میشود غصه دار از دست دادن فرصتها. و استفاده نکردن از امکانتش باشد
یکی از عوامل نشاط و شادابی در زندگی ،داشتن چارچوب در زندگی استچارچوب صحیح را خالق برای مخلوق وضع کرده استهمانطور که سازنده هر وسیلهای دستور العمل خاص برای مصنوع خود وضع می کند
رعایت حد و مرزها ،احترام به کرامت و ارزش انسانی استحرام حرام است چون انسان محترم استحرمت داردمثلاحرمت و کرامت انسان اقتضاء می کند که در چارچوب صدق بماند و وارد محدوده ی کذب نشود،وقتی خود را رها کنم و ملتزم به باید ها و نبایدهای شریعت نباشم بی احترامی به حقیقت انسانی و نفس خودم کرده اموقتی خودم را رها می کنم یعنی برای خودم اعتبار و ارزشی قائل نیستم که اجازه می دهم آلوده به هر زشتی و بدی و خباثت شوم
زیبایی و آراستگی درونی ،مانند زیبایی و آراستگی ظاهری باعث سرور و نشاط،انسان می شود
زندگی وقتی دارای حد و مرز باشد، نشاط و خوشحالی به بار می اید
حکمت ۱۰۳ ۱۲۲آضاعه الفرصه، غصههم :افکار نادرست دغدغه نابجا همین دلشوره هابازتاب ورود در وادی معصیت است که حد توقف نداردمرز و محدودیت هادر زندگی،یعنیبه خودم اجازه خیلی از افکار و اعمال زشت و بی ارزش را نمی دهمتمام حدود دین و خط قرمزها برای همین وضع شده وقتی زندگی مرز نداشته باشه و بایدها و نبایدها نداشته باشد،یعنیانسان دائم در حال خسارت استسرمایه های وجودی خود را از بین می برد
علامت مرز نشناختن در زندگی ، از دست دادن فرصتهاست از دست دادن سرمایه هاست چون حد ومرز زندگیش را نمیشناسه که تا ابدیت هست باقیست پس تمام لحظه ها باید دنبال کسب سرمایه باشدبرعکس بطالت و بی نظمی وازدست دادن فرصت هاکم کاریکار مفید نداشتن(قصر فی العمل)
وقتی زندگی تابع قانون و چارچوب صحیح نیست انگیزه ای برای فعالیت صحیح و کار و تلاش نیستوقتی مرز اعتقادی ندارموسوسه های شیطان دائمی است کار شیطان القا ناامیدی و اضطراب استانما ذلکم الشیطانیخوف اولیائه
دغدغه ی فکری ایجاد میکندانسانی که تابع مرزهای اعتقادی استتمام تلاش افزایش کیفیت و کمیت عمل است نه اینکه نگران حال و آینده باشد چون اعتماد و توکلش به خداست
حکمت ۱۴۲زندگی بدون چارچوب و مرز زندگی نیستچون مفید نیستمیفرمایند مدل این آدما زندگی نکن نباش جز افرادی که هم اختلال فکری و روانی و اخلاقی دارند
ان افتقر قنط و وهنکسانی که تا فقیر میشن ناامید و سست میشوندچرا ؟چون چارچوب اعتقادی ندارندوگرنهکسی که در زندگی رعایت حد و حدود شریعت را می کندمرز دارد ناامیدی برایش کفر است چون باور دارد خدا دستش باز است در یک آن و لحظه میتواند ورق زندگی انسان راعوض کند کل یوم هو فی شأن تادیروز گشایش نبوده امروز ممکن است باب رحمت باز شود انسانی که اعتقاد توحیدی ندارد، در زندگی مرز ندارد،درست فکر نمیکند به افکار مغشوش و ناصحیح اجازه ورود میدهد، ناامیدی خیلی دامنگیرش،می شوددر حالی که،در مرزبندی صحیح ،توکل به خداست نه خود امیدش به خداستنه اسباب
ان سقم ندم و ان صح امن لاهیاانسانی که در زندگی چارچوب دارد از زمان حال و نعمات حسن استفاده میکند بی برنامه و بی هدف زندگی نمیکند که وقتی مریض میشود غصه دار از دست دادن فرصتها. و استفاده نکردن از امکانتش باشد
۱۳:۰۵
بازارسال شده از ماترکناک یابن الحسین
#آهنگ_کامل
#نشر_حداکثری
۱۹:۲۹
بسم الله الرحمن الرحیم
۹:۲۴
الحمد لله رب العالمین
