عکس پروفایل 𝐇𝐎𝐓 𝐓𝐗𝐓

𝐇𝐎𝐓 𝐓𝐗𝐓

۱.۴ هزار عضو
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شددلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اوّل آسایشمان سقف فرو ریختهنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداونداینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کردبا خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیمیعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفتگفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آهروزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سررفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفتمصداق همان وای به حال دگران شد🤍🦢
undefined۳

۱۳۶

۱۲:۰۱

thumbnail

۱۴۳

۱۲:۲۳

thumbnail
🤍🦢
undefined۲

۱۷۰

۱۲:۵۷

یه جایی توی قلبت هست؛یه روزی خونه ی من بود!به این زودی نگو دیره،به این زودی نگو بدرود...
undefined۴

۱۰۴

۸:۲۵

ما را حوصله‌ی خریدن نقاب نبود خوشا آنان که خریدند و عزیزند 🦦undefined
undefined۲

۱۰۷

۸:۳۲

thumbnail
بفرس براشundefined

۷۹

۱۳:۴۴

thumbnail
خجسته
undefined۱

۸۶

۱۳:۴۷

thumbnail
خجسته

۹۳

۱۳:۵۹

thumbnail

۹۸

۱۴:۰۳

thumbnail

۹۵

۱۴:۰۷