شخصیتپردازی هملت، تراژدیِ انسانیِ اندیشیدن
هملت، شاهزادۀ دانمارک، فقط یک شخصیت ادبی نیست؛ او تصویری از ذهن انسانی است که زیر بار فکر کردن، خم شده است؛ انسانی که بیش از آنکه زندگی کند، زندگی را تحلیل میکند.
ذهنی که هیچوقت آرام نمیگیرد هملت در جهانی زندگی میکند که برایش ساده و قابلاعتماد نیست. او به هرچیز شک میکند: حقیقت، نیت آدمها، حتی واقعیت خودش. ذهن او مدام درحال شکافتن لایههای پنهان جهان است؛ تا جایی که عمل کردن برایش به مسئلهای پیچیدهتر از خودِ حقیقت تبدیل میشود.
زخمی از فقدان و خیانت مرگ پدر و ازدواج شتابزدۀ مادر با عمویش، تنها یک اتفاق خانوادگی نیست؛ برای هملت فروپاشی اعتماد به جهان است. او درمیان سوگ و خشم، جهانی میبیند که اخلاق در آن لغزان شده و هیچچیز سرجای خودش نیست.
دیوانگی بهمثابۀ نقاب هملت دیوانگی را انتخاب میکند، اما این دیوانگی همیشه روشن نیست: آیا نقاب است یا تدریجاً به بخشی از وجودش تبدیل میشود؟ او با نقش بازی کردن، حقیقت را جستوجو میکند؛ اما هرچه بیشتر نقش بازی میکند، مرز میان خود واقعی و خود نمایشی برایش محوتر میشود.
تعلیق میان فکر و عمل هملت قهرمانی نیست که با شمشیر تصمیم بگیرد. او قهرمانِ تأخیر است؛ کسی که میداند باید کاری انجام دهد، اما ذهنش هزار مسیر اخلاقی، فلسفی و انسانی پیشپایش میگذارد! همین آگاهی بیش از حد، او را در لحظههای تصمیم فلج میکند.
هملت تصویری از انسان مدرن است: انسانی که میفهمد، میسنجد، تردید میکند و دقیقاً به همین دلیل رنج میبرد. او نه قهرمانِ عمل بلکه قهرمانِ اندیشه است؛ اندیشهای که گاهی خود، بزرگترین زندان انسان میشود.
@safemordegan
هملت، شاهزادۀ دانمارک، فقط یک شخصیت ادبی نیست؛ او تصویری از ذهن انسانی است که زیر بار فکر کردن، خم شده است؛ انسانی که بیش از آنکه زندگی کند، زندگی را تحلیل میکند.
ذهنی که هیچوقت آرام نمیگیرد هملت در جهانی زندگی میکند که برایش ساده و قابلاعتماد نیست. او به هرچیز شک میکند: حقیقت، نیت آدمها، حتی واقعیت خودش. ذهن او مدام درحال شکافتن لایههای پنهان جهان است؛ تا جایی که عمل کردن برایش به مسئلهای پیچیدهتر از خودِ حقیقت تبدیل میشود.
زخمی از فقدان و خیانت مرگ پدر و ازدواج شتابزدۀ مادر با عمویش، تنها یک اتفاق خانوادگی نیست؛ برای هملت فروپاشی اعتماد به جهان است. او درمیان سوگ و خشم، جهانی میبیند که اخلاق در آن لغزان شده و هیچچیز سرجای خودش نیست.
دیوانگی بهمثابۀ نقاب هملت دیوانگی را انتخاب میکند، اما این دیوانگی همیشه روشن نیست: آیا نقاب است یا تدریجاً به بخشی از وجودش تبدیل میشود؟ او با نقش بازی کردن، حقیقت را جستوجو میکند؛ اما هرچه بیشتر نقش بازی میکند، مرز میان خود واقعی و خود نمایشی برایش محوتر میشود.
تعلیق میان فکر و عمل هملت قهرمانی نیست که با شمشیر تصمیم بگیرد. او قهرمانِ تأخیر است؛ کسی که میداند باید کاری انجام دهد، اما ذهنش هزار مسیر اخلاقی، فلسفی و انسانی پیشپایش میگذارد! همین آگاهی بیش از حد، او را در لحظههای تصمیم فلج میکند.
