عکس پروفایل پیش‌خوان پ

پیش‌خوان

۵۷۶ عضو
چپِ خَر
چپِ خر کیست؟
تناقض دارد. چپِ خر، چپ ایرانی است که در آستانه‌ی ۱۸ دی مردم را به تخریب اموال عمومی -سهم مدنی توده‌ها- تشویق می‌کند، و یک ماه بعد زمان جنگ از چندپارگی جامعه می‌نالد.
مبارزه‌ی سیاسی نمی‌فهمد. چپ خر چپ ایرانی است که می‌گوید من هم مخالف ترامپم و هم مخالف خامنه‌ای و نمی‌فهمد که در جنگ زمین بی‌طرفی وجود ندارد، نمی‌فهمد که طبق همان مبنای عین‌گرا و ماتریالیستی هیچ خیر مطلقی وجود ندارد و وقتی ایران در برابر آمریکا ایستاده، ولو حکومت بد باشد، باید تمام قد پشتش بایستد، چون در برابر جمهوری اسلامی نه یک قدیس، که خود امپریالیسم با تمام کلیتش ایستاده‌است.
اولویت نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که موضع ایجابی مشخصی در باب ناترازی انرژی ندارد و در حالی که چند ده میلیون از مردم کشورش زیر فشار معیشتی‌اند، نماد مبارزه‌اش «روسری بر چوب» است. آری، چپ خر چپی است که اولویت نمی‌فهمد.
پیامد نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که با هوچی‌‌گری زرد در رسانه‌های «جهان آزاد!» توجیه حمله به کشورش را تأمین می‌کند، و سپس از قتل عام مردم غیرنظامی عزا می‌گیرد و خاک بر سر می‌کند. چپ خر چپی است که پیامد نمی‌فهمد.
فاقد ایجاب است. چپ خر چپی است که همه چیز را نفی می‌کند، اما هیچ ایجابی ندارد. همو که حاضر است ده سال از جوانی‌اش را صرف نقد پرحرارت نظام حاکم کند اما حاضر نیست، درس بخواند، زحمت بکشد و آلترناتیو برای ساختارها و سامانه‌های معیوب موجود تولید کند تا به طور عینی از رنج ملت بکاهد.
جامعه نمی‌فهمد. چپ خر چپی است که دین‌ستیزی می‌کند، به دشمنی رفتاری -و نه تئوریک- با مسأله‌ی ملیت می‌پردازد بدون آن‌که تصویر روشن و عامه‌فهمی از انترناسیونالیسم داشته‌باشد، تیغ می‌کشد بر صورت بنیادی‌ترین لایه‌های فرهنگ توده و آن‌گاه ادعای «جامعه‌گرایی» دارد.
این‌ها که گفتم ویژگی‌های چپ خر است اگر چپ کاسب و فاندبگیر و فاقد شرافت نباشد. اگر می‌خواهید چپ باشید، اهلا، چپ باشد، اما نه چنین. من از قماش چپ خر نیستم. شما چطور؟

