عکس پروفایل 🎭آکادمی بازیگران نیوشا NEWSHAACTORSACADEMY

🎭آکادمی بازیگران نیوشا NEWSHAACTORSACADEMY

۷۵۳ عضو
بازارسال شده از محمودرضا رحیمی
thumbnail
اندی وارهول (Andy Warhol) یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان قرن بیستم و از پیشگامان جنبش پاپ آرت (هنر مردمی یا هنر عامه‌پسند) بود.در ادامه به مهم‌ترین جنبه‌های زندگی و هنر او اشاره می‌کنم.1. ایده اصلی: هنر را از قفس موزه‌ها بیرون آوردقبل از وارهول، هنر عمدتاً منحصر به فرد، نادر و مرتبط با احساسات عمیق یا موضوعات والا بود. وارهول این باور را به چالش کشید. او گفت: «هنر چیزی است که شما می‌توانید از آن پول دربیاورید» و نشان داد که اشیاء روزمره و مصرفی هم می‌توانند موضوع هنر باشند.
2. آثار شاخص و تکنیک‌های او· نقاشی‌های سریالی از اشیاء محبوب: معروف‌ترین آثار او نقاشی‌هایی از قوطی‌های سوپ کمپبل و بطری‌های کوکاکولا هستند. او با تکرار ساده یک تصویر، سوال می‌پرسید: چرا یک قوطی سوپ نمی‌تواند به اندازه یک نقاشی از یک سیب درخت گوگن هنر باشد؟· پرتره‌های سلبریتی‌ها: وارهول شیفته شهرت بود. او پرتره‌های رنگی و تکراری از مرلین مونرو، الویس پریسلی و ژاکلین کندی خلق کرد. این کارها نشان می‌داد که سلبریتی‌ها هم مانند کالاهای مصرفی، به محصولات رسانه‌ای تبدیل شده‌اند.· تکنیک چاپ سیلک‌اسکرین (Silk Screen): به جای قلممو، از این روش صنعتی برای انتقال عکس روی بوم استفاده می‌کرد. این کار به آثارش ظاهری «غیرشخصی، ماشینی و تکراری» می‌داد و تأکید می‌کرد که هنر هم می‌تواند مانند یک محصول کارخانه‌ای تولید شود.
3. استودیوی افسانه‌ای: «کارخانه»وارهول استودیوی خود را «کارخانه» (The Factory) نامید. این فضا فقط یک استودیو نبود، بلکه یک مرکز هنری، سینمایی، مهمانی‌های افسانه‌ای و محلی برای گردهمایی هنرمندان، خواننده‌ها، تراجنسیتی‌ها، معتادان و ستارگان سینما بود. در این کارخانه، او فرآیند تولید هنر را به دستیارانش می‌سپرد، مانند یک مدیر کارخانه.
4. فراتر از نقاشی: فیلم و موسیقی وارهول فقط نقاش نبود.· فیلم‌های تجربی: فیلم «امپراتوری» (1964) نمای ثابت 8 ساعته از ساختمان امپایر استیت! یا فیلم «مرد خوابیده» (1963) که 5 ساعت و 21 دقیقه دوستش را در حال خوابیدن نشان می‌داد. این فیلم‌ها مفهوم «حوصلگی» را به چالش می‌کشیدند.· گروه موسیقی ولوت آندرگراوند: او حامی مالی و طراح جلد آلبوم معروف «موز» (The Velvet Underground & Nico) بود که یک موز زرد ساده بود.
5. نقل قول معروف «۱۵ دقیقه شهرت»او پیش‌بینی آینده‌ای را کرد که امروز در اینستاگرام و یوتیوب می‌بینیم:«در آینده هر کسی برای ۱۵ دقیقه در سراسر جهان مشهور خواهد شد.»
undefinedخلاصه و تأثیر بر امروزوارهول مرز بین هنر والا (High Art) و فرهنگ عامه (Low/Popular Culture) را از بین برد. تأثیر او را امروز در همه جا می‌بینید:
· نقاشی قوطی سوپ در تی‌شرت‌ها و تابلوهای دکوری.· تصاویر رنگی تکراری از سلبریتی‌ها در تبلیغات.· نگاه تجاری به هنر (کمپانی‌های مد با هنرمندان همکاری می‌کنند).
به بیان ساده، اندی وارهول به ما یادآوری کرد که در دنیای مدرن، همه چیز می‌تواند هنر باشد، از یک قوطی کنسرو گرفته تا چهره یک بازیگر مشهور. او شاید باارزش‌ترین پیام را به هنر داد: «هنرمند کسی است که چیزهایی را خلق کند که مردم به آنها نیاز ندارند، اما به دلایلی فکر می‌کنند که به آنها نیاز دارند.»undefinedundefined@newshaactorsacademy
undefined۸

