چپِ خَر
چپِ خر کیست؟
تناقض دارد. چپِ خر، چپ ایرانی است که در آستانهی ۱۸ دی مردم را به تخریب اموال عمومی -سهم مدنی تودهها- تشویق میکند، و یک ماه بعد زمان جنگ از چندپارگی جامعه مینالد.
مبارزهی سیاسی نمیفهمد. چپ خر چپ ایرانی است که میگوید من هم مخالف ترامپم و هم مخالف خامنهای و نمیفهمد که در جنگ زمین بیطرفی وجود ندارد، نمیفهمد که طبق همان مبنای عینگرا و ماتریالیستی هیچ خیر مطلقی وجود ندارد و وقتی ایران در برابر آمریکا ایستاده، ولو حکومت بد باشد، باید تمام قد پشتش بایستد، چون در برابر جمهوری اسلامی نه یک قدیس، که خود امپریالیسم با تمام کلیتش ایستادهاست.
اولویت نمیفهمد. چپ خر چپی است که موضع ایجابی مشخصی در باب ناترازی انرژی ندارد و در حالی که چند ده میلیون از مردم کشورش زیر فشار معیشتیاند، نماد مبارزهاش «روسری بر چوب» است. آری، چپ خر چپی است که اولویت نمیفهمد.
پیامد نمیفهمد. چپ خر چپی است که با هوچیگری زرد در رسانههای «جهان آزاد!» توجیه حمله به کشورش را تأمین میکند، و سپس از قتل عام مردم غیرنظامی عزا میگیرد و خاک بر سر میکند. چپ خر چپی است که پیامد نمیفهمد.
فاقد ایجاب است. چپ خر چپی است که همه چیز را نفی میکند، اما هیچ ایجابی ندارد. همو که حاضر است ده سال از جوانیاش را صرف نقد پرحرارت نظام حاکم کند اما حاضر نیست، درس بخواند، زحمت بکشد و آلترناتیو برای ساختارها و سامانههای معیوب موجود تولید کند تا به طور عینی از رنج ملت بکاهد.
جامعه نمیفهمد. چپ خر چپی است که دینستیزی میکند، به دشمنی رفتاری -و نه تئوریک- با مسألهی ملیت میپردازد بدون آنکه تصویر روشن و عامهفهمی از انترناسیونالیسم داشتهباشد، تیغ میکشد بر صورت بنیادیترین لایههای فرهنگ توده و آنگاه ادعای «جامعهگرایی» دارد.
اینها که گفتم ویژگیهای چپ خر است اگر چپ کاسب و فاندبگیر و فاقد شرافت نباشد. اگر میخواهید چپ باشید، اهلا، چپ باشد، اما نه چنین. من از قماش چپ خر نیستم. شما چطور؟
آرشام بهمن نژاد
@pishkhan57
چپِ خر کیست؟
تناقض دارد. چپِ خر، چپ ایرانی است که در آستانهی ۱۸ دی مردم را به تخریب اموال عمومی -سهم مدنی تودهها- تشویق میکند، و یک ماه بعد زمان جنگ از چندپارگی جامعه مینالد.
مبارزهی سیاسی نمیفهمد. چپ خر چپ ایرانی است که میگوید من هم مخالف ترامپم و هم مخالف خامنهای و نمیفهمد که در جنگ زمین بیطرفی وجود ندارد، نمیفهمد که طبق همان مبنای عینگرا و ماتریالیستی هیچ خیر مطلقی وجود ندارد و وقتی ایران در برابر آمریکا ایستاده، ولو حکومت بد باشد، باید تمام قد پشتش بایستد، چون در برابر جمهوری اسلامی نه یک قدیس، که خود امپریالیسم با تمام کلیتش ایستادهاست.
اولویت نمیفهمد. چپ خر چپی است که موضع ایجابی مشخصی در باب ناترازی انرژی ندارد و در حالی که چند ده میلیون از مردم کشورش زیر فشار معیشتیاند، نماد مبارزهاش «روسری بر چوب» است. آری، چپ خر چپی است که اولویت نمیفهمد.