undefined آرشام بهمن نژاد
@pishkhan57

۱۱:۳۵

undefined شخصیت‌ها، محافظ‌ها
undefined رضا کردلو روزنامه‌نگار:
undefined با دکتر رحمانی، مهندس و مجری طرح پل b1، پیش از حضور در برنامه تلویزیونی «من ایرانم» حرف می‌زدیم. آدم اینجور وقتها نمی‌داند چه بگوید. مهندس و‌ مجری طرح b1 حسی دارد که قابل توضیح دادن نیست. در همه لحظاتش بغض دارد. اما غرور هم. امید هم. صبر هم. و البته حسرت هم. می‌گوید تنها ناراحتی‌ش بدقول شدنش است، چرا که قرار بود به زودی پل را افتتاح کند برای ساده کردن مسیر تهران کرج.
undefined خارج بوده. به دو دلیل برگشته بود. مادر و وطن. مادرش را چند ماه پیش از دست داده بود و حالا پلی که برای وطن ساخته بودند. تعریف کرد که چگونه با مشقت، در دوران تحریم، چند هزار قطعه و‌ ساخته‌ مهندسان ایرانی را مثل یک پازل کنار هم گذاشته‌اند و بسیاری از رکوردها را جا به جا کردند و شده اند بلندترین پل خاورمیانه. آه.
undefined می‌گفت تا خبر ضربه اول را شنیده، خودش را رسانده پای پل. پیش خودمان می‌گفتیم، چیزی شبیه از دست دادن عزیزی است. همینطور که پای پل در حال برآورد خسارت است، صدای جنگنده‌‌های بعدی می‌آید و حمله دوم. می‌گوید موج انفجار دوم او و برخی از همکارانش را چند متری پرت می‌کند. عده‌ای هم شهید می‌شوند. نام یک جناب سرهنگ را می‌آورد که در خاطرم نمانده. جناب سرهنگ‌ خودش را انداخته روی بدن مهندس رحمانی. مهندس از او می‌پرسد که چرا این کار را کرده! جناب سرهنگ ترکش خورده است. جواب می‌دهد چون شما مدیر این پروژه‌اید گفتم نکند هدفشان‌ ترور شما باشد. فارغ از اینکه‌ هدف دشمنان از حمله دوم چه بوده، به نفس عمل آن جناب سرهنگ دقت کنید. در آن لحظه حس کرده باید خودش را محافظ آقای مهندس کند‌!و ترکش خورده و بعد چند تا بخیه‌. این خاطره را خیلی با خودم مرور کردم و اشکی شدم.
undefined یک دهه پیش، ابراهیم حاتمی‌کیا در فیلم «بادیگارد‌» نشان داده بود که دانشمندان، شخصیت‌های دهه ۹۰ هستند. و حالا این خودآگاهی و‌ ایثار آنقدر در جامعه ما درونی شده که نظامی ما، در لحظه، خودش را فدایی مهندس و‌ دانشمند ما می‌کند. دشمن نمی‌فهمد که‌ ایران را همین روحیه حفظ کرده است. و‌حفظ خواهد کرد. انشاءالله.
@pishkhan57

۱۵:۱۹

undefined جنگی علیه موجودیت ایران

undefined عباس عبدی در کانال تلگرام خود نوشت:
از تاریخ ۲۱ دی‌ماه سال پیش و بنا به دلایلی که در فرصت مناسب خواهم گفت، از نوشتن مطبوعاتی خودداری کردم. این امتناع از نوشتن پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل نیز ادامه یافت، هر چند پس از این جنگ، تحلیل‌ها و ایده‌های خود را نوشته و به مخاطبان رسمی و نیمه رسمی منتقل می‌کردم، با این حال وضعیت جنگ به گونه‌ای شده است که انتظار می‌رود هر نیرویی که دل در گرو ایران دارد، نظر خود را بصورت عمومی نیز اعلام کند.این جنگ غیرقانونی و تجاوزکارانه با هر ادعای دروغینی که آغاز شده باشد، اکنون و بر همگان روشن شده که هدف و نتیجه‌ای جز نابودی و ویرانی ایران ندارد. ایرانی که محل شکل‌گیری و ظرف تمدنی و فرهنگ غنی این ملت است. تهدیدات اخیر ترامپ مبنی بر به عصر حجر بردن ایران عزیز و زدن موارد بیشتری از زیرساخت‌های ملی ما، جنگ را وارد مرحله خطیری کرده است. باید اذعان کرد که متأسفانه هم اکنون نیز جهان وارد عصر حجر شده است، چرا که ویژگی این عصر فقدان اخلاق، فقدان قانون، فقدان تعهدات بین‌المللی و نفی هر گونه ضابطه سیاسی و عقلانی است که ترامپ نماد اصلی آن است، و این همان عصر حجری است که دیگران را به بردن به آن تهدید می‌کند. فردی بغایت خودشیفته و خودمحور که هیچ مصلحتی بالاتر از سود و زیان شخصی خودش نمی‌بیند.بنده از دو دهه پیش همواره و بطور صریح در نوشته‌هایم جنگ را خط قرمز دانسته‌ام. جنگ نه فقط راه‌حل نجات یک ملت نیست بلکه با تخریب ثروت انسانی و فیزیکی و مادی، آن ملت را به نابودی می‌کشاند، و جز کشتار و بدبختی و فقر و آوارگی نتیجه دیگری ندارد. بنابر این با تاکید بر محکومیت قاطع این تجاوز و جنگ غیرقانونی، معتقدم که با حفظ منافع و آزادگی ملی باید کوشید که مانع تلفات انسانی و زیرساختی ایران شد. تلفاتی که از کودکان بیگناه مینابی آغاز شد و اکنون به دستاوردهای ملی چون پل‌ها، صنایع فولاد و پتروشیمی رسیده است و در پی زدن نیروگاه‌ها نیز برآمده‌اند. از این جنایت در حق ملت ایران، جز تباهی هیچ زاده نمی‌شود و هیچ هدف و آرمان سیاسی وجود ندارد که چنین جنایتی را به نام آن توجیه کند.اطمینان دارم که اراده ملی نخواهد شکست و ملت سرافراز ایران قادر به عبور سربلندانه از بحران کنونی خواهد بود، بحرانی که ساخته و پرداخته تجاوزی غیرقانونی است. ایران و ایرانی بزودی جایگاه شایسته خود را به دست آورده و تثبیت خواهد کرد.
منبع: آینده
@pishkhan57

