عکس پروفایل موج تاریخم

موج تاریخ

۱۱ عضو
undefinedچگونه خیابان را به پایگاه مقاومت ملی تبدیل کنیم؟
undefinedدکتر علی جعفریundefinedبا توجه به رصدهای صورت‌گرفته و مشاهدات میدانی، متأسفانه در راهپیمایی‌های شبانه معمولاً همه توجهات معطوف به مداحی، مسائل سیاسی و گاهاً سخنرانی‌هایی کسل کننده و تکراری بدون تأثیرگذاری ماندگار است. محتوای برنامه‌ها بعضاً متناسب با ظرفیت مردمی نیستند و در راستای خنثی‌سازی اهداف دشمنان،یکی از مسائل مهمی که از آن غفلت شده و کمتر به آن توجه می‌گردد تبیین و فرهنگ‌سازی برای مصرف بهینه انرژی و اقتصاد مقاومتی است. باید بدون پرده با مردم صحبت شود و از آن‌ها بخواهیم در زمینه مدیریت مصرف و صرفه‌جویی بیش از پیش در شرایط جنگی همراهی کنند.undefinedروحیه جمعی و هویت ملی که در «جنگ رمضان» به خوبی شکل گرفته، نباید به راحتی از کنار آن گذشت؛ بلکه ضروریست از این ظرفیت مهم در راستای تربیت نسل آینده، پیشرفت و آبادانی ایران و شسکت دشمنان بهره برده شود.undefinedپشتوانه عظیم نبرد با آمریکا و اسرائیل همین مردمی هستند که با تمام وجود پای ایران ایستاده اند در این مرحله از جنگ آنچه می‌تواند در دفاع از کشور کارساز باشد صرفه جویی در مصرف انرژی و عمل گرایی در حوزه اقتصاد مقاومتی است. امریکا بروی بروز نارضایتی و عدم تاب آوری مردم سرمایه گذاری کرده اما با همیاری و کمک مردم در حوزه مصرف بهینه انرژی و اقتصاد مقاومتی می‌تواند این هدف دشمن خنثی گردد و به نوعی برای وطن از این طریق جانفدایی کرد. قوی‌ترین پشتیبانی از جبهه مقاومت و میدان ،ضمن در خیابان ماندن همین صرفه‌جویی و مصرفه بهینه در شرایط جنگی است.
undefinedبرای «ایران قوی» و الگوی مقاومت ملی (که نباید فقط معطوف به جنبه نظامی دانسته شود) پیشنهادات و ایده‌های زیادی توسط افراد متخصص و مردم قابل ارائه است که نگارنده اجمالاً به مواردی اشاره می‌کنم:
undefinedراه اندازی ایستگاه‌های آموزش و گفتمان سازی(مصرف بهینه انرژی و اقتصاد مقاومتی) در مسیر راهپیمایی شبانه که البته در طول روز هم می توان از این ظرفیت استفاده شود.
undefinedنصب بنر و توزیع پلاکاردهایی در حوزه مصرف بهینه انرژی و اقتصاد مقاومتی در مسیرهای راهپیمایی و فضای شهری.
undefinedراه اندازشی پویش هایی در مصرف بهینه انرژی توسط افراد بویژه سلبریتی و بلاگرها
undefinedسخنرانی کارشناسان حوزه انرژی در راهپیمایی شبانه برای آگاهی بخشی و تشویق مردم برای کمک به ایران در شرایط جنگی.undefinedسخنرانی و توصیه مداحان و علما در حوزه مصرف بهینه انرژی و اقتصاد مقاومتی در راهپیمایی شبانه.
undefinedراه اندازی پویش و سخنرانی زنان در تبیین و فرهنگ سازی مصرف بهینه و عدم اسراف مواد غذایی.
undefinedسخنرانی کارشناسان حوزه کسب و کار خُرد در راهپیمایی شبانه و ایستگاه های سیار آموزشی.
undefinedدر راهپیمایی شبانه در راستای الگو دهی به جامعه از خانواده‌ هایی که مصرف انرژی را رعایت کردند، تجلیل به عمل آید:مثلا فردی که قبض برق خانه‌اش را در شرایط جنگی ۵۰٪ کاهش داده است.
undefinedتبیین و فرهنگ سازی جداسازی پسماند تَر و خشک البته شهرداری زیرساختهای لازم را باید فراهم کنند.
undefinedترویج و فرهنگ سازی استفاده کمتر از ظروف یک بار مصرف مانند نایلون و لیوان کاغذی در خانه و راهپیمایی شبانه.
undefinedنهادهایی مانند بنیاد مستضعفان، بنیاد علوی، بسیج سازندگی، کمیته امداد و... اولویت آنان ایجاد اشتغال پایدار باشد. دادن وام سود کم و حذف بروکراسی با معافیت های مالیاتی معین اما با نظارت شدید بویژه در مناطق روستایی در راستای تحقق شعار اقتصاد مقاومتی منجمله پرورش دام،طیور و کسب و کارهای خُرد زود بازده بر اساس آمایش سرزمین.(با تدوین نقشه راه اصولی و مشوق های لازم این اقدام منجر به مهاجرت معکوس از شهر به روستا می گردد).
undefinedدادن تسهیلات به مردم واجد شرایط برای نصب پنل خورشیدی در پشت بام خانه به جای تجمیع یک مرزعه خورشیدی بزرگ که در مواقع جنگ آسیب پذیری آن بسیار زیاد است.
undefinedراه اندازی سامانه یا اپلیکشن مال فدا یا اضافه کردن این گزینه به سامانه جانفدا برای کمک خیرین و مردم به تقویت دفاعی و سایر مواردی که به ایران می تواند در شرایط جنگی کمک نماید.undefinedاستفاده از ظرفیت بسیج و مردم برای نظارت بر بازار و کشف انبار محتکران که در شرایط جنگی می‌تواند به میدان کمک شایانی بکند.
@moj_tarikh