پیامد نمیفهمد. چپ خر چپی است که با هوچیگری زرد در رسانههای «جهان آزاد!» توجیه حمله به کشورش را تأمین میکند، و سپس از قتل عام مردم غیرنظامی عزا میگیرد و خاک بر سر میکند. چپ خر چپی است که پیامد نمیفهمد.
فاقد ایجاب است. چپ خر چپی است که همه چیز را نفی میکند، اما هیچ ایجابی ندارد. همو که حاضر است ده سال از جوانیاش را صرف نقد پرحرارت نظام حاکم کند اما حاضر نیست، درس بخواند، زحمت بکشد و آلترناتیو برای ساختارها و سامانههای معیوب موجود تولید کند تا به طور عینی از رنج ملت بکاهد.
جامعه نمیفهمد. چپ خر چپی است که دینستیزی میکند، به دشمنی رفتاری -و نه تئوریک- با مسألهی ملیت میپردازد بدون آنکه تصویر روشن و عامهفهمی از انترناسیونالیسم داشتهباشد، تیغ میکشد بر صورت بنیادیترین لایههای فرهنگ توده و آنگاه ادعای «جامعهگرایی» دارد.
اینها که گفتم ویژگیهای چپ خر است اگر چپ کاسب و فاندبگیر و فاقد شرافت نباشد. اگر میخواهید چپ باشید، اهلا، چپ باشد، اما نه چنین. من از قماش چپ خر نیستم. شما چطور؟
@pishkhan57
۱۱:۳۵
@pishkhan57
۱۵:۱۹
از تاریخ ۲۱ دیماه سال پیش و بنا به دلایلی که در فرصت مناسب خواهم گفت، از نوشتن مطبوعاتی خودداری کردم. این امتناع از نوشتن پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل نیز ادامه یافت، هر چند پس از این جنگ، تحلیلها و ایدههای خود را نوشته و به مخاطبان رسمی و نیمه رسمی منتقل میکردم، با این حال وضعیت جنگ به گونهای شده است که انتظار میرود هر نیرویی که دل در گرو ایران دارد، نظر خود را بصورت عمومی نیز اعلام کند.این جنگ غیرقانونی و تجاوزکارانه با هر ادعای دروغینی که آغاز شده باشد، اکنون و بر همگان روشن شده که هدف و نتیجهای جز نابودی و ویرانی ایران ندارد. ایرانی که محل شکلگیری و ظرف تمدنی و فرهنگ غنی این ملت است. تهدیدات اخیر ترامپ مبنی بر به عصر حجر بردن ایران عزیز و زدن موارد بیشتری از زیرساختهای ملی ما، جنگ را وارد مرحله خطیری کرده است. باید اذعان کرد که متأسفانه هم اکنون نیز جهان وارد عصر حجر شده است، چرا که ویژگی این عصر فقدان اخلاق، فقدان قانون، فقدان تعهدات بینالمللی و نفی هر گونه ضابطه سیاسی و عقلانی است که ترامپ نماد اصلی آن است، و این همان عصر حجری است که دیگران را به بردن به آن تهدید میکند. فردی بغایت خودشیفته و خودمحور که هیچ مصلحتی بالاتر از سود و زیان شخصی خودش نمیبیند.بنده از دو دهه پیش همواره و بطور صریح در نوشتههایم جنگ را خط قرمز دانستهام. جنگ نه فقط راهحل نجات یک ملت نیست بلکه با تخریب ثروت انسانی و فیزیکی و مادی، آن ملت را به نابودی میکشاند، و جز کشتار و بدبختی و فقر و آوارگی نتیجه دیگری ندارد. بنابر این با تاکید بر محکومیت قاطع این تجاوز و جنگ غیرقانونی، معتقدم که با حفظ منافع و آزادگی ملی باید کوشید که مانع تلفات انسانی و زیرساختی ایران شد. تلفاتی که از کودکان بیگناه مینابی آغاز شد و اکنون به دستاوردهای ملی چون پلها، صنایع فولاد و پتروشیمی رسیده است و در پی زدن نیروگاهها نیز برآمدهاند. از این جنایت در حق ملت ایران، جز تباهی هیچ زاده نمیشود و هیچ هدف و آرمان سیاسی وجود ندارد که چنین جنایتی را به نام آن توجیه کند.اطمینان دارم که اراده ملی نخواهد شکست و ملت سرافراز ایران قادر به عبور سربلندانه از بحران کنونی خواهد بود، بحرانی که ساخته و پرداخته تجاوزی غیرقانونی است. ایران و ایرانی بزودی جایگاه شایسته خود را به دست آورده و تثبیت خواهد کرد.