۱۸:۱۴

undefinedخاطرات تلخ و قابل‌تأمل هاشمی:
undefined۳ مهر۸۲: عصر آقای خاتمی آمد. در مورد مسائل هسته‌ای هم نظر شدیم و به ایشان توصيه کردم که در فکر کناره‌گیری نباشد و به کار خود ادامه دهد!
undefined۹ مهر۸۲: در جلسه مشورتی، رهبری پذیرفتند که با شروطي پروتکل الحاقی اجرا شود ولی با تعطيلي غنی‌سازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند.
undefined۲۰ مهر۸۲: سر شب دکتر روحانی آمد. گفت: البرادعی تهدید کرده و اروپايی‌ها هم هنوز حاضر نشده‌اند، کسی را برای مذاكره بفرستند. هيأت دولت هم ترسيده، فشار را روی آقای خاتمی زياد کرده که بپذیریم و مجلسيان هم نامه‌ای تهیه کرده‌اند كه از آقاي خاتمي خواسته‌اند بپذيريم و رهبري هم جلوتر آمده‌اند و پذيرفته‌اند که موقتاً غني سازي را متوقف كنيم.
undefined۲۹ مهر ۸۲: ایران در مقابل پذیرش تأييد برخورداري از فوائد صلح آميز هسته‌اي، پذيرفته كه پروتكل الحاقي را امضاء كند و غنی‌سازی را موقتاً متوقف کند!
undefined۳ آبان ۸۲: ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها هم از نحوه تصمیم‌گیری در مورد پروتکل و توقف غنی‌سازی ناراحت بودند و معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماه‌های اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرف‌های خود برگشته‌اند.گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار می‌آيد! 
undefined۵ آبان ۸۲: رهبری فقط با تأخير تزريق گاز اورانيوم موافقت کرده‌ و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی  بیش از این می‌خواهد!
undefined۱۱ آبان ۸۲: عصر در برنامه افطار رهبری مدیران و مسئولان جمع بودند.رهبری گفتند: «تا اینجا درست عمل شده ولی ما برای خنثی کردن توطئه آمریکا که درصدد ایجاد اجماع علیه ایران بودند، پذیرفتيم که همه چيز شفاف باشد ولی برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمی‌آیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف می‌کنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد!
undefined۲۸ بهمن ۸۲: شب مهمان رهبری بودم. در مورد مسائل هسته‌ای هم بحث کردیم. ایشان مصمم است که در مورد چرخه سوخت تسلیم نشوند و مقاومت كنند، گرچه به برخورد رسد!
undefined۵ خرداد ۸۳: شب مهمان رهبری بودم. از من خواستند که در جلسه مشورتی فردا که برای مسائل هسته‌ای داریم، با پیشنهاد لغو تعلیق موافقت کنیم. گفتم: بهتر است عجله نشود و فرصت دیگری به دکتر روحانی و دولت بدهیم و از عکس‌العمل تند غرب جلوگیری کنیم!
undefined۶ خرداد ۸۳: رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت!
undefined۱۷ تير ۸۳: آمريكا و اسرائيل علناً ايران را در مسائل هسته‌اي تهديد كرده‌ و رهبري در همدان گفته‌اند كه براي ضربه متقابل، محدود به مكان خاصي نخواهيم بود!
undefined۷ مرداد ۸۳: مقامات اتريش رسماً اطلاع داد‌ه‌اند كه اسرائيل قصد حمله به تأسيسات هسته‌اي ايران دارد!
undefined۲۰ مرداد ۸۳: شب مهمان رهبري بودم. در مورد مسائل هسته‌اي مذاكره كرديم. تصميم اين شد كه غني سازي را آغاز كنيم.
undefined۱۷ شهريور ۸۳: رهبری از تصميم جلسه مشورتي، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه سازي هسته‌اي ناراضي اند. ولي من گفتم: تصميم خوب و به جايي است!
undefined۵ مهر ۸۳: عصر در دفتر رهبري، بحث مسائل هسته‌اي بود. سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه گازدهي را تا اجلاس آينده آژانس شروع نكنند چون روحاني میگوید که اگر گازدهي شروع نشود، امكان تفاهم هست.رهبري حفظ تكنولوژي هسته‌اي را خط قرمز خواندند حتی گفتند اگر روزی مسئولان کشور به نتیجه توقف آن برسند، ایشان در مقام رهبری نخواهند ماند!
undefined۱۱ آبان ۸۳: عصر در دفتر رهبري جلسه مشورت درباره مسائل هسته‌اي بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيت‌الله خامنه‌اي مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذيرفتند!
undefined۲۵ آبان ۸۳: بيانيه اروپا درباره توافقات هسته‌اي منتشر شد و دكتر روحاني در مصاحبه‌اي توجيهات خوبي داشت و البرادعي ضمن اينكه پنهان كاري گذشته ايران را تخلف خواند، از همكاري مؤثر فعلي ايران ابراز رضايت كرد.
undefined۹ آذر ۸۳: دكتر روحاني از من به خاطر چند بار باز كردن گره كار، قدرداني كرد.
undefined بازنشر از کانال محمد حقی
@pishkhan57

