دیگر نگران باریدن باران نیستم 



چون چتر خریدم
️
چی. توقع جمله عاشقانه داری اونم از من


جکــ
ـستون{@jookestoon}
چون چتر خریدم
چی. توقع جمله عاشقانه داری اونم از من
جکــ
۱۸:۴۶
از پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سال بدون مشکل با همسرت گذروندی؟
او در جواب گفت: ما با هم در شب عروسی به یک اتفاق نظر رسیدیم (و آن اینکه) اگر من عصبانی شدم او برای انجام یک کار بهتر (به جای دعوا) به آشپزخانه برود تا من آروم بشم، و اگر او عصبانی شد، من به بالکن بروم و وارد خانه نشوم تا اون آروم بشه.
والآن من - شکر خدا - چهل ساله که در بالکن زندگی می کنم!


جکــ
ـستون{@jookestoon}
او در جواب گفت: ما با هم در شب عروسی به یک اتفاق نظر رسیدیم (و آن اینکه) اگر من عصبانی شدم او برای انجام یک کار بهتر (به جای دعوا) به آشپزخانه برود تا من آروم بشم، و اگر او عصبانی شد، من به بالکن بروم و وارد خانه نشوم تا اون آروم بشه.
والآن من - شکر خدا - چهل ساله که در بالکن زندگی می کنم!
جکــ
۱۸:۴۶
حالا چرا قدیما باباها انقدر علاقه داشتن 5 صبح مارو ببرن مسافرت؟ مگه اردوگاه کار اجباریه مرد یکم رحم و مروت داشته باش
جکــ
ـستون{@jookestoon}
جکــ
۱۸:۴۷
به بابام میگم مزاحم تلفنی دارم
میگه :عکستو بدون آرایش براش بفرست دیگه مزاحمت که نمیشه هیچ ممکنه از شهر ما هم کوچ کنه!


جکــ
ـستون{@jookestoon}
میگه :عکستو بدون آرایش براش بفرست دیگه مزاحمت که نمیشه هیچ ممکنه از شهر ما هم کوچ کنه!
جکــ
۱۴:۴۹
به بابام میگم :بابا دارم میرم سمت گیاه خواری
نظرت چیه؟؟؟
میگه آفرین پسرم
مگه تو چیت از یه بز کمتره 

جکــ
ـستون{@jookestoon}
میگه آفرین پسرم
جکــ
۱۴:۵۱
طرف موقع مردن وصیت میکنه:
سی سال برام نماز صبح و مغرب و عشا بخوانید.
میگن ظهر چی؟
میگه: اونارو از ترس حراست تو اداره خوندم


من دیگه حرفی ندارم


جکــ
ـستون{@jookestoon}
سی سال برام نماز صبح و مغرب و عشا بخوانید.
میگن ظهر چی؟
میگه: اونارو از ترس حراست تو اداره خوندم
جکــ
۱۴:۵۱
حیف نون رفت انجمن اهداء اعضای بدن عضو بشه،
جوگیرشد همه مربع هارو تیک زد!!!
بعد از مرگش،
بیمارستان یه شلواركردی بایه مشت سیبیل تحويل خانوادش داد!!!

جکــ
ـستون{@jookestoon}
جوگیرشد همه مربع هارو تیک زد!!!
بعد از مرگش،
بیمارستان یه شلواركردی بایه مشت سیبیل تحويل خانوادش داد!!!
جکــ
۱۴:۵۱
خبر نگاراعزامی صدا سیما:
حاج خانوم چند تا اولاد دارین؟
پیرزن:5 تا بچه داشتم!
-مگه الان دیگه نداریشون؟
نه مادر،2 تاشون اسیر شدن،3 تاشون مفقود الاثر!
-ماشالله به این شیر زن صبور!
مادر جان کدوم منطقه اسیر یا مفقود شدن؟
2 تاشون دخـتر بودند؛شوهر کردن اسیر شدند
3 تاشون پــسر بودن؛زن گرفتند مفقود الاثـــــر شدند


جکــ
ـستون{@jookestoon}
حاج خانوم چند تا اولاد دارین؟
پیرزن:5 تا بچه داشتم!
-مگه الان دیگه نداریشون؟
نه مادر،2 تاشون اسیر شدن،3 تاشون مفقود الاثر!
-ماشالله به این شیر زن صبور!
مادر جان کدوم منطقه اسیر یا مفقود شدن؟
2 تاشون دخـتر بودند؛شوهر کردن اسیر شدند
3 تاشون پــسر بودن؛زن گرفتند مفقود الاثـــــر شدند
جکــ
۱۴:۵۲
آبادانیه اعصابش خورد بوددوستش گفت خو چته؟گفت زنم کرونا گرفته بايد بستری شه، اگه نبرمش دکتر ميميرهمنم پولامو جمع کرده بودم عينک ريبن بخرمحالا نميدونم چه کنم ،عينک بخرم يا زنم ببرم دکتر!دوستش يه کم فکر ميکنه ميگه :
ولي خودمونيماعينک ريبن...پيرهن مشکي...سره مزار...خداییش خيییلي بهت مياد!!

جکــ
ـستون{@jookestoon}
ولي خودمونيماعينک ريبن...پيرهن مشکي...سره مزار...خداییش خيییلي بهت مياد!!
جکــ
۱۴:۵۳
مورد داشتیم دختره رفته تو صف نونوایی، شاطر بهش گفته کسی جلوتر از شما هست؟دختره گفته نه! من بچه اولم ولی الان میخوام درسمو ادامه بدم!
میگن شاطره رو خودش کنجد پاشیده و پریده تو تنور

جکــ
ـستون{@jookestoon}
میگن شاطره رو خودش کنجد پاشیده و پریده تو تنور
جکــ
۱۴:۵۳