منبع: آینده
@pishkhan57
۱۸:۱۴
@pishkhan57
۲۲:۳۵
گفته بودند مجتبی خامنهای شهید شده
چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. بهزودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحلهی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان اینهمه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آنها را بربایند، آنوقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً همزمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کمعمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گلهای چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّهی نیروها هم کمکم بیدار میشدند و برخی میآمدند مثل من در آب مینشستند که لباسهایشان تمیز شود و برخی هم میرفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّهی صبحانه.
در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بیمقدّمه گفت «محمّدجواد حسینی خامنهای چهکارهی تو است؟» ما اصلاً آقا را به اسم «محمّدجواد» نمیشناختیم، ولی او گفت «محمّدجواد»! من درگیر نام «محمّدجواد» بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمیرفت. دوباره گفت «آیتالله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنهای کیه؟» گفتم پدربزرگم است که ناگهان و بهیکباره گفت «فوت شد»! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بندهخدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمیدانم میخواست مثلاً کار بامزهای کرده باشد یا گمان میکرد اگر اینطور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم بهتدریج یکییکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن میکنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیسجمهور را میدهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت میکنند.
... ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کولهپشتی نظامی دارد میرود. چون همان زمان هم من جبهه بودم، ایشان اینطور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شدهام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحلهی اوّل، در میان شلوغیهایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا میگویند که شما مجتبیٰ را فرستادهاید جبهه، آقا میگویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستادهاید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنهای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه میکردند. آقا این خوابشان را همان وقتها برای من تعریف کردند و من اینطور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته میرفته است.
بخشی از تنها مصاحبه رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای
بازنشر از کانال سوزنبان ( محسن راحمی )
@pishkhan57
چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. بهزودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحلهی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان اینهمه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آنها را بربایند، آنوقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً همزمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کمعمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گلهای چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّهی نیروها هم کمکم بیدار میشدند و برخی میآمدند مثل من در آب مینشستند که لباسهایشان تمیز شود و برخی هم میرفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّهی صبحانه.
در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بیمقدّمه گفت «محمّدجواد حسینی خامنهای چهکارهی تو است؟» ما اصلاً آقا را به اسم «محمّدجواد» نمیشناختیم، ولی او گفت «محمّدجواد»! من درگیر نام «محمّدجواد» بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمیرفت. دوباره گفت «آیتالله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنهای کیه؟» گفتم پدربزرگم است که ناگهان و بهیکباره گفت «فوت شد»! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بندهخدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمیدانم میخواست مثلاً کار بامزهای کرده باشد یا گمان میکرد اگر اینطور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم بهتدریج یکییکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن میکنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیسجمهور را میدهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت میکنند.
... ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کولهپشتی نظامی دارد میرود. چون همان زمان هم من جبهه بودم، ایشان اینطور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شدهام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحلهی اوّل، در میان شلوغیهایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا میگویند که شما مجتبیٰ را فرستادهاید جبهه، آقا میگویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستادهاید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنهای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه میکردند. آقا این خوابشان را همان وقتها برای من تعریف کردند و من اینطور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته میرفته است.