هملت تصویری از انسان مدرن است: انسانی که میفهمد، میسنجد، تردید میکند و دقیقاً به همین دلیل رنج میبرد. او نه قهرمانِ عمل بلکه قهرمانِ اندیشه است؛ اندیشهای که گاهی خود، بزرگترین زندان انسان میشود.
@safemordegan
۱۱۵
۱۴:۲۸
اکسپرسیونیسم ادبی
اکسپرسیونیسم ادبی یکی از جریانهای مهم ادبی اوایل قرن بیستم است که بیشتر در آلمان شکل گرفت.
در این شیوه، نویسنده به جای توصیف دقیق و واقعگرایانه از جهان بیرونی، بر تجربههای درونی انسان تمرکز میکند: ترس، اضطراب، تنهایی و فروپاشی روانی.
در آثار اکسپرسیونیستی، واقعیت بیرونی اغلب تحریفشده و ذهنی بازنمایی میشود تا حالت روانی شخصیتها بهتر منتقل شود. این جریان تا حد زیادی تحتتأثیر بحرانهای اجتماعی و تجربههای ویرانگر جنگ جهانی اول شکل گرفت.
از نویسندگان مهم این جریان میتوان به فرانتس کافکا، گئورگ تراکل و گئورگ کایزر اشاره کرد.
اکسپرسیونیسم ادبی درنهایت تلاشی بود برای نشان دادن جهان از درون انسان به جای جهان همانطور که هست.
@safemordegan
اکسپرسیونیسم ادبی یکی از جریانهای مهم ادبی اوایل قرن بیستم است که بیشتر در آلمان شکل گرفت.
در این شیوه، نویسنده به جای توصیف دقیق و واقعگرایانه از جهان بیرونی، بر تجربههای درونی انسان تمرکز میکند: ترس، اضطراب، تنهایی و فروپاشی روانی.
در آثار اکسپرسیونیستی، واقعیت بیرونی اغلب تحریفشده و ذهنی بازنمایی میشود تا حالت روانی شخصیتها بهتر منتقل شود. این جریان تا حد زیادی تحتتأثیر بحرانهای اجتماعی و تجربههای ویرانگر جنگ جهانی اول شکل گرفت.
از نویسندگان مهم این جریان میتوان به فرانتس کافکا، گئورگ تراکل و گئورگ کایزر اشاره کرد.
اکسپرسیونیسم ادبی درنهایت تلاشی بود برای نشان دادن جهان از درون انسان به جای جهان همانطور که هست.
@safemordegan
۸۸
۸:۰۲
چطور از اتفاقات روزمره مواد خام نوشتن فراهم کنیم.mp3
۰۴:۰۴-۵.۵۹ مگابایت
۹۱
۸:۰۶
ارتباط اکسپرسیونیسم ادبی با جنگ
ارتباط این ژانر با جنگ جهانی اول، مستقیم و بنیادی است.
این جریان در فضایی شکل گرفت که جنگ تصویر عقلانی و پیشرونده از تمدن را فرو ریخت، تجربۀ مرگِ جمعی، خشونت صنعتی و بیمعنایی را وارد زندگی روزمره کرد و احساس ناامنی و اضطراب دائمی ایجاد کرد؛
در نتیجه، نویسندهها دیگر نمیتوانستند جهان را واقعگرایانه و آرام نشان دهند، چون واقعیت برایشان شکسته و غیرقابلاعتماد شده بود.
اکسپرسیونیسم ادبی در پاسخ به این وضعیت، به جای بازنمایی بیرونی جنگ، اثر روانی جنگ بر انسان را نشان داد:اضطرابگسست هویتترس از فروپاشیتجربۀ بیمعنایی زندگی
به همین دلیل، جنگ در این آثار همیشه به شکل صحنۀ نبرد حضور ندارد، بلکه در زبان، تصویرها و ذهن شخصیتها جاری است.
@safemordegan
ارتباط این ژانر با جنگ جهانی اول، مستقیم و بنیادی است.