۲

۷:۰۲

thumbnail
undefinedundefinedundefinedتا کنون بیست و دو نفر به کارگاه مواجهه(جلسات حضوری و آفلاین) پیوسته اند.اگر مایل هستید در سومین ملاقات با ما همراه باشید به شماره ی زیر پیام بدهید تا از شرایط مطلع شوید۰۹۲۲۱۸۱۲۷۹۲🟡 برای شرکت در این جلسه،حضور در جلسات قبل الزامی نیست.undefined ملاقاتِ سوم در دو روز برگزار خواهد شد برای رعایت حال افرادی که روز جمعه امکان شرکت در کارگاه را ندارند.همچنین برای هر جلسه به جز دوستانی که ثبت نام کرده و یا عضو ثابت کارگاه هستند،یک ظرفیت مهمان در نظر گرفته شده است که امکان حضور رایگان دارد.undefinedundefinedعکس: مهدی رسولی (از مواجهه ی دوم)#خانه_بازیگران_نیوشا@newshaactorsacademy
undefined۶
undefined۱

۲۷۵

۱۲:۱۳

thumbnail
undefined۱

۱۱۵

۷:۳۶

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedبخشی از تمرینات شرکت کنندگان محترم در کارگاه مواجهه با تمرکز بر پیرامون،طبیعت و جزئیاتاین ویدئو را علی اربابی گرامی تهیه کرده استبا سپاس از ایشانundefinedاین کارگاه ادامه دارد...undefined
#خانه_بازیگران_نیوشا@newshaactorsacademy
undefined۷
undefined۲
undefined۱