۲۲:۳۵

گفته بودند مجتبی خامنه‌ای شهید شده
چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. به‌زودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحله‌ی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان این‌همه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آن‌ها را بربایند، آن‌وقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً هم‌زمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کم‌عمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گل‌های چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّه‌ی نیرو‌ها هم کم‌کم بیدار می‌شدند و برخی می‌آمدند مثل من در آب می‌نشستند که لباس‌هایشان تمیز شود و برخی هم می‌رفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّه‌ی صبحانه.
در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بی‌مقدّمه گفت «محمّدجواد حسینی خامنه‌ای چه‌کاره‌ی تو است؟» ما اصلاً آقا را به اسم «محمّدجواد» نمی‌شناختیم، ولی او گفت «محمّدجواد»! من درگیر نام «محمّدجواد» بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمی‌رفت. دوباره گفت «آیت‌الله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنه‌‌ای کیه؟» گفتم پدربزرگم است که ناگهان و به‌یکباره گفت «فوت شد»! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بنده‌خدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمی‌دانم می‌خواست مثلاً کار بامزه‌ای کرده باشد یا گمان می‌کرد اگر این‌طور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم به‌تدریج یکی‌یکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن می‌کنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیس‌جمهور را می‌دهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت می‌کنند.
... ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کوله‌پشتی نظامی دارد می‌رود. چون همان‌ زمان هم من جبهه بودم، ایشان این‌طور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شده‌ام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحله‌ی اوّل، در میان شلوغی‌هایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا می‌گویند که شما مجتبیٰ را فرستاده‌اید جبهه، آقا می‌گویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستاده‌اید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنه‌ای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه می‌کردند. آقا این خوابشان را همان وقت‌ها برای من تعریف کردند و من این‌طور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته می‌رفته است.

بخشی از تنها مصاحبه‌ رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای
undefined بازنشر از کانال سوزنبان ( محسن راحمی )
@pishkhan57