بخشی از تنها مصاحبه رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای
@pishkhan57
۲۲:۲۸
@pishkhan57
۱۹:۴۷
*اینترنت سفید و الغای برادری در میان امتِ حزب الله
بخش اول
چندی پیش و بلافاصله بعد از اتصالی موقت و کوتاه به آن اینترنت سابقا دَمِ دستی و فعلا و چه بسا تا ابد رویایی و دست نیافتنی، با مشاهده سِیلی از دسترسی های آن ها که چندی همسرنوشت بودیم و دیگر نه هم مسیریم و نه هم سرنوشت، با فَوَران خشم و عصبانیتِ ناشی از مواجهه با نابرابری و تبعیض با سرعت و به صراحت چنین نوشتم:
«برابری لازمه برادری است. در شرایط نابرابری امکان تحقق برادری منتفی است. آنان که در شرایط قحطی و نابرابری و ناتوانیِ اکثریت مسلمین و مومنین و آحاد مردم، توانمند و بهره مند و مستفیض از امکانات و امتیازات ویژه هستند دیگر نمیتوانند پشت واژه برادری خود را مخفی کنند و در عین لذت بردن از آخورِ نابرابری با بی بهرهگان و بیچارگان و بی نوایان حزب اللهی و غیر حزب اللهی حرفی از برادری و « ما » بودن بزنند.»
در واقع برادری و انسجام و همقبیلگی و « ما » بودن به شکلی اجتناب ناپذیر و محتوم، مستلزم هم مسیری و هم سرنوشتی است. هم مسیری و هم سرنوشتی هم لازمه ای دارد و آن لازمه برابری افراد هم سرنوشت در بهرهمندی و برخورداری از امکانات و امتیازات است. تا همگانِ یک « ما » یا «مجموعه مشترک» در بهرهمندی از مواهب و مزایا به شکلی سخت و انعطاف ناپذیر « برابر » نباشند امکان تحقق «برادری» میان آن « ما » یا « مجموعه مشترک » منتفی و ممتنع است. این پایان ماجرا نیست. نابرابری نه تنها امکان تحقق و تأسیس « برادری » و « ما » را ممتنع میکند بلکه در صورت وجود یک « ما » و « مجموعه مشترک » که بر مبنای « برادری » شکل گرفته است مقدمات فروپاشی « برادری » و به تَبَع آن « ما » را میگیرد.
فاجعه و بحرانی که این روزها متوجه جامعه ایران و از آن مهم تر جامعه حزب الله ایران ( که به شکل دقیقی بر مبنای روایت برادری تأسیس شده است) شده، رسیدن تبعیض و نابرابری به حداکثر خود و به محسوس ترین شکل ممکن است.
تا پیش از رونمایی جدیدترین شکل تبعیض در ایران که «اینترنت طبقاتی» یا « اینترنت کثیف » باشد در میان ما تبعیض و نابرابری به شکلی جدی و به مقداری بیش از حد تحمل وجود داشت. اما با اینترنت سفید یا به زَعم و به زبانِ من « اینترنت کثیف » تبعیض در میان ما « ایرانی ها » و « حزب اللهی ها » وارد فاز جدید و هولناکی شد. تا پیش از رونمایی از اینترنت کثیف تبعیض بود و تبعیض هولناک بود و غیر قابل تحمل اما حالا تبعیض خاصیت دیگری نیز در ایران به خود گرفته و آن « محسوس بودن جهنمی » است. ما پیش از مشاهده اینترنت سفید با تبعیض به صورت مفهومی انتزاعی مواجه بودیم. کمتر فرصتی پیش میآمد تا تبعیض را به شکلی عینی و محسوس لمس کنیم. حداقل تبعیض آنقدر ها گسترده و پراکنده بود که امکان خشمِ دقیق نسبت به رانتیِر های مُستَفیض کمتر و سخت تر بود. اما حالا با وجود طرح جدید یا به عبارت بهتر واقعیت جدید اینترنت ایران، تبعیض به محسوس ترین شکل ممکن و در یک موضوع خاص و به شکلی فشرده برای ما نمایان شده است. این آغاز یک پایان است. پایانی بر همهی « ما » هایی که پیش از این شکل گرفته بود. دیگر افراد جامعه به طور کلی به دو قسم تقسیم شده اند. مستفیضان و بی بهرهگان. دیگر امکان وحدت میان این دو گروه ممکن نیست. برادری در حال انقراض است و نابرابری به شکلی جهنمی وارد عرصه جدیدی از حیات بنیان افکن خود شدهاست.