۱۱۰

۸:۰۶

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefined عنوان: نظام سانسور در درام رنسانس انگلستان و آثار شکسپیر: نقش «سرپرست مراسم سلطنتی» (Master of the Revels)محمودرضا رحیمیundefinedچکیدهدر دوران سلطنت الیزابت اول (۱۵۵۸–۱۶۰۳) و جیمز اول (۱۶۰۳–۱۶۲۵)، تمامی نمایشنامه‌های اجراشده در انگلستان ملزم به اخذ مجوز از مقامی به نام «سرپرست مراسم سلطنتی» (Master of the Revels) بودند. این نظام نظارتی که با هدف حفظ ثبات سیاسی، کنترل تنش‌های مذهبی و پیشگیری از تحریکات اجتماعی طراحی شده بود، تأثیری بنیادین بر ساختار و محتوای درام رنسانس انگلستان، به‌ویژه آثار ویلیام شکسپیر، گذاشت. مقاله حاضر با رویکردی تاریخی-نهادی و بر پایه نظریه‌های نیوهیستوریسیستی، سازوکار حقوقی و اجرایی سانسور، اختیارات دفتر سرپرست مراسم سلطنتی، و نمونه‌های مستند مداخله ممیزی در آثار شکسپیر و هم‌عصران او را واکاوی می‌کند. فرضیه اصلی مقاله آن است که سانسور صرفاً فرایندی سرکوبگرانه نبود، بلکه به‌مثابه سازوکاری مولد، به شکل‌گیری زبان استعاری، ابهام دراماتیک و شیوه‌های پیچیده بیان سیاسی در تئاتر الیزابتی انجامید. یافته‌ها نشان می‌دهد شکسپیر و دیگر نمایشنامه‌نویسان نه تنها قربانیان منفعل سانسور، بلکه عاملانی خلاق بودند که در دل محدودیت، راهبردهایی زیبایی‌شناختی برای بیان غیرمستقیم و چندلایه خلق کردند.@newshaactorsacademyundefinedواژگان کلیدی: سانسور تئاتر، شکسپیر، سرپرست مراسم سلطنتی، رنسانس انگلستان، ادموند تیلنی، نیوهیستوریسیسم، خودسانسوری، زیست‌قدرت
undefinedمقدمهتئاتر رنسانس انگلستان، به‌ویژه در دوره سلطنت الیزابت اول و جیمز اول، یکی از درخشان‌ترین ادوار تاریخ درام غرب محسوب می‌شود. با این حال، این شکوفایی هنری در بستری از نظارت دائمی سیاسی، مذهبی و اجتماعی شکل گرفت. برخلاف تصویر رمانتیک رایج از آزادی هنرمندان رنسانس، نمایشنامه‌نویسان این دوره ناچار بودند آثار خود را از مجرای دستگاه‌های رسمی نظارت عبور دهند (Dutton, 1991).مرکز این نظام کنترلی، «دفتر سرپرست مراسم سلطنتی» (Office of the Revels) بود که اختیار قانونی بازبینی، اصلاح، حذف و توقیف نمایشنامه‌ها را در اختیار داشت. این دفتر علاوه بر مدیریت سرگرمی‌های درباری، وظیفه داشت از نمایش هرگونه محتوای بالقوه خطرناک برای سلطنت، کلیسای انگلستان یا نظم اجتماعی جلوگیری کند (Clare, 1999). اگرچه دفتر Revels مهم‌ترین نهاد اجرایی سانسور تئاتر بود، تصمیم‌های آن در نهایت در چهارچوب سیاست‌های شورای سلطنتی (Privy Council) و اقتدار سلطنت معنا پیدا می‌کرد.ریچارد داتن (1991) استدلال می‌کند که سانسور درام الیزابتی صرفاً ابزاری برای سرکوب نبود، بلکه بخشی از سازوکار تولید فرهنگی عصر محسوب می‌شد؛ سازوکاری که نمایشنامه‌نویسان را وادار می‌کرد پیام‌های سیاسی و اجتماعی خود را در قالب استعاره، تاریخ‌نمایی و چندمعنایی پنهان کنند. از این منظر، شکسپیر را نمی‌توان صرفاً قربانی سانسور دانست؛ بلکه بخش مهمی از نبوغ دراماتیک او دقیقاً در توانایی سخن گفتن «در زیر فشار قدرت» شکل گرفت (Greenblatt, 1988). ادامهundefinedundefined @newshaactorsacademy
undefined۳