۲۲:۲۸

undefinedاتحاد، چماقی برای سرکوب انتقاد.undefined خانم دکتر مرضیه فروزنده
undefined «حمایت»، معنیش تایید چشم‌وگوش‌بسته و عدم نقد دلسوزانه نیست. حتی حمایت از نظام و رهبری هم به این معنی نیست، چه برسد به حمایت از دولت پرخطا...!
undefined کما اینکه خود رهبر شهید هم همواره، و حتی کنار آن جمله‌ی ترندشده‌ی «حمایت از رییس جمهور».. ، مواضع غلط دولتی‌ها را در پافشاری بر مذاکره مستقیم «نقد کردند» و این اصرار را ظاهربینی دانستند...اما عده ای دائما از حرف‌های رهبر «تک جمله» بیرون می‌کشند و‌ چماق برای سرکوب انتقاد می‌سازند.
undefined بزرگترین ضربه‌هایی که به انقلاب خورد، بخاطر تک‌صدایی و سرکوب انتقاد و «حمایت چشم و گوش بسته»ی حزب‌اللهی‌ها از هاشمی در دهه هفتاد بود.
undefined آیا تکرار آن شرایط به نفع انقلاب است؟البته وقتی از پذیرش و آزادی ِانتقاد دلسوزانه می‌گوییم، کنارش باید حدومرز توهین به افراد حقیقی و حقوقی، و زدن اتهامات بی‌سند را هم درنظر داشته باشیم که هم خلاف عقل و اخلاق و قانون است و وظیفه‌ی قوه قضاییه است که ورود و برخورد کند و هم اتفاقا «ضد اتحاد» است! و وفاقیون (اگر واقعا دنبال وفاق و اتحاد باشند!) باید این توهین و تهمت‌ها را ضدوفاق ببینند!
undefined️مثلا .. اظهارات موهنی که حتی بعد از شهادت دانشمند شهید، دکتر فریدون عباسی مطرح شد، آیا قوه قضائیه برخوردی با آنها کرد؟ ابدا.
undefinedیا با تهمت‌های بی‌ربطی که به شهید رئیسی و دولتش می‌زدند و می‌زنند هنوز... (دولتی که بالاخره ۱۸ میلیون رای داشت)
undefinedیا توهین‌های هماهنگی(!) که راه به راه به هر بهانه‌ای، به منتخب ۱۲میلیون از مردم و خود آن ۱۲ میلیون ایرانی می‌کنند، که مودبانه‌ترینش «تندرو» هست... چه کسی به اینها گفت ضد اتحاد؟! هیچکس.
undefinedبا مزخرفات و تهمت‌های زشت کواکبیان چه برخورد موثری شد؟!
undefined بدتر از همه، شیخ حسن فریدون که واقعا معلوم نیست چه جایگاهی برای خودش تصور می‌کند که وظیفه‌ی خودش می‌دانست با جمله جمله‌ی رهبر شهید مخالفت کند(!)، و دنباله‌های او، جواد ظریف، عباس آخوندی، موسی غنی‌نژاد و... که همچنان مواضع کاملا در تقابل با ملت متحد پرچمدار خیابان‌ها دارند، نه کسی آنها را ضد اتحاد می‌داند نه قوه قضائیه با آنها برخوردی می‌کند.
undefinedباز هم می‌گویم شرایط تک‌صدایی و سرکوب نقد را در هشت سال دولت هاشمی تجربه کردیم، تجربه‌های تلخ و ارزشمند انقلاب.
undefined ما در دهه‌ی هفتاد از انگاره‌هایی مثل «مخالف هاشمی مخالف رهبر است، مخالف رهبری دشمن پیغمبر است» چه نتیجه‌ی مثبتی گرفتیم که می‌خواهیم تکرارش کنیم؟!
undefined بازنشر از کانال سعید زیباکلام
@pishkhan57

۱۹:۴۷

*اینترنت سفید و الغای برادری در میان امتِ حزب الله
undefined بخش اول
undefined چندی پیش و بلافاصله بعد از اتصالی موقت و کوتاه به آن اینترنت سابقا دَمِ دستی و فعلا و چه بسا تا ابد رویایی و دست نیافتنی، با مشاهده سِیلی از دسترسی های آن ها که چندی هم‌سرنوشت بودیم و دیگر نه هم مسیریم و نه هم سرنوشت، با فَوَران خشم و عصبانیتِ ناشی از مواجهه با نابرابری و تبعیض با سرعت و به صراحت چنین نوشتم:

undefined«برابری لازمه برادری است. در شرایط نابرابری امکان تحقق برادری منتفی است. آنان که در شرایط قحطی و نابرابری و ناتوانیِ اکثریت مسلمین و مومنین و آحاد مردم، توانمند و بهره مند و مستفیض از امکانات و امتیازات ویژه هستند دیگر نمی‌توانند پشت واژه برادری خود را مخفی کنند و در عین لذت بردن از آخورِ نابرابری با بی بهره‌گان و بیچارگان و بی نوایان حزب اللهی و غیر حزب اللهی حرفی از برادری و « ما » بودن بزنند.»