۲۲:۱۲

undefinedخلیج فارس خانه اسطوره‌های ماست
undefinedدکتر محمد رحیمی(استاد دانشگاه اصفهان)
undefinedدر تاریخ پر فراز و نشیب خلیج تا ابد فارس، این پهنه راهبردی همواره صحنه تقابل میان قدرت‌های بیگانه و نیروهای بومی بوده است. در این میان، چهره‌هایی چون خواجه عطا، امام‌قلی خان، رئیسعلی دلواری و نیز چهره‌های معاصر همچون علیرضا تنگسیری نه‌تنها به‌عنوان فرماندهان و مبارزان، بلکه به‌مثابه نمادهای هویت، مقاومت و پاسداری از تمامیت سرزمینی ایران جایگاهی برجسته یافته‌اند.undefinedخواجه عطا را که امروزه محله‌ای در ساحل خلیج فارس در شهر بندرعباس به نام اوست، می‌توان از پیشگامان ایستادگی در برابر نفوذ بیگانگان و استعمارگران در سواحل جنوبی ایران دانست. با این حال، سرنوشت او یادآور یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌های تاریخ نیز هست: خیانت از درون. او نه در میدان نبردی برابر، بلکه در پی خیانتی ناجوانمردانه جان خود را از دست داد. این رخداد، در کنار ارزش‌های قهرمانانه او، هشداری تاریخی است مبنی بر اینکه گاه بزرگ‌ترین تهدیدها نه از بیرون، بلکه از درون یک جامعه سر برمی‌آورند. از این‌رو، یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که می‌توان از این بخش از تاریخ گرفت، ضرورت هوشیاری، انسجام و اعتماد مبتنی بر شایستگی در ساختارهای اجتماعی و سیاسی است.
undefinedدر همین چارچوب، نگاهی عمیق‌تر به روند این تحولات نشان می‌دهد که بسیاری از این رخدادها در روایت‌های آموزشی به‌شدت فشرده شده‌اند به شکلی که برای مخاطبانش معنای رنج زیاد آن دوران را القا نمی کند؛ چنان‌که از شکست در برابر پرتغالی‌ها تا پیروزی و فتح هرمز به‌دست امام‌قلی خان، در کتاب‌های درسی گاه تنها در حد یک یا دو سطر بیان می‌شود، حال آنکه این «یک سطر» در واقع حاصل بیش از یک قرن، یعنی حدود ۱۱۷ سال کشمکش و مقاومت است؛ دوره‌ای که طی آن دو نسل از پرتغالی‌ها در بنادر ایران حضور یافتند، زیستند و به کشتار و غارت پرداختند، و در مقابل، دو نسل از ایرانیان رنج کشیدند، جان باختند و سرانجام با پایداری خود به پیروزی دست یافتند.undefinedدر دوره صفویه، امام‌قلی خان فرزند برومند الله وردی خان، با درایت نظامی و بهره‌گیری از شرایط بین‌المللی، توانست یکی از مهم‌ترین دستاوردهای تاریخ ایران در خلیج فارس را رقم بزند. آزادسازی