در این میان آنچه ذهن ناراحت نویسنده متن پیش رو را بیش از پیش ناراحت و نگران کرده است عاقبت آن موجودیتی است که ما روزی تحت عنوان « امت حزب الله » از آن یاد میکردیم.
نابرابری که ذکر خیرش گفته شد حالا در شکل جدید و در مرحله جهنمی دیگری از حیات خود در ایران ( که به واسطه ظهور اینترنت کثیف آغاز شده ) شکارچی جمعیت های متحد که ما آن را در این نوشتار « ما » مینامیم شدهاست. به طور کلی نتیجه نابرابری تجزیه بیش از پیش جامعه است اما جدی ترین گروهی که در قضیه اینترنت سفید هدف تجزیه است « امت حزب الله » است. در هیچ گروهی از جامعه ایران مثل این جمعیت، تبعیضِ مذکور کشنده تر عمل نکرده و نخواهد کرد. در بین حزب الله است که اینترنت کثیف ضربه ای عمیق به بنیانِ وحدت بخش حزب اللهی ها که برادریِ مبتنی بر برابری باشد خواهد زد چراکه در این گروه بیش از هر گروه دیگری تبعیضِ جدید، میان افراد محسوس تر است. بخش قابل توجهی از « امت حزب الله » که با دستان خالی در طول جنگ در میادین ایستاده بود این روز ها میبیند دستان فقیرش خالی تر از پیش شده و در عین حال « برخی از رفیقان سابق و هم قطار » آنان که تا پیش از این با آنان احساس هم سرنوشتی میرفت در میانه جنگ از امتیازاتی مستفیض شدهاند که دیگر « برادران و خواهران » نشده اند.
بازنشر از هیچ
@pishkhan57
@pishkhan57
۲۲:۱۸
اینترنت سفید و الغای برادری در میان امت حزب الله
بخش دوم
همین مشاهده تبعیض، به دقیق و محسوس ترین شکل ممکن، همانی است که احساسِ « هم قطاری » و « هم سرنوشتی » را از خِیلِ کثیر و اکثریت حزب اللهی ها خواهد گرفت و به تَبَعِ درکِ این حجمِ جهنمی از تبعیض ما شاهد « الغایِ برادریِ ناشی از نابرابری » در میان حزب الله ایران خواهیم بود.
پروژه اینترنت سفید آغازی بر انشقاق و تضاد در میان حزبالله ایران خواهد شد. دیگر حزب اللهی های پابرهنه و دست خالی با حزب اللهی های رانتیرِ مستفیضِ از امکانات احساس برادری و « ما » بودن نمیکنند. نتیجه این خواهد شد که سرخوردگی وسیعی میان طیف گسترده ای از حزب اللهی ها به وجود خواهد آمد و در پی آن ما شاهد شروع یک تضاد عینی میان جوانان بهرهمند و بی بهره حزب اللهی خواهیم بود. این شروع یک تزلزل و تشنج جدی در میان برادران سابق خواهد بود. در واقع ما احتمالا با ادامه پیگیری سیاست کثیف اینترنت سفید شاهد « جنگ نرم و سختِ برادران » خواهیم شد.