undefined در واقع برادری و انسجام و هم‌قبیلگی و « ما » بودن به شکلی اجتناب ناپذیر و محتوم، مستلزم هم مسیری و هم سرنوشتی است. هم مسیری و هم سرنوشتی هم لازمه ای دارد و آن لازمه برابری افراد هم سرنوشت در بهره‌مندی و برخورداری از امکانات و امتیازات است. تا همگانِ یک « ما » یا «مجموعه مشترک» در بهره‌مندی از مواهب و مزایا به شکلی سخت و انعطاف ناپذیر « برابر » نباشند امکان تحقق «برادری» میان آن « ما » یا « مجموعه مشترک » منتفی و ممتنع است. این پایان ماجرا نیست. نابرابری نه تنها امکان تحقق و تأسیس « برادری » و « ما » را ممتنع می‌کند بلکه در صورت وجود یک « ما » و « مجموعه مشترک » که بر مبنای « برادری » شکل گرفته است مقدمات فروپاشی « برادری » و به تَبَع آن « ما » را می‌گیرد.
undefined فاجعه‌ و بحرانی که این روزها متوجه جامعه ایران و از آن مهم تر جامعه حزب الله ایران ( که به شکل دقیقی بر مبنای روایت برادری تأسیس شده است) شده، رسیدن تبعیض و نابرابری به حداکثر خود و به محسوس ترین شکل ممکن است.
undefined تا پیش از رونمایی جدیدترین شکل تبعیض در ایران که «اینترنت طبقاتی» یا « اینترنت کثیف » باشد در میان ما تبعیض و نابرابری به شکلی جدی و به مقداری بیش از حد تحمل وجود داشت. اما با اینترنت سفید یا به زَعم و به زبانِ من « اینترنت کثیف » تبعیض در میان ما « ایرانی ها » و « حزب اللهی ها » وارد فاز جدید و هولناکی شد. تا پیش از رونمایی از اینترنت کثیف تبعیض بود و تبعیض هولناک بود و غیر قابل تحمل اما حالا تبعیض خاصیت دیگری نیز در ایران به خود گرفته و آن « محسوس بودن جهنمی » است. ما پیش از مشاهده اینترنت سفید با تبعیض به صورت مفهومی انتزاعی مواجه بودیم. کمتر فرصتی پیش می‌آمد تا تبعیض را به شکلی عینی و محسوس لمس کنیم‌. حداقل تبعیض آنقدر ها گسترده و پراکنده بود که امکان خشمِ دقیق نسبت به رانتیِر های مُستَفیض کمتر و سخت تر بود. اما حالا با وجود طرح جدید یا به عبارت بهتر واقعیت جدید اینترنت ایران، تبعیض به محسوس ترین شکل ممکن و در یک موضوع خاص و به شکلی فشرده برای ما نمایان شده است. این آغاز یک پایان است. پایانی بر همه‌ی « ما » هایی که پیش از این شکل گرفته بود. دیگر افراد جامعه به طور کلی به دو قسم تقسیم شده اند. مستفیضان و بی بهره‌گان. دیگر امکان وحدت میان این دو گروه ممکن نیست. برادری در حال انقراض است و نابرابری به شکلی جهنمی وارد عرصه جدیدی از حیات بنیان افکن خود شده‌است.
undefined در این میان آنچه ذهن ناراحت نویسنده متن پیش رو را بیش از پیش ناراحت و نگران کرده است عاقبت آن موجودیتی است که ما روزی تحت عنوان « امت حزب الله » از آن یاد می‌کردیم.
undefined نابرابری که ذکر خیرش گفته شد حالا در شکل جدید و در مرحله جهنمی دیگری از حیات خود در ایران ( که به واسطه ظهور اینترنت کثیف آغاز شده ) شکارچی جمعیت های متحد که ما آن را در این نوشتار « ما » می‌نامیم شده‌است. به طور کلی نتیجه نابرابری تجزیه بیش از پیش جامعه است اما جدی ترین گروهی که در قضیه اینترنت سفید هدف تجزیه است « امت حزب الله » است.‌ در هیچ گروهی از جامعه ایران مثل این جمعیت، تبعیضِ مذکور کشنده تر عمل نکرده و نخواهد کرد. در بین حزب الله است که اینترنت کثیف ضربه ای عمیق به بنیانِ وحدت بخش حزب اللهی ها که برادریِ مبتنی بر برابری باشد خواهد زد چراکه در این گروه بیش از هر گروه دیگری تبعیضِ جدید، میان افراد محسوس تر است. بخش قابل توجهی از « امت حزب الله » که با دستان خالی در طول جنگ در میادین ایستاده بود این روز ها می‌بیند دستان فقیرش خالی تر از پیش شده و در عین حال « برخی از رفیقان سابق و هم قطار » آنان که تا پیش از این با آنان احساس هم سرنوشتی می‌رفت در میانه جنگ از امتیازاتی مستفیض شده‌اند که دیگر « برادران و خواهران » نشده اند.
undefined بازنشر از هیچ

@pishkhan57

۲۲:۱۸

اینترنت سفید و الغای برادری در میان امت حزب الله
undefined بخش دوم
undefined همین مشاهده تبعیض، به دقیق و محسوس ترین شکل ممکن، همانی است که احساسِ « هم قطاری » و « هم سرنوشتی » را از خِیلِ کثیر و اکثریت حزب اللهی ها خواهد گرفت و به تَبَعِ درکِ این حجمِ جهنمی از تبعیض ما شاهد « الغایِ برادریِ ناشی از نابرابری » در میان حزب الله ایران خواهیم بود.