هرمز، که با همکاری نیروهای محلی و نیز استفاده هوشمندانه از رقابت‌های قدرت‌های اروپایی صورت گرفت، به اخراج پرتغالی‌ها از این جزیره راهبردی انجامید. این اقدام نه‌تنها اقتدار دولت مرکزی را تثبیت کرد، بلکه نشان داد تلفیق تدبیر سیاسی، قدرت نظامی و شناخت شرایط جهانی تا چه اندازه می‌تواند در تحقق اهداف ملی مؤثر باشد.
undefinedدر دوران معاصر، رئیسعلی دلواری در شرایطی به مبارزه با نیروهای استعماری بریتانیا برخاست که ضعف و بی‌کفایتی برخی از پادشاهان وقت، امکان دفاع منسجم و سراسری را محدود ساخته بود. در چنین فضایی، مقاومت او و یارانش معنایی دوچندان می‌یابد؛ چرا که این مبارزه، نه‌تنها در برابر دشمن خارجی، بلکه در خلأ حمایت مؤثر از سوی حاکمیت شکل گرفت. در کنار این پیشینه درخشان تاریخی، یاد و نام چهره‌های معاصر نیز در تداوم این مسیر قابل توجه است؛ افرادی چون شهید علیرضا تنگسیری که در روایت‌های امروزین از مقاومت و دفاع، به‌عنوان ادامه‌دهندگان همان سنت ایستادگی مردمان ایران معرفی می‌شوند و به اعتراف بسیاری، معمار نوین نظم سیاسی و اقتصادی خلیج فارس و تنگه هرمز هستند. اینها همه اسطوره‌های خلیج فارس هستند و تا ابد عطر خوش رشادت و شجاعتشان، با نسیم گرم خلیج فارس بر صورت هر کسی که بر ساحل نیلگون آن می ایستد، برخورد می‌کند!
البته، مواجهه با نمادهای یادبود این قهرمانان در جغرافیای امروز ایران، خود فرصتی برای تأمل و بازاندیشی تاریخی است. هنگامی که به بوشهر می‌رویم و یادمان دلواری را می‌بینیم، یا در بندرعباس با مجسمه خواجه عطا روبه‌رو می‌شویم، و یا در قشم میدان امام‌قلی خان را مشاهده می‌کنیم، شایسته است درنگی کنیم و بیندیشیم که این اشخاص چه کرده‌اند و چه مسیری پیموده‌اند که به چنین جایگاه ماندگاری رسیده‌اند؛ نه آنکه به‌سادگی از کنار این همه نماد، آرمان و آرزو عبور کنیم.
هر چه هست، تاریخ این پهنه آبی نشان می‌دهد که خلیج فارس همواره عرصه قدرت‌نمایی، ایستادگی و پایمردی مردمان ایران بوده است؛ عرصه‌ای که در آن، نسل‌های گوناگون با تکیه بر غیرت ملی و احساس مسئولیت، در برابر تهدیدهای خارجی مقاومت کرده‌اند. از همین رو، نام «خلیج فارس» تنها یک عنوان جغرافیایی نیست، بلکه بازتابی از هویت تاریخی و پیوند عمیق این سرزمین با مردمانی است که در طول قرون، از آن پاسداری کرده‌اند.#ایران#خليج_فارس @moj_tarikh