باید فکری به حال برادریِ در حال زوال در میان حزب الله ایران کرد. حزب الله از آغاز و از اساس، از صدر اسلام تا قعر تاریخ که امروز باشد بر مبنای «روایت برادری مبتنی بر برابری» شکل گرفته است. اسلام در ابتدا تا انتها برای بقا و تکامل و تقرب روی برادری مسلمین حساب باز کردهاست. اقدام فوری پیامبر مکرم در اعلام عمومی عقد اخوت میان مسلمین در سال اول هجرت شاهد مثالی بر همین مدعاست. تلاش های پی در پی و بی وقفه امیرالمومنین برای از بین بردن نابرابری در میان برادران مسلمان در نخستین روز های حکومت ایشان نیز مثالی در اثبات گزاره های فوق است؛ آن جا که امیرالمومنین سنت بهره مندی بیشتر متقدمین مسلمان از بیت المال را لغو کرد و زمینه خصومت میان مسلمین را، حداقل در این زمینه و موضوع، از ریشه خشکاند.
همهی این متن طویل نوشته شد تا آنان که نمیدانند بدانند و آن ها که میتوانند، تقلایی کنند برای برداشته شدن شر عظیم اینترنت سفید از سر برادران و خواهران امت واحده حزب الله.
بازنشر از هیچ
@pishkhan57
@pishkhan57
۲۲:۱۸
مقاومت در خارج، نئولیبرالیسم در داخل
تحول سیاسی و اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۶ نشاندهنده شکلگیری یک پدیده منحصر به فرد در تاریخ معاصر است که میتوان آن را دولت ضدامپریالیست نئولیبرال نامید؛ دولتی که در خارج به مقاومت مشغول است و در داخل سیاستهای ریاضت اقتصادی شدیدی را پیش میبرد. ریشه تحولات اخیر به دسامبر ۲۰۲۵ باز میگردد، زمانی که دولت مسعود پزشکیان یک بسته ریاضتی چهارگانه شامل افزایش قیمت بنزین، تعیین سقف ۲۰ درصدی برای افزایش حقوقها (بسیار پایینتر از نرخ تورم)، افزایش مالیات بر ارزش افزوده و در نهایت تکنرخی کردن ارز با جهشی ۵۰ درصدی را اجرا کرد. این سیاستها که به حذف ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی و دارو منجر شد، قدرت خرید طبقه متوسط و کارگر را به شدت کاهش داد و باعث شد کالاهای ضروری با قیمتهای جهانی و دلاری عرضه شوند، در حالی که دستمزدها به ریال و بسیار ناچیز باقی ماندند.
این فشار اقتصادی در ژانویه ۲۰۲۶ به اعتراضات گستردهای در مناطق روستایی و بازارها منجر شد که به سرعت به شهرهای بزرگ سرایت کرد، اما به دلیل مداخلات خارجی و منافع متقابل دولت و اپوزیسیون خارجنشین، ماهیت اقتصادی این مطالبات به سرعت به یک تقابل تمدنی و سیاسی میان جمهوری اسلامی و بازگشت سلطنت تغییر شکل یافت. هر دو طرف ترجیح دادند به جای صحبت از عدالت توزیعی و دردهای معیشتی، بحث را به سمت امنیت، خیانت، آزادی و دموکراسی سوق دهند تا از پاسخگویی به ریشههای مادی بحران بگریزند. با ورود دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به صحنه و آغاز حملات هوایی به زیرساختهای ایران، این شکاف داخلی به یک دوقطبی میان حاکمیت ملی و ادغام در نظم امپریالیستی تبدیل شد.
جنگ باعث شد بسیاری از مردمی که از سیاستهای اقتصادی دولت آسیب دیده بودند، برای دفاع از تمامیت ارضی کشور در برابر حملات خارجی ایستادگی کنند، چرا که انتخاب میان دولت فعلی به عنوان مدافع حاکمیت ملی و پروژه پهلوی به عنوان بخشی از نظم تحت رهبری آمریکا، به یک دوراهی سرنوشتساز تبدیل شد. در این میان، طبقهای از الیگارشی وابسته به دولت که از درآمدهای دلاری حاصل از فروش نفت و پتروشیمی بهرهمند است، از سیاستهای ریاضتی حمایت میکند تا هزینههای بقای دولت در برابر تحریمها را بر دوش مردم عادی بگذارد. در واقع، شفافیتگریزی که لازمه دور زدن تحریمها و فعالیت ناوگانهای مخفی تانکری است، همزمان باعث شده تا دولت در برابر مردم خود نیز پاسخگو نباشد و درآمدهای ملی را در شبکههایی مات و غیرشفاف مدیریت کند.