۸۰

۱۰:۳۴

thumbnail
undefinedundefined undefinedundefinedپرسش اصلی این مقاله آن است که نهاد «سرپرست مراسم سلطنتی» با چه سازوکارهایی بر تولید درام اثر می‌گذاشت و شکسپیر و معاصرانش چگونه در برابر این محدودیت‌ها به مذاکره، انطباق و مقاومت خلاقانه پرداختند.
undefined️چارچوب نظری: نیوهیستوریسیسم، قدرت و خود-برساختگیاین پژوهش در چارچوب نیوهیستوریسیسم (New Historicism) قرار دارد؛ رویکردی که در دهه ۱۹۸۰ با آثار استیون گرینبلت صورت‌بندی نظری یافت. نیوهیستوریسیسم بر این فرض استوار است که متن ادبی جدا از ساختارهای قدرت سیاسی، مذهبی و اقتصادی قابل فهم نیست (Montrose, 1996). از این منظر، نمایشنامه‌های شکسپیر نه آثاری منزوی، بلکه بخشی از شبکه‌ای از گفتمان‌های اجتماعی و نهادی عصر خود هستند.گرینبلت (1980; 1988) نشان می‌دهد که قدرت سیاسی در رنسانس صرفاً از طریق سرکوب مستقیم عمل نمی‌کرد، بلکه شیوه‌های بازنمایی، تخیل هنری و حتی «هویت فردی» را نیز شکل می‌داد. مفهوم «خود-برساختگی» (Self-fashioning) در آثار او به این معناست که سوژه رنسانسی هویت خود را در تعامل با ساختار قدرت می‌ساخت. در این چارچوب، شکسپیر نه تنها متن خود، بلکه شیوه حضور اجتماعی و هنری خویش را نیز با سازوکارهای قدرت تنظیم می‌کرد.این دیدگاه با نظریه میشل فوکو درباره رابطه قدرت و گفتمان همسو است. فوکو (1978) استدلال می‌کند که قدرت صرفاً محدودکننده نیست، بلکه «مولد» فرم‌های خاصی از سخن گفتن، اندیشیدن و بازنمایی است. در نتیجه، سانسور را نمی‌توان فقط فقدان آزادی دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از فرآیند تولید زیبایی‌شناختی در تئاتر رنسانس تلقی کرد.از این منظر، ابهام، استعاره، چندصدایی و جابه‌جایی تاریخی در آثار شکسپیر نه صرفاً انتخاب‌هایی زیبایی‌شناختی، بلکه راهبردهایی تاریخی برای بقا و بیان در دل ساختار نظارتی دولت رنسانس بودند.
undefinedروش‌شناسیروش پژوهش در این مقاله تاریخی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسناد اولیه و منابع پژوهشی معتبر است. داده‌ها از:- نسخه‌های خطی دارای اصلاحات ممیزی،- یادداشت‌های سانسورچیان،- متون نمایشی،- و پژوهش‌های معاصر مطالعات شکسپیرگردآوری شده‌اند.از جمله مهم‌ترین اسناد اولیه می‌توان به نسخه خطی نمایشنامه Sir Thomas More (MS Harley 7368) در کتابخانه بریتانیا و یادداشت‌های سر هنری هربرت اشاره کرد. همچنین از رویکرد تطبیقی میان متن نمایشی، ساختار اجرایی تئاتر و زمینه سیاسی عصر استفاده شده است.
undefined️نهاد سانسور: دفتر سرپرست مراسم سلطنتیدفتر سرپرست مراسم سلطنتی مهم‌ترین نهاد اجرایی سانسور در درام رنسانس انگلستان بود. این دفتر زیر نظر شورای سلطنتی فعالیت می‌کرد و وظیفه اولیه آن سازماندهی جشن‌ها و سرگرمی‌های درباری بود، اما از اواخر قرن شانزدهم اختیار بازبینی و مجوزدهی به نمایشنامه‌های عمومی را نیز به دست آورد (Streitberger, 2016).ادامهundefinedundefined @newshaactorsacademyمطابق تحقیقات داتن (1991, pp. 45–52)،
undefined۳

