رفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اوّل آسایشمان سقف فرو ریختهنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداونداینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کردبا خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیمیعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفتگفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آهروزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سررفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفتمصداق همان وای به حال دگران شد🤍🦢
در اوّل آسایشمان سقف فرو ریختهنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداونداینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کردبا خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیمیعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفتگفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آهروزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سررفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفتمصداق همان وای به حال دگران شد🤍🦢
۱۳۶
۱۲:۰۱
۱۴۳
۱۲:۲۳
🤍🦢
۱۷۰
۱۲:۵۷
یه جایی توی قلبت هست؛یه روزی خونه ی من بود!به این زودی نگو دیره،به این زودی نگو بدرود...
۱۰۴
۸:۲۵
ما را حوصلهی خریدن نقاب نبود خوشا آنان که خریدند و عزیزند 🦦
۱۰۷
۸:۳۲
بفرس براش
۷۹
۱۳:۴۴
خجسته
۸۶
۱۳:۴۷
خجسته
۹۳
۱۳:۵۹
۹۸
۱۴:۰۳
۹۵
۱۴:۰۷