برید این پستو بزنید بره مجله
ـ https://ble.ir/misalef_ir/4637149078753354906/1776883899146
۶۰۴
۱۹:۴۶
بازارسال شده از آقای سایه
عجیب نیست که برای عدهای “سُس” در برلین از “خون” در میناب، مهمتر است ؟
روزبه اسکندری
۲
۱۹:۵۸
جـاماندِههاےِسـَردارღ
عجیب نیست که برای عدهای “سُس” در برلین از “خون” در میناب، مهمتر است ؟
روزبه اسکندری
براي تن نازكِ ماکانِ هفت ساله , موشكِتاماهاوك آمریکا کمكِ بشردوستانه بودبراي تن فربه بيمصرفِ پهلويِ ۶۵ سالهسس گوجه فرنگي حمله تروریستي بود .
باید رعیت باشي تا این مسائل رو بفهمي !
باید رعیت باشي تا این مسائل رو بفهمي !
۶۰۴
۱۵:۲۹
بازارسال شده از مسڪوٺشدڪَان•¦📜¦•
غروب نارنجی رنگ هویزه.pdf
۱۶۳.۵۴ کیلوبایت
[ من دلم جامونده حاجی ؛ دلم بهم برگردون (: ][ دله دیگه ، تنگ میشه ، مچاله میشه ، داغ میشه (: ][ برای خودم ، برای امیرصدرا ، برای رضا (: ][ برای چشم انتظار ها و جامونده ها و برنگشته ها (: ]
ـــ گوارای چشم هاتون 🫂بخونید و اگر نظری ، سخنی بود هـایکا میشنومتون 🩶رمان هیـاهـویآهـو
/ نوشته زینب اصلاحـی .
ـــ گوارای چشم هاتون 🫂بخونید و اگر نظری ، سخنی بود هـایکا میشنومتون 🩶رمان هیـاهـویآهـو
۲
۱۰:۵۳
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز ملی خلیج فارس.pdf
۱۳۱.۸۴ کیلوبایت
۲
۱۰:۳۸
جـاماندِههاےِسـَردارღ
پیام حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز ملی خلیج فارس.pdf
ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان هم سرنوشت هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعر آبهایش!!![امامسیدمجتبیحسینیخامنهای]
۴۹۵
۱۱:۳۴
بازارسال شده از • خـانوم الـف •
#حتماًتماشاکنید+ من از طرف یکی از مسئولین رده بالای ستاد فرماندهیجنگ اینجام ؛ ایشون میخواستن حرفای شما رو بشنون .ـــ ببخشید اما کدوم مسئول ؟! + ... ـ[ کاری کاملاً دلی و زیبا از فاطمه خانومِ عزیزم 🤍حیف بود این کار زیبا هر چند باتاخیر مهمون چشم هاو قلب شما نشه . شما چه حرفی با این مسئول رده بالا دارید ؟ ]
فاطمه میرزا ابوالحسنی
با همکاری موکب شجرهطیبه / خانی آباد نو تهران .
با همکاری موکب شجرهطیبه / خانی آباد نو تهران .
۲۵
۱۹:۵۳
جـاماندِههاےِسـَردارღ
#حتماًتماشاکنید + من از طرف یکی از مسئولین رده بالای ستاد فرماندهی جنگ اینجام ؛ ایشون میخواستن حرفای شما رو بشنون . ـــ ببخشید اما کدوم مسئول ؟! + ... ـ [ کاری کاملاً دلی و زیبا از فاطمه خانومِ عزیزم 🤍 حیف بود این کار زیبا هر چند باتاخیر مهمون چشم ها و قلب شما نشه . شما چه حرفی با این مسئول رده بالا دارید ؟ ]
فاطمه میرزا ابوالحسنی با همکاری موکب شجرهطیبه / خانی آباد نو تهران .
به نظرم امام رضاییا باید این پست رو بفرستن مجله .حیف نیست خدایی اگر نره مجله ؟ همت کنید بفرستیدبرای همه خودتونم عضو کانال دوممون بشید علامت مجله( فلش
کنار پست) رو بزنید 🤍.پست : ـ https://ble.ir/misalef_ir/-3474519184754564219/1778096975875
۴۴۰
۱۹:۵۶
بازارسال شده از • خـانوم الـف •
هموطنِ عزیز من ، سلام و نور
امیدوارم خدای خامنهای بزرگ تسکین دهنده و قوت دهندهی دلتون باشه .با جمعی از دوستان در نظر داریم به مناسبت عید غدیر غم ، عید ولایت
یه نذر پربرکت رو ادا کنیم . به منظور سهیم بودن هر کدوم از شما عزیزاییکه دوست دارین مشارکت داشته باشید ، گفتم یه اطلاع رسانی کنم وهر کسی هر مبلغی که دوست داشت سهیم این نذری پربرکت ما باشه 🩶مشخصاً هرچقدر مبلغ بیشتری جمع شه ، تعداد نذریمون هم بیشتره
شماره کارت جهت واریز :به نام زینب اصلاحی : 3803 7313 8619 6219گزارش نذری هم حتما تو کانال گذاشته میشه .تنتون سالم و مالتون پر برکت 🪷• خـانـومالـف •
یه نذر پربرکت رو ادا کنیم . به منظور سهیم بودن هر کدوم از شما عزیزاییکه دوست دارین مشارکت داشته باشید ، گفتم یه اطلاع رسانی کنم وهر کسی هر مبلغی که دوست داشت سهیم این نذری پربرکت ما باشه 🩶مشخصاً هرچقدر مبلغ بیشتری جمع شه ، تعداد نذریمون هم بیشتره
۱
۸:۳۵
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بیشرمانه به چشمهای معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بیقرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمدهای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بیسوادی. سادهزیستی. تپقهای کلامی داری. گفتند مردمفریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی.وقتی همهشان سرگرم بازیهای سیاسی و پولپاشیهای رسانهای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفشهای گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بیوقفه. خوشحالی که دوید توی چشمهایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگیهایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگلهای مهآلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوهوار و ایستادهقامت ماند. دور خودش جمعمان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسهای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مههای ورزقان محو شده بودیم...
«مهدی مولایی»
«مهدی مولایی»
۲۷۱
۱۳:۰۰