۵۷

۱۰:۳۷

thumbnail
undefinedundefinedundefined مهم‌ترین صاحبان این منصب عبارت بودند از:1. ادموند تیلنی (۱۵۷۹–۱۶۱۰)2. سر جورج باک (۱۶۱۰–۱۶۲۲)3. سر جان استلی (۱۶۲۲)4. سر هنری هربرت (۱۶۲۳–۱۶۷۳)این افراد اختیار داشتند:- دیالوگ‌ها را حذف کنند،- صحنه‌ها را تغییر دهند،- متن را برای بازنویسی بازگردانند،- یا کل اثر را توقیف کنند.تمامی گروه‌های نمایشی برای اجرای عمومی موظف بودند نسخه‌ای از متن خود را جهت «perusal and allowance» به دفتر Revels ارائه دهند. اجرای بدون مجوز می‌توانست به تعطیلی گروه، زندان یا بازجویی بازیگران منجر شود (Clare, 1999).
undefined️تئاتر عمومی و تئاتر درباری: دو سطح متفاوت از نظارتنظام سانسور در انگلستان رنسانس یکدست و همگن نبود. میان اجراهای عمومی و اجراهای درباری تفاوت مهمی وجود داشت. نمایش‌هایی که در دربار سلطنتی اجرا می‌شدند، مخاطبانی محدود و اشرافی داشتند و گاه امکان طرح اشارات سیاسی ظریف‌تری را فراهم می‌کردند. در مقابل، تئاترهای عمومی مانند Globe، Rose و Fortune به دلیل حضور گسترده مردم عادی، کارگران، شاگردان و دریانوردان، از منظر حکومت بالقوه خطرناک‌تر تلقی می‌شدند (Gurr, 1992).در نتیجه، حساسیت نسبت به نمایش‌های عمومی بیشتر بود، زیرا حکومت نگران تأثیر مستقیم اجرا بر افکار عمومی و احتمال شکل‌گیری ناآرامی اجتماعی بود. همین مسئله سبب شد تئاتر عمومی به یکی از مهم‌ترین میدان‌های کشمکش میان هنر و قدرت در انگلستان رنسانس تبدیل شود.
undefined️سانسور سیاسی و امنیت سلطنتمهم‌ترین دغدغه حکومت الیزابتی جلوگیری از هرگونه بازنمایی سیاسی خطرناک بود. انگلستان اواخر قرن شانزدهم با بحران جانشینی، شورش‌های اشرافی و تهدیدات خارجی روبه‌رو بود؛ بنابراین هر نمایشی که می‌توانست افکار عمومی را علیه سلطنت تحریک کند، تهدیدی بالقوه تلقی می‌شد (Hadfield, 2004).
undefined️«ریچارد دوم» و بحران جانشینیمشهورترین نمونه سانسور در آثار شکسپیر، ماجرای «صحنه برکناری» در نمایشنامه Richard II است. در این صحنه، شاه قانونی کشور توسط مخالفانش خلع می‌شود؛ موضوعی که در دوران الیزابت اول حساسیتی فوق‌العاده داشت، زیرا ملکه وارث مستقیمی نداشت.نسخه کوارتوی ۱۵۹۷ فاقد این صحنه بود، اما نسخه ۱۶۰۸ آن را شامل می‌شود. بسیاری از پژوهشگران حذف اولیه صحنه را نتیجه حساسیت‌های سیاسی و احتمال مداخله سانسور می‌دانند، هرچند درباره سازوکار دقیق این حذف اتفاق نظر کامل وجود ندارد (Dutton, 1991).اهمیت سیاسی نمایشنامه در جریان شورش ارل اسکس در سال ۱۶۰۱ آشکار شد؛ زمانی که حامیان اسکس از گروه «لرد چمبرلین» خواستند نمایشنامه را پیش از شورش اجرا کنند تا افکار عمومی علیه ملکه تحریک شود (Hadfield, 2004). پس از شکست شورش، بازیگران گروه توسط شورای سلطنتی بازجویی شدند.این رویداد نشان داد حکومت اجراهای نمایشی را نه صرفاً سرگرمی، بلکه رسانه‌ای بالقوه برای مداخله سیاسی می‌دانست.@newshaactorsacademyسانسور مذهبی و کنترل ایدئولوژیکپس از جدایی کلیسای انگلستان از رم و تثبیت پروتستانیسم، هرگونه اشاره مثبت به الهیات کاتولیکی می‌توانست خطرناک تلقی شود (Shuger, 1997). در چنین فضایی، شکسپیر اغلب از ابهام مذهبی و چندمعنایی استفاده می‌کرد.در Hamlet، روح پدر هملت از «برزخ» (Purgatory) سخن می‌گوید؛ مفهومی که در الهیات کاتولیکی جایگاهی محوری دارد اما در پروتستانیسم رد می‌شود (Greenblatt, 2001). با این حال، شکسپیر عمداً درباره ماهیت این روح ابهام ایجاد می‌کند: روح ممکن است موجودی واقعی، شیطانی فریبکار یا حتی برساخته ذهنی باشد. این ابهام می‌تواند راهبردی برای عبور از حساسیت‌های الهیاتی پروتستانی تلقی شود.همچنین در Measure for Measure، ساختار اخلاقی و قضایی نمایشنامه نوعی نقد غیرمستقیم به ریاکاری مذهبی و اقتدار اخلاقی حکومت ارائه می‌دهد (Shuger, 1997). چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد شکسپیر مسائل مذهبی را نه به صورت آشکار، بلکه در قالب ساختارهای مبهم و چندلایه مطرح می‌کرد. ادامهundefined
undefined @newshaactorsacademy
undefined۴