۱۴:۰۶

نگاهی به ریشه‌های سیاسی تحریف نام «خلیج فارس» با نیم‌نگاهی به جنگ کنونی
undefinedدکتر عظیم طهماسبی
🟢نام «خلیج فارس» از کهن‌ترین نام‌های جغرافیایی در تاریخ مکتوب جهان است و در منابع یونانی، رومی، اسلامی و اروپایی به‌طور پیوسته با همین عنوان یا معادل‌های آن ثبت شده است. جغرافی‌دانانی مانند استرابون و بطلمیوس، مورخان رومی و سپس نویسندگان و جغرافی‌دانان دوره اسلامی، این پهنه آبی را «دریای فارس» یا «خلیج فارس» نامیده‌اند. در نقشه‌های اروپایی از قرون وسطی تا قرن بیستم نیز این نام به‌صورت مداوم دیده می‌شود و از همین رو در سنت علمی جغرافیا، «خلیج فارس» نامی تاریخی و تثبیت‌شده به شمار می‌آید.🟠با این حال از میانه قرن بیستم تلاش‌هایی سیاسی برای جایگزین کردن نامی جعلی به جای این عنوان تاریخی آغاز شد. این روند تا حد زیادی با تحولات سیاسی خاورمیانه پس از جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری دولت‌های جدید در منطقه مرتبط بود. بسیاری از این دولت‌ها برای تثبیت هویت ملی خود به روایت‌های تازه تاریخی و جغرافیایی نیاز داشتند و در همین چارچوب برخی مفاهیم تاریخی مورد بازتعریف قرار گرفت.🟡نقطه عطف این روند به دهه ۱۹۵۰ و ظهور جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر و رهبر جنبش پان‌عربیسم، بازمی‌گردد. پان‌عربیسم بر اتحاد سیاسی و فرهنگی جهان عرب تأکید داشت و می‌کوشید عناصر مختلف جغرافیایی و تاریخی منطقه را در چارچوب هویت عربی مشترک تعریف کند. در همین فضا اصطلاح «خلیج عربی» در برخی سخنرانی‌ها و رسانه‌های عربی مطرح شد. رسانه‌های مصر، به‌ویژه رادیوی «صوت العرب» و مطبوعات آن دوره، نقش مهمی در گسترش این تعبیر در جهان عرب ایفا کردند.با استقلال کشورهای جنوبی خلیج فارس در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، این روند وارد مرحله تازه‌ای شد. برخی دولت‌های تازه‌تأسیس منطقه برای تقویت هویت ملی خود از این نام جعلی استفاده کردند و اختلافات سیاسی با ایران نیز به گسترش این رویکرد دامن زد. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، همزمان با افزایش درآمدهای نفتی کشورهای عربی، تلاش برای تغییر یا کمرنگ کردن نام تاریخی «خلیج فارس» ابعاد رسانه‌ای و بین‌المللی بیشتری پیدا کرد. سرمایه‌گذاری در رسانه‌ها، مراکز مطالعاتی و دانشگاهی، تأثیرگذاری بر ناشران نقشه‌ها و اطلس‌های جغرافیایی و ترویج کاربرد عنوان‌های کلی مانند «خلیج» از جمله ابزارهایی بود که برای کاهش حضور نام تاریخی «خلیج فارس» در ادبیات عمومی به کار گرفته شد.undefinedدر سال‌های اخیر گاه در برخی محافل سیاسی در ایالات متحده نیز استفاده از عنوان جعلی «خلیج عربی» مطرح شده و در مواردی برخی سیاستمداران یا مقام‌ها این تعبیر را به کار برده‌اند که با واکنش‌های انتقادی گسترده‌ای از سوی پژوهشگران و نهادهای علمی روبه‌رو شده است. در کنار این روند، هم اکنون برخی شبکه‌های تلویزیونی عربی از همین عنوان «خلیج عربی» استفاده می کنند به نحوی که امروزه کاربرد این اصطلاح به شیوه‌ای معمول در بسیاری از رسانه‌ها و مطبوعات‌ عربی بدل شده است.undefinedبا این حال، در بسیاری از رسانه‌ها و محافل علمی بین‌المللی همچنان نام تاریخی «خلیج فارس» به کار می‌رود. برای نمونه، در گفت‌وگوی زنده دیشب (٢٩ آوريل ٢٠٢٦)خانم کریستین امانپور، خبرنگار مشهور در شبکه CNN، با دکتر حسن احمدیان (استاد گروه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه تهران) ايشان از عنوان «خلیج فارس» Persian Gulf استفاده کردند. چنین مواردی نشان می‌دهد که در عرصه حرفه‌ای رسانه و پژوهش، همچنان آگاهی نسبت به نام تاریخی این پهنه آبی وجود دارد.undefinedمسئله تغییر نام خلیج فارس بخش مهمى از رقابت‌های سیاسی، هویتی و رسانه‌ای در منطقه به شمار می‌آید که عوامل سیاسی، اقتصادی، منازعات و رقابتهای کشورهای عربی حوزه‌ی خلیج فارس با ایران و تلاش آنها برای انزوای ایران (با حمایت همه‌ جانبه آمریکا و کشورهای غربی) در آن نقش محوری دارد. با وجود این تلاش‌ها، اسناد تاریخی، نقشه‌های معتبر و منابع علمی همچنان به‌روشنی نشان می‌دهند که نام تثبیت‌شده و تاریخی این پهنه آبی «خلیج فارس» است. به نظر می رسد که نتایج جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل با ایران، که به لطف خدا به تثبیت پیروزی ایران خواهد انجامید، می تواند این همکاری و توطئه عربی آمریکایی را برای تغییر نام خلیج فارس و دستبرد به این حقیقت تاریخی را خنثی نماید.
@moj_tarikh

