عکس پروفایل کتابنوشک

کتابنوش

۲۵۱ عضو
بازارسال شده از خبرگزاری دانشجو
thumbnail
undefined #پوشش_زنده|فعالیت فرهنگی یکی از مواکب حاضر در جشن کیلومتری عید غدیر / ارائه کتاب‌هایی در زمینه روایت پیشرفت کشور
undefinedبرای دریافت آخرین اخبار به سایت https://snn.ir/ مراجعه کنیدundefined @snn_ir

۲۴

۹:۰۵

کتابنوش
undefined undefined #پوشش_زنده|فعالیت فرهنگی یکی از مواکب حاضر در جشن کیلومتری عید غدیر / ارائه کتاب‌هایی در زمینه روایت پیشرفت کشور undefinedبرای دریافت آخرین اخبار به سایت https://snn.ir/ مراجعه کنید ‌ undefined @snn_ir
آفتاب چشم تو چشمم بود که گیرم انداختن. سر و صدای اطراف هم انقدر زیاد بود که صدام به آقای خبرنگار نمیرسید و مجبور بودم داد بزنم. تمام مدت هرکس اومد و بهش کتاب معرفی کردم، به خاطر سر و صدا با همین حجم صدا حرف زدم. شب صدام کامل گرفته بود.undefined
undefined۱۲

۱۲۰

۹:۰۹

thumbnail
بیایید یه ماجرا از روز غدیر براتون تعریف کنم:

یکی از این پلاکاردهایی که نوشته بودیم برای قلقلک ذهن مخاطب و ترغیبشان به اینکه بیایند بپرسند و درباره‌ی کتابها بشنوند، ماجرا شدundefinedundefined
همین رفیقم که پلاکارد را دست گرفته، آمد یواش کنار گوشم گفت: «پریسا جون یه چیزی شده. بیایید بگم‌.»کنارم کسی ایستاده بود و داشتم برایش کتاب معرفی می‌کردم‌. گفتم :«خب بگو، چی شده؟»هول کرده بود و می‌خواست بقیه نشنوند.گفت:«یه آقایی اومد بهم گفت خانوووم واسه چی چیزی رو که نمی‌دونی دست گرفتی؟ کارخونه جمکو داره مثل توپ پول در میاره. چرا اطلاعات غلط به مردم میدین؟ جمکو وابسته به فلان نهاده و ...»منم دور و برم شلوغ بود و حواس و تمرکز نداشتم. فکر کردم از این افراد ایرادگیر همیشه ناراضی بوده. گفتم: «خب وابسته به هرجا میخواد باشه‌. مگه بده که داره واسه کشور تولید ثروت می‌کنه و این همه آدمو از بیکاری نجات داده؟»گفت:«نه آخه میگه خیلی پول درمیاره»گفتم: «الان بله. ولی قبلا همون بوده که نوشتم. بعد یه مدیر جهادی پیداش شد و احیاش کرد و حالا داره کار می‌کنه»
مکالمه تمام شد تا آخر شب که داشتم عکسها را نگاه می‌کردم، چشمم افتاد به این عکس و متن پلاکارد را دوباره خواندم. تازه فهمیدم ناخواسته سوتی ناجوری دادم. فقط برای اینکه ذهن مخاطب را قلقلک بدهم که بخواهند ماجرای کارخانه‌ای که رو به نابودی بوده بشنوند، طوری متن نوشتم که شبیه پلاکاردهای اعتراضی خطاب به مسئولین شده. من داشتم از گذشته حرف می‌زدم، بدون اینکه از فعل گذشته استفاده کنم. پس طوری برداشت می‌شود که انگار داریم از وضع الان کارخانه شکایت می‌کنیم‌‌. فهمیدم آن آقا حق داشته که عصبانی شده، چون پیام ما غلط منتقل شده بود.گاهی تغییر دادن یک فعل و کلمه می‌تواند معنای خیلی متفاوتی از چیزی که می‌خواستیم به مخاطبمان بدهد. باید مراقب بودundefinedundefined
#خوب_شد_نگرفتنمون#جهت_تجربه_نه_بیان_خاطره#عملیات_احیا#روایت_پیشرفت
@ketabnoooosh
undefined۱۷
undefined۳
undefined۳

۳۴۱

۲۰:۳۱

thumbnail
undefined۱۶
undefined۶

۱۳۸

۶:۳۲

thumbnail
#من_کتابفروش_نیستم
بازار کتاب، بازار متنوع و متکثریه. مخصوصا تولید و ترجمه کتاب کودک و نوجوان، به نظر من پر تعداده. حقیقت اینه که درسته تعداد کارهای کم کیفیت و ضعیف در این بازار زیاده؛ اما تعداد کتابهای خوبی که باقی میمونه هم کم نیست. این چند هفته که مشغول فروش کتاب شدم، برای کتابهای زیادی بهم مراجعه میکنن. فلان کتابو نداری؟ فلان کتاب چی؟ وقتی میگم نه، نگاه چپ چپی به کتابهای روی طاقچه میکنن، انگار تو دلشون میگن: این همه کتاب خوب و مهم و معروف، اینا چیه برداشته آورده؟همین تبدیل میشه به شروع گفت و گو:آخه من کتابفروش نیستم. فقط انقدر به این کتابهای #روایت_پیشرفت علاقه دارم و انقدر می‌بینم مردم نمی‌شناسن و بهشون توجه نمی‌کنن، برای ترویج و معرفی شون میارم. خودمم گروه جمع خوانی میزنم که مطمئن شم می‌خونن.دنبال فروختن کتاب نبودم که هر کتاب خوبی رو بیارم.