۵۰

۱۰:۴۴

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefined️«سر توماس مور»: مستندترین سند سانسور شکسپیرنمایشنامه Sir Thomas More مهم‌ترین سند باقی‌مانده از فرایند سانسور در تئاتر رنسانس است. این اثر که به صورت گروهی نوشته شده بود، به دلیل نمایش شورش‌های خارجی‌ستیزانه لندن توسط ادموند تیلنی توقیف شد (Pollard, 1923).نسخه خطی نمایشنامه که در کتابخانه بریتانیا نگهداری می‌شود (MS Harley 7368)، شامل حذف‌ها، اصلاحات و یادداشت‌های مستقیم ممیز است. بخشی از متن که به «Hand D» معروف است، با احتمال بسیار بالا به دستخط خود شکسپیر تعلق دارد (Jowett, 2011).در این بازنویسی، شکسپیر تلاش می‌کند شورش مردمی را از طریق سخنان اخلاقی و انسانی توماس مور آرام کند. خطابه مشهور «قضیه بیگانگان» (The Strangers’ Case) یکی از مهم‌ترین نمونه‌های زبان سیاسی غیرمستقیم در آثار شکسپیر محسوب می‌شود.هیچ مدرک قطعی دال بر اجرای عمومی نمایشنامه در زمان حیات شکسپیر وجود ندارد؛ موضوعی که محدودیت شدید نظام سانسور را نشان می‌دهد.@newshaactorsacademyundefined️قانون ۱۶۰۶ و سانسور زبانیدر سال ۱۶۰۶، پارلمان انگلستان قانونی با عنوان An Act to Restrain Abuses of Players تصویب کرد که استفاده توهین‌آمیز از نام خدا، مسیح و مفاهیم مقدس را بر صحنه ممنوع می‌کرد (Clare, 1999).این قانون مستقیماً بر متن نمایشنامه‌ها اثر گذاشت. در نسخه‌های بعدی آثاری چون Othello و Macbeth بسیاری از سوگندها و نفرین‌های مذهبی حذف یا تعدیل شدند (Fitter, 2013). این نمونه نشان می‌دهد سانسور تنها از طریق ممیزی فردی اعمال نمی‌شد، بلکه قانون‌گذاری رسمی نیز در شکل‌دهی زبان نمایشی نقش داشت.
undefined️سانسور پس از اجرا: «جزیره سگ‌ها»سانسور درام الیزابتی صرفاً پیش از اجرا اعمال نمی‌شد؛ حکومت واکنش اجتماعی نمایش‌ها را نیز کنترل می‌کرد. یکی از مشهورترین نمونه‌ها، ماجرای نمایشنامه The Isle of Dogs در سال ۱۵۹۷ است.این نمایشنامه که توسط بن جانسون و توماس نش نوشته شده بود، به دلیل محتوای سیاسی تند، خشم شورای سلطنتی را برانگیخت. در نتیجه:- تئاترهای لندن تعطیل شدند،- جانسون بازداشت شد،- و متن نمایشنامه تقریباً به طور کامل نابود شد (Clare, 1999).این واقعه نشان می‌دهد حکومت تئاتر را رسانه‌ای دارای ظرفیت بسیج اجتماعی می‌دانست.
