شب شد و در پی فکر و نظرش میگشتمرفتم آن کوچه که یک بار به دورش گشتممن همانجا که به او زل زده ام فهمیدمعقل از جامه برون رفته و شیدا گشتم
۲۳:۴۴
امیدواریم شاعر این سه تا شعر آخر زودتر تخلص برگزینه که فیض ببریم =]
۲۳:۴۵
سـٰآلهـٰا میشـود از خـویش سـوالی دارممـن اگـر منتظـرم، از چہ نمـردم بـۍتـو؟
۱۱:۱۱
نمیآیی، نمیخوانی، نمیجویی خبر از منخدا ناکرده در دل رنجشی داری مگر از من؟_ صائب تبریزی
۱۱:۱۲
همه با یار خوش و من به غم یار خوشمسخت کاریست ولی من به همین کار خوشم_عماد خراسانی
۹:۵۳
کیم من؟آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان..._ رهی معیری
۹:۵۴
موی فر داری شما و دلربایی میکنیدلبر مو فرفری در دل خدایی میکنی
۲۰:۳۰
مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شدهخسته ام؛ خسته تر از آنکه بگویم چه شده
۲۰:۳۰
رژ اگر دارد لبت، دوری کن از پیراهنممادرم با دست میشوید لباسم را هنوز...
۲۰:۳۱
مرد آنست كه حتّی جسد بیجانش ،با رقيبان سرِ معشوق، رقابت دارد ای كه از كوچه معشوقه ما ميگذری چشم درويش بكن! عشق، قداست دارد
۲۰:۳۱