۱۹:۲۹

thumbnail

۲۰:۴۶

undefined بَدَل به استعمار
undefined سید محسن ملاباشیعضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
undefined چند روز پیش عبدالله موحد، اسطورۀ کشتی ایران، به رحمت خدا رفت و مصاحبه‌ای قدیمی از او بازنشر شد و جمله‌ای از او شنیدم که نتوانستم این یادداشت را ننویسم. او گفت با اینکه از ایران طرد شده بودم، پیشنهاد مربیگری آمریکا را نپذیرفتم؛ چون دوست نداشتم چیزی به آمریکایی‌ها آموزش بدهم که علیه ایرانی‌ها از آن استفاده کنند و آن‌‌ها را شکست دهند. جالب‌ترین بخش این نقل‌قول، استدلال او برای نپذیرفتن این پیشنهاد بود و من در اینجا می‌خواهم از زاویۀ نگاهمان در مسئلۀ ایران آن را بررسی کنم.
undefinedاستعمار گونه‌ای ارتباط بین دو جامعه است و ویژگی‌ها و پیش‌فرض‌هایی دارد. شاید بنیادی‌ترین پیش‌فرض‌ استعمار، قوم‌مداری باشد؛ به این معنا که ما انسان‌تر از آن‌ها هستیم و حق داریم برای اینکه ثروتمندتر شویم و راحت‌تر زندگی کنیم، به هر اندازه و به هر شکلی که می‌خواهیم، از سرمایه‌های آن‌ها بهره ببریم و اینکه چه بلایی بر سر آن‌ها می‌آید، اهمیتی ندارد؛ چون اساساً بود و نبود و چگونه بودن آن‌ها مهم نیست.
undefined استعمار ویژگی‌های مهمی هم دارد. یکی اینکه مبتنی بر ظلم یک‌طرفۀ استعمارگر بر مستعمره است. دیگر اینکه منطقی جز زور و منفعت‌طلبیِ افسارگسیخته بر آن حاکم نیست‌؛ یعنی استعمارگر به‌دلیل زور بیشتر دست به استعمار می‌زند و مستعمره تا زمانی که نتواند به‌قدر کافی قوی شود، نمی‌تواند از زیر یوغ استعمار بیرون آید. اما شاید مهم‌ترین ویژگی رابطۀ استعماری این است که فقط یک برنده دارد و بازی بردبرد در آن بی‌معناست؛ یعنی هرچقدر یک طرف سود ببرد، طرف مقابل، زیان می‌بیند.
undefined جملۀ عبدالله موحد به‌قدری دقیق و درست بود که احساس کردم از نگاهی عمیق به رابطۀ استعماری برمی‌خیزد یا شاید بتوان آن را براساس نگاهی دقیق به استعمار فهمید؛ هرچند شاید آنچه در اینجا می‌گویم، هیچ‌گاه در ذهن عبدالله موحد نبوده است؛ اما آنچه مهم است، کنش او و تحلیل آن از زاویۀ اجتماعی است. او در تخصص خود به‌خوبی دریافته بود که آموزش‌دادن به کشتی‌گیر آمریکایی، یعنی با یک واسطه، شکست‌دادن کشتی‌گیر ایرانی. در دنیای امروز با توجیه حرفه‌ای‌گری این نگاه‌ها کنار زده می‌شود؛ ولی واقعیت این است که هر انسان میهن‌دوستی که با خودش روراست باشد، کاری جز این نمی‌تواند بکند.
undefined پس از شنیدن این جملۀ عبدالله موحد، به یاد یکی از دوستانم افتادم که با دکتری اقتصاد، در یکی از بهترین بانک‌های آمریکا مشغول به کار بود و ناگهان کارش را رها کرد و به ایران بازگشت. او در پاسخ به بهت و حیرت همۀ اطرافیان، گفت دوست نداشتم چرخ اقتصاد ابراستعمارگر جهان را بچرخانم و تلاش کنم با کمترین هزینه و بیشترین بازده، جیب مردم جهان را بزند. این، روایت دیگری از جملۀ عبدالله موحد در حوزه‌ای دیگر است و همین منطق در همۀ وجوه خدمت به استعمارگران، صادق است. این‌ها شعار و ادا نیست، فقط بازکردن چشم به روی واقعیت‌ها و بستن چشم به روی خودخواهی و رفاه‌طلبی به هر قیمتی است، حتی نابودی ایران و دیگر کشورهای تحت‌ظلم استعمارگران!