undefined پروژه اینترنت سفید آغازی بر انشقاق و تضاد در میان حزب‌الله ایران خواهد شد. دیگر حزب اللهی های پابرهنه و دست خالی با حزب اللهی های رانتیرِ مستفیضِ از امکانات احساس برادری و « ما » بودن نمی‌کنند. نتیجه این خواهد شد که سرخوردگی وسیعی میان طیف گسترده ای از حزب اللهی ها به وجود خواهد آمد و در پی آن ما شاهد شروع یک تضاد عینی میان جوانان بهره‌مند و بی بهره حزب اللهی خواهیم بود. این شروع یک تزلزل و تشنج جدی در میان برادران سابق خواهد بود. در واقع ما احتمالا با ادامه پیگیری سیاست کثیف اینترنت سفید شاهد « جنگ نرم و سختِ برادران » خواهیم شد.
undefined باید فکری به حال برادریِ در حال زوال در میان حزب الله ایران کرد. حزب الله از آغاز و از اساس، از صدر اسلام تا قعر تاریخ که امروز باشد بر مبنای «روایت برادری مبتنی بر برابری» شکل گرفته است. اسلام در ابتدا تا انتها برای بقا و تکامل و تقرب روی برادری مسلمین حساب باز کرده‌است. اقدام فوری پیامبر مکرم در اعلام عمومی عقد اخوت میان مسلمین در سال اول هجرت شاهد مثالی بر همین مدعاست. تلاش های پی در پی و بی وقفه امیرالمومنین برای از بین بردن نابرابری در میان برادران مسلمان در نخستین روز های حکومت ایشان نیز مثالی در اثبات گزاره های فوق است؛ آن جا که امیرالمومنین سنت بهره مندی بیشتر متقدمین مسلمان از بیت المال را لغو کرد و زمینه خصومت میان مسلمین را، حداقل در این زمینه و موضوع، از ریشه خشکاند.

undefined همه‌ی این متن طویل نوشته شد تا آنان که نمی‌دانند بدانند و آن ها که می‌توانند، تقلایی کنند برای برداشته شدن شر عظیم اینترنت سفید از سر برادران و خواهران امت‌ واحده حزب الله.
undefined بازنشر از هیچ