undefined️جنگ تئاترها و سیاست فرهنگیدر اواخر قرن شانزدهم، نزاعی ادبی میان نمایشنامه‌نویسانی چون بن جانسون، جان مارستون و توماس دکر شکل گرفت که بعدها به «جنگ تئاترها» (War of the Theatres) معروف شد. این درگیری‌ها نشان می‌دهد سانسور صرفاً ابزار دولت نبود، بلکه بخشی از تنظیم میدان رقابت فرهنگی نیز محسوب می‌شد (Howard, 2007).نمایشنامه‌نویسان از هجو، کنایه و بازنمایی کاریکاتوری یکدیگر استفاده می‌کردند و گاه همین تنش‌ها حساسیت نهادهای نظارتی را برمی‌انگیخت. بنابراین، سیاست سانسور را باید در پیوند با اقتصاد تئاتر، رقابت هنری و کنترل فرهنگی نیز تحلیل کرد.
طاعون، زیست‌قدرت و کنترل بدن اجتماعیدر دوره‌های شیوع طاعون، حکومت انگلستان بارها تئاترها را تعطیل کرد. اگرچه این تعطیلی‌ها ظاهراً دلایل بهداشتی داشتند، اما بسیاری از پژوهشگران آن‌ها را بخشی از کنترل جمعیت شهری و مدیریت نظم اجتماعی نیز می‌دانند.تئاترها مکان‌هایی بودند که:- مردم انبوه گرد می‌آمدند،- اخبار و شایعات پخش می‌شد،- و امکان شکل‌گیری نارضایتی سیاسی وجود داشت.از منظر فوکویی، این فرایند را می‌توان در چهارچوب «زیست‌قدرت» (Biopower) تحلیل کرد؛ یعنی نظارت حکومت بر بدن‌ها، تجمعات و جریان‌های اجتماعی (Foucault, 1978). در نتیجه، تعطیلی تئاترها صرفاً مسئله‌ای پزشکی نبود، بلکه بخشی از سیاست کنترل اجتماعی محسوب می‌شد.خودسانسوری و زبان استعاری شکسپیریکی از مهم‌ترین پیامدهای نظام سانسور، شکل‌گیری نوعی «خودسانسوری خلاق» در میان نمایشنامه‌نویسان بود. شکسپیر به‌خوبی می‌دانست چه موضوعاتی خطرناک هستند؛ بنابراین اغلب از روش‌های غیرمستقیم برای بیان دیدگاه‌های سیاسی استفاده می‌کرد.از جمله این روش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:- استفاده از تاریخ به جای زمان حال،- انتقال رخدادها به کشورهای دیگر،- استفاده از دلقک‌ها برای بیان حقیقت،- خلق شخصیت‌های دیوانه یا چندپهلو،- و بهره‌گیری از ابهام معنایی.در نتیجه، بسیاری از پیچیدگی‌های زبانی و تفسیری آثار شکسپیر را می‌توان محصول تعامل او با ساختار سانسور دانست. سانسور در این معنا نه فقط محدودکننده، بلکه بخشی از فرآیند تولید زیبایی‌شناسی شکسپیری بود.ادامهundefinedundefined @newshaactorsacademy
undefined۳