@moj_tarikh

۱۹:۴۵

undefined تصویر آینده در اندیشه سهیل عنایت‌الله: سیاست، قدرت و تخیل اجتماعی
سهیل عنایت‌الله یکی از نظریه‌پردازان برجسته آینده‌پژوهی معاصر است که با نقد آینده‌پژوهی سنتی، رویکردی عمیق‌تر و انتقادی را توسعه داده است. او با روش تحلیل لایه‌ای علّی (CLA) (Causal Layered Analysis) شناخته می‌شود؛ روشی که نشان می‌دهد آینده فقط در سطح داده‌ها و روندها ساخته نمی‌شود، بلکه در لایه‌های عمیق‌تر فرهنگی، زبانی و اسطوره‌ای شکل می‌گیرد. در نگاه او، مفهوم «تصویر آینده» یکی از کلیدی‌ترین عناصر فهم آینده است، زیرا نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست، جامعه و تغییر اجتماعی دارد.
در اندیشه عنایت‌الله آینده یک واقعیت ثابت و قابل پیش‌بینی نیست، بلکه یک ساختار ذهنی و اجتماعی است که دائماً در حال ساخته شدن است. آنچه ما آینده می‌نامیم، بیش از آنکه حاصل داده‌های عینی باشد، نتیجه روایت‌ها، استعاره‌ها و تصاویر جمعی است. این تصاویر تعیین می‌کنند چه چیزی ممکن، مطلوب یا غیرممکن تصور شود. بنابراین آینده نه یک مسیر خطی، بلکه یک میدان باز از امکان‌هاست که در آن معنا، قدرت و تخیل نقش اصلی دارند.
روش تحلیل لایه‌ای علّی (CLA) این دیدگاه را توضیح می‌دهد و آینده را در چهار لایه بررسی می‌کند: از داده‌ها و رخدادهای سطحی، تا ساختارهای سیستمی، سپس جهان‌بینی‌ها، و در عمیق‌ترین سطح، اسطوره‌ها و استعاره‌ها. تصویر آینده دقیقاً در همین لایه عمیق شکل می‌گیرد و سپس به لایه‌های بالاتر نفوذ می‌کند و آن‌ها را جهت می‌دهد.
تصویر آینده در نگاه او مجموعه‌ای از روایت‌ها و استعاره‌های پنهان در ذهن جمعی است که اغلب به‌صورت بدیهی پذیرفته می‌شوند. برای مثال، اگر آینده به‌عنوان «پیشرفت بی‌پایان تکنولوژی» تصور شود، سیاست‌گذاری و اقتصاد به سمت رشد و رقابت حرکت می‌کند؛ اما اگر آینده «بحران زیست‌محیطی» دیده شود، سیاست‌ها به سمت محدودیت رشد و پایداری می‌روند. این تصاویر معمولاً آگاهانه انتخاب نمی‌شوند، بلکه در لایه‌های عمیق فرهنگی تثبیت شده‌اند.
در این نگاه، سیاست‌گذاری همیشه بر اساس یک تصویر آینده انجام می‌شود، حتی اگر نادیده گرفته شود. مفاهیمی مانند توسعه، امنیت یا رشد در ظاهر فنی‌اند، اما در عمق خود یک تصویر خاص از آینده را حمل می‌کنند. بنابراین سیاست فقط مدیریت حال نیست، بلکه تحقق یک آینده مفروض است؛ و به همین دلیل آینده و سیاست به‌طور جدایی‌ناپذیر به هم وابسته‌اند.