این جریان در فضایی شکل گرفت که جنگ تصویر عقلانی و پیشرونده از تمدن را فرو ریخت، تجربۀ مرگِ جمعی، خشونت صنعتی و بیمعنایی را وارد زندگی روزمره کرد و احساس ناامنی و اضطراب دائمی ایجاد کرد؛
در نتیجه، نویسندهها دیگر نمیتوانستند جهان را واقعگرایانه و آرام نشان دهند، چون واقعیت برایشان شکسته و غیرقابلاعتماد شده بود.
اکسپرسیونیسم ادبی در پاسخ به این وضعیت، به جای بازنمایی بیرونی جنگ، اثر روانی جنگ بر انسان را نشان داد:اضطرابگسست هویتترس از فروپاشیتجربۀ بیمعنایی زندگی
به همین دلیل، جنگ در این آثار همیشه به شکل صحنۀ نبرد حضور ندارد، بلکه در زبان، تصویرها و ذهن شخصیتها جاری است.
@safemordegan
۸۰
۱۲:۴۴
جلسۀ برخلاف داستاناگر دوست دارید داستانها را کمی دقیقتر بخوانید، این بار با پیرمرد و دریا همراه ما باشید.در یک جلسۀ ۹۰ دقیقهای، از سطح روایت عبور میکنیم و به جزئیات و شیوۀ ساختهشدن داستان نگاه میکنیم.
چهارشنبه
آنلاین
برای اطلاعات بیشتر: @ka_adminnn
برای اطلاعات بیشتر: @ka_adminnn
۷۶
۱۵:۲۹
۵۳
۷:۳۷
صف مردگان
تصویر
مارگاریت دوراس؛ نویسندهای میان خاطره و سکوت
مارگاریت دوراس (۱۹۱۴–۱۹۹۶) نویسنده، نمایشنامهنویس و فیلمساز فرانسوی، از مهمترین چهرههای ادبیات فرانسه در قرن بیستم به شمار میرود.او در هندوچینِ تحت استعمار فرانسه (ویتنام امروزی) به دنیا آمد و بسیاری از تجربههای کودکی و نوجوانیاش بعدها در آثارش بازتاب یافت.
دوراس فعالیت ادبی خود را از دهۀ ۱۹۴۰ آغاز کرد، اما بهتدریج به یکی از صداهای منحصربهفرد ادبیات مدرن تبدیل شد؛ نویسندهای که بیش از روایت رویدادها، به حافظه، احساس، فقدان و پیچیدگی روابط انسانی علاقه داشت.
او تنها یک رماننویس نبود. دوراس در تئاتر و سینما نیز حضوری جدی داشت و فیلمنامهٔ هیروشیما عشق من از مشهورترین آثار او در این حوزه است.
بااینحال، بیش از هر چیز با رمان عاشق شناخته میشود؛ اثری که در سال ۱۹۸۴ جایزۀ گنکور، معتبرترین جایزه ادبی فرانسه، را برای او به ارمغان آورد.
امروزه مارگاریت دوراس را نه فقط بهعنوان یک نویسندۀ موفق، بلکه بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبیات مدرن میشناسند؛ نویسندهای که مرز میان زندگی، خاطره و داستان را بارها جابهجا کرد.
@safemordegan
مارگاریت دوراس (۱۹۱۴–۱۹۹۶) نویسنده، نمایشنامهنویس و فیلمساز فرانسوی، از مهمترین چهرههای ادبیات فرانسه در قرن بیستم به شمار میرود.او در هندوچینِ تحت استعمار فرانسه (ویتنام امروزی) به دنیا آمد و بسیاری از تجربههای کودکی و نوجوانیاش بعدها در آثارش بازتاب یافت.
دوراس فعالیت ادبی خود را از دهۀ ۱۹۴۰ آغاز کرد، اما بهتدریج به یکی از صداهای منحصربهفرد ادبیات مدرن تبدیل شد؛ نویسندهای که بیش از روایت رویدادها، به حافظه، احساس، فقدان و پیچیدگی روابط انسانی علاقه داشت.
او تنها یک رماننویس نبود. دوراس در تئاتر و سینما نیز حضوری جدی داشت و فیلمنامهٔ هیروشیما عشق من از مشهورترین آثار او در این حوزه است.
بااینحال، بیش از هر چیز با رمان عاشق شناخته میشود؛ اثری که در سال ۱۹۸۴ جایزۀ گنکور، معتبرترین جایزه ادبی فرانسه، را برای او به ارمغان آورد.