در نهایت، تضادی که میان ضدامپریالیسم و نئولیبرالیسم در ایران دیده میشود، در عمل به یک منطق واحد برای بقای دولت تبدیل شده است؛ به این معنا که کاهش ارزش ریال و مالیاتهای تنازلی ابزاری برای تأمین هزینههای مقاومت خارجی هستند. حتی در صورت رفع تحریمها، ساختار اقتصادی فعلی که بر پایه پیوند قدرت دولتی و استخراج خصوصی بنا شده، تضمینی برای بهبود معیشت تودهها ارائه نمیدهد، زیرا هر دو جناح سیاسی غالب درگیر شبکههای دلاری هستند و به جای تغییر ساختار به نفع مردم، تنها بر سر قیمت پرداخت شده برای بقا — یعنی حاکمیت ملی یا ریاضت اقتصادی — با هم اختلاف نظر دارند. این دهه به عنوان مقطعی تعیینکننده نشان خواهد داد که آیا ایرانیان میتوانند از این انتخابهای تحمیلی فراتر رفته و به اقتصادی دست یابند که به جای خدمت به الیگارشی، در خدمت منافع عمومی باشد یا خیر.
بازنشر از مجله جاکوبین
@pishkhan57
@pishkhan57
۱۸:۵۰
از پرویز امینی و تسنیم تا محمد محسن راحمی
کتاب «گفتارهایی درباره نظریههای عدالت» منتشر شد
علیرغم ارزش فوقالعادهی «عدالت» به طور اعم و ارزش خاص آن برای جمهوری اسلامی و مذهب تشیع که عدالت را برای خود یک رکن رکین میداند، همچنان با خلأهای مهمی در حوزه نظریه عدالت مواجه هستیم.
گروه اندیشه خبرگزاری تسنیم طی سالهای اخیر تلاش کرد از طریق گفتگو با کارشناسان و صاحبنظران با دیدگاههای مختلف و بعضاْ متفاوت، به تشریح و تبیین دیدگاهها و تئوریهای مختلف درباره عدالت بپردازد. مقصود تسنیم از این تبیینها، جانبداری از هیچیک از این آرا نبوده است، بلکه تلاش شده است تا هرکدام از دیدگاهها و مکاتب، توسط فردی که به آن دیدگاه نزدیکی بیشتری داشته و یا پژوهش ویژهای راجع به آن صورت داده، مطرح شود و مورد بحث و بررسی قرار گیرد تا مخاطب فرهیخته بیش از پیش با صورت و محتوای این نظریات آشنا شود.
ماحصل این گفتگوهای کارشناسی، در کتابی با عنوان «گفتارهایی درباره نظریههای عدالت» منتشر شده است که میتواند کتاب مرجع مناسبی برای پژوهشگران و علاقمندان مباحث نظری در حوزه عدالت باشد.
علاقمندان میتوانند این کتاب را از طریق این لینک از نمایشگاه بینالمللی کتاب تهیه کنند.
و یا اینکه از طریق تماس با خبرگزاری تسنیم، نسبت به تهیه آن اقدام نمایند.
شماره تلفن خبرگزاری تسنیم برای خرید کتاب:
۰۲۱۴۲۱۳۹۱۰۰۰۹۱۲۶۷۵۸۰۳۰
@pishkhan57
شماره تلفن خبرگزاری تسنیم برای خرید کتاب:
۰۲۱۴۲۱۳۹۱۰۰۰۹۱۲۶۷۵۸۰۳۰
@pishkhan57
۱۳:۰۳