قدرت نیز در این چارچوب معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند: قدرت فقط کنترل منابع نیست، بلکه توانایی شکل دادن به تصاویر آینده است. هر کسی که بتواند تصویر غالب آینده را تثبیت کند، تعیین می‌کند چه سیاست‌هایی طبیعی یا ضروری به نظر برسند. اگر آینده «رقابتی و تهدیدمحور» تصور شود، سیاست‌های امنیتی تقویت می‌شوند؛ اگر «همکارانه و پایدار» تصور شود، سیاست‌های مشارکتی ممکن می‌شوند. بنابراین نزاع سیاسی در سطح عمیق‌تر، نزاع بر سر تصویر آینده است.
در چارچوب تحلیل لایه‌ای، این موضوع روشن‌تر می‌شود: در سطح داده‌ها نشانه‌ها دیده می‌شوند، در سطح ساختارها روابط علت و معلولی، در سطح جهان‌بینی معناها، و در سطح اسطوره‌ها بنیادین‌ترین تصور از جهان. تصویر آینده در همین لایه اسطوره‌ای شکل می‌گیرد و سایر سطوح را جهت‌دهی می‌کند. اگر این لایه تغییر نکند، هر تغییر دیگری سطحی و ناپایدار خواهد بود.
به همین دلیل، آینده‌پژوهی در نگاه عنایت‌الله صرفاً پیش‌بینی نیست، بلکه یک عمل انتقادی و فرهنگی است که باید تصاویر مسلط آینده را آشکار، نقد و جایگزین کند. بسیاری از بحران‌های امروز ناشی از سلطه تصاویر محدودکننده‌ای است که تخیل جمعی را می‌بندند و امکان دیدن آینده‌های دیگر را از بین می‌برند. آینده‌پژوهی در این معنا کار بر روی تخیل است؛ یعنی گشودن امکان‌های جدید.
در نهایت، آینده در اندیشه او چیزی نیست که در انتظارش باشیم، بلکه چیزی است که دائماً از طریق تصاویر ساخته می‌شود. این تصاویر تعیین می‌کنند چگونه فکر کنیم، تصمیم بگیریم و حرکت کنیم. بنابراین تغییر آینده بدون تغییر تصویر آینده ممکن نیست، زیرا همه تغییرات دیگر در همان چارچوب ذهنی بازتولید می‌شوند. به همین دلیل، تصویر آینده هسته مرکزی فهم آینده در اندیشه عنایت‌الله است؛ هسته‌ای که سیاست، جامعه و تخیل جمعی حول آن شکل می‌گیرند و بدون بازتعریف آن، آینده‌ای متفاوت قابل تصور نخواهد بود.

#تصویر_آینده#رویای_ایران_آینده
@moj_tarikh

۱۵:۰۳

thumbnail
‌هشدار زبیگنیف برژینسکی درباره سیاست‌هایی که می‌تواند ادغام «اسلامی‌گرایی و ملی‌گرایی» را در ایران تشویق می‌کند.@moj_tarikh

۹:۵۳

هشدار زبیگنیف برژینسکی درباره سیاست‌هایی که می‌تواند ادغام «اسلامی‌گرایی و ملی‌گرایی» را در ایران تشویق می‌کند.@moj_tarikh