امروزه مارگاریت دوراس را نه فقط بهعنوان یک نویسندۀ موفق، بلکه بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبیات مدرن میشناسند؛ نویسندهای که مرز میان زندگی، خاطره و داستان را بارها جابهجا کرد.
@safemordegan
۵۷
۷:۳۷
چرا نوشتههای مارگاریت دوراس متفاوتاند؟
در آثار مارگاریت دوراس، آنچه گفته نمیشود گاهی مهمتر از چیزی است که گفته میشود. او بهجای روایتهای پرحادثه، بر سکوتها، خاطرهها، احساسات مبهم و تنشهای پنهان میان شخصیتها تمرکز میکند.
نثر دوراس معمولاً موجز و ساده بهنظر میرسد، اما همین سادگی ظاهری لایههای پیچیدهای از معنا را در خود پنهان میکند. در بسیاری از آثار او، زمان خطی نیست؛ گذشته و حال در هم میآمیزند و خاطره به بخشی از روایت تبدیل میشود.
عشق، میل، فقدان، تنهایی و حافظه از مهمترین درونمایههای آثار او هستند. به همین دلیل خواندن دوراس بیشتر از آنکه دنبال کردن یک داستان باشد، تجربۀ ورود به جهان ذهنی و عاطفی شخصیتهاست.
@safemordegan
در آثار مارگاریت دوراس، آنچه گفته نمیشود گاهی مهمتر از چیزی است که گفته میشود. او بهجای روایتهای پرحادثه، بر سکوتها، خاطرهها، احساسات مبهم و تنشهای پنهان میان شخصیتها تمرکز میکند.
نثر دوراس معمولاً موجز و ساده بهنظر میرسد، اما همین سادگی ظاهری لایههای پیچیدهای از معنا را در خود پنهان میکند. در بسیاری از آثار او، زمان خطی نیست؛ گذشته و حال در هم میآمیزند و خاطره به بخشی از روایت تبدیل میشود.
عشق، میل، فقدان، تنهایی و حافظه از مهمترین درونمایههای آثار او هستند. به همین دلیل خواندن دوراس بیشتر از آنکه دنبال کردن یک داستان باشد، تجربۀ ورود به جهان ذهنی و عاطفی شخصیتهاست.
@safemordegan
۴۷
۱۱:۰۵
برخلاف داستانفردا شروع میکنیم؛ آیا پیرمرد و دریا را واقعاً خواندهایم؟
اگر پیرمرد و دریا را خواندهاید یا دوست دارید آن را از زاویهای تازه ببینید، به ما بپیوندید.
فردا، در این نشست ۹۰دقیقهای، فقط دربارهٔ داستان حرف نمیزنیم؛ بررسی میکنیم همینگوی چگونه با جزئیات، روایت و زبان، یکی از ماندگارترین آثار ادبیات جهان را ساختهاست.
چهارشنبه
آنلاینبرای اطلاعات بیشتر:@mahdiehkoohikar
اگر پیرمرد و دریا را خواندهاید یا دوست دارید آن را از زاویهای تازه ببینید، به ما بپیوندید.
فردا، در این نشست ۹۰دقیقهای، فقط دربارهٔ داستان حرف نمیزنیم؛ بررسی میکنیم همینگوی چگونه با جزئیات، روایت و زبان، یکی از ماندگارترین آثار ادبیات جهان را ساختهاست.
۱۴۷
۱۵:۱۴
صف مردگان
برخلاف داستان فردا شروع میکنیم؛ آیا پیرمرد و دریا را واقعاً خواندهایم؟ اگر پیرمرد و دریا را خواندهاید یا دوست دارید آن را از زاویهای تازه ببینید، به ما بپیوندید. فردا، در این نشست ۹۰دقیقهای، فقط دربارهٔ داستان حرف نمیزنیم؛ بررسی میکنیم همینگوی چگونه با جزئیات، روایت و زبان، یکی از ماندگارترین آثار ادبیات جهان را ساختهاست.
چهارشنبه
آنلاین برای اطلاعات بیشتر: @mahdiehkoohikar
برای ثبتنام فقط تا پایان امشب فرصت دارید
۴۰
۱۶:۱۱