خداوند ،تمام مخلوقات خودرا ،در تمام عوالم ،تحت ربوبیت یعنی تربیت خود قرار می دهد(عالمین جمع استو یکی از موارد اعجاز قران کریم، یعنی عالم، در بعد مادی نه تنها محدود به کره زمین و منظومه ی شمسی،و... نیست بلکه عوالم دیگری هست که هنوز بشر به ان دسترسی ندارد
در بعد وجودی انسان هم عوالم متعددی هستعالم نفس، عقل، قلب، روح، سر خفی و اخفی..واین نگرش و توجه به انسان وسعت دید می دهد و او را از،محدودیت و جزیی نگری باز می دارد)
تربیت چیست ؟جدا کردن از نقص و رساندن به کمالاتی که بالقوه در وجود موجودات هستکلمه ی تربیت ، باب تفعیل است واز معانی ان تدریج استاین رشد و رسیدن از نقص به کمال در همه ی مخلوقات از کوچکترین ذره تا بزرگترین ، درعالم ماده به تدریج صورت می گیرد(مثل تبدیل دانه به درخت میوه) ولیخداوند برای انسان،تربیت خاص داردچون انسان جنبه ی مادی و معنوی( روحانی) دارد و همانطور که رشد جسمانی او به واسطه ی اسباب مادی تامین می شود،( و البته اینهم تحت تدبیر خداستمثلا مادر به بچه شیر می دهدولی تدبیر اینکه شیر چه ترکیباتی داره و هر ترکیب و ماده ای باعث رشد و تکامل و تامین نیاز چه سلول و بافت و ارگانی در بدن می شود و.. همه از خداوند و تدبیر و ربوبیت اوست)،،خداوندبرای رشد و تکامل و تامین نیازهای فطری و روحانی انسان ،از طریق ارسال پیامبران و اولیای الهی و دین و شریعت او را تحت ربوبیت خود قرار می دهد
نماز یکی از مهمترین عوامل رشد و تربیت الهیست:
قد افلح المومنونالذین هم فی صلاتهم خاشعونوالذین هم عن اللغو معرضون
(فلاح
چرا یکیاز اثرات اصلی نمازاعراض از لغو است ؟
چون نماز انسان رابا مبدا و معاد اشنا می کندارتباط با خداوند،اعتقاد به معاد زندگی را در مسیر صحیح قرار می دهد زندگی و عمر را فرصت کوتاه برای به فعلیت رساندن استعداد های بی نهایت خود می داند و از عمر استفاده بهینه می کندنماز گزار به همین جهت از لغو و بطالت، کسالت هدر دادن فرصت ها و توانایی ها اعراض می کند
۲-نقش دیگر نمازان الصلاه تنهی عن الفحشا،و المنکر
نماز اگر نماز باشد ،ناهی از منکر است خودنماز،عامل رشد انسان و جداشدن ازاز رذایل ،و اتصاف به کمالات است
این فحشا و منکر بعضی مربوط به عالم ظاهر انسان و بعضی مربوط به عوالم باطنی اوست
(مثلا ظاهرا متجسس هستم یا عفت کلام ندارم وباطنا الوده به حسادت و کینه هستم )
چگونه نماز ناهی از منکر و فحشاست ؟
نماز ، حضور در محضر رب العالمین استهمین احساس حضورو خضوع در برابر خداوندانسان را از زشتی ها جدا میکندچطور در محضر یک انسان بزرگ ،انسان مراقب تمام اعمال و رفتار خود هست ؟مگر میشود انسان خود را در محضر رب العالمین بداند و مرتکب گناه و خطا شود؟نور این احساس، حضور تمام ظلمات و تاریکی ها را در انسان ازبین می برد
از طرف دیگر،نگرشی که نماز به انسان می دهدنگرش توحیدی استنماز یعنی
انسان فقط محتاج به خداستایاک نعبد و ایاک نستعینو بنده ی خدایی است که مربی و خالق تمام عالمین استهمه ی خیرات فقط در دست اوستخدایی که دست او بسته نیستو علی کل شی قدیر استقل هو الله احد..
چرا نمازگزار بااین نگرش و باور قلبی،دچار بخل و حسد و... شود؟ وقتی نماز گزار خودش و همه ی انسانها را بنده خدا و فقط محتاج خدا میداند،چرا دچار تکبر و تفاخر وکینه و توقع از خلق و..... شود؟
نمازکارگاه تربیتی خداستبه همین جهت ،در بهترین ساعات شبلنه روز ،در این کارگاه تربیتی حاضرمان می کنندودر هیچ شرایطی حتی در میدان جنگ ،اجازه ی ترک نماز به عبد داده نشده است
.
.
.