۱۰:۱۴

شیرِ پیل‌افکن؛ از شکوهِ یک سرود تا حقیقتِ یک حماسه undefined دکتر ایرج_حجازی؛ نویسنده و پژوهشگر
undefinedدر فرهنگ کهنِ ما، شیرِپیل‌افکن قرن‌ها استعاره‌ای از شجاعتِ رستم در لابلای سطورِ شاهنامه بود؛ اما در اسفندماه سال ۱۳۶۰، این واژه از دلِ کتاب‌ها برآمد و در شن‌زارهای تفتیده‌ی چذابه، بر قامتِ مردی جان گرفت. که نامِ خانوادگی‌اش، پیش‌گوییِ دقیقِ سرنوشتش بود. امروز که طنینِ حماسیِ سرود بزن که خوب می‌زنی دوباره بر جانِ بدخواهان لرزه می‌اندازد، بهانه‌ای خوبی است تا غبار از سیمای قهرمانی برگیریم که حقیقتِ شرف را با گوشت و استخوانِ خود معنا کرد: شهید ماشاءالله پیل‌افکن. دلاوری از روستای «اسپاهی کُلاهِ دابو» که نامش نه یک شهرتِ عادی، که یک پرچم در تاریخ دفاع مقدس است.🟡روایتِ حماسه: یک مَرد، یک لشکرقصه از محاصره‌یِ تیپ ۷۷ خراسان در منطقه چذابه آغاز شد؛ جایی که رزمندگان ما میانِ چنگال‌های ارتشِ تا بُنِ دندان مسلح بعث گرفتار بودند. در آن لحظاتِ سرنوشت‌ساز، ماشاءالله حماسه‌ای آفرید که فراتر از توانِ یک انسانِ معمولی است. او شش شبانه‌روزِ تمام، یک‌تنه در برابر لشکری ایستاد؛ بدون خواب، بدون عقب‌نشینی و با لبانِ تشنه. او با جابه‌جاییِ مداوم در کانال‌ها و استفادهٔ هوشمندانه از مخازنِ مهماتِ خودِ دشمن بر علیه آن‌ها، چنان جهنمی ساخت که فرماندهان بعثی گمان بردند با یک گردانِ کامل روبه‌رو هستند. این مقاومتِ اساطیری، مصداقِ عینیِ آیه کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ بود؛ مردی که زمانِ طلاییِ لازم برای نجاتِ یک تیپِ کامل را فراهم کرد، اما بهای این معجزه، اسارتی خونین بود.دشمن کینه‌ی شکستِ خود را در وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها جاری کرد.دستِ توانمندش را از بازو بریدند و چشمش را از حدقه درآوردند تا پیوندِ او را با این خاک بگسلند. او آگاهانه وارد معامله‌ای شد که خداوند وعده‌اش را داده بود: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ... بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ. او دست و چشم داد تا ایران، یدِ واحد باقی بماند. 🟠امروز در جبههٔ جنگ تحمیلی سوم، دشمن افزون بر کاربستِ سلاح‌های سخت و نظامی، با سلاحِ رسانه و جعلِ قهرمانان پوشالیِ هالیوودی، تسخیرِ ذهن و ارادهٔ نسل ما را هدف گرفته است؛ در چنین کارزاری، بازخوانیِ حماسهٔ پیل‌افکن‌ها یک وظیفه ملی است. نباید اجازه داد نامِ ستاره‌ای که استخوان‌هایش زیر شکنجه خرد شد تا قامتِ یک ملت خم نشود، در غبارِ غربت و فراموشی بماند.سلام بر او که غریبانه رفت، اما در ملکوت، ماندگارترین سرودِ فتح را خواند.
تاریخ را بخوانیم؛ نه برای گریستن، بلکه برای ایستادن.@moj_tarikh

۱۱:۱۸

در درون بخشی از "ما" یک خود-تحقیری و "خود-کوچک-بینی" عمیقی وجود دارد که "دیگری" آن هم از نوع اروپایی و آمریکایی‌اش را "برتر" از خود می‌بیند. این به نظرم عمیق‌ترین جراحتی است که ممکن است بر پیکر یک ملت وارد گردد. این زخم را باید اول درمان کرد.
undefinedدکتر‌ سیدجواد میری(استاد تمام جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
@@moj_tarikh

۱۹:۱۹