۴۷

۱۰:۴۷

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefined️بحث: سانسور به‌مثابه تولید زیبایی‌شناسیرابطه میان شکسپیر و نظام سانسور را نمی‌توان در قالب ساده «سرکوبگر/قربانی» فهمید. شکسپیر و هم‌عصرانش از یک سو تابع محدودیت‌های نهادی بودند و از سوی دیگر، با توسعه فرم‌های پیچیده روایی و زبانی، امکان بیان چندلایه و غیرمستقیم را خلق می‌کردند. از این منظر، ابهام، چندصدایی و استعاره در درام شکسپیری صرفاً انتخاب‌هایی زیبایی‌شناختی نبودند؛ بلکه راهبردهایی تاریخی برای بقا و بیان در دل ساختار نظارتی دولت رنسانس بودند.در نتیجه، سانسور را نباید فقط مانع آزادی هنری دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از فرآیند شکل‌گیری فرم، زبان و ساختار درام رنسانس انگلستان تلقی کرد.undefinedنتیجه‌گیریتئاتر رنسانس انگلستان در بستری از نظارت دائمی سیاسی، مذهبی و اجتماعی شکل گرفت. دفتر سرپرست مراسم سلطنتی با اختیار حذف، اصلاح و توقیف آثار، نقشی تعیین‌کننده در شکل نهایی درام الیزابتی داشت. با این حال، سانسور صرفاً نیرویی سرکوبگر نبود؛ بلکه به شکل‌گیری زبان پیچیده، استعاری و چندلایه نمایشنامه‌ نویسانی چون شکسپیر انجامید.بررسی نمونه‌هایی چون Richard II، Sir Thomas More، قانون ۱۶۰۶، The Isle of Dogs و سیاست تعطیلی تئاترها در دوره‌های طاعون نشان می‌دهد نمایشنامه‌نویسان این دوره همواره در حال مذاکره با قدرت بودند. آنان برای عبور از محدودیت‌ها، یوه‌های تازه‌ای از بیان هنری خلق کردند که بعدها به یکی از ویژگی‌های بنیادین درام شکسپیری تبدیل شد. بنابراین، شکسپیر را نمی‌توان صرفاً نویسنده‌ای دانست که «با وجود سانسور» آثار بزرگ خلق کرد؛ بلکه بخشی از نبوغ او دقیقاً در یادگیری سخن گفتن در دل ابهام، محدودیت و فشار سیاسی شکل گرفت.
undefinedمنابعClare, J. (1999). ‘Art made tongue-tied by authority’: Elizabethan and Jacobean dramatic censorship (2nd ed.). Manchester University Press.Dutton, R. (1991). Mastering the revels: The regulation and censorship of English Renaissance drama. University of Iowa Press.Fitter, C. (2013). Radical Shakespeare: Politics and stagecraft in the early career. Routledge.Foucault, M. (1978). The history of sexuality: Volume 1: An introduction (R. Hurley, Trans.). Pantheon Books. (Original work published 1976)Greenblatt, S. (1980). Renaissance self-fashioning: From More to Shakespeare. University of Chicago Press.Greenblatt, S. (1988). Shakespearean negotiations: The circulation of social energy in Renaissance England. University of California Press.Greenblatt, S. (2001). Hamlet in purgatory. Princeton University Press.Gurr, A. (1992). The Shakespearean stage, 1574–1642 (3rd ed.). Cambridge University Press.Hadfield, A. (2004). Shakespeare and Renaissance politics. Arden Shakespeare.Howard, J. E. (2007). Theater of a city: The places of London comedy, 1598–1642. University of Pennsylvania Press.Jowett, J. (2011). Sir Thomas More. Arden Shakespeare.Montrose, L. A. (1996). The purpose of playing: Shakespeare and the cultural politics of the Elizabethan theatre. University of Chicago Press.Patterson, A. (1984). Censorship and interpretation: The conditions of writing and reading in early modern England. University of Wisconsin Press.Pollard, A. W. (Ed.). (1923). Shakespeare’s hand in the play of Sir Thomas More. Cambridge University Press.Shuger, D. K. (1997). Political theologies in Shakespeare’s England: The sacred and the state in Measure for Measure. Palgrave Macmillan.Streitberger, W. R. (2016). The Masters of the Revels and Elizabeth I’s court theatre. Oxford University Press.undefinedمنابع دیجیتال British Library. (n.d.). Sir Thomas More: The only surviving literary manuscript in Shakespeare’s hand. Retrieved June 9, 2026, from https://www.bl.uk/collection-items/sir-thomas-more-manuscriptInternet Shakespeare Editions. (2017). Censorship. University of Victoria. Retrieved June 9, 2026, from https://internetshakespeare.uvic.ca/Library/SLT/literature/publishing/censorship.html پایانundefined @newshaactorsacademy
undefined۳

۳۲۸

۱۰:۴۹

thumbnail
کارگاه پنج روزه «بدنِ طنین‌دار»
undefined️ثبت نام جهت تکمیل ظرفیتundefinedفقط سه نفرundefined️سه شنبه ها ساعت ۱۴ الی ۱۶
undefinedدر بدن بازیگر، صدا تنها از حنجره تولید نمی‌شود؛ بلکه در استخوان‌ها، حفره‌ها، عضلات و فضاهای مختلف بدن تشدید و زنده می‌شود.این کارگاه پنج‌روزه تلاشی است برای کشف «رزوناتورها» یا اتاق‌های ارتعاش در بدن؛ جایی که صدا می‌تواند عمق، طنین، قدرت و کیفیتی ارگانیک پیدا کند.
شرکت‌کنندگان در این دوره، از طریق تمرین‌های تنفس، حرکت، ریتم، بیان و بداهه‌پردازی، یاد می‌گیرند چگونه صدا را از حالت صرفاً گفتاری خارج کرده و آن را به انرژیِ جاری در بدن تبدیل کنند.این کارگاه بر پیوند میان بدن، تخیل، حضور و صوت تمرکز دارد و تلاش می‌کند بازیگر را به سوی صدایی زنده، آزاد و آگاه هدایت کند. آموزش نیوشا : 09221812792#خانه_بازیگران_نیوشا@newshaactorsacademy
undefined۴

۱۰۲

۱۰:۵۴