@pishkhan57

۲۲:۱۸

مقاومت در خارج، نئولیبرالیسم در داخل
undefined تحول سیاسی و اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۶ نشان‌دهنده شکل‌گیری یک پدیده منحصر به فرد در تاریخ معاصر است که می‌توان آن را دولت ضدامپریالیست نئولیبرال نامید؛ دولتی که در خارج به مقاومت مشغول است و در داخل سیاست‌های ریاضت اقتصادی شدیدی را پیش می‌برد. ریشه تحولات اخیر به دسامبر ۲۰۲۵ باز می‌گردد، زمانی که دولت مسعود پزشکیان یک بسته ریاضتی چهارگانه شامل افزایش قیمت بنزین، تعیین سقف ۲۰ درصدی برای افزایش حقوق‌ها (بسیار پایین‌تر از نرخ تورم)، افزایش مالیات بر ارزش افزوده و در نهایت تک‌نرخی کردن ارز با جهشی ۵۰ درصدی را اجرا کرد. این سیاست‌ها که به حذف ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی و دارو منجر شد، قدرت خرید طبقه متوسط و کارگر را به شدت کاهش داد و باعث شد کالاهای ضروری با قیمت‌های جهانی و دلاری عرضه شوند، در حالی که دستمزدها به ریال و بسیار ناچیز باقی ماندند.
undefined این فشار اقتصادی در ژانویه ۲۰۲۶ به اعتراضات گسترده‌ای در مناطق روستایی و بازارها منجر شد که به سرعت به شهرهای بزرگ سرایت کرد، اما به دلیل مداخلات خارجی و منافع متقابل دولت و اپوزیسیون خارج‌نشین، ماهیت اقتصادی این مطالبات به سرعت به یک تقابل تمدنی و سیاسی میان جمهوری اسلامی و بازگشت سلطنت تغییر شکل یافت. هر دو طرف ترجیح دادند به جای صحبت از عدالت توزیعی و دردهای معیشتی، بحث را به سمت امنیت، خیانت، آزادی و دموکراسی سوق دهند تا از پاسخگویی به ریشه‌های مادی بحران بگریزند. با ورود دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به صحنه و آغاز حملات هوایی به زیرساخت‌های ایران، این شکاف داخلی به یک دوقطبی میان حاکمیت ملی و ادغام در نظم امپریالیستی تبدیل شد.
undefined جنگ باعث شد بسیاری از مردمی که از سیاست‌های اقتصادی دولت آسیب دیده بودند، برای دفاع از تمامیت ارضی کشور در برابر حملات خارجی ایستادگی کنند، چرا که انتخاب میان دولت فعلی به عنوان مدافع حاکمیت ملی و پروژه پهلوی به عنوان بخشی از نظم تحت رهبری آمریکا، به یک دوراهی سرنوشت‌ساز تبدیل شد. در این میان، طبقه‌ای از الیگارشی وابسته به دولت که از درآمدهای دلاری حاصل از فروش نفت و پتروشیمی بهره‌مند است، از سیاست‌های ریاضتی حمایت می‌کند تا هزینه‌های بقای دولت در برابر تحریم‌ها را بر دوش مردم عادی بگذارد. در واقع، شفافیت‌گریزی که لازمه دور زدن تحریم‌ها و فعالیت ناوگان‌های مخفی تانکری است، همزمان باعث شده تا دولت در برابر مردم خود نیز پاسخگو نباشد و درآمدهای ملی را در شبکه‌هایی مات و غیرشفاف مدیریت کند.
undefined در نهایت، تضادی که میان ضدامپریالیسم و نئولیبرالیسم در ایران دیده می‌شود، در عمل به یک منطق واحد برای بقای دولت تبدیل شده است؛ به این معنا که کاهش ارزش ریال و مالیات‌های تنازلی ابزاری برای تأمین هزینه‌های مقاومت خارجی هستند. حتی در صورت رفع تحریم‌ها، ساختار اقتصادی فعلی که بر پایه پیوند قدرت دولتی و استخراج خصوصی بنا شده، تضمینی برای بهبود معیشت توده‌ها ارائه نمی‌دهد، زیرا هر دو جناح سیاسی غالب درگیر شبکه‌های دلاری هستند و به جای تغییر ساختار به نفع مردم، تنها بر سر قیمت پرداخت شده برای بقا — یعنی حاکمیت ملی یا ریاضت اقتصادی — با هم اختلاف نظر دارند. این دهه به عنوان مقطعی تعیین‌کننده نشان خواهد داد که آیا ایرانیان می‌توانند از این انتخاب‌های تحمیلی فراتر رفته و به اقتصادی دست یابند که به جای خدمت به الیگارشی، در خدمت منافع عمومی باشد یا خیر.
undefined بازنشر از مجله جاکوبین
@pishkhan57

۱۸:۵۰

thumbnail
از پرویز امینی و تسنیم تا محمد محسن راحمی

undefined کتاب «گفتارهایی درباره نظریه‌های عدالت» منتشر شد
undefinedعلیرغم ارزش فوق‌العاده‌ی «عدالت» به طور اعم و ارزش خاص آن برای جمهوری اسلامی و مذهب تشیع که عدالت را برای خود یک رکن رکین می‌داند، همچنان با خلأهای مهمی در حوزه نظریه عدالت مواجه هستیم.
undefinedگروه اندیشه خبرگزاری تسنیم طی سالهای اخیر تلاش کرد از طریق گفتگو با کارشناسان و صاحب‌نظران با دیدگاه‌های مختلف و بعضاْ متفاوت، به تشریح و تبیین دیدگاه‌ها و تئوری‌های مختلف درباره عدالت بپردازد. مقصود تسنیم از این تبیین‌ها، جانبداری از هیچ‌یک از این آرا نبوده است، بلکه تلاش شده است تا هرکدام از دیدگاه‌ها و مکاتب، توسط فردی که به آن دیدگاه نزدیکی بیشتری داشته و یا پژوهش ویژه‌ای راجع به آن صورت داده، مطرح شود و مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا مخاطب فرهیخته بیش از پیش با صورت و محتوای این نظریات آشنا شود.
undefined ماحصل این گفتگوهای کارشناسی، در کتابی با عنوان «گفتارهایی درباره نظریه‌های عدالت» منتشر شده است که می‌تواند کتاب مرجع مناسبی برای پژوهشگران و علاقمندان مباحث نظری در حوزه عدالت باشد.
undefined علاقمندان می‌توانند این کتاب را از طریق این لینک از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهیه کنند.
undefined و یا اینکه از طریق تماس با خبرگزاری تسنیم، نسبت به تهیه آن اقدام نمایند.
شماره تلفن خبرگزاری تسنیم برای خرید کتاب:
۰۲۱۴۲۱۳۹۱۰۰۰۹۱۲۶۷۵۸۰۳۰


@pishkhan57

۱۳:۰۳