القصه؛ خواستم اینجا هم اینو بگم. شاید اشتباه کردم در اون ۵ سالی که کافه کتاب داشتم، فقط کتاب امانت دادم و هیچوقت برای فروش کتاب نیاوردم. شاید من باید خلأ کتابهایی با موضوعات مذهبی و انقلابی رو در گرمسار برطرف میکردم که... گذشت و الان که دیگه امکاناتی ندارم مدام تو فکرم که آیا میتونم #کتابفروش_دوره_گرد با ماشین باشم؟ توان پذیرش دردسرها و خطرکردنش رو دارم؟ یا همچنان به ترویج کتاب از راه امانت دادن ادامه بدم؟
پ.ن: کتابهای پایین برای مطالعه در محل بودن و کتابهای بالا برای فروش. خیلیها دنبال خرید اون چند کتاب پایین بودن که درباره امیرالمومنین (ع) هستن و به مناسبت غدیر با خودم برده بودم.
پ.ن۲: کتابهایی که دیشب از من خواستند: هری پاتر، با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ، خون دلی که لعل شد.خون دل رو چند تا آورده بودم و تموم شد.برای نیاوردن کتابهای نادرابراهیمی هم کلی با خودم جنگ کردم. وقتی تو اون کتابفروشی داشتم با ذوق کتابهای روایت پیشرفت قیمت قدیمش رو چند تا چند تا جمع می‌کردم، هی گفتم چند تا #نادر_ابراهیمی هم بردار، دوباره گفتم نه برندار. هی نهیب زدم که هدف رو گم نکن. نادر رو برداری، #رضا_امیرخانی چی؟ رضا امیرخانی رو برداری، رمان های مربوط به اهل بیت چی؟ اونا رو برداری، کتاب شهدا چی؟ سفرنامه چی؟ شعر چی؟ ادبیات ملل چی؟ نمی‌تونی این همه کتاب خوب رو برداری، پس رو هدفت بمون فقط
undefined۱۶
undefined۶

۱۳۸

۶:۳۲

thumbnail
حقیقت اینه که:
ما مسلح به الله اکبریم

الله اکبرالله اکبرالله اکبر
undefined۱۴
undefined۲
undefined۱

۱۱۰

۱۹:۴۰

thumbnail
سلاااام
ما بالاخره این عروسک رو ساختیم. بروشور یه جاهایی خیلی گویا نبود. اگه کسایی که اینو از من خریدن، موفق به ساختش نشدن، بگن یادشون بدم.
نکته مهم: دهن رو هم مثل چشماش با مداد بکشید که اینطوری بی ریخت نشه بدبخت
undefined۹

۵۶

۹:۱۳

thumbnail
عروسک ایران جونداره پرچم میگردونه. undefinedنگاش کنیدundefinedundefined
@ketabnoooosh
undefined۸
undefined۳
undefined۲

۵۴

۹:۳۷

thumbnail
🟢 با حمایت شهرداری و شورای اسلامی شهر گرمسار؛undefinedundefined کتابخانه سیار گرمسار به‌زودی بهره برداری خواهدشد در ادامه سیاست‌های فرهنگی مدیریت شهری گرمسار و در راستای توسعه عدالت فرهنگی و ارتقای سطح دسترسی شهروندان به خدمات کتابخانه‌ای، کتابخانه سیار گرمسار به ناوگان خدمات کتابخانه‌ای اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان سمنان افزوده و در آستانه بهره‌برداری قرار گرفت.undefined شهرداری و شورای اسلامی شهر گرمسار با رویکردی فرهنگی و آینده‌نگر، هزینه خرید خودروی کتابخانه عمومی سیار،به مبلغ یک میلیارد و پانصد میلیون تومان از محل اعتبارات فرهنگی شهرداری را برای کتابخانه سیار اختصاص داده‌اند؛ اقدامی ارزشمند که نشان‌دهنده توجه ویژه مدیریت شهری به ترویج فرهنگ مطالعه، افزایش سرانه کتابخوانی و تقویت زیرساخت‌های فرهنگی در سطح شهر است.undefined این کتابخانه طی روزهای آینده در شهرستان گرمسار رسما بهره برداری و آغاز به کار خواهد کرد تا خدمات فرهنگی و کتابخانه‌ای برای مناطق مختلف شهری و کم‌برخوردار بیش از پیش در دسترس شهروندان قرار گیرد.undefined بی‌تردید، حمایت و همراهی شهرداری و شورای اسلامی شهر گرمسار در اجرای این طرح فرهنگی، گامی مؤثر در مسیر ارتقای سرمایه فرهنگی و اجتماعی، توسعه متوازن خدمات فرهنگی و افزایش نشاط اجتماعی در شهر خواهد بود.
https://eitaa.com/shora_shahr_garmsar
undefined۵

۳۹

۱۳:۵۳

thumbnail
اون روزی که یادت رفت با کیک تولدت هزار مدل عکس از هزار زاویه بگیری، برات مهم نبود ازت عکس تکی و هنری بگیرن، و حتی برات مهم نبود شمعی روی کیک باشه که فوت کنی، اون روز حتما یه چیزی تغییر کرده.


آها.... ۳۴ ساله شدی
@ketabnoooosh
undefined۱۲
🥳۶
undefined۳

۳۸

۱۴:۰۷