خداوند ،تمام مخلوقات خودرا ،در تمام عوالم ،تحت ربوبیت یعنی تربیت خود قرار می دهد(عالمین جمع استو یکی از موارد اعجاز قران کریم، یعنی عالم، در بعد مادی نه تنها محدود به کره زمین و منظومه ی شمسی،و... نیست بلکه عوالم دیگری هست که هنوز بشر به ان دسترسی ندارد
در بعد وجودی انسان هم عوالم متعددی هستعالم نفس، عقل، قلب، روح، سر خفی و اخفی..واین نگرش و توجه به انسان وسعت دید می دهد و او را از،محدودیت و جزیی نگری باز می دارد)
تربیت چیست ؟جدا کردن از نقص و رساندن به کمالاتی که بالقوه در وجود موجودات هستکلمه ی تربیت ، باب تفعیل است واز معانی ان تدریج استاین رشد و رسیدن از نقص به کمال در همه ی مخلوقات از کوچکترین ذره تا بزرگترین ، درعالم ماده به تدریج صورت می گیرد(مثل تبدیل دانه به درخت میوه) ولیخداوند برای انسان،تربیت خاص داردچون انسان جنبه ی مادی و معنوی( روحانی) دارد و همانطور که رشد جسمانی او به واسطه ی اسباب مادی تامین می شود،( و البته اینهم تحت تدبیر خداستمثلا مادر به بچه شیر می دهدولی تدبیر اینکه شیر چه ترکیباتی داره و هر ترکیب و ماده ای باعث رشد و تکامل و تامین نیاز چه سلول و بافت و ارگانی در بدن می شود و.. همه از خداوند و تدبیر و ربوبیت اوست)،،خداوندبرای رشد و تکامل و تامین نیازهای فطری و روحانی انسان ،از طریق ارسال پیامبران و اولیای الهی و دین و شریعت او را تحت ربوبیت خود قرار می دهد
نماز یکی از مهمترین عوامل رشد و تربیت الهیست:
قد افلح المومنونالذین هم فی صلاتهم خاشعونوالذین هم عن اللغو معرضون
(فلاح
چرا یکیاز اثرات اصلی نمازاعراض از لغو است ؟
چون نماز انسان رابا مبدا و معاد اشنا می کندارتباط با خداوند،اعتقاد به معاد زندگی را در مسیر صحیح قرار می دهد زندگی و عمر را فرصت کوتاه برای به فعلیت رساندن استعداد های بی نهایت خود می داند و از عمر استفاده بهینه می کندنماز گزار به همین جهت از لغو و بطالت، کسالت هدر دادن فرصت ها و توانایی ها اعراض می کند
۲-نقش دیگر نمازان الصلاه تنهی عن الفحشا،و المنکر
نماز اگر نماز باشد ،ناهی از منکر است خودنماز،عامل رشد انسان و جداشدن ازاز رذایل ،و اتصاف به کمالات است
این فحشا و منکر بعضی مربوط به عالم ظاهر انسان و بعضی مربوط به عوالم باطنی اوست
(مثلا ظاهرا متجسس هستم یا عفت کلام ندارم وباطنا الوده به حسادت و کینه هستم )
چگونه نماز ناهی از منکر و فحشاست ؟
نماز ، حضور در محضر رب العالمین استهمین احساس حضورو خضوع در برابر خداوندانسان را از زشتی ها جدا میکندچطور در محضر یک انسان بزرگ ،انسان مراقب تمام اعمال و رفتار خود هست ؟مگر میشود انسان خود را در محضر رب العالمین بداند و مرتکب گناه و خطا شود؟نور این احساس، حضور تمام ظلمات و تاریکی ها را در انسان ازبین می برد
از طرف دیگر،نگرشی که نماز به انسان می دهدنگرش توحیدی استنماز یعنی
انسان فقط محتاج به خداستایاک نعبد و ایاک نستعینو بنده ی خدایی است که مربی و خالق تمام عالمین استهمه ی خیرات فقط در دست اوستخدایی که دست او بسته نیستو علی کل شی قدیر استقل هو الله احد..
چرا نمازگزار بااین نگرش و باور قلبی،دچار بخل و حسد و... شود؟ وقتی نماز گزار خودش و همه ی انسانها را بنده خدا و فقط محتاج خدا میداند،چرا دچار تکبر و تفاخر وکینه و توقع از خلق و..... شود؟
نمازکارگاه تربیتی خداستبه همین جهت ،در بهترین ساعات شبلنه روز ،در این کارگاه تربیتی حاضرمان می کنندودر هیچ شرایطی حتی در میدان جنگ ،اجازه ی ترک نماز به عبد داده نشده است
.
.
.
۱۵:۵۶